• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

میرزا محمد تقی‌خان فراهانی»[۱] (زاده: ۱۱۸۶ اراک، درگذشته:۲۰ دی ۱۲۳۰ کاشان) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود.

اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او دنبال شد. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی بنیان‌گذار دارُالفُنون بود که برای آموزش دانش و فناوری‌های نو به فرمان او در تهران پایه‌گذاری شد. هم‌چنین انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه از جمله کارهای وی به‌شمار می‌آید. سردار عزیز خان موکری داماد امیر کبیر و رهبر قشون ناصرالدین شاه بود. امیرکبیر پس از این که با دسیسهٔ اطرافیان شاه از جایگاه خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدین‌شاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده‌است
میرزا تقی فراهانی در سال ۱۱۸۶ در روستای هزاوه (از توابع اراک) متولد شد.[۴] پدر وی کربلایی قربان نام داشت و آشپز قائم مقام فراهانی بود. مادر امیر نیز فاطمه نام داشت و عمری طولانی داشت و مرگ هر دو فرزندش محمد تقی و محمد حسن را دید. وی در خانه قائم مقام تربیت شد و در جوانی توانست سمت منشی‌گری قائم مقام را به دست‌آورد.[۵]
ازدواج و فرزندان[ویرایش]
امیرکبیر دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی با «جان‌جان خانم» دختر حاج شهبازخان (عموی امیرکبیر) بود. به نوشته دکتر پولاک، امیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده و «جان جان خانم» حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشت. دومین همسر امیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدین‌شاه بود که «ملک‌زاده خانم» نام داشت و به عزت‌الدوله ملقب بود که در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ (۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ ق) با وی ازدواج کرد.[۶] او دختر محمد شاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد ازدواج امیر در آمد. امیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بوده است. این ازدواج ظاهراً به خواست و اشاره ناصرالدین شاه صورت گرفته است. این معنا از نامه‌ای که امیر به پادشاه نوشته است بر می‌آید: از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمی‌خواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم.

