• بازدید : 118 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

ليزر…. از اعجاز آميزترين موهبتهاي طبيعت است كه براي مصارف گوناگون سودمند است. و يكي از پديده هاي شگرف قرن بيستم كشف و توسعه ليزر (laser) است. قرن بيستم را شايد بتوان به جاي قرن اتم و يا قرن ماشين, «قرن ليزر» هم ناميد. اين اختراع شگرف و پردامنه فيزيكي روز به روز توسعه بيشتري مي يابد و كاربردهاي آن در زمينه هاي مختلف بسيار متعدد است. در حوزه پزشكي نيز در حال حاضر ليزرها در درمان انواع مختلفي از بيماريها شركت داده مي شوند. اگرچه ليزرهاي باليني جديد و كاربردهاي آنها احتمالاً در حال گذران دوران نوباوگي پزشكي ليزري هستند ولي در آينده نه چندان دور ليزرهاي ديگري پديد خواهند آمد كه جايگاه خود را در بيمارستانها و مراكز پزشكي خواهند يافت بنابراين تحقيق علمي آينده به اندازه كاربردهاي باليني حاصل از آن, زيربنايي خواهند بود.
به علت تنوع سيستم هاي ليزر موجود و تعداد پارامترهاي فيزيكي آنها و همينطور علاقه چندين گروه تحقيقاتي در واقع انواع مختلف ليزر بصورت ابزار بي رقيبي در پزشكي مدرن درآمده اند و اگرچه كاربردهاي باليني در ابتدا محدود به چشم پزشكي بوده اند، ولي امروزه قابل ملاحظه ترين و جاافتاده ترين جراحي ليزري در خصوص انعقاد خونریزی عروق با استفاده از ليزر يون آرگون Ar+ است. لذا تقريباً تمام شاخه هاي جراحي پزشكي معطوف به اين قضيه شده اند. البته نبايد اين گفته را به عنوان انتقاد برشمرد ولي اشكالات زيادي در برخي از موارد ايجاد شده است،‌ بخصوص در زمينه تحريك زيستي biostimulation. لذا به نظر اين بنده حقير لازمست براي كسب پيروزيهاي جديد، محققان عزم خود را در ساير زمينه ها پژوهش پزشكي ليزر و تكنيك هاي فني و حرفه اي مربوط به آنها نيز مجدانه جذب كنند و در پي وسعت دادن ابعادي به اين امر مهم باشند. البته در كل، بسياري از تكنيكهاي ليزري واقعاً مفيد، كه از لحاظ باليني محقق شده اند، به كمك انواع دانشمندان قرن حاضر توسعه يافته اند. اين روشهاي معالجه توسط محققان ديگر تأييد شده و در مجلات علمي معتبر به نحوه مناسب به نوشتار درآمده است. حتي اخيراً در رابطه با كاربردهاي اوليه ليزر كه اساساً بر نتايج درماني متمركز شده بودند, چندين روش جالب تشخيصي نيز اضافه شده است. براي نمونه مي توان تشخيص تومورها توسط رنگهاي فلورسانس و يا تشخيص پوسيدگي دندان بوسيله تحليل طيف سنجي بارقه پلاسمايي حاصل از ليزر را نام برد.
همانطور كه ميدانيم در اواخر دهه ۱۹۶۰ ليزر در زمينه هاي پزشكي بکار رفت. امروزه تعداد بسياري از روش هاي كاربرد ليزر در سراسر جهان بكارگرفته مي شود. بيشتر اين روشها متعلق به خانواده جراحي با كمترين تهاجم (MIS) minimally invasive surgery مي باشند. اين اصطلاح جديد که در دهه حاضر پديد آمده است به تكنيك هاي جراحي اي اطلاق مي شود كه در آنها تماس با بدن و خونريزي صورت نمي گيرد. لذا اين دو مشخصه بطور عمده باعث شده اند كه ليزر به عنوان يك تيغ جراحي و وسيله درمان جهاني بكار گرفته شود. در واقع بسياري از بيماران و همچنين جراحان بر اين باورند كه ليزر وسيله اي اعجاب انگيز است. البته اين شيوه تفكر منجر به نگرشهاي گمراه كننده و توقع هاي نابجا نيز شده است. در حقيقت قضاوت دقيق در مورد پيشرفتهاي جديد هميشه لازم است. مثلاً وقتي كه يك روش درمان توسعه ليزر معرفي مي شود, تا هنگام تأييد شدن آن توسط مطالعات مستقل ديگر، نبايد مورد قبول واقع شود. اثرات ناشي از ليزر همانطور كه مي دانيم بسيار متعدداند. بيشتر آنها را مي توان بطور علمي توضيح داد. البته برخي اثرات كه براي يك درمان ويژه مفيد هستند, براي موارد ديگر ممكن است خطرناك باشند بعنوان مثال گرم كردن يك بافت سرطاني توسط پرتوي ليزر مي تواند منجر به اثر مطلوب نكروز (تخريب) تومور شود. و بالعكس بكار بردن پرتوي ليزري براي قطع خونريزي شبكيه چشم با پارامترهاي فوق، مي تواند منجر به سوختن خود شبكيه و نابینایي غيرقابل برگشت شود. به هرحال با توجه به تسهيلاتي كه پديده ليزر در امر تشخيص و درمان در علم پزشكي فراهم نموده, آينده روشن تري را مي توان براي نسل بشر پيش بيني كرد.

تاريخچه ليزر: 
اساس ليزر در سال ۱۹۶۰ با ساختن ليزر ياقوت توسط مايمن (Maimen) شناخته شد. اين اكتشاف ابتدا به ساكن اتفاقي نبوده, بلكه خود دنباله اي از مجموعه جريانات و تحولات علم فيزيك به شمار مي آيد و محصول پژوهش هاي پيگیر دانشمنداني كه سالهاي متمادي دورتر از آن, در اين زمينه كندوكاو مي كردند, محسوب مي شود. دانشمنداني از قبيل «وبر»، «تاونز»، «انيشتن»، «باسوف»، «پروخوف»، «ميمن» و سايرين بر مبناي اين نظريه بود كه در سال ۱۹۵۴ تاونز و شاگردانش اولين تقويت كننده نور را بوسيله نشر تابش برانگيخته در دانشگاه كلمبيا ساختند.  
