• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

براي شناسايي هر شخصي ،شناسنامه اي وجود دارد، كه هويت او را نشان مي دهد. براي شناسايي فرهنگي ما به دنيا مشخصترين وسيله، هنر قالي بافي ايران است، كه با شناخت و وسعت بخشيدن به اين هنر مي توان در حفظ اين سرمايه ملي كوشيد.
ما در اين پژوهش به شناخت يكي از دستبافت هاي عشاير فارس به نام گبه مي پردازيم. گبه نيز خود جايگاه خاصي در توسعه اقتصادي و فرهنگي دارد. به دلايلي كه ذكر شد(هويت ملي _ براي توسعه بيشتر اقتصادي و فرهنگي)شناخت گبه را از لحاظ رنگ آميزي، طرح، نماد و سمبل هر نقش و اسلوب بافت مورد پژوهش قرار داده ايم.
ايران سرزمين فرهنگ، ادب و جايگاه هنر والاي انساني است. يكي از زيباترين هنر ايرانيان، هنر قالي بافي آنان است، كه با ذهن خلاق خود و با روح پاك و سرشار از عشق گره گره و رج به رج مي بافند.
ما به عنوان يك ايراني وظيفه داريم كه، با اين هنر اصيل خود آشنايي كامل داشته باشيم تا روز به روز زیباتر ومرغوبتر به جهان عرضه شود. براي پيشرفت و ترقي آن از هيچ تلاشي فرو گذار نباشيم. هر نقطه از اين سرزمين داراي دست بافته هاي خاص و منحصر به فرديست،که فارس يكي از اين مناطق مي باشد و شامل بافته های متنوع و گوناگوني است.
گبه يكي از دستبافت هاي ايلات و عشاير فارس كه در عين ضخيم و درشت بودن داراي زيبايي خاصي مي باشد. هارموني رنگها و نقوشي كه هر يك از آيين و اعتقادات و زندگي كوچ نشيني آنها سر چشمه مي گيرد به اين دستبافته جذابيت و زيبايي فوق العاده ايي بخشيده.
توليد قاليها وزير انداز هاي ايلات و عشاير بالاخص گبه نبايد در محدوده زمان و مكان قرار بگيرد، بلكه با شناخت بيشتر مي توان توليد آن را در آينده با شرايط و ويژگي هاي بهتري به جهان عرضه كنيم.
 
مسئله پژوهش:
ارتباط نقوش گبه بازندگي عشاير فارس
نام گبه ازكجا امده؟
نقش شير در گبه نماد وسمبل چيست؟
 
 
 
 
 
 فصل دوم
 
نوع تحقيق:
به لحاظ اينكه اين پژوهش از طريق اسنادي ومصاحبه جمع اوري شده است،اين نوع تحقيق را توصيفي گويند.
 
روش تحقيق:
اين پژوهش از طريق :
۱-مطالعات كتابخانه اي:كه دراين قسمت يافته ها، ازمقالات وكتابهايي كه در مورد گبه نوشته شده است ،جمع اوري شده است.
۲-مطالعات اينترنتي: مطالعات مقالات سايتهاي خارجي وداخلي فرش،در مورد موضوع مورد نظر
۳-مصاحبه
 
فرضيه تحقيق:
۱_ طرحها و نقوش گوناگون گبه ايلات و عشاير فارس ارتباط تنگاتنگي با زندگي كوچ نشيني، اعتقادات و آيين هاي آنان دارد.
۲_ بيشتر رنگهايي كه در گبه هاي فارس ديده مي شود رنگهايي شاد و تند است.
۳-نقش شير از اهميت بسزايي در بين عشاير برخوردار است.
 
اهداف تحقيق:
شناخت دستبافته هاي ايلات و عشاير فارس به نام گبه از لحاظ اسلوب بافت، رنگ و طرح و شناخت نماد ها و در نقوش آنها.
 فصل سوم
 