امیر از نخستین همسر خود «جان جان خانم» سه فرزند داشت. میرزا احمد خان ساعد الملک مشهور به «امیرزاده» که با منورالسلطنه دختر فرمانفرمای بزرگ ازدواج نمود و دو دختر که نام یکی از آنها سلطانه ثبت شده است. از عزت الدوله نیز دو دختر داشت که یکی «تاج الملوک خانم» و دیگری «همدم الملوک» خانم نام داشتند.
نخستین ماموریت سیاسی میرزا تقی خان این بود که پس از قتل گریبایدوف در ایران، از جانب دستگاه دولتی ایران ماموریت یافت تا برای عذرخواهی به عنوان منشی همراه خسرو میرزا به نزد تزار روسیه برود. وی در این سفر در سال ۱۲۴۴ هجری قمری حدود ۲۲ سال داشت. ماموریت دوم وی یک ماموریت تشریفاتی بود که در زمانی که وزیر نظام آذربایجان بود به همراه ناصر الدین میرزای ولی عهد به ایروان رفت تا با تزار روس که به این شهر آمده بود دیدار داشته باشد. نخستین ماموریت سیاسی مهم امیر ریاست هیات نمایندگی ایران در کنفرانس ارزنه الروم در سال ۱۲۵۹ برای حل اختلافات مرزی با دولت عثمانی بود. این ماموریت دو سال به طول انجامید.[۸]
محمد شاه در شب شنبه چهارم سپتامبر ۱۸۴۸ میلادی فوت کرد. کاردار سفارت انگلیس با فرستادن پیکی این خبر را به ناصر الدین میرزا در تبریز رساند. میرزا فضل‌الله نصیرالملک پیشکار ناصر الدین شاه در مهیا نمودن مقدمات حرکت شاه به تهران درماند و میرزا تقی خان مامور به این کار شد.
میرزا تقی با استقراض سی هزار تومان از یک تاجر تبریزی و تدارک نیروی نظامی کافی همراه شاه راهی تهران شد. شاه پس از شش هفته به تهران رسید. میرزا تقی خان برای حفظ شأن شاه جوان از آمدن چند تن از دوستان نزدیک شاه به تهران جلوگیری کرد و دلیل وی این بود که این افراد با ناصر الدین میرزا از کودکی مانوس بوده‌اند و احترام مقام جدید وی را رعایت نخواهند کرد. در این مدت مهد علیا در تهران مشغول هماهنگی با سفارت انگلیس برای به قدرت رساندن افراد مورد نظرش بود و میرزا آقا خان نوری که به قم تبعید شده بود را به تهران فراخواند. میرزا نصرالله صدر الممالک که خود را نامزد اصلی صدارت می‌دانست در منزل حاجی میرزا آقاسی منزل کرده بود و مشغول دسیسه چینی علیه میرزا تقی خان بود. اما شاه که به تهران رسید بلافاصله میرزا تقی خان را به مقام صدارت برگزید و لقب امیر کبیر را به وی اعطا کرد.[۹]
شب شنبه ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ ناصرالدین شاه بر تخت نشست و امیر نظام را به صدارت اعظمی تعیین کرد. عین فرمان شاه چنین است:
ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسوول هر خوب وبدی که اتفاق می‌افتد می دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم. به جز شما به هیچ کس دیگر چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.[۱۰]
نخستین آشوبی که از سوی مخالفین وی در تهران بر پا شد، شورش سربازان آذربایجانی پاسدار ارگ در تهران تنها چهار ماه و نیم پس از صدارت وی بود که به تحریک برخی از درباریان انجام شد. در این آشوب دو هزار و پانصد سرباز آشوب گر خانه امیر را محاصره کرده و خواستار عزل وی شدند. روز بعد بین محافظین خانه امیر و سربازان درگیری ایجاد شد که موجب کشته شدن دو تن از محافظین شد. امیر به خانه میرزا آقاخان نوری رفت و فتنه با وساطت چند کس از جمله میرزا ابوالقاسم امام جمعه و عباسقلی خان جوانشیر فرونشست. در این آشوب مردم تهران به حمایت از امیر برخاستند و دکان ها را بسته و به مقابله با یاغیان پرداختند[۱۱]
امیر برای انتظام ارتباط با کشورهای دیگر به ویژه اروپاییان اهمیت زیادی قایل بود. وی میرزا محمدعلی خان شیرازی را به وزارت خارجه گماشت و از سفرای خارجی خواست از این پس تمام مکاتباتشان مستقیماً با وزیر خارجه باشد و از رجوع مستقیم به شاه یا صدر اعظم خودداری کنند. امیر در لندن و سنت پترزبورگ سفارتخانه دایمی ایجاد کرد. امیر برای افزایش کیفیت ارتباطات خارجی هیاتی از مترجمین ایجاد کرد که میرزا ملکم خان یکی از معروفترین این افراد است.[۱۲]
اقدامات و رخدادها[ویرایش]
تأسیس مدرسه دارالفنون[ویرایش]
سردر دارالفنون
مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسهٔ جدید ایران بود. شاهزادگان قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌های آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفت‌های میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.[نیازمند منبع].
انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه[ویرایش]
اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود.[۱۳] کمتر از یک سال بعد از انتشار اولین شماره، در شماره ۴۹ این روزنامه خبر تحریف‌شده‌ای درباره مرگ امیرکبیر منتشر شد.
رسیدگی به وضع مالیه[ویرایش]
امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه برخاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و قطع مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند؛ قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند. وی مواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد. تیولدارانی که حق دیوان را نمی‌دادند، امیر تیول آن‌ها را ضبط کرد.[۱۴]
در دوره صدارت حاجی میرزا آقاسی وضعیت مالی دولت به هم ریخته و خزانه خالی بود. پول‌های نقد خزانه نصیب عده‌ای خاص از درباریان و روحانیون مستمری بگیر می‌شد و نصیب دیگران براتهای بی اعتبار بود. زمانی که امیر به قدرت رسید حجم این براتهای معوقه بسیار زیاد بود. امیر اطلاعات مالی و مالیاتی را به روز رسانی کرد (اکثر از دفاتر مالیاتی بر اساس اطلاعات زمان کریمخان زند نوشته شده بودند). امیر برخی از مستمری‌ها را قطع کرد و برخی را کاهش داد. براتهای معوقه را به قیمت پایین‌تر نقد کرد و دستور داد دیگر چنین براتهای بی اعتباری صادر نشود.[۱۵]
رقم خالص در آمد کشور در آخرین سال صدارت امیر کبیر نزدیک به سه میلیون تومان بود و بیشترین عایدی مالیاتی نیز مالیات آذربایجان به مقدار ۶۲۰ هزار تومان بود. در همان سال مجموع مخارج دولت در حدود دو میلیون و ششصد هزار تومان بود.[۱۶] او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.
در اغلب دوره‌های حکومتی در ایران امرا و دیوانیان و سربازان قشون به جز مالیات، اموالی را تحت عنوان هدیه و انعام و سیورسات و آذوقه و مژدگانی از مردم مطالبه می‌کردند. به جز این موارد رشوه نیز جزو مداخل دیوانیان بود. امیر کبیر پس از سامان دادن به وضعیت مالی کشور و برقراری مواجب منظم برای عمال دولتی دستور ممنوعیت دریافت هر نوع وجه غیر قانونی را صادر نمود. تا پیش از دوره حکومت امیر مامورین دولتی و لشکریان در هنگام عبور از نواحی آذوقه خود را از مردم مطالبه می‌کردند و گاهی نیز اقدام به مصادره اموال مردم می‌نمودند. امیر این رسم را که طلب سیورسات نامیده می‌شد ممنوع کرد و در چند مورد از جمله در مورد تعدیات توپچیان آذربایجانی و سربازان قصر شیرین دستور به تنبیه متخلفین و ئرداخت خسارت از اموال ایشان نمود. این موارد برای آگاهی عموم و تشویق آنها به گزارش تخلفات در روزنامه دولتی انتشار می‌یافت. به دستور امیر ماموریت‌های دولتی باید به حکم دولت انجام می‌شد و دولت هزینه انجام ماموریت را به مامور می‌پرداخت و مامور موظف بود آذوقه اش را به قیمت روز در طول مسیر خریداری کند. از خصوصیات مهم امیر کبیر این بود که حتی از کسی هدیه هم نمی‌پذیرفت و به دولتیان نیز چنین دستور داد که حتی هدیه نیز از کسی نپذیرند تا کسی دستاویزی برای رشوه نداشته باشد.[۱۷]
حذف القاب و عناوین[ویرایش]
امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست[۱۸] و در نامیدن دیگران به گفتن واژه «جناب» اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت.[نیازمند منبع].
اصلاحات اجتماعی[ویرایش]
امیرکبیر، دستور داد که رسم قمه کشی و لوطی‌بازی از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و سلاح گرم را ممنوع کرد. وی قاعده بست نشینی را لغو کرد. این کار امیرکبیر، مخالفت بسیاری از روحانیون را برانگیخت.[نیازمند منبع] او حقوق زیاد درباری‌ها و شاهزاده‌ها را کم کرد.
ایجاد قراولخانه[ویرایش]
امیرکبیر دستور داد ۴۰ قراولخانه در نقاط مختلف دارالخلافه (تهران) دایر شود. وی همچنین برای هر قراولخانه، ۱۲ نگهبان تعیین کرد.
اصلاح وضع چاپارخانه دولتی[ویرایش]
امیرکبیر به اصلاح وضع چاپارخانه دولتی پرداخت به صورتی‌که آماده حمل و نقل محصولات پستی به اقصی نقاط کشور گردد.
سر و سامان دادن به ارتش[ویرایش]
امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت. او برای تامین باروت ارتش تعدادی کارگاه تولید باروت در کشور ایجاد کرد از جمله در برغان و روستای ورده او چند بار برای سرکشی به این کارگاه‌ها به این نقاط سفر کرد.[۱۹] مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپریزی و باروتسازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.

