• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درباره دنيا و آخرت و نحوه ارتباط آن دو عده اي راه افراط پيموده و گروهي به تفريط گراييده اند. عده اي اساساً جهان آخرت را انكار كرده و تنها به دنيا دل بسته اند و كامروايي خود را در رسيدن به زرق و برق دنيا مي پندارند و براي به چنگ آوردنش از هيچ كاري فروگذار نمي كنند.
گروهي ديدگاهي كاملاً متفاوت با دسته اول دارند و بر اين باورند كه منزلگاه اصلي و ابدي انسان ها آخرت است و براي رسيدن به سعادت جاودانه آخرت، بايد به دنيا پشت پا زد و از مواهب و لذت هاي دنيا به كلّي چشم پوشيد و رهبانيت پيشه كرد
از نگاه قرآن انسان موجودي بسيار والا و ارجمند، امانت دار و خليفه الهي است. خداي بزرگ انسان را براي خود برگزيده، راه كمال و قرب را به روي او گشوده، امكانات سير تا بي نهايت را در اختيارش گذاشته و فرصت زندگي دنيا را براي طي نمودن مسير تكامل برايش مهيا ساخته است.
از نگاه قرآن منزلگاه اصلي و ابدي انسان ها سراي آخرت و دنيا گذرگاه رسيدن به آن است. نيز براي اين كه انسان ها گذرگاه دنيا را منزلگاه نپندارند با هشدارهاي تكان دهنده و با استفاده از تمثيل هاي گوناگون حقيقت دنيا را ترسيم كرده، از فنا پذيري و ناچيزي آن سخن به ميان آورده، درباره دلربايي و فريبندگي دنيا هشدار داده و از سرگرم شدن به آن و فراموش كردن هدف، سخت بر حذر داشته است.
قرآن از انسان ها مؤكداً خواسته كه از فرصت كوتاه دنيا براي منزلگاه ابدي و تكامل و قرب بهره ببرند و دنيا را به تجارت خانه اي تشبيه كرده و سود آن را به دست آوردن نعمت هاي جاودانه بهشتي معرفي كرده است.
در اين جا با استفاده از آيات نوراني الهي تلاش مي كنيم به درك صحيحي از حقيقت دنيا برسيم و اوصافي را كه قرآن در معرفي دنيا بيان كرده مرور نماييم. 
خداي متعال درباره حقيقت دنيا و مراحل مختلف آن مي فرمايد:
﴿ واعلموا انما الحيوه الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بينكم و تكاثر في الاموال و الاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفراً ثم يكون حطاماً و في الآخره عذاب شديد و مغفره من الله و رضوان و ماالحيوه الدنيا الامتاع الغرور﴾ 
«بدانيد كه همانا زندگاني دنيا بازيچه و سرگرمي و زيور و فخر فروشي در ميان شما و افزون طلبي در اموال و اولاد است. همانند باراني كه كشاورزان را گياه آن خوش آيد، سپس پژمرده شود و آن را زرد شده بيني، سپس خرد و ريز شود، و در آخرت هم عذابي شديد هست و هم آمرزش و خشنودي از جانب خداوند، و زندگاني دنيا جز مايه فريب نيست.»
اوصاف دنيا از نگاه قرآن
۱- فناپذيري
خداي متعال در آيات متعددي از فناپذيري دنيا سخن به ميان آورده و اين حقيقت را با ذكر مثال هاي زنده و روشن بيان كرده است.
خداي متعال فرموده:
﴿ واضرب لهم مثل الحيوه الدنيا كمآءٍ انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشيماً تذروه الرياح و كان الله علي كل شيء مقتدراً المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثواباً و خير املاً﴾ 
«و براي آنان داستان زندگي دنيوي را به آبي مثل بزن كه آن را از آسمان نازل كنيم و به آن گل و گياه زمين آميزد، و سرانجام خرد و خوار شود كه بادها پراكنده اش كند، و خداوند بر هر كاري تواناست. اموال و پسران، تجمل زندگي دنيوي است، و كارهاي ماندگار شايسته، نزد پروردگارت خوش پاداش تر و اميدبخش تر است.»
۲- سراي ناچيز
قرآن مجيد در آيات متعددي از بي مقداري و ناچيزي زندگي دنيا سخن گفته است. در آيه ذيل خداي متعال براي ترسيم ناچيزي زندگي دنيا، صحنه اي جالب و گويا از اعترافات بندگان در روز قيامت را بيان كرده است:
﴿ قال كم لبثتم في الأرض عدد سنين
قالو لبثنا يوماً أو بعض يوم فسئل العادين
قال إن لبثتم إلا قليلاً لو أنكم كنتم تعلمون
أفحسبتم أنما خلقناكم عبثاً و أنكم إلينا لا ترجعون
فتعالي الله الملك الحق لا إله إلا هو رب العرش الكريم﴾ 
«گويد: چه مدت در روي زمين، به شمار ساليان، به سر برديد؟
گويند: روزي يا بخشي از روز به سر برديم [بايد] از شمارگران بپرسي.
گويد: اگر مي دانستيد جز اندكي به سر نبرده ايد.
آيا پنداشته ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم، و شما به نزد ما باز گردانده نمي شويد؟
بزرگا خداوند كه فرمانرواي بر حق است، خدايي جز او نيست كه پروردگار عرش گرانقدر است.»
۳- سراي سرگرمي و بازيچه
خداي متعال در آيات متعددي سراي دنيا را با دو عنوان «لعب= بازي» و «لهو= سرگرمي» توصيف كرده و از جمله فرموده است:
﴿و ما هذه الحيوه الدنيا إلا لهو و لعب و إن الدار الآخره لهي الحيوان لو كانوا يعلمون﴾ 
«و اين زندگاني دنيا جز سرگرمي و بازيچه نيست. و زندگي حقيقي بي گمان در سراي آخرت است؛ اي كاش مي دانستند.»
آري زندگي دنيا يك نوع سرگرمي و بازي است؛ مردمي جمع مي شوند و به پندارهايي دل مي بندند، بعد از چند روز پراكنده مي شوند و در زير خاك پنهان مي گردند و همه چيز به دست فراموشي سپرده مي شود؛ اما حيات حقيقي كه فنايي در آن نيست، حيات اخروي است. خداي متعال در آيه ديگر اين حقيقت را اين گونه بيان كرده است:
﴿إنما الحيوه الدنيا لعب و لهو و إن تؤمنوا و تتقوا يؤتكم أجوركم و لا يسئلكم أموالكم﴾ 
«همانا زندگاني دنيا بازيچه و سرگرمي است و اگر ايمان داشته باشيد و پروا و پرهيز بورزيد، پاداش هايتان را به شما مي پردازد، و اموالتان را [در عوض] از شما نمي طلبد.»
۴- سراي فريفتگي و دلربايي
در قرآن مجيد از خاصيت فريفتگي دنيا با عنوان «متاع غرور» و از دلربايي آن با عنوان «آرايشگري دنيا» ياد شده است. براي رعايت اختصار از هر كدام آيه اي نقل مي كنيم:
الف) آرايشگري (دلربايي):
﴿ زُيّن للناس حُبّ الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطره من الذهب و الفضه و الخيل المسومه و الأنعام و الحرث ذلك متاع الحيوه الدنيا والله عنده حُسن المَئاب﴾ 
«عشق به خواستني ها از جمله زنان و فرزندان و مال هنگفت اعم از زر و سيم و اسبان نشاندار و چارپايان و كشتزارها، در چشم مردم آراسته شده است، اين ها بهره زندگاني دنيا است، و نيك سرانجامي نزد خداوند است.»
ب) فريفتگي
﴿كل نفس ذائقه الموت و إنما توفون اجوركم يومَ القيامه فمن زحزح عن النار وادخل الجنه فقد فاز و ماالحيوه الدنيا إلا متاع الغرور﴾ 
«هر جانداري چشندة [طعم] مرگ است و بي شك در روز قيامت پاداش هايتان را به تمامي خواهد داد، آنگاه هر كس كه از آتش دوزخ دور داشته و به بهشت درآورده شود، به راستي رستگار شده است، و زندگاني دنيا جز مايه فريب نيست.»
دنيا داري
دنيا داري مطلوب
از نگاه قرآن دنيا داري و بهره مندي از مواهب طبيعت، رفاه و آسايش، آباد كردن زمين، توسعه اقتصادي و صنعتي و تلاش در اين زمينه ها نه تنها مذموم نيست بلكه اگر در چارچوب موازين شرعي انجام گيرد امري پسنديده و در حد رفع نياز خود و جامعه اسلامي امري ضروري نيز هست.
خداي متعال فرموده:
﴿قل من حرم زينه الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحيوه الدنيا خالصه يوم القيامه كذلك نفصل الآيات لقوم يعلمون﴾ 
«[اي پيامبر!] بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده، و [نيز] روزي هاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو اين [نعمت ها] در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت [نيز] خاص آنان مي باشد. اين گونه آيات [خود] را براي گروهي كه مي دانند به روشني بيان مي كنيم.»
اين جمله مي تواند هم اشاره به «زينت هاي جسماني» باشد كه شامل پوشيدن لباس هاي مرتب و پاك و تميز، و شانه زدن موها، و به كار بردن عطر و مانند آن مي شود، و هم شامل «زينت هاي معنوي»، يعني صفات انساني و ملكات اخلاقي و پاكي نيت و اخلاص.
دنيا مداري
تفسير دنيا مداري
چنان كه گذشت از نگاه قرآن دنيا داري همراه با معنويت، ايمان و تقوي و در چارچوب ضوابط شرع و رعايت حدود و حقوق شرعي نه تنها مذموم نيست بلكه پسنديده و مورد توصيه خداي متعال است؛ اما در مقابل، دنيا مداري؛ يعني دلبستگي به دنيا، فريب هوس هاي مادي را خوردن، تنها زندگي دنيا را هدف خود قرار دادن و براي رسيدن به دنيا به حقوق ديگران تجاوز كردن و ارزش ها را زير پا گذاشتن و… به شدت مورد مذمت قرار گرفته است.
از نگاه قرآن دنيا مداري موجب فراموشي خدا و در نهايت منجر به انكار خدا و معاد شده و انسان هاي دنيا مدار در روز قيامت از رحمت و نعمت بهشتي محروم و گرفتار عذاب سخت الهي خواهند شد. خداي متعال فرموده است:
﴿ من كان يريد الحيوه الدنيا و زينتها نوف إليهم اعمالهم فيها و هم فيها لا يبخسون اولئك الذين ليس لهم في الآخره إلا النار و حبط ما صنعوا فيها و باطل ما كانوا يعملون﴾ 
«هركس زندگاني دنيا و تجمل آن را بخواهد، حاصل اعمالشان را در همين دنيا به تمامي به آنان مي دهيم، و در آن كم و كاستي نخواهند ديد، اينان كساني هستند كه در آخرت جز آتش دوزخ ندارند و هر چه در دنيا كرده اند بر باد رفته و كار و كردارشان باطل شده است.»
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واقعيت چيست؟ آيا دنيا يکسره درخور سرزنش است؟ آيا نمي توان دنيايي خوب را تصور کرد وميان دو دنياي سرزنش شده وخوب، مرزهايي را ترسيم نمود؟ واساسا مراد از واژه « دنيا» چيست وبه چه اموري اطلاق مي شود؟
در برخي تعابير مراد از«دنيا» جهان هستي ومحيطي است که در آن زندگي مي کنيم. روشن است که هر مسلمان معتقدي، اين جهان را آفريده خالق حکيم وهرجلوه اي از آن را، نشانه اي از پروردگار مهربان  خود مي داند و از اين منظر،نه تنها جايي براي بدگويي از دنيا در ميان نمي ماند که سير وسياحت در آن وجستجو در زواياي پيدا و پنهان دنيا،از برترين عبادات به شمار مي رود.
اما اگراز عبارت« دنيا» زندگي وحيات انساني را در نظر داشته باشيم،باز هم دليلي براي مذمت نخواهيم يافت. آيا خداوند اين زندگي را براي ما رقم نزده است وآيا زندگاني دنيوي، ميداني براي کسب خشنودي پروردگار ونيل به درجات اخروي نيست؟ پس چه جاي سرزنش؟!
 