موقعيت جغرافيايي: 
استان فارس در نيمه جنوبي كشور واقع شده است. فارس حدود ۱۳۳ هزار كيلومترمربع است وتقريبا ۱/۸ درصد مساحت كشور را تشكيل مي دهد.مركز استان،شهر شيرازاست.
استان فارس از قسمت شمال به استان اصفهان ويزد،ازجنوب به استان هرمزگان واز شرق به استان بوشهر وچهارمحال بختياري ختم مي شود.
اب وهواي فارس درشمال سردسير،درنواحي مركزي زمستانها معتدل وباراني وتابستانهايگرم وخشك،در جنوب وجنوب شرقي زمستانها معتدل وباراني وتابستانها بسيار گرم مي باشد.
زبان اكثريت مردم فارسي است،اما عشاير ترك زبان (ايل قشفايي)به تركي وعشاير عرب زبان (ايل عرب) به عربي صحبت مي كنند.
در قسمت جنوب اين استان رودخانه ها كم وبه علت شور بودن اب انها،ساكنان ان بيشتر ازقناتها،چاهها وچشمه ها براي مصرف وشرب استفاده ميكنند.گرچه نواحي داخلي استان فارس كوهستاني است ولي داراي دره هاي پراب وحاصلخيز وهواي بسيار مطبوع دارد. 
 
