• بازدید : 44 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق دموکراسی وانتخابات-خرید اینترنتی تحقیق دموکراسی وانتخابات-دانلود رایگان مقاله دموکراسی وانتخابات-دانلود رایگان پروژه دموکراسی وانتخابات-تحیقق دموکراسی وانتخابات

این فایل در۳۳صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه ده است وشامل موارد زیر است:
دموکراسی ها از نفس افتاده اند-تربیت رای دهندگان-تربیت در عرصه جامعه-معنای جامعه مدنی
در ادامه به توضیحات مفصل تر فایل برای آشنایی بیشتر شما می پردازیم:

بانزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات، برخي نامزدها خود را به آب و آتش مي زنند و مي كوشند تا با تبليغات ميلياردي – كه هيچ سنخيتي با جامعه اسلا‌مي ندارد – خود را در قلب هاي مردم نجيب ايران جاي دهند، غافل از اين كه افراد جامعه به اين تبليغات وهن آميز اعتنايي نمي كنند و آن را نوعي توهين به شعور خود مي دانند.

به طور كلي هزينه هاي تبليغاتي به دو دسته تقسيم مي شود: الف) هزينه هاي آشكار كه در قالب عكس و پوستر و تراكت، در و ديوار شهرها را پر كرده و مردم را به شدت آزرده است. ب) هزينه هاي پنهان كه از ماه ها پيش آغاز شده و ابعاد بسيار تكان دهنده اي دارد، هر چند به چشم نمي آيد و انتقاد افكار عمومي را موجب نمي شود.به نظر مي رسد برخي آقايان مدعي مردم دوستي سوراخ دعا را گم كرده اند و به جاي توضيح درباره برنامه ها و سوابق خود، مي كوشند تا با ظاهر سازي و پخش عكس هاي دلربا و ترحم آميز، اذهان كنجكاو مردم را از بررسي عملكرد هاي پرسش برانگيز خود منحرف كنند.

در اين ميان، رويكرد تبليغاتي يكي از نامزدهاي محبوب اصول گرا، دل هاي فرهيختگان و نيروهاي ارزشي را شيفته خود كرده و با تشكيل موجي فراگير، مي رود تا آرزوي تشكيل دولتي اسلا‌مي را تحقق بخشد. او به جاي شعارهاي دهن پركن و انحرافي، لياقت خود را در مسؤوليت هاي پيشين به خوبي ثابت كرده است، هم او كه در همان اولين سال تصدي استانداري، به عنوان استاندار نمونه كشور برگزيده شد و در دوران خدمتگزاري در شهرداري به رغم همه كارشكني ها چنان صادقانه خدمت، و دست غارتگران را از بيت المال قطع كرد كه بار ديگر روح نشاط و اميد را در جان مردمان دميد، هم او كه خدمت رساني اش به گونه اي بود كه رهبري فرمود: رايحه خوش خدمت در شهرداري به مشام مي رسد. وحتي مخالفان هم نتوانسته اندآن را انكار كنند، هم او كه عالمان پرهيزگار و روشن ضميري همچون حضرت آيت الله مظاهري(رئيس حوزه علميه اصفهان) او را نمونه شهيد رجايي دانسته اند.

آري! محمود احمدي نژاد از جنسي ديگر است. به رغم اين كه از پشتيباني هيچ حزب و جناحي برخوردار نيست و امكانات مناسبي براي تبليغات ندارد،چنان در حال تسخير قلب هاي مردم دين باور است كه بدخواهان را مبهوت كرده است. اين روزها به ستاد دكتر كه سر بزني، شگفت زده مي شوي. ستادهاي او هم پر است و هم خالي. پر است از خانواده هاي شهدا و جوانان فرهيخته كه با وجود همه شانتاژهاي تبليغاتي، صداقت و صلا‌بت را در چهره او ديده اند و با دستان خالي اما دلي سرشار از عشق، براي توفيق وي مي كوشند. و خالي است از كساني كه اهل معامله اند و نماز خود را رو به قبله قدرت و ثروت مي خوانند. زرمداران و باج خواهان در ستادهاي دكتر احمدي نژاد جايي ندارند؛ چون دكتر گفته است كه دولت اسلا‌مي، وامدار احزاب و صاحبان زر و زور نخواهد بود. در ستادهاي احمدي نژاد صحنه هايي به چشم مي خورد كه بي اختيار اشك شوق را بر چشمان جاري مي سازد.چند روز پيش بود كه ييرمردي با كمال اخلا‌ص، مقدار اندكي پول را كه در پاكتي گذاشته بود، تقديم كرد و گفت هم خمسش را داده ام و هم با وضو تقديم مي كنم. خانمي از قشرهاي محروم،‌تنها گوشواره اش را مي دهد و مي گويد براي تحقق دولت اسلا‌مي. همسر يكي از علماي بزرگ، طلا‌ي اندك خود را مي فروشد و در اختيار ستاد مي گذارد. احمدي نژاد سرمايه مادي ندارد، از حمايت سرمايه داران برخوردار نيست؛‌ولي برگ برنده اي دارد كه ديگران ندارند و آن عشق خالصانه و دعاي خير دل هاي شكسته و دين باور است

 

يا دمكراسي ها از نفس افتاده اند؟

تجربه گواهى مى دهد، مفهوم دموكراسى را تنها در چهار ديوار «رأى اكثريت» و حتى «رأى

قريب به اتفاق مردم» خلاصه كردن، چه بسا به نقض غرض انجاميده است…

 

 

