• بازدید : 51 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پاورپوینت دیرینه شناسی۲-خرید اینترنتی پاورپوینت دیرینه شناسی۲-دانلود رایگان مقاله دیرینه شناسی ۲-پاورپوینت دیرینه شناسی ۲

این فایل در ۲۴۳اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
نمونه برداری برای مطالعات میکروپالئونتولوژی
• هدفهای رفتاری

– نحوه نمونه برداری از حفریات عمیق را توضیح دهید .

– انواع روشهای آزمایشگاهی برای جدا کردن میکروفسیلها از سنگها را بیان کنید.

كره زمين را به دلايل زيادي مطالعه و بررسي مي كنيم ، مثلا به منظور يافتن آب تا آبي براي نوشيدن و ساير مصارف داشته باشيم ، يا نفت تا سوخت خودروها و گرماي منازلمان را تامين كنيم و يا تلاش مي كنيم جاهايي كه در آن امكان زلزله ، زمين لغزش و سيل را دارد خوب بشناسيم . از طرفي زمين دائما در حال تغيبر است و سطح آن ثابت و بدون تغيير نمي ماند ، به عنوان مثال سنگهايي كه در قله كوهها وجود دارند ممكن است زماني در قعر درياها بوده باشند . در هر حال براي شناخت دنيايي كه در آن زندگي  مي كنيم بايستي به بعد زمان نيز توجه داشته باشيم تا بتوانيم تاريخچه زمين را مطالعه كنيم و براي بررسي و مطالعه بخشي از تاريخ زمين به ناچار بايد به سوي فسيلها رفت كه حيات گذشته را در خود دارند .

وقتي درباره حوادث تاريخي و اسناد به جاي مانده از آنها ( همچون جنگ جهاني اول ) صحبت مي كنيم ، زمان آن به سال ، قرن و يا دهها قرن اندازه گيري مي شود، اما زماني كه بحث تاريخ زمين به ميان مي آيد ، زمان آن به ميليون و ميليارد سال اندازه گرفته مي شود . زمان بخشي از زندگي روزمره ما است كه اثر آن را با رويدادهايي كه در آن گذشته و با استفاده از تقويم حفظ مي كنيم . تقويم اختراع حيرت آوري كه اساس آن حركات كره زمين در فضا است و يك چرخش آن حول محور خودش « يك شبانه روز » و يك دور گردش آن حول خورشيد « يك سال » مي شود . اما آن دسته از مردم كه تاريخ زمين را مطالعه كنند نيز از يك نوع تقويم استفاده مي نمايند كه به آن « مقياس زماني زمين شناسي » گويند . پايه و اساس چنين مقياسي فسلها هستند . اين تقويم يعني مقياس زماني زمين شناسي با ساير تقويم هايي كه با آنها آشنايي داريم متفاوت است و مي توان آن را به كتابي تشبيه نمود كه سنگها و فسيلها موجود در آن و رقمهاي آن كتاب مي باشند . برخي از صفحات اين كتاب گم شده اند و يا ورقهاي آن برگشته اند و از اينرو قابل خواندن نيستند و يا صفحاتي وجود دارند كه هنوز شماره نخورده اند . اين زمين شناس و خصوصا فسيل شناس است كه به ما كمك مي كند و ابزار لازم را در اختيارمان مي گذارد تا توانايي خواندن كتاب تاريخ زمين را داشته باشيم . بنابراين براي درك هر چه بهتر از تاريخ زمين ناچار به آشنايي با فسيلها هستيم تا متوجه شويم چه هستند ؟ چگونه تشكيل شده اند ؟ و بتوانيم به سئوالاتي از اين دست پاسخ گوييم .

درمجموعه حاضر سعي شده است بطور خلاصه فسيل و علم فسيل شناسي مورد بحث قرار گيرد تا علاقمندان بتوانند جواب پرسشهاي خود را در اين خصوص بيابند .