Microwave Amplification by stimulated Emission of Radiation (MASER)
اساس نظري ليزر از سال ۱۹۱۷ توسط آلبرت انيشتن (Einstein) شناخته و بيان شد. اما امكان توليد پرتوي ليزر بين سالهاي ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۰ تحقق يافت. بعداً در سال ۱۹۵۴ يك گروه از محققين در آمريكا تحت مدیریت تاونز و بر اساس تئوری انیشتن، اولین تقویت کننده نور برانگیخته را با استفاده از مولكولهاي آمونياك مورد آزمايش قرار دادند و بالاخره اولين دستگاه ميرز Maser با فركانس (حدود Hz1011× ۳/۲) هرتز ساخته شد. در سال ۱۹۵۸ شاولو (schawlow) به اتفاق تاونز ضمن يك مطالعه مشترك نظري امكان به كاربردن يك ميزر با فركانس در ناحيه اپتيكي (حدود فركانس هاي نور مرئي) را تحقق بخشيدند و آنرا ليزر «Laser» ناميدند و بالاخره در سال ۱۹۶۰ اولين دستگاه ليزر توسط ميمن (Maimen) با استفاده از كريستال ياقوت (Rubylaser) که در درمان گلوکوم استفاده شد، ساخته شد. پس از مدت كوتاهي, پروفسور علي جوان دانشمند ايراني و همكارانش اولين ليزر گازي هيليوم نئون,‌ در ناحيه مادون قرمز I.R. (نزديك μm5/1 ميكرومتر) را مورد بهره برداري قرار دادند و از سال ۱۹۶۰ تا كنون عده بيشماري از دانشمندان و محققين جهان، با هزينه 
ساليانه ميلياردها دلار, براي تحقيق روي دستگاه هاي مختلف ليزر و نيز كاربردهاي آن كوشش كرده اند.
ليزر یک پدیده بزرگ زمان ماست. موارد كاربرد ويژه خود را دارد و اثر آن عاری از عوارض جانبی هم نيست. هميشه نمي تواند جاي روش هاي جراحي و دارويي يا راديوتراپي را بگيرد. با اين همه اگر آنرا معجزه قرن بيستم بناميم, گزاف نگفته ايم.
تعريف ليزر:
واژه ليزر مخفف Light Amplification by stimulatesd Emission of Radiation است و اساس كار آن در واقع نشر برانگيخته تابش و گسيل كردن نور برانگيخته كه براي تقويت امواج پر فركانس استفاده مي شود. پرتو ليزر ماهيتاً همان فوتون ها يا ذرات نوراني هستند كه اين فوتونها بعد از گردهمايي و دسته شدن و هم راستایی، تشكيل يك دسته اشعه پيوسته و بسيار قوي را مي دهند. بنابراين دستگاه ليزر مولد نور و حكم يك منبع تابش كننده را دارد و شامل يك قسمت تقويت كننده نور كه بصورت گاز,‌ مايع, جامد و يا نيمه رسانا و همينطور قسمتي داراي آينه هايي است كه اينها نقش تشديد كننده اپتيکي را ايفا مي كنند. اين تشديد كننده را كاواك و يا حفره ليزري مي نامند در واقع امواج تختي كه بردار انتشارشان عمود بر سطح آينه هاست, در اثر رفت و برگشت بين در آينه, امواج ساكني را تشكيل مي دهند بنابراين يك ليزر را نوسان كننده چند مدي نيز مي نامند يعني علاوه بر مدهاي طولي در يك كاواك ليزر, مدهاي عرضي نيز وجود دارد كه از نظر شدت پرتويي و فركانس متغيرند. شدت پرتويي يعني همان توزيع فضايي كه در آن بهره ليزري داراي گستردگي فركانسي است كه به قسمت تقويت كننده بستگي دارد و هرچه پهناي فركانسي بيشتر باشد 
تعداد مدهاي طولي كه به نوسان در مي آيند بيشتر خواهند بود. ليزري كه تنها در يك مد طولي نوسان كند به آن ليزر تك مدي گويند كه از طريق گذاشتن يك ميان بند توزيع ميدان الكتريكي در كاواك مشخص مي شود.
هر دستگاه ليزر از (۱) يك محيط فعال, (۲) يك سيستم منعكس كننده (تشديد كننده هاي ليزري) (۳) و يك سيستم دُمِش تشكيل شده است. 
 
فيزيك ليزر: 
قبل از شرح قسمتهاي مختلف يك دستگاه ليزر, لازمست مختصري در مورد فيزيك اتمي و پديده جذب و گسيل یادآوری گردد. در مورد فيزيك ليزر هر اتم بسته به ترتيب و نظم الكترونهاي آن روي مدارات آن, داراي انرژي خاصي است كمترين ميزان انرژي ممكن براي يك اتم در سطح پايه Eo است كه الكترون ها به هسته نزديك هستند. در واقع ميزان اين انرژي وقتي تغيير مي كند كه يك الكترون از مدار خود به مدار مجاورش جهش كند. بنابراين,‌ يك اتم وقتي دست خوش تغيير وضعيت انرژي مي شود كه يا به آن فوتون اعمال كرد و يا در اثر اصابت يك الكترون به آن, موجب تحريك شويم يعني از آنجايي كه فوتون يك ذره نوراني عاري از وزن و بار الكتريكي است وقتي اين فوتون كه با سرعت نور C‌ حركت مي كند و داراي انرژيE, كه به فركانس تابش   بستگي دارد,  E=h كه h همان ثابت پلانك است, در برخورد با اتم جذب آن شده و آن اتم را به حالت تحريك شده يعني سطح انرژي E1 انتقال مي دهد بنابراين اگر انرژي فوتون يك اشعه حادث (محرك) E باشد اختلاف انرژي دو سطح اتم برابر با آن خواهد بود يعني  E1-  E= E0
بنابراين در حالت تحريك شده اتم ثباتي ندارد و خودبخود در پايان يك زمان معين به حالت اوليه خود بر مي گردد يعني از يك سطح انرژي بالاتر به يك سطح انرژي پايين بر مي گردد و در طي همين گذر يك فوتون آزاد ميكند و به حالت اوليه خود بر مي گردد.
