• بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شد وشامل موارد زیر است:

علوم قرآنى، به مجموعه‏اى از علوم اطلاق مى‏گردد كه براى فهم و درك قرآن مجيد به عنوان مقدمه فراگرفته مى‏شوند. به بيان ديگر، مباحثى كه قبل از تفسير قرآن و فهم آيات الهى، آشنايى با آنها براى هر مفسر و محققى لازم است، مجموعه مباحث علوم قرآنى را تشكيل مى‏دهند. زرقانى در تعريف آن مى‏گويد: 
مباحثى است متعلق به «قرآن‏» از جهت نزول قرآن، ترتيب، جمع، كتابت، قراءت، تفسير، ناسخ و منسوخ و نظاير اينها (۱) 
روشن است كه چنين تعريفى از علوم قرآنى حد و مرز مشخصى را براى مسائل قابل طرح در اين علم بيان نمى‏كند و از اين روست كه بعضى، شمار انواع اين علوم را پنجاه، برخى هشتاد و عده‏اى چهارصد و يا حتى بيشتر از آن ذكر نموده‏اند 
در حقيقت، دليل عمده اين اختلاف، نحوه نگرش آنان به قرآن از جوانب مختلف و شيوه تقسيم‏بندى مباحث آن به صورت‏هاى متفاوت بوده است. به عنوان مثال، بدرالدين محمدبن‏عبدالله زركشى در البرهان فى علوم القرآن فهرست انواع علوم قرآنى را در ۴۷ قسمت تنظيم نموده (۳) ; در حالى كه جلال الدين سيوطى نيز، كه به پيروى از زركشى تقسيمات خود را به «نوع‏» تعبير نموده، رقم انواع را به هشتاد رسانيده است. (۴) 
اهتمام و عنايت مسلمانان از صدر اسلام و اشتياق شديد آنان به قرآن به عنوان وحى آسمانى و معجزه جاودانى باعث‏شد تا از همان قرن نخست بزرگانى از صحابه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و پس از آنان علما و دانشمندان اسلامى در زمينه‏هاى مختلف تفسير و مسائل مربوط به قرآن توجه ويژه‏اى را نشان دهند. 
به اعتقاد دانشمندان علوم قرآنى، در ميان صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله على بن ابى‏طالب عليهما السلام از پيشگامان و طلايه‏داران تفسير و علوم قرآنى بوده و حتى شخصيتى چون ابن عباس تفسير قرآن را از ايشان آموخته است. (۵) 
جلال الدين سيوطى مى‏گويد: 
در ميان خلفا كسى كه بيشترين مطلب را در زمينه علوم قرآنى روايت كرده، على بن ابى‏طالب است. (۶) 
عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود و ابى بن كعب بن قيس نيز از جمله كسانى هستند كه جايگاه رفيع در تفسير و قراءت قرآن داشته‏اند و ديگران قرآن را از آنان فرامى‏گرفتند. 
دوره تدوين تفسير و مباحث قرآنى از قرن دوم آغاز مى‏گردد و از اين زمان به‏بعد دانشمندان فراوانى در خدمت تاليفات قرآنى قرار مى‏گيرند. ما در اين مختصر، ابتدا به‏ذكر نام برخى از نويسندگان علوم قرآنى كه هر يك در تدوين‏علمى از علوم قرآنى پيشگام بوده‏اند، پرداخته آن‏گاه سيرى اجمالى در نگارش‏هاى علوم قرآنى خواهيم‏داشت. 
پيشگامان تدوين علوم قرآنى 
يحيى بن يعمر (م‏۸۹ق.) كتابى در قراءت نگاشته است. (۷) 
حسن بصرى (م‏۱۱۰ق.) نويسنده نزول القرآن و عدد آى القرآن. 
عبد الله بن عامر يحصبى (م‏۱۱۸ق.) نويسنده كتب اختلاف مصاحف الشام و الحجاز و العراق و المقطوع و الموصول. 
عطاء بن ابى‏مسلم ميسرة الخراسانى (م‏۱۳۵ق.) اولين نويسنده در ناسخ و منسوخ. 
محمد بن سائب كلبى (م‏۱۴۶ق.) آغازگر تدوين احكام القرآن. (۸) 
ابان بن تغلب(م‏۱۴۱ق.)نخستين مؤلف در علم قراءت، معانى قرآن و غريب القرآن. 