  ريشه يابي نام گبه:
فرهنگ نويسان معاصر اكثرا كلمه گبه را در كتاب لغات خود گنجانده اند. اما به مآخر آن و اين كه اين واژه را از كجا بر داشته اند، اشاره اي نكرده اند.
مرحوم دهخدا گبه را فرشي با پود هاي بلند ذكر كرده، كه تعريفي به جا است.
فرش شناسان معاصر هم براي تعريف گبه تلاش هايي كرده و براي بيدار كردن ريشه اين واژه، راه هاي دور و درازي پيموده اند. گاه آن را به زبان عربي متصل كرده و آن را مترادف معناي قبيح شمرده اند. گروهي هم آن را با واژه (گاير) لغتي از اوستا ريشه دانسته  اند و با معنا كردن قبيح به معناي معمولي و زشت و گاير به معناي حفاظ به نتايجي هم دست يافته اند.
در گذشته هاي دور تر هم واژه گبه كاربر داشته، اما كاربرد داشته، اما كاربري آن مستمر و مداوم نبوده است.
براي اولين بار اين كلمه در فرماني كه شاه طهماسب براي پذيرايي از همايون شاه پادشاه مغولي هند صادر كرده بود، ديده شده وآن در سال ۱۵۴۰ بود. از اين سال تا اوايل قرن ۲۰ ديگر از كلمه گبه نشاني نيست، حتي در برهان قاطع كه فرهنگي فارسي نسبتا جامعي از قرن ۱۷ است نشاني از گبه ديده نمي شود.
در خصوص كاربري عنوان گبه در كشور هاي ديگر در خارج از مرز هاي ايران و برخي از كشور هاي همجوار اين واژه يا مشابه آن شناخته شده است.
(از جمله در عثماني(تركيه امروزي)نوعي زيرانداز وجود داشته كه به آن (كبه) گفته مي شود.
به اين ترتيب مي توان تصور كرد كه واژه (كبه) تحريفي از (گبه) بود، و تغيير حرف (گ) به (ك) به سبب ناتواني تركان آن ديار در تلفظ صحيح است. با اين وجود آنچه را كه عثمانيان گبه مي گفته اند با آنچه در ايران گبه شناخته مي شود، تفاوت بسياري دارد. به اين معنا كه نام كبه در عثماني به نوعي فرش هنري اطلاق مي شود كه پرز به آن وصل مي شود، اين واژه در زمان سلطان سليمان كاربرد داشت اما بعد ها به فراموشي سپرده شده است. علاوه بر عثماني، واژه گبه در كشمير هم كاربرد دارد منتها در اين ديار گبه به نوعي فرش كه هيچ ارتباطي با گبه ايران ندارد و نوعي تكه دوزي سوزن دوزي شده است، گفته مي شود.
برخي فرهنگ نويسان گبه را فرشي كلفت شمرده اند و آن را با (خرسك) يكي دانسته اند. مسئله اي كه بايد خط بطلان بر آن كشيد، خرسك، گبه نيست. ايرانيان به بد نقشه و ارزان خرسك مي گويند. اين گونه فرش ها  در همه جا ساخته مي شوند و هيچ گونه ويژگي ساختاري ندارد. برخي نيز خرسك را به عنوان شاخه اي از گبه هاي بختياري رواج داده اند.
 شناخت گبه:
گبه نوعي قالي گره بافته ودرشت بافت است،با پرزهاي بلند كه يك تا سه سانتي متر خواب دارد،وتعدد پودهاي گبهكه بين ۳ تا ۸ پود است باعث نرمي فراوان ان مي شود.
اين بافته در قطع قا لي وقا ليچه توسط عشاير وايلات لر وقشقايي بافته ميشود وجنبه خود مصرفي دارد.
طراحي ونقش پردازي وحتي رنگ اميزي گبه از قالي وقاليچه جداست وتابع قواعد وسنتهاي خاصي است.طرحها ونقشهاي گبه تماما ذهني بوده وبيشتر طرحهاي هندسي رادر بر مي گيرد.ساده كردن خطوط وشكل هندسي دادن به خطوط از جمله خصوصيات مهم گبه بافي در ايران است كه باگذشت زمان در شكل تازه اي انجام مي گيرد.نقش گبه گريز ازتكرار است وبديع وبرخلاف نقوش طراحان شهري كه بر تكلف ومحافظه كارانه است مستقيما از طبيعت الهام مي گيرد.
نقش گبه وخصوصيات ان را فقط وفقط زندگي ايلياتي وعشايري تعيين كرده است ومي كند واين همان اصالت گبه است.در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده وفرش كردن خيمه وخانه بوده استنه به عنوان ارمغان وفروختن به ديگران وبه هيچ وجه جنبه تجاري وفروش نداشته و به همين سبب خيلي كم بافته مي شد وچون بافت به منظور استفاده شخصي بوده است پس از محدوديتي برخوردار نبود وبافندگان در بافتن نقشهاي مختلف دستشان باز بوده است.گبه هاي درشت بافت بر روي قاليچه در وسط چادر براي زير پا انداختن استفاده مي شده،گاهي به دليل پود فراوان و در نتيجه نرمي گبه وخواب بلند پشمها وپودهاي اضافه سبب مي شد كه از گبه به عنوان پتو وروانداز هم استفاده شود ،اين كار البته در خارج از چادر ودر مواقع خاصي نظير سفر انجام مي گرفت.
 ريشه گبه را به اين علت بلند مي گيرند تا بين رج ها به سبب استفاده زياد از پود كلفت فاصله اي ايجاد نشود،وبراي پر گوشت بودن وذرتي نبودن گبه از پرزهاي بلند كمك مي گيرند.گبه بيشتر به روش ((فارسي باف))بافته مي شوداما روش ((تركي باف))هم در بين ايلات وعشاير به ندرت ديده مي شود وگبه ها بر روي دارهاي افقي (زميني) بافته مي شود.گبه كاملا ازتار وپود تاريشه ها ازجنس پشم است ومهمترين افت ان بيد است .گبه هاي مرغوب از جنس پشم بهاره مي باشد وپشمها توسط دست ريسيده مي شوند وبه روش طبيعي وگياهي رنگ مي شوند واينگونه رنگهاي شيميايي بسيار با دوام وداراي ثبات ودرخشندگي زيادي است.
واحد بسته بندي گبه بقچه مي باشد ودر هر بسته ۲ تا ۴ تخته گبه گذاشته مي شود.
 گبه در چه منطقه اي و توسط چه كساني بافته مي شود:
گبه از نظر اصالت مي توان گفت:ايلات وعشاير استان فارس از اولين پيشقدمان گبه بافي به شمار مي ايند كه قدمت گبه بافي در استان فارس به بيش از صد وپنجاه سال مي رسد. 
 استان فارس داراي سه گروه عشايري مي باشد:۱- ايل قشقايي ۲- ايل خمسه ۳- ايل ممسني كه جزء اين عشاير كه در استان فارس ساكن مي باشند عشاير بختياري هم گبه باف بوده اند.
عشاير ايل قشقايي شامل شش تيره و حدود ۹ طايفه است.
۱و۲- ايل كشكولي بزرگ و كوچك 
۳- ايل شش بلوكي 
۴- ايل دره شوري
۵- ايل فارسي مدان
۶- ايل عمله قشقايي
عشاير ايل خمسه شامل پنج تيره مهم:
۱- بهارلو
۲- نفر
۳- عرب
۴- اينالو
۵- باصره
عشاير ايل ممسني شامل چهار تيره:
۱-بكش   
۲-رستم
۳-دشمن زياري
۴-جاويدي
اما در بين اين سه ايل بزرگ كه دراطراف استان فارس ساكن هستند ايل قشقايي پر سابقه ترين كساني هستند كه در گبه بافي شهرت دارند.
 