پس اين انرژي جذب كرده از فوتون اشعه حادث را به صورت فوتون با همان فركانس آزاد مي كند اين پديده را گسيل خودبخودي Spontaneous Emission مي گويند بنابراين انتشار نور زماني صورت مي گيرد كه ذرات منتشر شده از يك سطح بالاتر به يك سطح پايين تر انرژي بروند چون معمولاً آنها در حالت اصلی خود Fondamental state و با انرژي حداقل بسر مي برند حال براي آنكه الكترون به تراز بالاتر برود, انرژي فوتون اشعه حادث باعث اين ارتقاء مي شود ولي اتم تمايلي ندارد  در اين حالت باقي بماند پس در بازگشت خود به حالت انرژي حداقل, فوتون را آزاد مي كند كه اين فوتونها به صورت تابشي نوراني پس داده مي شوند. اين عمل دريافت انرژي پس داده شده توسط اتم را جذب گويند.
مي دانيم بر طبق قانون بولتزمن, مولكولها و اتمها در پايين ترين سطح الكتروني هستند و براي ايجاد يك انتشار نوراني لازمست اتم را تحريك نمود تا يك نوع وارونگي جمعيت Population Inversion به دست آيد اين تحريك همانطور كه گفته شد توسط فوتون يك اشعه حادث با انرژي E صورت مي گيرد. بنابراين در يك انتشار نوراني از يك فوتون, دو فوتون به دست مي آيد كه هر كدام از اينها به نوبه خود با يك اتم تحريك شده ديگر برخورد خواهند كرد و در نتيجه, چهار فوتون مشابه توليد خواهند كرد و اين تسلسل به ميزان و تعداد اتمهاي معكوس شده ادامه مي يابد پس بدين طريق انرژي اوليه تقويت قابل ملاحظه اي پيدا خواهد كرد و از آنجايي که فوتونهاي آزاد شده داراي فركانس و فاز و جهت يكسان هستند, منجر به پديده تشعشع تحريك stimulated Emission مي شود كه وقتي در يك كاواك يا حفره ليزري قرار گيرد, نور كاملاً يكرنگ و هدايت شده بوجود خواهد آمد. 
نكته قابل توجه اينست كه بايد ماده اي انتخاب شود تا ضريب تقويت آن بالا باشد تا در نتيجه, با وجود تلفات انرژي, بتواند انرژي مفيد قابل توجهي ايجاد كند. حال براي تفسير كامل مطالب فوق يعني نحوه توليد نور ليزر, ابتداً قسمتهاي اصلي يك دستگاه ليزر را بررسي مي كنيم:
(۱) محيط فعال Active Medium: اين محيط داراي ماده واسط كه ماده اصلي قابل يونيزه شدن است تا بتوانند توسط تشعشع تحريكي از يك منبع نوري انرژي گرفته و اشعه نوراني توليد كند، اين ماده را ماده فعال نيز مي نامند. اتمهاي اين ماده فعال قابل تحريك و معمولاً يك يا دو كوانتوم انرژي بيشتري از اتم در حالت اصلي خود دريافت كرده اند و به حالت نيمه پايدار Meta stable state مي رسند و در اين حالت به مدت نسبتاً طولاني باقي مي مانند تا بقيه اتم هاي اين ماده نيز تحريك شده و در نتيجه تعداد اتم هاي تحريك شده از اتم هاي سطح زمينه بيشتر شود كه اين همان وارونگي جمعيت Population Inversion چون اين اتم هاي تحريك شده تمايل به بازگشت به سطح اوليه خود را دارند به محض بازگشت اتم به حالت عادي, انرژي دريافت كرده را به صورت فوتون آزاد مي كند كه بصورت گسيل خودبخود  (spontaneous Emission) از آن ياد مي برند. زيرا اين فوتون به طريق آزادسازي خودبخودي (فلورسانس) پديد آمده است.
براساس اين روند فوتون آزاد شده از يك اتم,‌ در برخورد با اتم تحريك شده ديگر, باعث پيدايش دو فوتون مشابه مي شود. به همين طريق فوتون هاي پديد آمده, در برخورد با دو اتم تحريك شده و ديگر, سبب ايجاد چهار فوتون شده و اين روند به طور تصاعدي ادامه پيدا مي كند و منجر به توليد فوتون هاي بسياري مي گردد كه اين پديده را گسيل تحريكي stimulated Emission مي نامند. بنابراين مجموع بسته های انرژی فوتون ها كه داراي فركانس و فاز و جهت يكسان هستند، همان طيف نور ليزر را تشكيل مي دهد. چون كوانتوم هاي انرژي مساوي است, طول موج حاصل نيز, همرنگ و بستگي به نوع ماده فعال يعني سطوح انرژي لايه هاي خارجي الكتروني آن دارد. در واقع نوع ماده فعال مورد استفاده, مقدار انرژي فوتون يا طول موج آن را تعيين مي كند.
(۲) تشديد كننده ليزري Laser Medium فوتون هاي جاري به موازات محور اپتيكي به آينه تمام بازتابان كه در انتهاي محيط فعال تعبيه شده برخورد و منعكس مي شود در نتيجه فوتونها به داخل محيط فعال رانده مي شوند تا با برخورد با اتم هاي تحريك شده ديگر در ايجاد فوتون هاي جديد شركت كنند. فوتون گسيل شده از طرف ديگر محيط فعال كه داراي آينه نيمه شفاف مي باشد به خارج منتشر مي شود (آينه نيمه بازتابان).
قسمتي از فوتون ها كه در جهت محور محفظه حركت نمي كنند به ديواره اطراف برخورد كرده و انرژي خود را بصورت گرما به اطراف آزاد مي كنند و از دور فعاليت خارج مي گردند.
