• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصيات رفتاري از مهمترين عواملي است كه ارتباط بين دخترها و پسرها را در جامعه ما توجيه مي كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستي مي دهند. 
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا …؟ 
روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است
در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست،  احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است. 
يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه  در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد. 
اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي  و … محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: 
«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.» 
 
چرا ارتباط ناسالم
برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد. 
عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد: 
«متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.» 
اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد: 
«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.» 
وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد: 
«اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود. 
 
ديدگاه اسلام
به طور طبيعي زن و مرد به عنوان دو پيكره جامعه انساني به زندگي مشترك با يكديگر نيازمندند . در شرع نيز به پيوند ميان اين دو سفارش بسيار شده است، از اين رو اخلاقي ترين، معنوي ترين و انساني ترين جلوه پيوند زن و مرد در ازدواج تجلي پيدا مي كند و هر نوع رابطه (جنسي) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددي را از لحاظ اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي به بار مي آورد. 
در جوامع غربي كه پايه هاي اخلاق ديني و مذهبي سست و ضعيف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانين و هنجارهاي موجود تجاوز مي كند . به طوري كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبيعي و غريزي جريان دارد و از اينجاست كه ريشه هاي فساد اخلاقي شكل مي گيرد و بنياد اجتماعات بشري را متزلزل مي كند. 
اما اسلام چه حد و مرزي براي ارتباط بين زن و مرد قائل است؟
خداوند در قرآن مي فرمايد: زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليد و زنان پاك براي مردان پاك هستند و مردان پاك براي زنان پاك . اينان از آنچه درباره ي ايشان مي گويند بركنارند ، براي آنان آمرزش و روزي نيكو خواهد بود. ( نور / ۲۶) 
از ديدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صميمي ميان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعايت موازين اسلامي و حفظ حجاب ظاهري و دروني در عرصه هاي علمي و مشاركت هاي اجتماعي قابل قبول است. اما خارج از اين چارچوب براي ايجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت يا دائم را توصيه مي كند. از اين رو در اسلام رابطه دوستي بين دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعايت ضوابط اسلامي منعي براي اين ارتباط نيست و چه بسا اينگونه ارتباطات زمينه ساز دوستي هاي فكري ، معنوي و عقلي هم بشود. 
اما وقتي جوانان تن به ازدواج دائم نمي دهند و جامعه قدرت پذيرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، براي پاسخ به نياز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه بايد كرد؟ 
خداوند در اين باره مي فرمايد : به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند كه اين براي آنها پاكيزه تر است ، زيرا خدا به آنچه مي كنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو كه ديدگان خود را از هر نامحرمي فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پيداست…. ( نور / ۳۰ و ۳۱ ) 
و در ادامه مي فرمايد : كساني كه وسيله ي زناشويي نمي يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند… ( نور ۳۳ ) 
اساس هر نظمي در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر مي گردد. اگر اين نظم برقرار نشود جامعه به سوي انحطاط مي رود. مشكل اين است كه ما در بسياري از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادي از غرب الگو گرفته ايم كه اين مورد موجب بسياري از ناكامي هاي اقتصادي و فاصله طبقاتي و فقر در جامعه شده است، در حالي كه اگر موازين الهي و اسلامي در جامعه پياده شود، شاهد اين بحرانها نيستيم. يك جوان وقتي عدالت اسلام را ببيند، خودش مي خواهد روابط آزاد نداشته باشد و اين قيد را با طيب خاطر مي پسندد. اين يك اصل رهايي بخش است كه نبايد با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنيم. در عين حال جامعه نيز بايد بسترسازي كند تا شرايط ازدواج دائم فراهم شود. اما در يك كلام براي حل بحران هاي اجتماعي ، راهي جز بازگشت به مباني سنتي و سنت هاي اصيل ديني نداريم. 
