• بازدید : 17 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۴۹    کد محصول : ۹۸۹۳    حجم فایل : ۴۷۶ کیلوبایت   

بدون شک بعثت حضرت محمد(ص) به عنوان رسول خدا از میان قوم جاهل عرب آرمان بزرگ و برجسته ای در بر داشته است. و قرنهاست که این آرمان متعالی در سراسر جهان اسلام، متجلی گردیده است.

اسلام به معنای انقیاد، تسلیم شدن و گردن کجی است در برابر اوامر و نواهی خدا و دستورات رسول خدا (ص). دین اسلام، دین فطرت، پاکیزگی و اجتماع است، جامعه اسلامی را به نظافت و رعایت بهداشت و آداب اسلامی و عبادت تشویق و راهنمایی می کند. فرد مسلمان را موظف می­کند وقتی خود را زیر سایه اسلام دید از خود اسلامی مجسم بسازد، خود را الگوی مجسمی از اسلام قرار دهد زیرا هیچ سخن، خطبه و موعظه­ای نمی­تواند جانشین اسلام شود و اصل و پایه این تجسم نیز ایمان قلبی و عمل به اعمال اسلامی است. در حقیقت تنها دین اسلام است که شایسته پیروی بوده و ادامه مسیر آن آدمی را در این جهان فانی نیک­بخت و او را با سعادت اخروی به جهان ابدی می­سپارد.

یکی از اهداف این رسالت عظیم طهارت و پاکیزگی می باشد، چرا که در دین اسلام مکرراً در این باره سفارش شده است:

«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابینَ وَ یُحِبُّ المُتَطهِرینَ»[1]

همانا خداوند توبه کنندگان و تطهیرکنندگان را دوست دارد.

طهارت جسمی باعث آرامش روح و روان می گردد. و سلامتی که از نعمات والای خداوند است در سایه پاکیزگی و طاهر بودن بدست می آید. اسلام علاوه بر رعایت طهارت غذا، لباس، مکان، حیوانات و …… بسیار تاکید نموده است. رعایت پاکی هر کدام به دیگری وابسته بوده و عدم طاهر بودن هر کدام، نجاست دیگری را سبب می شود. بنابراین از منظر دین اسلام زندگی و حیات یک فرد مسلمان بر پایه پاکی و طهارت می باشد. بر استناد آیات آمده در قرآن و حتی کافرین نیز نجس به شمار می آیند.

فقهای بزرگ دینی اعم از شیعه و سنی در باره اصول طهارت و علی الخصوص طهارتهای سه گانه( وضو، غسل و تیمم) نظریات مختلفی دارند. ولی آنچه که مسلم است اعتقاد راسخ همه آنان به پاکی و وجوب رعایت آنها برای زندگی است. و بطور یقین ایمان هر مسلمان با رعایت پاکی کامل میشود.

پیامبر (ص) فرموده است:

«النظافهُ مِنَ الایمان.

نظافت جزیی از ایمان است. 

فرمانبرداری از قوانین والای دین اسلام  بطور حتم انسان را به سوی تعالی و خوشبختی سوق می دهد و بر مسلمان آگاه و دانا واجب است علاوه بر رعایت قوانین الهی و دینی خویش به ترویج و تبلیغ آن نیز بپردازد به امید روزی که دنیا پر از عدل و داد گشته و با انقلاب حضرت مهدی(ع) سایه اسلام بر تمامی عالم هستی گسترده باشد.

شیوه پژوهش کتابخانه ای و میدانی می باشد و در آن از نظر فقها ی بزرگ اسلام اعم از شیعه و سنی استاده شده است

برای خرید "   خرید و دانلود مقاله طهارت در دین اسلام   " چکار باید بکنیم ؟

 

روش اول : پرداخت آنلاین هزینه و دریافت لینک دانلود ( در این روش کافیست ایمیل و شماره موبایل خودتون رو در ۲ جای خالی در پایین همین صفحه بنویسید و سپس دکمه سبز رنگ پرداخت و دانلود فایل رو بزنید تا به درگاه امن بانک متصل شده و مبلغ مورد نظر رو واریز کرده سپس لینک دانلود فایل هم به ایمیلتون ارسال خواهد شد هم در صفحه خالی براتون ظاهر خواهد شد )

 

روش دوم : از طریق فرم تماس با ما ایمیل بفرستید و دریافت شماره حساب سایت فایل کار و پرداخت هزینه و سپس دریافت لینک دانلود از سوی مدیریت سایت

 

 

