• بازدید : 50 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۰ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه:

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

۱-بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد

۲-آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید

مجراهای چوبی بوسیله سلولهای مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها بوسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود.

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
اين درخت با آب و هوای خشک و زمينهای نسبتا” شور نواحی کويری بسيار سازگار بوده و در خاکهای سبک و شنی و همچنين بر روی تپه های شنی بخوبی رشد و نمو می کند. 

بهمين دليل از اهميت بسزايی در رابطه با کوير و تثبيت شنهای روان در مناطق کويری کشور برخوردار است به علاوه چوب آن از نظر سوخت و تهيه ذغال مورد توجه بوده و همچنين در صنعت نئوپان هم مورد استفاده قرار می گيرد. 
در خت تاغ بدليل حفظ رطوبت خاک موجبات رشد و نمو ساير گياهان طبيعی را فراهم می آورد بطوری که منطقه تاغ کاری شده پس از مدتی به صورت مرتع مشجری در می آيد که می تواند مورد استفاده دامها قرار گيرد

Cyperus conglomerates کلبيت 

گونه اي از «جگن» که در گويش محلي بيابان نشينان بنام «کلبيت» شهرت دارد، گياهي است بوته اي پايا که در تمام عرصه هاي شني نوار ريگ بلند آران و بيدگل (تپه هاي ماسه اي ، بستر کوچه ريگها ، چاله ريگها و حتي روي شنزارهاي روان) استقرار دارند.

کلبيت از جمله گياهان شن دوست بسيار سازگار به خاکهاي شني و فقير از مواد غذايي مي باشد. اين گياه بصورت پوشش غالب ، ايجاد تيپ گياهي يکنواختي و همگني را در شنزارها بوجود مي آورد. از طرفي ، در جوامع گياهي اسکنبيل ، دم گاوي ، خارسوف ، نترونسي، بصورت گونه غالب يا همراه ، مشاهده مي شود. به علت انعطاف اکولوژيکي بسيار وسيع اين گونه گياهي ، انتشار جغرافيايي آن در ايران بسيار وسيع مي باشد. بطوري که از شنزارهاي جنوب کشور ، مرکزي و تا شمال کشور نيز گسترش نموده است. اين گياه داراي برگهائي باريک ، کشيده و معمولا” از ميان برگها ، يک ساقه گل دهنده ، به طول ٣٠تا ٦٠سانتيمتر خارج مي شود. بذرهاي گياه پس از رسيدن براحتي از پوشش محافط گل آذين جدا و توسط باد پراکنده مي شود.
اغلب در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه ( زمستان و بهار) مناسب باشد ، رويشگاههاي کلبيت ، با ايجاد ساقه هاي گل دهنده و رشد رويشي بسيار مناسب ، بستر را به شنزارها مي بخشد. کلبيت داراي سيستم ريشه اي بسيار فعال ، بصورت ريزومهاي جانبي (افقي و عمودي )فراوان ، معمولا” ايجاد توده هاي وسيع بصورت کلني، در عرصه هاي شني مي نمايد. بر روي ريزومهاي افقي ، جستهاي عمودي ، بصورت جوانه هاي فعال رويشي که توليد اندامهاي هوايي مي کند ، ظاهر مي شود.
 
Zygophyllum eurypterum قيچ 

قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد

. قيچ در نقاط مختلف ايران ، قفقاز ، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.
رويشگاههاي اصلي قيچ در ايران ، جنوب شرقي شاهرود ، خراسان ، زنجان ، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا” در خطوط همباران ١٠٠تا ١٥٠ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويشگاههاي مشجر مي نمايد.
دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠تا ٢٠٠٠متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاکهاي شور ، قليا و شور و قليايي که عمدتا” داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گلهاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا” در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.
بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا” بزرگ ميوه ، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.
Ephedra strobilacea ريش بز

ريش بز که با نامهاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچه هاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک ، ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند. 

ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده و در واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گل هاي ريش بز، زرد رنگ ، معطر و معمولا” در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابل جمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران ، در بيابانهاي استان سيستان و بلوچستان ، دشت کوير، حوضه بيابانهاي مسيله، قم ،سمنان ، خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن معمولا” از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريش بز اغلب در بيابانها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد ، مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را به پيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاکهاي شني گسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.
Stipagrostis plumosaنسي   

نسي گياهي بوته اي پايا و بيابانها و شنزارها به فراواني يافت مي شود. انتشار جغرافيايي آن از جنوب ايران تا صحراي قره قوم ادامه دارد.

نسي از خانواده گندميان (Gramineae) ، بوته اي مرتعي و خوشخوراک که بعنوان گياهي سازگار، در نقاط استيپي بيابانها و شنزارها ، اجتماعات گياهي يکدست و وسيعي را بوجود مي آورد. 
در بسياري از عرصه هاي بياباني که چراي شديد انجام مي گيرد. فرصت ظهور و ازدياد اين بوته مرتعي سلب مي شود. در صورتي که مدتي اين مراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير ، بيابانهاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند ، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني ، لومي ، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک ، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا” در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگرچه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور ، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته است.
Salsa crassa علف شور الوان

علف شور گياهي است بوته اي يک ساله ، ساقه و برگهاي آبدار و گوشتي ، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني ، قرمز ، نارنجي ، زرد و صورتي مي شود ، مربوط به تغيير رنگ باله هاي ميوه مي باشد.

اين تغيير رنگ اغلب در ماههاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است . بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد. رويشگاههاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج ، اراضي شور قزوين ، اراک ، قم ، سمنان ، يزد ، گيلانغرب ، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور ، در طبيعت ، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزشهاي جوي بويژه برف و باران ، در در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زيراشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابانها.
علف شور معمولا” ايجاد تيپهاي يکدست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند . وليکن توام با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي ، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است. 
علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenopodiaceae) بوده ، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠تا٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠تا ١٠٠سانتيمتر متغيير است. برگهاي علف شور کوتاه ، آبدار و گوشتي ، گلهايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولا” در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون ، خولي و نسي ايجاد تيپهاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي – گجي تا شور و قليايي ، متنوع است. اين گياه معمولا” در خطوط همباران ٨٠ميليمتر به بالا مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابانهاي حوضه مسيله ، دشت کوير ، حاشيه دقهاي بياباني مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده ، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگهاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند . به کوتاه سخن ، مجموعه هاي گياهي علف شور ، طيفي از رنگهاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها ، به تماشا مي گذارند.
Salsola tomentosa شور بياباني 

گياهي بوته اي پايا ، قد کوتاه و ارتفاع متوسط گياه بين ٢٠تا ٤٠سانتيمتر متغير است.