ارتباط دختر و پسر قبل از ازدواج براى آشنايى با همديگر چگونه است؟    
    جواب : 
     آشنايى دختر و پسر اگر براساس ضوابط شرعى باشد اشكالى ندارد البته اسلام دوستى مخفيانه دختر و پسر را ولو به بهانه ازدواج نهى مى‏كند چه اين كه آسيب‏هاى جبران ناپذيرى را بدنبال دارد بنابراين اگر دختر و پسرى همديگر را مى‏پسندند بهتر آنست كه بصورت غير مستقيم در مورد خانواده همديگر تحقيق كنند و بعد از آن با اطلاع خانواده با همديگر صحبت كنند و در صورت تفاهم ازدواج كنند. بسيارى از اين ارتباطات دختر و پسر قبل از ازدواج جنبه احساسى دارد و نيازهاى جنسى در واقع پشت صحنه است منتها براى اينكه جنبه مثبتى به آن ارتباط بدهند مى‏گويند براى رسيدن به تفاهم براى ازدواج است. لذا توصيه مى‏شود ابتدا خانواده همديگر را شناسايى كنيد بعد از اينكه به اين نتيجه رسيديد كه خانوده‏ها از ابعاد مختلف به هم نزديك هستند و وصلت بين اين دو خانواده مناسب است آنگاه از طريق آنچه عرف است و در جامعه ما مرسوم مى‏باشد به خواستگارى رفته و صحبتهاى ابتدايى براى تفاهم بيشتر انجام بگيرد زيرا بيشتر اوقات آن صحبت‏هاى دختر و پسر موجب مى‏شود قبل از تفاهم علاقه شديد در طرفين به وجود يايد و آنگاه همه چيز را تحت‏الشعاع قرار دهد و قدرت انتخاب را از آنها بگيرد كه معمولاً نيز چنين مى‏شود و بيشتر ازدواج‏هاى اين چنينى نيز با شكست مواجه مى‏شود.
     

جداسازي دو جنس در دانشگاه؛ «توهين» به دختر و پسر دانشجو


از محوطة شلوغ و پرسروصداي دانشگاه عبور مي‌كنم و وارد يكي از ساختمان‌ها مي‌شوم و عجيب است كه محيط به‌يكباره به محيطي ساكت و نسبتاً خلوت تبديل مي‌شود. روي پرده‌ها و ديوارها جملات پندآموز و آيات و روايات زيادي دربارة ماه رمضان به چشم مي‌خورد. در حالِ بالا رفتن از پله‌هاي انتهاي سالن هستم كه با شنيدن صداي فريادهايي متوجه مردي نسبتاً بلندقد با ريش بلند و درهم مي‌شوم كه دختر و پسري به دنبال او روان هستند. حدس مي‌زنم سوژه خودش به استقبالم آمده است. مرد مرتباً با پرخاش و فشارِ دست پسر را به جلو مي‌راند و دختر، كمي آرام‌تر، پشت سر آنها حركت مي‌كند. ناراحتي و اضطراب را در چشمان هر دوي آنها مي‌بينم. در يك آن مرد به عقب برمي‌گردد و بند كيف دختر را كه روي دوشش قرار گرفته مي‌كشد و مي‌گويد: «تندتر بيا.» وارد اتاقي مي‌شوند كه سردر آن تابلو «انتظامات» به چشم مي‌خورد. مرد درحالي‌كه كاغذهايي در دست دارد دائماً از اين سو به آن سوي اتاق مي‌رود و صداي فريادهايش به‌طور نامفهوم به گوش مي‌رسد. به كاغذي كه در دست دارد اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «سابقه هم كه داري!» دختر كمي آن طرف‌تر در حالِ صحبت با خانمي است كه با چادر سياه پشت ميزي نشسته است. 
پس از چند دقيقه دختر با چهره‌اي برافروخته و عصباني از اتاق بيرون مي‌آيد و به طرف در خروجي ساختمان مي‌رود. صبر مي‌كنم تا كمي آرام شود و بعد مي‌پرسم: «قضيه چه بود؟» مي‌گويد:
 من داشتم با پسرخاله‌ام صحبت مي‌كردم كه آن آقا گفت بايد با او به انتظامات برويم.
 به او گفتي كه پسرخاله‌ات است؟
درحالي‌كه چشمانش اطراف را جست‌وجو مي‌كند، مي‌گويد:
 بله گفتم ولي گفت: «با پسرخاله‌ات هم حق نداري صحبت كني.»… 
كمي دورتر پسر را مي‌بيند كه با اشاره از او مي‌پرسد اوضاع چطور است و دختر درحالي‌كه سعي مي‌كند ناراحتي خود را پنهان كند سري تكان مي‌دهد كه يعني بد نيست و نگران نباشد، و ادامه مي‌دهد: 
 … گفتند گزارش مي‌نويسند. خانم جباري، مسئول انتظامات خواهران، مرا تهديد به اخراج كرد و گفت الان روزي شش، هفت مورد اخراج دارند. همان‌جا هم دختر ديگري بود كه حكم اخراجش را صادر كرده بودند و التماس مي‌كرد حكمش را لغو كنند. من هم از آنها خواهش كردم. گفتند: «فعلا ً برو ببينيم چه مي‌شود.»
