• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكى از خصلت‏هاى بسيار مهم فردى و اجتماعى، امانت‏دارى است. امانت دارى به معناى حفظ و سالم نگه‏داشتن آن از خطر و آسيب است. واژه امانت در اصل از «امن» و آرامش و اطمينان گرفته شده ؛ چنان كه امانت دارى موجب امنيت، اعتماد و سلامتى جامعه از انحرافات و خطرها خواهد شد.
قيّومى صاحب لغت نامه «المصباح المنير» مى‏نويسد: 
«امانت در اصل از امن به معناى سكونت و آرامش قلب است و از نظر لفظ و معنا مانند واژه سلِمَ است: «اَمِنَ مِنَ الاسد، مثل سَلِمَ مِنهُ»، يعنى از گزند شير ايمن شد، مرادف است با از گزند شير به سلامت ماند
ضد امانت، خيانت است كه زشت‏ترين خصلت از نظر عقل و دين مى‏باشد.
گرچه در ميان مردم وقتى از امانت دارى سخن به ميان مى‏آيد، غالب مردم به امانت در امور مالى توجّه مى‏كنند، ولى بر اساس معناى لغوى و آيات و روايات بسيارى كه در اين راستا آمده، امانت دارى معناى وسيع و شاخه‏هاى مختلفى دارد كه هر كدام در جاى خود مهم است.
به طور كلى در وهله اول، امانت را مى‏توان به دو شاخه: معنوى و مادى تقسيم كرد هر كدام از اين دو نيز داراى شاخه‏هاى متعدد و آثار متناسب با خود دارند.
امانت‏هاى معنوى مانند: اسلام، ايمان،قرآن، نماز، ولايت، مقام و…
امانت‏هاى مادى مانند: وديعه مالى، قرض الحسنه، بيت المال، سپرده‏هاى گوناگون، در نزد اشخاص حقيقى و حقوقى، بانك‏ها و…
حتى يك سوزن ته گرد و يك نخ هم در نزد افراد و يا مسؤولان دولتى، يك نوع امانت است. از امام صادق و امام باقر (عليهما السلام) نقل شده كه فرمودند: «امانت‏هاى خداوند، اوامر و نواهى او است و امانت‏هاى بندگان خدا، امانت‏هاى مالى است كه به همديگر مى‏سپارند». [۲]
كوتاه سخن آن كه در بررسى آيات و روايات چنين بر مى‏آيد كه بزرگ‏ترين امانت الهى همان تكليف و مسئوليت است كه خداوند در پرتو آزادى و اراده‏اى كه به انسان داده، در اختيارش نهاده است، بر همين اساس حضرت على (ع) نقل مى‏كند كه پيامبر (ص) يك ساعت قبل از رحلتش خطاب به من فرمود: «يا اَباالحسن اَدّ الامانة اِلَى البرّ والفاجِرِ فى ما قَلَّ و جَلَّ حَتّى فى الخيط وَالمخيط؛ اى ابوالحسن! امانت را چه مربوط به شخص نيكوكار باشد يا بدكار، چه كم باشد، چه زياد، حتى امثال نخ و سوزن هم به صاحبش برگردان». [۳]
از اهمّيت امانت دارى و رد كردن به موقع آن به صاحبش، همين بس كه امام سجّاد (ع) فرمود: «بر شما باد به دادن امانت به صاحبش، سوگند به آن كسى كه محمّد (ص) را به حق به پيامبرى مبعوث كرد، اگر قاتل پدرم حسين (ع) همان شمشيرى را كه با آن پدرم را شهيد كرد، به عنوان امانت به من مى‏سپرد، (و من آن را مى‏پذيرفتم) در امانت دارى آن خيانت نمى‏كردم». [۴]
امام صادق(ع) نيز فرمود: «هر كسى كه او را مسئول امانتى كرده‏اند و او آن را به صاحبش برگرداند، هزار گره از گره‏هاى آتش دوزخ را از گردنش گشوده است، بنابراين به اداى امانت پيشى گيريد و آن را جدّى بگيريد، زيرا هر كسى كه حريم امانت را رعايت كند، شيطان صد نفر از شياطين گمراه‏گر را بر آدمى گمارد، تا او را وسوسه و گمراه كنند» [۵]
اين حديث بيان گر آن است كه امانت دارى و رعايت حريم امانت به طور كامل، بسيار كار دشوارى است و انسان در اين راستا بايد بسيار جدى و مراقب باشد تا در كمند شيطان قرار نگيرد. چنين كسى بايد با اراده نيرومند، در برابر القائات شيطان، استوار بوده و مقاومت كند.