انشعابات ساقه اي چوبي و ترد ، برگهاي کوچک و کروي شکل ، آبدار و ميوه هاي گياه معمولا” در اوايل فصل پاييز تشکيل مي شوند. کاسه گل داراي ۵ دانه بوده که هنگام رسيدن ميوه به بال عرضي اطراف آن تبديل مي شود. رنگهاي باله هاي ميوه معمولا” بسيار متنوع و رنگين مي باشد. اين گياه بوته اي اغلب در هر نوع زيستگاهي به استثناء خاکهاي خيلي شور ، رويش دارد. اغلب در نقاط خشک و مرطوب استپهاي مختلف کشور مانند نواحي شور آذربايجان ، سواحل درياي خزر ، بيابانهاي يزد ، کرمان ، کرج ، سيستان و بلوچستان ، خراسان و مسيله انتشار يافته اند. بر روي خاکهاي نيمه عميق با بافت لومي شني و سنگريزه دار براحتي استقرار مي يابند. دامنه ارتفاعي رويشگاه شور بياباني بين ٧٠٠تا ١٥٠٠متر از سطح دريا متغير است. اجتماعات مختلفي را بر روي رسوبات کواترنر با رخساره سفره ماسه اي بوجود مي آورد. گونه هاي همراه اين بوته شور پسند عبارتند از : درمنه دشتي، ريش بز، قلم ، نتر ، نسي، کريفون و زلگ مي باشند. معمولا” در نقاط دامنه اي به همراه درمنه دشتي تيپ غالب را تشکيل مي دهند ، بطوري که با افزايش مقدار درصد رس و شوري خاک ، از پوشش درمنه کاسته و شور بيابان بيشتر خود را نمايان مي کند . روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.
 
Tribulus terrestris نخودوک

بيابان نشينان به اين گونه از خارخسک ، نخودوک مي گويند. اين گياه بوته اي يکساله داراي انشعابات فراوان و حداکثر ارتفاع گياه بين ٤٠تا ٨٠سانتيمتر متغير است.

نخودوک ريشه اي ضخيم و سفيدرنگ داشته و در اغلب عرصه هاي شنزارهاي بيابان ديده مي شود ساقه هاي آن غير منشعب ، برگهاي شانه اي کوچک بطول ٢تا ٤سانتيمتر ، تمام پيکر گياه ( اعم از ، برگ ، ساقه و ميوه) را انبوهي از کرکهاي بسيار متراکم ، کوتاه و نرم پوشانده است.
گلهاي آن زرد و ميوه ها نيز پرزدار هستند. نخودوک متعلق به خانواده قيچ( Zygophyllaceae)مي باشد. 
اين گياه اغلب در تيپهاي درمنه دشتي ، نسي و اغلب تاغزارها بطور طبيعي ديده مي شوند. 
گونه اي مرتعي بسيار خوش خوراک و در خاکهاي با بافت سبک شني – لومي مي رويد. در سالهايي که ميانگين بارندگي ساليانه بيابانها مطلوب ( بيش از ١٠٠ميليمتر) باشد، اين بوته در اغلب نواحي شني مشاهده مي شود. گلهاي آن در اواسط بهار و بذرها نيز در اوايل تابستان تشکيل مي شوند. روش ازدياد اين گياه صرفا” توسط بذر انجام مي گرد.
 
Nitraria schoberi قره داغ

قره داغ درختچه اي مقاوم به خشکي ، داراي انشعابات فراوان از بن گياه ، ساقه ها اغلب به صورت ساقه هاي خوابيده و خميده که شکل کپه اي نسبتا” حجيمي را به گياه مي بخشد.

برگها تا حتي گوشتي و آبدار ، ساقه ها در انتهاء نوک تيز و خشبي مي شوند. گلهاي قره داغ سفيد رنگ و معمولا” در اواخر فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن قهوه اي متمايل به مشکي ، محتوي يک عدد بذر ، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. اين درختچه هاي اغلب در ايران ، ا فغانستان ، سوريه و آسيابي صغير انتشار دارد. پراکنش جغرافيايي آن در ايران ، از بلوچستان تا خراسان ، در شوره زارهاي بياباني مانند کوير ميقان اراک ، سواحل درياچه نمک کوير و کوير غول آ باد گسترش يافته است. اين گياه در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا قرار دارند. همچنين دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٧٠٠متر از سطح دريا ( کوير ميقان ) متغير است. اين درختچه در حاشيه درياچه هاي نمک با خاکهاي عميق ، رسوبي و شور که داراي بافت متغير است ، رويش دارد . علاوه بر اين در خاکهاي گچي و آهکي که داراي محدوديت زهکشي بوده نيز ، زندگي مي کنند. انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مرطوب پيرامون گياه ، ايجاد ريشه هاي نابجا کرده و اين امر در توده اي شدن گياه به فرم کپه اي کمک مي کند . بنابراين از جمله روشهاي تکثير گياه علاوه بر روش تهيه قلمه ، توسط بذرنيز ازدياد مي شود.
Tamarix hispida گز 

گز از درختجچه هاي مناطق بياباني و شور مي باشد. اين گياه اغلب در بستر آبراهه ها و رودخانه هاي شور و قليايي نواحي خشک رويش دارد.

گياهي است مقاوم به خشکي و سازگار با شرايط سخت بيابان ، داراي گلهايي قرمز رنگ که در فصل بهار و پاييز در انتهاي انشعابات و ساقه ها مشاهده مي شود. اراضي شوري که خاک مرطوب داشته و يا تحت تاثير جريانات فصلي رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند ، از جمله رويشگاههاي درختچه گز محسوب مي شود. اين گياه در انواع خاکها با بافت شني – رسي ، سنگريزه دار و دشتهاي سيلابي با خاکهاي رسوبي عميق يا نيمه عميق ديده مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاه بين ٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر از سطح دريا است. اين درختچه در رويشگاههاي طبيعي همراه با ساير گونه هاي شور پسند مانند اشنان ، آنابازيس و علف شور اجتماعات طبيعي را بوجود مي آورد. گز بواسطه ايجاد تپه هاي نبکاي در اطراف خود ، نقش بسيار مهمي در حفاظت خاک نواحي شور بياباني بعهده دارد. انشعابات فرعي و متراکم ساقه ها ، شکل کروي کپه اي به اين درختچه مي بخشد. گز علاوه بر قلمه از طريق جدا کردن پاجوش نيز قابل تکثير است.
Pistacia Khinjuk & Amygdalus scoparia پسته وحشي و بادام کوهي

پسته وحشي از گياهان درختي بلند قامت نواحي ارتفاعات کوههاي نيمه خشک محسوب مي شوند. ارتفاع متوسط اين درخت معمولا” بين يک تا سه متر بوده وليکن در برخي نقاط حتي به ٧مترنيز مي رسد.