  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق وضعیت دانشگاهها بعد از انقلاب-خرید اینترنتی تحقیق وضعیت دانشگاهها بعد از انقلاب-دانلود رایگان مقاله وعیت دانشگاهها بعد از انقلاب-تحقیق وضعیت دانشگاهها بعد از انقلاب
این فایل در ۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در مرداد ۱۲۹۷ يعني مقارن آخر جنگ جهاني اول دولت برياست وثوق‏الدوله تشكيل گرديد. وزارت فرهنگ به نصيرالدوله (احمد بدر) سپرده شد. پس از برقراري امنيت نخستين اقدام دولت نسبت به فرهنگ تاسيس دارالمعلمين مركزي به رياست ابوالحسن فروغي و دارالمعلمات وحشت دبيرستان غير مجاني و چهل دبستان چهار كلاسه جهاني در تهران و ده دبستان در حومه پايتخت بود.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصل تری ادامه می دهیم. 

تشويق جوانان: در سال ۱۳۰۴ كه قانون نظام وظيفه وضع شد امتيازات خاصي براي شاگردان دبيرستانها و مدارس عالي قائل شدند. و به اين ترتيب جوانان را تشويق به تحصيل نمودند.

اعزام دانشجو: در سال ۱۳۰۷ در زمان وزارت اعتماد الدوله (يحيي قراگزلو) گام بسيار مهمي براي پرورش كارشناس و رفع جوائج فني و علمي برداشته شد و به موجب قانون اعزام محصل به خارج مقرر گرديد به مدت ۶ سال هر سال لااقل يكصد دانشجو براي فراگرفتن فنون و علوم طبيعي و رياضي و تعليم و تربيت و پزشكي و مهندسي از ميان فارغ‏التحصيلان دبيرستانها با امتحان مسابقه انتخاب و به اروپا روانه شدند. قانون مذكور مقرر داشت كه ۳۵ درصد از دانشجويان در رشته معلمي به تحصيل اشتغال ورزند براي آماده كردن عده مذكور در مدارس موجود اصلاحات اساسي به عمل آمده و بر عده دبيرستانها افزوده شد و عده اي معلم فرانسوي براي آنها استخدام شد.

براي تهيه دبير جهت مدارس مذكور دارالمعلمين مركزي تبديل به دارالمعلمين عالي شد و چند نفر استاد فرانسوي براي آنها جلب گرديد.

 

تعليمات جهاني: كتب درسي ممتاز براي تمام دبستانهاي كشور با اسلوب واحد توسط نويسندگان عاليقدر تاليف و توسط وزارت فرهنگ طبع و به قيمت ارزان در تمام كشور معمول گرديد. و به عده اي از شاگردان نيز به رايگان داده شد. و به موجب قانون متمم بودجه ۱۳۱۲ از اول فروردين ۱۳۱۲ در تمام مملكت دبستانهاي دولتي براي كليه شاگردان مجاني شد.

و در سال ۱۳۱۷ دانشسراي تربيت بدني براي تهيه علم به وجود آمد.

 

مدارس مختلط:

 در سال ۱۳۱۴ دبستانهاي مختلط تشكيل شد و تا ده سالگي پسران و دختران در يكجا مشغول تحصيل گشتند و در دانشسراي عالي پسران، از شهريور ۱۳۱۴ دوشيزگان نيز مجاز به ورود بودند در ۱۷ دي ماه همان سال و دانش سراي تهران رضاشاه با حضور ملكه و شاهدخت ها برابري زن و مرد را اعلام داشت و بر افكندن حجاب را دستور داد.

آموزش سالمندان: در سال ۱۳۱۵ مورد توجه واقع شد و دبستانهاي دولتي كلاسهايي براي تعليم خواندن و نوشتن و حساب و مختصري تاريخ و جغرافيا در تمام كشور در اوائل شب دائر گرديد. و كتابهاي مخصوص براي اين كار تاليف و چاپ شد و به اين ترتيب صدها هزار نفر از اكابر توانستند باسواد شوند.

