• بازدید : 53 views
  • بدون نظر

این پژوهش در ۱۱۶ صفحه قابل ویرایش تهیه شده و شامل ۵ فصل ذیل می باشد:
در فصل اول به بیان مسئله و ضرورت و اهمیت پژوهش پرداخته شده است، در فصل دوم به تعریف بازی، تاریخچه ی بازی، بازی از دیدگاه قرآن، اسلام و رواشناسی و انواع بازی اختصاص داده شده، فصل سوم  به بررسی جامعه آماری ، روش نمونه گیری و روش جمع آوری اطلاعات پرداخته و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از پیمایش ودر فصل انتهایی نیجه گیری و خلاصه یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق ذکر شده است.

چكيده:

در اين تحقيق به بررسي اثرا ت بازي گروهي و با قاعده در رشد اجتماعي دختران ۴ تا ۵ ساله مدارس آمادگي شهر تهران پرداخته شد، بدين ترتيب پس از تدوين سوال و فرضيه دال بر اثبات ثبت بازي درمهد كودك بخصوص بازي گروهي و باقاعده درمهد كودك بر ميزان رشد اجتماعي، بررسي مباحث نطري و بخصوص نظري وايلند درمحيط رشد اجتماعي تأكيد شد، پس از آن تعداد و ۶۰ نفر به عنوان نمونه تحقيق به صورت تصادفي با روش نمونه­گيري خوشه­اي گزينش شدند و از پرسشنامه وايلند بر روي آنها اجرا گرديد. سپس از طريق آزمونt استيودنت گروههاي مستقل با آزمون فرضيه تحقيق پرداخته شد و مشخص گرديد كه ميانگين رشد اجتماعي كودكي يا كودكاني كه درمهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام مي­دهند درمقايسه با كودكاني كه در مهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام نمي­دهند، بالاتر است و اين تفاوت ازلحاظ آماري در سطح ۱ ۰ / ۰ * معنا دار مي­باشد. بنابراين مي­توان نتيجه­گيري نمود كه بازي گروهي و با قاعده درمهد كودك مي­توان تأثير مثبتي را در افزايش رشد اجتماعي كودكان ايفا نمايد.

مقدمه:

بازي كه به معني تلاش و فعاليت لذت بخش و خوشايند و تفريح است براي رشد همه جانبه كودك ضرورت تام دارد. كودك از طريق بازي احساسات و روياهاي خود را بروز مي­دهد. استعدادهايش راشكوفا مي­سازد، كنترل به موقع اعمال و حركات را مي­آموزد، بر تجاربش مي­افزايد، دنياي درون و اسرار و مشكلاتش را بارز مي­سازد و انرژي ذخيره شده خويش راهر جهت مطلوب به مصرف مي­رساند. كودك از طريق بازيها، مشكلات و همكاري و رعايت حقوق ديگران و قوانين اجتماعي را ياد مي­گيرند. (شفيع آبادي، ۱۳۷۲ ) .

كودكان خردسال نمي­توانند افكار و عقايد و احساسات خود را به وضوح ازطريق كلمات و گفتار بيان كنند. بازي بخش عمده­اي از زندگي كودك پيش دبستاني را تشكيل مي­دهد و باعث رشد شخصيت او مي­گردد. موجبات شادي و لذت و انبساط خاطر كودك را فراهم مي­كند. همكاري و نوع دوستي و اطلاعات و قوانين را به كودك ياد مي­دهد، دامنه تجسم و قصور او را مي­گستراند و كودك را به مشاغل گوناگون آشنا مي­سازد. (قاضي، ۱۳۷۰ ) .