درختي است دو پايه ، داراي برگهاي تک شانه اي ( واجد يک تا ٧برگچه) برگچه ها بيضوي تخم مرغي شکل ، گل آذين نر خوشه مرکب به طول ٥تا ١٢سانتيمتر و گل آذين ماده خوشه مرکب به طول ٧تا ١٥سانتيمتر. ميوه پسته وحشي شفت کوچک ( بطول ٥تا ٨ميليمتر و عرض ٤تا ٦ميليمتر) ابتدا صورتي & سپس قرمز و در زمان رسيدن کامل ، پوشش ميوه سبز رنگ مي باشد. 
در اغلب نقاط کوهستاني نيمه خشک کشور مانند بلوچستان تا خراسان ، لرستان ، کردستان ، اصفهان ، فارس، خوزستان ، کرمان ، يزد و تهران به صورت گونه اي بومي و شاخص حضور دارند. اين درختچه به همراه بادام کوهي عنصر اصلي و شاخص بخش کوهستانهاي خشک و نيمه خشک ناحيه رويشي ايراني – توراني را تشکيل مي دهد.
پوشش گياهي استپ – جنگ پسته وحشي – بادام کوهي در سر تا سر نواحي کوهستاني نيمه خشک ، به همراه ساير گونه هاي کامفيت (مانند انواع گون ها و چوبکها) گسترده شده اند.
سيستم ريشه اي اين درخت سازگاري بسيار مطلوبي را به نقاط سنگلاخي و دامنه هاي کوههاي آهکي و بازالتي ، داشته است. فعاليت بسيار زياد انشعابات ريشه اي ، بويپه در شکاف تختهت سنگها ، بردباري اين گياه را در مقابل شرايط اکولوژيک حاکم بر منطقه نشان مي دهد. پسته وحشي توسط بذر تکثير مي شود. عامل انتشار بذر گياه در طبيعت شايد توسط پرندگان انجام مي گيرد.

Suada fruticosa سياه شور 

سياه شور درختچه اي است شورپسند، در پايه سخت و کاملا” چوبي شده، انشعبات جانبي فراوان و ايستا، برگهاي کوچک ، کروي و آبدار شاخه هاي خشبي را فرا ميگيرند. اين درختچه در سواحل دقهاي باتلاقي شور و مرطوب مي رويند.

معمولا” در نقاطي که شوري مفرط خاک محدوديت زيستي زيادي را براي ساير گياهان شورپسند مانند اشنان، علف شور و آنابازيس را فراهم آورده ، با اين وجود سياه شور براحتي مي تواند در آن محيط مستقر شوند.
اين درختچه اغلب به همراه خارشتر در نقاطي که عمق سطح ايستابي آب بالاست ، رويش دارد و از اين جهت خاک رويشگاه آن علاوه بر وجود مقادير قابل توجهي نمک، لايه پف کرده تمام سطح خاک را مي پوشاند.در خاکهاي نيمه عميق تا عميق که واجد شوري فوق العاده بالا مي باشند و همچنين بر روي کفه هاي رسي نمکي با رخساره ژئومورفولوژي مرطوب نيز سياه شور مي تواند حضور داشته باشد. افزايش غلظت اسمزي درون بافتهاي اين درختچه نسبت به نمکها و املاح موجود در محيطهاي شور باعث شده که تقليل جذب آب به حداقل و همچنين مقابله شديد براي کاهش فوق العاده تعرق و تبخير سطحي در اندامها ، صورت گيرد. به همين دليل شکل ظاهري گياه ( ساقه هاي گوشتي ، برگهاي کوچک شونده) نيز نسبت به ساير گياهان خشکي پسند تغيير کند. گونه هاي همراه اجتماعات سياه شور محدود بوده و چند گونه هالوفيت مقاوم مانند گنگ و برخي از گونه هاي علف شور ديده مي شوند. ميوه هاي سياه شور کيسه مانند بوده و محتواي دانه اي افقي مي باشند. بذور اين درختچه در اواخر فصل پاييز مي رسند. سياه شور علاوه بر بذر ، توسط قلمه نيز ازدياد مي شوند.
 
Amyg dalus scopariaبادام کوهي

درختچه اي خوش منظر ، ساقه هاي آن ايستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهاي باريک و کوچک و بعنوان اولين درختچه گل دهنده در فصل بهار با گلهايي درشت و سفيد رنگ در اقليم نيمه خشک کشور ، مناظر بديعي را به تماشا مي گذارد.

اين درختچه در برابر شرايط نامساعد محيط ( کم آبي و نوسانات شديد حرارتي) مقاوم مي باشد. بادام کوهي متعلق به خانواده گل سرخيان(Rosaceae) ، ارتفاع متوسط گياه بين ٥/٢ تا ٣ متر و قطر تاج پوشش آن نيز به ٢ تا ٥/٢ متر بالغ مي گردد. گل هاي سفيد رنگ بادام معمولا” قبل از ظهور برگها در اوايل فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن نيز در خردادماه رسيده و قابل جمع آوري است. بخش وسيعي از کوههاي آهکي ، سنگلاخي ناحيه رويشي ايراني – توراني کشور توسط بادام کوهي بعنوان گونه اي مقاوم و سازگار به خشکي پوشيده شده است. د امنه ارتفاعي رويشگاه بادام کوهي بين ٨٠٠تا ٢٧٠٠متر از سطح دريا بوده که اين محدوده در خطوط همباران ١٥٠تا ٢٥٠ميليمتر قرار گرفته اند. بادام کوهي در خاکهاي عميق تا نيمه عميق ، سنگريزه دار و بر روي تشکيلات آهکي – سيليسي در شيبهاي ملايم کوهستانها مي رويد. طي دهه هفتاد دستگاههاي اجرايي کشور ( مانند منابع طبيعي و آبخيزداري) اهميت و جايگاه اين درختچه را شناخته ، جهت اصلاح و احيا مراتع کوهستاني اقدام به عمليات بذر کاري و نهالکاري بادام کوهي را نموده اند. در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهاي فسيلي ، اکثر بيابان نشينان از چوبهاي ناشي از قطع درختان بادام کوهي ، جهت تهيه سوخت و ذغال استفاده مي کرده اند، که اين امر بتدريج باعث از بين رفتن اکثر رويشگاههاي بادام کوهي گرديد. آثار و شواهد اين امر را در چاله هاي ذغال سوزي که در اکثر نواحي کوهستاني خشک وجود دارد ، مي توان مشاهده نمود.
 
Halanthium raiflorum گل شوره زار 

گياهي بوته اي يکساله ، بند بند، نمدي و گوشتدار مي باشد. معمولا” ا جتماعات گل شوره زار بصورت محدود در حواشي دامنه هاي گنبدهاي نمکي، بر روي خاکهاي لومي غير قليا و نسبتا” شور استقرار يافته اند. دامنه ارتفاعي رويشگاه اين گياه بين ٩٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا مي باشد.