(۳) سيستم دمش (Pumping) در واقع بعنوان يك منبع انرژي براي آماده ساختن (پمپاژ) ماده فعال و تزريق انرژي به اتم ها و مولكولهاي آن استفاده می شود و با روش هایی كه به صورت پمپاژ نوري (Optical pumping) و يا پمپاژ شيميايي (chemical Pumping) و يا پمپاژ حرارتي (heat Pumping) و يا پمپاژ الكتريكي (electrical Pumping) استفاده مي شود. در مورد آخري، پمپاژ برقي توسط تخليه الكتريكي فوق العاده شديد در مخزن گازي صورت مي گيرد. اين تخليه، اتم ها و مولكول هاي گاز را به الكترون هاي فعال تبديل نمود. تراكم فشرده تر در تراز بالا را سبب مي شود. برخورد Collision اتم ها و مولكولها گاز به خاطر اينكه موجبات تشديد (رزونانس) انرژي مي شود از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اثر پمپاژ ماده فعال در حفره ليزري (كاواك), دسته طيف نوراني ليزر توليد مي شود كه حفره را از طريق آينه نيمه بازتابان در مي نوردد. يعني به محض اينكه پمپاژ شروع مي شود مقدار زيادي از اتم ها از مخزن ليزر حالت تهييجي خود را افزايش مي دهند. نشر تابش در تمام جهات صورت مي گيرد و نور صادره بوسيله بازتاب هاي متعدد آينه هاي موازي ابقاء و حفظ مي شود و شدت آن از طريق پديده نشر برانگيخته افزایش پيدا ميكند. اين نشر برانگيخته با هر عبور طول موج از حفره ليزر به مقياس فزاينده اي مي رسد و بين تابشي كه حفره از طريق آينه نيمه بازتابان مي نوردد و ميزان پمپاژ براي ايجاد تراكم معكوس population Inversion به سرعت تعادل برقرار مي شود و اين اشعه توليد شده صفات مميز اي چون همدوسي و تكفامي از خود نشان مي دهد. البته نسبت توان اشعه به توان پمپاژ را بازده ليزر (Efficiency of laser) تعريف مي كنند.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شركت لوازم پزشكي رادطب توليد و عرضه كننده برخي لوازم پزشكي مورد استفاده در مطب ها و كلينيك ها مي باشد كه با توجه به ضمانت لوازم توليدي بخش تعمير و تعويض فعالي را نيز داراي مي باشد . 
از جمله لوازم توليدي اين شركت ، لوازم حفاظت از تشعشع مانند پاراوان هاي سربي (ديواره هاي سربي كه معمولاً براي اشعه هاي ضعيف مانند راديوگرافي استفاده مي شود . بدين صورت كه پزشك بعد از قرار گرفتن پشت اين ديواره اقدام به عكس گرفتن از بيمار مي كند كه در اين صورت از آثر زيان بار اشعه در امان  مي ماند .) 
سرب كوبي و تجهيز اتاق هاي راديولوژي (به اين دليل كه اشعه هاي سانع شده از دستگاه راديولوژي بسيار قوي بوده و در عمق ديوراها نيز نفوذ مي كند تمام درها ، ديوراها ، سقف و كف اتاق راديولوژي را با لايه اي از سرب كه معمولاً ضخامت آن ۲ ميليمتر مي باشد مي پوشانند ).
روپوش و عينك هاي سربي (براي كارهاي آزمايشگاهي) و برخي تجهيزات كلينيك ها مانند چراغ تاريك خانه (براي ظهور و ثبوت فيلم هاي راديولوژي و كاركردن در محيط تاريك ) چراغ هاي هشدار، ساكشن جراحي ، زيرنويس راديولوژي ، تجهيز دستگاه يونيت دندانپزشكي و … مي باشد .
زيرنويس راديولوژي 
زيرنويس راديولوژي دستگاهي مي باشد كه توسط آن نام ومشخصات بيماري كه از او عكس راديولوژي گرفته شده را روي نگاتيو مربوطه ثبت مي كند .
اصول كار اين دستگاه به اين صورت مي باشد كه مشخصات فرد مورد نظر روي كاغذ مخصوص پر رنگ و واضح نوشته و آن را در دستگاه زيرنويس قرار داده و به كمك گيره هاي مخصوص (كه روي دستگاه قرار دارند )آن را ثابت مي كنند سپس با قراردادن نگاتيو روي آن و زدن شاسي مربوطه نوشته به صورت منفي روي نگاتيو نقش مي بنند به طور كلي عمل اين دستگاه تاباندن نور با زمان و شدت تنظيم شده روي فيلم راديولوژي مي باشد .
مدار داخلي اين دستگاه (نوع متداول ساخت داخل) از دو تراشه ۵۵۵ و يم تراشه سوئيچ و يك اپتوكوپلر ترانزيستوري با شماره ۳۰۲۳ تشكيل شده است .
زمان روشن ماندن لامپ هاي سيگنالي (نوع لامپ هاي استفاده شده در اين دستگاه از نوع لامپ هاي سيگنالي كم مصرف   مي باشد) داخل دستگاه توسط ولومي كه به اولين تراشه ۵۵۵ متصل است قابل تنظيم مي باشد .
مقدار شدت نور آن نيز توسط ولومي كه به تراشه  سوئيچ مانند متصل است قابل تنظيم مي شود .
تغذيه مدار توسط يك ترانس ۹/۲۲۰ ولت صورت مي گيرد كه خروجي آن پس از گذشتن از يك مدار يكسو ساز توسط رگولاتور ۷۸۰۶ رگوله شده و به مدار اعمال مي شود در نماي ظاهري دستگاه كلاً سه كليد قرار گرفته :
كليد قرمز : به طور مستقيم (براي قرار دادن نوشته در دستگاه ) لامپ ها را روشن مي كند .
كليد سفيد : كه نور تنظيم شده توسط ولوم را روي نگاتيو        مي تاباند .
كليد مشكي : كه عمل دشارژ مدار را به عهده دارد .