مقدمه

به راستي فسيل چيست و چگونه بوجود آمده است؟ لئوناردو داوينچي دانشمند و هنرمند مشهور ايتاليايي در حدود پانصد سال قبل ( ۱۵۰۰ پس از ميلاد ) به نحو زيبايي ذهن خوانندگان را به تفكر در مورد پيدايش فسيلها سوق داد و بدين ترتيب نظريات و خرافه هاي رايج در زمان خود را رد كرد . وي مي گويد : “ در كوههاي پارما و پياسنزا ، صدفها و مرجانهاي مرده فراواني يافت مي شوند كه هنوز حالت چسبيده به سنگها را حفظ نموده اند . اگر بگوييد كه اين صدفها خود بخود بوجود آمده اند و يا بوسيله طبيعت ايجاد نشده اند ، چنين عقيده اي براي يك مغز هوشيار و متفكر منطقي نيست ( چرا كه سالهاي رشد آنها از روي خود صدفها قابل محاسبه است ) . اين صدفها بدون غذا نمي توانستند رشد كنند و از طرفي بدون اينكه حركتي داشته باشند توانايي دستيابي به غذا را نيز نداشتند ( پس چگونه رشد كردند ؟ ) اگر فرض براين باشد كه اينها به كوه چسبيده بودند پس توانايي حركت نداشتند و اگر اينطور عنوان كنيد كه طوفان و سيل باعث شد كه آنها به صدها كيلومتر دور تراز دريا حمل شوند اين نيز نمي توانسته اتفاق افتاده باشد مگر زماني كه سيلاب بوسيله باران ايجاد شود و باران بطور طبيعي به رودخانه ها راه يافته و روانه دريا گردد و همه مواد موجود در خود را به دريا حمل نماييد. بنابراين نمي توانسته اين اعضاي مرده را از ساحل دريا به سمت كوهها روانه سازد ، و اگر عقيده براين باشد كه آب حاصل از سيلاب پس از مدتي كوهها را در برگرفته و به زير خود برده باشد ، بايد دانست كه حركت آب دريا در خلاف جهت رودخانه ها آنقدر به آرامي صورت مي گيرد كه هيچ چيز سنگيني را نمي تواند جابجا كند و حركت دهد . ”در واقع ابراز عقيده در لواي چنين روشي ، بررسي حالات مختلف ديدگاه هايي بوده است كه تا آن زمان در مورد فسيل بيان شده بود . بهرحال در طول تاريخ دانشمندان نظرات متفاوتي را در مورد فسيل با توجه به اعتقادات و يافته هاي زمان خود بيان داشته اند كه مجموع اين نظريات تاريخچه علم فسيل شناسي را تشكيل مي دهد و بديهي است براي درك هر چه بهتر اين علم بايستي تاريخچه آن را مطالعه نمود . لذا در ادامه ابتدا به تاريخچه فسيل شناسي و سپس به فسيل و علم فسيل شناسي مي پردازيم .

  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بدون ترديد ظهور انسان يكي از مهمترين رويدادهاي زيست شناختي در تكامل جهان است. بدين دليل است كه دوره كواترنري به نام دوران انسان زيست (Anthropozoic) توصيف شده است . نشو و نما و انتشار انسان با سرعت فوق العاده اي انجام گرفته است. 
طبق مطالعات فيلوژني و مقايسه فسيلهاي بدست آمده از تكامل پستانداران به نظر ميرسد انسان از تكامل برخي پريماتها ( (Primats  اشتقاق يافته باشند. 
اصولا فسيلهاي بسيار كمي از پريماتها آنهم به صورت اسكلت كامل يافت شده است. چون اين جانوران در جنگل ها وروي درختان زيست مينموده اند  و اسكلت آنها بعد از مرگ در اثر عوامل جوّي وتاثيرباكتريهاي مختلف تجزيه گرديده و بنابراين در شرايط مناسب فسيليزه نشده اند. 
در حال حاضر ميمونهاي بزرگ را اجداد انسانهاي اوليه ( (Hominid  ندانسته و بر خلاف نظريه داروين كه ميمونها را اجداد انسان به شمار ميآورد بايد گفت كه گرچه در جهان جانوران كنوني آدمي از نظر روحي و اخلافي بويژه مسئله خوب و بعد مقام برتري را به خود اختصاص ميدهد ، تشريح مقايسه اي مدارك امروزي و سنگواره ها نشان ميدهند كه انسان جاي عادي خود را در راس سلسلة جانوران اشغال ميكند. 
در راسته پريماتها ( نخستيها ) ، انسان با موجودات بزرگ آدمي شكل (Anthropomorph)   داراي اختصاصات مشترك از قيبل شباهت قد ، فقدان زايدة دمي ، راه رفتن روي دوپا ، وجود دستها ، رشد زياد مغزي و دندان بندي است. اين شباهت بقدري حقيقي است كه مي تواند در تشخيص استخوانهاي سنگواره ، بويژه اگر اين استخوانها ناقص باشند ، باعث بروز اشتباه شود. لذا بايد صفات تشريحي خاص هر يك از مجموعه ها را دقيقاً تعيين كرد. 
منزلت خلقت از منظر خداوند
خلقت انسان و موجودات از منظر قرآن كريم از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در آيات متعددي به ذكر نحوه خلقت و بويژه خلقت انسان اشاره شده است. 
دعوت انسان به تفكر در خلقت وي از مهمترين نكاتي است كه خداوند بارها و بارها اشاره فرموده است:
آيه ۵ سوره طارق – فَلْيَنظرِ الانسنُ مِمَّ خُلِقَ
 پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است؟
ونيز:
۲۰ عنكبوت – قُلْ سِيرُوا فى الأَرْضِ فَانظرُوا كيْف بَدَأَ الْخَلْقَ  ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشأَةَ الاَخِرَةَ  إِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ
 بگو: »در زمين بگرديد و بنگريد چگونه آفرينش را آغاز كرده است سپس ]باز [ خداست كه نشأه آخرت را پديد مى‏آورد؛ خداست كه بر هر چيزى تواناست
در اين آيه نيز خداوند به زيبائي انسان را به تفكر در باب خلقت و يافتن آثار و نشانه هاي خلقت بر روي كره زمين دعوت نموده است.
نهايت اهميت و زيبائي كلام خداوند در باب خلقت در سوره علق بيان شده است:
اقرا باسم ربك الذي خلق. خلق الانسان من علق
پيدايش و ظهور انسان بر روي كره خاكي از ميان كليه پديده هاي خلقت از اهميت و جايگاه والائي برخوردار است. شاهد اين مدعا همين بس كه خداوند در اولين ايه اي كه از طريق وحي بر پيامبر اكرم نازل مي فرمايد همانا داستان خلقت و پيدايش انسان را مطرح مي نمايد.
خداوند در اين آيه به هنگام نزول اولين آيه الهي ، از بين مجموع صفاتي كه در ذات اقدس الهي است، خداوند را خالق و آفريننده اي معرفي مي نمايد كه داراي قدرت خلاقيت و آفرينش است. بويژه كه در اين آيه، از بين همه مخلوقات خويش،  خداوند را خالق” انسان” بيان فرموده است.
لذا، همين نيز ما را بس كه بدليل اهميت و جايگاه ويژه انسان و خلقت آن نزد خداوند به تحقيق و تفحص در مورد چگونگي مراحل مختلف خلقت بپردازيم.