 

سیر قهقرائي: در سال ۱۳۱۷ در سازمان و برنامه دبيرستانها تجديد نظر شد و از دبيرستانهاي فرانسه تقليد ناقصي به عمل آمد و چون دولت مقتدر بود به انتقادات اشخاص مطلع توجه نكرد تحصيلات متوسطه شش ساله كه تا آن زمان به دو دوره سه ساله و دوره دوم به چند شعبه ادبي- علمي- بازرگاني- كشاورزي- صنعتي تقسيم مي شد به سه دوره مبدل گرديد. دوره اول سه ساله- دوره دوم دو ساله و كلاس آخر يك سال و در آخر هر دوره امتحانات اسمي مقرر گرديد. برنامه بسيار سنگين شد و بر مقدار مواد درسي افزوده شد. بدون رعايت وقت شاگرد و ساعاتي كه بايد صرف پرورش اخلاقي و بدني او شود موادي كه در برنامه منظور شد در زندگاني مورد حاجت نبود و تحميل زائدي بر حافظه دانش آموز بود. در همين سال در برنامه دانشسراي عالي، وزير فرهنگ تجديدنظر كرد و ذوق و شخصيت محصل كه از ۱۳۱۱ مواد تحصيلي و اخذ شهادتنامه‏هاي گوناگون داشت لغو گرديد و مواد معيني بين سه طي سال تحصيلي تقسيم شد و همه محصلين را مقيد به خواند آنها كرد.

تاسيس دانشگاه تهران: در سال ۱۳۱۰ كه نگارنده به دعوت دانشگاه كلمبيا در نيويورك مشغول مطالعه بود. به دستور دولت نقشه و طرح تفصيلي سازمان دانشگاه تهران را تهيه كرد. از اينرو دارالمعلمين عالي را در اراضي نگارستان هسته مركزي دانشگاه قرار داد و آن را به شكل يك موسسه نوين تعليمات عاليه در آورده با سازمان و برنامه جديد و انتظامات تازه مبتني بر آزادي و شخصيت دانشجو و شش آزمايشگاه و يك كتابخانه و شعبه علوم تربيتي و كارهاي فوق برنامه، در خرداد ۱۳۱۳ در زمان وزارت آقاي حكمت قانون تاسيس دانشگاه به تصويب مجلس رسيد. در ۱۵ بهمن همان سال بنیاد آن بدست رضا شاه در اراضي جلاليه در شمال غربي تهران گذاشته شد و از ۲۴ اسفند ۱۳۱۶ به بعد به تدريج كه بناهاي جديد آماده شد دانشكده طب و دندانسازي و داروسازي و دانشكده حقوق و علوم سياسي كه هر دوي آنها با سازمان مختصري از سابق وجود داشت و دانشكده فني كه در سال ۱۳۱۳ تاسيس گرديده بود به اينجا منتقل گرديد. دانشكده ادبيات و علوم هم در سال مذكور به وجود آمد.

تربيت معلم: از اقدامات ديگري كه در دوره رضاخان بعمل آمد تاسيس دانش سراهاي مقدماتي براي تهيه آموزگار و وضع قوانين مخصوص براي تثبيت تمام معلم و تامين آينده او بود. در اسفند ۱۳۱۲ قانون تربيت معلم تصويب شد. و به موجب آن مقرر شد ۲۵ دانشسراي مقدماتي در ظرف ۵ سال در تمام كشور داير شود.

 

تربيت بدني:

 در همان سال نسبت به ورزش توجه خاص معطوف گرديد. و انجمن ملي تربيت بدني كه توسط حسين علاء و ابراهيم حكيمي و نگارنده در آغاز ۱۳۱۲ تاسيس شده بود رسميت يافت و سازمان پيشاهنگي و اعطا جوايز بدست شاهنشاه جنبش مهمي در كشور پديدار گرديد.

در مدت زمامداري رضا شاه علاوه بر كتب درسي ابتدايي و متوسطه عده اي از شاهكارهاي زبان فارسي همچون شاهنامه و ديوان حافظ و كليات سعدي و نظامي و عده‏اي از نسخ خطي فارسي چون تفهيم ابوريحان بيروني و تاريخ بيهقي و تاريخ سيستان و حدودالعالم تصحيح و طبع گرديد. عده‏اي هم از كتب خاورشناسان و دانشمندان معذب زمين ترجمه و چاپ شده و عده زيادي كتاب در رشته‏هاي مختلف ادبي و علمي و فني و فلسفي و تاريخي و تربيتي از طرف نويسندگان مملكت تاليف و منتشر گرديد. و در تمام اين دوره نه فقط هر سال بر عده مدارس افزوده مي شد و بودجه فرهنگ رو افزايش رفت بلكه بتدريج بناهاي مرغوب براي دانشسرا و دبيرستان  و دبستان در مركز شهرهاي مهم ساخته شد