چرچيل گفته بود: «دمكراسى شكل بدى از حكومت است، با يك استثناء و آن در قياس با

تمامى اشكال ديگرى است كه زمان تا زمان، تاكنون تجربه شده است» و اين در عين حال

يادآور اصطلاح «انتخاب ميان بد و بدتر است» كه اگر نه هميشه ولى در مواردى بهانه اى

براى فرار از مسئوليت نيز شده است. اما دست كم براى من روشن نيست كه تعبير

سياستمدار كهنه كار و چيره دست انگليس از «دموكراسى» آن هم با اين غلظت منفى

(TheWorst Form Of Government) مبتنى بر كدام جنبه هاى اين نظام بوده است. مسلماً

قضاوت چرچيل با توجه به مواضع سياسى و عقيدتى او ربطى به برداشت هاى «طبقاتى» و

ديدگاه هاى «ماركسيستى» خاصه در تعريف و پيدايش «دولت» و حكومت و طبعاً اَشكال

متفاوت آن نداشته است. مى توان اينطور پنداشت كه او در داورى خود عمدتاً بر جنبه

هاى «دست و پاگير!» و يا احتمالاً بر تفاوت هاى كيفى ميان «دمكراسى در عرصه عمل-

پراتيك» و «دمكراسى بنا بر تعاريف نظرى و تئوريك» نظر داشته است كه در اين صورت مى

توان پذيرفت وجوهى از واقعيت در انديشه او يافتنى است.

متأسفانه، در محاورات سياسى، غالباً، حكومتى را «دموكراتيك» و يا به اصطلاح رايج

(ولى نارسا): «مردم سالار» مى خوانند كه تكيه گاه و منشاء برآمدن آن «رأى اكثريت»

بوده باشد و اين تعريفى سخت ناقص است حتى اگر شرط «آزادى در ارائه رأى» را نيز به

آن بيفزائيم، زيرا بناى يك نظام دموكراتيك فراسوى شماره آراى (رأى دهندگان آزاد)،

نيازمند مصالح يا «لازمه هاى» ديگرى نيز هست كه پاره اى در ساخت و برخى در نگهداشت

آن نظام نقش كليدى دارند.

اين صحيح است كه در يك دموكراسى جاندار «حكومت از آن اكثريت است» و نيز به همين

دليل است كه اين اصل به اَشكال گوناگون در قوانين كشورهاى دموكراتيك منعكس شده است

و در قانون اساسى مشروطه (هميشه ناكام) ما هم با اين عبارت كوتاه آمده بود:

(اصل بيست و ششم: قواى مملكت ناشى از ملت است) ولى اگر آن را بشكافيم، به اصل كليدى

ديگرى مى رسيم كه «حكومت اكثريت» را از تبديل شدن به «ديكتاتورى اكثريت» مانع مى

شود و آن اصل ضمنى «حفظ تمام حقوق اقليت» است كه راه را بازمى گذارد تا هر «اقليتى»

بتواند با تلاش خود و جلب حمايت مردم، خود را تا موضع اكثريت و طبعاً سزاوار تصرف

حكومت، بالا بكشد (وجود خصلت Alternant يا تناوب و دست به دست گشتن قدرت بنابر

اراده مردم، در همين راسته مطرح مى شود.)

  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-خرید اینترنتی تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-دانلود رایگان مقاله مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-تحقیق مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)-دانلود رایگان فایل مردم سالاري ديني از منظر امام علي (ع)

این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:

در اين‌ نوشتار، ابتدا هر يك‌ از اين‌ اصول‌ مشترك‌ از ديدگاه‌ انديشمندان‌ غربي‌ و پيرو دمكراسي‌ مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ و سپس‌ با رجوع‌ به‌ نهج‌ البلاغه، و از ميان‌ خطبه‌ها، نامه‌ها و حكمت‌هاي‌ امام‌ علي، نظر ايشان‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شده‌ است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل به ارائه توضیحات مختصری می پردازیم:

  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-خرید اینترنتی تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-دانلود رایگان مقاله چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران-دانلود رایگان تحقیق چشم انداز تاريخي پارلمان و دموكراسي در ايران

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
اين روزها چون فضا، فضاي انتخاباتي است عمدتا به يك واقعه پيش رو پرداخته مي‌شود و نگاهي كه به پديده انتخابات مي شود نگاه لحظه اي است به پديده اي كه قرار است در يك روز معين اتفاق بيفتد و مردم در آن شركت كنند و تمام شود در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم.

گرچه تاريخ شكل گيري پارلمان به طور دقيق به ۹۷ سال پيش بازمي‌گردد اما اگر بخواهيم سنت فكري و سنت عملي قانون و قانوني‌گرايي و انتخابات را از هم جدا كنيم اين پيشينه را مي‌شود جلوتر برد يعني از حدود سي سال پيش از صدور فرمان مشروطيت در ايران ادبيات قانون و قانونگرايي و انتخابات را داريم. كتابهايي كه در مورد ارزش قانون نوشته شده معروفترينشان «رساله دوكلمه» است و ديگران هم (بخصوص كساني كه به فرنگ رفته بودند) مطالبي در باب قانون و قانونگرايي و پارلمان نوشته بودند. اين را بايد به عنوان بستر فكري آن رويدادي كه منجر به فرمان مشروطيت شد در نظر گرفت حتي اگر بخواهيم سنت فكري قانون به مفهوم اصلي خود را كمي وسيعتر بگيريم (به مفهوم مدرن) در واقع مي‌توان گفت ۳۰ سال قبل از صدور فرمان مشروطه بوده اما اگر اين را در نظر بگيريم كه عناصر مساعد فرهنگي در جامعه ما وجود داشته‌اند كه قابليت پذيرش آنرا ايجاد مي كردند مثل آنچه كه در آموزه هاي ديني از گذشته وجود داشته مثلا در باب تسامح پيامبر، تسامح خلفا يا فرض كنيد شيوه حكومتي اميرالمومنين(ع) كه مردم در مجالس مذهبي يادگرفته بودند اگر اينها را به عنوان عناصر مساعد پذيرش اين فكر در نظر بگيريم شايد بتوان گفت اين سنت فكري به عقبتر هم‌ مي‌رود. مجموعه اين زمينه هاي فكري جنبش مشروطيت را چون خارج بحث است مطرح نمي‌كنيم.
ماجراي مهاجرت صغري، مهاجرت كبري، بست نشيني در سفارت انگلستان و درگيري و زد و خوردهايي كه بين مردم و مامورين شد و به نهضت مشروطيت در ايران منجر شد و مظفرالدين شاه در ۱۴ جمادي الثاني ۱۳۲۴ برابر با ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ شمسي و ۵ اوت ۱۹۰۶ (كه مصادف بود با يازدهمين سالگرد سلطنت او و سالروز تولد خودش) فرمان تاسيس مجلس شوراي ملي را صادر كرد بعد از صدور اين فرمان بود كه جشن ملي برپا شد اعتصابات و بست نشيني‌ها پايان پيدا كرد علمايي كه مهاجرت كرده بودند با كالسكه دولتي به تهران برگشتند بازارها كه در تعطيلي بود بازگشايي شدند. اين روز روز آغاز پارلمان در ايران است كه از آن روز تا كنون حدود يكصد سال (دقيقا ۹۷ سال) مي‌گذرد.

