• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سلامتي طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني عبارت است از حالت رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي و نه فقط نبود بيماري و ناتواني.
بنابراين به كسي فردسالم گفته مي شود كه نه تنها رشد كافي ، وزن مناسب و تغذيه صحيح داشته باشد و از لحاظ جمعي بيماري نداشته باشد بلكه داراي رفتار و فكر سالم نيز باشد . سلامت رواني مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات و بيماري نيست بلكه سلامت روان هم حالات عالطفي و هم شرايط ذهني يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد.
موضوع سلامتي از بدو پيدايش بشر و در قرون و اعصار متمادي ، مطرح بوده است اما هر گاه از آن سخني به ميان آمده عموماً بعد جسمي آن مد نظر قرار گرفته و كمتر به ساير ابعاد سلامتي ، به خصوص بعد رواني آن توجه شده است .
گرچه طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني سه بعد سلامتي با يكديگر تعامل دارند و با مرز مشخصي نمي توان اين ابعاد را از يكديگر تفكيك نمود ولي معمولاً شاخص هايي براي سلامت جسمي و حتي رفاه اجتماعي در بسياري از كشورها وجوددارد كه هر چند يكبار مورد بررسي و تجديد نظر قرار مي گيرد ، اما د رمورد سلامت رواني ، پيچيدگي و مشكل تعريف و ارزيابي آن غالباً منجر به غفلت و ناديده انگاشتن اين مهم شده است . تعريف سلامت روان
سلامت رواني ، همان طوري كه اشاره شد ، مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات يا بيماري نيست . سلامت رواني هم حالات عاطفي و هم شرايط ذهني ، يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد . سلامت عاطفي معمولاً به احساسات و زير و بم هاي روحيه افراد اشاره مي كند . شما ممكن است احساس كنيد كه غمگين ، شاد ، نگران ، هيجان زده شكست خورده ، يا در اوج كاميابي هستيد .
افراد برخوردار از سلامت عاطفي با احساسات و حالات دروني خود در تماس هستند و مي توانند به وجود آنها اذعان كنند يا آنها را بروز دهند .
بنابراین سلامت رواني ، توانايي شما را  دردرك واقعيت ها ، همان گونه كه هست و پاسخ دادن به چالش هاي آن  و در پيش گرفتن تدابير و شيوه هاي خردمندانه براي زندگي كردن، توصيف مي كند .
فرد برخوردار از سلامت رواني بر آن نيست كه ار فشارهاي زندگي بپرهيزد بلكه مي كوشد با واكنش هاي خود نسبت به اين عوامل ، آنها را بشناسد بپذيرد و بر آنها چيره شود  به طوري كه امكان تداوم زندگي وجود داشته باشد .
ملاك هاي سلامت روان

براي تشخيص سلامت روان نيز مانند تشخيص سلامت جسم ، معيارهايي وجود دارند . ملاك هاي سلامت روان عبارتند از :
۱ . توانايي انجام وظيفه و اجراي مسئوليت هاي شخصي ،
۲ . توانايي برقراري رابطه با ديگران ؛
۳ . برداشت هاي واقع بينانه از انگيزه هاي ديگران ؛
۴ . تفكر منطقي و خردمندانه ؛
۵ . تلاش در جهت سلامتي ؛
۶ . انعطاف پذيري و قدرت تطابق با شرايط گوناگون ؛
۷ . معني دادن به زندگي ؛
۸ . درك اين نكته كه خود فرد مركز جهان نيست ؛
۹ . عشق و محبت نسبت به  ديگران
۱۰ . داشتن توانايي كمك به ديگران يا ارتباط برقرار كردن با آنان ، به دور از خودخواهي ؛
۱۱ . داشتن احساس رضايت بيشتر در روابط نزديك با ديگران ؛
۱۲ . حس تسلط بر ذهن و جسم كه فرد را قادر مي سازد براي ارتقاي سلامت خود شيوه هاي مناسب برگزيند وتصميم هاي مقتضي اتخاذ كند .
مفهوم بلوغ و اهميت شناخت آن:
مفهوم بلوغ:
بلوغ از نظر لغوي در فرهنگ فارسي به معني « رسيدن » ، « رسيدن به سن رشد » ، مرد شدن » ، « زن شدن » و « رسيدگي و پختگي به حد كمال رسيدن » آمده است .
بلوغ يك دوره بحراني است كه در دوره نوجواني اتفاق مي افتد . اين دوره ، منشأ تغييرات زيادي در وجود شما است و موجب مي شود كه شما به گونه اي متفاوت ، رفتار و احساس كنيد ؛نگاه شما نسبت به جهان تغيير مي كند و گاه دچار تشويق و نگراني مي شويد ، تصميم گيري برايتان مشكل مي شود كه اين عامل موجب بروز مشكلاتي در برخورد شما با خانواده و جامعه مي شود . بلوغ گذار از مرحله كودكي به بزرگسالي و زمان اكتساب قدرت جنسي است .