  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نزدیک به دو سده ی پیش، پس از شکست ایران در جنگ با روسیه و از دست رفتن بخش هایی از سرزمین های ایران و بستن دو عهدنامه ی ننگین گلستان و ترکمانچای، ایرانیانی که گذشته ی پرافتخار این سرزمین را می شناختند و به آینده ی آن امید داشتند، پرسش های جدی ای را مطرح ساختند، از آن جمله بودند: چه گونه می توانیم نیرومند شویم و شکست و عقب ماندگی خود را جبران کنیم؟
اندیشمندان و اصلاح طلبان جامعه، وجود نظم و قانون و داشتن دانش و فناوری های جدید را عامل پیشرفت تشخیص دادند و چاره ی کار را در دست یافتن به آن ها از راه تاسیس مراکز علمی و فنی، استخدام آموزگاران و مشاوران خارجی،‌ فرستادن دانش جو به خارج از کشور، انتشار روزنامه، ترجمه و تالیف کتاب های علمی و فنی و برقراری ارتباط با کشورهای پیشرفته یافتند و برای عملی کردن این کارها به دنبال فرصت بودند.
تاسیس دارالفنون:
با روی کار آمدن میرزا تقی خان امیرکبیر در دوران حکومت ناصر الدین شاه (۱۲۶۴ ق) کارهای اصلاحی همه جانبه ای در کشور آغاز شد که تاسیس مدرسه ی دارالفنون و آغاز آموزش علوم و فنون جدید در ایران یکی از آن ها بود. دارالفنون به ساختمان، آموزگار، برنامه، کتاب درسی، وسایل کار و بودجه نیاز داشت که آن ها را امیرکبیر برنامه ریزی کرد. وی زمین ساختمان مدرسه را نزدیک کاخ های سلطنتی و در مجاورت میدان توپخانه از هر جای دیگری مناسب تر تشخیص داد و پس از موافقت شاه، از میرزا رضاخان مهندس تبریزی (۱) خواست نقشه ی ساختمان را تهیه کند. میرزا رضاخان نقشه ی عمارت را شبیه سربازخانه ای که در انگلیس دیده بود ترسیم و آماده کرد. معمار ساختمان، استاد محمد تقی معمارباشی جد مادری کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه بود که طی دو سال (از ۱۳۶ تا ۱۳۶۸ ق) ساختمان مدرسه را به پایان رساند.
امیرکبیر به پیشرفت کار ساختمان مدرسه و آغاز به کار آن بسیار علاقه مند بود. به طوری که هر گاه فرصتی می یافت به سرکشی ساختمان و کار بنایان می پرداخت. هم زمان با آغاز کار ساختمان مدرسه، امیر کبیر از داود خان، که زبان فرانسه می دانست، درخواست کرد که به اتریش برود و شش آموزگار دانا و ماهر اتریشی (۲) را برای شش سال استخدام کند و حقوق هر کدام را با هزینه ی رفت و آمد سالانه، حداکثر چهار هزار و چهارصدتومان مشخص کرد. داودخان، مترجم اول دولت ایران، پس از سفر به اتریش، هفت آموزگار، استخدام کرد و به ایران فرستاد. پنج نفر از استادان درست دو روز پس از برکناری امیرکبیر از صدارت به تهران رسیدند و استقبال شایسته ای از آنان نشد. این استادان، رشته های پیاده نظام، توپخانه، مهندسی، پزشکی و جراحی، داروسازی و معدن را دایر کردند (۳). در آن زمان کسانی که می توانستند در کلاس درس این استادان آموزش لازم را دریافت کنند، وجود نداشت. نزدیک به ۱۵۰ جوان بین چهارده تا شانزده ساله که توانایی خواندن و نوشتن داشتند و اغلب از خانواده های اعیان و شاه زادگان بودند، برای آموزش در دارالفنون برگزیده شدند. البته این گروه آمادگی یادگیری نداشت و استادان هم به زبان خارجی (اغلب به فرانسه) تدریس می کردند و مترجمان به طور هم زمان مطالب آنان را ترجمه می کردند. این کار با مشکلات و مسایل فراوانی همراه بود. با وجود این، استادان خارجی مردان تجربه و عمل بودند و آموزش های آنان نیز عملی و تجربی بود.
نخستین کتاب های درسی را، پس از چند سال که استادان خارجی در کلاس ها به طور عملی تدریس کرده بودند، مترجمان آنان با استفاده از یادداشت هایی که خود آماده ساخته بودند و یا کتاب هایی که آن استادان از خارج آورده یا در ایران نوشته بودند، فراهم آوردند. آن کتاب ها در چاپخانه ی دارالفنون (۴) به صورت چاپ سنگی تهیه می شد و در دسترس دانش جویان قرار می گرفت. علاقه و پشتکار نخستین گروه آموزگاران ایرانی و خارجی دارالفنون، بسیار چشمگیر بود. آنان همه ی لوازم کار خود – اعم از کتاب، آزمایشگاه، کارگاه، عکاسخانه و چاپخانه- را خودشان تهیه می کردند و با آن که دانش جویان آنان شاه زادگان و درباریانی بودند که آمادگی و پشتکار لازم را نداشتند، باز هم توانستند دانش آموختگانی تربیت کنند که برای آنان جانشینان شایسته ای باشند.
نخستین مشکلی که برای تهیه ی کتاب های درسی وجود داشت ( و در طول این ۱۵۰ سال اخیر همچنان کم و بیش وجود داشته است) نداشتن اصطلاحات علمی تعریف شده ای بود که به جای واژه های خارجی به کار می رود. نداشتن کاغذ و جوهر مرغوب، نداشتن استادکار ماهر و نیز تجهیزات ناقص از دیگر مشکلاتی بود که با مدیریت و کمک علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (۵) وزیر علوم و رضاقلی هدایت (۶) ناظم و سرپرست مدرسه برطرف شد. گفتنی است که نخستین مدیران دارالفنون از دانشمند ترین و آگاه ترین اشخاص عصر خود بودند و همین مدیریت آگاهانه سبب شد که استادان خارجی هر سال یک کتاب بنویسند و مترجمان ایران آن ها را به فارسی برگردانند. چند نمونه از نخستین کتاب هایی که در دارالفنون تدریس می شد عبارتند از::
۱- میزان الحساب، تالیف موسیو کریشیش، ترجمه ی محمد زکی میرزا مازندرانی، تهران: 
دارالفنون ۱۲٧۴ ق
۲- فیزیک، کریشش نمساوی؛ ترجمه ی میرزا زکی مازندرانی. تهران : دارالفنون ۱۲٧۴ ق .
۳- کتاب تشریح بدن الانسان ، پولاک، تهران : ۱۲٧۰ق ،
۴- کتاب جبر و مقابله، مؤلف بهلر فرانسوی، ترجمه ی عبدالرسول خان مهندس اصفهانی، به کوشش رضاقلی هدایت، ناظم مدرسه دارالفنون،
۵- زبده الابدان، جان . ال. شلیمر فلمنکی به دستیاری محمد تقی بن محمد هاشم انصاری طبیب کاشانی ، ۱۲٧۹ ق
۶- زبده الحکمه ، پولاک نمساوی؛ گردآوری میرزا علی نقی آقا محمد اسماعیل، تهران، ۱۲٧۲ق .
٧- جراحی : مشتمل بر دو جلد و یک رساله در کحالی ، پولاک نمساوی، تهران، ۱۲٧۳ق، ج ۳ در یک مجلد.

