• بازدید : 43 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق چگونگی رخداد انقلاب اسلامی-خرید اینترنتی تحقیق چگونگی رخداد انقلاب اسلامی-دانلود رایگان مقاله چگونگی رخداد انقلاب اسلامی-تحقیق چگونگی رخداد انقلاب اسلامی

این تحقیق در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وامل موارد زیر است:

       تلاش روحانيان ومردم به رهبري امام در برابر آثار منفي انقلاب سفيد

       رهبري حركت هاي مخالف رژيم پهلوي به بخش مذهبي جامعه منتقل شد.

       كشتار مردم در قيام فوق، چهره شاه را كه تا آن زمان تقصيرها را به گردن نخست وزيران مي انداخت، افشا نمود. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به توضیحات مفصل می پردازیم.

-روند حوادث و رخدادها

الف: مصوبه انجمن هاي ايالتي و ولايتي

       با كودتاي ۲۸ مرداد، راه براي ظــهور استبــداد در مخرب ترين و مخوف ترين شكلي كه ايران تجربه كرده است، باز شد.

       در ۱۹۶۱ (۱۳۳۹)، جان فيتز جرالد كندي، كانديداي حزب دمكرات به رياست جمهوري آمريكا رسيد. او اهداف خود را پيشبرد حقوق مدني و برنامه هاي اصلاحات اجتماعي معرفي كرد.

       با رحلت آيت الله بروجردي در فروردين ۱۳۴۰، مرجعيت مطلق در جهان شيعه از ميان رفت.

       در ارديبهشت ۱۳۴۰، علي اميني به نخست وزيري منصوب شد. شعار اصلاحات اداري و اقتصادي بويژه اصلاحات ارضي را با حمايت آمريكائي ها آغاز نمود.

       شاه در سفري به آمريكا، به واشنگتن قول داد كه اصلاحات مورد نظر آنان را خود راسا انجام دهد.

       اميني در ۲۷ تيرماه ۱۳۴۱ استعفا داد و اسدالله علم به جاي او نشست.

       در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، دولت علم لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به تصويب رساند. واژه اسلام از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده، انتخاب شوندگان قرار بود بجاي بجا آوردن مراسم تحليف با قرآن، اين كار را با «كتاب آسماني» انجام دهند. به زنان نيز حق راي داده شده بود.

       امام خميني از علماي طراز اول قم دعوت نمود تا در منزل فرزند موسس حوزه علميه قم گرد هم آيند تا در برابر اقدام دولت  تصميم گيري نمايند. ارسال تلگرام به شاه مبني بر مخالفت مراجع با لايحه مزبور، آگاه نمودن علماي ديگر شهرها و جلسات مشورتي هفتگي ميان مراجع از تصميمات اين جلسه بود.

       در ۲۲ آبان ۱۳۴۱ اسدالله علم طي تلگرافي به سه نفر از مراجع –به جز امام- موافقت خود را با خواسته هاي آنان اعلام كرد و در آذرماه همان سال رسما اين لايحه لغو شد.

       دو هدف از طرح اين لايحه و تصويب آن مد نظر بود:   

۱-تضعيف روحانيت و تقويت عمال بيگانه: امام احساس مي كرد كه برداشتن شرط سوگند به قرآن براي اعضاي انجمن ها، راه را براي مشاركت بهائيان در حيات سياسي كشور فراهم مي سازد.

۲-گسترش بي بند و باري در پوشش اعطاي حق راي به زنان: مخالفت با مصوبه دولت در مورد انجمن هاي ايالتي و و لايتي، مخالفت با آزادي زنان نبود بلكه به گفته امام، “در اين بيست و چند سالي كه كه از كشف حجاب مي گذرد، چه چيزي عايد زن ها شده است؟”

 

ب: انقلاب سفيد و پيامدهاي آن

       در ۶ دي ماه ۱۳۴۱، شاه اعلام كرد كه قصد دارد اصول ششگانه اي را به رفراندوم بگذارد. اين اصول كه بعدا به انقلاب سفيد شهرت يافت عبارت بودند از

-الغاي رژيم ارباب و رعيتي

-ملي كردن جنگل ها

-فروش سهام كارخانجات دولتي بعنوان پشتوانه اصلاحات ارضي

-سهيم كردن كارگران در سود كارخانجات

-اصلاح قانون انتخابات

ايجاد سپاه دانش

         در ۲ بهمن ۱۳۴۱، امام طي اعلاميه اي، رفراندم را تحريم كرده و آن را رفراندوم اجباري ناميد.

