• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایبش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اثبات ساختار حكومتى براى حكومت نبى اكرم در مدينة‏الرسول (ص) است، تا ساختار حكومت اسلامى اثبات شود، زيرا بديهى است اگر رسول اكرم (ص) ساختار دولتى مبتنى بر وحى داشته باشد، كافى است، تا ادعا شود اسلام ساختار دارد، آن‏گاه سيره حكومتى اميرمؤمنان مؤيد آن خواهد شد. 
 اين مقاله درصدد اثبات ساختار حكومتى براى حكومت نبى اكرم در مدينة‏الرسول (ص) است، تا ساختار حكومت اسلامى اثبات شود، زيرا بديهى است اگر رسول اكرم (ص) ساختار دولتى مبتنى بر وحى داشته باشد، كافى است، تا ادعا شود اسلام ساختار دارد، آن‏گاه سيره حكومتى اميرمؤمنان مؤيد آن خواهد شد. بنابراين، مطالب اين مقاله صرفا درباره اثبات ساختار براى حكومت پيامبر خواهد بود . براى اثبات مدعاى فوق نياز به تعريفى مورد اتفاق از «ساختار» داريم كه قاعدتا ارائه آن ا دانشمندان علم مديريت و سازمان متوقع است. مقدمتا خوب است دانسته شود مكاتب مديريت، دورانهاى زير را شامل مى‏شود: 
الف) دوران قبل از مديريت علمى، 
ب) دوران مديريتها يا مكتبهاى كلاسيك، 
ج) مكتب روابط انسانى، 
د) تركيبى از ب و ج . 
مديريت و فن اداره، مانند هر انديشه ديگر در حال تطور و تكامل است . در دوران قبل از مديريت علمى، مديريتها به شكل فطرى و بدون فرمولهاى مدون و مبين بود، مانند واحدهاى تجارى در زمان چينيان و روميان (۲) كه داراى نوعى بينش مديريتى ساده بودند با ظهور «فردريك تايلور) دوران مديريت علمى شروع مى‏شود (۳) كه به عنوان پدر مديريت علمى معروف شد و در اوايل قرن حاضر نوشته‏هايش درباره تئورى مديريت‏به طور گسترده‏اى خواننده داشت . مبناى مديريت وى اساسا تكنولوژى بود و به گمان وى بهترين طريق افزايش بازده، بهبود فنون و روشهايى بود كه كارگران به كار مى‏بردند . او افراد را ابزار مى‏دانست و در طرح او عمدتا به نيازهاى سازمانى توجه مى‏شود، نه نيازهاى افراد . (۴) 
بعدا «التون ميو» ظهور كرد و «نهضت روابط انسانى‏» را در فواصل ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ – ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۹ ه مطرح كرد و جانشين آراى تيلور نمود . او و پيروانش مى‏گفتند علاوه بر اينكه بايد بهترين روشهاى تكنولوژى را براى بهبود و بازده مورد توجه قرار داد، روحيات و امور انسانى را نيز بايد مورد توجه قرار داد . آنها ادعا مى‏كردند روابط انسانى بر روابط تكنولوژى و كارى ترجيح دارد و اين را از آزمايشات معروف به «هاتورن‏» به دست آورده بودند . (۵) 
قبل از «التون ميو» و بعد از «فردريك تيلور» دوران مكاتب كلاسيك مديريت است و حدود ۵۰ سال مى‏باشد و بوروكراسى «وبر» و اصول‏گرايى «فايول‏» (۶) شاخص‏ترين آنها است . برخى تكنوكراسى «فردريك تيلور» را از زمره اين مكاتب شمرده‏اند، (۷) ولى به نظر مى‏آيد نظريات مديريت‏خيلى بيشتر و نامنظم‏تر از اين باشد، به گونه‏اى كه به نظر بعضى از صاحب‏نظران، (۸) علم مديريت، جنگلى از تئوريها است و به نظر بعضى، از زمره علوم ناموفق است . (۹) حال آيا مى‏توان در اين جنگل تئورى و اين علم ناموفق، به اصولى ثابت دست پيدا كرد كه مورد اتفاق باشد تا بتوانيم از آنها به عنوان اصل موضوعى استفاده ببريم؟ 
بايد گفت رهبر اصول‏گرايان كه كارش تاسيس اصل در علم مديريت و سازمان است و اصول او در اين علم معروف مى‏باشد و او را پدر اصول‏گرايان در اين علم مى‏دانند و مى‏نامند (هنرى فايول) مى‏گويد: من در اطلاق كلمه اصل ترديد دارم و اين اصول راهنماى عمل است و قانون نيست . 
وى مى‏افزايد: اصول مديريت‏بيشتر از قوانين طبيعى در معرض تغيير و تغير قرار دارند و تا وقتى قابل پيروى هستند كه بر اساس منطقى صحيح و قابل توجيه، از آن رويگردانى به عمل آيد . (۱۰) 
وقتى رهبر اصول‏گرايان چنين برخوردى با اصول مى‏كند، دل بستن به اين جنگل و به چنگ آوردن اصل از آن روا نيست، اما با اين وصف به اصول آن توجه مى‏كنيم . 