مجلس اول: يكسال و نيم مبارزه مردم در نهضت مشروطه طول كشيد تا اينكه نتيجه‌اش تشكيل مجلس و تبديل رژيم شاهنشاهي مطلقه به رژيم مشروطه سلطنتي شد حدود يك ماه بعد از صدور اين فرمان نيز شاه آيين نامه انتخابات مجلس را امضا كرد و بدنبال آن انتخابات در تهران برگزار شد اما چون مجلسي كه تشكيل شد مركب از نمايندگان تهران بود مردم تبريز هم به عنوان مشروطه خواهي قيام كردند و در اثر اعتراض مردم تبريز شاه پذيرفت كه تبريزيان هم نماينده داشته باشند. به اين ترتيب انتخابات به صورت يك جريان عمومي درآمد و در همه شهرهاي كشور انتخابات برگزار شد و نمايندگان به مجلس فرستاده شدند. اولين كار مجلس تدوين قانون اساسي بود. قانون اساسي تدوين شد و در ۸ دي ماه ۱۲۸۵ به امضاي مظفرالدين شاه رسيد ۱۰ روز بعد هم مظفرالدين شاه از دنيا رفت. هنگامي كه قانون اساسي تصويب شد چنان اين اتفاق براي مردم خوشايند بود كه جشن برگزار كردند و نمايندگان مجلس همديگر را مي‌بوسيدند و مردم و نمايندگان از شدت شوق مي‌گريستند. براي اولين بار بود كه قانون به طور رسمي در كشور حاكم شد بعد از درگذشت مظفرالدين شاه، محمدعلي ميرزا تاجگذاري كرد و از همان آغاز بناي ناسازگاري با مجلس را گذاشت طوري كه براي مراسم تاجگذاري از همه نمايندگان خارجي و سفارت خانه ها و از شخصيت هاي روحاني دعوت مي كند اما نمايندگان مجلس را براي اين مراسم دعوت نكرد كه خود زمينه سوء تفاهم شد و نمايندگان فهميدند كه محمدعلي شاه بناي ناسازگاري با آنها را مي‌گذارد. در مجلس اول اتفاقات زيادي ‌افتاد از جمله اختلاف بين علما در موضوع قانون اساسي كه يك عده اي طرفدار راي مردمند و يك عده اي مثل شيخ فضل الله نوري معتقد بود به اين كه اعتبار به اكثريت آرا مردم است و اختلافات فكري كه بر سر راي مردم و بر سر وكالت حقوق مردم بر سر آزادي مطبوعات وجود داشت. مثلا معتقد بودند كه نشر مقالات ومطالب ضاله حرام است و بايستي قانون در مورد آنها تصميم بگيرد. و اختلافات و درگيري كه بين شاه و مجلس بوجود مي آيد و تكفير متقابل علمايي كه همه شان در جريان مشروطه فعال بوده اند و ترور محمد علي شاه كه از عوامل تشديد كننده اختلاف بين مجلس و شاه بود از همه اين وقايع كه بگذريم اختلافات محمدعلي شاه و مجلس به اين جارسيد كه سرانجام در اول تير ماه ۱۲۸۷ با هماهنگي محمدعلي شاه قزاق هاي روسي مجلس را به توپ بستند و اولين پارلمان به اين وسيله تعطيل شد بعضي از نمايندگان بازداشت شدند بعضي ها هم مثل ملك المتكلمين و جهانگير خان بلافاصله اعدام شدند و اين حادثه نقطه عطفي در تاريخ ايران گرديد. پس از تعطيل شدن اولين پارلمان در ايران حوادث آذربايجان بوجود آمد. مردم آذربايجان به عنوان اعتراض به ديكتاتوري محمدعلي شاه (كه از زماني كه در تبريز بود مردم تبريز با او مخالف بودند) مبارزه اي را شروع كردند كه منجر به جنگ خونين ۱۴ ماهه شد يك طرف محمدعلي‌شاه بود كه با فتواي شيخ فضل الله نوري و بعضي از روحانيون با مشروطه طلبان مي جنگيد و يك طرف مشروطه خواهان بودند و علمايي چون طباطبايي و خراساني و بهبهاني. پس از ۱۴ ماه جنگ، اهالي آذربايجان توانستند به كمك بختياري ها و مجاهدين گيلان تهران را محاصره كنند و شاه به سفارت روسيه پناهنده شد به اين ترتيب مجددا زمينه براي شكل گيري مجلس دوم فراهم شد نكته اي كه بايد بيشتر به آن بپردازيم اين است كه اولين تجربه پارلماني در ايران نشاندهنده اين است كه نهال انتخابات و دموكراسي چه ويژگي‌ها و نواقصي در آغاز كار داشت و چگونه رشد پيدا كرد. نمايندگان چون اولين بار بود كه به مجلس مي‌آمدند با وظايف و اختيارات پارلمان آشنا نبودند جزئي ترين و ساده ترين مسايل مربوط به نمايندگي در دوره اول مورد بحث قرار مي‌گيرد.