خلقت موجودات غير حياتي در قرآن
از زمان پيدايش اولين موجودات زنده و گسترش و انتشار آنها بر روي سطح كره خاكي، تنوع و تطور عالم حيات مرهون بروز جهش بوده است.
قرآن كريم ايجاد عالم كائنات را در مراحل تكويني به عنوان «ظهور ناگهاني» يا «خلقت ناگهاني» نام مي‌برد:
آيه ۱۱۷ بقره – بَدِيعُ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ  وَ إِذَا قَضى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ
 ]او[ پديد آورنده آسمانها و زمين ]است‏[، و چون به كارى اراده فرمايد، فقط مى‏گويد: »]موجود[ باش«؛ پس ]فوراً موجود[ مى‏شود.
در اين آيه خداوند ظهور ناگهاني عالم هستي اعم از آسمانها و زمين را بيان فرموده و از عبارت «كن فيكون» استفاده نموده است. آنچه از اين عبارت به نظر مي‌رسد خلقت آني و ناگهاني مخلوقات مي‌باشد. بدين معني كه هر زماني كه خداوند صلاح بفرمايد هر آنچه را كه دستور هستي صادر فرمايد در همان آن، موجود خلق مي‌شود.
برخي از صورت ظاهر آيه خلقت بدون سابقه و خلقت بدون مقدمه را از «عدم» به «هستي» و يا از «يك شي» به «موجود زنده» تعبير نموده‌اند اما آنچه شايسته تفسير اين آيه است بروز يك «آفريده» جديدي در يك زمان خاص (اذا) پس از گذشت زمان از مراحل پيشين و با استناد به تكوين مراحل قبلي(قضي) است.
آيه ۷۳ انعام- وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض بِالْحَقّ‏ِ  وَ يَوْمَ يَقُولُ كن فَيَكونُ  قَوْلُهُ الْحَقُّ  وَ لَهُ الْمُلْك يَوْمَ يُنفَخُ فى الصورِ  عَلِمُ الْغَيْبِ وَ الشهَدَةِ  وَ هُوَ الحَْكيمُ الْخَبِيرُ
 و او كسى است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد، و هرگاه كه مى‏گويد: «باش»، بى‏درنگ موجود شود؛ سخنش راست است؛ و روزى كه در صور دميده شود، فرمانروايى از آنِ اوست؛ داننده غيب و شهود است؛ و اوست حكيم آگاه.
بر اساس نظريه مهبانگBig Bang)) در خلق كائنات، پس از انفجار اوليه و توليد اولين عناصر و تركيب آنها با يكديگر و سپس گسترش و انتشار آنها در تمام جهت بر اساس نيروي اوليه انفجار، اشكال مختلف هستي شكل گرفته و پس از گذشت از منه طولاني ستارگان، منظومه‌ها، سحابي‌ها، سيارات، كره زمين و سپس حيات شكل گرفتند. در عالم غير زنده تبديل و تركيب هر چند عنصر يا ماده با هم و ايجاد ماده‌اي جديدتر بر اثر واكنشهاي شيميايي در يك لحظه ناگهاني رخ مي‌دهد. هر چند كه تا رسيدن به شرايط مطلوب تركيب مواد به گذشت زمان و ايجاد بستر لازم نيازمند است اما پس از حصول شرايط بهينه، خلق پديده‌هاي جديد به طور ناگهاني و لحظه‌اي و يا در حداقل زمان رخ مي‌دهد. اين نوع خلقت پديده هاي غير حياتي با توجه به ايات قراني به صورت تدريجي است كه در يك زمان خاص، به وقوع مي پيوندد. اين نوع خلقت را نمي توان آني و بدون سابقه در نظر گرفت بلكه در حقيقت قبل از انجام آخرين مرحله تكاملي خلقت، مراتبي از تكامل” آفريده” در حال انجام بوده است كه با بروز يك حادثه خاص منجر به تشكيل يا خلق موجود جديد مي شود.
آيه ۴۰ سوره نحل – إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشىْ‏ءٍ إِذَا أَرَدْنَهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ
 ما وقتى چيزى را اراده كنيم، همين قدر به آن مى‏گوييم: «باش»، بى‏درنگ موجود مى‏شود
آيه ۸۲ سوره يس – إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شيْئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ
 چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‏گويد: »باش«؛ پس ]بى‏درنگ‏[ موجود مى‏شود
در اين دو آيه خداوند خواست و مشيت الهي را مقدم بر انجام امور دانسته و ايجاد هستي يا خلق هر آفريده‌اي را به فرمان و مشيت خود مي‌داند. آنچه در اينجا از آن به عنوان “امر” الهي ياد شد همانا منبع و منشاء لايزال الهي است كه در صورت خواست و مشيت پروردگار به انجام كاري به آن تعلق مي پذيرد و در حقيقت اراده خداوند همان پاسخ بسياري سئوالات و ابهامات موجود در علوم طبيعي است كه امروزه علم قادر به پاسخگوئي در مورد آن نمي باشد. شايد به مصداق آيه شريفه قران كه زمين و آسمان را مسخر انسان گردانيده است اميد است كه روزي با پيشرفت علم و فن آوري انسان قادر به شناخت اين نيروهاي هدفمند و موثر در عالم حيات و نيز كائنات باشد.

