• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فقر را می توان به غده یی سرطانی تشبیه کرد که اگر به موقع درمان نشود، تمام پیکره ی جامعه را دربر می گیرد و از پای در می آورد. به رغم دیدگاه های مختلفی که در طول تاریخ درباره ی علت پیدایش فقر و شیوه ی رویارویی با آن وجود داشته است، امروزه محرومیت زدایی یکی از اهداف همه ی نظامها و مکاتب شمرده می شود؛ هر چند درباره ی راه رسیدن به آن اختلاف وجود دارد. 
اسلام، چون دیگر ادیان الهی، به این مسأله اهمیت بسیار داده و بر ریشه کن کردن فقر و تأمین رفاه عمومی، به عنوان یک هدف اقتصادی، تأکید کرده است.»
دکتر سعید فراهانی فرد عضو هئیت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه اقتصاد اسلامی است. تحصیلات دانشگاهی وی دکترای اقتصاد است و درس خارج فقه را نیز در کارنامه تحصیلات حوزوی خود دارند. 
تألیف کتاب «نگاهی به فقر و فقرزدایی از دیدگاه اسلام» یکی از چند صد کتاب منتشر شده توسط کانون اندیشه جوان است که در سال ۱۳۷۸ توسط دکتر فراهانی فرد به رشته تحریر درآمده است. در این کتاب به مباحثی چون عوامل فقر، درمان فقر و پیشگیری از آن، بررسی علل عقب ماندگی مسلمانان و … پرداخته شده است. 
گفت و گوی زیر، با دکتر فراهانی فرد در خصوص کتاب مذکور است. 
به چه دلیل به موضوع فقر و فقرزدایی علاقه مند و نسبت به تألیف این کتاب با محوریت «فقر از دیدگاه اسلام» اقدام نمودید. 
زمانی که در حوزه تحصیل می کردم و در خدمت اساتید بودم، محور اساسی مطالعاتم شامل مباحث حوزوی بود. از سوی دیگر به لحاظ تحصیلات دانشگاهی در رشته اقتصاد و بررسی و مطالعه در این زمینه به نظرم رسید یکی از مهم ترین مشکلات مطروحه برای نسل جوان، بحث فقر است. در تألیف این کتاب به پدیده فقر از دیدگاه اسلام توجه نموده و تلاش کردم با توجه به اندیشه ها و آموزه هایی که در مکتب اسلام برای برخورد با این پدیده وجود دارد و همچنین استفاده از مطالعات حوزوی – بالاخص موضوع شناسی در مواضع اقتصادی- و سایر مطالعات قبلی به این موضوع به شکل عمیق تری بپردازم. 
شما در این کتاب «فقر» را از چندین منظر بررسی کرده اید. لطفاً در این رابطه توضیح بیشتری بفرمایید. 
با توجه به اینکه کتابهای کانون اندیشه جوان به صورت خلاصه و مفید به نگارش درمی آید سعی کردم بحث خیلی مفصل نباشد و به همین منظور کتاب را در ۵ فصل پی ریزی نمودم. 
فصل اول یا کلیات که دارای چند بخش است. در بخش اول، ماهیت فقر و مفهوم ذهنی که از فقر داریم تبیین شده است. زیرا احساس کردم شبهات و مشکلاتی برای نسل جوان در ارتباط با معنای فقر وجود دارد. ضمن اینکه فقر را از نگاه اهل لغت، اهل تفسیر، فقها، فلاسفه و عرفا بررسی کردم، بدلیل اینکه مسأله فقر از منظر فلاسفه، عرفا یا فقها متفاوت است. به طور مثال فقر فلسفی و فقر عرفانی، معنا و مفهوم مثبتی دارد، در حالیکه فقر مورد نظر فقها و مفسرین منفی است. فقر فلسفی آن است که انسان خودش را نسبت به خداوند فقیرتر احساس و او را دارای کمال بیشتری می داند. در ادامه این بحث به اقسام فقر پرداختم. برای نمونه فقر جسمی(مثل افراد ناقص الخلقه)، فقر فرهنگی، فقر روحی، فقر اقتصادی یا مالی و …. 
در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف راجع به فقر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. به دیدگاه های دین یهود، مسیحیت و نیز مکاتب سرمایه داری چون مارکسیسم و نهایتاً دیدگاه اسلام نسبت به فقر – خصوصاً فقر مالی و اقتصادی – توجه کرده و نیز به آثار فقر از جهت اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی بطور گذرا اشاره نمودم. 
در فصل دوم کتاب، عوامل فقر را تبیین کردم و اینکه چه عواملی باعث به وجود آمدن فقر می شود. در این فصل به این موضوع پرداختم که فقر اقتصادی یا مالی که افراد به آن مبتلا هستند، انتخابی یا تحمیلی است. 
فقر انتخابی می تواند مثبت یا منفی باشد. فقر انتخابی مثبت مثل اینکه دانشمندی بدون داشتن امکانات مالی برای رسیدن به دانش مجبور است سالها درس بخواند، در حالیکه شرایط مالی مناسبی ندارد، بنابراین این فرد برای رسیدن به کمال در علم و دانش آگاهانه فقر را انتخاب کرده است. مورد دیگر حضرت خدیجه(س) است. ایشان با اینکه ثروتمندترین بانوی عربستان بود، اما بدلیل اعتقادی که داشت فقر را انتخاب کرد. 
از طرفی ممکن است مسبب فقر انتخابی منفی که گریبانگیر بسیاری از جوانها و بعضی از قشرهای جامعه شده، خود آنها باشند. مثلاً به دلیل تنبلی و اینکه زمانی که فرد می توانسته آموزشی ببیند تنبلی کرده و بعدها به صورت طبیعی آثار تنبلی به شکل فقر بر او نمایان می شود، یا شخصی که برنامه ای برای زندگی اش ندارد و نیز موارد معنوی مثل ارتکاب گناه، همانطور که در روایات هم داریم ارتکاب گناه باعث فقر می شود. 
فقر تحمیلی که بخشی از فصل دوم کتاب را تشکیل می دهد، آنست که فرد در به وجود آمدن آن نقشی نداشته و عوامل بیرونی باعث به وجود آمدن آن شده است، مثل عوامل طبیعی، اقتصادی، فرهنگی. از جمله مهم ترین عوامل فقر فرهنگی، مسئله خودباختگی است که اشخاص به دلیل خود باختگی سبب فقر خود شده اند. 
در فصل سوم، بحث درمان و پیشگیری فقر را مطرح نمودم و به این موضوع پرداختم که چه کنیم که جامعه یا فرد فقیر نشود و در مرحله بعد، در زمان مواجه شدن با اینگونه پدیده ها در جامعه ای که فقیر است چه باید کرد. همچنین در این قسمت بحث شناسایی فقرا آمده است و به بررسی امکانات جامعه و سیاستهایی که برای درمان فقر وجود دارد اشاره شده است. 
فصل چهارم، بحث فقر زدایی است. در یک نگاه کلان به مسأله « سرمایه گذاری در بستر رشد و توسعه اقتصادی» و با این نگاه که اکثر نظریه های اقتصادی به یکی از موارد مهم که آن « سطح فقر و ایجاد رفاه عمومی است» توجه ویژه ای دارند. نهایتاً در موقعیت های مختلف دیدگاه اسلام را نسبت به توسعه – خصوصاً به جهت سطح فقر- مطرح کردم. 
در فصل آخر به سؤالات اساسی که معمولاً در ذهن همه وجود دارد، پرداختم. سؤالاتی از قبیل اینکه چرا مسلمانان عقب مانده هستند؟ علل عقب ماندگی و به تعبیری فقر جوامع اسلامی علیرغم یک پیشینه غنی چه می تواند باشد؟ 
 