اولين قانون در انتخابات ايران: در نخستين قانون انتخابات محدوديت هايي براي انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان مقرر شده بود. براي انتخاب كنندگان شرايط مالي تعيين كرده بودند. مالكين و فلاحين بايد داراي ملكي باشند كه هزار تومان قيمت داشته باشد، تاجران بايد صاحب حجره و تجارت معيني باشند، اصناف بايد صاحب دكاني باشند كه كرايه آن مطابق ميانگين كرايه هاي محل باشد. افرادي بجز اينها حق راي دادن نداشتند. براي انتخاب شوندگان نيز يك سري شرايط قرار داده بودند از جمله اينكه بايستي تابعيت ايران را داشته باشند با سواد شغل دولتي نداشته باشند و محبوبيت محلي و حداقل ۳۰ سال و حداكثر ۷۰ سال داشته باشند. وظيفه برگزاري انتخابات طبق اولين قانون انتخابات كه به امضاي مظفرالدين شاه رسيده بود، بر عهده انجمني بود به اسم «انجمن نظار» اين انجمن از معتمدين محلي تشكيل شده بود معتمدين از ۶ طبقه جامعه بودند. مشكلي كه وجود داشت اين بودكه حكام محلي در برگزاري انتخابات همكاري نمي كردند و كارشكني مي كردند. انتخاباتي كه در تهران برگزار مي شود انتخابات پرشورتري است زيرا تهران محل تجمع رجال و نخبگان ملت است و مردم از آگاهي سياسي بيشتري برخوردارند نمايندگاني كه در ابتدا قرار بود از تهران انتخاب شوند ۶۱ نفر بودند. قانون اساسي كل نمايندگان مجلس را در كشور ۱۶۲ نفر اعلام كرده بود و تا ۲۰۰ نفر قابل افزايش مي دانست . بيشترين سهم را به تهران داده بودند و از اين ۶۱ نفر ۳۱ نفرش از اصناف و بقيه از طبقات ۶ گانه بودند. طبقات ۶ گانه عبارت بود از شاهزادگان قاجاريه ۴ نفر، از علما و طلاب ۴ نفر، طبقه تجار ۱۰ نفر و طبقه ملاكين و فلاحين هم ۱۰ نفر از اصناف نيز هر صنفي ۱ نفر حق داشتند انتخاب كنند كه مجموع آن ۳۲ نفر گردد. البته هيچ گاه تعداد نمايندگان به آن رقم واقعي نرسيد چون بعضي استعفا دادند و در بعضي شهرها نمايندگان كمتري انتخابات شدند. در تهران انتخابات يك مرحله اي و در شهرستانها به صورت ۲ مرحله اي بود. انتخابات دو مرحله اي يعني اينكه طبقات شش گانه و اصناف نمايندگان خود را انتخاب كرده و به مركز ايالت مي فرستادند و آنها از بين خود نماينده اي را برگزيده و معرفي مي‌كردند.