گفتگوي خداوند با فرشتگان
خداوند پيش از خلقت انسان و نيز همزمان با آفرينش او، در مورد خلقت با فرشتگان صحبت نموده است. با اندك توجهي به آيات مرتبط با خلقت انسان و بويژه گفتگوي خداوند با فرشتگان در مي يابيم كه در مراحل مختلفي از خلقت انسان و در پايان هر مرحله خداوند با فرشتگان گفتگو مي فرمايد.آنچه از اين آيات قابل استنباط می باشد خداوند در چهار مرحله مختلف و پس از چهار مرحله خلقت انسان با فرشتگان گفتگو می نمايد:
 71و۷۲ ص- إِذْ قَالَ رَبُّك لِلْمَلَئكَةِ إِنى خَلِقُ بَشراً مِّن طِينٍ– – فَإِذَا سوَّيْتُهُ وَ نَفَخْت فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سجِدِينَ 
انگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل خواهم آفريد–پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده درافتيد
در اين آيات كه اولين مرحله از صحبت خداوند با فرشتگان به شمار مي آيد خداوند خبر از خلق “بشر”ي – و نه آدم- از “طين” مي دهد. آنچه از اين آيه روشن است تا آنزمان هنوز موجودي به نام انسان و نيز آدم آفريده نشده است. لذا خداوند مي فرمايد كه پس از خلق انسان و دميدن روح خود در آن بر او به سجده افتيد.
آيه ۲۸ و ۲۹حجر-   وَ إِذْ قَالَ رَبُّك لِلْمَلَئكَةِ إِنى خَلِقُ بَشراً مِّن صلْصلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ- – فَإِذَا سوَّيْتُهُ وَ نَفَخْت فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سجِدِينَ
 و [ياد كن‏] هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گلى خشك، از گلى سياه و بدبو، خواهم آفريد.– پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده درافتيد.
آيه فوق مبين زمان و مرحله تشكيل گل سفال مانند سياه و بدبوئي است كه انسان (بشر) نيز از آن گل آفريده خواهد شد. چرا كه در آيه ۲۸ حجر خبر از خلقت انسان از گل مذكور مي‌دهد و تا آنزمان (دومين مرحله از گفتگوي خداوند با فرشتگان) فاز تشكيل هيدروكربور از گل اوليه و يا زمان تشكيل اولين ميكروارگانيسم‌هاي حياتي متابوليسم داراست كه منشاء خلقت موجودات و نيز انسان است. و تا اين زمان هنوز موجودي به نام انسان پا به عرصه حيات نگذاشته است. 
سپس در آيه ۲۹ سوره حجر خداوند شرايط آفرينش موجودي به نام انسان را به زيبائي بيان مي‌فرمايد. تشكيل اندام (سوي) و استواري آن و دميدن روح خود در آن شرط لازم براي خلقت «انسان»‌است.
آيه ۳۰ بقره- وَ إِذْ قَالَ رَبُّك لِلْمَلَئكَةِ إِنى جَاعِلٌ فى الأَرْضِ خَلِيفَةً  قَالُوا أَ تجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسفِك الدِّمَاءَ وَ نحْنُ نُسبِّحُ بحَمْدِك وَ نُقَدِّس لَك  قَالَ إِنى أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ
 و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت»، [فرشتگان‏] گفتند: «آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مى‏كنيم؛ و به تقديست مى‏پردازيم. » فرمود: «من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد
خداوند در مرحله سوم گفتگو با فرشتگان  خبر از خلق جانشيني بر روي زمين مي‌دهد. تا اين زمان فرشتگان از وجود مخلوقي به نام انسان هوشمند و بويژه حضرت آدم آشنائي و سابقه ذهني نداشته‌اند و تا اين زمان انسان آفريده نشده است. اما از حضور موجوداتي خونريز و سفاك مشابه انسان كه از قدرت خلاقيت و تعقل و تفكر برخوردار نيستند آگاهي دارند.
آيه ۱۱ سوره اعراف- وَ لَقَدْ خَلَقْنَكمْ ثُمَّ صوَّرْنَكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسجُدُوا لاَدَمَ فَسجَدُوا إِلا إِبْلِيس لَمْ يَكُن مِّنَ السجِدِينَ
 و در حقيقت، شما را خلق كرديم، سپس به صورتگرى شما پرداختيم؛ آنگاه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد. » پس [همه‏] سجده كردند، جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود
در اين آيه كه چهارمين  مرحله از گفتگوي پروردگار با ملائك به شمار مي آيد خداوند تاكيد مي‌فرمايد كه ما شما را آفريديم و سپس به صورتگري شما پرداختيم. هر آنچه مشخص است صورتگري انسان پس از خلقت وي انجام شده است و سپس ادامه مي‌دهد كه آنگاه به فرشتگان دستور سجده داديم. و اينجاست كه فرشتگان به دستور خداوند و به منظور اداي احترام به بزرگي و الوهيت خداوندي در خلق موجودي خردمند به عنوان خليفه الله در مقابل آدم(ع) به سجده مي افتند.

