• بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بر اساس آيات قرآن كريم،‌ ابليس يكي از جنيان بوده كه بر اثر كثرت عبادت، جزء ملائك قرار گرفت اما بعد از خلقت آدم، چون دستور خداوند‌ را عصيان کرد و بر آدم سجده نكرد، از درگاه الاهي رانده شد. اما شيطان به هر موجود طغيانگر و مخالفي گويند خواه از انسان ها باشد يا از جن و يا از حيوانات. و ابليس را از آن جهت شيطان مي نامند كه طغيان نموده و دستور الاهي را مخالفت كرد. پس شيطان اسمي عام است،‌ كه شامل ابليس و غير او مي شود. 
يا ايها الذين آمنوا لاتتبعوا خطوات الشيطان
اي کساني که ايمان آورده ايد پاي در جاي پاي شيطان مگذاريد.
«با گامهاي شيطان»   
براي هر انسان آرمان طلبي که در زندگي هدفي را در پيش دارد، آشنايي با مشکلات و موانع مسير، يکي از ضروري ترين مسائلي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. همچنين براي شيعه اي که طريق سعادت و رستگاري را با رهبري و استعانت از مولايش امام عصر(ع) مي پيمايد، چنين شناختي لازم به نظر ميرسد.  
يکي از مهمترين موانع طريق صلاح و هدايت شيطان است. لذا شيطان شناسي از وظايف اساسي شيعه بوده و در منابع اسلامي به تفضيل به آن پرداخته شده است. از نظر اسلام اين نکته مهمي است که فرد دشمن آشکار خود يعني شيطان را به حد کافي شناخته و راههاي مبارزه با آن را بياموزد و به کار گيرد تا سرانجام با استعانت از ولي معصوم زمان و توکل بر خداوند موانع را پشت سر گذاشته و به فلاح و رستگاري دست يابد.

لذا در اين مقاله کوتاه موضوع شيطان شناسي را در دو مبحث جداگانه مورد بررسي قرار داده ايم در بخش اول به ياري خداوند واژه شناسي و نيز سيري در آيات و روايات مرتبط با شيطان ارائه شده و در بخش دوم به جنبه هاي کاربردي مسئله پرداخته و شيطان را در حوزه زندگي روزمره انسانها مورد بحث قرار مي دهيم.
در همين جا از دوستان عزيز تقاضا مي کنيم چنانچه به مطلب ناگفته يا تذکر لازمي برخوردند با ارائه مطالب خود در اصلاح و تکميل بحث بکوشند.
برخي از واژه هايي که در مبحث شيطان شناسي کاربرد دارند عبارتند از:
شيطان، ابليس، خناس، وسواس، خطوات.
در کتاب شريف قاموس قرآن تاليف سيد علي اکبر قريشي شرح جالبي در زمينه هريک از اين واژه ها نگاشته شده است از جمله:

شيطان:

به معني متمرد و دور شده است اين کلمه به صورت مفرد هفتاد بار و به صورت جمع هجده بار در قرآن آمده است. به عقيده برخي از لغت شناسان شيطان از «شطن» به معني «دور شدن» و به عقيده گروهي ديگر از «شاط» به معني «هلاک شده و شدت غضب گرفته شده» است. مولف محترم معتقد است که شيطان به معني روح شرير و دورمانده از رحمت خدا «وصف» است نه «اسم».

ابليس:

مراد از اين کلمه در قرآن مجيد، موجودي است زنده، با شعور، مکلف، نامرئي، فريبکار… که از امر خدا سرپيچي کرد و رانده شد و مستحق عذاب و لعن گرديد. اهل لغت راجع به اين که اين واژه عربي و قابل صرف شدن است يا خير، اختلاف نظر دارند. اين کلمه يازده بار در قرآن بکار رفته است.
ريشه لغوي ابليس، بلس، ابلاس به معني يأس و نا اميدي مي باشد. راغب گويد ابلاس اندوهي است که از شدت سختي ناشي مي شود و نيز احتمال داده اند بواسطه مأيوس شدن از رحمت خدا به شيطان، ابليس هم گفته اند.
خناس:
از ريشه خنس به معني کنار رفتن، واپس ماندن، پنهان شدن آمده و شيطان را به اين جهت خناس مي گويند که هنگام ياد خدا کنار مي رود و پنهان مي گردد. در قرآن کريم -در آيه قل اعوذ برب الناس، من شر الوسواس الخناس- خناس به معني بسيار نهان و صفتي براي وسوسه آمده است.
وسواس:
وسوسه به معني حديث نفس و کلامي که در باطن گفته مي شود خواه از شيطان خواه از خود انسان مي باشد از مجمع نقل شده وسوسه با صداي آهسته به سوي چيزي خواندن است وسوسه افکار باطلي که منشاء کار حرام بوده و گاه از طرف جن و شياطين و گاه از جانب مردم به افراد القاء مي شود و فقط در صورت پناه بردن به خدا از شر آن مي توان مصون ماند.
خطوات:
جمع خطوه به معني فاصله ميان دوپا هنگام راه رفتن و خطوه به معني «يکدفعه گام برداشتن» است. تابع شدن به خطوات شيطان پيروي از او و پا گذاشتن در جاي پاي اوست و مراد تبعيت از وساوس و دغدغه هاي او مي باشد. اين واژه در قرآن کريم پنج بار تکرار شده است.
شيطان کيست و از چه جنسي مي باشد؟
بنابر روايات نام اصلي شيطان «حارث» يا «عزازيل» بوده است و چون از رحمت خدا نا اميد شد به او «ابليس» گفتند و همانطور که در قرآن کريم نيز آمده شيطان از نوع جن بوده است. (او از جن بود و فرمان پروردگارش را نافرماني نمود) سوره کهف،آيه ۵۰
چرا خداوند چنين موجود اغواگري را آفريد و به او اجازه داد بندگانش را گمراه سازد؟
خداوند ابليس را نيز همچون ديگر مخلوقات مختار خود از روي لطف آفريد و به او اجازه داد از نعمت حيات بهره مند شده و در مسير تکامل و تعالي قرار گيرد. ليکن او از اختيار خود استفاده نادرست نموده و آن را در جهت طغيان و نافرماني از دستورات خداوند به کار گرفت و در اين صفت با بسياري از انسانها مانند فرعون و هامون و بني اميه و… مشابهت پيدا کرد.
در منابع اسلامي راجع به زندگي ابليس چنين آمده که او ساليان دراز در صف ملائکه و همراه با آنان مشغول عبادت خدا بوده و مقامات بالايي را نيز کسب کرده بود ليکن سرانجام روزي نوبت به امتحان رسيد، در کتاب قاموس قرآن از سوره اعراف نقل مي کند که خداوند فرمود:
اي بشر ما شما را اندازه گرفته و صورت داديم. سپس به ملائکه گفتيم به آدم سجده کنيد. ملائکه سجده کردند مگر ابليس که از ساجدان نبود. خداوند پرسيد: اي ابليس چه مانع شد تو را که سجده نکردي گفت من از او بهترم که مرا از آتش مخصوص آفريده اي ولي او را از گل مخصوص.
خداوند فرمود: از آنجا فرو شو تو را نرسد که در اينجا بزرگي کني برون شو که تو از حقيران هستي. گفت: مرا تا روزي که از تو زنده مي شوند مهلت بده. فرمود: تو از مهلت داده شدگاني. او گفت: پروردگارا در قبال اين که مرا به فساد انداختي براي کمين آنها در راه راست تو خواهم نشست سپس از جلو و پشت سرشان و از راست و چپ بسوي آنها خواهم آمد طوري که بيشتر آنها را بنده شکرگزار نخواهي يافت.
اين نکته نيز در روايات آمده که خداوند از اين جهت ملائکه را به سجده آدم امر نمود که او حامل انوار محمد (ص)بود علت اصلي تمرد و نافرماني ابليس و آنچه او را به سمت عصيانگري سوق داد در روايات اينگونه تبين شده است امام صادق(ع) فرمودند:
«اول کسي که قياس نمود شيطان بود. او تکبر کرد و آن اولين معصيتي بود که در نافرماني خدا به جاي آورده شد.» (تفسير جامع)