  • بازدید : 28 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه دين در فرهنگ لغات ونيز در كاربردهاي قرآني به معاني حكم وقضا ،رسم و عادت ، قانون ، جزا، حساب، شريعت، طاعت وبندگي ،تسليم و انقياد ، ملت ، اسلام ،روش ورويه وتوحيد وخداپرستي آمده است .۱
با اين كه اصل دين در باره پژوهشگران ودين پژوهان ، كهن ترين واثر گذارترين نهاد اجتماعي ومورد پذيرش وپيروي ملل ونحل د رطول تاريخ بوده وهست ۲٫ ولي در مفهوم اصطلاحي دين اختلاف شديدي وجود دارد وهر كس ، هر گروه ويا هر ملتي ، به اقتضاي نوع نگرشي كه به دين دارند ، تعريفي از دين ارائه كرده اند . يكي از نويسندگان غربي فقط درباره فراواني وتعدد تعاريف دين ودر غرب مي نويسد: « در غرب طي روزگاران ، آن قدر تعريف هاي فراوان از دين پديد آمده كه حتي ارائه فهرست ناقصي از آن ها غير ممكن است 
به نظر مي رسد بهترين وكامل ترين تعريف ، از آن مفسر حكيم ، علامه طباطبايي قدس سره باشد.
ايشان ، تعريف دين را – با كمي تفاوت – در دو صورت زير ،بيان داشته است :
۱- دين ، روش ويژه اي در زندگي دنيوي است كه سعادت وصلاح دنيوي انسان راهماهنگ وهمراه با كمال اخروي وحيات حقيقي جاوداني او تامين مي كند . از اين رو ،لازم است شريعت در برگيرنده قوانيني باشد كه به نيازهاي دنيوي انسان نيز پاسخ گويد .۱
۲- دين ، عبارت است از اصول وسنن وقوانين عملي كه برگزيدن وعمل به آنها تضمين كننده سعادت حقيقي انسان است . از اين رو لازم است دين با فطرت انساني هماهنگ باشد تا تشريع با تكوين مطابقت داشته باشد و به آنچه آفرينش انسان اقتصادي آن را دارد پاسخ گويد : چنان كه مفاد آيه فطرت « فاقم  وَجهَكَ لِلدّين حَنيفاً فِطرتَ الله الّتي النّاس عَلَيها . .» همين است  .
اين دو تعريف ، ناظر به دين حق در مرتبه كمالش مي باشد كه بر پايه خداشناسي وانسان شناسي واقع بينانه استوار است . يعني با توجه به ربوبيت حكيمانه الهي ونيز با توجه به اين كه انسان قابليت حيات ابدي وكمالات معنوي واخروي را در حد اقتضاي ظرفيتش دارد ، به ديني نيازمند است كه او را در پيمودن مسير حيات سعادتمندانه ،هدايت وياري كند ودر عين حال نيازهاي دنيوي او را نيز مورد توجه قرا ردهد وپاسخ هاي لازم ومورد نياز ودرخواست او را بدهد . وتامين خواسته هاي مشروع ، منطقي ومعقول دنيوي اش جز وبرنامه هاي هدايتي اش باشد يعني دين را از دنيا جدا نداند .

ضرورت دين داري 
دانشمند ودين پژوهان وجود دين وخداپرستي را براي همه انسانها وجوامع‌انساني‌ضروري‌دانسته ودين داري را نياز حياتي بشر اعلام مي‌دارند .
نخستين دليل ضرورت دين داري انسان ها ، همانا نياز فطري وروحي بشر به دين وخداپرستي است . روانشناسان مي گويند انسان ها براساس « حس مذهبي » ويا به تعبير « ويليام جيمز » روانشناس مشهور آمريكايي « احساسات مذهبي » كه مجموعه اي از احساسات وعواطف ذاتي انسان ها را در بر مي گيرد  . نيازمند عشق ورزي وعبادت خدا مي باشند .
در اهميت دين داري وخداپرستي همين بس كه روانشناسان و روانپزشكان به طور مكرر در مصاحبه با رسانه هاي گروهي اعلام مي كنند . ايمان مذهبي ودعا وراز ونياز با خدا ،يكي از بهترين وموثرترين راه هاي درمان بيماري هاي روحي وبلكه جسمي است . 
دومين علت نياز انسان به دين و ضرورت دين داري ، نياز به قوانين جامع و مترقي است ، زيرا قوانين ديني والهي به ويژه قوانين اسلامي – چنان كه در تعريف دين از سوي علامه طباطبايي ملاحظه كرديم – برنامه كامل زندگي مادي ومعنوي بوده و به جنبه هاي زندگي دنيوي واخروي توامان توجه نموده است . از اين رو ، در صورت پيروي كامل از دين وبه اجرا گذاردن همه قوانين ودستورهاي ديني هم زندگي مادي ودنيوي انسان سامان درستي مي يابد وهم زندگي معنوي ونيازهاي روحي وفطري بشر تامين مي شود . 
اما قوانين بر آمده از عقل بشر ودور مانده از دين وقوانين ديني ، با فرض درستي وعلمي بودن ، فقط توان سامان بخشي به زندگي مادي ورفاه زندگي دنيوي را دارد وتوان بر آوردن خواسته ها ونيازهاي معنوي وروحي بشر را ندارد.۱
راز پيدايش بحران شديد روحي واخلاقي درميان بشر متمدن غربي همين است كه با اتكاي به عقل صرف وقوانين بر آمده از آن مي خواهد به خوشبختي ورستگاري برسد زيرا وي گر چه در زندگي ماشيني ورفاه زندگي پيشرفت كرده ، ولي از جهات روحي واخلاقي دچار انحطاط وبحران شديدي شده است .
سومين علت نياز به دين وضرورت دين داري ، نياز به اخلاق وفضايل اخلاقي براي اصلاح روابط فردي و اجتماعي وايجاد وادامه يك زندگي سالم انساني است . همه اين آموزه هاي اخلاقي – چنان كه خواهد آمد – به طور كامل وكار بردي در دين يافت مي شود وعمدتا توسط دين داران راستين قابل اجرا است . در صورت نبود فضايل اخلاقي زندگي از شكل انساني خارج ودرنده خويي و زور گويي وستمگري جايگزين آن مي شود . 
اين رفتار غير انساني كه امروز از طرفداران دمو كراسي غربي نيست به ملل مظلوم ومستضعف دنيا مشاهده مي شود نتيجه عدم پاي بندي به يك دين اصيل و آسماني است .