مردم بسياري، با اشتباه در تشخيص مصداق دنيا وآخرت، امور حقي را «دنيا» ناميده اند و به سرزنش آن برخواسته اند ودرعين حال،کارهايي را برگزيده اند که عين «دنيا»و سزاوار توبيخ ومذمت بوده اما آن کار خود را زهد وتقوا نام نهاده اند. واقعيت آن است که تمام آن اموري که ما –به تعابيرمختلف -«دنيا» مي ناميم،في نفسه،خوب وپسنديده اند و مي توانند به مثابه سرمايه حرکت وتکامل انسان،دراختيار رشد وتعالي او قرارگيرند وتنها آن هنگام که ما را از اطاعت خداوند ودوستي او وکسب درجات اخروي باز دارند،به دنياي نفرين شده وسزاوار سرزنش تبديل مي شوند. به عبارت ديگر،تا آنجا که ظواهر دنيا،مارا به خدا وآخرت نزديک سازند –اگر چه ظاهراً از امور دنيوي شمرده شوند وعوام آنها را به منزله دنيازدگي تلقي نمايند-عين آخرت محسوب مي گردند واعمال به ظاهر اخروي ،-نظير رهبانيت وصوفي گري-که برخلاف دستور خداوند انجام مي شود عين دنيايند وسزاوار هرگونه سرزنش ونفرين هستند.۱
 