گونه هاي گياهي علف شور ، جغجغک ، خارشتر و درمنه دشتي بعنوان گونه هاي همراه در رويشگاههاي گل شوره زار مشاهده مي شود. اين گونه گياهي در اغلب اراضي شور پيرامون تپه هاي مارني – گچي که واجد پوشش گياهي کم تراکم بوده، انتشار دارند. در دشت شور قزوين، تاکستان ، مرداب کرج، سواحل درياچه اروميه، شوره زارهاي همدان ، اراک ، ملاير و بهبهان و حوضه بيابانهاي مسيله بطور طبيعي حضور دارند. ساقه و انشعابات جانبي گياه که بصورت کپه اي روي زمين قرار گرفته اند ، آبدار و نقره اي فام است. اين سيستم هوايي باعث شده که تحمل گياه نسبت به شوري و عدم اتلاف آب از طريق تعرق افزايش يابد. همچنين به گياه امکان مي دهد تا تراکم و غلظت اسمزي دروني خود را تغيير داده و آن را بيشتر از خاک محيط سازد تا در جذب آب موجود در خاک مشکلي نداشته باشد. در بخش دروني پارانشيم آبي گياه وجود يافته هاي درشت ( سرشار از شيره و اکوئولي غني از املاح و اسيد اگزاليک) بصورت تيغه هاي مجاور بافت پارانشيم کلروفيلي ، هدر رفت آب را از اين بخش کنترل کند.
Pteropyrum aucheri پرند

پرند درختچه اي است با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصا” همراه با گیاه درمنه دشتی(Artemisia sieberi ) اجتماعات وسیع و گسترده اي را بوجود مي آورد.

پرند متعلق به خانواده علف هفت بند(Polygonaceae) بوده و ارتفاع این درختچه ها تا ٥/١ متر مي رسد گلهاي آن سفید رنگ و میوه اي قرمز و بالدار تولید مي کند. معمولا” در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراه هاي فصلي بعنوان تنها گونه درختچه اي غالب مشاهده مي شود. پرند اغلب در خاکهاي سنگریزه دار ، سنگلاخي و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتي رشد مي کند. 
دامنه ارتفاع رویشگاهي آن در بیابانهاي مسیله و دشت کویر بین ٨٠٠تا ١٩٠٠متر از سطح دریا متغیر است. این نواحي در خطوط همباران ٨٠تا ١٨٠میلیمتر گسترش دارند. این درختچه را مي توان در بلوچستان ، خراسان ، سمنان ، دامغان ، ا صفهان ، قزوین، انارک و اغلب نواحي ایران مشاهده نمود.
گلهاي آن معمولا” در اردیبهشت ماه و میوه هاي بالدار و قرمز خوش رنگ آن در تابستان ظاهر مي شوند. پرند از طریق بذر قابل تکثیر مي باشد. این درختچه علاوه بر نقاط استپي و دشتي در آبراهه هاي نواحي کوهستاني مشرف به بیابانها ( تا ارتفاع ١٨٠٠متر از سطح دریا ) نیز گسترش دارد.
ريواس Rheum ribes

ريواس از گياهان بوته اي دارويي و صخره دوست بشمار مي آيد که در نقاط کوهستاني اقاليم خشک و نيمه خشک رويش دارند.

اين گياه پايا ، معمولا” در نواحي شيب دار کوهستانها ، لابلاي تخته سنگها به خوبي سازگاري پيدا نموده است. برگهاي ريواس معملا” حالت طوقه اي پهن ، بر روي زمين گسترده شده و داراي دم برگ کوتاه ( ٥تا ١٠سانتيمتر) و پهنک بسيار خشن و عريضي ( در برخي موارد قطر پهنک بيش از ٨٠سانتيمتر مي رسد) مي باشد. در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه مطلوب (حداقل ١٣٠ميليمتر) باشد ، ريواس ايجاد ساقه هاي گل دهنده به ارتفاع ٥٠تا ٨٠سا نتيمتر مي نمايد. در انتهاي ساقه گل دهنده ، گل آذين زرد متمايل به کرم در اوايل فصل بهار (ارديبهشت ماه) بخوبي نمايان است. ميوه هاي بالدار و قرمز رنگ گياه در اواخر ارديبهشت ماه و اوايل خرداد ماه رسيده و قابل جمع آوري است. ريواس متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae) بوده و بعنوان گياه خوراکي و دارويي از قديم الايام در طب سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. ساقه هاي گل دهنده گياه همزمان با شکفته شدن گلها ، زماني که ترد و تازه هستند، به مصارف خوراکي مي رسد و بعنوان سبزي خوراکي ترش مزه به همراه ساير ترشيجات مورد استفاده قرار مي گيرد. گلهاي ريواس داراي دانه هاي گرد نسبتا” زيادي بوده که زنبورهاي عسل براي تغذيه نوزاد داخل کند و بهره برداري مي کندن. از طرفي گلهاي ريواس را بمنظور رنگ کردن مو به همراه ساير گياهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرايشي مي رسد . ميوه ها و بذرهاي ريواس نيز بعنوان ملين قوي و ضد کرم در طب سنتي استفاده مي کنند.

اشنان Seidlitzia rosmarinus

اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که در اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها ، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد. اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت ، بيابانهاي مسيله ، دامغان ، سبزوار، خراسان ، کرمان ، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد.

اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار ، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن ، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر ، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق ، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه ، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي ، سفالگري ، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني ، چاق آباد ، چاه عروس ، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشقلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي ، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.
 
Artemisia sieberi درمنه دشتي 

درمنه دشتي به گويش بيابان نشينان «ترخ» شهرت دارد. اين گياه بوته اي بسيار معطر ، عنصر اصلي و غالب اجتماعات گياهي در استپهاي خشک و نپمه خشک کشور محسوب مي شود. ارتفاع اين بوته بين ۳۰ تا ۵۰ سانتيمتر ، داراي انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه اي را به بوته مي بخشد.

درمنه دشتي از خانواده کاشني(Compositae) بوده و تمام اندامهاي هوايي گياه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، ميوه و بذر داراي عطري بسيار تند و نافذ مي باشد. اين گياه در خطوط همباران ۱۰۰ ميليمتر به بالا به راحتي استقرار مي يابد. اغلب در خاکهاي لومي، شني و لومي رسي ايجاد رويشگاهاي وسيعي را مي نمايد. در عرصه هاي استپي بيابان به همراه ساير گونه هاي بياباني و کم توقع مانند نسي، نتر و علف شور، اجتماعات گياهي متنوعي را بوجود مي آورد. اين گياه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوي عطر بسيار تند آن ، مورد استفاده چراي گوسفندان قرار نمي گيرد، وليکن در فصل پاييز و زمستان ، زماني که گياه غرق در بذر مي باشد. توسط گوسفندان مورد چرا قرار مي گيرد. درمنه دشتي از جمله بوته هاي بسيار سازگار به شرايط سخت بيابان محسوب مي شود که علاوه بر مصارف علوفه اي ( در مراتع قشلاقي ) ، بوته اي بسيار مقاوم در مقابل فرسايش هاي بادي و نقش ارزنده اي را در حفاظت خاک اين قاط بر عهده دارد. در طي دهه اخير، اهميت اکولوژيکي اين گونه با ارزش در عرصه هاي بياباني تا حدودي مشخص شده و دستگاه اجرايي کشور ( منابع طبيعي) مراتع قشقلاقي را توسط اين گياه بذرکاري مي کنند. تنها روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.