منشاء حيات در قرآن
پيدايش و خلقت موجودات از ظريف‌ترين نكات قرآني است كه بزيبائي شرح داده شده است. آفرينش موجودات زنده از آب و نيز خاك بارها مورد اشاره قرار گرفته است در اين ميان توجه ويژه‌اي به خلقت انسان از آب و خاك دارد.
۳۰ انبياء- أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السمَوَتِ وَ الأَرْض كانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَهُمَا  وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شىْ‏ءٍ حَىٍ  أَ فَلا يُؤْمِنُونَ
 آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختيم، و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم؟ آيا [باز هم‏] ايمان نمى‏آورند؟
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اعتقاد به نيروهاي ماورايي ، همزاد و همراه انسان از آغاز خلقت بوده است . انسانهاي اوليه ، اعتقاد داشتند كه بيماري و درد نوعي تجاوز ارواح خبيثه به جسم شخص است . بعدها جادوگران قبيله به تدريج وردهاي مخصوص بيرون راندن اين ارواح از بدن بيمار را تكميل كردند . آنها مشاهده گراني زيرك بودند كه پس از مدتي شروع به درك خواص دارويي بعضي ازگياهان كردند و براي التيام جراحات و تسكين دردها و ناراحتي ها داروهاي مختلف ساختند 
اينكه برخي امراض و بيماريها بدون دخالت عناصر مادي درمان شده و به اصطلاح شفا حاصل آمده باشد ، به لحاظ تاريخي اثبات شده است . 
 
اسناد اوليه انجيل حاوي اين مطلب است كه مردم اسرائيل خود را با ذخيره شدن به ماري برنجي در بيابان هنگام مار گزيدگي شفا مي دادند . 
 