اسلام ، يگانه دين حق 
با اين پيش فرض كه قران كريم تنها كتاب آسماني دست نخورده است كه تمام آيات آن بدون كم وكاست وحياتي بوده وتوسط فرشته وحي « جبرئيل » به پيامبر خاتم نازل گرديده است زيرا در جاي خود صحت اين ادعا با دلايل وقرائن قطعي فراوان به اثبات رسيده است براساس اعلام صريح قران كريم به عنوان مطمئن ترين سند ديني آسمانيط نه تنها دين حق وخالص از جميع جهات وجود دارد ،بلكه گروندگان به اديان ومذاهب مختلف هم موظف گرديدند تا در پي يافتن وگرويدن به دين وحق وخالص باشند وبه هر دين ومذهبي بدون تحقيق وحصول اطمينان از حقانيت ودرستي آن نگروند .
چنان كه خداوند به پيامبرش نيز فرمان داده تا دين ودين داراي اش را خالص گرداند .
«قُل اِنّي اُمرتُ اَن اَعبُدالله مخلِصاً لَهُ الدّينَ» (زمر ۳۹) آيه ۱۱) بگو : من مامورم كه فقط خدا را بپرستم در حالي كه دينم را براي او خالص كرده باشم.
درآيه زير ضمن تخطئه جدي معتقدات ديني اهل كتاب (يهود ،نصارا و ..) ونفي ورد تشكر گرايي در اديان ونادرست دانستن آن مي فرمايد :
« وَلا يَدينُونَ دين َ الحَقّ مِنَ الّذينَ اُو تُو الكِتابَ …»
(توبه (۹) آيه ۲۹)
وآيين حق ( وخالص ) را نمي پذيرند كساني كه داراي كتاب اند . بالاتر از اين قران كريم تصريح مي كند كه علاوه بر وجود دين حق وخالص ، چنين ديني به انسان ها هم ابلاغ شده وبه گوش آنها رسيده است ، به گونه اي كه حق از باطل ورشد از غي ، بازشناخته شده وازيكديگر متمايز گرديده است :
« قَد تَبَيّنَ الّرشدُ مِنَ الغَيّ ..»
(بقره (۲) :آيه ۲۵۶)
راه رشد وتعالي از راه انحرافي وباطل روشن شده است .
امام علي (ع) در روايات زيادي از جمله روايت زير بر وجود حق و باطل وقابل تفكيك بودن اين دو ، تصريح كرد مي فرمايد :
« حقّ وَباطِلُ وَ لَكُل اهل۱ُ»
حقي وجود دارد وباطلي وبراي هر كدام پيرواني است .
بنابراين ، اگر همان گونه كه نظريه پردازان « پلوراليسم ديني » و طرفداران « صراط هاي مستقيم » مدعي اند ، دين حق وخالصي وجود نداشته وبا فرض وجود ، دست يافتني نبوده ، دستور صريح وموكد قران مبني بر شناخت وپيروي از دين حق و خالص ، لغو وباطل مي شود در حالي كه در قران كريم كه سخن خداوند متعال است – هرگز دستور لغو وباطل وجود ندارد . چنان كه خود فرمود :
« لاياتيهِ الباطِلُ مِن بينِ يَدَيه ِ وَلا مِن خلقهِ تَنزيل مِن حَكيم حميد »
(فصلت (۴۱): ۴۲)
هيچ گونه باطلي ، نه از پيش رو ونه از پشت سر به سراغ آن (قرآن ) نمي‌آيد چرا كه از سوي خداوند حكيم وشايسته ستايش نازل شده است .
متفكر بزرگ شهيد مطهري درباره وجود دين حق درهر زمان ويگانه بودن آن فرمود :
دين حق در هر زماني يكي بيش نيست وبرهمه كس لازم است از آن پيروي كنند اين انديشه كه اخيراً درميان برخي از مدعيان روشنفكري رايج شده است » كه ميگويند همه اديان آٍسماني از لحاظ اعتبار درهمه وقت يكسان اند ،انديشه نادرستي است . درست است كه پيامبران خدا همگي به سوي يك هدف ويك خدا دعوت كرده اند ، ولي اين سخن به اين معنا نيست كه در هر زماني چندين دين حق وجود دارد وانسان مي تواند درهر زماني هر ديني را كه ميخواهد بپذيرد ،بلكه معناي آن اين است كه انسان بايد همه پيامبران را قبول داشته باشد وبداند كه پيامبران سابق مبشر پيامبران لاحق خصوصا خاتم وافضل آنان بوده اند وپيامبران لاحق مصدق پيامبران سابق بوده اند . پس لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشيم كه دوره اوست وقهرا لازم است در دوره ختميه به آخرين دستورهايي كه از جانب خدا وبه وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم واين لازمه اسلام ، يعني تسليم شدن به خدا وپذيرفتن رسالت هاي فرستادگان اوست ، 
  • بازدید : 27 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق مقایسه اهداف ازدواج در دین اسلام و مسیحیت-خرید اینترنتی تحقیق مقایسه اهداف ازدواج در دین اسلام و مسیحیت-دانلود رایگان تحقیق مقایسه اهداف ازدواج در دین اسلام و مسیحیت-تحقیق مقایسه اهداف ازدواج در دین اسلام و مسیحیت
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
از جمله علل ازدواج در ديدگاه اسلام، تأمين آرامش و سكون است. «من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و…» (روم، ۲۱)، «از نشانه‌هاي خدا اين است كه از جنس خودتان براي شما همسراني را آفريد تا در كنار آن‌ها آرامش بيابيد.» در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