       شاه براي جلب نظر علماي قم در ۴ بهمن ۱۳۴۱ وارد قم شد، اما علما به استقبال او نرفتند و او پس از يك سخنراني تند عليه روحانيت به تهران بازگشت.

       در ۶ بهمن ۱۳۴۱ رفراندوم مربوط به اصول ششگانه برگزار  و بنا بر اعلان دولت بيش از پنج ميليون نفر از جمعيت ايران به آن راي مثبت دادند.

        اكثر مقامات خارجي و داخلي به شاه تبريك گفتند.

       روحانيون به پيشنهاد امام در ماه رمضان همان سال كه از ۸ بهمن شروع مي گشت، از رفتن به مساجد به عنوان اعتراض خودداري كردند.

 

ج: اعلام عزاي عمومي در فروردين ۱۳۴۲

       در ۲۳ اسفند ۱۳۴۱، شاه در سخناني در دزفول از مراجع و روحانيون به زشتي ياد كرده و نسبت به سركوب آنان هشدار داد.

       امام در مقابل، جشن هاي نوروز سال ۱۳۴۲ را تحريم نموده و آن را عزاي عمومي اعلام كرد.

       در ۲ فروردين ۱۳۴۲، در مجلس سوگواري به مناست شهادت امام صادق (ع) در مدرسه فيضيه، ماموران دولت وارد مدرسه شده و با طلاب به زدوخورد پرداختند.

       امام در مورد اين حادثه سخنراني ها و اطلاعيه هاي متعددي صادر نمودند.

 

 د: قيام پانزدهم خرداد ۱۳۴۲

       ايام محرم آن سال كه مصادف با ماه خرداد بود، موقعيت پرتنشي را ميان رژيم و مخالفان بوجود آورده بود.

       از يكطرف ساواك از سخنرانان مذهبي تعهد گرفته بود كه عليه شاه و اسرائيل سخني نگفته و نگويند كه اسلام در خطر است.

       از طرف ديگر امام در نشستي با مراجع و علماي قم، پيشنهاد كردند كه در روز عاشورا هر يك از آنان براي مردم سخنراني كرده و در مورد جنايات رژيم پهلوي سخن گويند.

       در ۱۳ خرداد ۴۲ (عاشورا) امام خود به مدرسه فيضيه رفتند و حمله ماموران شاه به مدرسه فيضيه در ۲ فروردين را به واقعه كربلا تشبيه نموده و ايجاد آن فاجعه را به تحريك اسرائيل خواندند. همچنين ايشان از ترس رژيم در مورد سخن گفتن در مورد اسرائيل اظهار شگفتي كردند.

       در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران رژيم، امام را در منزل مسكوني خود در قم دستگير نموده، به تهران منتقل كرده و سپس در يك سلول انفرادي زنداني و بعدا به يك پادگان نظامي منتقل نمودند.

       بدنبال انتشار خبر بازداشت امام، اعتراضات گسترده اي در قم، ورامين، مشهد و شيراز برگزار شد. ماموران نظامي بر روي مردم آتش گشودند، در نتيجه تعدادي از مردم كشته و مجروح شدند. مهمترين برخورد با مردم ورامين صورت گرفت كه با پوشيدن كفن در پشتيباني از امام راهي تهران شده بودند.

       دو روز بعد، اسدالله علم در مصاحبه اي عنوان نمود كه امام و برخي ديگر از علما محاكمه و ممكن است اعدام شوند. شاه نيز طي يك سخنراني، فعاليت هاي امام و مردم را به تحريك جمال عبدالناصر رئيس جمهور مصر دانست.

       چندروز پس از دستگيري امام، برخي از مراجع و علما به پشتيباني از امام به تهران آمدند.

       پس از دوماه بازداشت، در ۱۱ مرداد ۱۳۴۲، امام به منزلي در شمال تهران منتقل و تحت نظر قرار گرفتند.

       شاه در ۱۷ اسفند ۱۳۴۲، اسدالله علم را بركنار ساخت و حسنعلي منصور به نخست وزيري رسيد. او از اسلام تمجيد نموده و بر مراحم و عطوفت خاص شاه به مقامات روحاني تاكيد نمود.

       در ۱۸ فروردين ۱۳۴۳، امام به قم بازگشتند.

       همان روز روزنامه اطلاعات در مقاله اي از همگامي روحانيت با انقلاب شاه و مردم تمجيد نمود. امام در ۲۱ فروردين طي سخناني مطالب روزنامه اطلاعات را بشدت تكذيب نمودند.

