• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گياهان اولين موجودات خلقت و اين جاندارن خاموش و نمودارهاي زيبايي در طبيعت، پت از گذشت ميليون ها سال كه از پيدايش آنها برروز زمين مي گذرد، در طي چند قرن اخير، آثار  و خواص اعجاز انگيز خود را توسط  دست بشر به منصه ظهور رساانده‌اند.
طب و طبابت و به طور اعم معالات از ولين مسائلي است كه بشر براي حفظ اعتدال و توازن مزاج  در بروز امراض جهت اعاده سلامتي به آن روي آورده نسبت به دفع وضع قوانين، امكانات، تحقيقات و گردآوي لازم ومسائل مربوطه نهايت باريك بيني و دقت را معمول داشته، زيرا به هر صورت جان آدمي گنجيه و ديعه اي است كه حفظ آن ذاتي و غريزي است 
در طي قرون و اعصار متمادي مردم به خواص درماني گياهان پي برده اند و دانشمندان بزرگي  در اقصي نقاط جهان، دراين زمينه تحقيق و كار كرده اند و كتا بها نوشته اندو همزمان با ساير نقاط دنيا در ايران نيز استاتيد و دانشمندان بلند پايه اي چون اوبو‌علي سينا، محمد زكرياي رازي، سيد اسماعي جرجاني و ابونصر موفق هروي قرن هاي متمادي علم پزشكي ئ درماني جهان را تحت تاثير قرار داده و به حدي ارتقاء علمي يافته اند كه آثار آنها به اروپا رفته وتا قرون شانزده و هفده، تعليمات منحصر به فرد دانشگاهي را تشيكل داده وهنوز مضامين آن مورد تتبع و ترجمه و استفاده است.
فارماكوكنوزي كه معيني تحت الفظي آن داردوشناسي (علم الادويه) است، جزئي از هنر و علم پزشكي به شمار مي آيد و آغاز آن از زماني است كه بشر ب درمان بيماري‌ها پرداخته است. فارماكوكنوزي از تمدن هاي كهن، كه در آنها از اجزاي حيوانات و گياهان، محلول هاي شفا بخش وتهيه مي كردند و آنها را براي از  بردن آلام و كاستن رنج ومقابل با بيماري ها به كار مي بردند و ريشه گرفته است. منشا اوليه فارماكوكنوزي را مي توان در اسرار جادوگري قبايل بشري دانست كه توانسته است دوره مبت نشده اسرار طب انساني را پشت سر بگذارد وسير تكاملي خود را از مرحله بدوي تا به امروز كه عصر استفاده  از عوامل اختصاصي است به خوبي طي نمايد.
با آنكه امروزه درمان بيماري ها بيشتر از طريق مصرف داروهاي صورت مي گيرد كه منشاء صنعتي دارد واختصاصا در‌آزمايشگاه تهيه مي شوند و اثرات قاطع آنها نيز ردرمان بيماري ها موجب توسعه مصر ف آنها گرديده است، معهذا چون با مصرف  بعضي از داروها  زيانهايي به بدن مي رسد، روز به روز به اهمتي گياهان دارويي و فرآورده هاي آنها بيشتر توجه مي‌شود و اعتقاد علومي درباره آنها پيوسته تقويت مي‌گردد.
دارچين معمولاً به عنوان پوست درخت  Cinnamomumzeylanicum شناخته مي‌شود. در پرتغال و اسپانيا به عنوان  Canela ، در فرانسه Cannelle  و در آلماني به عنوان Zimt  شناخته مي‌شود. در هند و ايران دراچين خوانده مي شئد كه بمني چوب درخت چيني است كه درقيق ترين توضيح براي دارچين است . اسم آن از « kayumanisk» به معناي چوب شيرين زبان  مالاكا كارگرفته شده كه معادل عبري آن «qinnkmu» است كه منشا كلمة cinnamon  است. كلمة Canolla توسط ايتاليايي ها استفاده از تا توضيح بدهند به عنوان «little cannan tubes» (لوله هاي توپي كوچك) كه شبيه پوست ساقة لوله شده دارچين است. تجارت دارچين در قرن ها سيرزدهم و چهاردهم در كنترل ونيس بود  كه به همين علت اين شهر بسيار ثروتمند شده بود (۶۷)
مصري هاي دارچين را به همراه مر درموميايي كردن استفاده مي كردند، شايد به خاطر سيناميك اسيد كه خاصيت آنتي باكتريال دارد. عبر ها از دارچين درمراسم مذهبي  استفاده مي كردند و در همين حال در مكزيك،‌كشورهاي آسيايي، عربستان در شمال آفريقا دارچين  در آشپزي استفاده  مي شده ولي بع عنوان ادويه د آشپزي استفاده نمي‌شده است.