موارد زيادي از شفاي روحي ـ فكري پيش از دوره نبوت موسي در اسناد تاريخي آن زمان ثبت شده است . عهد عتيق مملو ازموارد شفاي روحي ـ فكري است . اليشا ، اليا ، دانيال وديگر پيامبران شفا دهنده هاي روحي بودند و آن را به صورت بخشي ازكار خود انجام مي دادند . همه اين پيامبران به ژرفاي ساختمان بشر دست يافته بودند اصل شفا را كه در درون هريك از ما قرار دارد آزاد مي كردند (۲) 
 
نحوه شفاي عيساي مسيح نيز اين گونه بود كه او اظهار مي داشت تمام بيماريها نتيجه نابساماني حالات فكري دروني است . مسيح اين اصل راتعليم داد كه اگر حالات رواني خود را اصلاح كنيم ، حالات بيماري فيزيكي ناپديد خواهد شد . (۳)
 
مسيح با افراد در همان سطحي كه بودند برخورد مي كرد . در بعضي از موارد به زبان آوردن كلمات براي شفا كافي بود . در برخي ديگر او فقط بيمار را لمس مي كرد ، ولي حداقل دريك مورد هنگامي كه چشمان مرد نابينايي را به گل رس آغشته كرد ، از وسايل مادي استفاده نمود او مي دانست كه هيچ گونه خاصيت شفا دهنده اي درگل رس وجود ندارد،  ولي ازطرفي نيز مي دانست كه آن مرد نابينا براي شفا به تكيه گاهي مادي نياز دارد و به همين جهت دركاربرد آن ترديد نكرد . مسيح مي دانست كه شفا از طريق همان اصلي كه هنگام اداي سخنانش عمل مي كرد انجام گرفته است ، اما آنهايي كه نزد وي مي آمدند از نظر پذيرش وحي بسيار با هم متفاوت بودند . 
 
بعضي در فاصله هاي دور و در كشورهاي مجاور معالجه شدند و برخي ديگر در فاصله اي نزديك . يك زن فقير احساس مي كرد كه تنها  بالمس حاشيه عبايش شفا خواهد يافت .
 
هرچيزي كه بيمار را در پذيرا بودن  انديشه تندرستي كمك كند ، در شفا موثر است ، گرچه شفا دهنده مي داند كه كارش به طور كلي وكامل در فكر خود او انجام مي شود ، درست همان طور كه مسيح هنگام معالجه ،آن مرد نابينا به اين نتيجه مي رسد . (۴) 
 
بحث شفا ، حقيقتي نيست كه تنها در عصر كنوني كشف يا مطرح شده باشد ، بلكه تاريخچه آن به پيدايش انسان درعرصه حيات و بيماري او بر مي گردد . (۵) 
 
زيربناي تمام روشهاي معالجه ، اصل اساسي شفا است كه هربار كسي بهبود مي يابد ، الزاما به اين اصل تماس حاصل شده است . (۶ ) 
 
پايدارترين ، فوري ترين و درعين حال مطمئن ترين شفا، شفايي است كه منشاء آن روح باشد . براي اينكه روح تحت تاثير جسم وفكر انسان قرار نمي گيرد ، بلكه بر آنها برتري دارد و اين فكر و بدن انسان است كه تحت تاثير مستقيم روح قرار دارد. (۷) 
 
از زمانهاي دور شفا و شفاگران روحي ـ فكري وجود داشته اند . قبل از اينكه حضرت موسي از مار برنجي خود استفاده كند، شفاي فكري ـ روحي گهگاه انجام مي گرفته كه به ثبت نيز رسيده است . امكان اين مسئله با معالجاتي كه بدون دخالت عناصر مادي انجام پذيرفته ، اثبات شده است ، زيرا علم شفا برپايه درك درست فكر ، نحوه عمل آن و ارتباطش با شعور جهاني پايه گذاري شده است . درعين حال روشهاي مادي در شفاي بيماران ، نه تنها با روشهاي معمول در شفاي فكري و يا روحي منافات ندارد ، بلكه گاهي مكمل يكديگر مي باشند . به همين جهت پيامبران ، ائمه معصومين (علیه السلام) ، اولياء الهي ، وشفاگران روحي ، از كلمات يا اوراد و اذكار ويژه اي استفاده مي كردند و براي شفای هر دردي ، گاه دعايي مخصوص مي خواندند يا دعاها و اذكار خوانده شده را به طرف شخص مي دميدند يا آن را ، برآب دميده ، به بيمار مي خوراندند . همچنين از ماليدن دست برمحل درد يا محل جراحت بيمار استفاده مي كردند . شايد از همه عجيب تر ، نيروي شفايي باشد كه در تربت شهيدان راه خدا به ويژه سرور شهيدان حسين بن علي (علیه السلام) وجود دارد كه قرنهاست توسط شيعيان يا علاقه مندان به آن حضرت مورد استفاده و بهره برداري قرار مي گيرد. آري مقدار كمي از اين تربت ، معجزه مي آفريند و بيماريهاي درمان ناپذير را شفا مي دهد . (۸) 
 
به هرحال با اينكه اصل شفاي روحي بدون نياز به مسائل و ابزار مادي انجام مي شود ، ولي چنين شفايي كه براي حصول آن هيچ گونه ابزار يا شيوه مادي به كار نرفته باشد ، اندك است و غالبا به تناسب شرايط شفا دهنده و بيمار ، كم يا زياد از ابزار و يا شيوه هاي مادي هم استفاده مي شود . 
 