 

ه: كاپيتولاسيون و تبعيد امام خميني

       در مهرماه ۱۳۴۳، قانوني از مجلس گذشت كه به نظاميان آمريكايي مامور در ايران و وابستگانشان مصونيت سياسي اعطا مي شد. بطوري كه اگر آنان مرتكب جرمي در ايران مي شدند، بايد مطابق قوانين آمريكا محاكمه مي شدند. اين مورد به كاپيتولاسيون مشهور است.

       در ۴ آبان ۱۳۴۳، كه سالروز تولد شاه بود، امام طي يك سخنراني، با ذكر آيه انا لله و انا اليه راجعون (استرجاع)، از فروخته شدن استقلال كشور به آمريكا توسط حكومت سخن گفته و دولت و مجلسيان را نوكران آمريكا ناميدند.

       امام طي يك اعلاميه نيز تصويب لايحه كاپيتولاسيون را افشا و محكوم نمود و آن را سند بردگي ملت ايران ناميدند.

       در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، منزل امام در قم محاصره شده و ايشان دستگير و به تهران منتقل شدند و همان روز با يك هواپيماي باري به همراه دو مامور امنيتي به تركيه تبعيد شدند.

       مدتي بعد، فرزند امام، حاج آقا مصطفي نيز به همان تبعيدگاه فرستاده شد.

       11 ماه بعد، امام از تركيه به عراق منتقل شدند و ۱۳ سال و ۵ ماه در آن كشور بسر بردند.

  

و: از فرجام كاپيتولاسيون تا آغاز بحران  

       با دريافت خبر تبعيد امام، مردم دست به اعتصاب و تظاهرات زدند.

       مراجع و علماي ايران با صدور تلگراف و اعلاميه، ضمن تقبيح تبعيد امام، پشتيباني خود را از اهداف ايشان اعلام داشتند.

       در اول بهمن ۱۳۴۳، حسنعلي منصور، نخست وزير توسط محمد بخارايي، يكي از اعضاي هيئت موتلفه اسلامي به اتهام تهيه و تصويب لايحه كاپيتولاسيون ترور و بقتل رسيد. حكم ترور وي توسط آيت الله ميلاني در مشهد تائيد شده بود.

       در ۲۱ فروردين ۱۳۴۴، حمله مسلحانه به شاه در كاخ مرمر توسط رضا شمس آبادي، يكي از هواداران امام انجام شد، اما شاه جان سالم بدر برد.

       در پس از تبعيد امام، برخي از كساني كه اميد به پيروزي نهضت داشتند و آن را نيافتند، در فكر راه هاي ديگري براي مبارزه با رژيم افتادند. گروه هاي مسلح اسلامي تشكيل شد. علاوه بر هيئت موتلفه اسلامي به مسئوليت حبيب الله عسگر اولادي، حاج صادق اماني و مهدي عراقي، حزب ملل اسلامي نيز توسط حجت الاسلام محمد جواد حجتي كرماني و سيد كاظم موسوي بجنوردي تشكيل شد كه در ۲۴ مهر ۱۳۴۴ توسط ساواك كشف و متلاشي گرديد.

       سازمان هاي ديگري نيز همچون سازمان مجاهدين خلق ايران توسط محمد حنيف نژاد، سعيد محسن و علي اصغر بديع زادگان در سال ۱۳۴۴ تشكيل گرديد. همچنين جبهه آزادي بخش ملي ايران (جاما)، توسط حبيب الله پيمان و دكتر كاظم سامي تشكيل شد. سازمان چريكهاي فدايي خلق نيز از تلفيق دو گروه چريكي ماركسيست برهبري بيژن جزني و مسعود احمدزاده در ۱۳۴۹ تشكيل شد و در فروردين ۱۳۵۰ اعلام موجوديت نمودند.

       امام در دوره اي كه در عراق بودند، ابتدا تلاش براي تغيير دادن طرز تلقي سنتي حوزه علميه نجف از اسلام داشتند و تلاش براي آشنا ساختن طلاب به ابعاد اجتماعي، سياسي و حكومتي اسلام را در برنامه خود قرار دادند.

       امام به مناسبت هاي ديگر از جمله جنگ اعراب و اسرائيل خرداد ماه ۱۳۴۶ (ژوئن ۱۹۶۷)، برگزاري جشن هاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي مهر ماه ۱۳۵۰، جشن هاي پنجاهمين سال شاهنشاهي پهلوي ۱۳۵۵ و جشن هنر شيراز در سال ۱۳۵۶ اطلاعيه هاي متعددي صادر نمودند كه در ايران در سطح گسترده اي نشر و توزيع شد.