 طبق چه قانوني مي‌خواهند تو را اخراج كنند، آيا جايي نوشته شده كه دختر و پسر نبايد با هم صحبت كنند؟
 نه، نوشته نشده، فقط در مورد آرايش و لباس تذكراتي داده‌اند.
 
از او جدا مي‌شوم و به طرف پسر كه كمي آن طرف‌تر با دوستانش مشغول صحبت است مي‌روم. به محض اينكه اولين سؤال را مي‌پرسم، سر صحبت او و دوستانش باز مي‌شود. همگي از سختگيري‌هاي بي‌مبنا و بي‌قانوني كه در اين دانشگاه اعمال مي‌شود، ناراضي و گله‌مندند:
 به مارك روي لباس مثلا ً نايك و ديزل و… گير مي‌دهند. داخل گوشي‌هاي موبايل ما را مي‌گردند، مخصوصاً گوشي‌هاي دوربين‌دار؛ اگر كسي را در حال عكس گرفتن ببينند كه كارش ساخته است.
 به مدل ريش ايراد مي‌گيرند. اگر بخواهي ريش بگذاري، بايد حتماً سبيل هم بگذاري. موي بلند هم اشكال دارد. البته خود من تا وقتي ريش‌هايم بلند بود به موهاي بلندم ايراد نمي‌گرفتند ولي وقتي ريش‌هايم را زدم، گفتند: «چرا موهايت بلند است؟»
 به نامزدها هم تذكر مي‌دهند كه با هم صحبت نكنند. يك‌بار پدر و مادر يكي از دوستانم كه نامزد داشت به دانشگاه آمده و گفته بودند اينها با هم نامزدند ولي آنها جواب داده بودند كه فرقي ندارد، داخل دانشگاه هيچ دختر و پسري نبايد با هم ارتباط داشته باشند. 
 ولي الان كه من بعضي از دخترها و پسرها را در حال حرف زدن مي‌بينم!
 بله، فقط اگر داخل ساختمان باشي تذكر مي‌دهند، چون حوصله ندارند از ساختمان بيرون بيايند. حالا متوجه علت خلوتي داخل ساختمان و شلوغي محوطه مي‌شوم!«سابقه‌اي» كه مأمور انتظامات از آن صحبت كرده بود كنجكاوي مرا برانگيخته بود و نمي‌دانستم سؤال دربارة آن خارج از ادب است يا نه. سرانجام به‌طور ضمني و مؤدبانه از او دربارة آن «سابقه» مي‌پرسم. مي‌گويد: 
 دفعة قبل هم با دخترخاله‌ام صحبت كرده بودم. اينجا خيلي راحت كلمة «سابقه» و «رابطه» را در هر مورد كوچكي به‌كار مي‌برند. آبروي دانشجوها برايشان اهميت ندارد و به‌راحتي به آنها برچسب‌هاي نامربوط مي‌زنند. خيلي دوست داشتم به همين آقاياني كه در و ديوار را پر از تذكرات مخصوص ماه رمضان كرده‌اند بگويم آيا تهمت زدن به يك انسان و ريختن آبروي او روزه را باطل نمي‌كند؟ شما كه ديديد مرا چطور هل مي‌دادند و بر سرم فرياد مي‌زدند، مطمئناً هيچ‌گاه اين توهين‌ها از خاطرم نمي‌رود.
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

ابتدا بايستي مراد و منظور از واژه رابطه فهميده شود و سپس معيار و ملاك ما از اينكه به مجموعه‌اي از روابط سالم و به مجموعه‌اي ديگر ناسالم مي‌گوييم چيست؟
رابطه واژه‌اي عربي است كه در معناي تماس و وصل شدن به كار مي‌رود و در گفتار روزمره به مجموعه‌اي از رفتارهايي اطلاق مي‌شود كه در تماس با يكديگر ابراز مي‌كنيم. 
رابطه و برقراري آن با ديگران في نفسه محكوم به فساد و تباهي نيست و اين، هدف و مقصود نهايي و غايي طرفين است كه صفت سالم يا ناسالم بودن را به همراه خواهد داشت. اين نكته را هم بايد متذكر شد كه در جوامع مختلف، بنا به نوع فرهنگ و آداب و رسوم و آموزه‌هاي ملي، تعاريف مختلفي از روابط سالم و ناسالم ارائه مي‌شود. 
