• بازدید : 17 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۸۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۲۱    کد محصول : ۹۶۱۴    حجم فایل : ۱۰۲ کیلوبایت   

یکی از ارزشمندترین راههای استفاده از خلاقیت بکار بردن آن برای بهبود روبط است. زیرا انسانها در سطوحی بیشمار و گوناگون

در برابر پذیرش امواج طیف یکدیگر ، به ویژه نسبت به انگاره ها و قالبهای فکری که درباره یکدیگر در سر دارند حساس و پذیرا هستند.

در واقع همین اندیشه ها و گرایشهای نهفته است که رفتار موفق یا ناموفق ما را می سازد.

در رابطه عزت نفس با خلاقیت نیز مانند هر چیز دیگر، دقیقاً همان چیزی را به دست می آوریم که به آن اعتقاد داریم و باور ماست ،

مگر اینکه ازژرف ترین سطح وجودمان رابطه ای درست  ودلخواه را بطلبیم.

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت می باشد.

  • بازدید : 12 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۵۱    کد محصول : ۹۶۱۹    حجم فایل : ۲۲۸ کیلوبایت   

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند. بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن، ،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.  نلر یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.  از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد

 

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه با موضوع رابطه بين خلاقيت با جنسيت

نوع فایل : Word

تعداد صفحات : ۵۰

پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي در رشته مشاوره و راهنمايي

شرح محتوا

چکيده

پژوهش حاضر به بررسي رابطه جنسيت و خلاقيت پرداخته است. جامعه آماري پژوهش شامل همه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي اردبيل است. گروه نمونه نيز شامل ۵۰ نفر دانشجوي دختر و ۵۰ نفر دانشجوي پسر بود که به صورت تصادفي و مستقل انتخاب شده اند.

سنجش خلاقيت بر اساس آزمون خلاقيت ژان – لوئي سيله شامل سه قسمت، خلاقيت کلامي، خلاقيت تکميل تصاوير، خلاقيت تفسير تصاوير است که پس از انجام و بررسي با استفاده از روش آماري t براي دو گروه مستقل مورد تحليل قرار گرفت و نتيجه زير حاصل شد : پس از جمع آوري اطلاعات و بررسي گروه ها مشخص شد که بين خلاقيت با جنسيت رابطه معناداري وجود ندارد.

 

مقدمه

هدف نخستين هر انساني توانايي بخشيدن به خرد و انديشه است. نعمت آموزش و پرورش پذيري در بهينه سازي انسان و سازندگي تن و روان تموج آن دو آدمي را به خداوند که سرچشمه خرد و انديشه و نظام آفرين هستي است پيوند مي دهد. آموزش و پرورش کارسازترين و نيرومندترين ابزار انسان است.

آفريننده جان و خرد بدو توان آموختن بخشيد که تا با علم و عمل در راه سازندگي قيام کنند. زندگي بدون آفرينندگي خاموش و به گورستان ماننده است. واژه خلاقيت مترادف با ابداع، توانايي پيش بيني و ايجاد ايده است. مي خواهيم رابطه بين خلاقيت و جنسيت را مورد مکالمه و بررسي قرار دهيم و اما مطلبي که اين رابطه از اهميت خاصي برخوردار نموده. نقش جنسيت ر تفکر خلاق است و اينکه جنسيت آدمي در ميزان خلاقيت او موثر است يا خير.

در مسئله خلاقيت علاوه بر عامل هوش و جنسيت، مسئله شخصيت و فرهنگ اجتماعي و خانوادگي افراد را هم بايستي مدنظر قرار داده و اهميت زيادي براي آن قائل شد، چرا که بسياري از استعدادهاي خلاق به صورت بالقوه باقي مي ماند و اجازه بروز به آن داده نميشود که اين مسئله ناشي از همان فرهنگ خانوادگي و اجتماعي است.

نتيجه تحقيق نشان داد که ميزان خلاقيت در پسران نوجوان بيشتر از دختران نيست، به عبارت ديگر رابطه معني داري ميان ميزان خلاقيت و جنسيت مشاهده نميشود…


  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

کنجکاوي و تفکر پيرامون افراد تيزهوش و با استعداد سابقه بسيار طولاني دارد و احتمالاً به زمان بر مي گردد که براي اولين بار انسان علاقمند شد به اين که چرا افراد با هم تفاوت دارند. در جوامع مختلف هر زمان افرادي بودند که با استعداد فراوان و نبوغ فوق العاده خويش در طول زندگي توجه و تحقيق هم را با خود جلب نمود و يا بدون توجه به مردم زندگي کرده و گه گاه پس از مرگشان به نبوغ آنها پي برده شده است. در يونان قديم افلاطون عقيده اش برآن بود که کودکان باهوش مي بايست در سنين کوچکي انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصي علوم و فلسفه تعليم داده مي شده. طرز تفکر آداب و رسوم و عقايد جوامع نقش موثري در ارزشيابي و تعليم و تربيت کودکان سرآمد داشته است 
خلاقيت افسانه ها و واقعيت ها 
بزرگترين افسانه در مورد خلاقيت اين است که آن را در انحصار افراد نادر، خاص و باهوش مي دانند. گاهي با مرتبط کردن خلاقيت و حماقت، افراد خلاق، و خل به حساب مي آيند (گنجي، ۱۳۸۲).
حتي اگر در دنياي اختراعات انقلابي به پا نکرده باشيد و ديگران شما را به عنوان مخترع يا خلاق نشناخته باشند، غير ممکن است که تا به حال خلاقيت خود را در جايي نشان نداده باشيد. اگر توانسته باشيد، حتي يک بار، با موادي که براي سه نفر کافي بوده است، براي پنج نفر غذا بپزيد، يا توانسته باشيد کسي را متاثر و هيجان زده کنيد، خلاقيت خود را نشان داده ايد. همه انسان ها خلاق هستند، اما برخي بيشتر و برخي کمتر از بقيه، خلاقيت جزئي از سرشت انسان است. علاوه بر آن، مي توان رفتار خلاقانه را با تمرين هاي مناسب پرورش داد، محيط نيز مي تواند به آن شتاب بدهد و، در نهايت، نياز يکي از قويترين عوامل شکوفايي خلاقيت است.
مسلماً هيچ نيازي نيست که انسان ديوانه باشد تا بتواند چيزي را خلق کند. حتي اگر کسي، ديوانه يا خل به حساب آيد، ممکن است يک خلاق بزرگ باشد. به عبارت ديگر، روان رنجوري (يعني اختلالاهاي رفتاري خفيف داشتن) نمي تواند معياري بر خلاقيت باشد.
دومين افسانه درباره خلاقيت عبارت از تفاوت قائل شدن بين اعمال خلاقانه است: چه هنري، چه علمي يا تنها براي حل مشکلي کوچک. به سخن ديگر، وقتي ديدگاه منطقي دنبال مي شود، اغلب سعي ميشود که خلاقيت واقعي توصيف و طبقه بندي شود و نقاط قوت آن را خلاقيت تصادفي يا کم اهميت، گاهي هم به صورت درجه بندي، متمايز گردد.
خلاقيت به شيوه يکسان عمل مي کند، چه در مورد فرستادن انسان به کره ماه و چه در مورد نگه داشتن شلوار بدون کمربند. عمل خلاق، تا حد زيادي، عبارت است از کنار هم گذاشتن عناصر ناهمگون، به منظور ساختن يکي تصوير ذهني جديد يا واقعيت جديد. هنرمند نقش فضا و فرم را تغيير شکل مي دهد تا از منظره اي که ديده است چيز تازه و متفاوتي به وجود آورد مي توان گفت که کانتير، همان صندوق عقب اتومبيل تغيير يافته است، همان طور که ساندويچ مخصوص،‌ نسخه جديدي از ساندويج سنتي است. مطالعات نشان مي دهد که رفتار خلاقانه براي همه در همه زمينه ها يکسان است.
مرتبط دانستن خلاقيت و هوش نيز افسانه است. اگرچه براي نشان دادن خلاقيت به حداقل هوش نياز هست، خلاقيت به هيچ وجه تابع هوش نيست. بنا به برخي از پژوهش هاي آمريکايي، حتي به نظر مي آيد، هوش که با آزمون ها اندازه گيري ميشود (IQ)، ترمزي براي خلاقيت است. کساني که ضريب هوشي بالايي دارند، کمتر خلاق هستند، زيرا نوع هوششان آنها را به طور دائم وادار مي کند تا با هنجارها سازگار شوند، در حالي که خلاقانه عمل کردن، فرد را وادار مي کند که از هنجارها خارج شود تا به افکار اصيل و تازه دست يابد (گنجي، ۱۳۸۳).

خلاقيت و فرهنگ 
مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمنداني که دستاوردهاي اصيل و مهمي در        رشته هايشان داشتند نشان مي دهد که عوامل شخصيتي نظير استقلال در قضاوت، برخورداري از انگيزه پيشرفت، ابتکار عمل و بردباري در برابر الهامات، از جمله شرايط مهم در دستيابي به کشفيات خلاق هستند، ازاين رو خلاقيت ممکن است در زمره خصايصي نباشد که بتوان آنها را با يک آزمون واحد به طور دقيق ارزيابي کرد (هيگارد و اتکينسون،‌ ۱۳۷۰).
مطالعاتي که بارون (۱۹۸۵) در زمينه شخصيت افراد خلاق انجام داده نشان مي دهد که مردم خلاق در مقايسه با افرادي عادي بيشتر خوش بين هستند، داراي انرژي رواني جسمي استثنايي مي باشند، زندگي آنها بيشتر پيچيده است، به دنبال تنش هستند تا از طريق آزاد شدن از آن احساس لذت کنند و برخورد آنها با ناهشياري يعني با تخيلات و تصورات ذهني بيشتر است (ساعتچي، ۱۳۶۶).
اشخاص بسيار خلاق تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند، گواه اين امر شمار کثير صفات ستايش آميزي است که در توصيف خود به کار مي برند و نيز نمرات نسبتاً بالاي آنها در مقياسي است که با آن خودپذيري اساسي فرد اندازه گيري ميشود (طموريان، ۱۳۶۹).
کتاب نبوغ وراثتي که گالتن در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد مجموعه اي از مطالعات آماري بررسي خانواده هاي افراد برجسته را بنيان نهاد. تمامي اين مطالعات نشان مي دهد که برجستگي در بين فاميل ها منتقل ميشوند. اظهارات گالتن درباره برتري حسي و سلامت بهتر افراد نابغه قابل توجه است (طهموريان، ۱۳۶۹).

کاربرد خلاقيت :
تخيل، هوش، خلاقيت 
تخيل، خلاقيت نيست. تخيل به تنهايي نمي تواند شرط لازم براي خلاقيت باشد. در مورد هوش نيز چنين است. هوش به تنهايي نمي تواند شرايط لازم براي خلاقيت را به وجود آورد. ايده آل اين است که از اين دو توانايي، ترکيبي همگون فراهم شود تخيل و هوش، نه تنها متضاد نيستند بلکه يکديگر را تکميل مي کنند، باعث بروز خلاقيت واقعي مي شوند. تخيل افسار گسيخته نيز خلاقيت نيست.
 وانگهي، بيش از حد منطقي بودن نيز مانع قوي براي خلاقيت است، زيرا بخش بزرگي از انتقاد و قضاوت هنجاري رابه همراه مي آورد (گنجي، ۱۳۸۳).
گانيه در طبقه بندي خود از انواع يادگيري بالاترين سطح يادگيري را حل مسئله مي داند، ومعتقد است که آفرينندگي نوع ويژه اي از راه حل مسئله است (سيف، ۱۳۶۸).
در عين حال، مي توان بين حل مسئله و آفرينندگي از اين لحاظ تفاوت قائل شد که، حل مسئله بيشتر بر واقعيات استوار است و هدف آن عيني و بيروني است، در حالي که آفرينندگي بيشتر جنبه شخصي دارد و زياد از حل مسئله مبتني بر شهود و تخيل است (سيف، ۱۳۶۸).
از مدتها پيش خلاقيت مد روز شده است. خلاقيت به ساير فنون و مردم پسند، که هدفشان درمان فردي يا گروهي است، شباهت پيدا کرده است. بديهي است که رشد خلاقيت به فرد اجازه مي دهد تا شخصاً به خود شکوفايي برسد، اما فنون خلاقيت، عملکرد درماني ندارند. هدف آنها اساساً اين است که مشکلات موجود در سازمان هاي بزرگ يا در جامعه را، به شيوه مناسب و مبتکرانه حل کنند.
به اين ترتيب، توانسته اند خلاقيت و پويايي گروه يا حتي تمرين هاي ازقيد و شرط بين آوردن را در هم آميزند. جلسات خلاقيت با جلسات ديگري که درباره رشد شخصيت از طريق کسب آگاهي از نيروهاي جسمي، فلسفه دروني يا مراقبه متعالي انجام مي گيرد، ربط داده ميشود. خلاقيت از فلسفه دروني سرچشمه نمي گيرد و جريان جلسات خلاقيت، رهبران روحاني نيستند، هرچند مي توانند به شرکت کنندگان تجاربي را القا کنند که در سمينارهاي روان شناختي يا مراقبه متعالي القا ميشود. خلاقيت، وقتي با اين روش به کار برده ميشود، مي تواند به ايدئولوژي جديدي تبديل شود که رهبران روحاني و مراسم خاص خود را خواهد داشت. دراين صورت، با خطر ازدست دادن اعتبار در دنياي تجارب روبرو خواهد شد (گنجي، ۱۳۸۳).
بزرگترين خطر در اجتماع ما اين است که خلاقيت به صورت ابزاري درآيد فقط براي حل مشکلات به کار برده مي شود. دراين صورت، افراد و سازمان ها، از تمام دست آوردهايي که خلاقيت مي تواند به همراه آورد، محروم خواهند شد.
اگر خلاقيت تنها به حل مشکلات اختصاص يابد، از پرداختن به سوالات وسيع، مثل بازي سازي، تغيير ديدگاه ها يا اصلاح درک مسائل، باز خواهد ماند، اينجاست که خلاقيت توانايي تغيير دادن دنيا را نخواهند داشت، همان طور که تا به حال نداشته است (گنجي، ۱۳۸۳).