در قرون رسطي و بعد از آن دارچين از حصر  صادر مي شد كه  خود توسط تاجران عرب از سيلان آورده مي شد. دارچين  تبديل به يك طعم محبوب در تعدادي زيادي از غذاها شد و به عنوان محرك اشتها، هاضمه و درمان براي سرفه و گلو درد شناخته شد. در حال حاضر  در آمريكا دارچين به طور عمده براي طعم دادن به دسرها و چاشني ها استفاده مي‌شود. در حاليكه در آن در تركيبات گراني كه به نوشيدني ها و قهوه اضافه مي‌شود استفاده مي‌شود. (۶۸)
دارچين حقيقي در آشپزي مكزيكي و در قهوه و چاي بسيار محبوب است.
احتالا دارچيني كه مصري ها در زمان فراعنه استفاده مي كردند و به طور عمده از چين مي آمده جايي كه درختستان هايي  از دارچين در جايي اطراف شهر kweikin كه اكنون Guilin  (Kwei  به معناي دارچين  و lin  به معناي جنكل است)  خوانده مي‌شود و روئيد. دارچين حقيقي سيلان كه اكنون سرپلانكا ناميده مي‌شود توسط پرتغالي ها در اوايل قرن  شانزدهم كشف شد و بعد از آن تجارت آن به طور ظالمانه اي توسط آنها كنترل شد. (۶۵)
درخواست رو به رشد براي دارچين منجر به جنگلي بين هلندي ها و پرتغالي ها شد و در اواسط قرن هفدهم هلندي ها تجارت سيلاني تحت كنترل  درآوردند. در قرن هفدهم خيلي از هلندي ها در سريلانكا درتلاشي براي شكستن قوانين شالمانة مستعمره نشين هاي جديد قتل عام شدند . اما اين منجر به تلافي و پيشرفت پرتغالي ها دركنترل كاشت دارچين جزيره شد.
هلندي ها به زور امتياز انحصاري دارچين را گرفتند. براي اينكه قيمت ها را بالا نگهدارند در سال ۱۷۶۰ قدار زيادي دارچين را در آمستردام سوزاندند تا دارچين كم ياب شود. شايد اين رفتار خسملانه دوستداران خيالباف دارچين را در سيار كشورها قانع كرد كه آن ادويه بيش از اندازه در خوراك يزي استفاده شده . (۶۸)
 در هر حال در سال ۱۷۹۵ انگليسي ها كنترل سيلان را با اين امدي كه علاقة مردم را نسبت به دارچين  دوباره زنده كنند به دست گرفتند خيلي قبل از اين نهال هاي دارچين  توسط هلندي ها براي كاشت در اندونزي منتقل شد.  اهميت  دارچين  به طور مستمر و دريجي  رو به كاهش گذاشت چون  استفاده از اين ادويه  در آشپزي و ساختن شراب از افتاد اكنون علاقه به دارچين در مصر روبه رشد است. در قرن نوزدهم به مصر دارچين توسط فرانسوي هايي كه نهال هاي آن را در Jardin de plantes  پاريس مي كاشتند و معرفي شد. درهرحال  بعد از آن اهميت  دارچين  در آشپزي فرانسوي كاهش يافت با اين حال هنوز در غذهاي سنتي  فرانسوي كانادا استفاده مي‌شود.
امروزه دارچين به عنواني ك ماده معطر فوق العاده در غذهاي پخته شده مصرف مي‌شود. ولي مزه‌آن تعداد محدودي را جذب مي كند.و به طور مشابه دارچين به طور گسترده به عنوان دارو يا نگه دارنده غذا يا نجور استفاده مي‌شود. ولي تعداد محدودي را جذب مي كند از نظر محبوبيت زياد و جدال هاي فراوان براي تجارت  آن در هزاره گذشته، اين ادوليه باستاني بدون شك  امروزه شايستگي بيشتري براي تحسين دارد. 
رده بندي دارچين

عتیقه زیرخاکی گنج