لماى دين شناسى و نويسندگان تواريخ مذاهب معمولا تحت عنوان «اديان » بحث مى كنند، مثلا مى گويند دين ابراهيم، دين يهود، دين مسيح و دين اسلام، هر يك از پيامبران صاحب شريعت را آورنده يك دين مى دانند.اصطلاح شايع ميان مردم نيز همين است. ولى قرآن اصطلاح و طرز بيان ويژه اى دارد كه از بينش خاص قرآنى سرچشمه مى گيرد.از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكى است.همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غير صاحب شريعت به يك مكتب دعوت مى كرده اند. اصول مكتب انبياء كه دين ناميده مى شود يكى بوده است.تفاوت شرايع آسمانى يكى در يك سلسله مسائل فرعى و شاخه اى بوده كه بر حسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگيهاى مردمى كه دعوت مى شده اند متفاوت مى شده است و همه شكلهاى متفاوت و اندامهاى مختلف يك حقيقت و به سوى يك هدف و مقصود بوده است، و ديگر در سطح تعليمات بوده كه پيامبران بعدى به موازات تكامل بشر، در سطح بالاترى تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده القاء كرده اند
مثلا ميان تعليمات و معارف اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان، و معارف پيامبران پيشين از نظر سطح مسائل، تفاوت از زمين تا آسمان است، و به تعبير ديگر، بشر در تعليمات انبياء مانند يك دانش آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده اند.اين، تكامل دين است نه اختلاف اديان.قرآن هرگز كلمه «دين » را به صورت جمع(اديان) نياورده است.از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دين بوده نه اديان.يك تفاوت پيامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ اين است كه فلاسفه هر كدام مكتب مخصوص به خود داشته اند، از اين رو هميشه در جهان «فلسفه ها» وجود داشته نه «فلسفه » ، ولى پيامبران الهى هميشه مؤيد و مصدق يكديگر بوده اند و يكديگر را نفى نكرده اند.هر كدام از پيامبران اگر در محيط و زمان پيامبر ديگر مى بود مانند او قانون و دستور العمل مى آورد. 
قرآن تصريح مى كند كه پيامبران يك رشته واحدى را تشكيل مى دهند و پيامبران پيشين مبشر پيامبران پسين بوده اند و پسينيان مؤيد و مصدق پيشينيان بوده اند، و هم تصريح مى كند كه از همه پيامبران بر اين مطلب كه مبشر و مؤيد يكديگر باشند پيمان اكيد و شديد گرفته شده است، مى گويد: ياد كن هنگامى را كه خداوند از همه پيامبران پيمان گرفت كه آنگاه كه به شما كتاب و حكمت دادم و سپس فرستاده اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى كند، به او ايمان آوريد و او را يارى نماييد.خداوند گفت: آيا اقرار و اعتراف كرديد و اين بار را به دوش گرفتيد؟همه گفتند: اقرار كرديم.خداوند گفت: پس همه گواه باشيد، من نيز از گواهانم .«و اذ اخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب و حكمة ثم جائكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه قال ااقررتم و اخذتم على ذلكم اصرى، قالوا اقررنا، قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين» (آل عمران/۸۱).
 قرآن كريم كه دين خدا را از آدم تا خاتم يك جريان پيوسته معرفى مى كند نه چند تا، يك نام روى آن مى گذارد و آن «اسلام » است.البته مقصود اين نيست كه در همه دوره ها دين خدا با اين نام خوانده مى شده است و با اين نام در ميان مردم معروف بوده است، بلكه مقصود اين است كه حقيقت دين داراى ماهيتى است كه بهترين معرف آن لفظ اسلام است، و اين است كه مى گويد: ان الدين عند الله الاسلام (آل عمران/۱۹) . دين در نزد خدا اسلام است. يا مى گويد:« ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما» (آل عمران/۶۷) ابراهيم نه يهودى و نه نصرانى بلكه حق جو و مسلم بود. قرآن کریم هرگز کلمه دین را به صورت جمع (ادیان) نیاورده است. دین در قرآن همواره مفرد است، زیرا آن چیزی که وجود داشته و دارد دین است نه دینها. بعلاوه، قرآن تصریح می کند که دین مقتضای فطرت و ندای طبیعت روحانی بشر است. «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها»(روم/۳۰)؛ حق جویانه چهره خویش را به سوی دین، همان فطرت خدا که مردم را بر آن آفریده، ثابت نگهدار. مگر بشر چند گونه فطرت و سرشت و طبیعت می تواند داشته باشد؟! اینکه دین از اول تا آخر جهان یکی است و وابستگی با فطرت و سرشت بشر دارد – که آن نیز بیش از یکی نمی تواند باشد – رازی بزرگ و فلسفه ای شکوهمند در دل خود دارد و تصور خاصی درباره فلسفه تکامل به ما می دهد. 