امانت دارى از نظر قرآن و سيره پيامبر(ص)
در آيات متعددى از قرآن سخن از لزوم امانت دارى و نكوهش خيانت به امانت به ميان آمده است؛ [۶] از جمله در توصيف مؤمنان و نماز گزاران راستين مى‏فرمايد:«وَالَّذينَ هُم لاما ناتِهِم و عَهدِهِم راعُونَ؛ آنها امانت‏ها و عهد خود را رعايت مى‏كنند». [۷] يعنى آنهايى كه حريم امانت را رعايت نمى‏كنند، مؤمن راستين، و نمازگزار حقيقى نخواهند بود.
از جمله اعلام مى‏دارد كه اداى امانت از فرمان‏هاى الهى است كه بايد حتماً به انجام آن اقدام كرد، آن جا كه با تأكيد مى‏فرمايد:«اِنَّ اللّهَ يَأمُرُكُم اَن تُؤدُّوا الاماناتِ اِلى اَهلِها. [۸] خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبانش پرداخت كنيد.
در مورد شأن نزول اين آيه چنين نقل شده: وقتى در سال هشتم هجرت، مكّه به دست سپاه اسلام به فرماندهى پيامبر اكرم (ص) فتح و آزاد شد، عثمان بن طلحه در آن وقت كليد دار كعبه از طرف مشركان بود، پيامبر(ص) او را احضار كرد و كليد را از او گرفت تا در كعبه را باز كند و درون خانه كعبه را از لوث وجود بت‏ها پاك نمايد، پس از انجام اين كار، عباس عموى پيامبر(ص) از پيامبر (ص) تقاضا كرد تا كليد دارى كعبه را (كه منصب مهمى بود) ، به او واگذارد، ولى پيامبر (ص) بر خلاف اين تقاضا، پس از بستن در كعبه، كليد را به عثمان بن طلحه (با اين كه در آن وقت مشرك بود) داد، در حالى كه اين آيه را تلاوت مى‏كرد:«اِنَّ اللّهَ يَأمُرُكُم اَن تُؤَدُّوا الاَماناتِ اِلى اَهلِها». [۹]
اين شيوه پيامبر (ص) كه بر اساس فرمان قرآن بود، حاكى از اهمّيت ويژه در امانت دارى است، تا آن جا كه تقاضاى عمويش را رد كرد و امانت را به صاحبش كه مشرك بود بازگرداند.

اهمّيت امانت دارى در روايات
شايد كمتر موضوعى در گفتار پيامبر (ص) و امامان (ع)، هم چون امانت دارى مورد توجّه جدى قرار گرفته و با تعبيرات گوناگون به اوج ارزش آن تصريح شده باشد، ده‏ها؛ بلكه صدها سخن از پيشوايان معصوم (ع) در مورد رعايت امانت و هشدار درباره خيانت در آن به ما رسيده كه هر كدام به نحوى ما را به حفظ حرمت امانت دارى فرا مى‏خواند. در اين جا به عنوان نمونه به چند حديث كه هم بيان گر اهمّيت امانت دارى و هم بيان گر موضع‏گيرى و روش و منش پيشوايان در اين راستا است اشاره مى‏كنيم: 
۱- امام صادق (ع) فرمود: به ركوع و سجود طولانى افراد نگاه نكنيد (و تنها آن را نشانه دين دارى ندانيد) چرا كه اين چيزى است كه به آن عادت كرده‏اند كه هرگاه آن را ترك كنند نگران مى‏شوند، ولى به راست گويى و امانت دارى آنها بنگريد». [۱۰] كه اگر امانت دار نيستند بدانيد كه دين ندارند.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خيانت، نقيض امانت و به معناى مخالفت در برابر حق، از طريق پيمان شكنى مخفيانه است.[۳] در اين مدخل از «خَوَنَ»، «غلّ»، «سوء» و مشتقّات آنها استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار خيانت، حرمت خيانت، خائنان، خيانت به خويشتن، خيانت به عهد، خيانت به محمّد(صلى الله عليه وآله)، زمينه هاى خيانت، موانع خيانت.