شناخت ايلات قشقايي كه به گبه بافي مشغولند:
طايفه عمله:
تيره اي هستند كه مردمان كاري و زحمتكش دارندودستبافته هاي اين ايل از مرغوبيت بالايي برخورداراست وگبه هاي انان بسيار مرغوب است،مخصوصا گبه هاي سبز ترنج در ايل تكه بازلو
از طايفه عمله ونيز درميان قشقايي ها گبه هاي تيره ارد كپان از طايفه عمله بسيار زيبا واز معروفيت خوبي برخوردار است.شيوه بافت انها تركي وفارسي است،گبه ها بر روي دارهاي افقي
(زميني)بافته مي شود.(طرح شيروتصوير نادرشاه وطرحهاي تخت جمشيدي درايل تكه بازلو بافته مي شود)محل استقرار اين طايفه در اطراف لار،فيروزاباد،خونچ،ديرم وقسمتي ازمنطقه فراشوند وقيروكارزين مي باشد.ومحل استقراردر ييلاق اطراف اباده،اس وپاس وخسروشيرين مي باشد.  
 
ايل كشكولي بزرگ وكوچك:
 به زبان تركي صحبت مي كنند ،كاملا به سبك چادرنشيني زندگي ميكنند ومدام در حال كوچند .     زندگي انها ازطريق دامداري ودامپروري و فروش دستبافته ها تامين مي شود وقاليچه هاي انها بسيار معروف است. در گبه بافي از شهرت خاصي برخوردارند. نوع بافت انها فارسي وتركي بوده وازرنگهاي شفاف وروشن استفاده مي كنند،پشمهاي مورد مصرف در دستبافته ها   توسط دست ريسيده مي شود و رنگرزي خامه ها به روش طبيعي با رنگها ي گياهي انجام مي شود. چله كشي به روش فارسي و تركي  بر روي دارها ي زميني افقي انجام مي شود، جنس چاهها،پودها وخامه ها از پشم است. اين طايفه در گبه بافي پس از طايفه عمله معروفيت دارند. معروفترين طرحها ي اين طايفه طرح شيرتك يا جفت شير مي باشد و ديگر طرحها ي هندسي در 
بافت گبه هاي اين طايفه مرسوم مي باشد.
قشلاق طايفه كشكولي بزرگ در منطقه ماهو ميلاتي در جنوب ممسني مي باشد. ييلاق اين طايفه در شمال غربي استان فارس اطراف كاكال، كمهر، در كل شمال غربي استان فارس مي باشد.
قشلاق طايفه كشكولي كوچك اطراف قير كارزين ، دهستان هنگام، جنوب غربي فيروز اباد ،خونچ و روستاي زاخويه و روستاي جگردان مي باشد. ييلاق طايفه كشكولي كوچك در جوار طايفه كشكولي بزرگ در اطراف كمهر مي باشد.
 
 طايفه دره شوري:
دستبا فته هاي انها بسيار مرغوب است. معمولااز گره تركي در بافته ها ي خود استفاده مي كنند و در گبه بافي از تبحر خاصي بر خوردارند. و گبه ها يشان كلا از جنس پشم مي باشد ونوع انها به روش فارسي است كه بر روي دارهاي افقي بافته مي شود.
اين طايفه در گبه بافي پس از دو طايفه عمله و كشكولي قرار دارد، طرح و نقش گبه هاي اين طايفه بسيار متنوع مي باشد. از معروفترين تيره هاي اين طايفه مي توان تيره شكر لو،ايزد لو، ايمانلو، نره اي ها وزاهدي ها را نام برد.حدودا در منطقه چنار شاي جان يا كازرون هستند. قشلاق شان در اطراف كازرون و نزديك بوشهر و برازجان مي باشد. ييلاق انها درقسمت سرد سير اطراف كوه اپادانا و منطقه ياسوج مي باشد.
 


طايفه شش بلوكي:
در گبه بافي مشهورند گويش انها تركي است و در دست بافته ها ي خود از گره تركي استفاده مي كنند.پس ازطايفه دره شوري طايفه شش بلوكي درگبه بافي مهارت زيادي دارند.گبه هاي تحت عنوان شورباخورلو بسيار معروف است.در اطراف شهرستان اباده ساكن مي باشند وجز گبه هاي
تيره شورباخورلو،تيره هيبت لووتيره دوقزلو ازطايفه شش بلوكي دربافت گبه بسيار معروف مي باشند.درفصل سرما به منطقه فراشوند ودهستان دوجگال ومنطقه ديرم ودشت پلنگ كه دركل قسمت جنوب غربي بخش فراشوند كوچ مي كنند ودر فصل گرما به منطقه اباده وخسروشيرين ومنطقه اس وپاس كوچ مي كنند.
 