همانگونه که از روايت در مي يابيم شيطان با وجود عبادات زياد حقيقت عبوديت را که همان تسليم امر خدا شدن است در نيافته بود. لذا ابتدا به گمان باطل خود چنين پنداشت که آتش از خاک بالاتر است و به اين ترتيب به مقايسه بي حاصلي پرداخته و نتيجه گرفت که خودش از حضرت آدم(ع) برتر است و او استحقاق سجده را ندارد.
در ادامه روايت آمده شيطان به پروردگار گفت:
خدايا مرا از سجده به آدم معاف نما در عوض تو را چنان پرستش خواهم کرد که هيچ فرشته مقرب و پيامبري تو را اينگونه عبادت نکرده باشد.
خداوند فرمود: مرا به پرستش کردن تو نيازي نيست من مي خواستم تو مرا با اطاعت در امرم ستايش کني ليکن تو امتناع ورزيدي اينک از ساحت قدس ما بيرون رو که مطرود پيشگاه ما هستي و لعنت من تا روز قيامت بر تو باد.
شيطان گفت: خدايا تو عادلي و ستم روا نمي داري پس پاداش اطاعت و عبادت چندين ساله ام چه خواهد شد؟
خداوند فرمود: براي مزد اعمالت هرچه در دنيا آرزو داري درخواست نما.
اولين درخواست شيطان اين بود که تا روز موعود زنده بماند. خداوند اين درخواست او را پذيزفت.
دومين درخواست او تسلط بر آدم بوده آن هم مانند جريان گردش خون در رگها. خداوند اين خواهش شيطان را نيز قبول فرمود ليکن او اين بار درخواست کرد که خدايا در مقابل هر فرزندي که به آدم مي دهي دو فرزند به من عطا کن به طوري که من فرزندان آدم را ببينم ولي آنها مرا مشاهده نکنند. من به هر صورتي که بخواهم جلوه گر شوم…
سپس شيطان گفت به عزت و جلالت قسم تمام فرزندان آدم را مگر بندگان خاص و خالص را گمراه نمايم و از چپ و راست و جلو و عقب نزد آنها رفته و آنان را فريب دهم تا آنجا که بيشتر آنها را به نافرمانيت وادار ساخته و به کفر بکشانم…(تفسير جامع)
به هرحال شيطان با مهلتي که از خداوند گرفت خيالش از بابت مرگ راحت شد لذا خود را براي جنگ اساسي با آدم و فرزندانش آماده کرد. او سپاهيانش را آراست و با سلاح وسوسه به ميدان آمد.
شيطان اولين نقشه خود را براي فريب آدم و همسرش باموفقيت اجرا نمود و در نتيجه باعث اخراج آنان از بهشت گرديد و همچنان تا به امروز به اغواگري خود ادامه ميدهد.
دامنه حيله ها و وسوسه هاي شيطان بي حد و حصر است و در قرآن کريم به برخي از آنها اشاره شده است، از جمله:
او تابعين خود را به فحشا و منکر امر ميکند (آيه ۲۰نور)
او به شما وعده فقر ميدهد(بقره ۲۶۸)
در دل دوست داران و افراد تحت ولايتش ايجاد ترس ميکند(آل عمران ۱۷۵) 
کلمه شيطان (در پارسي کنوني)
 ايران شِيطان) از ماده “شطن” گرفته شده، و “شاطن” به معناى “خبيث و پست” آمده است، و شيطان به موجود رانده شده، سركش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شرير و دور از حق ، نيز آمده است.
“شيطان” اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه “ابليس” اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، ونام ابليس در باورهاي اسلامي شيطان,به معناي كسي كه ادم را فريب داده است.
شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.
شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن ابليس و مصداق ديگر آن انسان‌هاى مفسد و منحرف كننده است.

تاريخ
براساس تفسيرهاي قرآن و احاديث ٬شيطان يکي از جنيان بود که بر اثر پارسايي زياد به درجه فرشتگان راه يافت و يکي از فرشتگان مقرب خدا شد(در حديثي از اما صادق(ع) منقول است که يک بار شيطان نمازي خواند دو رکعت ولي ۱۰۰۰ سال طول کشيد) اما براي سجده نکردن به آدم او از درگاه الهي رانده شد و به او فرصت داده شد تا قيامت انسان را بفريبد[۱]
معني شيطان
شيطان دو معنى دارد: يكى اصطلاحى ، و آن همان معنايى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شيطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ايستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم عليه السلام سجده نكرد. ديگرى معنى لغوى آن است ، شيطان از ((شطش )) و ((شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنى پليد، خبيث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت ديگر، به هر چيز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنين به معنى منحرف و منحرف كنند، ياغى و طاغى ، شرير و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقيقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . اين معانى و صفات در انسان باشد يا در جن ، در چهار پايان باشد يا وحوش ، خزندگان و غيره همه اين ها از معانى و مصاديق شيطان است .
و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در ميان مردم معروف و مشهور است و آن ابليس و لشگريان و اعوان و انصار و ياوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم عليه السلام ، باعث بيرون شدن خود و آدم عليه السلام از بهشت شد.
گويد: نفرين بر شيطان ، لعنت خدا و ملائكه بر او باد، اين شيوه از زمان حضرت آدم عليه السلام معمول بوده كه شيطان را مسئول هر كارى و عصيانى مى دانسته اند.
در تعريف او گفته اند: شيطان ، قدرتى است نابكار و بسيار بدكردار، نيرو و روحى است پليد و سركش و طغيان گر؛ حقيقت مطلب اين است كه شيطان ، اسم خاص نيست تا بر موجودى معين و مشخص دلالت كند و وجود مستقلى ندارد، اسمى است بى نشان ؛ مانند سيمرغ كه وجود خارجى ندارد و هيچ نام و نشانى براى او نيست ، اغلب جاها كه نام شيطان برده مى شود مراد همان ابليس است كه از دستورهاى خداوند سرپيچى و تكبر كرد.
شيطان و طرف دارانش در طول تاريخ در مقابل نيكان و نيك سيرتان قرار داشته اند و خواهند داشت ، 
كلمه شيطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هيجده بار به صورت جمع به كار رفته است كه روى هم ۸۸ مرتبه مى شود

عتیقه زیرخاکی گنج