۱٫ خشم خدا
۱٫ خيانتكارى، زمينه ساز خشم و غضب الهى:
…ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ.. . * اَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضونَ اللّهِ كَمَن باءَ بِسَخَط مِنَ اللّهِ… . آل عمران (۳) ۱۶۱ و ۱۶۲

۲٫ خيانت به خويشتن
۲٫ گناه و نافرمانى از فرامين الهى، خيانت به خويشتن:
اُحِلَّ لَكُم لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ اِلى نِسائِكُم هُنَّ لِباسٌ لَكُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللّهُ اَنَّكُم كُنتُم تَختانونَ اَنفُسَكُم…فالــنَ بـشِروهُنَّ وابتَغوا ما كَتَبَ اللّهُ لَكُم وكُلوا واشرَبوا حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الخَيطُ الاَبيَضُ مِنَ الخَيطِ الاَسوَدِ مِنَ الفَجرِ ثُمَّ اَتِمّوا الصِّيامَ اِلَى الَّيلِ ولا تُبـشِروهُنَّ واَنتُم عـكِفونَ فِى المَسـجِدِ تِلكَ حُدودُ اللّهِ فَلا تَقرَبوها… . بقره (۲) ۱۸۷
. خيانت آگاهانه به امانتهاى مسلمانان، خيانت به خويشتن:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا … وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون.[۴]انفال (۸) ۲۷
۴٫ خيانت به ديگران، خيانت به خويشتن:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۳
لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا.[۵] نساء (۴) ۱۰۷

۳٫ رسوايى
۵٫ خيانتكارى، عامل شرم و رسوايى انسان:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ وهُوَ مَعَهُم اِذ يُبَيِّتونَ ما لا يَرضى مِنَ القَولِ… .نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸

۴٫ شكست
۶٫ خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله)، درپى دارنده شكست:
واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم… . انفال (۸) ۷۱
۷٫ شكست خيانتكاران، برخاسته از علم و حكمت خداوند:
واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم واللّهُ عَليمٌ حَكيم . انفال (۸) ۷۱
۸٫ شكست و ناكامى خائنان، از سنّتهاى الهى:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين * ولا يَحسَبَنَّ الَّذينَ كَفَروا سَبَقوا اِنَّهُم لا يُعجِزون.انفال (۸) ۵۸ و ۵۹
…واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين.يوسف (۱۲) ۵۲

۵٫ محروميّت از دفاع
۹٫ محروميّت از حمايت و دفاع، پيامد خيانت:
…ولا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمـا * ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم… .نساء (۴) ۱۰۵ و ۱۰۷
اِنَّ اللّهَ يُدفِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸

۶ . محروميّت از محبّت خدا
۱۰٫ خيانت، موجب محروميّت از محبّت خداوند:
…اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا… . نساء (۴) ۱۰۷
…اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين . انفال (۸) ۵۸
…اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸

اتّهام خيانت => همين مدخل، خيانت و محمّد(صلى الله عليه وآله)، خيانت و يوسف(عليه السلام)

اجتناب از خيانت
۱۱٫ اجتناب اسيران جنگ بدر از خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مورد ترغيب خداوند با بهره مندى آنان از خير و آمرزش خويش:
يـاَيُّهَا النَّبِىُّ قُل لِمَن فى اَيديكُم مِنَ الاَسرَى اِن يَعلَمِ اللّهُ فى قُلوبِكُم خَيرًا يُؤتِكُم خَيرًا مِمّا اُخِذَ مِنكُم ويَغفِر لَكُم واللّهُ غَفورٌ رَحيم * واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ… .انفال (۸) ۷۰ و ۷۱
۱۲٫ بهره مندى اسيران جنگ بدر از خير و آمرزش الهى، در صورت اجتناب از خيانت، برخاسته از غفران و رحمت الهى:
يـاَيُّهَا النَّبِىُّ قُل لِمَن فى اَيديكُم مِنَ الاَسرَى اِن يَعلَمِ اللّهُ فى قُلوبِكُم خَيرًا يُؤتِكُم خَيرًا مِمّا اُخِذَ مِنكُم ويَغفِر لَكُم واللّهُ غَفورٌ رَحيم * واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم واللّهُ عَليمٌ حَكيم . انفال (۸) ۷۰ و ۷۱
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۴
۱۳٫ اجتناب از خيانت، به ويژه در نهان و به دور از چشم مردم، امرى لازم و ارزشمند:
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
۱۴٫ اجتناب يوسف(عليه السلام) از خيانت به عزيز مصر، حتّى در پنهان و به دور از چشمان وى:
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
۱۵٫ اجتناب از خيانت آگاهانه به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله)، داراى پاداشى بزرگ:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ … واَنتُم تَعلَمون * واعلَموا…واَنَّ اللّهَ عِندَهُ اَجرٌ عَظيم . انفال (۸) ۲۷ و ۲۸
۱۶٫ اجتناب از خيانت آگاهانه در امانت، درپى دارنده پاداش بزرگ الهى:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا … وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون * و اعلَموا … و اَنَّ اللّهَ عِندَهُ اَجرٌ عَظيم. انفال (۸) ۲۷ و ۲۸
نيز => همين مدخل، خيانت و انبيا، موانع خيانت

