• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كودكان معمولاً خواندن را در كلاس اول و گاهي زودتر آغاز مي كنند و در تمام طول دوران تحصيلشان اين وابستگي به خواندن ادامه پيدا مي كند. تحقيقي كه توسط كرك و الكنيز در ۱۹۷۵ انجام شد نشان داد كه ۶۰ تا ۷۰ درصد كودكاني كه در اين برنامه ها ثبت نام كرده اند، داراي مشكل ناتواني خواندن بوده اند.
انواع آموزش خواندن
۱- خواندن تحولي: شامل نظامهايي از آموزش خواندن است كه يك زنجيره تحولي ورود به تكامل از مهارتهاي خواندن را در يك برنامه گروهي فراهم مي آورند. اين نظامها معمولاً از كودكان انتظار دارند با سرعت و در مراحل خاصي خواندن را ياد بگيرند.
– خواندن اصلاحي: به روش هايي اطلاق مي شود كه براي اصلاح عادات بد و غلط خواندن يا پر كردن شكافهايي كه در معلومات كسب شده در طول دوره هاي برنامه خواندن تحولي براي كودكان پيش آمده، به كار مي روند. ممكن است كودك در مورد مهارت هاي بازشناسي نكات، درك، فهم معاني، آواها، سريعتر خواندن و يا در مورد ساير زمينه هاي تعبير و تغيير نوشته ها به كمك احتياج داشته باشد. كه با استفاده از آموزش تكليف يعني آموزش مستقيم يا اصلاح غلط هاي خواندن به صورتي كه كودك بتواند پس از آن با سرعت و نرخ نسبتاً بهنجاري پيشرفت كند.
۳- خواندن ترميمي: گاهي اوقات اين كودكان را با عنوان خوانش پريش مي نامند. آنها احتمالاً داراي نوعي ناتواني يادگيري تحولي (توجه، حافظه، ادراك، تفكر يا اختلال زبان) هستند.
اكثريت قريب به اتفاق كودكانيكه كلاس اول را شروع مي كنند احتمالاً ۸۵ تا ۹۰ درصد آنها با استفاده از برنامه هاي خواندن تحولي در خواندن پيشرفت مي كنند، از ميان ۱۰ تا ۱۵ درصد بقيه كه مشكلاتي در پيشرفت بهنجاري خواندن دارند، بيشترين تعداد مي توانند از طريق روشهاي خواندن اصلاحي و يا استفاده از روش هاي آموزش تكليف و آموزش مستقيم پيشرفت كنند. ۱- يا حداكثر ۲ درصد دچار ناتواني يادگيري تحولي دروني هستند.
بعضي از كودكان هنگام خواندن، خطاهاي زير را مرتكب مي شوند.
۱) حذف ها: مثلاً من علي را ديدم (خواندن مي شود ) من علي ديدم
۲) افزايش ها: مثلاً مرد يك خرس چاق بزرگ ديد در حاليكه چاق بزرگ وجود نداشته است.
۳) جانشين سازي ها: جمله «سالي يك پيشي خوب است» مي تواند به اين صورت خوانده شود: «سالي يك پيشي خوب دارد»
۴) تكرارها: جمله رنگ آبي آن اتومبلي را ببين (خوانده مي شود ) رنگ آبي آن روي كلمه اتومبيل متوقف شود و تكرار مي كند … رنگ آبي آن … رنگ آبي آن …
۵) حذف يا اضافه حروف: كودك بعضي صداها را حذف كرده يا بعضي حروف را به كلمه اي كه مي خواند اضافه مي كند.
۶) خطاهاي وارونه سازي: كودك مي تواند كلمه «داس» را «ساد» و يا كلمه «با» را «آب» بخواند.
۷) خواندن سريع و بي دقت: بعضي كودكان كه براي خواندن مطالب عجله مي كنند، خطاهاي بسياري مرتكب مي شوند و بويژه بسياري از لغاتي كه نمي توانند بخوانند را جا مي اندازند.
۸) خواندن كند و لغت به لغت: بعضي كودكان به كندي و لغت به لغت مي خوانند علت تشكيل اين عادت مي تواند تمركز بيش از حدودي رمزگرداني لغات باشد.
۹) فقدان درك مطلب: بعضي كودكان لغات را رمزگرداني مي كنند ولي توجه اندكي به معناي متن قرائت شده دارند.
رشد تحول زبان
يكي از جنبه هاي جذاب رشد و تحول كودك بهنجار اين است كه كودكان چگونه ياد مي گيرند رمز زبان فرهنگي كه در تجربيات روزمره شان با آن برخورد مي كنند را بفهمند و از آن استفاده كنند. يادگيري شامل پاسخگويي به صداهاي شنيده شده و آواگري هاي خود كودك است. يادگيري رمز زبان بوسيله ي رشد و تحول بهنجار گفتار تسهيل مي شود.