 بنابه اظهار كارل[۱]، گروهي يكي از روانشناسان بزرگ سوئيسي، بازي كودكان مقدمه اي براي كوششهاي آينده و آماده شدن براي زندگي آينده است. بدان سان كه درآن جدي بودن زندگي بزرگسالات بر دوش كودك سنگيني نمي­كند. او مي­گويد دربازي پليس و ژاندارم كودكي كه نقش ژاندارم را مي­آفريند و به دستگيري دردي مي­رود، گذشته از اين كه نيروي جهاني او توسعه مي­يابد به تأثير اصل اخلاقي و اجتماعي نيز مي­پردازد و در ضمن وظايف و حدود اختيارات اين شغل رانيز مي­آموزد. به عكس كودكي كه نقش دزد را بازي مي­كند، با دستگير شدن و پذيرفتن گوشمالي و در واقع زشتي دزدي را مي­پذيرد و به اجراي عدالت اجتماعي احترام مي­گذارد، به هر حال از ديدگاه گروهي، هدف بازي در خود نرفته است و بازي نمايانگر زندگي و فعاليت آزاد كودك بوده، در حقيقت او را براي اجراي كارها و وظيفه هاي سنگين آينده خود آماده مي­سازد(بهرامی ، ۱۳۷۰)

. در كتاب روان شناسي درماني آلفرد، آدلر[۲] كه درسال ۱۹۰۷ نوشته شده است بازي به معناي ارضاء غير واقعي (بيرون از حد حقيقت ) اجمالي مانند برتري جويي و خود نمايي تفسير شده است و آدلرانيها را سر آغازي براي بيان گذاري ابتدايي ترين و انديشه آدمي تلقي مي­كند. برتري جويي و خود نمايي در سال هاي كودكي امكان مي­دهد كه اميال فرد را به سادگي نشان داده و آنها ر اآرام سازند. بدين معني كه كودكان خردسال در بازيهاي خويش واقعيت را با توجه به خواستهاي خويش دگرگون جلوه مي­دهند. زيرا دانش لازم براي پيروي از حقيقت دارند و به اين ترتيب ناتواني و * خود را بر طرف مي­سازند.روشن است كه آنچه را كه بزرگسالان ارضاء غير واقعي مي­نامند براي كودكان مفهوم ارضاء واقعي ميل خود نمايي و برتري جويي ر ادارا مي­باشد. (قشلاقي، ۱۳۵۶ ).


  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر

این فایل در ۳۵۲ صفحه قابل ویرایش تهیه شده است و شامل۶ فصل زیر است:

فصل اول طرح پژوهش شامل مقدمه، بیان مسأله،اهداف مسئله و اهمیت وضرورت پژوهش و تعریف مفاهیم واصطلاحات می باشد. در فصل دوم به   کلیات سازمانهای غیر دولتی(NGOS)( تعریف سازمان غیر دولتی، واژه شناسی سازمان های غیر دولتی، طبقه بندی سازمان های غیر دولتی، سازمان های غیر دولتی بین المللی و ویژگی آن، آپارتاید(تبعیض)سازمانی، کمیسیون ملل متحدو رابطه آژانس های تخصصی سازمان ملل متحد با سازمان های غیر دولتی(NGOS )و … ) پرداخته شده است، در فصل سوم در سازمان های غیر دولتی درایران به تعریف، تاریخچه،اهداف،طبقه بندی، ویژگی آن ها پرداخته  شده و در فصل چهارم در سازمان های غیردولتی جوانان ووظایف و کارکرد سازمان ملی جوانان در ارتباط با (NGOS) جوانان به موضوع جوانان، تاریخچه شکل گیری سازمان ملی جوانان، نحوه تشکیل شورای عالی جوانان، اهداف،وظایف و روند شورای عالی جوانان به صورت گسترده اختصاص داده شده و در فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات ودر فصل ششم پیوستها و مستندات بیان گردیده است.

 

 

چکیده :

خلاصه پژوهش : اقدام به پژوهشی برای فراهم ساختن و ارائه اطلاعات پایه در مورد سازمان های غیردولتی(NGOS) و برای آگاهی نسبت به این سازمان ها ضروری است .