اخفاى خيانت
۱۷٫ پنهان كردن خيانت از مردم و حيا از آنان و حيا نكردن از خدا، از روحيّات خيانت پيشگان گناهكار:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ… .[۶]نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸
۱۸٫ پنهان كردن خيانت از مردم و حيا از آنان و حيا نكردن از خدا، مورد تهديد خداوند:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ وهُوَ مَعَهُم اِذ يُبَيِّتونَ ما لا يَرضى مِنَ القَولِ وكانَ اللّهُ بِما يَعمَلونَ مُحيطـا. نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸
اعتراف به خيانت => همين مدخل، خائنان، مصاديق خائنان، زليخا
پيشگيرى از خيانت
۱۹٫ پيشگيرى از خيانت، در صورت خوف از نقض عهد، با الغاى آن:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۸
تبرئه از خيانت => همين مدخل، خائنان، مصاديق خائنان، زليخا، خيانت و انبيا، خيانت و محمّد(صلى الله عليه وآله)، خيانت و يوسف(عليه السلام)
تجسّم خيانت
۲۰٫ تجسّم خيانت، در روز رستاخيز:
…ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ… .[۷]آل عمران (۳) ۱۶۱
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۵


تشخيص خيانت
۲۱٫ تشخيص شواهد و نشانه هاى خيانتكارى كافران، وظيفه اى برعهده پيامبر(صلى الله عليه وآله) و رهبرى اسلام:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۸

حرمت خيانت
۲۲٫ حرمت خيانتكارى:
وما كانَ لِنَبِىّ اَن يَغُلَّ ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ… . آل عمران (۳) ۱۶۱
اِنّا اَنزَلنا اِلَيكَ الكِتـبَ بِالحَقِّ لِتَحكُمَ بَينَ النّاسِ بِما اَركَ اللّهُ ولا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمـا * ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا.نساء (۴) ۱۰۵ و ۱۰۷
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا… . انفال (۸) ۲۷
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين . انفال (۸) ۵۸
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
اِنَّ اللّهَ يُدفِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸
۲۳٫ حرمت خيانت به خداوند:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون . انفال (۸) ۲۷
۲۴٫ حرمت خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله):
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون. انفال (۸) ۲۷
۲۵٫ حرمت خيانت در امانت:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون. انفال (۸) ۲۷
۲۶٫ حرمت خيانت به ناموس ديگران:
قالَ ما خَطبُكُنَّ اِذ رودتُنَّ يوسُفَ عَن نَفسِهِ قُلنَ حـشَ لِلّهِ ما عَلِمنا عَلَيهِ مِن سوء قالَتِ امرَاَتُ العَزيزِ الــنَ حَصحَصَ الحَقُّ اَنَا رودتُهُ عَن نَفسِهِ واِنَّهُ لَمِنَ الصّـدِقين * ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين.يوسف (۱۲) ۵۱ و ۵۲
۲۷٫ حرمت خيانت در عهد و پيمان با ديگران:
اَلَّذينَ عـهَدتَ مِنهُم ثُمَّ يَنقُضونَ عَهدَهُم فى كُلِّ مَرَّة وهُم لا يَتَّقون * واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۶ و ۵۸
۲۸٫ حرمت خيانت به خويشتن:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا. نساء (۴) ۱۰۷
نيز => امانت، خيانت در امانت

عتیقه زیرخاکی گنج