يافته هاي داخلي :
علي کريمي (۱۳۷۹) در پژوهش نشان داد که رابطه معناداري ميان خلاقيت و اضطراب در هر دو گروه پسران و دختران وجود دارد در پژوهش حاضر پسران به طور معناداري در خلاقيت برتراز دختران بودند معنادار بودن منزلت اجتماعي والدين (تحصيلات پدر و مادر) و خلاقيت آزمودنيها در اين پژوهش بارز است.
بتول مهين زعيم (۱۳۷۹) ؛ نتايج تحقيق داد که :
۱- ويژگي هاي شخصيتي دانشجويان رشته هاي تحصيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني مهندسي، پزشکي متناوب است.
۲- ميزان خلاقيت دانشجويان رشته هاي تحثيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني، مهندسي و پژشکي متفاوت است.
۳- بين ويژگي هاي شخصيتي و خلاقيت رابطه وجود دارد.
زهرا دست لزرگي (۱۳۸۱) : 
همه افراد داراي خلاقيت هستند اما عدم وجود محيطي مناسب و بي توجهي به اين توانايي مانع ظهور آن مي گردد و يکي از جديدترين قلمروهاي آموزش خلاقيت، آموزش مبتني بر کارکردهاي مغزاست. پژوهش حاضربه مقايسه دو روش آموزش خلاقيت، روش مبتني بر کارکردهاي تمام مغز در ميان دانش آموزان دختر سال اول نظري پرداخته است.
زهرا نوري؛ در پژوهش نشان داد که :
رابطه مثبت معني دار بين نمره کل خلاقيت و عملکرد تحصيلي وجود ندارد.
در رابطه خلاقيت و عملکرد تحصيلي بين دختران و پسران تفاوت معنادار مشاهده شد.
به طور کلي اين تحقيق در مورد تفاوت هاي جنسيتي در عملکرد تحصيلي با تحقيقات سادکر (۱۹۹۱) و کوبيس (۱۹۷۸) همسو بود و نيز در مورد ارتباط بين خلاقيت تحصيلي با تحقيق کفايت (۱۳۷۲)، کنات و هاگتوت (۱۹۹۳) همسو بود.
فريبا پورجلي (۱۳۷۹) : نتايج پژوهش تفاوت هاي جنسيتي در تاثير انگيزش بيروني (پاداش) بر خلاقيت نشان داد که :
۱- پاداش منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان دختر شد.
۲- پاداش تاثير معني داري بر خلاقيت دانش آموزان پسر نداشت.
۳- پاداش تاثير تعاملي بر خلاقيت دانش آموزان داشت.
۴- پاداش صرفنظر از جنسيت منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان شد.
۵- دانش آموزان دختر در مقايسه با دانش آموزان پسر از خلاقيت بيشتري برخوردار بودند.
مسلم گوهري (۱۳۷۷) :
در پژوهش حاضر، بررسي رابطه خودپنداره و منبع کنترل با خلاقيت در دانش آموزان پسر دوره تحصيلي راهنمايي که خلاقيت کلي بعنوان تغيير ملاک و خودپنداره و منبع کنترل بعنوان متغيرهاي پيش بين در نظر گرفته شدند. نتايج نشان داد که : رابطه خودپنداره در خلاقيت کلي معني دار است.
تاثير تعاملي سطوح خودپنداره و منبع کنترل در سطح معني دار و همبستگي بين بخشهاي مختلف خلاقيت (کلامي – تصويري – کلي) در سطح ۵% معني دار است.
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید.
برای درك و فهم خلاقیت ابتدا باید آن را تعریف كرد. قابل قبول ترین تعریفی كه از خلاقیت ارائه شده است عبارت است از « توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیز های نا مربوط و تبدیل آن به شكل های جدید». 
برخی دیگر از متخصصان، خلاقیت را بعنوان یك تولید ، فرایند ، یكسری مهارت ها و ویژگی های شخصیتی توصیف می كنند. 
ادیسون ( با اختراع برق( و گراهام بل) با اختراع تلفن) هر دو مولد چیزهای جدیدی بودند كه جامعه بشریت را منقلب كرد. همینطور پیشرفت های پزشكی ، كارهای هنری، اصول و قوانین علمی نیز از جمله تولیدات خلاق محسوب می شوند. 
 خلاقیت بعنوان یك فرایند : 
طبق این توصیف، خلاقیت فرایندی است كه فرد با آن درگیر میشود حتی اگر به تولید چیز خاصی منجر نگردد. همه افراد می توانند عملكرد خلاقی داشته باشند. عملكرد خلاق شامل فكر كردن ، صحبت كردن، بازی ، نوشتن، رقصیدن، آواز خواندن، نواختن موسیقی ، آزمایش و دستكاری كردن ایده ها و اشیا باشد. بنابراین هر فعالیت هنری كودك خردسال می تواند خلاق باشد. خلاقیت كودكان در سال های اولیه زندگی بیشتر مبتنی بر فرایند است. یعنی كودك، یك نقاشی را شروع می كند اما آن را كامل نكرده و رها می كند. این عملكرد یعنی قرار گرفتنی در فرایند خلاقیت حتی اگر منجر به تولید كی اثر نشود. 
 خلاقیت بعنوان یك مهارت: 
 گرچه همه كودكان بالقوه خلاق هستند اما این توانایی بدون تمرین خاموش می شود. 
 خلاقیت برای شكوفایی نیاز به تمرین دارد. بعنوان مثال مهارت در بازی تنیس بدون تمرین, به سرعت از بین می رود. یك بازیكن خوب، دائماً تمرین می كند. بدون تمرین ، توانایی نوشتن ، موسیقی ، آواز ، رقص ، نقاشی و بسیاری دیگر … ممكن است متوقف شود. 
▪ خلاقیت به عنوان یكسری ویژگی های شخصیتی: برخی از محققان ویژگی هایی را برای افراد خلاق مطرح می كنند. این ویژگی ها عبارتند از: جسارت ، كنجكاوی ، انعطاف پذیری، استقلاب، درونگرایی، ناهمنوایی، شوخ طبعی گرایش به تجربه كردن و…. . 
خلاقیت به عنوان یكسری شرایط محیطی: 
منظور از شرایط محیطی، افراد، مكان ها، اشیا، و تجربیات است. كودكان از هیچ قادر به خلق چیزی نیستند. آنها برای ترسیم كردن یا خلق چیزی نیاز به تجربه دارند. بعنوان نمونه، كودكی كه فرودگاه یا مرز هوایی را ندیده است به سختی می تواند در بازی ها یا فعالیت دیگرش، فعالیت خلاقانه ای داشته باشد. به همین ترتیب، در بیان خلاقیت، هرچه زمینه تجربیات فرد یا مكان ها، اشیا و سایر افراد بیشتر باشد، عملكرد وی در فعالیت های خلاقانه بیشتر است. 
محیط خانه یكی از عوامل مهم در پرورش خلاقیت محسوب می گردد. اگر در محیط خانه دیدگاه خوش بینانه ای نسبت به این موضوع وجود داشته باشد. كودكان بیشتر استعداد های خود را بروز می دهند. تحقیقات نشان داده است كه اگر: 
 والدین به كودكانشان احترام بگذارند، 
 نسبت به توانایی فرزندشان اعتماد داشته باشند، 
 به كودكان شان اجازه كشف كردن و تصمیم گیری بدهند، 
 ارزش های خانواده همیشه بر مبنای صداقت، شایستگی، منطق و موفقیت باشد، به پرورش و رشد خلاق كودكان خود كمك كرده اند. 
 موانع خلاقیت: 
▪ همانطور كه محرك های محیطی و عوامل خانوادگی می توانند خلاقیت را افزایش دهد، شرایط منفی هم می تواند آن را محدود كند. ٤ نوع شرایط محیطی كه مانع توانایی خلاقیت می شوند عبارتند از: 
 والدین: 
والدین اغلب انتظارات خاصی از كودكان شان دارند، متأسفانه كودكان خلاق ممكن است با این انتظارات هماهنگ نیاشند. كودكان خلاق اغلب اقتدار. محدودیت ها ، منطق و انتظارات والدین را زیر سؤال می برند. این كودكان بصورت متفاوتی عمل و رفتار می كنند. والدین ممكن است این رفتارهای خلاق را نوعی بی ادبی قلمداد كنند یا رفتارهای كودك شان را خیلی عجیب و غریب ، نابالغ، غیر عادی یا شیطانی بداند. بنابراین لازم است والدین اطلاعات كافی و لازم درخصوص ماهیت خلاقیت و فرایند آن داشته باشند. 
 مدرسه : 
معلم ممكن است ارزش كودك خلاق را درك نكند. اغلب كودك خلاق باید در موقعیت مدرسه بر اساس همنوایی كامل عمل كند . كودك یاد میگیرد شب سیاه است و اگر در نقاشی اش از رنگ دیگری غیر از آن استفاده كند مورد تمسخر قرار می گیرد. 
اخیراً تأكید بسیاری در این خصوص وجود دارد كه در مدارس فرصت بسیار كم و نا محدودی برای فعالیت های خلاق كودكان در نظر گرفته می شود. همچنین برخی از كودكان در كلاس های درسی غیر خلاق زندان می شوند و به آنها گفته می شود« بنشین سرجایت». به همین دلیل یكی از ضروریات نظام آموزشی، توجه به استعداد های خلاق كودكان و پرورش معلمان در خصوص فراهم آوردن فضای مناسب برای پرورش آن استعدادهاست. 

 
 نقش های جنسی: 
در هر جامعه ای نقش های جنسی خاصی وجود دارد، در اغلب مواقع این نقش ها علاوه بر محاسنش محدودیت هایی برای كودكان فراهم می كند. وقتی ما انتظار داریم كودك پسرمان فعال، مستقل و قوی باشد و برعكس دخترمان منفعل، وابسته و از خود گذشته و فداكار باشد با این شیوه به كودكان مان آسیب می رسانیم اگر نقش های جنسی به این صورت برای كودك دیكته شود، پسرها از رسیدن به فعالیت های آرام خودداری می كنند و دخترها از دستیابی به فعالیت ها و تجربیات فعال و زنده دوری می كنند. در حالی كه هر دو نوع تجربه برای فرایندخلاقیت ضروری است. 
 جامعه، سنت و فرهنگ: 
مفاهیم متفاوتی هستند اما هر یك، رفتارها، ارزش ها و نگرش های خاصی را دیكته می كنند، اینها به شكل انتظارات منتقل می شوند. متأسفانه ممكن است كودكان خلاق با یك دستور كار متفاوت عمل كنند. مشكل زمانی بروز می كند كه بزرگسال همه پاسخ ها را دارد و از كودك انتظار دارد كه در قالب چارچوب ها رفتار كند. مثلاً اغلب گفته می شود : « این شیوه ای است كه خانواده من اینطور عمل می كند». بدیهی است كه احترام به انتظارات جامعه، سنت ها و فرهنگ از اهمیت بسیاری برخوردار است به شرط آنكه قید و بندهای دست و پا گیر برای افراد بوجود نیاورد. 
 چگونه خلاقیت كودكان را افزایش دهیم: 
١- محیطی مناسب برای انجام كارهای خلاق آنها فراهم نمایید. 
٢- امكانات و وسایلی در اختیار آنها قرار دهید تا به كمك آنها خلاقیت ها ی خود را ابراز نمایند.( به عنوان مثال وسایل موسیقی، نقاشی و طراحی و…) 
٣- كارهای خلاق كودكان را تشویق كنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری كنید. 
٤- به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهای خلاق بپردازد و اجازه دهید كودكان شما شاهد كارهای خلاق تان باشند. 
٥- به شیو ه های آموزشی در خانواده خود توجه داشته باشید. 
٦- برای كارهای خلاق دیگران ارزش قائل شوید. 
٧- از تأكید بر تصورات قالبی در خصوص جنسیت كودكان شدیداً خودداری نمایید. ( به عنوان مثال دختر ماشین بازی نمی كند، پسر عروسك بازی نمی كند یا پسر گریه نمی كند). ٨- امكان شركت در فعالیت ها و كلاسهای ویژه را برای آنان فراهم نمایید. 
٩- اگر مشكلات یا گرفتاریهای در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شیوه مثبتی استفاده كنید و با تشویق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهید. 
١٠- توجه داشته باشیید كه استعداد فقط سهم كوچكی از خلاقیت است و تمرین و نظم بخشیدن به آن از اهمیت بیشتری بر خوردار است. 
١- اجازه بدهید كودك خودش باشد حتی اگر رفتارهای عجیب از او سر بزند و سعی كنید در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفی نكنید؛ در غیر این صورت اطرافیان انتظارات بیش از حدی از كودك شما خواهند داشت. 
١٢- با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشید.
 