در این پژوهش سعی بر آن است که درک و فهمی از ماهیّت سازمان های غیردولتی، اندازه ،قلمرو و اهمیت این سازمان ها به دست آوریم. امید است که این تحقیق به پر کردن شکاف در دانش ما دربارۀ سازمان های غیردولتی کمک نماید.

 

اهداف این پژوهش شامل: ۱-  شناخت و آگاهی با توانمندی ها و کارکرد سازمان های غیردولتی (NGOS) ، در جهت رشد اجتماعی جوامع، همگام با توسعه اجتماعی ،اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی در جهان امروزی . ۲-  آشنایی با وظایف و کارکردهای سازمان ملی جوانان در جهت شکل گیری، رشد و توسعه سازمان های غیردولتی جوانان در ایران .

 

روش تحقیق : روش تحقیق در این پژوهش، روش اسنادی، کتابخانه ای و مدارکی می باشد.

 

نتیجه کلی پژوهش : نتیجه ای که از این تحقیق حاصل می شود این است که سازمان های غیردولتی (NGOS) در شکل کنونی آن که نتیجۀ رشد شهرنشینی، جوان بودن جامعه، انفجار اطلاعات و گسترش ارتباطات می باشند، در ایران به دلایل متعددی به وجود آمده و رشد کرده اند.

از جملۀ این دلایل می توان به تلاش جهت هویت یابی، مشارکت مؤثر قانونی و شفاف، جامعه پذیری فرهنگی و اجتماعی و وجود تجارب جهانی اشاره نمود که نشانۀ بلوغ جامعه جوان ایرانی است که می خواهد در سرنوشت خود دخالت مؤثر نماید.

پیشگفتار

در آغاز،محقق بر آن بود که در پژوهش حاضر،صرفاً به « بررسی وظایف وکارکرد سازمان ملی جوانان در ارتباط با ( NGOS)درایران (سازمان های غیر دولتی جوانان)»بپردازد امّا بعد از شروع تحقیق و بررسی،به علت اهمیت وگستردگی موضوع وعلاقه وانگیزۀپژوهشگر،ابتدا به «بررسی وضعیت سازمان های غیر دولتی (NGOS) درایران وجهان»وسپس «وظایف وکارکرد سازمان ملی جوانان در ارتباط با (NGOS)جوانان»پرداخته شد.

مشارکت درجهان امروزه ، هرچند مفهوم تازه ای نبوده وبشر همواره به مشارکت فزآینده روی آورده است ، اما از نیمه دوم قرن بیستم ، مفهوم مشارکت ،با نگرشی نو به موضوعی کلیدی تبدیل شده است .

واقعیت این است که انجام و اداره امور اجتماعی به شیوه مشارکتی و برنامه ریزی برای دستیابی به آن، ضروری واجتناب ناپذیر است ؛ زیرا، هم ظرفیت ها برای مشارکت بالا رفته است وهم مسائل وپدیده های اجتماعی ، پیچیده تر ازآن هستند که توسط تعداد معدودی از افراد جامعه قابل حل باشند برای مثال ،دربرنامه های توسعه روستایی، باید مردم درمراحل مختلف تصمیم گیری ، برنامه ریزی واجرا ، مشارکت کنند و مراقبت از امکانات عمومی روستا را برعهده گیرند، ویا درامور پزشکی، مردم باید خود مراقب سلامتی شان باشند وطوری عمل کنند که سالم بمانند وچنانچه بیمار شدند، درمعالجه وبهبود خود سهیم شوند .

دربخش محیط زیست نیز، مشارکت مردم درکاشت نهال ، رسیدگی به فضای سبز وپاکیزه نگهداشتن محیط زندگی ، نمود پیدا می کند .