اسکنبيل Calligonum comosum 

اسکنبيل درختچه اي است سازگار به شرايط بيابان ، در شنزارها بعنوان گونه اي شاخص و مقاوم به خشکي و کم آبي زندگي مي کند. اين درختچه از جايگاه ويژه اي در شرايط متفاوت اقليم خشک و نيمه خشک بويژه تپه هاي ماسه اي و شنهاي روان برخوردار است. دامنه انتشار آن بسيار گسترده بوده بطوري که در اغلب شنزارهاي مرکزي ايران مانند بيابانهاي شني کرمان ، خوروبيابانک ، نائين، دشت کوير، ريگستان جن ، دامغان ، سيستان و بلوچستان ، کرج و آذربايجان حضور دارند. اسکنبيل متعلق به خانواده علف هفت بند ( Polygonaceae)داراي تنه اي منشعب ، يا غير منشعب، سفيد رنگ، ساقه ايستا و افراشته، برگها اغلب حالت آويز بخود مي گيرند. دوره رشد رويشي آن از اسفندماه آغاز و ظهور برگهاي باريک و کشيده تا اواسط فروردين ادامه پيدا مي کند. گلهاي ريز و سفيد رنگ آن از اواخر فروردين ماه آغاز و تا اواخر ارديبهشت ماه منظره بسيار بديعي را به چهره شنزارها مي بخشد. ميوه ها بتدريج در خردادماه ظاهر مي شوند ميوه هاي مژک دار به رنگهاي کرم ، سفيد، صورتي، قرمز رنگ، تمام پيکر گياه را فرامي گيرند. ارتفاع اسکنبيل معمولا” بين يک تا سه متر متغير است. 