 
طايفه فارسي مدان:
اين طايفه كه در گبه بافي پس از طايفه شش بلوكي قرار دارد وگبه هاي اين طايفه همانند طوايف ديگر معروفيت چنداني ندارد.دستبافتهاي ديگري در اين طايفه بافته مي شود،اما گبه كه جزويكي از دستبافتهاي اين طايفه مي باشداز معروفيت ومرغوبيت بالايي برخوردار نيست.
قشلاق اين طايفه در اطراف برازجان وبوشهر همسايه وجوار طايفه دره شوري ميباشند.در فصل ييلاق اين طايفه در اطراف اپادانا وقسمتهاي شرق ياسوج كوچ ميكنند. 
استان فارس از گذشته بسيار دور يكي از مهم ترين و بزرگ ترين مراكز ايل نشيني به شمار مي رفت . ايلات قشقايي ، خمسه، ممسني  و بختياري به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترين گبه ها كار تركان قشقايي فارس مي باشد كه خارج از كشور از اعتبار خاصي برخوردار است. سرزمين فارس يكي از بخش هايي است كه محل زندگي عشاير مي باشد و بيش از دو سوم از سرزمين فارس محل زندگي عشاير و ايلات مختلفي است كه در طول ساليان دراز در اين منطقه گرد هم جمع شده اند. از ايلات مهم مسكون در فارس ايلات قشقايي ، خمسه ، ممسني ،بختياري مي باشند كه در نقاط كو هستاني پراكنده شده اند. 
 