با توجه به اینکه جنابعالی در زمینه فقر، مطالعات و تحقیقات بسیاری داشته اید، لطفاً در مورد عواملی که سبب فقر مسلمانان می شوند توضیح بفرمایید. 
همانگونه که قبلاً گفته شد فقر می تواند انتخابی یا تحمیلی باشد. فقر مسلمانان هم مثل سایر جوامع از این دو مقوله خارج نیست. فقر انتخابی مثبت در جوامع اسلامی، مثل افرادی است که اهداف والایی را مورد نظر داشتند. در مورد فقر تحمیلی با نگاه کلان می توان درصدی را به تنبلی، بی برنامه بودن و عمل نکردن به ارزشهای اسلامی اختصاص داد. قبلاً گفتم ارتکاب گناه فاصله گرفتن از دین است و به اصطلاح سبب فقیر شدن قشر یا گروهی از جوامع اسلامی می شود. از طرفی برخی عوامل اقتصادی مثل توزیع ناعادلانه ثروت نیز می تواند تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال در کشورهای اسلامی مثل عربستان – با آن همه ثروت- فقر در جامعه بیداد می کند. حتی در کشور خودمان هم بحث توزیع ناعادلانه ثروت وجود دارد. خداوند این ثروتها را به مصداق آیه شریفه« خلق لکم ما فی السموات و ما فی الارض» برای همه انسانها آفریده، اما توزیع ناعادلانه این ثروتها سبب شده که عده ای فقیر بمانند. یکی از عوامل فقر می تواند ضعف مدیریت در جوامع اسلامی باشد. 
در بحث فقر فرهنگی به موضوع «خود باختگی» اشاره می شود. متأسفانه بسیاری از خانواده هایی که در جوامع اسلامی زندگی می کنند، علیرغم داشتن پیشینه تمدن قومی، به این باور رسیده اند که هر آنچه از دانش و تخصص وجود دارد از طرف کشورهای غربی به آنها می رسد. 
در یک جمع بندی کلی می توان گفت فقر در جوامع اسلامی به فاصله گرفتن از آموزه های دینی و فقر تحمیلی که از جانب کشورهای دیگر بر ما روا شده است مربوط می شود. 
همچنین دلیل ثروتمند شدن کشورهای دیگر، زیر ساختهای اقتصادی توسط منابع طبیعی است که توسط نیروهای کار ارزان و متخصص کشورهای جوامع اسلامی و جهان سوم فراهم شده است. زمانی که این کشورها مشغول ساختن زیرساختهای اقتصادی بودند و فاصله خود را با کشورهای دیگر کم می کردند، حاکمان و مسؤولان اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی دچار غفلت بودند یا به عبارت دیگر اصلاً از مهره ها و عوامل کشورهای ثروتمند بودند، تا بتوانند راحت تر به غارت و یغمای کشورشان توسط استعمارگران کمک کنند. 
سؤالی که معمولاً در اذهان جوانان و دانشجویان وجود دارد این است که چرا افراد گناهکار از نظر مالی تأمین هستند ولی انسانهای باتقوا در فقر و تنگدستی به سرمی برند. پاسخ شما بعنوان مؤلف کتاب فقرزدایی از دیدگاه اسلام به این پرسش چیست؟ 
نگاه خرد و کلان به این تعبیر درست نیست. زیرا جوامع اسلامی و جهان سومی هم وجود دارد که مسلمان نبوده، اما فقیرند. افراد غیرمسلمان فقیر زیادی هم به صورت پراکنده در جهان وجود دارند. در آمریکا و کشورهای افریقایی تعداد کثیری از مردم غیر مسلمان فقیر هستند. از آن طرف مسلمانان ثروتمند زیادی هم داریم. چنین نظریه ای اصلاً قابل قبول نیست. باید نگاه کلی تری به موضوع داشت. از طرفی باید سؤال کنیم مگر می شود 
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر

دانلود مقاله تحقیقی با موضوع فلسفه هنر از ديدگاه اسلام که شامل ۲۹ صفحه میباشد:

نوع فایل : Word

فهرست محتوا

فلسفه هنر از ديدگاه اسلام

از ديدگاه اسلام هنر بايد پيشرو باشد. به وجود آورندگان آثار هنري پيرو، آگاهانه يا ناآگاهانه وظيفه خود را در آن مي‏بينيد كه بر اساس خواسته‏هاي مردم حركت كنند و مردم را وادار مي‏نمايند كه از اثر هنري آنان لذت ببرند و كاري با اين ندارند كه بر آگاهي و شايستگي و بايستگي مردم افزوده شود ولي هنر پيشرو با يك اثر هنري كلاس درس برگزار مي‏كند و با تصفيه واقعيات جاري و استخراج حقايق ناب از ميان آنها، آثار هنري را در مسير حيات معقول قرار مي‏دهد.

۱ ـ بينش نظري 
2 ـ بينش فلسفي 
3 ـ بينش مذهبي 
1 ـ نگرش‏هاي علمي محض. 
2 ـ بينش‏هاي نظري: 
3 ـ بينش‏هاي فلسفي: 
قسم يكم: 
قسم دوم: 
قسم سوم: 
4 ـ بينش مذهبي: 
بينش فلسفي درباره هنر 
مسئله دوم: انسان و اثر هنري 
هنر براي انسان در حيات معقول
هنر پيرو، هنر پيشرو 
پديده‏هايي كه با انسان‏ها ارتباط حياتي دارند

نوع يكم: پيرو 
نوع دوم: پيشرو 
نوع يكم: هنر پيرو 

مسئله يكم: 
مسئله دوم: 
مسئله سوم: 
مسئله چهارم: 
نوع دوم: هنر پيشرو: 
(شيخ محمود شبستري) 
به قول مولوي جلال الدين: 
مولوي

پاورقيها: 


عتیقه زیرخاکی گنج