خليل بن احمد فراهيدى (م‏۱۷۰ق.) مبتكر و مؤلف در نقط و رسم. (۹) 
على بن عبدالله سعدى در تاليف اسباب النزول و محمد بن جنيد (م‏۲۸۱ق.) در امثال القرآن گوى سبقت را از ديگران ربوده‏اند. (۱۰) 
محمد بن يزيد واسطى (م‏۳۰۶ يا ۳۰۹ق.) پيشقدم در تدوين كتابى با عنوان اعجاز قرآن بوده كه امروزه از ميان رفته است. (۱۱) 
برخى از قرآن‏شناسان، على بن مدينى و ابوعبيد قاسم بن سلام را، كه هر دو از دانشمندان قرن سومند، به ترتيب، پيشگام در تدوين اسباب النزول و ناسخ و منسوخ دانسته‏اند. (۱۲) 
مطالعه آزاد 
سير تاريخى نگارش‏ها در سده‏هاى مختلف 
قرن اول: 
يحيى بن يعمر (م ۸۹ق.) به او كتابى در قراءت را نسبت داده‏اند. 
قرن دوم: 
حسن بصرى (م ۱۱۰ق.)، عبدالله بن عامر يحصبى (م ۱۱۸ق.)، عطاء بن ابى‏مسلم ميسرة الخراسانى (م ۱۳۵ق.)، ابان بن تغلب (م ۱۴۱ق.)، محمد بن سائب كلبى (م ۱۴۶ق.)، حسين بن واقدى مروزى (م‏۱۵۱ق.)، خليل بن احمد (م‏۱۷۰ق.). 
قرن سوم: 
يحيى بن زياد، معروف به فراء (م ۲۰۷ق.) مؤلف معانى القرآن و كتب ديگر، محمدبن‏جنيد (م ۲۸۱ق.) صاحب امثال القرآن، محمد بن مسعود عياشى داراى تاليفات بسيار و از جمله، تفسيرى معروف به نام خودش، قاسم بن سلام (م ۲۲۴ق.) مؤلف الناسخ و المنسوخ، القراءات و فضائل القرآن. 
قرن چهارم: 
محمدبن يزيد واسطى (م ۳۰۶ يا ۳۰۹ق.) مؤلف اعجاز قرآن، ابوعلى كوفى (م‏۳۴۶ق.) صاحب فضائل القرآن، ابن جرير طبرى (م ۳۱۰ق.) صاحب تفسير معروف، ابوبكر بن قاسم انبارى (م ۳۲۸ق.) نويسنده عجائب علوم‏القرآن، سيد شريف رضى (م ۴۰۶ق.) نويسنده تلخيص البيان فى مجازات القرآن. 
ابن‏نديم در كتاب الفهرست‏خويش نام بسيارى از دانشمندان و كتب آنان را كه تازمان او، يعنى قرن‏چهارم، در زمينه‏هاى قرآنى وجود داشته است، ذكر نموده كه خود گوياى كثرت تاليفات در زمينه‏هاى مختلف است و ما تنها به‏ذكر ارقام و اعداد آن اكتفا مى‏كنيم. 
تفسير، حدود ۴۵ كتاب . 
معانى القرآن، بيش از ۲۰ كتاب. 
لغات القرآن، ۶ كتاب. 
قراءات، بيش از ۲۰ كتاب. 
النقط و الشكل للقرآن، ۶ كتاب. 
متشابه القرآن، ۱۰ كتاب. 
ناسخ القرآن و منسوخه، ۱۸ كتاب. (۱۳) 
از قرن پنجم به بعد مباحث قرآنى به صورت گسترده‏تر مورد عنايت دانشمندان قرار گرفت و تاليفات قرآنى رو به افزايش نهاد. 
گفتنى است كه اصطلاح علوم قرآنى، آن گونه كه فعلا رايج است، با آن چه در سده‏هاى نخستين مصطلح بود، متفاوت‏است. علوم قرآنى، در گذشته‏بر مباحث تفسيرى قرآن نيز اطلاق مى‏شد. در واقع، علم تفسير، علمى از علوم قرآنى بوده است، همانند علم اعجازقرآن، علم تاريخ‏قرآن، علم ناسخ و منسوخ و… ، اما به‏تدريج كثرت و تنوع مباحث‏سبب شد ميان مباحث علوم قرآنى و علم تفسير نوعى مرزبندى به‏وجود آيد. (۱۴) 

عتیقه زیرخاکی گنج