سيستم ريشه اي درختچه اسکنبيل در شنزارهاي مناطق خشک، تنها وسيله جاذب رطوبت بوده و يگانه ابزاري است که گياه براي جستجوي رطوبت و ترفيع نياز آبي خودش، به آنها مجهز شده، افزون بر اين بواسطه کمبود ميزان رطوبت در شنزار و کند بودن جريان آب در خاک ، گياه مجبور است بطور مداوم انشعابات ريشه اي را جهت درسيابي به رطوبت کافي، به هر سو گسيل دارد. بنابراين فعاليت رشد سيستم ريشه اي در اين درختچه ها بسيار فعال بوده و حجم وسيعي از ريشه ها، اندامهايي را در مقابل شرايط محيط سخت محافظت مي کند. اين فعاليت را حتي در نهالهاي کوچک گياهان شندوست مي توان مشاهده کرد. در برخي بررسيهاي انجام گرفته پيرامون تناسب اندامهاي زيرزميني(ريشه ها) به اندامهاي هوائي ، نسبت به ده به يک را نيز نشان داده است. به کوتاه سخن، اين حجم ريشه ، يگانه وسيله موثر براي زندگي گياه در خاکهائي است که رطوبت در طبقات عميق تر وجود دارد. سيستم ريشه اي علاوه بر نقش فيزيولوژيک براي گياه (ترفيع نياز آبي) ابزاري نيز مي باشد که گياه را در مقابل بادهاي سهمگين و طوفانهاي شني حفاظت کند . به همين دليل در برخي نقاط شايد بخش وسيعي از خاک اطراف ريشه هاي اسکنبيل توسط باد، برداشته شده باشد. با اين حال گياه همچنان به رشد طبيعي خود ادامه دهد.
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درختان رستنی هایی با تنه های چوبی هستند که می توانند در طول سال رشد کرده و بزرگ می شوند. آنها با توجه به تنه واحد و اصلی کاملا از درختچه ها متمایز هستندو یکی از شاخه های آنها نسبت به بقیه شاخه ها از رشد بیشتری برخوردار می باشد. 
که«سرگروهthe leader» خوانده می شود. در نتیجه، بلندتر شدن و رشد شاخه ها، تاج پوشش آنها گسترش پیدا کرده و دارای شاخه و برگهای بیشتری می شوند که قسمت پایینی آن انبوه و متراکم تر است درختان از دانه های کوچکی رشد کرده و زندگی خود ار از زمانی که به صورت جوانه یا نهال هستند آغاز می کنند تا زمانی که آنها به گونه های غول آسای کهن سال در جنگل مبدل شوند.
اغلب در جنگل های انگلستان ، درختان به تنهایی در بلند ترین حالت می توانند به ارتفاع حدود ۵۵ متر (Ft181) وتنه آن در قطور ترین حالت به m3/1 یا (in3،Ft4) برسند.
محیط آنها نیز به m1/13(Ft43) می رسد.با توجه به فضای بسیار وسیع در کالیفرنیا درختان مذکور در حدود دو برابر اندازه معمولی رشد می کنند و بلند ترین آنها مانند سکویا به ارتفاع در حدود  m 117 یا (Ft384) و قطری به اندازه m9/22(Ft75) می رسد.
رشد اسرار آمیز درختان تا اندازه ای در زمستان ادامه می یابد ، کم کم رشد پوست و شاخه ها در زمستان ساکن و راکد می شود. یک لایه که کامبیوم (لایه زایا) نامیده می شود، گیاهان را قادر می سازد که سالانه تا انداره ای موجب رشد شاخه ها گردد.
کامبیوم فقط یک سلول ستبر دارد ، که با سطحی همواره صاف تنه چوبی را پوشانده و تا ریشه ها در زیر زمین توسعه پیدا می کند.ایجاد سلول جدید درطول دورهرشد در کنارهای داخلی موجب بزرگ شدن گیاه می گردد. بنابراین در بهار هر سال گرداگرد درون چوب درختان از کامبیوم چوبی براق و کم رنگ پوشیده می شود. چوبهای بهاره قدیمی که تیره تر هستند به همراه مناطقی که دارای چوبهای سخت تابستانی هستندبا همدیگر یک حلقه رویشی سالیانه را تشکیل می دهد.
در این جریان تنه همه درختان همانند درختان سالخورده رشد و توسعه یافته، قوی و ستبر می گردند. شاخه و برگهای درختان در یک محدوده، ثابت نشده اند و در طول زندگی شاخه ها انشعاب یافته و به سرعت رشد می کنند و دارای شاخه و برگهای زیادی می شوند. عموما عمر آنها بیشتر از صد سال می باشد و با شمردن حلقه های سالیانه روی پایه یا کنده درخت قطع شده به آسانی می توان به سن آن  دست یافت. بعضی اوقات سن درخت بلوط به ۵۰۰ سال می رسد و در مواردی استثنایی سن ۱۰۰۰ سال نیز مشاهده شده است، درخت غول کالیفرنیایی ۳۰۰۰ سال و نوعی کاج بومی ایالتهای غربی آمریکا pinus aristata در بیابانهای آریزونا بیشتر از ۴۰۰۰ سال عمر می کند. زمانی که یک درخت قطع می شود شاخه و برگهایش به علت تاثیر تجزیه پوسیده شده و رو به زوال می رود قارچ با ورود به تمامی چوبهای درخت از آن بهره برده موجب این عمل می شود. سرانجام تنه های افتاده همه درختان بر روی کف زمینهای جنگل تجزیه شده و می پوسند در جریان زندگی درختان همانند سایر گیاهان به تماس به یک منبع آبی نیاز دارند، و این امر با تماس یک شبکه بزرگ طولانی از ریشه ها به آب کم  وسطحی خاک ممکن است.
جریان انتقال آب از بالا به پایین توسط مجرا های چوبی که هر یک از ریشه ها وجود دارد صورت می گیرد و نیز شیره گیاهی ریشه به صورت محلول های خیلی رقیق به همراه آب به قسمت های بالا انتقال می یابد.
لازم به ذکر است که بسیاری از نمک های معدنی خاک برای زندگی تمامی گیاهان لازم و ضروری می باشد.در تنه های بزرگ و قطور فقط حلقه های سالیانه بیرونی که (برونچوب)نامیده می شوند باعث بالا بردن شیره گیاهی می گردد.سایر حلقه های سالیانه ((درون چوب)) نامیده می شوند که دستخوش تغییرات شیمیایی قرار گرفته و تیره تر و از دوام بیشتری برخوردار هستند. آنها برای انتقال فعالانه آب عمل نمی کنند ، بلکه باعث رشد قطری (سطحی) درختان می شوند و با پایداری بخشیدن به جنگل در مقابل باد و طوفان های شدید به طور غیر مستقیم در این امر مشارکت می کنند.
شیره گیاه به جایگاه های مهم گیاه که جریان حیاتی بیوشیمیایی (تثبیت کربن) وجود دارد ازقبیل برگها منتقل می شود. در اثر جریان هوا به مقدار کمی (فقط در حدود ۰۳/۰ درصد) گاز دی اکسید کربن در برگ ها ذخیره می شود. در معرض آفتاب بعضی از این گازها با آب به شکل هیدرات کربن در آمده و انرژی لازم را تأمین میکند.
 این جریان ((فتوسنتز)) نامیده می شود که به کمک ماده ای شیمیایی با نام ((کلروفیل)) که در اکثر قسمت های سبز گیاهان و درختان وجود دارد صورت می پذیرد. حتی در دور افتاده ترین برگها مقدار زیادی کربوهیدرات ساخته می شود که جریان این محلول قندی از سمت برگها می باشد.
جنگل:
به ندرت درختان در طبیعت به صورت انفرادی دیده می شوند. بعضی اوقات از یک پایه درخت و اجتماعی از گیاهان تشکیل می یابد ، اما اغلب چندین پایه را شامل می شود که با توجه به اندازه هایشان ((بیشه)) یا ((جنگل)) نام می گیرند. درختانی که در فضا های باز قرار دارن امکان رشد بیشتری دارند.
جنگل های طبیعی از لحاظ اندازه و سن و سال و تنوع گونه ها روییده شده گستردگی بیشتری دارند و در این میان گونه های روییده شده برای زندگی با یکدیگر رقابت می کنند.
هر چند که در میان گونه های جنگلی رقابت وجود دارد ولی جنگلبانان درختان را در فواصل منظم و منایب می کارند که این حالت در هنگامی که فقط یک پایه در محل وجود دارد ، به حالتی که دو یا سه پایه در محل و در یک سال روییده اند برتری دارد.
ما در جنگل های طبیعی با ترکیب سنی ناهمسال و تغییرات نامحدود اندازه ها مواجه هستیم. در نوع دیگری از جنگلها که آنها را همگن و همسال می نامند ،تعداد زیادی از گونه های درختی با سنین یکسان در همه جای جنگل دیده می شود ، که اندازه های آنها بسیار به اندازه گونه های همسایه و مجاور آ« شباهت دارد.
طرح منظم حاکم بر این جنگلها به زودی با توجه به تغییرات سرعت در رشد و نمو به هم می خورد. به دلیل آنکه جنگابانها درختان را هرس کرده و تاج را تنک می کنند سرعت رشد در آنها بیشتر می گردد و بزرگ می شوند که به تدریج فواصل نا منظم می گردد ، این تغییرات به صورت طبیعی هم انجام می پذیرد و مصنوعی نمی باشد.
وجود جنگلها ممکن است تأثیرات عمیقی بر روی خاک و زندگی طبیعی جاندارانی ککه در میان آن زندگی می کنند بگذارد.
 
نامگذاری درختان پهن برگ
معمولاً تمامی درختان پهن برگ با برگ های پهن و عریض و یا برگهایی با برگچه هایی پهن و جدا از هم از بازدانگان یا درختان سوزنی برگ متمایز هستند.آنها بیشتر به (( درختان با چوب بادوام)) معروف گشته اند زیرا اکثراً چوب آنها از چوب های نرم بازدانگان با دوام و محکم تر است.
معمولاً به آنها ، (( درختان خزان کننده )) نیز می گویند ، زیرا بر خلاف بازدانگان که همیشه سبز هستند در فصل پاییز برگهایشان می افتد و در بهار سال آینده برگ های جدید ظاهر می شوند.
تعداد محدودی از پهن برگ ها همیشه سبز مانند درخت خاس و بلوط سبز به کمک برگ های سبز تیره و صاف و براق و پر پشت به آسانی قابل تشخیص هستند این ساختار به منظور جلوگیری از اتلاف آب در اقلیم های سرد و گرم می باشد. درختان همیشه سبز را میتوان به کمک برگ هایشان فقط برای مدت پنج ماه ، یعنی از اواسط نوامبر تا اواسط ماه آوریل باقی می ماند. براستی بهترین وسیله راهنمایی برای تشخیص آنها در بیشتر زمان های سال شکل جوانه هایشان است به همین علت چهار صفحه از این کتاب به عکسها و مشخصات جوانه ها در زمستان و ترکیب و خصوصیات آنها اختصاص داده شده است.
در اواسط تابستان با کندن تعدادی از برگ های شاخه ، براحتی می توان به شکل جوانه ها دست یافت.پوست های بعد از زمستان برای تشخیص ، بهتر از پوست های قبل از پائیز می باشد. در مرحله نخست برای تشخیص می توان به محل قرار گیری برگ های بر روی شاخه توجه کرد که متناوباً در فواصلی در طول شاخه قرار گرفته (مانند شاخه های راش) و یا این که به صورت دوتایی یا در مقابل هم می باشد (مانند درخت زبان گنجشک) از برگ ها برای تشخیص در تمامی طول بهار استفاده می شود. اما در اواخر تابستان و ابتدای پائیز برگ ها خزان میکنند.
ممکن است برگ های آنها کم عرض با شکل هندسی ساده و معمولی ، مانند شکل بیضی (درخت ممرز) و یا دارای یک مرکز با قاعده (درخت نمدار) و یا به صورت سه گوش (درخت توس یا غان ) در آمده باشند
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
خرید اینترنتی تحقیق چوب-دانلود رایگان مقاله چوب-دانلود رایگان مقاله چوب-تحقیق چوب
این فایل در ۱۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