  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از مميزه‌هاي انسان از ديگر موجودات قدرت تفكر، هوشمندي، كنجكاوي و چراجويي و علت‌يابي بوده است و هست و انسان كه در اجتماع متأثر از اجتماع و مؤثر بر اجتماع است ناگزير از شناخت اجتماع، پديده‌ها و رويدادهاي اجتماعي است. 
اجتماع انساني و جهان مداوم در حال شدن است و در اين شدن بايد تصميم به تكامل خويش گيرد و اين تكامل حاصل نمي‌شود مگر با انباشت اطلاعات و تحقيق، رد و ابطال، نقد و انتقاد، عبرت‌گيري و جستجوگري، تلاش و تلاش
به گفته كارل ريموند پوپر متدولوژيست علم «راز پيشرفت دمكراسي‌هاي غربي نه در ثروت و منابع طبيعي، بلكه در سابقة وجود انديشة آزادي و انتقاد بايد جست»! مهمترين راز دمكراسي نقد است، پس آنچه براي پيشرفت و حركت به جلو لازم است نقد دائم و تحليل و بررسي است. 
آن‌چه كه روشن است حركت جريان اصلاح‌طلبي و تغيير خواهي در ايران است. حركتي كه از انقلاب مشروطه آغاز شده و ادامه دارد. اما مفهوم اصلاح‌طلبي را بايد فراتر از نام يك جريان و يا گروه سياسي حاضر دانست چرا كه 
ايران امروز در عرصه سياست، اقتصاد، فرهنگ، امنيت در داخل و خارج خواستار تغيير است و لازمه تغيير حركت و اصلاح است. البته منظور ما در اين مقاله از اصلاح‌طلبي و اصلاحات معناي عام و گستردة آن نيست بلكه جرياني‌ست كه پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ نمود يافت و بدين نام خوانده شد. 
جامعه و كشوري كه عزم بر پيشرفت، تغيير و قدرتمندي و افزايش منزلت دارد با بايد دائماً نظر بر گذشته، حال و آينده داشته باشد. گذشته را حال و آينده، حال را گذشته و آينده و آينده را گذشته و حال بداند اما آن‌چه در يد اراده و عمل ماست حال است اما حالي كه تا چند لحظه قبل آينده و تا لحظاتي ديگر گذشته خواهد بود. آن‌چه آينده را روشن خواهد ساخت عزم و اراده امروز ماست. بر خودباوري و تلاش و تصميم بر تكامل و پيشرفت. بر اين اساس «سياست‌هاي دولت (احزاب، گروه‌ها و جنبش‌ها) بايد همچون فرضياتي تلقي شوند كه بايد مدام در معرض حك و اصلاح قرار گيرند. سياست‌گذاري (عمل سياسي) ذاتاً متضمن متبعات پيش‌بيني نشده است، و هر چه پيش انديشي و بحث و انتقاد دربارة آن بيشتر باشد امكان توفيق آن بيشتر است. انتقاد احتمال حذف خطا را افزايش مي‌دهد. در سياست‌گذاري حسن نيت كفايت نمي‌كند و تصميمات سياسي بايد دائماً آزمايش شوند نه به اين منظور كه موارد موفقيت آن‌ها معلوم گردد، بلكه قصد مشخص شدن نارسايي‌ها و معايب آن‌ها. 
برعكس، سياستمداران معمولاً بر شواهد موفقيت‌ سياست‌هاي خود تأكيد مي‌كنند راز تجسس در خطاهاي ناشي از تصميمات خود پرهيز مي‌كنند و اين مهمترين سبب ركود و شكست است». و درست به همين دليل بايد رويدادها، پديده‌ها، شكست‌ها و پيروزي‌ها و موفقيت و ناكامي‌هاي اجتماعي و سياسي و… را مورد كنكاش، علت‌يابي و آسيب‌شناسي قرار دارد. بله بايد علت‌يابي كرد و سبب ركود و شكست را يافت و آن را اصلاح ساخت. اين مسايل قابل تعميم به حزب، جريان يا… سياسي نيز مي‌باشد چرا كه اين تشكل‌ها دائماً در رقابت سياسي، مايل به جلوه و بزرگنمايي و نمودن موفقيت‌ها و سرپوش و توجيه شكست‌ها و معايب و بدعملكردي‌هايند. 
بحث و بررسي، تحقيق و تحليل درباره علل ؟؟ جبهه دوم خرداد كه جبهه اصلاحات نيز ناميده مي‌شود و دلايل شكست اين جبهه در انتخابات رياست جمهوري دورة نهم در خرداد ۱۳۸۴ از مباحثي است كه در نشست‌ها، سخنراني‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌ها هر كس از منظري به آن اشاراتي داشته است اما اين رويداد به طور علمي، دقيق و همه‌سويه مورد مطالعه و كنكاش قرار نگرفته است، ابتدا اين مقاله بر آن نيست كه به تمامي عوامل دخيل در موضوع بپردازد بلكه سعي بر آن است كه يكي از دلايل مطرحه را مورد كنكاش و دستيابي قرار دهد. «براي ملت‌ها، به ويژه ملت‌هاي كهني چون ايران نقاط عطف تاريخي كم نبوده و نيست. اين نقاط عطف تاريخي- سياسي گاه با دستاوردهاي خويش عمل شادي‌ها و پايكوبي‌ها و گاه با نتايج منفي خود موجب سرشكستگي و دلمردگي‌ها بوده است»! 
دوم خرداد ۱۳۷۶ سرآغاز جريان ملي و مهمي بود كه درس‌هاي بسياري به ملت و دولتمردان ما آموخت و مي‌آموزد. در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ شاهد مشاركت عمومي و استقبال گستردة مردم در مبارزه انتخاباتي و در پاي صندوق‌هاي رأي بوديم، به صورتي كه اگر به بررسي مشاركت مردمي در انتخابات‌هاي رياست جمهوري از آغاز انقلاب اسلامي ايران بنگريم مشاهده مي‌شود كه در انتخابات دورة اول ۶۷ درصد، دومين انتخابات ۶۴ درصد، سومين انتخابات ۷۴ درصد، انتخابات چهارم و پنجم ۵۴ درصد و انتخابات ششم ۵۰ درصد مي‌رسد. از انتخابات سوم به بعد شاهد سير نزولي و افول مشاركت مردم در انتخابات هستيم اما به يكباره در انتخاب ۱۳۷۶ دوره هفتم، شاهد افزايش شركت در انتخابات تا ۷۶ درصد بوديم. اين روند استقبال عمومي در سه انتخابات بعدي مجلس ششم، شوراهاي اسلامي شهر و روستا دورة اول و رياست جمهوري هشتم همچنان ادامه مي‌يابد. كه اين پديدة افزايش استقبال و مشاركت عمومي به صورت انفجاري جاي بسي علت‌يابي و موشكافي دارد. اما بعد از انتخابات رياست جمهوري دورة هشتم استقبال و مشاركت رو به كاستي مي‌نهد و شاهد افول در شاخص‌هاي مشاركت مردم هستيم، اين روند در انتخابات دورة دوم شوراهاي اسلامي شهر و روستا و مجلس هفتم ادامه مي‌يابد. 
انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ كه به لحظه‌اي تاريخي تعبير و تفسير شد و به عنوان نقطه عطفي در تاريخ ايران شمارده مي‌شود در سال‌هاي حول و حوش ۱۳۷۶ كه مردم در پي فشارهاي اقتصادي و سياسي داخلي و خارجي در حالي كه نرخ تورم اعداد بالايي را نشان مي‌داد، فضاي سياسي بسته مي‌نمود، بسياري از سفارت‌خانه‌هاي دول خارجي بسته شده بودند و ارتش در آماده‌باش به سر مي‌برد. به دنبال فضاي جديدي جهت تنفس و حيات مي‌گشتند كه با گفتماني جديد و بديع توسط فردي با خلق و خوي و رفتاري جديد و مطلوب مواجه شدند و گم گشته خود را يافتند. اين فرهنگ كه در طول تاريخ در پي حل مسايل و مشكلات به دنبال منجر و قهرمان مي‌گردد آن‌چه را كه مي‌جست يافت. جامعه در آن زمان هم گفتمان را پسنديد و هم راوي گفتمان را. 
جنبش اصلاحات از سال ۱۳۷۶ در همه عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي، امنيتي و اقتصادي و اجتماعي نقش‌آفريني كرده و مي‌كند و سيد محمد خاتمي در اين ميان نقش بسيار مهمي را بازي كرد و مي‌كند. 
اين لحظه تاريخي به تعبير عده‌اي از صاحبنظران كه توسط گروهي به خاتميم نام گرفت به يك جريان تبديل شد كه در ابتدا دوم خرداد و سپس اصلاحات نام گرفت. اما اين جنبش اجتماعي پر انرژي كم‌كم ركود مي‌يابد تا در انتخابات نهم كرسي رياست ‌جمهوري را از دست مي‌دهد. 
اين مقاله بر آن است كه ؟؟ باشد براي كساني كه علل افول و شكست خويش را در عامل بيروني جستجو مي‌كنند؟ البته بر آن نيست كه بر وجود عوامل بيروني خط بطلان بكشد بلكه مي‌خواهد آن را از عوامل فرعي نسبت به اين فرضيه مطرح سازد. 
سؤال اصلي اين پژوهش اين است كه علل شكست اصلاح‌طلبان در انتخابات نهم رياست‌ جمهوري چه بود؟ 
  • بازدید : 82 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق جايگاه دموكراسي در ايران-خرید اینترنتی تحقیق جايگاه دموكراسي در ايران-دانلود رایگان مقاله جايگاه دموكراسي در ايران-تحقیق جايگاه دموكراسي در ايران
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مواردز یر است:

امروزه در آغاز سده ي بيست و يكم ميلادي چنين به نظر مي رسد كه دموكراسي به عنوان نظام سياسي بلامنازع در حال گسترش در سراسر جهان باشد. امروزه مبحث نظري گذار به دموكراسي و زمينه هاي اجتماعي آن مهمترين مبحث در جامعه شناسي سياسي به شمار مي رود و حتي مي توان گفت كه با توجه به اهميت اين مبحث، جامعه شناسي سياسي چيزي جز جامعه شناسي زمينه هاي گذار به دموكراسي نيست
دموكراسي چيست؟
براي دموكراسي در طي اين نيم قرن گذشته معاني متعددي بيان شده است از جمله: حكومت مردم، حكومت نمايندگان مردم، حكومت حزب مردم، حكومت اكثريت، ديكتاتوري پرولتاريا، حداكثر مشاركت سياسي، رقابت نخبگان بر سر كسب آراي مردم، نظام چند جزبي، كثرت گرايي سياسي و اجتماعي، حقوق برابر شهروندي، آزادي هاي مدني و سياسي، جامعه ي آزاد، جامعه ي مدني، اقتصاد بازار آزاد، هر چه در بريتانيا يا آمريكا انجام مي دهند پايان تاريخ يا هر چيز زيباي ديگر.
در عين حال كه بسياري از اين تعاريف مشتركند و با يكديگر همپوشي دارند بسياري از آن نيز با يكديگر ناسازگارند. رايج ترين اين تقابل ها عبارتند از: دموكراسي به منزله‌ي مفهومي توصيفي  يا مفهومي تجويزي ؛ دموكراسي همچون رويه اي نهادي يا ايده آلي هنجاري؛ دموكراسي مستقيم در مقابل دموكراسي نمايندگي؛ دموكراسي نخبه گرا در مقابل دموكراسي مشاركتي؛ دموكراسي ليبرال در مقابل دموكراسي غيرليبرال (پوپوليستي، ماركسيستي، راديكال)؛ دموكراسي مشورتي  در برابر دموكراسي توده اي؛ دموكراسي سياسي در مقابل دموكراسي اجتماعي ؛ دموكراسي به عنوان حقوق فردي يا خيرجمعي؛ دموكراسي به منزله ي تحقق برابري يا توافق در مورد تفاوت. تمامي اين تعاريف بيانگر مجادله انگيز و بحث انگيز بودن دموكراسي است كه هيچ تعريف مشخصي كه اساساً در آن توافقي وجود داشته باشد، در درست نيست.
مفهوم دموكراسي به حكومت و مردم باز مي گردد و حكومت بايد به دست مردم و براي مردم باشد دموكراسي به طور كلي به عنوان يك ارزش اجتماعي و سازمان سياسي ريشه در يونان باستان دارد و مبناي اوليه دموكراسي حكومت مستقيم توده مردم بوده است در اوخر قرن۱۸ بعد از انقلاب آفريقا مسئله دموكراسي غيرمستقيم مطرح شد و با ظهور انقلاب فرانسه و تبلور مفهوم قدرت مردمي مسئله گسترش دموراسي بر ساير گروه ها مطرح شد به دنبال اين مسائل متفكراني مانند جان لاك و مونتسكيو مسئله محدود شدن قدرت دولت و تفكيك قوا را به هدف تقويت دموكراسي غيرمستقيم مطرح كردند لاك روسو با طرح دموكراسي مستقيم بر نقش توده مردم تأكيد كرد در اواسط قرن نوزدهم مسئله دموكراسي توده ها خطر حاكميت عوام را تجلي كرد با نهادينه شدن دموكراسي و سازمان هاي سياسي آن اصول دموكراسي مقبوليت عام يافت در قرن ۲۰ زنان در دايره دموكراسي قرار گرفتند. رابردال تحليل مي كند كه استقلال دموكراسي در دولت هاي جديد نهادهاي سياسي را توسعه بخشيد و دموكراسي غيرمستقيم جديد از ساير نظام‌هاي سياسي متمايز است.
او دموكراسي غيرمستقيم را مبتني بر انتخابات آزاد و منصفانه و در برگيرنده، همه افراد همراه با آزادي بيان و دسترسي همگان به اطلاعات و استقلال جمعيت ها مي داند. استقلال دموكراسي سياسي را در جوامع مدرن عمده تر در سطحي پيشرفته از توسعه سرمايه داري اتفاق افتاد و گذار به دموكراسي همراه با نوسازي سرمايه داري به مثابه بخشي از پيشرفت و ترقي در نظر آمد. گسترش دموكراسي همچنين در قرن۲۰ در جوامعي تمركز يافت كه تحت سلطه توليد سرمايه داري بودند اما روند گذار به دموكراسي در جهان كمونيستي محدودتر بود شكل شورايي شوروي سابق اگر چه نام خود را دموكراسي سوسياليستي گذاشت اما با دموكراسي واقعاً فاصله داشت در نظام‌هاي كمونيستي در اروپاي شرقي از يك طرف تشكل هاي مردمي راه براي دموكراسي باز كرد و از طرف ديگر رابطه ميان ديكتاتوري سياسي و نشانه هاي در حال رشد دموكراسي مدني الگوي خاص خود را براي ايجاد اشكال توسعه سياسي فراهم آورد. روند گذار به دموكراسي با روايت هاي مختلف بيان شده است. هانتينكتون سه موج دموكراسي در صحنه جهاني بيان مي كند.
موج اول: از سال۱۳۲۰ تا پس از جنگ جهاني اول
موج دوم: از جنگ جهاني دوم تا سال۱۹۶۰
موج سوم: از سقوط ديكتاتوري در پرتغال و يونان تا ۱۹۸۰
رابرت دال نيز ۳ دوره مختلف رشد سلطه چندگانه را مطرح كرد. اشميتر چهار دوره را بيان كرد. تقويت نوعي تمايل جهاني براي گذار به دموكراسي در سال ۱۹۷۰ و۱۹۸۰ و فشارهاي فزاينده براي تحقق يكپارچگي اقتصاد جهاني بر اساس سرمايه داري چارچوب مشخص را براي گذار به دموكراسي جوامع اروپايي شرقي فراهم كرد اما مشكلات استمرار گسترش دموكراسي در اين جوامع متفاوت با جوامع سرمايه داري است، همچنين سلطه كمونيست بر دوره گذار به دموكراسي در اروپاي شرقي اثر گذاشت.
الگوهاي دموكراسي
در اين قسمت الگوهاي دموكراسي مطابق آزادي انديشمنداني مانند ارسطو – هابز- لاك روسو- ميل- ماركس- انگلس- شومپيتر- وبر- هايك و… بيان مي كنيم. كه اين الگوها از يك طرف گوياي تاريخ تحول مفهوم دموكراسي در نظر و عمل است و از يك طرف نشان دهنده آن است كه هر چند به دنياي امروز نزديكتر مي شويم الگوهاي واقع بينانه‌اي جهت تسهيل مشاركت مردم در تصميم گيري هاي سياسي عرضه مي شود.
۱- دموكراسي كلاسيك آتن
در دولت شهرهاي يونان دموكراسي از نوع مستقيم بوده است. ارسطو در كتاب سياست مي گويد پايه حكومت دموكراسي آزادي است و در دموكراسي مردم از آزادي برخوردارند. خصوصيات اصلي اين دوران عبارت است از: ۱- شهروندان در امور قضايي و قانونگذاري مستقيماً مشاركت دارند. ۲- قدرت حكومت در دست مجمع شهروندان است. ۳- محدوده قدرت حكومت تمامي امور عمومي شهر را شامل مي شود. ۴- هيچ فردي نمي تواند به استثناي مناصب نظامي دوبار عهده دار منصبي شود. 