عيوب دستگاه زير نويس راديولوژي 
در برخي از مدل هاي ساخت داخل معمولاً لامپ هاي مدار را به سوئيچ هايشان لحيم كاري مي كنند به همين علت ممكن است اين لامپ ها به مروز زمان در داخل سر پيچ باز شده و لامپ ديگر روشن نشود بنابراين بهتر است قبل از هر كاري بعد از تست فيوز از سلامت سر پيچ و لامپ ها مطمئن شويم و با اتصال مستقيم لامپ ها به برق شهر آن ها و سر پيچ هايشان را تست نمود .
از جمله عيوب احتمالي مي توان به سوختن تراشه هاي ۵۵۵ و يا اپتوكوپلر اشاره كرد كه مي توان از سلامت آن ها با تعويض قطعات اطمينان حاصل كرد .
اپتو كوپلر را مي توان با مولتي متر نيز تست نمود .
نكته  قابل توجه در تعمير زير نويس راديولوژي 
در تعمير اين دستگاه بايد مدار را از روغن لحيم كاملاً پاك كرد  زيرا جريان لازم براي روشن شدن لامپهاي سيگنالي بسيار ناچيز مي باشد وآنها مي توانند از طريق باري كه از روغن لحيم(به جا ماتده ازلحيم كاري مدار)مي كشند روشن شوند ودر كار دستگاه اختلال ايجاد كنند. براي تميز كردن مدار مي توان از اسپري خشك ويا از الكل ويك برس استفاده نمود.البته در هنگام تميز كردن مدار وكمي بعد ازآن تا خشك شدن  كامل نبايد دستگاه را روشن نمود.
از ديگر عيوب احتمالبي دستگاه خرابي كليدهاي اصلي آن         مي باشد زيرا آنها با دسته هاي فلزي دستگاه در تماس مداوم هستند كه در صورت معيوب بودنشان بايد آن ها را با كليد سالم تعويض نمود .
يونيت دندانپزشكي 
يونيت دندانپزشكي يك صندلي با ارتفاع و و زاويه اي قابل تنظيم تكيه گاه به طور اتوماتيك مي باشد .
مواد داخلي دستگاه يونيت دندانپزشكي
مدار تغذيه اجزاي داخلي كه از يك ترانس ۱۲ ولت ، مدار يكسو ساز پل ديودي و يك رگولاتور ولتاژ تشكيل شده است .
مدار تايمر با استفاده از آي سي ۵۵۵ كه توسط يك رله معمولاً ولت به شيرهاي الكتريكي آب متصل است و به گونه اي تنظيم شده است كه شيرهاي الكتريكي را به مدت لازم براي پر شدن شستشوي دهان (نصب شده روي دستگاه)باز نگه دارد .
مدار كنترل صندلي :
اين مدار از ۴ رله تشكيل شده كه توسط چهار ترانزيستور (به صورت سوئيچ) تغذيه مي شوند و مدار آن به صورت زير           مي باشد .
در دو حالت اتوماتيك كه صندلي به طور كامل به جلو و پايين و يا به عقب و بالا مي رود از دو مدار تايمر با زمان مناسب براي تحريك كليدهاي up/ Back و down / front استفاد شده است . 
در اين مدار براي حفاظت بيشتر و جلوگيري از اتصال همزمان up/ Back و down / front مدار قدرت در رله ها به صورتي كه در شكل كاملاً مشخص است بسته شده اند ديودهاي D1, D4 نيز براي حفاظت از ترانزيستورها در مدار به كار برده مي شوند .
مدار مربوط به نگاتيو اسكوپ (نگاتيو اسكوپ از يك صفحه پلاستيكي سفيد رنگ كه وظيفه آن پخش نور است تشكيل شده كه عكس هاي گرفته شده توسط دستگاه راديوگرافي دندان ، دندان و يا عصب مربوطه را مي توان توسط آن مشاهده نمود ). معمولاً روي پانل يونيت دندانپزشكي يك كليد يك حالتهگرفته كه توسط مدار بي استابل و يك رله وظيفه خاموش و روشن كردن لامپ پشت صفحه نگاتيو را يه عهده دارد . 
معمولاً دستگاه يونيت دندانپزشكي داراي دو سري كليد ، يكي روي پانل جلويي (كه محل قرار دادن بقيه وسايل دندانپزشكي نيز هست) مي باشد و ديگري سري كليدهاي دو طرف صندلي براي امكان استفاده بهتر و آسان تر توسط پزشك مي باشد البته دو سري كليد پايي نيز روي يونيت تعبيه شده است كه يكي روي شاسي يونيت متصل بوده و ديگري كه توسط سيم سيار به يونيت متصل است اين كليد سيار فقط يك حالت آن هم براي بالا آوردن صندلي استفاده مي شود . كليدهايي كه روي پانل و يا دو طرف صندلي قرار دارند علاوه بر امكانات كليدهاي پايي داراي دو حالت Auto نيز مي باشند . كه توضيح مدار داخلي و طرز كار آنها در قسمت مدار داخلي آمده است .
در برخي از يونيت ها بر اساس خواست مشتري و يا شركت توليد كننده براي دسترسي به اين كليدها از كنترل مادون قرمز نيز استفاده مي شود .
عيب يابي دستگاه يونيت دندانپزشكي 
عيب هاي متداول و معمول در دستگاه يونيت به علت سادگي مدار الكترونيكي كه دارا مي باشد بسيار مختصر است براي عيب يابي يونيت اول شيرهاي آب و هواي متراكم (كمپرسور) كه در جلو پايين دستگاه يونيت دندانپزشكي قرار دارد را كاملاً مي بنديم تا ناگهان آب يا باد با فشار بيرون نزند .
شايع ترين عيب كثيف شدن ميكرو كليدهاي روي پانل و يا خرابي و سوختن تراشه هاي تايمر كه در مدار آن به كار رقته مي باشد كه به راحتي قابل تعويض مي باشند . 
البته بايد توجه داشت كه براي تست كليدهاي لازم نيست كه حتماً پانل باز شود بلكه با دانستن مكان برد اصلي و تست كليدها از همان جا (از طريق سيم هاي رابط) مي توان به سلامت و يا خرابي كليدها پي برد .