ترجيح دنيا برآخرت ، بزرگترين اشتباهي است که از انسان سر مي زند ودراحاديث،از آن به «حب الدنيا»تعبير شده است.
 
اميرمؤمنان وپيشواي زاهدان،مشاهده کردند که شخصي از افراد به ظاهر زاهد و باتقوا، به سرزنش  دنيا پرداخته است. ازکردار آن فرد واز گفته هاي او، آزرده خاطر شدند واين گونه او را موردعتاب قرار دادند تا تصورات و اوهام او را آشکار سازند:
اي نکوهنده ي دنيا که خود فريفته ي آن شده وبه نيرنگ هاي آن بازي خورده اما به سرزنش آن پرداخته است؛آيا  فريبش را مي خوري وآن گاه مذمتش مي نمايي؟ تو بر دنيا ادعاي گناه داري يا دنيابايد برتوادعا کند که خود گنه کاري؟دنيا چه وقت سرگشته ات ساخت وچه سان تو را به دام فريبش انداخت؟ حال آن که به گورهاي پدرانت وبه استخوان هاي پوسيده ايشان ونيز به خوابگاه مادرانت در زير خاک ،به تو عبرت آموخت. بي هيچ ترديد، دنياخانه راستي است براي کسي که آن را راستگو بداند.خانه عافيت است براي کسي که دراحوال آن تدبير نمايد.خانه توانگري است براي آن که توشه آخرت خود رااز آن برگيرد. مسجد محبان خداست ونمازگاه فرشتگان او.فرودگاه وحي خداست و تجارت خانه دوستان اوست که درآن،رحمت خدا را به دست آورند وبهشت را سود برند. چه کسي دنيا راسرزنش کند؛درحالي که بانگ برداشته است که جداشدني  است؛و فرياد کرده است که ناماندني است. پس مردمي در بامداد پشيماني،بد گوي او بودندوگروهي ديگر نيزبه روز رستاخيز او را ستودند؛ زيرا آنچه را که دنيا به يادشان آورد،ازآن متذکر وهوشيار شدند. دنيا با آنان سخن گفت وايشان نيز گفته او را راست شمردند. دنيا پندشان داد وآنان نيز از پندهاي آن سود بردند.۲
 
علي عليه السلام مي فرمود: دنيا خانه اي است به سان گذرگاهي به سوي خانه استقرار. مردم در اين خانه بردودسته اند:يکي آن که خود رافروخت وخويش رابه تباهي انداخت؛ديگري که خود را خريد وآزاد ساخت.۳
 
امام سجادعليه السلام درانتهاي سخني بلند،فرمود: دنيا،دو گونه دنيا است. دنيايي که به وسيله آن به آخرت ورضايت پروردگارمي رسند ودنيايي که نفرين شده است وانسان را از خداوند وخير وسعادت دور مي سازد.۴
 
امام صادق عليه السلام مي فرمود : براي کسب آخرت،چه کمکي خوبي است دنيا!۵
 
ابن ابي يعفور،از اصحاب امام صادق عليه السلام مي گويد:«به آن حضرت عرض کردم :«ما دنيا را خيلي دوست داريم .»حضرت به من فرمود: با دنيا چه مي کني؟ به ايشان عرض کردم : ازثروت دنيا ازدواج مي کنم ، به حج مي روم و به خوانواده ام انفاق مي کنم وبه برادران خود کمک و صدقه مي دهم. امام عليه السلام به من فرمود: اين اموري که برشمردي،از جنس آخرت است.۶
 
سخن را با گفتاري از عارف واصل،امام راحل،خميني بزرگ(ره) درباره دنيا ومفهوم دنيا دوستي به پايان مي بريم :
دنياي هر کس،همان آمالش است.از دنيا تکذيب شده است. از عالم طبيعت تکذيب نشده. دنيا همان است که پيش شماست. خود شما وقتي به نفستان توجه داريد،خودتان دنياييد. دنياي هر کس آن است که در خودش است. آن تکذيب شده است. اما از شمس وقمر وطبيعت،هيچ تکذيب نشده وتعريف شده است. اينها مظاهر خداست. آني که انسان را بعيد مي کند از ساحت قدسي وکمال،دنياست وآن هم پيش خود آدم است،توجه به نفس است۷… خيال نکنيد که اهل دنيا عبارت ازآنهايند که مثلاً کاخ دارند؛ممکن است يک نفر خيلي هم کاخ داشته باشد اهل دنيا نباشد،يک طلبه اي يک کتاب داشته باشد واهل دنيا باشد، علاقه داشته باشد،ميزان؛علاقه است.ميزان دنيا، آن علايقي است که انسان به اين اشيا دارد.
 

عتیقه زیرخاکی گنج