در اين نوشتار سعي بر اين است تا عوامل زمينه ساز در ايجاد روابط ناسالم ميان دختر و پسر مورد بررسي قرار گيرد. اين عوامل را مي‌توان در چهار بخش طبقه‌بندي كرد: 
۱- عوامل دروني و رواني: اين عوامل به شرط وجود ساير عوامل، مي‌تواند موجبات برقراري روابط ناسالم را فراهم نمايد. تفاوت در حالات روحي و رواني  و اخلاقي دختران و پسران و علايق و خواسته‌هاي آنان مي‌تواند باعث بروز روابط ناسالم ميان اين دو شود. تفاوت دروني ديگري كه مي‌توان نام برد قوه شهوت نهفته در نهاد آدمي است كه في‌نفسه نيروي محرك مثبتي است به اين جهت كه باعث جذب دو جنس مي‌شود و دليلي است براي رابطه مثبت و زندگي مشترك؛ اما همين نيروي مثبت اگر در جهت نيل به هوسراني قرار گيرد، تبديل به بلايي خانمانسوز مي‌گردد كه نمونه آن در همه جوامع يافت مي‌شود. 
۲- عوامل اجتماعي: عوامل اجتماعي را به دليل اهميت خانواده به عنوان يك اجتماع كوچك و مهمترين اجتماع در رشد و تربيت افراد به دو بخش تقسيم مي كنيم:          الف) عوامل خانوادگي       ب) ساير عوامل اجتماعي
 الف) عوامل خانوادگي: خانواده به عنوان اولين كانون رشد و تعالي جوانان در سعادت و شقاوت دختران و پسران نقش كليدي دارد. اگر خانواده داراي شرايط و احوال خوبي باشد، در امر تعليم و تربيت فرزند خود موفق خواهد بود. عواملي نظير بيسوادي، نداشتن آگاهي كافي از روشهاي تعليم و تربيت و عدم ارتباط مناسب والدين با يكديگر مي تواند 
دليلي براي بروز روابط ناسالم ميان دختران و پسران باشد.
ب) ساير عوامل اجتماعي: علاوه بر عوامل خانوادگي تاثيرگذار بر روابط دختر و پسر، ساير عوامل اجتماعي نيز در سطحي فراتر بر روند رفتار و روابط آنان تاثير مي گذارد. بافت جامعه از لحاظ آداب و رسوم و عادات غالب مردم در قوميتهاي مختلف و همچنين روابط مردم در طبقات مختلف جامعه، باعث ايجاد تفاوتها و چالشهاي ميان افراد شده و زمينه ايجاد يك روابط ناسالم را بوجود مي آورد.
۳-  عوامل اقتصادي: عوامل اقتصادي را اگر به صورت يك طيف در نظر بگيريم، دو سر اين طيف از يك سو فقر و در سوي ديگر ثروت مي باشد. هر دوي اين اوضاع در تجربيات گوناگون نشان داده كه در بيشتر مواقع، داراي عدم روابط سالم است. البته استثنائاتي هم وجود دارد، امّا آنچه مسلّم است، اين است كه در همه جوامع، از جمله عوامل مهمي كه باعث ترويج فساد و فحشا مي شود، فقر است. و همچنين گروهي از افراد كه داراي ثروت و توانايي مالي زيادند، در صورت وجود ساير عوامل، داراي روابط ناسالمي خواهند بود.
۴- عوامل فرهنگي: با دقت در فرهنگ حاكم بر جوامع مختلف در مي يابيم كه تفاوتهاي زيادي ميان اين فرهنگ ها وجود دارد و هر كدام از آنها تعريفي از رابطه سالم و ناسالم ارائه داده اند، اما آيا تعريف سالم بودن يك رابطه دليل بر عدم وجود رابطه ناسالم است؟ مثلا در جواعي كه حتي داشتن روابط جنسي ميان دختران و پسران به شرط وجود رضايت دختر، يك امر عادي و غير جرم محسوب مي شود، آيا به صرف جرم نبودن اين روابط، مي توان بر سالم بودن آن صحه گذاشت؟ از سوي ديگر جوامعي كه اين روابط در آنها جرم محسوب مي شود و قطعا از نظر فرهنگي، عملي ناشايست است، راه هاي جايگزيني را براي ايجاد رابطه صحيح و سالم ميان دختران و پسران بوجود مي آورد؟ در مجموع مي توان گفت براي اينكه بتوان از ايجاد روابط ناسالم جلوگيري كرد، بايد عوامل فرهنگي تاثيرگذار را تشخيص داده و البته بايد نوع و تفاوت فرهنگ ها را در اين راه مد نظر قرار داد.