دین حق در هر زمانی یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کند . این اندیشه که میان برخی از مدعیان روشنفکری ، اخیرا رایج شده است که می گویند همه ادیان آسمانی از لحاظ اعتبار در همه وقت یکسانند اندیشه نادرستی است . البته صحیح است که میان پیامبران خدا اختلاف و نزاعی وجود ندارد . پیامبران خدا همگی به سوی یک هدف و یک خدا دعوت می کنند . آنان نیامده اند که در میان بشر فرقه ها و گروههای متناقضی بوجود آورند . ولی این سخن به این معنی نیست که در هر زمانی چندین دین حق وجود دارد و طبعا انسان می تواند در هر زمانی هر دینی را که می خواهد بپذیرد ، بر عکس ، معنای این سخن این است که انسان باید همه پیامبران را قبول داشته باشد و بداند که پیامبران سابق مبشر پیامبران لاحق خصوصا خاتم و افضلشان بوده اند و پیامبران لاحق مصدق پیامبران سابق بوده اند ، پس لازمه ایمان به همه پیامبران این است که در هر زمانی تسلیم شریعت همان پیامبری باشیم که دوره او است و قهرا لازم است در دوره ختمیه به آخرین دستورهایی که از جانب خدا به وسیله آخرین پیامبر رسیده است عمل کنیم و این ، لازمه اسلام ، یعنی تسلیم شدن به خدا و پذیرفتن رسالتهای فرستادگان او است . 
برخی عقیده دارند که انسان به دین خاصی ملزم نیست ، هر دین از ادیان را داشته باشد کافی است .ما این ایده را باطل می دانیم . درست است که در دین ، اکراه و اجباری نیست : ” « لا اکراه فی الدین » ” ( بقره / . ۲۵۶ ) ولی این سخن به این معنی نیست که دین خدا در هر زمانی متعدد است و ما حق داریم هر کدام را که بخواهیم انتخاب کنیم . چنین نیست ، در هر زمانی یک دین حق وجود دارد و بس ، هر زمان پیغمبر صاحب شریعتی از طرف خدا آمده مردم موظف بوده اند که از راهنمایی او استفاده کنند و قوانین و احکام خود را چه در عبادات و چه در غیر عبادات از او فرا گیرند تا نوبت به حضرت خاتم الانبیاء رسیده است . در این زمان اگر کسی بخواهد بسوی خدا راهی بجوید باید از دستورات دین او راهنمایی بجوید . قرآن کریم می فرماید : « و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخرش من الخاسرین( آل عمران / . ۸۵ ) . ” و هر کس غیر از اسلام دینی بجوید هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود ” . اگر گفته شود که مراد از اسلام ، خصوص دین ما نیست بلکه منظور تسلیم خدا شدن است ، پاسخ این است که البته اسلام همان تسلیم است و دین اسلام همان دین تسلیم است ولی حقیقت تسلیم در هر زمانی شکلی داشته و در این زمان ، شکل آن همان دین گرانمایه ای است که به دست حضرت خاتم الانبیاء ظهور یافته است و قهرا کلمه اسلام بر آن منطبق می گردد و بس . به عبارت دیگر لازمه تسلیم خدا شدن پذیرفتن دستورهای او است و روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور خدا همان چیزی است که آخرین رسول او آورده است . 
در دین اسلام، ملیت و قومیت به معنائی که امروز میان مردم مصطلح است، هیچ اعتباری ندارد. زیرا ملاک های مطرح شده در شعار ناسیونالیسم بر عواطف و احساسات قومی و ملی متکی نه بر عقل و منطبق به همین دلیل بیشتر جنبه متقی به خود می گیرد و افراد را تحت عنوان ملیت های مختلف از یکدیگر جدا می کند و روابط خصمانه ای میان آنها به وجود می آورد و حقوق واقعی دیگران نادیده گرفته می شود. اما ناسیونالیسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد، یعنی موجب همبستگی بیشتر و روابط حسنه بیشتر و احسان و خدمت بیشتر به کسانی که با آنها زندگی مشترک داریم، بشود ضد عقل و منطق نیست و از نظر اسلام مذموم نمی باشد. دین اسلام به همه ملت ها و اقوام مختلف جهان با یک چشم نگاه می کند و از آغاز نیز دعوت اسلامی به ملت و قوم مخصوص اختصاص نداشته است، بلکه این دین می کوشیده است که با وسایل مختلف ریشه ملت پرستی و تفاخرات قومی را از بیخ و بن بر کند. 
این داعیه اسلام بر این دو اصل استوار است که اسلام نه رنگ و بوی خاص یک ملت را دارد و از طرف ملل مسلمان پذیرفته شده با آغوش باز و میل و رغبت مواجه شده است و حتی توانسته است در پرتو وحی الهی عناصر مثبتی که با توحید اسلامی سازگار است. در بطن فرهنگ خود حفظ کرده و از طرفی آن را پربار نموده و از طرف دیگر آن را از گزند و دست برد زمان محفوظ بدارد. زیرا حقایق اسلامی، حقایقی فرازمانی بوده و عناصر مندرج در این حقایق از گزند گذشت ایام در امان می ماند. 