فرایند خلاقیت
در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است.
در رویكردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهتگیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه كه امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفكر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویكردی درونی است. نگاه نوین به خلاقیت، آن را آموزش محور و پرورش مدار میداند و تقویت و فعلیت آن را در چارچوب شئون فكری و حوزههای عملی ممكن میشمارد. 
 تعریف خلاقیت 
كارشناسان، خلاقیت را «توانایی نگاه جدید و متفاوت به یك موضوع» (ورتهایمر ۱۹۴۵) فهم بهتر و سازماندهی شده« (كلی و راجرز ۱۹۶۵) »حدس زدن یا منظم كردن فرضیهها (تورنس ۱۹۶۵) »فهم ناخودآگاه و هدایت شونده به سوی بینشهای جدید» «توردوریكاردز ۱۹۸۸
(تولید ایدههای جدید و مفید )آمیلی ۱۹۶۶( تفكر جانبی در برابر تفكر عمودی )ادوارد دوبونو ۱۹۶۶( تفكر واگرا در برابر تفكر همگرا )گیلفورد ۱۹۶۶( معرفی پدیدهها یا روشهای جدید و توانایی خلق كردن با نیروی تخیل )گات لوییس ۲۰۰۰( ارائه رهیافتهای جدید و غیرمعمولی و اثربخش )پاپالیا ۱۹۸۸( و برقرار كردن ارتباطات جدید) استنبرگ و اوهارا ۱۹۹۷) تعریف كردهاند. 
در نگاه ما «خلاقیت برایند نیروهای تخیلی و تعقلی فرد است كه با استفاده از دانستههای قبلی و كشفیات جدید،‏ قالبهای ذهنی و محدودیتهای فكری او را در هم میشكند و رهیافتهایی نو برای حل مسئله ارائه میدهد». 
قوه تعقل و قوه تخیل انسان در دو سوی طیف ذهنی انسان قرار دارد و خلاقیت محصول پرورش متناسب و همگون این دو قوه است و چه بسا رشد ناهمگون یكی از این دو قوه انسان را به دام جمود فكری یا خیالپردازی و مالیخولیایی بیندازد. 
خلاقیت بر دو پایه تصورات و تعقلات بنا نهاده شده است كه برایند آنها منجر به تولید ایدههای خلاقانه میشود و انسانهای خلاق عموماً كسانی هستند كه این دو قوه را به خوبی در وجودشان پرورش داده باشند و از برایند این دو در جهت مقاصد و اهداف خود استفاده كنند. 
 
 
تصورات مؤثر در خلاقیت 
تصورات مؤثر در خلاقیت، عبارتند از: 
 تصورات مثبت یا حدس زننده: تصوراتی كه ما از چیزهای لذتبخش و اتفاقاتی كه دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن میسازیم. مانند تصورات بصری كه به ما امكان میدهد هر تصویر فكری دلخواه را در مغز به وجود آوریم. 
 تصورات بازسازنده: 
تصوراتی كه ما را قادر میسازند تا تصویرهای گذشته را بهطور غیر ارادی در مغز خود بازسازی كنیم. 
 تصورات ساختاری: 
حس ذاتی برای تجسم اشكال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشهای مسطح، مانند قدرتی كه هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری میكند. 
 تصورات جانشینی: 
تصوراتی كه به وسیله آنها میتوانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غمها و شادیهای آنها شریك شویم. 
 تصورات پیشبینی كنند: 
تصوراتی كه انسان را قادر میسازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیشبینی كند. 
 فرایند خلاقیت 
بعد از تعریف خلاقیت و درك چیستی آن، میبایستی با فرایندی كه برای دستیابی به راهحلهای خلاقانه طی میشود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحلهای است. 
۱) مرحله اول: حقیقتیابی 
حقیقتیابی شامل گامهای زیر است: 
 تعریف مسئله: در این مرحله فرد مسائلی را كه باید حل كند شناسایی و انتخاب میكند. 
 آمادهسازی: 
جمعآوری و گزینش دادههای مربوط به موضوع كه این دادهها شامل دانشی كه از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانشهایی است كه جدیداً برای حل خلاق مسئله جمعآوری میكنیم. 
نكتهای كه در مورد جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد این است كه جمعآوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوهای نامناسب، باعث عدم رشد خلاقیت میشود. جان لیتكس متخصص علوم تربیتی امریكا گفته است «اطلاعات ممكن است قدرت تصور را خفه كند» به همین دلیل، روش صحیح جمعآوری دادهها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممكن كنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم (ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود ۱۹۸۸). 
۲) مرحله دوم: پالایش 
دادههای جمعآوری شده نیاز به پالایش و طبقهبندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا كرده و میان اندیشهها و مطالب مناسب و بیهوده تفكیك قائل شویم و آنهایی را كه به درد نمیخورند در سطل زبالهای بزرگ بریزیم. 
۳) مرحله سوم: تجزیه و تحلیل 
در این مرحله، فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به كنكاش و جستوجو میپردازد و مطابق با مسئله و هدفی كه از حل مسئله دارد، از اطلاعات استفاده میكند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن میپردازد كه به آن «دوره كمون» (والاس ۱۹۲۶) نیز گفته میشود. 
۴) مرحله چهارم: ایدهیابی 
در این مرحله، به كمك داشتههای ذهنی كه در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژهای جمعآوری و پردازش شدهاند، فرد شروع به تولید ایدههای خلاقانه میكند كه شامل گامهای زیر است: 
 ایجاد ایدهها: تدبیر ایدههای آزمایشی موقت به عنوان سرنخهای ممكن 
 پروراندن ایدهها: این مرحله با انتخاب مفیدترین ایدههای حاصله و افزودن یا تغییر و تركیب آنها كه منجر به ایجاد ایدههای جدیدتر و متكاملتر میشود انجام میپذیرد. 
۵) مرحله پنجم: راهحلیابی 
این مرحله شامل دو گام زیر است: 
 ارزشیابی فرد: فرد از این طریق بهترین ایدههای تولید شده را انتخاب میكند. 
 گزینش: انتخاب راهحل نهایی از میان ایدههای گزینش شده و پیادهسازی آن 
۶) مرحله ششم: بازخوردگیری 
این مرحله، پس از پیادهسازی ایدههایی كه در مرحله پنجم گزینش شد، صورت میگیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعفها و كاستیهای ایدهها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی، ایده ها متكاملتر و عملیتر میشوند. 
طی این مراحل، در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمعآوری اطلاعات و بازپروری آنها میپردازد. در مرحله چهارم كه اوج تعامل قوه تفكر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانههای خلاقیت در ذهن آدمی دانست، با استفاده از قدرت تصور و خیالپردازی و با كمك دادههای پردازش یافته مراحل قبل، ذهن موفق به ابداع ایدههای درخشان میشود. در مرحله پنجم و ششم به كمك قوه داوری و قضاوت كه خود از شئون تفكر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد، بهترین و عملیترین راهها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به كمك تفكر علت و معلولی و قضاوتی، یافتههای ذهنی را به راهحلهای عملی و كارامد تبدیل میكنیم. 
 ویژگیهای افراد خلاق 
افراد خلاق عموماً ویژگیهای دارند كه آنها را از سایر مردم متمایز میكند. این ویژگیها كه همان ظهور و بروز نیروهای تفكری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملكردهای آنها در عالم خارج است، عبارتند از: 
 هوش: 
افراد خلاق، همواره به اندازه كافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسانهای دارای هوش بالا، انسانهای خلاقی نیستند. بلكه كسانی خلاق هستند كه توانستهاند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی كنند. 
 سیالیت فكری: 
از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است. 
 انعطافپذیری ادراكی: 
توانایی دست كشیدن از یك قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوبهای جدید را دارند. به بیانی دیگر، ذهن آنها بهتر و سریعتر میتواند قالبشكنی كند و به الگوهای جدید دست یابد. 
 ابتكار: 
توانایی و تمایل به ایجاد جوابهای غیرمعمول و مرسوم را در واكنش به محركهای محیطی دارند. تنوعطلبی و بیزاری از انجام كارها به صورت روتین از دیگر خاصیتهای این ویژگی است. 
 استقلال رأی و داوری: 
به خود متكی بودن و سنجش افكار و ایدهها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگیها و غوغا سالاریها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگیهای این افراد است. 
 اعتماد به نفس: 
به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امكانات و حدود توانمندیهای خود دارند. 
 خطرپذیری: از انتقاد و شكست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصتهایی برای یادگیری تلقی میكنند. 
 تمركز ذهنی: 
به طور فعال و پر تلاش، هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی، به ایده میپردازند. 
▪ دانش: افراد خلاق، سالهای زیادی را برای كسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف میكنند و علاوهبر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند. 
 پیشینه تاریخی: 
افراد خلاق، عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بودهاند و بعضاً فقدانهای بزرگی نظیر والدین یا امكانات مالی داشتهاند. این فقدانها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشتهاند تا در جهت رفع نیاز خود به راهحلهای خلاقانه بیندیشد. 
 نیاز به كسب موفقیت: 
افراد خلاق نیاز دارند در كسب هدفهای خود، به موفقیتهایی دست پیدا كنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم كننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راهحلهای تازه، ریسكپذیری بیشتر و تمركز قویتر بر روی موضوع است. 
 موانع بروز خلاقیت 
شاید اولین سؤالی كه بعد مطرح شدن بحث خلاقیت و ویژگیهای انسانهای خلاق به وجود میآید، این باشد كه بهرغم اینكه تقریباً تمام انسانها دارای دو قوه تفكر و تعقل هستند، چرا عدهای خلاق و سرشار از ایدههای نو و بدیع هستند و گروهی دیگر بیابان لم یزرعی هستند خالی از هر گونه نسیمی كه اندكی بوی تمایل برای كارهای جدید، نو، متنوع و متفاوت از گذشته را دارد؟ پارهای از این دلایل عبارتند از (آبایی ۱۳۸۲): 
 گمان اینكه مسئله تنها یك راهحل درست دارد 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

ظهور سازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است. و به این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود. بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است. یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است. معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل


  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اولین قدم برای کاهش مشکل بهره وری در رابطه با رضایت شغلی و خلاقیت کارکنان ، شناخت عوامل بوجود آورنده آن می باشد   که میتواند بدلیل مشکلات ساختاری یا محتوایی در هر سازمان یا موسسه تولیدی باشد . مشکلات ساختاری در سازمان را می توان بدلیل  عدم وجود سیستم های انگیزشی ، پیچیدگی سازمان ، عدم تمرکز سازمانی ، عدم رعایت سلسله مراتب و … دانست  و در خصوص مشکلات محتوایی نیز میتوان به عدم وجود استراتژی سازمانی یا طراحی  هدف  و فرهنگ حاکم  بر سازمان اشاره نمود  . 
بهره وري عبار ت است از نسبت ستانده به داده. به عبارتي ديگر بهره وري نسبت توليد ياخروجي يك فعاليت اقتصادي است به عوامل توليد آن . اين عوامل مي توانند نيروي انساني، هزينه هاي توليد و حتي ماشين آلات و تجهيزات توليدي باشند. بهره وري تحت دو عامل اثربخشي  و كارايي مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .  اثربخشي به مفهوم انجام كار درست و كارايي به معناي انجام درست كار مي باشد. بنابراين مفهوم بهره وري هم انتخاب هدف مناسب و صحيح را شامل مي شود و هم روشي كه براي رسيدن به آن هدف انتخاب مي گردد. 
چه بسيارند مؤسسات و واحدهاي توليدي كه داراي توليد بالا، كيفيت مطلوب و سود مناسب 
مي باشند ولي بهره وري آنها در حد پاييني قرار دارد. پس بهره وري با سودآوري و توليد بيشتر تفاوت دارد.
از همين رو در ساليان اخير بحث بهره وري در كانون توجه مديران اجرايي قرار گرفته است. چراكه مديران و صاحبان صنايع به اين نتيجه رسيده اند كه عامل بقاي آنها در بازار رقابتي امروز تنها توليد و سودآوري نيست؛ بلكه در كنار اين دو بايد به هزينه و روش دستيابي به اين هدف نيز توجه نمود. ضمن آن كه بر اساس آمارهاي منتشره از سوي سازمان بهره وري آسيايي (APO) و همچنين به استناد آمار و ارقام ارائه شده توسط سازمان ملي بهره وري، ميزان بهره وري در صنايع كشور به شدت پايين است. بنابراين مي توان چنين نتيجه گرفت كه مشكل پايين بودن سطح بهره وري، مشكل روز اغلب مؤسسات توليدي مي باشد. شركت کویر نيز به عنوان يك شركت توليدي با مشكل پايين بودن سطح بهره وري مواجه مي باشد.