الگويی از رفتار معقول در جنس مخالف
نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است :
الف ) مدخل بحث 
ب ) طرح آيات مربوطه
ج) درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر 
د) جمع بندی و نتيجه گيری 
الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، برای ورود به بحث تأمل بر روی نکاتی چند در رابطه با مفهوم الگو ضروری می نمايد : 
۱-  واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معانی سر مشق ، مقتدی ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، “آلن بيرو” ، الگو” را بدين نحو تعريف نموده است : 
الگو آن چيزی است که شکل گرفته و در يک گروه اجتماعی به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنمای عمل در رفتارهای اجتماعی به کار می آيد ، حضور می يابد . از ديدگاهی هم کارکردی و هم _ روانی _ اجتماعی بايد گفت الگو ها آن شيوه های زندگانی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گيرند . 
افراد بهنگام عمل بطور طبيعی با اين الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با اين الگوها تطابق می يابند .
۲-  واژه الگو ( pattern ) که کاربردی در علوم اجتماعی و تربيتی دارد ، از سوی بعضی محققين معادل و مترادف واژه “اسوه” گرفته شده که در فرهنگ دينی و اسلامی مستعمل است .
مثلاً گفته می شود که “اسوه نيز همچون معادل فارسی الگو ، علاوه بر آنكه بر نمونه های عينی و مصاديق خارجی امور و مفاهيم اطلاق می شود ، به معنی طرحها و روشهای عمل و سلوک نيز می باشد .” و حال آنکه بعضی ديگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادی بدانيم که از افق هاي بلند و بسيار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثير خود قرار می دهند . در سطحی محدود تر می توان از الگوها ياد کرد که در محيط خويش با ديگران تفاوت دارند و می توانند نمونه های عينی برای سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.
۳-  از جمله روشهای تربيتی برای ساختن و بازسازی جسم و جان افراد ، بهره بردن از روش ” توجه دادن به الگوها است.”
اگر چه الگوها می توانند ” بد يا خوب باشند ، ولی در يک نظام تربيتی ، تمرکز و توجه به الگوهای خوب و حسن است . در اين پژوهش نيز به عنوان الگوی حسنه ” روابط دختر و پسر ” از نگاه دينی به ترابط ” موسی و دختران شعيب ” توجه و تأکيد شده است .
ضمناً معنای الگو در این پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کليه نقش آفرينان در اين داستان بتوانند پند آفرين و مدل تربيتی باشند و واضح است که “موسای” قبل از پيامبری که در اين نوشتار مورد تأمل قرار گرفته ، به تعريف الگوی متفاوت از اسوه نزديک است . ( در قرآن مجيد از دو پيامبر تحت عنوان اسوه ياد شده است . حضرت ابراهيم ، سوره ممتحنه / ۴ و پيامبر اسلام ، احزاب / ۲۱) 
ب) طرح آيات مربوطه : 
بدنيست ، قبل از هر گونه داوری و تحليل در روابط دختر و پسر ، الگوی منتخب در قرآن ، به نقل از ابن کتاب مقدس عيناً منعکس گردند . اين داستان را می توانيم در سوره قصص از آيه ۲۳ به بعد ببينيم (۴) : داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدين بيرون رفت . در آيه ۲۳/ قصص می خوانيم ” و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتی ديد که حشم و گوسفندانشان را سيراب می کردند .
و دو زن را يافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفته ، گفت شما اينجا چه کار می کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما مردی سالخورده است . ” 
در آيه ۲۴ / قصص اشاره شد که موسی گوسفندانشان را سيراب کرد و دست به دعا برداشت . در آيه۲۵/ قصص آمده ” موسی هنوز از دعا لب نبسته بود ، ديد که يکی از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آيی و در عوض سقايت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسی نزد او ( شعيب ) و دختران رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتی .” در آيه ۲۵/ قصص می خوانيم . ” يکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسی که بايد به خدمت برگزيد ، کسی است که امين و تواناست . ” و در آيه ۲۶/ قصص آمده” شعيب گفت : من اراده آن دارم که يکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم … ” و در آيه بعد از پذيرش اين عهد از سوی موسی سخن به ميان آمده است . 
اگر پذيرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برای درس ، پند و عبرت است ، در اينصورت بازيگران و نقش آفرينان قصه ها و داستانها الگوهای خوب يا بدند و نقش آفرينان _ مثبت ، الگوهای حسنه قرآنند . با اين نگاه اکنون به درسهايی که از اين الگوی حسنه قرآنی برای ارتباط دختر و پسر می توان آموخت ، می نشينيم 

عتیقه زیرخاکی گنج