از ديگر عيب هايي كه مي توان به آن اشاره كرد (به جز عيب هاي مكانيكي در چرخ دنده ها و موتور) درست كار نكردن موتور      مي باشد كه با باز كردن درب مربوطه و اطمينان از اتصال كوتاه نشدن موتور (با سوختن بالشتك هاي موتور ممكن است ورودي موتور اتصال كوتاه شود ) و يا اتصالي نداشتن آن توسط مولتي متر ، مي توان موتور را به طور مستقيم به برق شهر متصل نمود آن را تست كرد .
در صورتي كه هيچ يك در كليدهاي يونيت دندانپزشكي كار نمي كنند بايد اول فيزوها چك شوند در صورتي كه عيب از فيوزها نباشد بايد مدار پاور اصلي تست شود .
نگاتيو اسكوپ هاي راديولوژي 
اين نگاتيو اسكوپ ها نيز مانند نگاتيو اسكوپ هاي راديوگرافي دندان مي باشد با اين تفاوت كه سايز آن ها براي نمايش فيلم هاي راديولوژي بزرگ تر مي باشد . در داخل كيس اين نگاتيو اسكوپ ها مدار چراغ مهتابي قرار داده شده كه به صورت زير مي باشد .
براي عيب يابي آن نيز مانند لامپ هاي مهتابي معمولي عمل        مي شود .
چراغ هشدار راديولوژي : 
اين دستگاه از يك مدار استابل كه توسط رله يك لامپ پر نور متصل است تشكيل شده كه در هنگام عكس برداري از بيمار روشن و خاموش شده و كلمه DANGER و يا X-RAY روي صفحه نمايش آن نقش مي بندد كه نشان از نزديك نشدن افراد به اتاق راديولوژي است (در برخي از مدل ها با آژير آرامي نيز همراه است ).
ساكشن 
وكيوم هاي پزشكي دستگاههايي با فشار قابل تنظيم مي باشند كه در بيمارستان ها و كلينيك ها به صورت مركزي و يا سيار مورد استفاده قرار مي گيرند اين وكيوم ها به منظور جذب مايعات بدن بيمار در جراحي ها و غيره به كار گرفته مي شود . 
وكيوم هاي مورد استفاده در بيمارستان ها كه به صورت مركزي استفاده مي شوند معمولاً وكيوم هاي ديافراگمي (كه با انبساط و انقباض ديافراگم داخل يك محفظه خلع ايجاد مي كند ) استفاده مي شود كه مانند كمپرسور هاي هواي متراكم (مانند موتور يخچال) داراي يك سوپاپ فشار بوده و با كاهش فشار داخلي مخزن موتور شروع به كار مي كند ساكشن هاي قابل حمل معمولاً در اتاق عمل استفاده مي شوند زيرا داراي فشار بسيار زيادتري نسبت به ساكشن هاي مركزي بوده و در زمان بسيار كوتاه تري به اوج مي رسند كه در اتاق عمل بسيار مهم است از جمله ساكشن هاي متداول مورد استفاده در اتاق عمل ساكشن هاي روغني         مي باشند كه از حركت پره هاي توربين مخصوص در داخل روغن ، سطح روغن خلاء ايجاد مي كند .
  • بازدید : 107 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشاما موارد زیر است:

سانحه  chernoby1 منجر به در معرض قرار گرفتن جمعیت بزرگی به ویژه در نواحی زیادی از اوکراین شد.بلاروس وروسیه میزان پرتوافکنی را از بارران رادیو اکتیو معتدل میسازند.
تعیین میزان پرتوافکنی برای افراد بسیار پیچیده بود وهنوز بامقداری عدم اطمینان وابسته است چندین هزار کارگر نجات(مدیران تصفیه نامیده میشود)به نظر میرسد که میزان پرتوافکنی را بین .۰۵و.۲۵ gy  تخمین زده اند.عمدتا از طریق پرتو افکنی خارجی از رادیواکتیویته به زمین ته نشین میشود.مطالعات اپیدمیولوژیک درایالت های مستقل متفاوت تحت شرایطی هستند (درمسیری قرار گرفته اند که)تاثیرات سلامتی بلند مدت را تعیین کنند –به ویژه سرطان خون وبیماریهای قلبی وعروقی.شناسایی موارد بالقوه بیماری دربین افراد دچار آسیب های روانی پیچیده شده است بوسیله اختلال اجتماعی سانحه chernoby1 موجب شده که افراد وکارگران نجات را تحت تاثیر قرار دهند
میزان وابستگی خطر سرطان تیروئید دربین کودکان chernoby1 مشابه میزان وابستگی برقار شده درمطالعات اپید میولوژیک متفاوت درافرادی که با اشعه های X  برای بیماریهای متفاوت مثل بیماری قارچی سر یا هیپر پلازی تیموس مورد تابش قرار گرفته اند.
ایالت متحده امریکا سلاح های هسته ای خود را بین سالهای ۱۹۴۶تا۱۹۵۶درBIKMI وENIWETOK  درجزایر مارشال آزمود.این در آلودگی گسترده ATOLLS دور منتج شده است.به هرحال میزان پرتوافکنی برای ساکنین کم بود به استثنای یک آزمایش در۱۹۵۴که اشتباه بود۸۲نفراز ساکنینRONGELAP به میزان کمی حدود ۲و۱۵۹نفر از ساکنین UTRIK .01توسط اشعه های Y درمعرض قرار گرفتند علاوه بر این میزان پرتوافکنی بسیار بالا برای تیروئید از ترکیب مقدار زیادی از i-131 منتج شده است.
برخی از کودکان منطقهRONGELAPS حتی نشانه هایی بالینی از MYXOEDEMA را توسعه دادند مطالعات اپیدمیولوژیک بالایی از غده های تیروئید خوش خیم وبد خیم دربیشتر کودکان توصیف کرده اند  با این وجود یک مطالعه اپیدمیولوژیکی درکل جمعیت جزایر مارشال مشاهده مسلمی از نرخ شیوع فزاینده ای از سرطان تیروئید به عنوان نتیجه ای از باران رادیواکتیو از آزمایشات بمبارانی فراهم کرده است.