هوشنگ شریف زاده، که از شیفتگان و آگاهان نسبت به علم و آموزش در ایران بود، بعدها به تصحیح این کتاب همت گماشت و با همکاری خانم مهرناز طلوع شمس این کتاب را با اضافاتی برای چاپ دوباره به مرکز نشر دانشگاهی سپرد.

برخی از آموزگاران دارالفنون:
مهدی قلی خان هدایت (مخبر السلطنه) می نویسد: «در دوره ی اول دارالفنون معلمینی بوده اند که از همه، آثار [ جدیت] باقی است و بعدها آن دلسوزی را در کنار نداشتند. کریشش معلم توپخانه و ریاضی بوده، میرزا زکی پسر حاجی میرزا آقای مازندرانی که به پاریس رفته بوده و فرانسه می دانست مترجم او بوده است. دکتر پولاک معلم طب و جراحی به مترجمی محمد حسین خان قاجار، چون کلوکه ( cloquet ) فرانسوی فوت می کند، حکیم باشی مترجم مخصوص می شود. شلیمر نمساوی به جای او به تدریس طب می پردازد. این شلیمر قرابادینی [ کتاب داروشناسی ] در طب و نباتات نوشته است که چاپ شده. مترجم به فرانسه، انگلیسی و آلمانی در اول کتاب، اسامی فارسی و عربی را مرادف کرده است و حواله به صفحات کتاب داده است. الحق نسخه ای پر ارزش است و جا دارد که تجدید چاپ شود» (۹) . این شلیمر سعی می کرده است بلور بسازد و نمی شده است گفتند:
ای شلیمر یک زمان در کار خود اندیشه کن / گر نمی گردد بلور این کوزه آن را شیشه کن
همین نویسنده درباره ی سال ها بعد که تعداد مدارس زیاد می شود و دیگر از استادان خارجی اثری نیست می نویسد : « برنامه مدارس ما صحیح نیست. هنوز یک مدرسه با تمام ملزومات نداریم و مدرسه زیاد می کنیم و افاده چی ناقص می سازیم . از هر طبقه در مدارس قبول می کنیم و یک رقم تدریس، ادارات ما روز به روز پر می شود از اجزایی که طرف حاجت نیستند. چند سال است که مدرسه فلاحت داریم، یک نفر که به حقیقت فلاحت بداند تربیت نشده است. اگر هم ندرتن یکی چیزی آموخته است به آبادی ملک پدرش نپرداخته … ممالک مترقی برای هر حرفه، نجاری، آهنگری، خانه داری، آشپزی، خیاطی و غیره مدرسه دارند. مدرسه باید کارآگاهان سر به زیر بسازند نه مفسدان سر به هوا… این را هم بگویم عالم به هر فنی بیش از حاجت، وجود معطله خواهد بود» (۱۰)