       امام  در بهمن ۱۳۴۸، ۱۳ سخنراني در مورد ولايت فقيه نمودند كه اين سخنان بازتاب وسيعي در آن روز داشت. اين مجموعه، دكترين سياسي امام براي تشكيل حكومت اسلامي را نشان مي دهد.

  

ز: آغاز بحران ۵۶ تا پيروزي انقلاب اسلامي

       از ۱۳۵۰ در حاليكه دولت بخاطر بالا رفتن قيمت نفت داراي درآمد و نهايتا قدرت بيشتري شد، اما در عين حال از آزادي خبري نبوده و هرگونه فعاليت اجتماعي با شدت تمام سركوب مي شد.

       دو حزب فرمايشي ايران نوين و مردم در سال ۱۳۵۰ در آخرين انتخابات مجلس قبل از انحلال شركت كردند. در ۱۳۵۳، حزب رستاخيز تشكيل شده و هر دو حزب موصوف منحل شدند. امام خميني اين حزب را تحريم نمودند.

       گروه هاي زيرزميني، طي جنگ و گريزها بارها پاسگاه هاي پليس را مورد حمله قرارداده و خود نيز كشته مي شدند. حمله به پاسگاه سياهكل (۱۳۴۹)، پاسگاه پليس قلهك (۱۳۵۰)، كشته شدن سپهبد فرسيو دادستان ارتش (۱۳۵۰)، يك سرمايه دار بنام فاتح (۱۳۵۳)، فرمانده گارد دانشگاه صنعتي (۱۳۵۴)، كشته شدن تعدادي از آمريكائي ها از جمله سرهنگ لوئيس هاوكينز (۱۳۵۲)، دو سرهنگ نيروي هوايي (۱۳۵۴)، سه مستشار نظامي آمريكا (۱۳۵۵) از جمله فعاليت هاي گروه هايي بود كه به مشي مسلحانه براي مبارزه با رژيم روي آورده بودند.

       دفاعيات خسرو گلسرخي در بهمن ۱۳۵۲ در دادگاه و در پس از دستگيري وي به اتهام تلاش براي قتل فرح پهلوي، عكس العمل شديدي عليه رژيم در افكار عمومي داشت.

       امام خميني از تبعيد عراق با نوشته ها، گفته ها و پيام ها مردم را به مقاومت هرچه بيشتر وا مي داشت.

       از سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲)، تهران مقر اداره مركزي سيا در خاورميانه گرديد و از همان سال ريچارد هلمز رئيس پيشين سيا سفير آمريكا در تهران گرديد.

       در ۱۳۵۵، دوره چهارساله جرالد فورد رئيس جمهور آمريكا از حزب جمهوري خواه پايان يافت. در دوره رقابت انتخاباتي رقيبش از حزب دمكرات يعني جيمي كارتر به موضوع حقوق بشر توجه ويژه نمود.

       شاه در انتخابات آمريكا از كانديداي جمهوري خواهان حمايت مالي نمود، اما كارتر در انتخابات آمريكا برنده شد. 

       در شهريور ۱۳۵۴، شاه در مراسم افتتاح مجلس از نمايندگان خواست تا فرهنگ ايراني را از عوامل بيگانه اي كه در اين فرهنگ راه يافته نجات دهند. مجلس شوراي ملي و سنا در يك اجلاس مشترك در پايان ۱۳۵۴ تصويب كردند كه مبدا تاريخ به آغاز سلطنت كورش بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي انتقال يافته و آغاز سلطنت محمد رضا پهلوي را كه مصادف با ۱۳۲۰ هجري شمسي بود، به سال ۲۵۰۰ شاهنشاهي تغيير دادند.

       درباره زمان شروع بحراني كه سرانجام به انقلاب اسلامي منجر گرديد توافقي به چشم نمي خورد. اما مجموعه تحولاتي كه در سال ۱۳۵۶ اتفاق افتاد عبارتند از

در فروردين ۱۳۵۶، زندانيان سياسي در زندان ها به اعتصاب غذادست زدند.

در خرداد ۱۳۵۶، دكتر علي شريعتي پس از تحمل سالها زندان در ايران، در لندن درگذشت.

در خرداد، سه تن از رهبران جبهه ملي نامه سرگشاده اي خطاب به شاه انتشار دادند.

جمشيد آموزگار، نخست وزير در شهريور ۱۳۵۶ قول داد كه دولت به آزادي بيان و قلم ارج نهد.

-كانون نويسندگان ايران در مهر ۱۳۵۶ شب هاي شعري در انجمن ايران و آلمان به مدت ده شب ترتيب داد. اين گروه سپس در آبان ۱۳۵۶ در دانشگاه صنعتي جلسات سخنراني تشكيل داد.

