• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
خريد و دانلود تحقیق بررسی ارتباط میان عرفان و عناصر طبيعي-همراه با عکس
تعداد صفحات:۴۰
نوع فايل :WORD


قسمتی از تحقیق تحقیق بررسی ارتباط میان عرفان و عناصر طبيعي:
عرفان وعناصر طبيعي
اوج كمال انساني سعي در نجات مشخصي نيست، زاهد و عابد و صوفي كه نيل به كمال را در تزكية نفس مي‌جويند و از ما سوي قطع تعلق مي‌كنند فقط گليم خويش را از موج بدر مي‌برد اما به كمال راه پيدا نمي‌كنند. كمال انسان حتي در آن همه انسان مثل فقيه و حكيم و واعض در نجات انسانهاي ديگر اهتمام كند، غريق را از آب بيرون آورد و در ارشاد و دستگيير راه گم كردگان سعي بجا آورد، نيست. در آن است كه از «خودي» خود قدم به بيرون گذارد، در وراي عالم محدود انسان ها با تمام انسانها، با كل كاينات و با جميع عالم اتصال و اتحاد بيايد با آتش ونور، خاك و گياه، با حيوان وانسان، با خورشيد، ستاره و آسمان وحدت هويت پيدا كند، با ابر وباد و كوه و رود و رعد وباران احساس پيوند نمايد، در وجود خود انسان را با عالم وعالم را با انسان قابل تبدل بيابد و بدين گونه به آن مرتبه از كمال كه اكمل از آن قابل تصور نيست مي‌رسد.

– پيدايش آتش
يافتن آتش بزرگترين پديده زندگي آدمي است و پيشرفت تمدن انسان مديون آتش است. از اين رو آتش نزد همه اقوام و ملل از دورانهاي دور تاريخي مقدس بوده است. بويژه نزد اقوام هند و اروپايي كه در منطقه اي با زمستانهاي سرد زندگي مي‌كردند، نخستين آشنائيهاي ملت‌هاي مختلف با آتش به صورتهاي گوناگون بوده و به همين جهت اسطوره هاي بسيار در پيدايش آتش بوجود آمده است. برخي آن را به شكل آذرخش در آسمان ديده اند و آتش را عطيه اي آسماني پنداشته اند، برخي ديگر آن رابه شكل توده سوزان سنگهاي آسماني ديده اند كه از آسمان فرو افتاده و جنگلي را به آتش كشيده است. برخي ديگر آن را در آتشفشانها و گازهاي شعله ور نفتي و به صورت آتشي كه از زمين مي جوشد ديده اند. قوم ايراني نيز گويا نخستين بار آن را درتلاش زندگي يافته است. باري، داستاني كه فردوسي آورده چنين است كه هوشنگ شاه پيشدادي روزي به هنگام شكار كه با گروهي همراه بوده، مار سياه بزرگي بر سر راه مي بيند، سنگي با شدت به سويش پرتاب مي كند. بر اثر اصابت سنگ برسنگ، جرقه مي جهد و خارو خاشاك اطراف آن به آتش كشيده مي‌شود. مار مي‌گريزد و شاه و همراهان به گردآتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمي گذارند آتش هيچگاه خاموش شود، از آن گاه آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله به پاس حرمت آتش ويادگار آن ، برپايش مي كنند و آن را پديده و هديه اورمزدي دانسته وقبله گاه خود قرار مي دهند:
نشد ماركشته ولكين ز راز
        ازين طبع سنگ آتش آمد فراز

جهاندار پيش جهان آفرين
        نيايش همي كرد خواند آفرين

كه او را فروغي چنين هديه داد
        همين آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغي است اين ايزدي
        پرستيد بايد اگر بخردي

شب آمد برافروخت آتش چو كوه
        همان شاه درگرد او با گروه


عتیقه زیرخاکی گنج