۵- شهروندان عادي را هيچ امتياز خاصي از صاحب منصبان دولتي متمايز نمي سازد. براين اساس همه به تناسب فرمانبرداري يا فرمانروايي مي كنند و وحدت و يگانگي، مشاركت و محدود بودن نظام شهروندي وجه تمايز دموكراسي كلاسيك آتن است.
تكامل دموكراسي حمايتي
با قدرت گرفتن تدريجي دولت منتهاي انديشه سياسي- تلاش هايي براي محدود كردن قدرت دولت انجام دادند و نظريه دموكراسي حمايتي با محدوديت بخشيدن به نهادهاي دموكراتي درصدد برآمد تا حكومت شوندگان از استبداد دولت مصون بدارد. حكومت به عنوان ابزاري در خدمت دفاع از زندگي- آزادي- دارايي شهروندان است. به طور كلي در دموكراسي حمايتي شهروندان براي كسب اطمينان از اينكه حكومت گران سياست‌هايي را منطبق با منافع شهروندان انجام مي دهند خواهان كسب حمايت دولت مردان و حمايت از يكديگرند. خصوصيات اصلي اين دموكراسي عبارتند از: ۱- حمايت متعلق به به مردم است اما به نمايندگاني واگذار مي شود كه به گونه اي مشروع كاركردهاي دولت را انجام دهند. ۲- حكومت از لحاظ قانوني محدود و غيرشخصي است و در ميان سه قوا تقسيم مي شود. ۳- دولت از جامعه مدني جداست.
شكل گيري دموكراسي تكاملي:
الگوي راديكال از دموكراسي تكاملي
در روايت هاي هابز و لاك حاكميت از مردم به دولت انتقال يافته ولي روسو معتقد است حاكميت از مردم ناشي مي شود و در وراي آن باقي مي ماند و شهروندان از برابري سياسي و اقتصادي برخوردارند. خصوصيات اين دموكراسي عبارتند از: ۱- وظايف قوه مقننه و مجريه تقسيم مي شود ۲- قوه مقننه متشكل از مشاركت مستقيم شهروندان در گروه هاي عمومي است. ۳- مناصب در دست فرمانروايان است. 
۴- مناصب اجرايي به صورت مستقيم انتخاب مي شود.
الگوي دموكراسي تكاملي
ميل طرفدار دموكراسي نيرومند است كه خطرات ناشي از حكومت فراگير و مداخله گر را از ميان بردارد و راه حل او به حداقل رساندن مداخله دولت است كه هم موجب تكامل خويشتن و ايجاد شهرونداني متعهد و آگاه مي شود از خصوصيات اين دموكراسي عبارتند از۱- جامعيت مردمي با حق رأي همگاني ۲- تفكيك آشكار مجمع پارلماني از بروكراسي دولتي ۳- اعمال محدوديت برقدرت دولت تفكيك آن از طريق كنترل قانوني.
الگوي دموكراسي سوسياليستي
ماركس و انگلس به اين چنين الگويي معتقد بودند آنها بيان داشتند كه در دنياي سرمايه داري صنعت خانه دولت مي تواند بي طرف باشد و نه اقتصاد آزاد و اينان راه حل ساخت طبقاتي را ارائه دادند. براساس اين الگو (سوسياليسم و كمونيسم) تكامل آزادي همگاني در گرو تكامل آزادي هر يك از آنهاست. پايان استثمار لازمه آزادي است كه منجر به برابري سياسي و اقتصادي مي شود. خصوصيات اين الگو۱- تبعيت كاركنان دولت از انتخاب دوري و عزل وكالت از جانب جامعه ۲- توزيع مناصب اداري به صورت چرخشي يا انتخابي است. ۳- وفاق، پايه اصلي تصميم گيري در همه امور.
نخبه گرايي رقابتي و ديدگاه تكنوكراتيك
اين نوع دموكراسي، عملاً حكومت سياستمداران و روشي براي انتخاب نخبگان سياسي كاردان و داراي بينش كه مي توانند قانونگذاري كنند و تصميمات ارادي بگيرند حكومت پارلماني توأم با قوه مجريه قوي، وجود رقابت ميان نخبگان سياسي و احزاب، سلطه ي سياسي حزبي بر پارلمان از خصوصيات اين نوع دموكراسي هستند.
تكثرگرايي سرمايه داري صنفي و دولت
در اين الگو، دولت با حفظ قدرت از طريق اقليت ها، آزادي سياسي را تأمين مي كند. تكثرگرايي به دو نوع كلاسيك و نو تقسيم مي شود. ويژگي هاي نوع كلاسيك عبارتند از: حقوق شهروندي، آزادي بيان، تشكيلات، نظام موازنه و… ويژگي هاي نوع نو عبارتند از: وجود گروه هاي فشار متعدد، مقررات قانوني در بافتي از فرهنگ.
دموكراسي حقوقي
اين الگو تلفيقي از ليبراليسم نو و محافظه كاري نو است. هدف اصلي اين الگو، تحقق جامعه ي بازار آزاد توأم با دولت حداقل است. رابرت نوزيك معتقد است كه فقط افراد مي توانند درباره ي آنچه مي خواهند داوري نمايند پس هر چه دولت كمتر دخالت كند بهتر است.
خصوصيات اين الگو عبارتند از: ۱- حاكميت قانون ۲- حداقل مداخله ي دولت در جامعه مدني و خصوصي.
دموكراسي مشاركتي گذار از دموكراسي هاي نمايندگي ليبرال دموكراتيك
الگوهاي قبلي تأكيد زيادي بر ليبرال دموكراتيك يا دموكراسي غيرمستقيم داشتند. اين نظريه در نتيجه ي وابستگي دموكراسي ليبرال به دارايي نابرابر و گرايش تجربه ي ماركسيستي در مورد دموكراسي مستقيم به تمركز قدرت و توتاليتاريانيسم ايجاد شد. سي. پي. مكفسون در زمره ي اولين نظريه پردازان دموكراسي مشاركتي است كه دو پيش شرط را براي آن بيان مي كند:۱- تغيير درآگاهي مردم ۲- تغيير در ساختار جامعه.
از خصوصيات اين الگو عبارتند از: ۱- مشاركت مستقيم شهروندان در تنظيم نهادهاي اصلي جامعه ۲- فعاليت احزاب مشاركتي در قالب ساختار پارلماني.
جبهه ملي ايران
متعاقب جنگ جهاني دوم، ايدئولوژي ملي گرا- ليبرال با نام جبهه ي ملي و به رهبري حقوقدان تحصيل كرده سوئيس محمد مصدق سازماندهي شد، اهداف اصلي گروه هاي ملي گرا و دموكراسي و استقلال ايران را در چارچوب حكومت پادشاهي نيمه مشروطه بود. اهداف دموكراتيك جبهه ي ملي، بازنگري اختيارات مطلق شاه با جمله معروف «شاه بايد سلطنت كند نه حكومت» بود. هدف ملي گرايانه آن جبهه حذف سلطه بريتانيا بر صنعت نفت ايران بود.
شرايط گسترده محيطي كه دليل ظهور جنبش ملي گرا- ليبرال سال هاي۱۹۴۱-۱۹۵۲ بود، شامل عواملي شد كه سقوط حكومت استبدادي رضا شاه، افول جنبش هاي كارگري و دهقاني و شكست تلاش هاي اقليت هاي قومي براي خودمختاري منطقه از جمله آن‌ها بود. گفتمان ملي گرا- ليبرال روشي بود كه رهبران ملي گرا از آن براي مشكلات اقتصادي و سياسي ايران استفاده مي كردند.
 