برخی از اروپائیان ادعا می کنند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در ابتدای دعوت خویش تنها در صدد هدایت قریش بود ولی بعدا با پیشرفتی که در کار خود احساس کرد، تصمیم گرفت دعوت خویش را به سایر ملل عرب و غیرعرب تعمیم دهد. اما این سخن بی اساس به هیچ دلیل تاریخی استناد نداشته و اصول و قرائن قرآنی نشان می دهد که پیامبر در همان بدو بعثت، دعوتی جهانی داشت. از جمله شواهدی که در آیات قرآنی بر این امر اشاره دارد، می توان از آیات ذیل نام برد: در سوره تکویر آیه ۲۷ که می فرمایند: «ان هو الا ذکر للعالمین» نیست این، مگر یک تذکر برای تمام جهانیان. لفظ “عالمین” نشان دهنده عمومی بودن و فرازمانی بودن دعوت پیامبر می باشد. 
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حضرت محمد (ص) درباره اهمیت وجود عدالت در یک نظام سیاسی و اجتماعی و رابطه حکومت گران با حکومت شوندگان می فرمایند : 
اساس یک حکومت عدالت است و حکومت همراه با کفر می تواند استمرار یابد اما بدون عدالت دوام آن ناممکن است. اصولاً اجتماع متشکل از انسانها بر مبنی وجود عدالت است که انسجام می یابد و تدوام پیدا می کند، چرا که هر عضو جامعه انسانی برای برخورداری از حقوق انسانی و در جهت تکامل یافتن ابعاد ذات انسانیش با دیگر انسانها ارتباط و تعامل می یابد و بعد دیگر این حقوق، تکالیفی است که او بایستی در برابر دیگران تقبل نماید و عدالت تار و پودیست که حقوق و تکالیف را به هم پیوند می زند، نظم می بخشد و هماهنگ میکند
در اسلام با توجه و رعایت حقوق هر عضو از اعضاء اجتماع که در پرتو آن استعدادها و توانائیهای هر فرد پرورش می یابد اصالت و اولویت به جامعه داده شده است و مصلحت مسلمانان به منافع هر فرد ارجح دانسته شده است، در تفسیر آیه « وَالسَّمَاءِ رَفَعَهاَ وَ وَضَعَ المِیزَانِ» نتیجه گرفته می شود که نظام هستی بر عدل استوار شده است و میزان که در کلام خداوند همان عدل است در کیهان و کل نظام هستی حاکم است و بدون تردید بر زندگی اجتماعی افراد در جامعه نیز بایستی نظمی حاکم باشد تا از محور عدل تجاوز نشود زیرا استقرار نظم بر پدیده های تکوینی و تشریعی مایه حیات و زندگی است و به تبعید دیگر فعالیت و موجودیت هر پدیده ای در گروه استقرار عدل (نظم) است، اما ابزار و وسیله ای که بشر برای ایجاد و استقرار نظم در اجتماع به کار می گیرد برقرار حکومت و وضع قوانین و مقررات بر اساس شریعت است. 
چرا عدالت زیبا است؟ رابطه عدالت با پیشرفت کشور چیست؟
اگر عدالت در جامعه برقرار و استوار باشد مهمترین چشم اندازی که از تأمل بیننده به نظر می آید هماهنگی و نظام مندی جامعه است به شکلی که هر جزء و قسمت از اجتماع در جایگاهی متناسب و هماهنگ با دیگر اجزاء و قسمتها و با کارآمدی به اجرای وظیفه و انجام تکالیف خواهد پرداخت. زیستن در جامعه رو به تکامل و تعالی و  کشوری در مسیر پیشرفت و توسعه بدست نخواهد آمد مگر با و از طریق برقراری عدل محوری در رابطه میان حکومت گران و حکومت شوندگان که به جریان یافتن درست کارها و جلب رضایت اعضاء جامعه نسبت به نظام سیاسی می شود. در صورتیکه مسئولان و مجریان برنامه ریزی و سیاستگذاری با توجه به عدالت و بر اساس عدل محوری عمل می نمایند ظلم و تبعیض و حق سوزی اعضاء جامعه در جامعه دیده نمی شود که بالاترین زشتی در یک جامعه است. وجود تبعیض و عدم به اجرای در میان مردم یک جامعه چهره زشت فقر و محرومیت را آشکار می کند و فسادی که از آن ناشی می شود معضلات و مشکلات انبوهی را  پدید می آورد. زیبائی یک اجتماع و شهر را   تنها ساختمانها  و اتومبیلهای مدرن و خیابانهای زیبا موجب نمی شوندبلکه آنچه که مهمتر است و بر روح مردم و اندیشه یک شهروند و عضو یک جامعه تاثیرگذار است نه زیبائی شهر و پارکها بلکه وجود یا فقدان معضلات و مشکلات اجتماع و آسیبها و صدمات ناشی از آنهاست که موجب انگیزه و شوق به زندگی در انسان و یا بر عکس ناخشنودی و بی انگیزگی به مسئولیت و زندگی می شود. در جامعه ما نیز معضلات و آسیبهای اجتماعی که عمدتاً ریشه در محرومیتها و فقر دارند خصوصاً در شهرهای بزرگ مدتی است که به شکل گسترده آشکار شده است نظیر بزهکاری جوانان و نوجوانان که قاعدتاً ریشه در بیکاری گسترده و فقر و محرومیت خانواده دارد. با توجه  به اینکه استقرار عدالت و حمایت از محرومین و مستضعفین از اصول و ارکان اصلی انقلاب اسلامی ما بوده اند با توجه و پیگیری بیشتر نسبت به معضلات اقتصادی و اجتماعی و سرلوحه قرار دادن استقرار عدالت اجتماعی که در دولت رئیس جمهور محترم آقای احمدی نژاد به آن اهتمام ویژه و جدی شده است نسبت به ریشه کنی بی عدالتی اهتمام گردد که نتیجه آن مطمئناً زیباتر شدن چهره شهر و اجتماع می باشد. 