چوب برخلاف ساير مصالح ساختماني پس از گل به خاطر خاصيت شكل پذيري فراوان و طبيعي بودنش با روحيه انسان سازگار و از مطلوبيت ويژه اي برخوردار است 

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرايندی دو مرحله ای است :
ساخت مدل : 
تحليل يک مجموعه آموزشی که مجموعه‌ای از تاپل‌های پايگاه است و مشخص کردن برچسب کلاس‌های مربوط به اين تاپل‌ها .
 يک تاپل X با يک بردار صفت X=(x1,x2,…,xn) نمايش داده می‌شود . فرض می شود که هر تاپل به يک کلاس از پيش تعريف شده متعلق است .
هرکلاس با يک صفت که به آن صفت برچسب کلاس می‌گوييم مشخص می‌شود .
 مجموعه آموزشی به صورت تصادفی از پايگاه انتخاب می شود . 
به اين مرحله ، مرحله يادگيری نيز می گويند .
استفاده از مدل :
از طريق يک تابع y=f(X) برچسب  کلاس هر تاپل X از پايگاه را پيش بينی می شود . 
اين تابع به صورت قواعد کلاسه‌بندی ، درخت‌های تصميم گيری يا فرمول‌های رياضی است . 
يکی از روش های کارآمد و با کاربرد گسترده کلاسه بندی است .
مدل حاصل از اين روش به صورت درختهای تصميم گيری است :
هر گره در اين درخت نشان دهنده يک آزمون بر روی يک صفت است .
هر شاخه خارج شونده از يک گره نشان دهنده خروجی های ممکن آزمون است .
هر برگ نشان دهنده يک برچسب کلاس است .
نحوه استفاده از درخت تصميم گيری :
اگر تاپلی چون X که برچسب کلاس آن نامشخص است داشته باشيم صفات اين تاپل در درخت مورد آزمون قرار می گيرند و يک مسير از ريشه به سمت يک برگ که برچسب يک کلاس را دارد ايجاد می شود .
الگوريتم پايه 
درخت به صورت بالا-پايين بازگشتی ساخته می شود .
در آغاز تمام مجموعه آموزشی در ريشه قرار دارند .
فرض می کنيم صفات مقادير گسسته دارند .
صفات به صورت بازگشتی بر حسب صفات انتخاب شده بخش بندی می شوند .
صفات آزمون بر اساس يک روال هيوريستيک مانند بهره اطلاعاتی ، شاخص جينی يا نسبت بهره انتخاب می شوند .
شرايط توقف الگوريتم 
تمام نمونه های مربوط به يک نود متعلق به يک کلاس باشند .
صفتی برای بخش بندی بيشتر باقی نمانده باشد .
نمونه ای باقی نمانده باشد .
روش های ساختن درختان تصميم گيری فرض می کنند که تمام مجموعه آموزشی به طور همزمان می تواند در ديسک ذخيره شود .
روش های مذکور بصورت پياپی مجموعه آموزشی را از ديسک می خوانند .
هدف : طراحی درخت های تصميم گيری که هر نمونه آموزشی را فقط يکبار بخواند زمان کوتاه ثابتی را برای پردازش آن صرف کند .
برای يافتن بهترين صفت در هر گره ، در نظر گرفتن يک زيرمجموعه کوچک از نمونه های آموزشی که از آن گره عبور می کنند کافی است .
با در دست داشتن جريانی از نمونه ها ، اولين نمونه ها برای انتخاب صفت ريشه استفاده می شوند . 
با تعيين شدن صفت ريشه ، نمونه های بعدی به سمت پايين و برگهای مربوطه عبور داده می شوند تا برای انتخاب صفت در آنجا استفاده شوند .
اين عمل به صورت بازگشتی تکرار می شود . 
چه تعداد نمونه در هر گره لازم است ؟ 
از يک نتيجه آماری به نام Hoeffding bound  استفاده می کنيم .
 حافظه :
بسياری از برنامه های کاربردی RAM محدودی برای يادگيری مدلهای پيچيده دارند .
حافظه مورد استفاده VFDT همان حافظه مورد نياز برای نگهداری شمارنده‌ها در برگهای در حال رشد است . 
اگر به حداکثر حافظه برسيم VFDT برگهايی را که احتمال شکاف در آنها کم است غيرفعال می کند تا حافظه برای برگهای جديد فراهم شود .   
هنگامی که احتمال شکاف يک برگ غيرفعال از برگهای موجود  بيشتر شود آن برگ دوباره می‌تواند فعال شود .  
برابری‌‌ها :
وقتی که دو يا بيشتر صفت در G بسيار شبيه هستند نمونه‌های زيادی برای تصميم‌گيری بين آنها ، با اطمينان بالا نياز است . 
در اين مورد ، اينکه چه صفتی انتخاب می شود اختلاف اندکی را بوجود می‌آورد .VFDT  بصورت انتخابی تصميم می‌گيرد که يک برابری وجود دارد و شکاف را روی يکی از بهترين صفت‌های جاری انجام می‌دهد . 
محاسبه G  : 
بخش قابل توجهی از زمان به ازای هر نمونه برای محاسبه G صرف می شود . 
محاسبه دوباره G برای هر نمونه جديد ناکارا است ، چون احتمال تصميم برای شکاف در آن نقطه مشخص غير محتمل است . 
 بنابراين VFDT به کاربر اجازه می‌دهد تا يک حداقل تعداد برای نمونه های جديد يا nmin  را مشخص کند که بايد در هر برگ انباشته شود قبل از اينکه G دوباره محاسبه شود
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر

مقاله ای مفید و قابل استفاده و آمزنده در مورد آلبالو. کلیه موضوعات مربوط به شناخت، کاشت و نگهداری درختان آلبلو در این مقاله سودمند آمده است. ازجمله: از نطر بهترین شرایط منطقه ای برای درخت آلبالو، از نظر گیاه شناسی گیاه درخت آلبلو کاملا بیان گردیده است، اقلیم مورد نیاز درخت آلبالو، روش های ازدیاد درختان آلبالو، تاریخچه پیوند زدن درختان، انواع مختلف پیوندها، هرس کردن درختان آلبالو، نحوه برداشت محصول آلبالو، :ود و تغذیه، افات مهم آلبالو، پراکنش درخت آلبالو، میزبان آلبالو در پیوند، شکل شناسی، نحوه خسارت، زیست شناسی، نحوه مبارزه با آفات درخت آلبالو، بیماری های آلبالو، خواص دارویی آلبالو، خواص غذایی و درمانی آلبالو، چگونگی مصرف آلبالو، آلبالو برای چه افرادی مفید است، چه کسانی نباید آلبلو بخورند، و …….