شاه در آبان به آمريكا رفت تا با رئيس جمهور جديد آمريكا ملاقات نمايد. تظاهرات ايرانيان مقيم آمريكا در مخالفت با شاه و مداخله پليس به نفع شاه تمام نشد.

-درآبان ۱۳۵۶، سيد مصطفي خميني فرزند امام بصورت مشكوكي در نجف درگذشت. مجالس ترحيم او در ايران، همراه با تجليل گسترده از امام خميني و همراهي با مبارزات او گرديد.

-و بالاخره در ۱۷ دي ماه ۱۳۵۶، مقاله اي در روزنامه اطلاعات به امضاي مستعار احمد رشيدي مطلق و تحت عنوان “ايران و استعمار سرخ و سياه” منتشر شد. اين مقاله به تمجيد از اصلاحات ارضي و انقلاب شاه و ملت پرداخته و مخالفان انقلاب را حزب توده و مالكان بزرگ دانسته و نهايتا با بكار بردن القاب زشت در مورد امام خميني ايشان را بعنوان همكار خوانين مورد اهانت قرار داده بود.

       اولين بازتاب انتشار اين مقاله، در قم در ۱۹ دي ماه ۱۳۵۶ شكل گرفت و مردم در حاليكه شعار عليه حكومت مي دادند، نمايندگي روزنامه اطلاعات و حزب رستاخيز را به آتش كشيدند. ارتش به مردم حمله كرد و تعدادي از مدرسان حوزه علميه كه از شاگردان امام بودند به نقاط مختلف تبعيد شدند.

       در ۲۹ بهمن در تبريز در جريان بزرگداشت چهلم شهداي قم، مردم از مسجد بيرون ريختند و سينماها، مشروب فروشي ها و مقر حزب رستاخيز به آتش كشيده شد. ارتش به مردم حمله كرد و ده ها نفر شهيد شدند.

       در اربعين شهداي تبريز، در ۹ و ۱۰ فروردين ۱۳۵۷ در يزد مجددا اعتراض به رژيم در سطح وسيع انجام گرفت.

       در ۲۷ مرداد، شاه تظاهرات مردم را در نطق تلويزيوني خود محكوم كرد و از تمدن بزرگ خود (شاه) در برابر وحشت بزرگ ديگران (احتمالا امام) سخن گفت.

       در ۲۸ مرداد سينما ركس آبادان آتش گرفت و بين ۴۰۰ تا ۷۰۰ نفر در ميان آتش كشته شدند. انگشت اتهام اوليه دولت به مخالفان نشانه رفت و سعي كرد كه اين اقدام را در راستاي همان وحشت بزرگ كه شاه سخن گفته بود، توجيه نمايد. اما بررسي هاي بعدي نشان داد كه درب هاي خروجي سينما از قبل قفل بودند، نبودن آب در شيرهاي آتش نشاني و توضيحات كارشناسان در مورد كيفيت مواد آتش زا مردم را متقاعد نمود كه اين كار توسط ساواك طراحي و اجرا شده است.

       پس از فاجعه سينما ركس دولت آموزگار سقوط كرد.

       در ۲۱ رمضان (۲ شهريور ۱۳۵۷) مردم برخي از شهرها به تظاهرات عليه حكومت پرداختند.

       پس از نماز عيد فطر در ۱۳ شهريور، با سازماندهي روحانيت مبارز تهران، يك راهپيمايي از تپه هاي قيطريه به سمت جنوب خيابان شريعتي برگزار گرديد. در اين راهپيمايي، نيروهاي امنيتي و انتظامي غافلگير شدند. 

       در ۱۶شهريور روحانيت مبارز تهران مجددا مردم را به راهپيمايي دعوت نمود. پس از اطلاع يافتن از تصميم شاه مبني بر استفاده از ارتش براي سركوبي مردم، اين جامعه طي اطلاعيه اي از مردم خواست كه در تظاهرات شركت ننمايند. اما سيل عظيم مردم از گوشه هاي شهر براه افتاد و در ميدان آزادي به هم پيوست. در قطعنامه پاياني اين راهپيمايي كه توسط آيت الله شهيد بهشتي قرائت گرديد بر رهبري امام در نهضت مردم ايران تاكيد شد. عليرغم تكرار اين موضوع كه راه پيمايي ديگري در فرداي آن روز يعني جمعه ۱۷ شهريور نخواهد بود، اما در ميان مردم اين شعار تكرار مي شد: فردا صبح، ۸ صبح، ميدان شهدا


عتیقه زیرخاکی گنج