کتابهای درسی مدارس جدید تا سال۱۳۰۷ :
نخستین دبستان به سبک جدید ۳٧ سال و نخستین دبیرستان ۴۷ سال پس از تاسیس دارالفنون که یک مرکز آموزش عالی بود، در ایران تاسیس شد. یعنی دارالفنون هنگام تاسیس، پیش نیازهای خود را نداشته و از این رو انتظاری که از آن می رفت حاصل نشد. میرزا حسن رشدیه (۱۱) پس از این که مدرسه ای را در ایروان تاسیس کرد و مورد توجه ایرانیان قرار گرفت، تشویق شد تا مدرسه ای در تبریز بگشاید. گرچه این مدرسه مورد استقبال مردم قرار گرفت، چندین بار بسته و رشدیه متواری شد. اما هر بار عشق به آموزش و پرورش کودکان ایرانی او را به تحمل سختی ها وادار کرد، به طوری که نام او زینت بخش تاریخ آموزش و پرورش کشور شد. آن مدرسه علاوه بر تدریس کودکان به مردان بی سواد ۲۵ تا ۴۰ ساله هم آموزش می داد، به طوری که آنان طی ۹۰ ساعت تدریس، خواندن و نوشتن را فرا 
می گرفتند. چندی بعد رشدیه به تهران رفت و کار خود را دنبال کرد.
میرزا حسن رشدیه نخستین مولف کتاب های درسی دبستان در ایران است. از او ۲۷ کتاب چاپ شده موجود است که برخی از آن ها عبارتند از:
۱- بدایه التعلیم، این کتاب را برای نواموزان سال اول دبستان در سه جلد نوشته است. جلد اول برای دو ماه اول، جلد دوم و سوم برای پنج ماه آخر
۲- نهایه التعلیم ، جلد اول درس فارسی و جلد دوم شامل مطالب علمی
۳- کفایه التعلیم ، برای آموزش املای فارسی.
۴- هدایه التعلیم ، برای تربیت معلم
۵- اخلاق ، برای شش کلاس دبستان
رشدیه این کتاب ها را به خرج خود چاپ می کرد و در اختیار دانش آموزان قرار می داد. جالب است بدانیم که رشدیه برای اداره ی مدرسه، نظام نامه ای نوشته که دارای چهل و یک فصل است و هر فصل ویژه ی یک موضوع است. مثلن در تکالیف مدیران دبستان ها می نویسد«
– مدیر مدرسه در قبول متعلم اگر فقط شهریه را منظور بدارد بسی ظلم کرده است.
– مدیر مدرسه باید شهریه را محض استقلال تعلیم و تربیت اخذ نماید، زیرا که مطالبات اجرت برای تعلیم حرام است .
– مدیر مدرسه اگر نتواند از حالات دروس عموم متعلمین مستحضر شود، مدرسه را تعطیل نماید که وبالش تخفیف یابد.
در سال های بعد مدارس ویژه ای در تهران و شهرستان ها دایر شد و کتاب های درسی را مؤسسان، مدیران و آکوزگاران این مدارس تالیف و منتشر کردند (۱۳) . نمونه ی کتاب هایی که در دوره ی دبستان تدریس می شد عبارتند از:
کتاب علمی در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی
تعلیم ا لاطفال در ا لفبا و قرا ئت فارسی از میرزا محمود خان مفتاح ا لملک
شجره طیبه در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی
تاریخ مختصر ایران از محمد علی فروغی ذکا ءالملک
جغرافیا از میرزا رضا خان مهندس الملک
کتاب هایی که برای دوره ی دبستان نوشته می شد بر اساس سلیقه و تجارب نویسنده بود و هدف و برنامه، همان اندیشه های نویسنده بود که اغلب با شرایط سنی کودکان و مسایل یادگیری آنان مطابقت نداشت.
نخستین دبیرستان در ایران (۱۴) در سال ۱۳۱۴ ق / ۱۲۷۵ ش به نام “مدرسه علمیه” تاسیس شد. در این مدرسه علاوه بر درس های ادبی، درس های فیزیک و شیمی و ریاضی و طبیعی نیز تدریس می شد. اما این درس ها کتاب و برنامه ی منظمی نداشتند. دبیران نیز برای تدریس، آموزش ویژه ندیده بودند. اغلب این دبیران از کتاب ها و جزوه هایی که خود در دارالفنون داشتند در کلاس درس جزوه می گفتند و بچه ها می نوشتند. به این ترتیب، جزوه نویسی مهم ترین فعالیت آموزشی بود. یکی از محصلین خوب دارالفنون علی خان مهندس (۱۵)، پسر قاسم است. او پس از گذراندن دوره ی تحصیلات خود در دارالفنون به فرانسه اعزام شد و در آن جا دوره ی توپخانه را گذراند. پس از بازگشت به ایران به آموزگاری توپخانه دارالفنون برگزیده شد و در این مدت چند کتاب تالیف کرد. یکی از این کتاب ها که در دارالفنون مدت ها تدریس می شد کتاب “حکمت طبیعی، اصول علم فیزیک” بود. موضوع این کتاب، مکانیک جامدها ، مکانیک سازه ها، گرما، الکتریسیته و مغناطیس بود. نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۲۹۵ هجری قمری برابر با ۱۲۵۶ شمسی بود (۱۶).
پس از تاسیس مدارس جدید، به تدریج تالیف کتاب های درسی دبیرستان آغاز شد. میرزا محمد علی خان فروغی، ذکاء الملک، از افراد آگاهی است که در نوشتن کتاب درسی پیشگام بوده است، وی نخستین کتاب فیزیک را برای دوره ی دبیرستان نوشته است. در مقدمه ی این کتاب می خوانیم : «بسم الله الرحمن الرحیم، دیباچه، بعدالحمد و الصلوه . هشت نه سال قبل، این بنده در مدرسه ی علمیه که از مدارس متوسطه شهر طهران محسوب می شود، سمت معلم علم فیزیک را داشتم و سه دوره ی این علم را برای سه طبقه از طبقات متعلمین آن مدرسه تدریس نمودم و دوره ی اول را به مقتضای استعداد محصلین بالنسبه مفصل گفتم و دوره ی دوم و سوم را که کم قوه تر بودند مختصر کردم و از آن جا که کتابی در این علم، مناسب تدریس طبقات مزبور موجود نبود، مطالب را از خارج برای شاگردان تقریر 