گسترش وتعمیق مشارکتهای مردمی ، نیازمند سازماندهی ، نهادسازی وایجاد شرایط ساختاری مناسب است .باوجود آنکه، مشارکت الزاماً درچارچوب سازمان ها و تشکلها صورت نمی گیرد ، بااین وجود تشکلها وسازمان های مردمی آن را نهادینه می کنند.

امروزه نقش نهادهای مختلف در جوامع وکشورها با سرعتی شگرف درحال تغییر ودگرگونی است. دولت ، نهادهای مدنی ، موسسات بین المللی و شرکت های تعاونی وخصوصی ، به دنبال توسعه نقش روز افزون تکنولوژی ارتباطات وتعامل روز افزون دانش ، هریک ، به نوعی نقش وجایگاه جدیدی یافته اند .

دراین میان ، جامعه مدنی که خود از نهادهای گوناگونی همچون احزاب ، سندیکاها ، تعاونی ها وسازمان های غیر دولتی داوطلبانه تشکیل می شود ، باافزایش ناتوانی دولت ها برای پاسخگویی به انتظارات ومطالبات روبه افزایش اقشار مختلف جامعه ، رشد وپویایی بیشتری یافته است .

 

  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اين تحقيق به بررسي اثرا ت بازي گروهي و با قاعده در رشد اجتماعي دختران ۴ تا ۵ ساله مدارس آمادگي شهر تهران پرداخته شد، بدين ترتيب پس از تدوين سوال و فرضيه دال بر اثبات ثبت بازي درمهد كودك بخصوص بازي گروهي و باقاعده درمهد كودك بر ميزان رشد اجتماعي، بررسي مباحث نطري و بخصوص نظري وايلند درمحيط رشد اجتماعي تأكيد شد، پس از آن تعداد و ۶۰ نفر به عنوان نمونه تحقيق به صورت تصادفي با روش نمونه¬گيري خوشه¬اي گزينش شدند و از پرسشنامه وايلند بر روي آنها اجرا گرديد. سپس از طريق آزمونt استيودنت گروههاي مستقل با آزمون فرضيه تحقيق پرداخته شد و مشخص گرديد كه ميانگين رشد اجتماعي كودكي يا كودكاني كه درمهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام مي¬دهند درمقايسه با كودكاني كه در مهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام نمي¬دهند، بالاتر است 
از آنجا كه به نظر مي¬رسد كه كودك در سالهاي اوليه زندگي به شخصيت خود پي مي¬برد و اين شناخت را در خلال حركات وي مي¬توان ديد، تربيت و تعليم صحيح مي¬تواند در اين ميان مؤثر واقع شود. يكي از بهترين وسايلي كه مي¬توان آموزش و تربيت را ايجاد كند، بازي است. كودك در خلال بازي به كشف محيط خود مي¬پردازد و ازطريق بازي نخستين گامها را براي ايجاد اجتماعي شدن بر مي¬دارد. او همكاري و تعاون با گروه را مي¬آموزد، ياد مي¬گيرد كه چگونه بر ديگران تأثير بگذارد و چگونه از ديگران تأثير پذيرد. بازي كودك را از افسردگي و خمودي خارج كرده و باعث شركت وي درگروه مي¬شود و به او ياد مي¬دهد كه براي پذيرش و موفقيت درگروه بايد چه تواناييهايي داشته باشد و چگونه مي¬تواند ازتوانايي ديگران براي رفع نياز خود و نياز ديگران استفاده كند. بازيها در اجتماعي شدن كودكان سهم بسزايي دارد. اطفال اغلب براي اولين باز از راه بازيهاي دسته جمعي خود به ارزش كودكان ديگر كه بدون آنها بازي مقدور نيست پي مي¬برد. به وسيله بازي آنها يادمي¬گيرند كه چگونه يكديگر را قبول داشته باشند، درباره قوانين بازي توافق كننده و دسته جمعي بر گروه رقيب پيروز شوند. مفهوم همكاري و پيروزي و شكست ، هم چشمي وبرتري طلبي اغلب در اين دوره ازوراي بازيهاي البته جمعي استنباط مي¬شوند و به رشد لازم مي¬رسند از طرف ديگر بازيهاي چون ، آشپزي ، خانه داري، دكتر بازي و غيره باعث آمادگي كودك براي احراز شغلي در آينده و تفهيم نظامي اجتماعي مي¬شوند. با توجه به اين مطالب سوالي كه در اينجا مطرح مي¬شود، اين است كه آيا بازي دسته جمعي و با قاعده در مهد كود ك كه تحت نظر مربي است، باعث افزايش رشد اجتماعي مي¬شود؟
 