رابطه عدالت با همدلی و همبستگی مردم چگونه است؟
ایجاد و تداوم همدلی و همبستگی در میان مردم یک کشرو را در اثر مستقر شدن عدالت در دو محور می توان مشاهده کرد : 
اول در عرصه اجتماعی که مفهوم آن به طور خلاصه احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی می باشد که زمینه اجرایی شدن آن سه عرصه زیر را در بر می گیرد : 
عدالت اداری به مفهوم قائل نشدن تبعیض بین افراد یک جامعه و ارائه فرصت ها متناسب با استعدادها و توانائیهای افراد و وجود عدالت در سیستم اداری و برنامه ریزی (دیوانسالاری) عدالت قضائی که از برابری حقوق انسانها ناشی می شود و بدین معناست که در پیشگاه قانون و در زمان احقاق حقوق هر عضوی از اجتماع این برابری بایستی در عمل به اجرا  گذاشته شود و استیفای حقوق افراد جامعه تحت تأثیر ملاحظات دیگر جز عدالت قرار نگیرد. عدالت اقتصادی که منظور از آن بهره مند شدن اعضاء جامعه به یکسان از منافع عمومی (بیت المال) و عدم وجود رانت یا امتیاز به نفع افراد یا طبقه خاصی که موجب لطمه خوردن به اقشار و طبقات دیگر جامعه شود و نیز توزیع برابر فرصتهای اقتصادی و شغلی در جامعه. در صورتیکه عدالت و عدل محوری در عرصه های فوق وجود داشته باشد شاهد تأثیر مثبت و مطلوب آن به تحکیم همدلی و همبستگی مردم خواهیم بود. برداشتن محدودیت در توزیع امکانات و امتیازات موجب خواهد شد تا هر عضو جامعه بتواند براساس توانائیش مسئولیتی را تقبل نماید در نتیجه هم به کارآمدی در انجام کارها افزوده می شود و هم به میزان مشروعیت نظام سیاسی نزد افکار عمومی اضافه می گردد. به عبارت دیگر بین عدالت و گستره عمومی ارتباط دوجانبه وجود دارد به طوریکه تحکیم پایه های عدالت محوری در سیاستگذاری و برنامه ریزی دولت از ایجاد شکاف و فاصله میان دولت و مردم می کاهد و از طرف دیگر بهره مندی همگانی از مواهب و منافع عمومی موجب تقویت انگیزه ها و محکم تر شدن رشته همدلی و همبستگی بین اعضاء یک جامعه خواهد شد. محور دیگر رابطه عدالت با همبستگی و همدلی به مسأله انسان سازی و درونی سازی عدالت طلبی برای اعضاء جامعه باز می گردد. چنانکه از دیدگاه امام علی ( ع ) عدالت اخلاقی  پایه اساس عدالت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است و اگر چه در حالتیکه جامعه موزون و متعادل نباشد اخلاق شخصی و فردی هم متعادل و موزون نخواهد بود اما فقط چشم به انتظار عدالت نشستن در حالیکه ایمان و تقوی در نخبگان واعضاء جامعه پرورش داده نشود انتظاری بیهوده خواهد بود و اهتمام به پرورش انسانهای عدالت طلب رکن اصلی و بستر پی ریزی یک اجتماع عادلانه است. 
-مصادیق و زمینه های عدالت در حوزه آموزش و پرورش کدام است؟ برای برقراری عدالت در آموزش و پرورش چه نوع کارهایی را پیشنهاد می کنید؟ پیش از آنکه به بررسی زمینه های گسترش عدالت درآموزش و پرورش بپردازیم شاید بهتر باشد که ابتدا به جایگاه و اهمیت آموزش و پرورش در روند رو به رشد و توسعه جامعه پرداخته شود. سیستم آموزشی در هر کشور مهمترین ابزار فرهنگ سازی و ارتقاء سطح علمی و فنی جامعه است و این مهم در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته به اثبات رسیده است چرا که در هر جامعه از طریق سیستم آموزشی می توان به تربیت و پرورش نسل فردای جامعه پرداخت و علاوه بر بالا بردن سطح معلومات و آگاهیهای علمی به هنجارسازی و درونی سازی ارزشهایی که برای رشد و تکامل اجتماع لازم می باشند پرداخت، ارزشهایی مثل : عدالت طلبی، سخت کوشی، انظباط، آزادیخواهی و علاقه به فرهنگ و تاریخ کشور خود برای آنکه آموزش و پرورش بتواند به شکل مطلوب به این وظیفه و مسئولیت مهم عمل نماید بایستی توجه جدی به دو قشر معلمان و متعلمان در رأس سیاستگذاری و برنامه ریزی قرار گیرد. از آن رو که نقش و اهمیت معلمان را در تعلیم و تربیت نسل آینده جامعه نمی توان از یاد برد. پس ایجاد و استقرار شرایط مطلوب و مساعد که شوق انگیزه ها و ابتکارات این طبقه می باشد را نمی توان از نظر دور داشت، چنین برنامه ریزی را می توان با از بین بردن و یا به حداقل رسانیدن دغدغده ها و معضلات ناشی از شرایط اقتصادی اجرا نمود از طریق اقداماتی مثل: 
– افزایش حقوق و تسهیلات مالی برای معلمان و نیز فراهم کردن امکانات برای دوران بازنشستگی
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