به منظور كمك به حل مشكل بهره وري در شركت ها و سازمان ها با رويكرد فوق، نخستين گام شناخت عوامل و فاكتورهاي به وجودآورنده بهره وري مي باشد. بررسي اجمالي پيشينه تحقيق نشان مي دهد كه بهره وري تحت تأثير عوامل متعددي قرار دارد و فاكتورهاي زيادي در تغيير آن اثرگذار مي باشند. از آن جمله مي توان به عواملي چون مديريت، تكنولوژي و منابع انساني اشاره نمود. دربحث مديريت، سطح دانش و تجربه مديران، ميزان ريسك پذيري آنان و ثبات مديريت عواملي هستند كه مي توانند در ارتباط با بهره وري سازمان مورد بررسي قرار گيرند. در زمينه تكنولوژي، سطح تكنولوژي توليد مورد استفاده و استراتژي سازمان  در توسعه تكنولوژي مي توانند بهره وري سازمان را تحت تأثير قرار دهند. در بعد نيروي انساني نيز سطح دانش و تجربه افراد سازمان، ميزان انگيزه، رضايت شغلي و خلاقيت آنها همه از جمله عوامل مهم اثرگذار بر بهره وري سازمان مي باشند.
در این پژوهش در شركت کویر ، به نقش نيروي انساني در بهره وري بعنوان عامل کلیدی توجه شده است . از همين رو بررسي ارتباط بهره وري (مشكل) با ميزان رضايت شغلي و خلاقيت كاركنان شركت کویر به عنوان يك طرح پژوهشي تعريف شده است.

گزاره های  پژوهش 
عنوان تحقیق
بررسی رابطه بهره وری تولید با رضایت شغلی و خلاقیت کارکنان در شرکت کویر در سال ۱۳۸۵٫
هدف 
مشخص کردن رابطه بهره وری تولید با رضایت شغلی و خلاقیت کارکنان در شرکت کویر در سال ۱۳۸۵٫




اهداف ویژه : 
مشخص کردن میزان بهره وری تولید در شرکت کویر در سال ۱۳۸۵ .
مشخص کردن وضعیت رضایت شغلی کارکنان شرکت کویر درسال 
  1385 .
مشخص کردن وضعیت خلاقیت کارکنان شرکت کویر در سال ۱۳۸۵ .
تعیین همبستگی میان رضایت شغلی و میزان بهره وری در شرکت کویر 
  در سال ۱۳۸۵ . 
تعیین همبستگی میان خلاقیت و نوآوری و میزان بهره وری در شرکت     
   کویر در سال ۱۳۸۵ . 
فرضیه :   
افزایش  رضایت شغلی کارکنان سبب افزایش  بهره وری می شود . 
افزایش  خلاقیت و نوآوری کارکنان سبب افزایش بهره وری می شود . 
سوال پژوهش : 
وضعیت بهره وری در شرکت کویر در سال ۱۳۸۵ چگونه بوده ؟
توزیع فراوانی رضایت شغلی کارکنان شرکت کویر در سال ۱۳۸۵ چگونه بوده ؟ 
وضعیت بکارگیری خلاقیت کارکنان شرکت  کویر در سال ۱۳۸۵ چگونه بوده ؟ 
متغیر های پژوهش 
بهره وری کارکنان
خلاقیت  کارکنان 
رضایت شغلی کارکنان . 
تعریف عملیاتی متغیر های پژوهش 
بهره وری : نسبت تولید کالا به ساعت کار کارکنان تولید.

رضایت شغلی : میزان مشارکت و شعف درونی کارکنان.
خلاقیت و نوآوری : ارائه طرح ها و راه حل های نو ناشی از استعدادهای کارکنان.
واژه‌های کلیدی:
بهره وری
عملکرد
رضایت شغلی
خلاقیت 
نو آوری
محدودیت های پژوهش
از آنجاییکه تمرکز این پژوهش بر کارکنان خط تولید می باشد ، شاید نتوان آن را به تمام سازمان تعمیم داد . برای حصول اطمینان باید تحقیقی دیگر انجام پذیرد که جامعه آماری آن کلیه پرسنل سازمان باشند . 
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

، ضمن بيان نمونه اي از طوفان ذهني، كه سبب كسب موفقيت در زمينه كوهنوردي شده است، ضمن ارائه پندهايي براي تجار، ارتباط مستقيم استعداد را با ژن ها انكار كرده، معتقد است هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد و تنها چيزي كه در زمينه بروز خلاقيت موثر واقع مي شود، تحريك مغز است وهرچه بيشتر درجهت رشد ذهن از آن استفاده شود، نتايج بهتري را به ارمغان مي آورد.
اين مقاله همچنين براي مديران سازمانها، راهكارهايي جهت هدايت و پرورش خلاقيت ارائه كرده است كه با بهره گيري از آن خواهند توانست محيطي مناسبتر براي رشد و پويايي افراد فراهم سازند و از اين طريق عملكرد سازمان خود را نيز بهبود بخشند.
درمورد طوفان ذهني و طراحي ابزار براي ايجاد اين صاعقه ذهني، «مك گارتلند» تكنيك هاي جرقه زدن عقايد جديد را براي رهبري سازمانها به وسيله اين عقايد نو و بهبود اجراي كار، پيشنهاد مي كند با «گريس» در آدرس http://www.thunderboltthinking.com ارتباط برقرار كنيد.
در سال ۱۹۷۵ «كولينز» به عنوان اولين فرد به قله سايكو واقع در «دورادوكايون» نزديك «بولدر» در «كلرادو» صعود كرد. سالها بود كه كوهنوردان تلاش كرده بودند اين قله را فتح كنند. آنها ناموفق بودند چون گستردگي صخره بيش از پهناي بازوان آنها بود. «كولينز» دريافت هنگامي كه بازوانش بيش از اندازه براي رسيدن به نوك صخره كوتاهند، پاهايش اين چنين نيستند سپس او راهي براي نگهداشتن صخره براي رفتن معكوس، پيشنهاد كرد. راه او اين بود: استفاده از پاها وانگشتان پا براي نگهداشتن صخره. پس از آن او موفق شد كه به كمك بازوانش به نوك كوه برسد.
به عبارت ديگر، با چرخاندن خودش به سمت بالا، «كالينز» روش جديدي براي صعود به يك صخره غيرقابل صعود پيدا كرد. او ارتباطات موجود در فرايند صعود با روش جديد را پيدا كرد كه ثمره اش يك راه حل ابداعي بود.
درسهايي براي تجار
چه موقعي لازم است شما فكرتان را به روش معكوس منعطف سازيد؟ داستان «كولينز» درسهايي براي به كارگيري خلاقيت در محيط كار داشت. هريك از ما ظرفيت پيروزي بر خلاقيت به كار گرفته شده توسط رقباي تجاري را دارد. خلاقيت يك مهارت است كه مي‌توان آن را آموخت.
همان گونه كه خلاقيت، فرايند به كارگيري منابع موجود در زمينه هاي جديد است. نوآوري، فرايند تنظيم عقايد موثر و يافتن راههايي براي عملي نمودن اين ارتباطات است.
نوآوري عبارت است از: «يك تغيير جهت اصولي به منظور دستيابي به نتايج بهتر». 
نوآوري = خلاقيت + تغيير
موانع دست وپاگير
بيشتر از تضمين بقاي سازمان، خلاقيت نقش ويژه اي در دستيابي به موفقيت بازي مي كند. بيشتر بازرگانان از تحليل احتمال در تصميم‌گيريهايشان استفاده مي كنند. «جيم كالينز» هشدار مي دهد كه اگر شما زندگيتان را صرف اين كنيد كه عقايد آزاد داشته باشيد اين تمام آن چيزي است كه شما هميشه تصميم داشته ايد كه انجام دهيد، اما شما نمي توانيد به نوك كوه برسيد درحالي كه يك پاي شما روي زمين باشد. پس چه چيز است كه مانع پيشرفت ما مي شود؟ افسانه اي هست كه مي گويد خلاقيت يك استعداد ذاتي و ارثي است كه مستقيما در ارتباط با ژن هاست. اما مطالعات و پژوهش در زمينه خلاقيت و اساس آموزش و پرورش مي گويد كه هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد. به علاوه پژوهشهاي پزشكي نشان مي دهد زماني كه قربانيان ضربه مغزي تحت معالجه قرار مي گيرند، اغلب مشاهده مي شود كه برخي از اعمال مغز مثل ارتباطات جديدي است كه از آن منشعب مي شود. درواقع تحريك مغز سبب ايجاد رشد مي شود. با وجود اين به نظر مي رسد بيشتر مردم ظرفيتهاي خلاق خود را در هنگام پيري از دست مي دهند.
يك مطالعه دانشگاه كلرادو نشان مي دهد كه در ۵ سالگي ما ۹۸ بار در روز از خلاقيت دركارها بهره مي بريم. ۱۱۳ بار مي خنديم و ۶۵ بار سوال مي پرسيم.
در ۴۴ سالگي كه سن جاافتادگي است، تعداد دفعات به كارگيري خلاقيت به ۲ بار در روز و خنديدن به ۱۱ بار و سوال پرسيدن به شش بار تقليل مي يابد.
گروه مطالعاتي دانشگاه كلرادو همچنين دريافت كه يك نرخ واكنش منفي بين افزايش سن و ارائه ايده هاي نو وجود دارد.
راه برداشتن موانع
تحريك ذهن، رشد ذهني اشخاص و تحريكهاي مثبت، همه براي غلبه بر موانع بروز خلاقيت مفيدند. مديران بايد آشكارا مشكلات را مطرح سازند و خلاقانه كار كنند تا افراد را در پرورش عقايدشان براي رسيدن به راه حلهاي ارزشمند ياري كنند. سخت ترين روش براي ازبين بردن موانع بر سر راه خلاقيت، ايجاد يك محيط ذهني اثربخش است.
راهنمايان بايد فرايند خلاقيت را به وسيله ايجاد ارتباط بين خلاقيت و ذهن تحليلگر به منظور شكوفايي ايجاد كنند.
بين ذهن خلاق و تحليلگر، ارتباط دوجانبه اي برقرار است به اين نحو كه شما براي نوآور بودن به هر دوي آنها نياز داريد.
ذهن تحليلگر، بحث درمورد ماهيت يك راه حل يا مشكل را انجام مي دهد و تعيين مي كند كه كدام دسته اعمال بهتر به نتيجه مي‌رسند. تصحيح و انتخاب عقاد و تهيه طرحهاي انجام كار به همان اندازه براي ابداع مهمند كه كسب عقايد جديد مهم هستند.
۱۳ خوش يمن
اگر شما مي خواهيد شرايط جديدي در محيط كارتان ايجادكنيد، سعي كنيد «۱۳ خوش يمن» را كه راههايي براي تغذيه، پرورش و هدايت خلاقيت آزمون كرده است، پياده كنيد.
۱ – درپي رازي براي دستيابي به خلاقيت نباشيد: پيشامدهاي قابل انتظار را تعريف كنيد؛
۲ – پيدا كنيد كه اشخاص چگونه خلاق تر مي شوند؛
۳ – نظارت را معنا و بويژه روي قسمتي كه راه حلهاي خلاقيت موردنياز واقع مي شوند تمركز كنيد؛
۴ – ترس از شكست را به حداقل برسانيد: راههايي براي ازبين بردن مخاطره بيابيد. به اشتباهات به عنوان فرصتهايي براي يادگيري توجه كنيد؛
۵ – بازي را بپذيريد: به افراد فرصت دهيد كه مهارتهاي بازي را خوب ياد بگيرند؛
۶ – براي ارتقاي يك سازمان به افراد براي تقويت نوآوري مسئوليت بدهيد؛
۷ – در رفتارتان يك روند مشخص را به كار ببريد. به افراد نشان دهيد كه براي آنها كار مي كنيد و به عقيده ها و ايده هاي تكميل شده، شانس مجددي بدهيد؛
۸ – به خاطر داشته باشيد كه رفتار نوآور به خودي خود اتفاق نمي افتد. ابزار و مدل هاي مختلف انديشيدن را كه توسط آنها، افراد مي‌توانند آزمايش كنند و بپذيرند فراهم سازيد؛
  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