ضرورت پژوهش:
بر هيچ كس پوشيده نيست كه عدم وجود امكانات لازم براي كودكان در هرسني، ازرشد مناسب و لازم آنها دران سن جلوگيري يا آن راكند مي-سازد.بدين ترتيب درصورتي كه محيط دوران كودكي جهت پرورش و باروري جنبه اجتماعي كودك به اندازه كافي غني نباشد، كودك درآينده فردي منزوي و گوشه گير بار آمده وياجهت ابزار وجود خويش و بودن درگروه هموار به افراد قويتر در اين زمينه ها وابسته مي¬شود و با انتخاب شخصيت اتكايي و وابسته مي¬كوشد ضعف هاي خود را نسبت الگويي كه بر مي¬گزيند مخفي سازد و چون بازي و بخصوص بازيهاي گروهي و با قواعد براي كودكان ۵ تا ۶ ساله (دوران پيش دبستاني ) در آماده سازي آنها جهت شركت در روابط اجتماعي آينده نقش مهمي ايفا مي¬نمايد. لذا تحقيق حاضر به انعكاس اهميت آن در زشد اجتماعي كودكان به والدين و مربيان خواهد پرداخت و اهميت آن ، اين است كه به معلمان و مربيان و والدين كمك كند تا با استفاده از وسايل بازي و اهميت دادن به بازيهاي گروهي كودكان و دادن نقشهاي اجتماهي در حين بازي به آنها به اجتماعي شدن آنها كمك كنند. 