آلبالو با نام علمی (prunus serasus) از نظر گياه شناسي بسيار به گيلاس شبيه است. آلبالو بومي نواحي بين درياي خزر و درياي سياه است كه احتمالاً بذر آن توسط پرندگان به ساير نقاط از جمله اروپا برده شده است. مناطق عمده كشت آلبالو فرانسه، يوگسلاوي و آلمان مي باشد.

آلبالو گياهي خزان پذير با برگهاي لوزي بصورت متناوب روي شاخه قرار دارند. رنگ پوست آن قهوه اي روشن تا نقره اي است. آلبالو از نظر حجم در مقايسه با گيلاس جاي كمتري را اشغال مي كند.

ارتفاع درختان آلبالو ۴-۲ متر و ساقه بعضي از ارقام بسيار قابل انعطاف است و براحتي بدون آنكه شكسته شود خم مي شود بهمين دليل در چيدن ميوه بعضي ارقام نيازي به نردبان نمي باشد و ميتوان درخت را خم كرد و ميوه آنرا چيد. گل روي اسپورهاي سـالهاي قبل و همچنين روي شــاخه هاي ســال قبل هم تشكيل مي شود. گلها بصورت ۵-۳ تايي در يك جوانه ظاهر و گلها داراي ۵ گلبرگ، ۵ كاسبرگ، پرچم و يك مادگي است. بر عكس گيلاس آلبالو خود بارور است و براي تلقيح نيازي به ارقام گرده افشان ندارد. گرده ‌آلبالو ميتواند گل گيلاس را تلقيح كند.

گل آلبالو معمولاً ديرتر از ساير ميوه هاي هسته دار باز مي شود بهمين دليل معمولاً با خطر سرمازدگي مواجه نمي شود. ميوه آلبالو داراي دم بلند كه بر اساس بلندي يا كوتاهي دم تقسيم بندي مي شود و معمولاً ارقام دم كوتاه مرغوب ترند.

 

                                   

 

 

اقليم :

نياز سرمايي آلبالو بين ۱۶۰۰-۶۰۰ ساعت زير ۷ درجه سانتيگراد مي باشد. تابستان هاي خشك و خنك براي اين درخت مناسب است. مقاومت به سرما در حد سيب است. ريشه آلبالو در برابر خاك مرطوب نسبت به گيلاس داراي مقاومت بيشتري است و ريشه آلبالو سطحي و تا حداكثر عمق ۵/۱ متر گسترش مي يابد.

  • بازدید : 85 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۴    کد محصول : ۱۷۹۵۱    حجم فایل : ۱۷۲۷ کیلوبایت   

این مقاله دربارهٔ برگ گیاهان است..

برگها زواید جانبی ساقه‌اند که از مریستم انتهایی نوک ساقه پدید می‌آیند. برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژه‌ای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگ اند. پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد می‌کند پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را بخوبی انجام می‌دهد. برگ هر گیاه معمولاً ویژگیهای ظاهری خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط یه عوامل محیطی مانند نور، رطوبت و دماست.

در نهان‌دانگان برگ مرکب از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که به وسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل می‌شود دم برگ غالباً در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل می‌شود گاه پهن شده به صورت غلافی کم و بیش ساقه را در برمی گیرد. غلاف یا نیام گلبرگ در بعضی از برگها گاهی خارج از اندازه رشد کرده، تمامی میانگره ساقه را پوشانده، گاهی ایجاد زایده‌ای به نام گوشوارک را می‌کند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ می‌گویند. برگها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشد یا فقط شامل دم برگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است

زندگی برک از درون جوانه آغاز می‌شود. جوانه بخشی از قسمت رشد یابنده ساقه‌است و از قسمت بالایی محل اتصال دمبرگ به ساقه سر می‌کشد. در گیاهانی مانند علفها، که دارای ساقه نرم هستند برگ تنها یک بار می‌روید و با فرارسیدن زمستان رویش برگ کاملاً «متوقف و گیاه کاملاً» خشک می‌شود. اما در گیاهانی که دارای ساقه چوبی هستند، مانند درختان و درختچه‌های خزان برگ، در هر سال برگهای جدیدی می‌رویند. در زمستان، برگهای داخل جوانه‌ها فعالیت حیاتی اندکی دارند. در بهار گرما و رطوبت جوانه‌ها را فعال می‌کند. آنها نخست غذای خود را از برگهای قدیمی و یا از غذای ذخیره شده درگیاه به دست می‌آورند، سپس طی یک تا چند هفته کاملاً رشد می‌کنند و غذای خود را می‌سازند. برگهای رشد کرده، گذشته از غذای خود، مقداری غذای اضافه نیز می‌سازند که برای مصرف یا ذخیره در سایر قسمت‌های گیاه انباشته می‌شود.

رنگ برگ در طی رشد از سبز روشن به سبز تیره تغییر می‌کند. سپس دیواره‌های سلولها ضخمیتر می‌شود و استحکام برگ افزایش می‌یابد. با نزدیک شدن فصل سرما و فرارسیدن پاییز دگرگونیهایی در برگ درختان و درختچه‌های خزان کننده به وجود می‌آید. در محل اتصال دمبرگ به ساقه، لایه‌ای سلولی به نام لایه جداکننده شکل می‌گیرد. تشکیل لایه جدا کننده مانع انتقال آب و مواد غذایی به برگ می‌شود. در نتیجه پس از مدتی برگها از لایه جدا کننده آویزان می‌شوند و به زمین می‌افتند. رنگ سبز برگها در پاییز تغییر می‌کند و زرد، قرمز، نارنجی و ارغوانی می‌شود، زیرا برگها، گذشته از سبزینه (کلروفیل)، رنگدانه‌های دیگری نیز دارند. وجود این رنگدانه‌ها سبب می‌شود که آنها پس از متوقف شدن عمل فتوسنتز به رنگهای گوناگون دیده شوند. قارچها و باکتریها برگهای افتاده بر زمین را تجزیه و مصرف می‌کنند.

.


عتیقه زیرخاکی گنج