کارخانه پلوتونیومMAYAK نزدیکCHELYABINSK درSIBERIA دراوایل سالهای عملیات خود ازسال۱۹۴۶مقادیر زیادی از زباله رادیواکتیوی  به رودخانه TECHA  تخلیه کرد این کار جمعیت پایین دست را با  میزان زیادی از اشعه های Y از رسوبات رودخانه درمعرض قرار گرفتند.تلاش گسترده بین المللی برای مطالعه سلامتی هزاران هزار از این افراد آغاز شد ومیزان پرتو افکنی را در دهکده ها و روستا های مختلف را تخمین زدند اهمیت این مطالعه به  همان جمعیت رودخانه TECHA   میزان پرتوافکنی را در طول چندین سال دریافت کردند درحالیکه جمعیتLSS مشابه آن را درچندین ثانیه دریافت کردند.
نتایج آغازین از این مطالعه پیشنهاد میکند که این استثنا میتواند به منظور پاسخ  دادن به یکی از عمده ترین سوالات حفاظت تابشی معرفی گردد.
توسعه سرطان در طی یک دوره زمانی طولانی  به دنبال یک پروسه چندین مرحله ای اتفاق می افتد.طول فوق العاده ای از فاز خاموش یا پنهان را میتوان از نتایج LSS بازماندگان بمب برآورده کرد.دراکثر موارد تا کنون تشخیص داده شده است .وجود دارد بیش از ۴۰سال بین قرارگرفتن درمعرض تابش که به طور قابل توجهی به سرطانهای پیشرفته وتظاهرات بالینی آنها کمک کرد.
مراحل سرطانی به مرحل آغازی (شروع)ترویج وپیشرفت در برخی سرطانها طبقه بندی شده است.هرمرحله با وقایع جهش یافته خاص همراه شده است به  ویژه ژنهای سرکوبگر تومور غیر فعال وآنکو ژنها ی فعال.در برخی از تابشها ناشی از LEUKAEMIAS  است.دربرخی از تغییرات مولکولی شناسایی شده است.به هر حال هیچ نمونه ای برای سرطان ناشی از تشعشع پیدا نشده است که به علت قرارگرفتن در معرض تابش است.مشخصه اثرات  تابش ضرر رساندن به اجازه پیش بینی DNA است که هردو ژنهای سرکوبگر تومور غیر فعال بوسیله حذف کل ژن یا  مهم آنها است.همچنین آنکوژنهای فعال توسط ترقی جابه جایی با پرتوآنکوژنها به عنوان یک نتیجه از شکست مجدد  اتحاد مکانیزم هاست.که میتواند بعد از تابش اکسپوز رخ دهد.با این حال تاکنون شواهد قوی از مطالعات حیوانی در برخی مطالعات انسانی وجود دارد که خطر ناشی از تابش سرطان ممکن است توسط ژنهای مختلفی معین شود مانند جهش ژن RB ژنهای دیگر در این زمینه مورد بحث قرار گرفت که شامل BRCA 1و۲ است در دانش بدست آمده ای دولت نقش ژنتیک استعداد در خطرات فردی در معرض تابش قرار گرفتن است سرطان نمیتواند قطعا حل وفصل شود اگر چه توافق عمومی وجود دارد که مهم خواهد بود پیامد های چنین یافته شده در انتخاب افراد برای مشاغل خاص با یک خطر زیاد تابش اکسپوز به توجه جدی نیاز دارد.
اثرات تابش در جنین درحال رشد و جنین:                                         
درهیروشیما وناکازاکی بیش از ۱۵۰۰بچه متولد شدند بین سپتامبر ۱۹۴۵ومارچ۱۹۴۶مورد بررسی قرار گرفت در فواصل منظم بین ۱۹۴۸و۱۹۴۶برای مطالعه اثرات تابش بین .۰۱وبیش از ۱در داخل رحم درمراحل مختلف از بارداری توسعه یافت این مطالعه تنها منبع اطلاعاتی قابل اعتماد درپرتوی انسان متولد نشده باقی می ماند.
درحالیکه مطالعات تجربی درموش یک محدوده گسترده از مشخصه ناهنجاریها ۱سال را نشان میدهد مانندSPINA  .ناهنجاری استخوان اندام ها در دوز زیر ۱GY است.نوع ناهنجاری ها خیلی سخت وابستگی با مرحله ای از بارداری را نشان میدهد نه مانند ناهنجاریهایی با افزایش دوز به صورت وابسته در کودکان هیروشیما وناکازاکی پیدا میشد.به هر حال ۱۸کودک وجود دارد که با میکرو سفالی وتابش شدید روانی معرفی شدند مادران ۱۵کودک در معرض تابش قرار گرفته بودند از انفجار بمب در فاصله ای نزدیک از HYPOCENTRE جایی که در هفته ۸تا ۱۵بارداری دارند.درحالیکه ۳نفر درمراحل بعدی بارداری مورد تابش قرار گرفتند.آنها یافته های GYSTOPIC ماده خاکستری توسط ام آر آی تحقیقات برخی از این افراد به شدت عقب مانده مطابق با نتایج  مطالعات آزمایشی اثرات دوز تابشی بیشتر از ۱GY است با توجه به موش باردار در اواخر بارداری مهاجرت وبلوغ سلولهای عصبی نابالغ در طی توسعه مغز پیشین به شدت مختل شد.نتیجه این اختلال مهاجرت بهم ریختگی شکل گیری ساختار شبکه سیناپسی است.آسیب به توسعه داخل رحمی موش در هیچ کدام از مطالعات تجربی بعد از دوزهای کمتر از .۰۱GY پیدا نشد.هم چنین درمطالعات بچه های هیروشیما شاهدی برای یک آستانه .۰۱GY وجود دارد.درمراحل بعدی بارداری میزانTHRESHOLD ممکن است  باشد.درسن ۱۰سالگی همه کودکانی که دردوران جنینی در معرض خطر قرار گرفته بودند آزمایش دقت۱Q انجام میدهند هم  چنین عملکردمدرسه در همان سن تجزیه وتحلیل شد شاهد آماری برای میزانی کاهش وابسته به ۱Q وعملکرد مدرسه در گروه کسانی که در هفته های ۸تا۱۵و۱۶تا۲۵درمعرض بودند وجود داشت.