، ضمن بيان نمونه اي از طوفان ذهني، كه سبب كسب موفقيت در زمينه كوهنوردي شده است، ضمن ارائه پندهايي براي تجار، ارتباط مستقيم استعداد را با ژن ها انكار كرده، معتقد است هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد و تنها چيزي كه در زمينه بروز خلاقيت موثر واقع مي شود، تحريك مغز است وهرچه بيشتر درجهت رشد ذهن از آن استفاده شود، نتايج بهتري را به ارمغان مي آورد.
اين مقاله همچنين براي مديران سازمانها، راهكارهايي جهت هدايت و پرورش خلاقيت ارائه كرده است كه با بهره گيري از آن خواهند توانست محيطي مناسبتر براي رشد و پويايي افراد فراهم سازند و از اين طريق عملكرد سازمان خود را نيز بهبود بخشند.
درمورد طوفان ذهني و طراحي ابزار براي ايجاد اين صاعقه ذهني، «مك گارتلند» تكنيك هاي جرقه زدن عقايد جديد را براي رهبري سازمانها به وسيله اين عقايد نو و بهبود اجراي كار، پيشنهاد مي كند با «گريس» در آدرس http://www.thunderboltthinking.com ارتباط برقرار كنيد.
در سال ۱۹۷۵ «كولينز» به عنوان اولين فرد به قله سايكو واقع در «دورادوكايون» نزديك «بولدر» در «كلرادو» صعود كرد. سالها بود كه كوهنوردان تلاش كرده بودند اين قله را فتح كنند. آنها ناموفق بودند چون گستردگي صخره بيش از پهناي بازوان آنها بود. «كولينز» دريافت هنگامي كه بازوانش بيش از اندازه براي رسيدن به نوك صخره كوتاهند، پاهايش اين چنين نيستند سپس او راهي براي نگهداشتن صخره براي رفتن معكوس، پيشنهاد كرد. راه او اين بود: استفاده از پاها وانگشتان پا براي نگهداشتن صخره. پس از آن او موفق شد كه به كمك بازوانش به نوك كوه برسد.
به عبارت ديگر، با چرخاندن خودش به سمت بالا، «كالينز» روش جديدي براي صعود به يك صخره غيرقابل صعود پيدا كرد. او ارتباطات موجود در فرايند صعود با روش جديد را پيدا كرد كه ثمره اش يك راه حل ابداعي بود.
درسهايي براي تجار
چه موقعي لازم است شما فكرتان را به روش معكوس منعطف سازيد؟ داستان «كولينز» درسهايي براي به كارگيري خلاقيت در محيط كار داشت. هريك از ما ظرفيت پيروزي بر خلاقيت به كار گرفته شده توسط رقباي تجاري را دارد. خلاقيت يك مهارت است كه مي‌توان آن را آموخت.
همان گونه كه خلاقيت، فرايند به كارگيري منابع موجود در زمينه هاي جديد است. نوآوري، فرايند تنظيم عقايد موثر و يافتن راههايي براي عملي نمودن اين ارتباطات است.
نوآوري عبارت است از: «يك تغيير جهت اصولي به منظور دستيابي به نتايج بهتر». 
نوآوري = خلاقيت + تغيير
موانع دست وپاگير
بيشتر از تضمين بقاي سازمان، خلاقيت نقش ويژه اي در دستيابي به موفقيت بازي مي كند. بيشتر بازرگانان از تحليل احتمال در تصميم‌گيريهايشان استفاده مي كنند. «جيم كالينز» هشدار مي دهد كه اگر شما زندگيتان را صرف اين كنيد كه عقايد آزاد داشته باشيد اين تمام آن چيزي است كه شما هميشه تصميم داشته ايد كه انجام دهيد، اما شما نمي توانيد به نوك كوه برسيد درحالي كه يك پاي شما روي زمين باشد. پس چه چيز است كه مانع پيشرفت ما مي شود؟ افسانه اي هست كه مي گويد خلاقيت يك استعداد ذاتي و ارثي است كه مستقيما در ارتباط با ژن هاست. اما مطالعات و پژوهش در زمينه خلاقيت و اساس آموزش و پرورش مي گويد كه هركسي صلاحيت خلاقيت را دارد. به علاوه پژوهشهاي پزشكي نشان مي دهد زماني كه قربانيان ضربه مغزي تحت معالجه قرار مي گيرند، اغلب مشاهده مي شود كه برخي از اعمال مغز مثل ارتباطات جديدي است كه از آن منشعب مي شود. درواقع تحريك مغز سبب ايجاد رشد مي شود. با وجود اين به نظر مي رسد بيشتر مردم ظرفيتهاي خلاق خود را در هنگام پيري از دست مي دهند.
يك مطالعه دانشگاه كلرادو نشان مي دهد كه در ۵ سالگي ما ۹۸ بار در روز از خلاقيت دركارها بهره مي بريم. ۱۱۳ بار مي خنديم و ۶۵ بار سوال مي پرسيم.
در ۴۴ سالگي كه سن جاافتادگي است، تعداد دفعات به كارگيري خلاقيت به ۲ بار در روز و خنديدن به ۱۱ بار و سوال پرسيدن به شش بار تقليل مي يابد.
گروه مطالعاتي دانشگاه كلرادو همچنين دريافت كه يك نرخ واكنش منفي بين افزايش سن و ارائه ايده هاي نو وجود دارد.
راه برداشتن موانع
تحريك ذهن، رشد ذهني اشخاص و تحريكهاي مثبت، همه براي غلبه بر موانع بروز خلاقيت مفيدند. مديران بايد آشكارا مشكلات را مطرح سازند و خلاقانه كار كنند تا افراد را در پرورش عقايدشان براي رسيدن به راه حلهاي ارزشمند ياري كنند. سخت ترين روش براي ازبين بردن موانع بر سر راه خلاقيت، ايجاد يك محيط ذهني اثربخش است.
راهنمايان بايد فرايند خلاقيت را به وسيله ايجاد ارتباط بين خلاقيت و ذهن تحليلگر به منظور شكوفايي ايجاد كنند.
بين ذهن خلاق و تحليلگر، ارتباط دوجانبه اي برقرار است به اين نحو كه شما براي نوآور بودن به هر دوي آنها نياز داريد.
ذهن تحليلگر، بحث درمورد ماهيت يك راه حل يا مشكل را انجام مي دهد و تعيين مي كند كه كدام دسته اعمال بهتر به نتيجه مي‌رسند. تصحيح و انتخاب عقاد و تهيه طرحهاي انجام كار به همان اندازه براي ابداع مهمند كه كسب عقايد جديد مهم هستند.
۱۳ خوش يمن
اگر شما مي خواهيد شرايط جديدي در محيط كارتان ايجادكنيد، سعي كنيد «۱۳ خوش يمن» را كه راههايي براي تغذيه، پرورش و هدايت خلاقيت آزمون كرده است، پياده كنيد.
۱ – درپي رازي براي دستيابي به خلاقيت نباشيد: پيشامدهاي قابل انتظار را تعريف كنيد؛
۲ – پيدا كنيد كه اشخاص چگونه خلاق تر مي شوند؛
۳ – نظارت را معنا و بويژه روي قسمتي كه راه حلهاي خلاقيت موردنياز واقع مي شوند تمركز كنيد؛
۴ – ترس از شكست را به حداقل برسانيد: راههايي براي ازبين بردن مخاطره بيابيد. به اشتباهات به عنوان فرصتهايي براي يادگيري توجه كنيد؛
۵ – بازي را بپذيريد: به افراد فرصت دهيد كه مهارتهاي بازي را خوب ياد بگيرند؛
۶ – براي ارتقاي يك سازمان به افراد براي تقويت نوآوري مسئوليت بدهيد؛
۷ – در رفتارتان يك روند مشخص را به كار ببريد. به افراد نشان دهيد كه براي آنها كار مي كنيد و به عقيده ها و ايده هاي تكميل شده، شانس مجددي بدهيد؛
۸ – به خاطر داشته باشيد كه رفتار نوآور به خودي خود اتفاق نمي افتد. ابزار و مدل هاي مختلف انديشيدن را كه توسط آنها، افراد مي‌توانند آزمايش كنند و بپذيرند فراهم سازيد؛
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دانشمندان تعاريف متعددي در مورد خلاقيت بيان كرده اند اما به طور كلي خلاقيت عبارتست از بكارگيري تواناييهاي ذهني, براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد .
از تعاريف مختلف چنين استنباط مي شود كه بروز خلاقيت در هر فعاليتي قابل انتظار است .و محدود به هيچ نوع خاصی ازفعاليتها نمي شود. در هر حال آنچه را ايجاد فكر يا چيز جديد و كلاً در فراگرد خلاقيت اهميت دارد تفكر است
تداوم حيات سازمانها به قدرت بازسازي آنها بستگي دارد اين بازسازي از طريق هماهنگ كردن اهداف با وضعيت روز و اصلاح و بهبود در روشهاي تحقيق اين اهداف انجام مي شود. سازمان در مسير تطبيق خود با تغييرات ناگزير از تقويت فراگردهاي خلاقيت است .زيرا به مرور زمان سازمان غير خلاق از دور خارج شده يا مجبور به اصلاح سيستم مي گردد در واقع تغييرات محيطي ضرورت ايجاد تغيير در سازمان را باعث مي شود اين تغيير ممكن است در كيفيت محصولات و خدمات, فن آوري, ساختار, فراگرد, سهم بازار, روابط كارگري يا قسمت ديگري رخ دهد. امروزه سازمانها مجبورند يا خود را براي ايجاد چنين تغييراتي آماده سازند يا خطر مواجهه  با بحران هاي احتمالي را بپذيرند.

ارتباط خلاقيت و برنامه ريزي:
در برنامه ريزي هاي موفق گاهي از صدها فكر و نظر كاربردي استفاده مي‌شود موقعيت نهايي سازمان و گاهي بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و به كار گيري فكرهاي جديد بستگي دارد.  

موانع خلاقيت:
همه انسانها از استعداد نوآوري و خلاقيت برخوردارند در راه بروز خلاقيت موانع متعددي وجود دارد بطور مثال :
۱-فقدان اعتماد به نفس 
۲-ترس از انتقاد و شكست 
۳-تمايل به همرنگي با جماعت 
۴-فقدان تمركز ذهني. 
افزايش توان خلاقيت در گرو رفع اين موانع است. اسلام براي ترك عادتهاي ناپسند كه به عنوان گناه شناخته شده اند و عواقب آن در ابتدا شخصيت فرد را مورد حمله قرار مي دهد.روشهاي موثري را به كار مي گيرد بطور مثال از مهمترين برنامه هاي تربيتي اسلام مي توان از نماز و روزه ياد كرد كه زمينه فوق العاده مناسبي را براي ترك عادات ناپسند نظير اعتياد و دروغ گويي و…… مهيا مي‌سازد.

نوآوري در سازمان هاي ياد گيرنده:
اگر سازمانها و مديران بخواهند به حيات خود ادامه بدهند و كامياب شوند بايد نوآور باشند و به طور مستمر خود را با وضعيت جديد تطبيق دهند و اگر ايجاد فكرهاي جديد و تبديل آن فكرها به عمل و كاربردهاي سودمند را نوآوري مي‌گويند و به دو صورت انجام مي گيرد.
 1-نوآوري در فراگرد كه موجب بهينه شدن انجام كار مي گردد.
 2-نوآوري محصول.
 مديران بايد مراقب باشند تا فكرهاي خوب واقعاً در فراگردهاي كاري جديد يا اصلاح شده به اجرا در آيند آنها بايد از اقتصادي بودن طرح هاي مذكور در زمينه توليد محصولات و ارائه خدمات جديد اطمينان حاصل كنند.

 
فراگرد نوآوري محصول:
خلاقيت و نوآوري براي سازمانهاي امروزي امري اجتناب ناپذير است بنابراين سازمانها بايد تلاش كنند تا زمينه مساعدي براي طي فراگرد خلاقيت در محصول به وجود آورند بطور مثال:
 1-ايجاد فكر جديد 
۲-آزمايشهاي اوليه 
۳-تعيين امكان پذيري
 4-كاربرد نهايي.
 يكي از ويژگيهاي عمده فراگرد نوآوري در سازمان اين است كه همواره بايد بر مبناي نيازهاي سازمان و بازار آن انجام پذيرد. موفقيت سازمان در گروه اجراي اثربخش آن فكرها براي بهبود عملكرد سازماني است.

ويژگيهاي سازمانها نوآور:
در سازمانها نوآور ساختار, استراتژي, فرهنگ و صاحبان قدرت در سازمان از نوآوري حمايت مي كنند و بر تقويت روحيه كار آفريني تاكيد دارند. سازمانهاي بزرگ تلاش مي كنند تا انعطاف ساختار خود را افزايش دهند و از قابليت نظير سازمانهاي كوچك بهره‌مند شوند و با اعطاي استقلال به واحدهاي تحقيق و توسعه آنها را به صورت تيم و گروه هاي وظيفه مستقل و خودگردان در آورند در اين سازمانها به انواع افراد و مهارتها براي موفقيت در طي گامهاي فراگرد نوآوري نياز دارند.

