• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد یر است:

اسلام ديني است که به روابط اجتماعي و چگونه حاضر شدن دراجتماع وخوشرو وخنده رو بودن درجامعه وزدودن غبار غم از چهره دوستان بوسيله شادابي وخندان بودن تأکيد بسياري کرده است. واز مؤمنان خواسته است تا از اخمو بودن و تلخي کردن وغمگين بودن دوري کنند چرا که هم در زندگي خود آنها وهم بر اطرافيان آنها اثر منفي مي گذارد.فرهنگ اسلامي يک فرهنگ غني وبسيار کهن است وفرهنگي کامل که در تمام ابعاد آن سخن به ميان آمده است ودين اسلام کاملترين دين است که به تمام امور در زندگي توجه کرده است واينکه اگر بگوييم دين اسلام و فرهنگ اسلامي مساوي است با نشاط ، اميد،شادي سخني به گزاف نگفته ايم . 
 تمام سخنان و سفارشاتي که در قرآن و دين اسلام براي انسانها گفته شده است منطبق بر خواسته هاي فطر ي آنهاست وبراي درست زندگي کردن و سعادتمند شدن هم دراين دنيا و هم درجهان آخرت است .دين منظمي که براي تمام امور زندگي برنامه و راه کار به ما نشان داده است.۱
 
شادي کردن ودوري ازغم منفي واحساس خوشبختي کردن از اصلي ترين برنامه هاي اين فرهنگ غني و دين کامل است . دقت در سخنان ائمه و پيامبرصلي الله عليه واله اهميت فوق العاده شادي و تبسم و خوشرويي را نشان مي دهد و در جمله اي  پيامبر صلي الله عليه واله فرمودند: اگر دو روز شما با هم مساوي باشد ضرر کرده ايد.۲
 منظوراينکه زندگي بايد هميشه در حال تازه ونوشدن باشد. 
 البته در اين فرهنگ غني جايي براي غم و اندوه نيز باز مانده است و آن غم و اندوه بر فراق محبوب واندوه بر گناهان و اشتباهات زندگي و غيره است و همچنين احساس همدردي با دوستان و خانواده در دنياست.
 شادي وغم در عرفان اسلامي:
 سؤالي برايم پيش آمد و آن اينکه اگر اسلام دين شادي است و در آن شادماني و شادمانگي يک ارزش و باعث سعادت دنيا وعقبي است پس چرا عرفاء واهل سير سلوک غم را يک فضيلت شمرده اند؟ و براي زندگي تعبيرهايي سوزناک و وصفهايي غم انگيز بکار برده اند؟
 
چرا غم را گوهرگرانبها ناميده اند؟
 جواب سؤالم را جستجو کردم درمجلات وکتابهاي بسيار وحتي از افرادي نيز پرسيدم تا اينکه يک روزمقداري مطلب در رابطه با سؤالم درکتاب زندگي شادمانه صمد وليزاده يافتم که مفهوم آن را مي نويسم. 
 
لازم به توضيح است که در عرفان اسلامي غم مساوي و معادل با شادي و حتي شادي  وصف ناپذير ،مي باشد. و منظور ازغم يک رهايي دروني ،تخليه کامل ذهني واحساس سرخوشي وسرزندگي و پرواز روحاني است. شايد اين حالت براي شما هم پيش آمده باشد که بعد از دعا و مصيبت اهل بيت واشک ريختن از روي صدق وصفا يک احساس سبکي روح به شما هم دست داده باشد ويک خوشحالي وشادماني که خودتان هم دليل اين شادي را نفهميده ايد. بله اين شادي نيست مگر بخاطرسبکي روح.
 