اگر شما مشكلات و مسايل بلوغ را در محيطي سرشار از تفاهم و صميميت با كمك پدر و مادرتان بشناسيد ، اين دوره را به طور طبيعي و بدون ناراحتي پشت سر مي گذاريد .
بدين ترتيب شما با نشاط و سلامتي پا به عرصه زندگي بزرگسالي مي گذاريد و از نيرو و توان بالاي دوران نوجواني بهره مضاعف خواهيد برد .
اهميت شناخت بلوغ:

بلوغ يكي از حياتي ترين مراحل زندگي انسان است . اين مرحله ، زمان تغيير سريع رشد و نمو تغييرات سريع اجتماعي است . در حال حاضر بخش قابل توجهي از جمعيت كشور را نوجوانان تشكيل مي دهند . به همين دليل پرداختن به مسايل نوجوانان در دوره بلوغ از اهميت ويژه اي برخوردار است .دلايل ديگري كه اهميت اين مسأله را افزايش مي دهد ، عبارتند از :
۱ . زيربناي زندگي بزرگسالي فرد در دروه بلوغ پي ريزي مي شود . ممكن است ، مشكلات مختلف جسمي ، رواني و اجتماعي مانند بيماري هاي عفوني ، ازدواج هاي ناموفق ، حاملگي هاي زودرس و پر خطر ، مرگ و مير و كودك و مشكلات رواني ناشي از آنها ، ريشه در اين دروان داشته باشند .
۲ . شما پس از ظهور علايم بلوغ كه ناگهاني و غير منتظره است ، به طور طبيعي با امري ناآشنا و بي سابقه مواجه مي شويد . شما هم احساس شادي مي كنيد و هم دچار نگراني مي شويد . اگر تا آن زمان كسي شما را در جريان تغييرات و علايم بلوغ نگذاشته باشد ، اين پديده موجب تعجب اظطراب و تشويق شما مي شود .
۳ . در حال حاضر نسبت به گذشته ، قابليت باروري در سنين پايين تري حاصل مي شود ولي سن ازدواج در حال افزايش است . در عين حال ، كاهش تأثير نفوذ خانواده ، رواج شهرنشيني مهاجرت ، جهانگردي ، وسايل ارتباط جمعي ، در مجموع تغييرات وسيعي در رفتارهاي جنسي و حاملگي نوجوانان تا حد هشدار دهنده اي در حال افزايش است كه در نهايت ، آزار جنسي ، افزايش شيوع بيماري ايدز و ساير بيماري ها را به همراه مي آورد . به علاوه ، حاملگي و زايمان دختران در سنين بلوغ و نوجواني با ميزان بالاي مرگ و مير همراه است . اين مشكل با افزايش سقط ها و ابتلا به بيماري هاي آميزشي به ويژه ايدز تشديد مي شود .
۴ . بيشتر خطراتي كه ممكن است دامن گير نسل جوان و نوجوان شود ، در فاصله چند ساله بلوغ جنسي رخ مي دهد . گاهي افراد بر اثر تحريك ، خشم يا خشونت و يا ساير تمايلات نفساني خودسرانه تصميم ناروايي اتخاذ نموده و دست به اقدام نسنجيده و عجولانه مي زنند كه نتايج زيانبار و جبران ناپذيري به دنبال دارد .
شما بايد هنجارهاي فرهنگي خود را بشناسيد و با افزايش آگاهي در اين زمينه ، راه هاي پيشگيري از ابتلا و نحوه برخورد با خطرات را به كار ببنديد .
به علاوه لازم است شما قبل از بلوغ ، اطلاعات كلي و صحيح راجع به وقايع و تغييرات جسمي و رواني بلوغ و رفتار مناسب نسبت به خود و ديگران و نحوه ابراز علاقه و محبت و دوستي هاي معقول را دريافت نماييد تا از بسياري از مشكلات و پي آمدهاي حاصل از عدم اطلاع و شناخت درست آنها ، پيشگيري شود .
بدون شك يكي از راه هاي اصلي و مهم دريافت اطلاعات ، والدين و مربيان و مشاوران مدرسه هستند . شما بايد اين حقيقت را به خوبي درك كنيد كه پدر و مادر ، دلسوزترين مشاوران شما هستند . هر چند كه برخي از والدين از اين وظيفه سرباز مي زنند و گاهي خود ، اطلاعات مناسب و كاملي از بحران هاي دروان بلوغ ندارند ولي با اين حال والدين بهترين منبع آگاه نمودن شما هستند .