همچنين پيامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بيت (علیه السلام)  در زمان خودشان و حتي بعد از رحلت و شهادتشان انسانهايي بسيار را به اين طريق شفا داده و مي دهند و هم اكنون كساني كه هرشب جمعه و يا در مواقع خاص ديگر ، در مشاهد مشرفه حضرت علي  (علیه السلام) ، امام حسين(علیه السلام)  ، امام رضا (علیه السلام)  و يا با رفتن به مسجد جمكران و بسياري از اماكن مقدسه و امامزاده هاي معتبر و توسل به امام زمان (عجل الله فرجه ) و امامزاده ها به اين طريق شفا مي گيرند و دردهاي درمان ناپذيرشان را معالجه مي كنند كم نيستند
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهايي كه در ته دريا تشكيل مي شوند اغلب آثاري از جانداران قديمي به نام سنگواره يا فسيل را به همراه دارند . اگر روي گل نرم مرطوب راه برويد جاي پاي شما در آنجا باقي مي ماند وقتي جانور يا گياهي مي ميرد و در ميان گل ها يا ماسه‌هاي نرم مي افتد بدنش فاسد و تجزريه مي شود اما آگاهي اثري از جانداران روي سنگ باقي مي ماند كه نشان مي دهد آن جاندار چه شكلي داشته است. گاهي جاي خالي مانده‌ي بدن جاندار با ماسه ، گل يا كاني پر مي شود . در اين صورت قالب جامدي ، از بدن جاندار درست مي شود كه كاملاً شبيه به صدف برگ يا استخوان جاندار اوليه است 
ديرينه شناسي   شاخه اي از علم زمين شناسي است كه به مطالعه‌‌ي حياط ديرينه به اتكا به سنگواره ها مي پردازد . در اصل واژه ي فسيل   به معناي كندن هر چيز جالب توجه از زمين است و از كلمه اي لاتين   گرفته شده است . اما امروزه فسيل به معناي آثار و بقاياي موجودات باقي مانده از ادوار زمين‌شناسي در لابه‌لاي سنگ ها به كار مي‌رود . فسيل ها انواع بسيار دارند بقاياي موجودات نسبتاً جديد ممكن است به كلي از بين نرود بلكه از آن چيزهايي مثل دندان،‌ استخوان و صدفها باقي بماند . گاهي بدن جاندار بطور كامل همراه گوشت يافت مي‌شود و در اين گونه از فسيل ها در شرايط غير عادي و خاصي حفظ شده اند مانند بقاياي فسيلهاي ما قبل تاريخ به نام ماهوت كه در يخ هاي سيبري و آلاسكا محفوظ مانده اند و بقاياي موميايي شده تنبهاي خاكي در غارهاي صحرايي خشك نوادا . 
سنگواره هاي ديگري نيز يافت مي شوند كه بعضي از آنها شامل آثار موجودات ما قبل تاريخ است نمونه هاي چنين شواهدي عبارتند از : 
۱- ردپا :   ردپاي جانوران در رسوبات نرم كه بعداً سخت شده اند . 
۲- حفرات : لوله هايي كه توسط جانوران در رسوبات چوب يا سنك حفر مي شود اين حفرات ممكن است بعداً با مواد معدني پرشده و حفظ شود بعضي از قديمي‌ترين سنگواره هاي شناخته شده را حفرات كنده شده توسط كرمها تشكيل مي‌دهد. 
۳- كوپروليتها : عبارت از سنگواره مدفوع جانوران و يا محتويات شكم آنها است كه در مورد نوع تغذيه موجودات اطلاعات زيادي در اختيار ما مي گذارند . 

۲-۱-۱ اهميت موضوع پژوهش 
در پژوهش مسئله ي مهمي كه مورد توجه قرار مي گيرد اهميت موضوع آن است . 
هر چند كه فسيل ها در زندگي روزمره ي ما شايد به نظر بي ارزشي بيايند اما در خيلي مواقع براي ما كاربرد زيادي دارند . مثلاً ممكن است گاهي با يك فسيل روبرو شويم و بر اساس مطالعاتي كه انجام داده ايم آن را مورد بررسي قرار داده و نوع آن را متوجه شويم . 
و همانطور كه در متن تحقيق بيان شده است سوخت هاي فسيلي در زندگي آدمي امروزه كاربرد فراواني دارند و طور يقين مي توان گفت بيشتر نيازهاي انسان توسط سوخت هاي فسيلي بر طرف مي شود .
 
