• بازدید : 68 views
  • بدون نظر

وظيفه روشنفكر، البته يكي از وظايف او، نقد اجتماعي است؛ نقد اجتماعي وضعيت معاصر. او دو خط مشي كلي براي اين نقد نقد دارد: يكم آنكه مبتني بر علم باشد و دوم اينكه، استراتژيك باشد. او در جايگاه روشنفكري، فقط يك گام و نه بيشتر از جامعه جلوتر است. از بعد استراتژيك، نكات متفاوت سياسي و تاكتيكي را لحاظ مي كند؛ و در مقام اهل علم، بايستي كه اگر از مرز دانش فراتر نمي رود، خود را در مرز آن نگه دارد. هدف وي تعالي است، تعالي جامعه. او، نه همچون سرخوردگان، اهل فرار است؛ بلكه در برابر واقعيت ايستاده است. در اين نوشتار، سعي شده است با تاكيد اوليه بر مسئله فرار مغزها، يك نظريه جامعه شناسانه و مديريتي ارائه گردد.

اين نظريه، ارائه دهنده راه حل غلبه بر مشكل نيست؛ بلكه براي درك ابعاد مسئله و تعريف صحيح آن است. براي تغيير در واقعيت، اولين گام درك، تجزيه و تحليل آن است. از اين رو ما نياز به تئوري داريم. چنان كه راسل مي گويد: يك تئوري خوب از هر چيزي كاربردي تر است. از جمله بحث هاي امروزه در سطح دولت و جامعه، بحث فرار مغزها است. فرار مغزها، همچون هر پديده اجتماعي ديگر علل اقتصادي، سياسي و فرهنگي دارد؛ كه در اين نوشتار بر سر علل سخني نمي رود. 


عتیقه زیرخاکی گنج