ابعاد نو و كهنه ي دموكراسي
براي رسيدن به مفهومي واضح از دموكراسي و پاسخگويي به پرسش هاي مربوط آن بايد واقعيت هايي را در نظر گرفت. يكي از اين واقعيت ها اين است كه دموكراسي كاملاً برابر با نظام خاص غرب يعني ليبرال- دموكراسي غربي نيست بلكه نظام هاي آشكارا غيرليبرال كشورهاي شورايي (سوسياليستي) و همچنين نظام هاي كشورهاي توسعه نيافته‌ي  آسيا و آفريقا به اعتبار تاريخ خود مدعي عنوان دموكراسي هستند.
واقعيت دوم اينكه ليبرال- دموكراسي درست مانند هر نظام ديگر يك نظام مبتني بر قدرت است؛ يعني در واقع يك نظام قدرت مضاعف است، نظامي كه به وسيله ي آن مي‌توان بر مردم حكومت كرد و آنها را به انجام كارهايي واداشت و از كارهاي برحذرشان داشت كه ممكن است در غير آن انجام دهند.
بنابراين دموكراسي به عنوان يك نظام سياسي، نظامي است كه به وسيله‌ي آن قدرت دولت بر افراد و گروه هاي اجتماعي اعمال مي شود. از آن گذشته يك حكومت دموكراتيك مانند هر حكومت ديگري براي حفظ و تحليل مشكل معيني از جامعه و نوع مشخصي از روابط بين افراد و حقوق و توقعاتي كه انسان ها از يكديگر دارند، چه مستقيم و چه غيرمستقيم، براساس حق مالكيت عمل مي كند.
واقعيت سوم كه برخي آن را مي ستايند و برخي از بيان آن خودداري مي كنند اين است كه ليبرال دموكراسي و سرمايه داري با هم پيش مي روند. ليبرال- دموكراسي تنها در كشورهايي وجود دارد كه نظام اقتصاديشان تماماً يا به طور عمده سرمايه داري است.

عتیقه زیرخاکی گنج