نقش هاي نوآور و موانع نوآوري در سازمان:
در اين سازمانها نقشهاي مهمي وجود دارد كه عبارت است از: 
۱-ايجاد كننده فكر 
۲-حفظ اطلاعات 
۳-قهرمان محصول 
۴-مدير ويژه 
۵-رهبر نوآوري.
موانع نوآوري عبارتند از:
 1-محدود بودن ارتباط با مدير عالي
 2-حاكميت جو عدم تحمل اختلاف سليقه
 3-افراد در حفظ وضع موجود
 4-تاكيد بر افق زماني كوتاه مدت
 5-تصميم گيرندگان بيش از حد حسابگر
 6-اعطاي پاداش هاي نامناسب
 7-تاكيد بيش از حد بر الزامات بروکراتيك.

تقويت قدرت خلاقيت:
قدرت خلاقيت را مي توان از طريق مشاوره, هدايت و آموزش هدايت كرد. نوآوري نتيجه هوش و استعداد افراد نيست بلكه حاصل كار سخت و طولاني بر روي مسائل است. افراد خلاق از ويژگيهايي برخوردارند بطور مثال:
 1-توجه خاص به مسائل گوناگون
 2-بررسي ديدگاه ها و فكرهاو تجربيات گوناگون
 3-بيان راه حل هاي گوناگون
 4-استقلال فكري
 5-داراي حس هاي ذهني و بينشي هستند
 6-بكار گيري فراگردهاي فكري و عملي


شيوه هاي تفكر:
تفكر سرچشمه ايجاد اغلب فكرها و نظرها و ابتكارات جديد است و شيوه هاي متعددي دارد: 
۱-خلاق
۲-سببی يا علی 
۳-استقرايی 
۴-قياسی
۵-قضاوتی 

تفكر خلاق:
بينش حاصل از اين فراگرد به قوه تصور در امر يافتن فكرهاي جديد كمك مي‌كند زيرا منشاء فكرهاي جديد, قوه تصور و تخيل است نه قدرت تعقل منطقي به اين ترتيب پس از ارزيابي سر نخهاي گوناگون به دست آمده و ايجاد ارتباط بين آنها بهترين فكر به دست مي آيد.
تفکر سببی يا علی: 
ويژگی بارز تفکر سببی انديشيدن بطورمعکوس است 
به اين ترتيب که نيل به وضعيت مطلوب آتی در قالب فعاليت های فعلی وامتداد  تسلسل  علی   انهای  تا فعاليتها وحوادث آينده برنامه ريزی می شود
تفكر استقراري:
در اين شيوه افراد به معناي اجزاي اطلاعاتي متنوعي كه در اختيار دارند براي رسيدن به يك نتيجه يا اصل كلي استدلال مي كنند.

تفكر قياس:
اين شيوه عكس تصور استقراري است. ذهن متفكر پس از شناخت كل جهت شناسايي اجزاي آن حركت مي كند نتايج حاصل از تفكر قياسي بطور صريح به كليه مصاديق خود تعميم داده مي شود.

تفكر قضاوتي يا تحليلي:
در اين شيوه افراد از طريق جستجو و مركب اطلاعات واقعي درباره وضعيت اقدام به تعريف و تعيين مساله مي كنند. موفقيت در اتخاذ اين روش به ميزان زيادي تحت تاثير توان قضاوت و ميزان تجارب گذشته است.
فراگرد خلاقيت:
برخي معتقد به تفاوت بين نوآوري و خلاقيت هستند. خلاقيت يعني توانايي و قدرت ارائه نظرها و فكرهاي جديد, نوآوري يعني به كار گيري نظرها و فكرهاي حاصل از خلاقيت بطور كلي فراگرد خلاقيت مشتمل بر مراحل زير است: 
۱)ايجاد نگرش موافق براي پذيرش افكار و طرح هاي جديد: 
براي فعال شدن استعداد بالقوه خلاقيت در افراد بايد زمينه تقويت نگرش مثبت به آزادي فكر و ارائه طرح هاي جديد فراهم آيد و با اعتماد به نفس از واكنشهاي نامطلوب دوري گزينند. برخي از موانع فرهنگي عبارتند از : ميزان دانش افراد را كه به آن عادت كرده اند بر هم بزند محكوم مي شود يا ناديده گرفته مي شود.
۲)افزايش حساسيت افراد نسبت به مساله: 
افراد خلاق ابتدا آنچه را كه مي خواهند انجام دهند مشخص مي كنند .با بيان دقيق هدف موقعيت مطلوبي براي تلاشهاي خلاقانه ايجاد مي شود.
هنگام  خلاقيت  بايد تلاشها رابر نواحی نسبتا      محدودی متمرکز ساخت :در غير اين صورت به دليل پراکنده شدن فعاليتهاوتلاشهای  افراد خلاقيت به شدت کند می شود. اختصاص دادن۲۰ الي۲۵ دقيقه ازهر روز به تمركز كامل بر تك مساله معين ورزش خوبي براي تقويت خلاقيت است.
۳)مهيا ساختن شرايط خلاقيت از طريق فراهم آوردن مواد خام لازم:
فكرها و طرح هاي جديد مبتني بر دانش, انديشه و تجربيات افراد اين منابع از طريق مطالعه, مشاهده و مصاحبه با اشخاص آگاه, مسافرت و رسانه هاي گروهي توسعه مي يابند. اطلاعات موجود يا مواد خام تفكر بايد طبقه بندي و دسته بندي شوند تا قابل استفاده گردند.
۴)ايجاد سلامت فكر:
در فراگرد خلاقيت كميت فكرها و طرح ها حائز اهميت است طرح ها و فكرهاي بدست آمده را نبايد ارزيابي كرد زيرا ارزيابي موجب متوقف ساختن روند ارائه فكرهاي جديد مي گردد. از اين رو بهتر است ارزيابي هنگامي انجام شود كه مقدار قابل توجهي فكرها و طرح ها گردآوري شده باشد در اين مرحله از فراگرد خلاقيت اجتناب از ارزيابي طرح ها و افكار جديد ضروري است.
۵)استقرار فعاليت ضمير ناخودآگاه بر روي مساله:
پس از انجام كار قسمت بر روي يك طرح حالت عجز پيدا مي شود و بهترين كار پرهيز از فشار و اجتناب از تشديد فعاليت ذهني است در اين فرصت ذهن ناخودآگاه به يافتن راه حل مساله مورد نظر مي پردازد.
۶)درخشش ناگهاني يك فكر:
اكثر ابتكارات و نوآوريها افراد خلاق حاصل جرقه زدن يك فكر جديد در يك حالت غير قابل انتظار است اين امر به شرايط محيط و ميزان توجه و دقت افراد به جهان پيرامون بستگي دارد. افراد خلاق نمي توانند به طور اجباري به خلاقيت بپردازند. داشتن زمينه, موقعيت و هوشياري و استقبال از طرح هاي ابتكاري كمك مي كند تا مرحله خلاقيت آغاز شود.
پيشنهادهاي عملي براي افزايش سلامت فكر:
عادتها موجب محدود شدن فكر مي شود شيوه هاي افزايش سلامت فكر عبارتند از: 
۱-يادداشت برداري: 
دانش پژوهان معمولا براي ثبت انديشه هاي خود فكرهاي جديد كه به ذهنشان مي رسد از دفتر يادداشت استفاده مي كنند بدين منظور مي توان از برگه هاي يادداشت بصورت فيش استفاده كرد. 
۲-انتخاب زمان و مكان مناسب:
ساعات خاصي از شبانه روز قابل تعيين هستند كه در آن ذهن آدمي بهتر مي‌تواند به فعاليت خلاقانه بپردازد, مكان نيز نقش موثري در ايجاد خلاقيت دارد هر كس بايد تلاش كند تا بهترين زمان و مكان را براي خلاقيت انتخاب كند.
۳-تقويت حس كنجكاوي و توان پرسش كردن:
معمولا در پاسخ به سوال هايي كه چرا و چگونه آغاز مي شوند چيزهايي مطرح مي شود كه در تقويت فراگرد تقويت خلاقيت موثر است.
 
  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروز شيوه‌هاي قدرداني و الگوسازي در جوامع جديد دستخوش تغيير و تحولات عميقي شده‌اند. رهيافت‌هاي پيشين جاي خود را به راهكارها و قالب‌هاي نوين داده و كارائي روش‌ها و شيوه‌هاي مرسوم به نحوي محسوس كاهش يافته، هرچند نمي‌توان و نبايد نقش زيربنايي و بن‌مايه‌اي كليشه‌ها را ناديده انگاشت. در واقع الگوها و سامانه‌هاي جديد، با تاثيرپذيري از زيرساخت‌ها و داده‌هاي پيشين بسط يافته و قوام يافته‌اند، به طوري كه مي‌توان با اندك تأملي در آثار و تحولات جديد، شكل‌هاي نخستين و جلوه‌هاي پيشين را كشف نمود و سير و مسير تحول و تكوين استدراجي سازه‌هاي نوين را رهيابي نمود.
همين شيوه در نقد اسطوره‌اي ادبي نيز متداول است به طوري كه رد پاي اسطوره‌هاي گذشته به خوبي در آثار ادبي جديد مشهود و قابل بررسي است.

اكنون در عصر فن‌آوري اطلاعات، قرن بيست‌ويكم شاهد دنيايي است كه راهبري آن را فن‌آوري ارتباطات و اطلاعات بر عهده خواهد داشت و اين رويداد بزرگ به وقوع نخواهد پيوست مگر با تغيير و تحول نگرش‌ها و شيوه‌هاي مديريتي مرسوم و تحول ساختارها، سيستم‌ها، روش‌ها، ارتباطات، تشكيلات، مقررات، قوانين و مديريت كه از مصاديق بارز آن تحول در شيوه‌هاي قدرداني و تشويق و تنبيه است.
سازوكارهاي كارآمد ساختن اين شيوه‌ها البته چندان آسان نيست، اما امروز كارشناسان و مديران ادارات با تنظيم برنامه‌هاي مشاركتي و مشاوره‌اي برنامه‌ها و طرح‌هاي لازم را ارائه مي‌دهند و با مدد زير ساخت‌هاي اصيل سنت و فرهنگ كه اينجا حكم داده‌هاي سخت‌افزاري را دارند، دگرديسي نرم‌افزاري لازم را فراهم مي‌آورند و راهبردهاي اساسي جهت توسعه و گسترش و پيشرفت و شكوفايي برنامه‌ها و طرح‌هاي سازماني ايجاد مي‌نمايند.
برنامه‌ريزي و مديريت راهبردي تنها گزينه‌اي است كه در دوران مدرن مي‌تواند، انسان‌ها را در برخورد با مشكلات و مسائل مختلف دنيا و جامعه نوين ياري رساند.
مينتز برگ(mintz berg) نظرپرداز بزرگ تحول و دگرگوني در كتاب مهم خود«ظهور و سقوط برنامه‌ريزي راهبردي» معتقد است، تعريف برنامه‌ريزي چنين است:
برنامه‌ريزي شيوه‌اي قاعده‌مند، به منظور ارائه نتيجه‌اي روشن، در قالب نوعي نظام منسجم تصميم‌گيري است.
وي مي‌گويد: سازمان‌ها بر مبناي اين تعريف بايد برنامه‌ريزي داشته باشند تا موفق به ۱- هماهنگ‌سازي فعاليت‌هاي خود۲- اطمينان از در نظر گرفتن آينده ۳- فعاليت بر مبناي خردگرايي۴- كنترل فعاليت‌هاي خود گردند.۱
چنين تحولي تنها يك گزينه نيست كه امري ضروري و نيازي حياتي است. بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) بر اين نكته تاكيد ورزيده است: ما مي‌خواهيم ادارات را متحول كنيم.
ماهيت‌ شيوه‌هاي مرسوم تشويقي
نظام پاداش از مهم‌ترين عواملي است كه مي‌تواند موفقيت سازمان‌ها را در پيشرفت برنامه‌ها و تغييرات اساسي كه به دنبال آن هستند تضمين نمايد. اهتمام به پرداخت و اتخاذ شيوه‌هاي تشويقي، يا عدم آن تاثير عمده‌اي در انگيزش كاركنان به انجام دادن يا ندادن مجموعه وظيفه‌هاي محول شده به آنان دارد. اين نكته را هيچ مديري انكار نمي‌كند، اما در عمل اتخاذ روش‌هاي ناكارآمد تشويقي نيز نمي‌تواند چندان اهداف ما را محقق سازد و چه بسا به نتايج منفي و خلاف برآوردها نيز منجر گردد.
شيوه‌هاي متداول و مرسوم كارائي لازم را ندارند، زيرا نتايج بررسي‌ها و نمود عيني نتايج اين روش‌ها و متدها چنين گواهي مي‌دهند.
نخست بايد دانست كه در اسلام، موضوع تشويق و تنبيه در برنامه‌هاي حكومتي و خانواده بسيار اهميت داده شده است و حتي در مواردي راهبردهاي اساسي و شيوه‌هاي كلي تشويقي و تنبيهي جهت پرهيز از خطاهاي احتمالي و كاهش كارآمدي آنها، ارائه شده است. حضرت اميرالمومنين عليه‌‌السلام در خطبه‌هاي خود بارها اين مسئله را خاطر نشان ساخته و به مديران خود تذكرات به جايي داده كه چنين نگرشي در آن عصر و زمان كه هنوز فرهنگ مديريتي به صورت علمي مطرح نبوده، يك نكته برجسته و جستاري شگفت مي‌نمايد، آن حضرت در نامه ۵۳ خطاب به دولتمردان خود مي‌فرمايد: و اصل في حسن الثناء عليهم و تعديدما ابلي ذوو البلاء منهم.
با تشويق كارمندانت، ارتباطت را با آنها برقرار كن و خدمات صادقانه آنان را به زبان بياور (صريحاً‌ از آنها قدرداني نما،) زيرا تشويق، مردان شجاع را در راه نيكوكاري به هيجان مي‌آورد و مسامحه‌كاران را به فعاليت و حركت وامي‌دارد۰۰۰۲
در اين روايت بسيار زيبا چند نكته اساسي از تشويق كاركنان استنباط مي‌گردد كه مي‌توان آنها را جزء همان راهبردهاي اساسي در تشويق به شمار آورد:
۱- تشويق كاركنان نوعي ارتباط با كاركنان است.
۲- تشويق را بايد آشكار را انجام داد.
۳- تشويق بهترين راهكار تهييج كاركنان براي ادامه فعاليت‌هاست.
آيه شريفه نيز دقيقاً بر اين مطلب تاكيد دارد: لئن شكرتم لازيدنكم.۳ اگر قدرداني كنيد، خداوند آن نعمت را افزون مي‌سازد.