اين غم از نظر روانشناسي يک شامانگي واقعي است . و حافظ که  واژه غم را در 
 
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق                    هر دم از نو غمي آمد به مبارك بادم
 
استفاده کرده است منظور افسردگي و بن بست فکري نيست بلکه اين غم نشانه تابش نور عشق الهي ، غمي که هر دم و هر لحظه به خاطر حلقه بگوش در میخانه عشق بودن به سراغ حافظ مي آيد. دري ازدرهاي آسماني ، شادي ومستي عاشقانه است که تمام ذرات وجود يک عارف را در برمي گيرد ومملو از شور وعشق و لذت مي کند. شادماني واقعي يعني لذت بردن از لحظه لحظه زندگي.
 
پس در عرفان اسلامي غم هجران معشوق و دوری یار، مقدمه شادي و غم رسیدن به محبوب و یار زيباترين وبا شکوه ترین شادمانگي است ولذتي وصف ناپذیردارد. 
 
 
سخن پيشوايان اسلامي در غم و شادي :
پيشوايان و ائمه ديني ما در مورد غم و شادي واقعي و غم و شادي منفي سخنان گهرباري گفته اند که ماحصل آنها ونتيجه آن را درزير مي نويسم .
 
شادي کردن مؤمنان خود يک عمل پسنديده وخوب است که زدودن غم واندوه از چهره مؤمن باعث شاد شدن دل او درقيامت مي شود وبهشت براي کساني که دل مؤمن را شاد مي کنند مباح شمرده شده است و بعد از سلامتي و تندرستي بزرگترين نعمت خنده است و اينکه شادي مايه آرامش روان است و غم واندوه نفس را در تنگنا قرار مي دهد و آرامش را از بين مي برد . 
 
امام علي (عليه السلام) فرمودند: 
همانا انسان گاهي خوشنود می شود به چيزي که هرگزاز دستش نمي رود و ناراحت مي شود براي از دست دادن چيزي که هرگز به آن نخواهد رسيد ، ابن عباس خوشحالي تواز چه چيز مي باشد که در آخرت براي تومفيد باشد و اندوه تو براي ازد ست دادن چيزي ازآخرت باشد، آنچه از دنيا به دست مي آوري تو را خشنود نسازد، آنچه در دنيا از دست مي دهي زاري کنان تأسف مخور، و همت خويش را به دنياي پس از مرگ واگذار.۳
 
و همچنين در جايي ديگر امام علي (عليه السلام ) فرمودند : 
با به دست آوردن مالي از دنيا شادمان مي گرديد ومتاع بسيار آخرت را از دست مي دهيد واندوهناک نمي شويد.۴
 
که اشاره به شادي منفي و آن خشنودي به اموال دنيا است  که گذراست و ارزشي ندارد و عدم توجه به آخرت و آنچه گريبان انسان را خواهد گرفت و گناهان که بايد انسان اندوهناک شود و غم خورد ولي نمي خورد. 
 
در جايي حضرت علي در ارزش تداوم در کار و شادابي در آن مي فرمايند: 
چيزاندک که با اشتياق تداوم يابد بهتر از فراواني که رنج آور باشد.۵
 
و در جايي ديگر حضرت علي مي فرمايند: 
اندوه جسم را تباه مي کند وکسي که غم او بسيار باشد اندوه او به درازا مي کشد.۶
 
و اينکه درمورد بهداشت و رعايت آن و رابطه آن با غم و شادي حضرت فرمودند: 
«غسل الثياب يذهب الهمّ و الحزن؛ شستن لباسها غم واندوه را دور مي سازد.۷ »
و اينکه 
« الهمّ والهزم ــــــ الهمّ نصف الهزم ؛ اندوه نيمي از پيري است .۸ »
 
اسلام دين شادي ، نشاط ، تحرک:
در اسلام دستوراتي است که از آنها بوي شادمانگي استشمام مي شود و عمل کردن به اين دستورات باعث تحرک و نشاط آور است و سرور و شادي باعث مي شود انسان تحرک بيشتري از خود نشان دهد وفعاليت بيشتري کند وکارهايش را به نحواحسن انجام دهد حالااين کار فعاليت بدني باشد يا روحي وفکري .

عتیقه زیرخاکی گنج