بايد به خاطر داشته باشيد كه دوره بلوغ ، دوره اي با عظمت و ارزشمند است و شما مي توانيد مصون از گناه و آلودگي هاي اخلاقي باشيد ، لذا بيداري احساسات اخلاقي و ارزش هاي معنوي در شما بهترين شرايط و موقعيت را براي آموزش ايجاد مي كند تا ضمن فراگيري مسال بلوغ و نوجواني ، تمايلات معنوي شما نيز ارضا شده و در برابر انحرافات و لغزش ها ، با ايمان و مستحكم مقاومت نماييد .
تغييرات رواني ـ رفتاري شايع در دوران بلوغ

تغييرات جسمي در دوره بلوغ با وجود اين كه طبيعي و موقتي هستند و در مرحله اي تمام م شوند اما چون به قدر كافي سريع ، ناگهانی و شديد هستند ، سبب تغيير رفتار ، نگرش و شخصيت نوجوان مي شوند .
شايع ترين تغييرات رواني ـ رفتاري در دوره بلوغ عبارتند از : 
۱ . در دوران بلوغ ، شما بسيار كنجكاو مي شويد و مي خواهيد همه چيز را بدانيد.احساس آگاهي نسبت به وضعيت جسماني ، جنسيت ، هويت و ساير خصوصيات نيز در شما شكل مي گيرد .
۲. در اين دوران ، شما مي توانيد حدود استعداد ها و تواناييهاي خود را بشناسيد ؛سطح تفكر شما بسيار گسترده شده و رشد ذهني و منطقي شما بتدريج به حد كمال مي رسد ؛ اعتماد به نفس و ارزش هاي اخلاقي در شما رشد مي كند و با اطرافيان و جامعه سازگاری بيشتري مي يابيد ولي هنوز تجربه كافي نداريد .
۳. يكي از مهمترين يادگيري هاي شما در اين دوره ( از پانزده سالگي به بعد ) يادگيري ارزش هاست. شما به ارزش هاي معنوي علاقه مند شده و به اين ارزش ها بيش از ارزش هاي مادي گرايش مي يابيد . به مسائل سياسي علاقمند مي شويد و به جستجوي فلسفه زندگي مي پردازيد.
۴. از هيجانات و حالات عاطفي مختلفي كه در اين دوران بيشتر گريبانگير شما مي شود : خشم ، ترس ،حسادت و عشق به خصوص در ارتباط با جنس مخالف است . تمايل به رفتارهاي نامطلوب مثل سيگار كشيدن ، دعوا كردن ، خشونت يا گوشه گيري از ويژگي هاي   رفتاري گروهي از نوجوانان در اين دوران است .
۵. تمايل به روابط اجتماعي با ديگران و تعلق داشتن به گروه ( دوستان ،همسالان يا همكلاسان ) و پذيرش از سوي آنها براي شما بسيار مهم است . معمولاً ارتباطات اجتماعي شما به دو يا سه دوست صميمي محدود مي شود اما اين دوستي عميق تر و پا برجاتر مي گردد .
۶. از مهمترين ويژگي هاي اين دوران ، رسيدن به مرحله تفكر انتزاعي يعني عاليترين مرحله رشد فكري انسان است . شما مي توانيد مسايل را تجزيه و تحليل كنيد ، تفكر منطقي داشته و نتيجه گيري نماييد
۷. شما براي آينده خود جهت گيري و برنامه ريزي مي كنيد و به عنوان يك جوان با انديشه و متفكر به دنبال هويت و شناخت خود هستيد ، به گونه اي كه روابط شما با والدين يا سايرين از رابطه با بزرگسال تبديل مي شود .
۸ . از ويژگي هاي رواني ديگر اين دوره ، گسترش دامنه رغبت ها و تمايلات است . مواردي مانند علاقه به فعاليت هاي هنري ، ورزش ، مطالعه ، تماشاي فيلم ، شركت در مجالس دوستانه و شناختن جنس مخالف و پديد آمدن عشق هاي نوجواني خاص اين دوره است كه اگر همراه با تفكر منطقي و تصميم درست نباشد ، آينده نوجوان را به خطر انداخته و ممكن است منجر به بعضي انحرافات شود .
۹. در اين دوران ، گاهي ممكن است دچار اختلالات و مشكلات خلقي مثل افسردگي ، تمايل به انزوا و بي حوصلگي شويد كه با يكسري اقدامات موثر و راه هاي منطقي مي توان آنها را كنترل كرد .
۱۰. از مسايل رايج اين دوران ، در نوجوانان فعال شدن هورمون هاي جنسي است كه نشانه اختلال رواني نمي باشد و با رسيدن به آرامش جسمي ـ رواني از طريق ورزش ، فعاليت هاي  هنري ، برنامه هاي روزانه فعال و نگرش هاي سازنده والدين قابل كنترل است .
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
  • همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است. 
  • اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد

عتیقه زیرخاکی گنج