شناخت طرح و نقوش گبه هاي عشاير وايلات فارس :
طرحهای رنگارنگ بعضی از گبه ها ،نقاشی بعضی از نقاشهای معاصر رابه خاطر می اورد.
این مقایسه ضمنا دلیلی بر این نیست که یک هنر از هنر دیگر ملهم باشد،بلکه این،توجه شخص را به تصاویرساده ای که بافندگان فارسی وبعضی از نقاشان غربی به کار برده اند، جلب می نماید.
مهمترين واصيل ترين گبه ها منحصر به ايل قشقايي است وجزء انها ايلات ، خمسه و ممسني و عشاير ايل بختياري هم گبه بافي مي كنند و اينكار ديگر منحصر به ايل قشقايي نيست  ، علت ان هم اين است ،ايلات ديگر كه در جوار گبه با فان بوده اند گبه را از فرا مي گرفتند وشايد بتوان گفت علت ديگر ان ازدواج بين اقوام ترك زبان قشقايي با اقوام لر زبان بختياري بوده اند ، از اين رو گاه گبه در ايلات بختياري هم بافته مي شد و شايد زماني از طرح گبه براي بافت خرسك هم استفاده مي شد و بالاعكس و… .
 احتمالا منبع الهام گبه های فارس ،از گلیمها و سفره های ارد در ان ناحیه می باشد.طرح وترکیب بیشتر گلیمها وگبه ها خیلی به هم شبیه هستند. نکته مهم در گبه ها اینست که معمولا نقش وطرح ان از پیش فکر نمی شود وزاییده تخیلات بافنده است ،وبیشتر به طور ذهنی بافنه می شود. 
مهمترين طرح نقش كه در بين تمام ايلات و عشاير وجود داشت واز ان به فراواني استفاده مي نمودند طرح شير بود كه گاه به صورت تك شير ،يا جفت شير و يا به صورت شير خورشيد در گبه ها استفاده مي شد و تنها طرح مشترك تمام كساني بود كه گبه باف بوده اند و شايد بتوان گفت طرح  مشترك بين گبه و خرسك نيز بوده است. گبه ها با نقشهاي شير و شايد با نقشهاي گل گبه ، حوض گبه ، گبه خشتي ، وطرحهاي هندسي  بيشتر براي بزرگسالان وخوانين ايل و يا براي هديه به بزرگان ايلات و يا هديه به سردمداران مملكت بود.
نقش فرش پردامنه بختياري ها كه ا لهام گرفته ازطرحهاي قشقايي ومقداري الهام گرفته از كوبيسم ونقشهاي كوبلن فرانسه است شايد بتواند دليلي باشد براي اثبات اين مطلب كه قشقايي ها وبختياريها از طرحها ونقشهاي يكديگر الهام مي گرفتند ودر دستبافتهاي خود استفاده مي كردند.
بيشتر طرحهاي مورد استفاده از گبه،ذهني وهندسي والهام گرفته از طبيعت ومحيط اطرافشان بود.درارايش واجزاواشيا در گبه ها بيشتر از طرحهاي حيوانات پيرامون ودور اطراف خود عشايراستفاده ميشود وهر حيوان سنبل ونماد خاص خودرا دارد.واز حيوانات مثل جغد وگربه سياه و حيوانات افسانه اي مثل سيمرغ اژدها در بافت گبه مرسوم نيست.مهمترين طرح و نقشه گبه ها ي عشايرقشقايي عبارتند از:
۱-طرح شيري 
۲-طرح خشتي
۳-طرح حوض گبه
۴-گل گبه
۵-طرح ايلاتي
۶-طرح درختي
۷-طرح هندسي
۸-طرح ابرش
۹-طرح چهار فصل
۱۰-طرح اردک
دستبافته هاي كوچ نشينان قشقايي باغهاي بافته اي را مي ماند در نهايت ظرافت ودقت،زبان باز مي كنند واز طريق نمايش نقشها تاريخ قومي وقد مت فرهنگي و قلمروذوق اين كوچندگان را 
بازگويي نمايند.هر يك از بافته هاي عشايري داراي نقشه قومي و تاريخي است به همين دليل بافته هاي بلوچ و تركمن افشار و قشقايي به آساني از هم شناخته مي شوند. طرح هاي كل و گياه و نقش مايه هاي مربوط به ستارگان در دست بافته هاي عشايري لر و بختياري مكرر به چشم مي خود. گبه قشقايي سه ويژگي بارز دارد، شير رام شده(دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشين خورشيد است، نقش مايه باستاني مرغ و درخت كه به شيوه اي دلپذير بافته شده است. 
طرح شير :
محبوبترين و بهترين نقش در پيش عشاير استانهاي جنوب غربي ايران نقش شير است كه در ايران باستان و هم در فرهنگ اسلامي جاي والايي داشته و دارد. شير در مذهب شيعه به شجاعت و متانت و قدرت و ديگر صفات و خصلتهاي مثبت به حضرت علي امام اول شيعيان نسبت داده مي شود و احترام خاصي نزد ايرانيان و شيعيان دارد . و نظريه ديگري كه وجود دارد مبني بر اين كه در فارس شير زياد بوده و چون با گذشت زمان نسلشان منقرض شده و چون قشقايي ها از نقوشي كه در دستبافته هاي خود استفاده مي كردند از طبيعت اطرافشان الهام مي گرفتند ،يعني طبيعت گرايي كه در ذات بافندگان وجود داشته شير نيز در نزد قشقايي ها داراي اهميت بوده ، به همين علت انان از نقش شير استفاده كردند. 
به نظر مي رسد توجه به نقش شير بيشتر از ان جهت بوده است كه يكي از صفات حضرت علي (ع)( شير خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شير مثال زده اند. همچنين اين حيوان پر قدرت وشجاع از دير باز هماورد شاهان بوده و همچنين وجود نقش شيردر بناها و ظروف ومنسوجات كه از جمله نمونه هاي بارز ان را مي توان در نقوش تخت جمشبد و ظروف ساساني و در قالي هاي شكارگاه ، همه جا شير را در جدال با دلاوران مي بينيم. در فرهنگ ايرانيان شير سمبل شوكت و جلال وقدرت و عظمت بوده است. نقش شير در نزد لرها و تركان قشقايي متداول بوده است. بافندگان عشاير هر يك به طور نا مكرر به اين مظهر صولت وشجاعت پرداختند.(البته نقش شير با فراواني اين حيوان در منطقه كامفيروز و دشت ارژن فارس كه تا اوايل قرن گذشته نسل ان باقي بود هم بي ارتباط نيست ). به طور كلي ميتوان گفت كه شير از زمان هاي قديم مورد علاقه ايرانيان به خصوص مردم فارس بوده است، و از طريق سكه ها، مهرها، شير سنگي و ساير نقوش بستگي خود را به گذ شته حفظ مي كردند .اين بستگي با گبه هاي شيرين داخل چادر وزندگي عشايري راه يافته است. همين مسائل سبب شده است كه زنان قالي باف عشاير ان را سمبل مناسبي براي زينت بخشيد ن به گبه هاي خود كنند. 
 

عتیقه زیرخاکی گنج