۱-۲-۱ سيري در زندگي ويليام اسميت 
ويليام اسميت   ميلادي ) زمين‌شناس انگليسي بود . شهرت او به سبب كارهايي كه در زمينه نقشه برداري از لايه هاي زمين انجام داد . هنگام نقشه برداري از تونلهايي كه براي استخراج معدنهاي زغال سنگ مي كندند و كانالهاي آب ، به پژوهش درباره ي لايه ها و چينه هاي زمين علاقه مند شد . قدري به اين كار دل بست كه دوستانش او را «اسميت چينه» مي خواندند . 
اسميت در سال ۱۸۱۶ ميلادي كتاب نقشه ي زمين‌شناسي انگلستان را ، كه حاصل سالها تجربه وپژوهشهايش در زمينه ي بررسي لايه ها و چينر هاي زمين در قسمت‌هاي گوناگون انگلستان بود ، منتشر كرد . در اين كتاب نوشت كه هر چينه اي كه بر سطح كنوني زمين نزديكتر باشد جوانتر از چينه هاي ديگر است . بنابراين ، مي‌توان از چينه ها براي طبقه بندي سنگواره بر حسب زمان نيز استفاده كرد . او عقيده داشت كه هر چه چينه هاي زمين پايينتر باشد ، سنگواره هايي كه در آن يافت مي شود قديميتر است و بنابراين ،‌اختلاف آنها با صورتهاي زندگي امروزه بيشتر است . از اين رو ، با مطالعه ي چينه ها ،‌مي توان به گذشته ي كره‌ي زمين و موجوداتي كه بر آن زيسته اند پي برد و تغييرهايي را كه به تدريج در شكل و ساختمان زمين روي داده است دريافت . 
پژوهشهاي اسميت در چينه شناسي ، كه قسمتي است از علم زمين‌شناسي ، يعني شناخت لايه اي از سنگ كه سرتاسر آن كمابيش يكسان و نسبت به لايه هاي زير و روي آن مشخص باشد و شرايط تشكيل آن و سن نسبي و پراكندگي و ويژگي هاي ديگر لايه ، تأثير فراوان داشت . 
ما نيز به پاس زحمات ارزشمند اين ديرينه شناس نام گروه تحقيقاتي خود را ويليام اسميت نهاديم 
 

 
۱-۳-۱ نخستين سنگواره ي حيواني در كجا پيدا شد و از چه زماي مطالعه درباره فسيل ها آغاز شد ؟ 
طي دو يا سه هزار ميليون سال گذشته انواع موجودات حيواني و نباتي بر سطح زمين زيست مي كرده اند كه سپس فسيل آنان منقرض شده و از بين رفته اند ما آنچه اطلاع درباره ي سرگذشت آنان حاصل مي كنيم از طريق مزالعه در بقاياي فسيل شده ي آنهاست . 
اجسام فسيل كه امروز به ما رسيده است بقاياي گياهان و حيواناتي هستند كه در دل سنگ ها نگهداري شده اند . سنگواره ها يا فسيل ها به اشكال مختلف در مي آيند . گاهي به صورت گوش ماهي ، استخوان ، فلس و ساير قسمت هاي سخت حيوان باقي مانده اند ولي اغلب اوقات مواد شيميايي جاي قسمتهاي سخت را گرفته است جاي پاي باقي مانده از حيوانات هم به صورت سنگواره در آمده ان . فسيل ها بقاياي جانداراني است كه ميليونها سال پيش از آنكه اسان از سرگذشت زندگي آنان آگاهي حاصل كند در زمين مي زيستند با اينحال شواهدي نيز در دست است كه برخي از انسان هاي اوليه فسيل هاي مزبور را مي شناخته اند و براي آنان ارزش قائل بودند و از همين رو نتيجه گيري كردند كه در اعصار گذشته اين كوه ها زير آب دريا بوده اند دانش مندان در حقيقت ، تحقيقات راجع به فسيل ها را در اواخر قرن هفدهم ميلادي آغاز كردند (جان ري) طبيعي دان انگليسي كه او را پدر تاريخ طبيعي انگليستان ناميده‌اند از نخستين دانشمنداني بود كه كه در اين مورد به تحقيقات جالبي دست يافت همچنين «بارون ژرژكو وير» طبيعي دان بزرگ فرانسوي ودانشمندان ديگري همچون ويليام اسميت به اين كار همت گماشتند . 
 

عتیقه زیرخاکی گنج