ناتوانيهاي زبان بياني
كودكاني كه دچار ناتواني زبان گفتاري بياني هستند، توانايي ناقصي براي بيان خودشان از طريق گفتار دارند ممكن است آنها در حين رشد و تحول اوليه لال و خاموش بوده و يا بندرت داراي گفتار اختصاصي نامعلوم، گفتار تقليدي، يا پژواك گويي باشند. يك نشانه عمومي آنها قابليت مشارب براي استفاده از لغات، عبارات يا جملات است آنها مي توانند در صورت درخواست تصاوير را تشخيص دهند. از نظر عاطفي و هيجاني آنها غالب ساكت و حرف گوش كن و تابع هستند ولي ممكن است فاقد بيان چهره اي باشند در بعضي موارد ممكن است اين كودكان بيحال و بي علاقه به نظر برسند.
جانسون و ميكلباست در ۱۹۶۷ دو نوع متفاوت ناتواني زبان بياني را شناختند. نوع اول بيانگر وجود مشكلات در انتخاب يا بازيابي لغات است كه اين امر ناشي از مشكلي در حافظه شنوايي يا بازشنيداري باشد.
دومين نوع نشاندهنده نحو يا لغت شناسي ناقص است. اين كودكان مي توانند از لغات منفرد يا عبارتهاي كوتاه استفاده كنند ولي براي سازماندهي كلمات يا بيان افكارشان از طريق جملات كامل مشكل دارند. صفت مشخص گفتار آنها حذف لغات، تحريف آنها، نادرستي زمان افعال و اشتباهات نحوي دستور زبان است.
تشخيص ناتوانيهاي زبان شفاهي
يك روش براي آزمودن غيررسمي زبان كودك اين است كه چهار شيء آشنا جلوي كودك قرار دهيم اشيايي نظير يك توپ، يك شانه، يك مداد و يك تكه كاغذ
– هنگامي كه از كودك مي خواهيد اشياء را نام ببرد، اگر كودك نمي تواند اين كار را انجام دهد، مي توان نتيجه گرفت احتمالاً كودك دچار ناتواني بياني است.
– كودك در مقايسه با همكلاسيهايش تا چه اندازه مي توان افكار خودش را به خوبي بيان كند.
– اگر كودكان براي شنيدن تفاوتها يا شباهتها در حرف اول، ميانه و انتهاي لغات، تركيبات حروف بي صدا يا حروف صدادار، ناتوان باشند. الزاماً در يادگيري زبان تكليفي دريافتي در زبان بياني مشكل خواهند داشت.
آموزش زبان شفاهي بياني
در تمام فعاليتهاي كودك بايد دلگرم و تشويق شود. افكار و عقايدش را شفاهاً بيان كند. بسيار از كودكانيكه ناتواني زبان شفاهي شديد دارند براي افكارشان به ژستها و حركات دستها تكيه مي كنند.
نظامهاي ترجيحي براي اختلالات زبان شفاهي
روش همخواني مك گنيس
مك گنيس مشاهده نمود كودكان زبان پريشي كه شنوايي و هوش تقريباً بهنجار داشتند از نظر تحول و گفتار مانند كودكان ناشنوا دچار تاخير هستند.
اولين مرحله در روش مك گنيس هم دريافت شنوايي و هم بيان كلامي را بوسيله آموزش صداها، تركيب صداها براي ساخت لغات و جور كردن لغات با تصوير براي معني دادن به آنها، رشد مي دهد.
دومين مرحله در سلسله مراتب ساختاري استفاده از عبارت و جملاتي است كه فعل و حرف اضافه دارند. سومين مرحله ايجاد و تحول زبان پيچيده تر است.
نظام جانسون- ميكلباست
براي تسهيل در ترميم اختلالات زبان بياني، تلاشهاي ترميمي مي توانند به سوي هر كدام از سه نوع اختلال زبان شنوايي، يكپارچه سازي شنوايي- حركتي و نحو جهت دهي شوند.
بازشنوايي، توانايي به ياد آوردن و شنيدن دروني مجدد آن لغات، صداها و آهنگ هايي است كه قبلاً شنيده شده اند. تكميل جملات، تصاوير، ناميدن اشياء و نشانه هاي بينايي، جنبشي و لامسه براي تحول و رشد زبان دروني طبقه بندي و ايجاد همخوانيها مورد استفاده قرار مي گيرند.

عتیقه زیرخاکی گنج