می نمودم و می نوشتند. تقریراتی که برای طبقات دوم و سوم کرده بودم چون جمع و تدوین شد، به صورت کتابی در آمد. در این اوقات بعضی از دوستان آن را پسندیده و چون احتیاج مدارس را به یک دوره ی مختصر از علم فیزیک می داشتند، بنده را محرک شدند که بعضی تصاویر بر آن کتاب ملحق نموده و آن را به طبع برسانم … ۱۳۲٧ بنده ی شرمنده محمد علی بن فروغی ( ذکاء الملک )».
کتاب های وزارتی:
در سال ۱۲۹۰ شمسی قانون وزارت معارف (فرهنگ) به تصویب رسید و آموزش همگانی و اجباری جزو وظایف دولت قرار گرفت. نظام آموزشی چهار نوع مدرسه داشت : مکاتب ابتدایی دهکده، مکاتب ابتدایی بلده (شهر)، مدارس متوسطه و مدارس عالیه. بر طبق این قانون همه ی دستگاه های آموزش و پرورش دولتی و خصوصی با برنامه ی یکسان، زیر نظارت دولت قرار گرفت و دوره ی آموزش دبستانی شش سال و دبیرستانی نیز شش سال مقرر شد. بر پایه ی این قانون، دولت به تاسیس دبستان ها و دبیرستان ها در سراسر کشور دست زد و دار المعلمین ( دانشسرای مقدماتی ) برای تربیت دبیر تاسیس شد. در سال ۱۳۰۰ شمسی قانون شورای عا لی فرهنگ نیز به تصویب رسید. مطابق این قانون کل امور مدارس شامل سازمان، برنامه، امتحانات، استخدام معلم، مدت زمان آموزش در سطح کشور یکسان شد و مولفان ملزم شدند کتاب های درسی را مطابق برنامه ای که از سوی وزارت معارف (۱۸) به آنان ابلاغ 
می شد، تالیف کنند. در همین برنامه بود که آموزش علوم در ایران از دوره ی دبستان آغاز و کتاب هایی نیز برای آموزش علوم نوشته شد. ا لبته این برنامه سه چهار سال بیش تر دوام نیاورد و به دلیل کمبود کاغذ و مشکل چاپ، تدریس علوم در دبستان ها به یک درس به نام “علم ا لاشیاء”، آن هم برای کلاس پنجم دبستان، منحصر شد. در سال ۱۳۰٧شمسی در زمان وزارت قراگوزلو ( اعتماد ا لدوله ) تهیه ی کتاب های درسی دبستان بر عهده ی وزرات معارف قرار گرفت و نخستین بار کتاب های وزارتی در سطح کشور انتشار یافت. کتاب هایی که به راهنمایی و سرپرستی وزارت فرهنگ انتشار یافت، از لحاظ مفاهیم علمی و ادبی متناسب با نیاز سنی دانش آموزان و احتیاجات اجتماعی آنان بود و نسبت به کتاب های قبلی ارزان تر و از نظر چاپ هم مرغوب تر بود و مشکل تحصیل دانش آموزان از نظر کتاب برطرف شد.
به دنبال نتیجه ای که از چاپ و انتشار کتاب های دبستانی به دست آمد، تهیه ی کتاب های دبیرستانی هم مورد توجه وزارت معارف قرار گرفت و در ۲٧ مهر ماه ۱۳۱٧ تصویب نامه ای از هیئت وزیران گذشت که در آن نگارش کتاب های دبیرستانی را نیز بر عهده وزارت معارف قرار داد. به دنبال این تصویب نامه کمیسیونی از دبیران، دانشیاران و استادان در هر موضوع تشکیل شد تا کتاب های دبیرستان را برنامه ریزی و تالیف نمایند. بر طبق این آیین نامه مقرر شد همه ی کتاب های دبیرستانی بر طبق یک اسلوب مطلوب و موافق با اصول آموزش و پرورش نگارش یابد به طوری که علاوه بر مواد علمی و ادبی، مؤید خصال ملی و ملکات راسخه باشد که از عهد باستان سرشته نهاد ایرانیان بوده است. به دنبال این اقدام مؤثر در مدت سه سال هشتاد عنوان کتاب دبیرستانی به سرمایه ی وزارت فرهنگ منتشر شد. این کتاب ها که به عنوان “کتاب های وزارتی” معروف بودند، از نظر صحت مطالب و زیبایی چاپ و نوع کاغذ و جلدسازی نسبت به کتاب های قبلی در سطح بسیار ممتازی قرار گرفتند. افرادی که در هر یک از گروه های درسی شرکت داشتند از موجه ترین و شایسته ترین افراد متخصص و صاحب نظر آن زمان بودند (۱۹) . حق التالیف این کتاب ها از راه فروش آن ها تامین می شد و با وجود پرداخت حق التالیف مناسب، بهای هر کتاب بسیار ارزان بود. از ایراداتی که به کتاب های وزارتی گرفته می شد یکی استفاده از اصطلاحاتی بود که فرهنگستان ایران انتخاب و توصیه کرده بود و بسیاری از آن ها در ذهن معلمان جای نگرفته بود و دیگر آن که اغلب مفاهیم علمی و ادبی از سطح یادگیری دانش آموزان دبیرستان بالاتر بود. به هر حال، تعداد دبیرستان ها و دانش آموزان کشور هم خیلی زیاد نبود و وزارتخانه ی معارف در سال های نخستین به خوبی توانست نیاز دانش آموزان را برطرف سازد.

عتیقه زیرخاکی گنج