 
ويژگي‌هاي مديريت تقدير سازماني
اصل نخست مديريت تقدير سازماني، فرآيند بالابردن كيفيت كار و استمرار آن مي‌باشد. اصول ديگري نيز مطمح نظر است كه حداقل برنامه‌هاي تشويقي نبايد، با آنها تضاد و منافات داشته باشند:
۱- حفظ كرامت
۲- رشد استعداد و خلاقيت افراد
۳- اثربخشي و نتيجه‌گرايي
۴- شايسته‌سالاري و دانشگرايي و نخبه پروري
۵- بهره‌وري و ارزش‌افزايي
۶- توسعه‌گرايي و نوانديشي
۷- سلامت: عاري از فساد و تبعيض و نابرابري 
۸- در مديريت
هرچند در اسلام بر فرآيند تشويق و تنبيه به يكسان تاكيد رفته است، اما عملاً در سازمان‌ها و شركت‌ها نتايج حاصله از تشويق به مراتب نسبت به توبيخ و تنبيه در بالابردن كارائي و ارتقا سطح فعاليت‌هاي سازماني و بهره و سود مادي يا فرهنگي، ثمربخش‌تر و مفيدتر بوده است، ارزيابي و سنجش عملكرد مديران شركت‌ها و سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي نيز به درستي نشان مي‌دهد كه امروزه گرايش به تشويق و شيوه‌هاي تقديرانه بيش از تنبيهات و توبيخات و شيوه‌هاي منفي مي‌باشد.
به عنوان مثال يك شركت بزرگ نظير فورد، در سال ۱۹۱۴ تصميم به افزايش حقوق دريافتي كاركنان ماهر خود از ۸۰ سنت در روز به ۵ دلار در روز گرفت، اين عمل در ظاهر موجب كاهش سود شركت شد اما در همان سال اول، پس از افزايش حقوق‌ها سود شركت نزديك به دو برابر شد و روند رو به رشد از دست دادن كارگران ماهر خود را نه تنها به صفر رساند كه به زودي اين شركت افراد زيادي را در انتظار استخدام خود يافت.۴
نارسايي‌هاي شيوه‌هاي قدرداني مرسوم
به طور كلي هرگاه پس از يك دوره دو ساله، يا بر حسب تعداد برنامه‌هاي قدرداني نتايج سازماني به صورت منظم نتايج كيفي و كمي مطلوب‌تري ببار آورد، مي‌توان گفت شيوه‌هاي ما موفق بوده‌اند و نظام خاص آماري در اين زمينه وجود ندارد، اما مي‌توان نتايج را مورد ارزيابي قرار داد. در عرصه توليدات كالاها و محصولات مادي و عرصه‌هاي اقتصادي نتايج پيشرفت‌ها كاملاً محسوس است و مي‌توان با آمار و ارقام آنها را اثبات نمود، اما در عرصه فرهنگ و امور انساني نمي‌توان تنها به ارائه آمار و ارقام بسنده كرد، در اينجا كيفيت و ارزيابي كيفي مقوله‌ها مهم‌ترند و تحولات اجتماعي بزرگ را مي‌توان محصول مستقيم پيشرفت و توسعه دانست.
به همين ميزان آسيب‌شناسي قدرداني و تشويق در عرصه فرهنگ دشوارتر است. برخي از اين نارسائي‌ها مي‌تواند شامل موارد ذيل باشد:
۱- نشستن وسيله و ابزار بجاي هدف:
ارائه كار و ابتكار صرف جهت بهره‌وري از امكانات تشويقي از سوي تشويق‌شونده كه به كليشه‌اي شدن محصولات منجر مي‌گردد و در نتيجه بهره‌وري كاهش مي‌يابد.
۲- اتلاف هزينه‌ها:
صرف هزينه‌هاي گزاف كه گاه حتي از ميزان برگشت آن بالاتر است. به عنوان مثال شما ۱۰۰۰۰ تومان هزينه تشويق مي‌كنيد در حالي كه ۹۰۰۰ تومان هم سود به بار نمي‌آورد.
بر احوال آن شخص بايد گريست
كه دخلش بود نوزده، خرج بيست
۳- تكرار انتخاب منتخبين:
منظور از تكرر منتخبين، قرار گرفتن اين موضوع در يك فرآيند قالبي و كليشه‌اي است، به طوري كه همواره افراد خاصي با شگردهاي حرفه‌اي در جشنواره‌ها معرفي و برگزيده شوند و افراد شايسته جديد با ايده‌ها و نگره‌هاي تازه‌تر امكان انتخاب را نداشته باشند. كما اين كه در برخي جشنواره‌ها شاهديم همواره افراد خاص و مشابهي رتبه‌هاي بالا را احراز مي‌نمايند كه مجموعاً به ضعف در مديريت تشويق و قدرداني برمي‌گردد. پيشگيري از اين رويه با اعمال شيوه‌هاي بهتري از قدرداني به راحتي امكان‌پذير است. در اين رابطه شايد بازنگري در شيوه‌ها و معيارهاي ارزيابي نيز مفيد باشد.