اگرپرتوافکنی قبلاز هفته۸یا بعد از هفته۲۵اتفاق افتاده باشد حتی اگر میزان آن بیشتر از .۵GY باشد هیچ کاهش توسعه فکری وجود نخواهد داشت.جنین ها درمرحله قبل از  تشکیل حساس هستند.بااین وجود خسارت پرتوافکنی منجر به مرگ جنین وسقط جنین خواهد شد جنین هایی که زنده می مانند به طور طبیعی رشد میکنند در اوایل جنین انسان در هفته های اولیه بعد از تشکیل در طول دوره تشکیل اندام اصلی یک تاثی قابل مقایسه مثل سقط خود به خود یا رشد تطبیقی اتفاق می افتد.نتایج این مطالعات وبرخی مطالعات دیگر وگزارشهای گفته شده بعد از در معرض قرار گرفتن از نظر پزشکی حساسیت بالایی برای  جنین درحال رشد به ویژه در طول تشکیل توصیف می کنند. یافته هایTHRESHOLD احتمالی.۰۱GY پند دهی به زنان باردار را بعد از یک روند تشخیص رادیولوژی تحت تاثیر قرار خواهد داد به ویژه بعد از بررسی های CT شکمی تجزیه وتحلیل با دقت میزان پرتوافکنی در  رحم  وتحقیقات ONAMNESTIC باید انجام شود.
پرتوافکنی مسبب بیماریهای ارثی:
آزمایشات شکست زمین MULLER درسال ۱۹۲۷اولین کسی بود که توصیف کرد که اشعه های X  جهش وبیماریهای ارثی در کدام میوه تولید میکند.نگرانی اصلی حفاظت پرتوافکنی احتمال اثرات زیان آور پرتو افکنی یونیزه بر سلامت نسلهای آینده بود تجربه انفجار بمب در ژاپن برنامه تحقیقی بسیار بزرگی را آغاز کرد برای مطالعه و برآورد خطر ژنتیک برای جمعیت از افزایش پرتو افکنی به کل افراد برنامه بزرگ اپید میولوژیک دربین کودکان باقی مانده ازبمب حاوی اطلاعات مفیدی از هیچ کدام از سایر مطالعات که پرتوافکنی در کودکان را بررسی کردند وحتی بیماران رادیوتراپی نبود دلیل برای این یافته های منفی این است که هر فرد به استثنای دوقلوهای همسان از نظر ژنتیکی منحصر به فرد هستند واینکه هر تغییر ایجاد شده توسط عوامل جهش زا در حجم وسیعی بین افراد کاهش می یابد.به این دلیل از نظر ژنتیکی نیازمند این است که پستانداران را بررسی کنیم تاثیرات جهش زای رادیو افکنی را مطالعه کنیم.آن مطالعات در تعداد کمی از موسسات بزرگ برروی میلیون ها موش غریزی انجام شده است بیشتر مطالعات از چندین روش مکانی استفاده کرده اند مثل یک مطالعه  تولید مثل درآن به چند حیوان که هموزیگوت بودند هیچ دلیل ماسبی وجود ندارد که فرض کنیم که در انسانها دو برابر شده دوز ممکن است به طور معنا داریب از موشها متفاوت باشد به هر حال دو برابر شدن دوز هیچ اطلاعات مفیدی در خصوص ریسک بیماری آسیب پذیری ارائه نمی دهد.بنابراین دوز دوبرابر شدن ماوس با اطلاعات مشتق شده اند ژنتیکهای جمعیت انسانها ترکیب میکند که  ریسک بیماری ارثی در افراد در معرض پرتوافکنی تخمین بزنیم.بیماری های ارثی ممکن است به عنوان نتیجه مستقیم در یک ژن اتفاق افتد.
وراثت این بیماریها از قوانین پایه ریزی شده توسط MENDEL پیروی میکند وممکن است غالب اتوزومال  باشد. برای این بیماریهای  MENDELIAM یک رابطه مستقیمی بین NUTATION وبیماری وجود دارد والگوی انتقال ساده وقابل پیش بینی است داده از ژنتیک جمعیت افراد یک ۲٫۴%بیماری  MENDELIAM در جمعیت ایجاد میکند.
علاوه براین تقریبا ۶%تولدها توسط یک مادرزادی غیر عادی با برخی اجزای ژنتیکی و۶۵%افراد تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.بعدها در زندگی بیماری مزمن با برخی اجزای ژنتیک هم چنین وجود خواهد داشت اگر چه  عوامل محیطی نقش بسیار بزرگی ایفا میکند.اینها بیماری های  MULTIFACTORIAL نامیده میشود.وبیماری های رایج مثل دیابت فشار خون وبیماری قلبی عروقی این پیچیدگی بیماریهای ارثی در روش کنونی تخمین ریسک آسیب پذیر دربین فرزندان افرادپرتو دیده گنجانیده میشود.
معادله محاسبه ریسک ژنتیک داده های ژنتیکی جمعیتی در افراد وداده های ژنتیکی پرتو افکنی را در موش به صورت زیر تر کیب میکند.
XPRCF اجرای XMUTATIONJ دو برابر شدن دوز:
. ریسک احتمالی است که یک فرزند فرد در معرض قرار گرفته بیماری ارثی از      بیماریهایی که در بالا نام برده شد را توسعه خواهند داد داده های شیوع در بالا آورده شده است.اجزای MUTATION عاملی است که رابطه بین افزایش در نرخMUTATION ونرخ اضافی بیماری را توصیف میکند حتی برای بیماری های غالب این ۱نیست از آنجائیکه اکثریت MUTATION  موجود از والدین واجد به ارث می رسند اغلب از طریق بسیاری ازفصل ها منتقل میشود یک تخمین محتاطانه پیشنهاد میکند که دو برابر شدن نرخ MUTATION غالب جدید تنها یک افزایش ۳۰%از بیماریها با وراثت غالب در نسل اول و۱۵%در نسل دوم اتفاق می افتد

عتیقه زیرخاکی گنج