فايول ضمن بيان اين واقعيت كه هيچ چيز در مديريت مطلق نيست، روشها و فنونى كه در تجربه بدان رسيده بود و آنها را در تقويت پيكره سازمان يا انجام وظايف مديريت مفيد مى‏دانست، به عنوان اصول چهارده‏گانه مديريت ارائه داد (۱۱) : 
۱ – تقسيم كار، ۲ – اختيار، ۳ – انضباط، ۴ – وحدت فرماندهى، ۵ – وحدت مديريت، ۶ – وابستگى منافع فردى به هدف كلى، ۷ – جبران خدمات كاركنان، ۸ – تمركز، ۹ – سلسله مراتب، ۱۰ – نظم، ۱۱ – عدالت، ۱۲ – ثبات، ۱۳ – ابتكارعمل،  14 –احساس يگانگى . 
او اصول فوق را در سال ۱۲۹۵، در كتابى به نام اصول فن اداره اعلام كرد . (۱۲) بعدا امثال «ارويك‏» و «گيوليك‏» آمدند و به آرايش و پيرايش اصول فوق پرداختند . هم تعداد آن‏ها را كاستند و هم علامت اختصارى براى آن‏ها قرار دادند، مانند (۱۳) واژه Posdcrob كه نشانه عفت عنوان است، يعنى برنامه‏ريزى، سازماندهى، كارگزينى، هدايت، هماهنگى، گزارش‏دهى و بودجه‏بندى . 
على‏محمد اقتدارى كه از صاحب‏نظران مديريت و سازمان است، تنها به سه اصل معتقد است: دانشمندان امروزين مديريت‏به سه اصل معتقد و متفق شده‏اند كه عبارتند از: برنامه‏ريزى، سازماندهى، كنترل . 
وى مى‏افزايد كه هماهنگى، ركنى از سازماندهى است و استقلالى در عرض آن ندارد و شايد در مديريت نهفته باشد . از اين رو نيازى به ذكر آن به عنوان يك اصل نيست، چرا كه مديريت، همان هماهنگى است . (۱۴) 
برخى به اصل وى انگيزش يا رهبرى را افزوده‏اند . (۱۵) از مجموع آنچه گفته شد روشن گرديد اتحاد در زمينه اصول مديريت وجود ندارد . اما در جمع‏بندى نهايى شايد بتوان وحدت نسبى را حول عناوين پنج‏گانه زير تصور نمود: 
 1 – برنامه‏ريزى، 
 2 – سازماندهى، 
 3 – هماهنگى، 
 4 – رهبرى (انگيزش)، 
  5 – كنترل (نظارت) . 
  اقتدارى معترف است كه ۹۰ درصد صاحب‏نظران مديريت‏به اصول پنج‏گانه فوق پاى‏بند هستند . (۱۶) با استقصايى كه شد، اين امر مورد تاييد است و اكنون بايد خوشحال بود كه در روند كلى از دوران بى‏اصلى به اصول‏گرايى انبوه و سرانجام اصول تقريبا متسالم فوق رسيده‏ايم كه مى‏توانيم به آنها تكيه و اعتماد كنيم و پايه‏اى پايدار براى بحث قرار دهيم . مناسب است اينها را به عنوان اصول پنج‏گانه مديريت‏بناميم و اصل موضوعى محسوب كنيم .
چون موضوع پژوهش «ساختار و تشكيلات و سازمان حكومت اسلامى‏» است، سر و كار ما تنها با اصل سازماندهى از ميان اصول نامبرده است، اما به منظور ازدياد بصيرت و ورود روشن‏تر به بحث، ابتدا گذرى اجمالى و نظرى كلى به چهار ركن غير از سازماندهى داريم . سپس ركن سازماندهى را كه ركن بحث است‏به تفصيل بررسى خواهيم نمود . 
۱ ـ برنامه‏ريزى 
از مجموعه تعاريفى كه براى برنامه‏ريزى شده است‏به دست مى‏آيد كه عناصرى چون «تعيين هدف‏» ، «پيش‏بينى كيفيت اجرا» ، «تهيه نقشه كار و خط مشى‏» در تمامى تعاريف ديده مى‏شود يا در اكثر تعاريف . از اين رو مى‏توان برنامه‏ريزى را تعيين هدف و تبديل آن به نقشه كار و خطمشى و پيش‏بينى كيفيت اجراى عمليات بر اساس نقشه و خطمشى تهيه شده براى رسيدن به هدف از قبل تعيين شده تعريف كرد . (۱۷) 
   توجه به برخى فرمايشات نورانى معصومان ( عليهم‏السلام) ديدگاه برنامه‏اى آنان را نشان مى‏دهد: 
 1 – پيامبر فرمود: «يابن مسعود! اذا علمت عملا فاعمل بعلم و عقل و اياك ان تعمل عملا بغير تدبير و علم، فانه جل جلاله يقول: «و لا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا» ; (۱۸) 
اى پسر مسعود! وقتى عملى را انجام مى‏دهى، با علم و عقل انجام بده . مبادا بدون تدبير و آينده‏نگرى اقدام كنى، زيرا خدا فرمود: «مانند پير زالى نباشيد كه بافته خويش را بعد از محكم نمودن باز مى‏كرد .» 
۲ – … مردى خدمت رسول‏الله آمد و عرض كرد: مرا اندرز ده! فرمود: فاني اوصيك اذا همت‏بامر فتدبر عاقبته فان بك رشدا فامضه و ان بك غيا فانته عنه; (۱۹) 
به تو وصيت مى‏كنم وقتى به امرى همت گماشتى، عاقبت آن را بنگر و ملاحظه كن اگر در آن رشد و ثمربخشى است، عمل كن و اگر تباهى و بى‏حاصلى است، رها كن .» 

عتیقه زیرخاکی گنج