۴- ايجاد فيدبك‌هاي نامطلوب:
هر برنامه تشويقي لزوماً بايد ايجاد رقابت سالم نمايد كه در صورت مديريت ناكارآمد، فيدبك(بازخورد) برنامه‌هاي قدرداني، چندان مطلوب نبوده و حتي نتايج عكس به بار مي‌آورد. در حالي كه يك شيوه كارآمد تشويقي هرگز جايي براي حسادت به جاي رقابت و غبطه براي ديگر افراد غيرمنتخب نمي‌گذارد، هرچند نمي‌توان اين موضوع را ناديده انگاشت كه حسد ريشه در طبع و نفس شيطاني انسان‌ها دارد و از آن گريزي نيست، چنان كه خداوند در بخشي از آيه ۵۴ سوره نساء مي‌فرمايد: ام يحسدون الناس علي ما اتاهم الله من فضله۰۰۰ آيا حسد مي‌ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود.
۵- مغايرت با تكريم شخصيت:
در اين مورد حساسيت بسياري وجود دارد. چنانچه در برنامه‌هاي قدرداني، اين اصل اساسي رعايت گردد، خود بهترين شيوه جهت قدرداني از افراد برگزيده خواهد بود و براي اهداف ما، انگيزه واقعي توليد مي‌كند.
براي توضييح اين مطلب به ذكر يك خاطره از يكي از مديران اكتفا مي‌شود.
در نشستي جهت قدرداني از تلاش‌هايي كه براي نشريه انجام داده بودم، دعوت شدم، منشي يا مجري جلسه در ميان جمع پاكتي آوردند، تا به من بدهند. مي‌دانستم داخل آن مقداري وجه نقد است، اما گرفتن آن را در جمع براي خدماتي كه حس مي‌كردم جنبه معنوي‌اش بر وجه ماديش غلبه دارد، مغاير با تكريم شخصيت خود دانستم واز گرفتن آن امتناع ورزيدم، همان جا سررسيدي در دست منشي بود، آن را گرفتم و گفتم همين كافي است، با خود انديشيدم اگر منشي واقعاً قصد تقدير مادي از من داشت، بهتر بود شيوه بهتري انتخاب مي‌كرد، حداقل مي‌توانست وجه را در پاكتي مناسب، داخل سررسيد قرار دهد و بدون اين كه كسي متوجه آن شود، به من اهدا كند.۵
كليه تئوري‌ها و ايده‌هاي نوين قدرداني و تشويق به يك اصل كلي ارجاع مي‌شود: قدرداني و تشويق بايد هرچه بيش‌تر و پر محتواتر بوده و آثار بهتري به دنبال داشته باشد. جايزه دادن به يك كودك به شيوه‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد، اما اتخاذ شيوه‌اي كه باعث رشد شخصيتي و تربيتي او گردد، قطعاً دشوارتر است و تنها انسان‌هاي فرهيخته و با فرهنگ به دنبال اتخاذ چنين شيوه‌هايي هستند.
معيارهاي شيوه‌هاي نوين قدرداني
ارائه راهكارهاي كلي و معيارهاي عمومي نوين در تشويق و قدرداني بهتر است از ذكر مصاديق و نمونه‌ها، چرا كه همه نمونه‌ها و مصاديق در همه موارد و موقعيت‌ها نمي‌تواند سودمند باشد. از طرفي ذكر مصاديق و برنامه‌ها مانع بروز و ظهور خلاقيت‌هاي فردي و سازماني مي‌گردد. از اين رو در اينجا تنها به ذكر چند معيار و شاخصه كه به تشخيص نگارنده راه را براي تحول اساسي و نوين در مديريت قدرداني مي‌گشايد، بسنده مي‌شود:
۱- تشويقات بايد به صورت دائم بوده و جزئي از سيستم منظم اداري باشد.
در اين مورد ماكياولي به شهريار سفارش مي‌كند: زخم را بايد به يكباره زد، تا آثارش نماند، اما ترس از عملش باقي بماند. و تشويق را بايد به مرور انجام داد، تا هميشه رعيت مديون و ممنون پادشاه باشد. (نقل به مضمون) بايد دانست كه چنين روشي هرچند از سوي ماكياولي عنوان شده، كاملاً با روح دموكراسي در مديريت نوين سازگار است، البته اگر بند اول اين عبارت را كه مربوط به تنبيه سخت و به ظاهر موثر است ناديده بگيريم.
۲- به نظر مي‌رسد ميزان سودمندي در تشويق مستقيماً وابسته به ميزان ارزشي آن، به لحاظ مادي، كاركردي و گستره جغرافيايي آن است. به عبارت ديگر هرچه مراسم تشويق و نوع كالايي يا وجهي كه به تشويق شوندگان اختصاص داده مي‌شود، گسترده‌تر و پر ارزش‌تر بوده باشد، بازتاب و ثمردهي آن در پيشرفت امور سيستم، بيش‌تر خواهد بود.(در رابطه با اين معيار نگارنده به پژوهش و تحقيق موثري دسترسي نداشته است.) به عنوان مثال: تجليل از خيرين در سطح يك رسانه معمولي نسبت به تجليل از آنان در سطح همه رسانه‌هاي ملي ثمردهي كمتري دارد. با اين حال اين موضوع نبايد مانع تشويقات جزئي از نيروها گردد، زيرا هريك از اين تشويق‌ها در جاي خود ثمردهي لازم را به دنبال دارند.
۳- موضوع و علت تشويق بايد كاملاً تبيين گردد، بهتر است مورد تشويقي كاملاً منفرد و تميز داده شود و از كلي‌گرايي در اين مورد پرهيز گردد، چرا كه در اين صورت راه براي بروز خلاقيت‌ها و ايجاد فرصت‌ها براي پيشرفت و بالش ديگر نيروها باز نخواهد بود. مثلاً اگر نويسنده‌اي مورد تشويق قرار مي‌گيرد، دقيقاً مشخص شود كه به خاطر چه كتاب، يا مقاله‌اي يا پرداختن به چه نوع موضوعاتي مورد تقدير قرار گرفته است.
نگرش اسلامي نسبت به جايگاه مديريتي و ارزشي و تربيتي تشويق و تنبيه
در اسلام تنبيه يك روش تربيتي به حساب نمي‌آيد و در حقيقت روشي براي جلوگيري از بي‌تربيتي مي‌باشد. يك مجرم را كه به دنبال اعمال مجرمانه است، نمي‌توان با تشويق و برخورد ملايم متوجه خطايي كه ارتكاب مي‌شود، نمود، چرا كه به هر حال يا مرتكب جرم شده است و يا قصد استمرار آن را دارد. در اين صورت به نظر مي‌رسد تشويق و ملايمت بر غرور او افزوده و او را به استمرار مجرميت ترغيب مي‌نمايد. تلقي چنين است كه مجرم در حين عمل انگيزه و توجيه كافي داشته كه به چنين عمل مجرمانه‌اي دست زده است، در اين صورت تشويق او را به ادامه عملش ترغيب مي‌سازد، بنابراين تنها راه مقابله با مجرم تنبيه و برخورد تنبيهي است كه جز دستورات و قوانين تمام تمدن‌ها و ملل قرار دارد.
اما در مورد كساني كه هنوز تصميم به فعل مجرمان نگرفته يا گرفته‌اند، اما آن را عملي نكرده‌اند، تنبيه نتيجه عكس دارد، يعني تنبيه با ايجاد نوعي حس انتقام و پرخاش در چنين فردي، او را به انجام جرم ترغيب مي‌سازد. 
تيزدنداني كه وجه بارز صفت غيرانساني پلنگ است، خود موجب تنبيه و مجازات و عدم ترحم به او شده است، زيرا در غير اين صورت ساير افراد را از ادامه زندگي و راحتي مانع گشته‌ايم. اما كسي كه چنين صفتي ندارد، مي‌تواند مورد رحم و شفقت جامعه قرار گيرد، زيرا هدف از مجازات و تنبيه برگشت فرد به جامعه است كه در اين صورت امكان بازگشت فراهم‌تر است، زيرا اصولاً فرد كار سوئي را آغاز نكرده و هنوز به صورت بالفعل و نه بالقوه در متن اجتماع قرار دارد.
انبياي الهي و روانشناسان از ديرباز متوجه اين موضوع بوده‌اند و همواره در تربيت تشويق را مقدم بر تنبيه دانسته‌اند. چنان كه پيامبر اسلام صلي‌‌الله عليه‌وآله مي‌فرمايد: احبوا الصبيان و ارحموهم۰۰۰ كودكان را دوست بداريد و با آنها رحيم و مهربان باشيد.
ماكارنكو معتقد است: تنبيه كودك كار بسيار دشواري است. هر مربي براي تنبيه كودك بايد فوق‌العاده باريك انديش و محتاط باشد و به همين جهت به والدين توصيه مي‌شود، تا آنجا كه ممكن است دست به تنبيه بدني نزنند و سعي كنند مقدم بر هر چيز، رژيم مناسبي را در خانواده برقرار سازند.۶
ژان‌ژاك روسو و گروهي ديگر از دانشمندان تعليم و تربيت معتقدند، انسان هرگز در تربيت خردسالان نيازي به مجازات و تنبيه ندارد، زيرا براي هر عملي مجازات و تنبيهي طبيعي وجود دارد كه متناسب با آن است.
جالب است بدانيم كه طبق روايات جنبه‌هاي تنبيهي، حكمي كاملاً ثانوي دارد كه نمي‌تواند در تعليم و تربيت به عنوان هدف مطرح باشد و اگرچه تشويق هم هدف نيست، اما نسبت به تنبيه مقدم است و همين موضوع نشان از تاثير بيش‌تر تشويق در تربيت دارد. روايت شده كه بر قبضه شمشير پيامبر صلي‌‌الله عليه‌وآله سه تعبير سازنده نقش بسته بود كه يكي از آنها اين عبارت بود: احسن الي من اساء اليك، با كسي كه به تو بدي كرده نيكي كن. همچنين از پيامبر اسلام صلي‌‌الله عليه‌وآله روايت شده كه فرمود: لينوا لمن تعلمونه و لمن تتعلمون منه، نسبت به كسي كه او را تعليم مي‌دهيد و همچنين نسبت به كسي كه از او علم و آداب مي‌آموزيد، نرم و ملايم و مهربان باشيد. 
شهيد ثاني مي‌گويد: در صورتي كه معلم رفتاري خلاف فضيلت را در شاگرد ملاحظه كند، بايد اين دستور پيامبر اسلام را به جا بياورد
  • بازدید : 83 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 خلاقیت اصطلاح و واژه اغی است که امروزه در محافل علمی و آموزشی و دانشگاهی و کارگاهی و حتی اذهان عموم مردم کاربرد فراوانی دارد.
فراوانی این کاربرد و استفاده از این اصطلاح به موقعّیت فعلی و رشد و ترقّی و پیشرفت جامعه، مربوط می شود. البته این بدان معنی نیست که در سال های گذشته خلاقیت وجود نداشته است زیرا زمینه های پیشرفت و توسعه و رشد و تعالی در عرصه های مختلف که امروزه شاهد هستیم در گذشته پی ریزی شده است.
ویژگی کودکان خلاق :
کودکان تیز هوش و با استعداد کسانی هستند که توانمدیهای قابل توجهی در عملکرد کنش های هوشی نشان میدهند. این کودکان به طور بالفعل یا بالقوه در یک یا چند زمینه از خود برجستگی خاصی نشان می دهند (غلامعلی افروز ۱۳۷۳ ص، ۱۹۰).
۱ ) توانایی در هوش عمومی 
۲ ) استعداد خاص تحصیلی 
۳ ) تفکر خلاق یا مولّد
۴ ) توانایی رهبری
۵ ) هنرهای تجسمی و نمایشی
۶ ) توانایی روانی – حرکتی
بر اساس تعریف ترمن کسانی که از بهرۀ هوشی دو انحراف معیار بالای میانگین (۱۰۰) باشند تیز هوش هستند – به عبارت دیگر آن دسته از کودکانی که بر اساس آزمون هوشی عمومی (استنفرد – ینیه) (گنجی ۱۳۷۳).بهره هوشی آنها ۱۳۲ یا بالاتر باشد تیز هوش قلمداد می شوند.
ویژگی های رفتاری کودکان خلاق
۱ ) کمال جویی 
۲ ) شدت و عکس العمل سریع
ویژگی های عمومی کودکان و دانش آموزان خلاق و تیز هوش : (افروز ۱۳۷۳ ص، ۱۹۷).
۱ ) برخورداری از بهرۀ هوشی بالاتر از متوسط (۱۰۰) 
۲ ) برجستگی خاص در یادگیری و یادسپاری و یادآوری مطالب
۳ ) حافظه قوی : مطالب مورد علاقه را با سرعت و دقت خارق العاده فرا می کیرند.
۴ ) پر انرژی بودن : غالباً نیاز کم تری به خواب دارند.
۵ ) قدرت تخیل : اغلب این کودکان همبازی های خیالی هم دارند.
۶ ) کنجکاوی : دوست دارند سئولات فراوان و پیچیده مطرح کنند.
۷ ) ارائه پاسخ های پیچیده : در پاسخ سعی می کنند به زمینه های پیچیده و بدیع رو آورند.
۸ ) درک سریع روابط بین عناصر و پدیده های مختلف
۹ ) گستردگی خزانه بغات
۱۰ ) سلامت کلامی : نسبت به همسالان از قدرت و سلامت روانی کلامی بالاتری برخوردارند.
۱۱ ) خوش خلقی.
۱۲ ) گستردگی دامنه علایق
۱۳ ) گستردگی دامه توجه 
۱۴ ) قدرت تفکر انتزاعی
۱۵ ) سازماندهی تازه از اطلاعات دریافتی
۱۶ ) حساسیت فوق العاده
۱۷ ) کمال جویی 
۱۸ ) علاقمندی نسبت به دیگران
۱۹ ) قدرت رهبری و تمایل به نظارت 
۲۰ ) تمیزی و توجه به ظاهر فیزیکی و بهداشت

کودکان و دانش آموزان انزوا طلب :
بر خلاف دانش آموزان خلاق و بااستعادا دانش آموزان منزوی و گوشه گیر دارای صفات و ویژگی های زیر هستند.
۱ ) از لحاظ هوشی در سطوح مختلف وپراکنده قرار دارند زیرا دانش آموز با استعداد هم ممکن است منزوی وگوشه گیر باشد.
۲ ) از لحاظ میدان تحرک و حوزه فعالیت رفتاری کاهش نرخ رفتاری بخصوص در بازی و شرکت در گروه را دارند.
۳ ) علاقه و انگیزه ای به یادگیری مطالب جدید ندارند.
۴ ) دارای فراوانی ارتباط کلامی و غیرکلامی بسیار اندک هستند.
۵ ) معمولاً از یک عقده و گره خلقی یا جسمانی یا اجتماعی در رنج هستند.
۶ ) این قبیل کودکان از لحاظ شخصیتی کم رو و خجالتی و معمولاً دارای اضطراب در برقراری ارتباط هستند.
۷ ) در برنامه ریزی هفتگی و کلاسی و درسی دچار ضعف هستند.
۸ ) به امور و فعالیت های فردی و نظافتی کم اهمیت هستند.
۹ ) در مورد موارد و مسایل جدید نه تنها رغبت نشان نمی دهند بلکه با نوعی بی میلی و گریز از آن فرار می کنند.
۱۰ ) هیچ اهمیتی به پیشرفت ها و موفقیت های همسالان نمی دهند.
اهمیت و ضرورت مسأله :
در همهی صفات و ویژگی های ذکر شده پذیرش خویشتن یک اصل جدای ناپذیر است. (شاکتی کواین ۱۳۸۳ ص، ۱۱۱).
زیرا اگر کودکی با داشتن صفات ۲۰ گانه خودش را قبول نداشته باشد اصولاً معنی و مفهوم خلاقیت زیر سئوال می رود.
در دنیای امروزه و جهان معاصر پرورش و آموزش کودکانی با اصفات و ویژگی های خلاق وکارآمد برای پیشبرد اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی و … یک امر لازم و بلکه واجب است.
تنها مسئه ای که در این تحقیق همانطور که در مقدمّه نیز به آن اشاره گردید این است که محققان و صاحب نظران و اندیشمندان بخصوص درباب تصمیم و تربیت در تمیز و تفکیک کودکان منزوی و انزوا طلب واقعی از کودکانیکه فقط بخاطر تمرکز و توجه و ایجاد تخیل خلاقیت و تجزیه و تحلیل امور و عناصر پدیده ها به خود پناه می برند دقت لازم را مبذول دارند.
زیرا التقاط و عدم تفکیک کدکان خویش دار و خود مدار با کودکان و دانش آموزان منزوی و گوشه گیر خود باعث بروز مشکلات دیگری می شود.


اهداف تحقیق :
هدف های عمده و اساسی در این پژوهش عبارتند از :
شناسایی و شناخت عناصر و ویژگی های دانش آموزان انزوا طلب
شناسایی و شناخت عناصر و ویژگی های دانش آموزان اجتماعی 
شناسایی و تجزیه و تحلیل عناصر موضوعی خلاقیت
مقایسه عناصر خلاقیت در هر دو گروه
اهداف جزئی :
در تحقق اهداف کلی بالا لاجرم به موضوعات و عناصر زیر باید توجه کنیم :
۱ ) میزان برقراری ارتباط دانش آموزان با سایر همسالان و اعضای خانواده
۲ ) میزان موفقیت دانش آموزان در امور تحصیل
۳ ) بررسی نوع شخصیت کودکان با استفاده از پرسشنامه ها و تست ها یا مشاهده 
۴ ) آزمون و برگزاری آن در میان دو گروه از حیث خلاقیت
۵ ) مقایسه توفیق هر دو گروه در آزمون استعداد خلاقیت (پاشا شریف ۱۳۷۴).


فرضیات :
خلاقیت کودکان اجتماعی از کودکان انزوا طلب بیشتر است.
تعاریف عملیاتی متغیرها :
برخی از واژه ها و اصطلاحات بخصوص در تحقیقات روان شناسی و علمی و پژوهشی احتیاج به تعریف وتفسیر دارد که خواننده نسبت به مبانی و نظری آنها استیلا و آگاهی داشته باشد.
مطلق گرایی : آنچه که کودکان تا ۷ سالگی فکر می کنند هر بازی وموضوعی دارای قواعد ثابت و غیر قابل تغییر است.
طرحواره : زمینه و تم ذهنی و فکری کودک در مورد هر موضوعی که قادر به انجام و برگزاری آن است.
کنش علامتی : تعمیم دادن یک پدیده و شئی جدید به پدیده و شئی که قبلاً کودک آنرا شناخته و تجربه کرده است.
انتزاعی : ارزش ها و عناصر وموضوعاتی که معنای ارزشی و غیرصوری دارند.
خلاقیت : استفاده از دانش و آگاهی در زمینه ای برای ایجاد و تغییر و نوآوری در آن موضوع
اجتماعی : شرایطی که کودکان در ایجاد ارتباط با محیط و همسالان و دیگران از همه استعداد و توانایی خود برای رسیدن به هدف بهره می گیرند.
انزوا طلب : تمایل و میل کودک به فرار و کناره گیری از واقعیات وکاهش دادن نرخ رفتارهی ارتباطی و تصحیح و آموزشی و فرورفتن در خود به عنوان یک اختلال.

عتیقه زیرخاکی گنج