دانلودفایل تحقیق دین اسلام

اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از دینهای ابراهیمی جهان است. پیرو این دین را مسلمان می گویند. آنها بر این باورند که خدا مستقیماًبر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است. این دین هم اکنون از نظر تعداد رسمی پیروان در مکان دوم و پس از دین مسیحیت جای دارد.

ریشه واژه

اسلام در زبان عربی از ریشه ( س-ل-م) که به معنای « تسلیم صلح آمیز؛ تسلیم شدن؛ اطاعت؛ صلح ) است مشتق گردیده است. این واژه را می توان  با واژه هم ریشه­اش در زبان عبری مقایسه کرد. شالوم که از ریشه  ( شین لامد مم ) در زبان عبری مشتق گردیده دارای معالهای دیگری در بسیاری از زبانهای سامی بوده و به معنای کمال، تکمیل و تندرستی است.

از دیگر مشتقات سه حرف ( س-ل-م ) می توان موارد زیر را نام برد:

§        سلام به معنای « صلح » که همچنین به عنوان درود هم است.

§        السلام ( آرامش ) یکی از ۹۹ نام خدا در قرآن.

§        مسلم، کسی که از اسلام تبعیت می کند؛ کسی خود را به خداوند تسلیم می کند.

باورها

اسلام برای هر فردی با شهادتین آغاز می شود. شهادتین به زبان آوردن دو جمله « لا اله الا الله » و « محمد رسول الله » است که به ترتیب به معنای هیچ خدایی جز الله وجود نداردو محمد پیامبر الله است. فردی که تصمیم به ایمان آوردن به اسلام را دارد باید این دو جمله را بر زبان آورده و آنها را باور کند.

مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فرو فرستاد. تقریباً همه مسلمانان بر این باورند که محمد آخرین پیامبر خدا و مکمل همه آنها است. در نتیجه سخنان او و کتابش تا روز قیامت برای بشریت وجود دارند. مسلمانان بر این باورند که بخشهایی از کتابهای تورات و انجیل فراموش شده­اند، اشتباه تفسیر یا نوشته شده­اند یا توسط دنباله روان آنها تحریف گشته­اند در نتیجه پیام اصلی آنها از بین رفته است. آنها با باور به این مساله، معتقدند که قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی شده به انسانها برای تصحیح آن کتابها نازل شده است.


عتیقه زیرخاکی گنج