هدف پژوهش:
واضح است كه كودكان درخلال بازيهاي گروهي، انعطاف پذيري، نوبت گرفتن و اجتماعي شدن را تجربه مي¬كنند و رضايت خود را تاگرفتن نتيجه به تأخير مي¬اندازد و با صبر و استقامت و انتظار كشيدن را درخود تقويت مي¬كنند. به اين ترتيب بازي هايي كه كودك درآن به صورت گروهي بازي مي¬كند او را مجبور به رعايت نكات اجتماعي مي¬كند. البته در ابتدا كودك ازنقش ديگران كه با او بازي مي¬كنند آگاه نيست و در خلال بازي با آنها ، تمام قوانيش متمركز به خودش مي¬باشد ولي به مرور به نقش آن افراد پي برده و ياد خواهد گرفت كه چگونه با غريبه ها رابطه برقرار كرده و آنها را به بازي دعوت و مسائلي را كه يك بازي مطرح مي¬كند به كمك آنها حل نمايد. پس در خلال بازي گروهي كه كودك مفاهيم صبر و حوصله ، احترام به حقوق ديگران، افزايش اعتماد به نفس ، پيروزي و شكست و مانند آن را ياد خواهد گرفت . به طوري كه بامشاهده بازي كودك مي¬توان به ميزان فعاليت اجتماعي او پي برد. با توجه به مطالب مذكور تحقيق حاضر در نظر دارد تفاوت رشد اجتماعي كودكان را از طريق تفاوت موجود درنوع بازيهايشان (بازيهاي گروهي و باقاعده با بازيهاي فردي يا چند نفره بدون قاعده ) مورد سنجش قرار دهد و چون اغلب بازيهاي گروهي منظم درمهد كودك با نظارت مربي انجام مي¬گردد لذا دو گروهي كه در اين تحقيق جهت رسيدن به هدف پژوهش حاضر مورد استفاده قرار مي¬گيرند، از بين كودكان مهد كودك رو، و كساني كه به مهد كودك نيمي¬روند ، انتخاب مي-گردند. درصورتي كه فرضيه تحقيق كه مدعي وجود ارتباط بين ميزا ن بازي دختران ۴ تا ۵ ساله و رشد اجتماعي آنان مي¬باشد،مورد تأييد قراربگيرد،درآن صورت مي¬توان با استفاده از بازيهاي و افزايش كميت و كيفيت آنها در رفع مشكلات موجود در روابط اجتماعي كودكان استفاده نمود . همچنين با افزايش آگاهي والدين از نقش و اهميت بازيها مي¬توان از آنها جهت كاربرد بازيهاي مناسب سن كودكانشان بهره گرفت. 
فرضيه پژوهش:
۱ – بازيهاي گروهي و باقاعده كه تحت نظر مربي در مهدهاي كودك انجام مي¬گيرد به طور معني داري باعث افزايش رشد اجتماعي دختران مي¬شود. 
تعاريف مفهومي و عملياتي واژه¬ها: 
مفهومي:
بازي عبارتست از فعاليتي كه بدون وجود نيروي خارجي (زور و اجبار ) و كاملاً اختياري و بدون هدف و منظور خاصي انجام داده مي¬شود، به طوري كه انجام آن سبب لذت و آرامش مي¬شود.براي كودكان بازي يك راه ميان بر براي دست يابي به مسائل دنيا است. بازي عبارت است ، از خود، بدون ترس. (طباطبايي نيا، ۱۳۶۶ ).
رشد اجتماعي عبارت است از ، توانايي كودك براي ايجاد روابط نيكو با ديگران و همكاري با آنان.و كودك تا زماني كه به رشد عقلي نرسد، استعدادهاي اجتماعي دروي پديدار نمي¬شود و نمي¬توان مردم و محيط خود را بشناسد و باآنان رابطه بر قرار كند. (پارسا، ۱۳۷۱ ) . 
مهد كودك = كودكان پيش از دبستان براي آموزش و نگهداري به آنجا سپرده مي¬شوند و از خدمات آموزش و پرورش استفاده مي¬كنند.(پارسا، ۱۳۷۱). 
عملياتي: 
اجتماعي شدن، منظور نمراتي است كه فرد با كودك در تست وايلند به دست مي¬آورد. بازي، هر فعاليتي كه بوسيله آن انسان خود را از دنياي كار جدا مي-كند. 
 
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

منظور از بلوغ  يا نوجواني رشد دركليه جنبه ها اعم از فيزيكي- عقلي و اجتماعي است به همين جهت اين  واژه نسبت به واژه هاي بلوغ جنسي كه مفهوم بسته تري دارد وسيع تر است . نوجواني دوره اي است است حد فاصل ميان كودكي و بزرگسالي و بسته به افراد و جوامع گوناگون و متغير است شروع آن با بلوغ جنسي است . طول مدت نوجواني در جوامع گوناگون متفاوت است از دوازده تا هجده الي بيست و يك سالگي طول مي كشد برخي بلوغ را از واژه (crise) و به معني بحران مشتق كرده اند و تغييرات قاطعي است كه درجريان يك تحول پيش مي آيد و داراي ويژگي ها و شرايط زير است :
۱٫ تغيرات ناگهاني و مهم در ارگانسيم- ذوق و علايق- نگرش و احساس و داوري ارتباط با ديگران.
۲٫ بروز مشكلات جدي كه موجب عدم سازگاري نوجوان با محيط مي شود.
نوجواني مثل يك طوفان است و ژانژاك روسو آن را به يك انقلاب زايش دوباره تعبيرمي كند.در نوجواني تغييرات شامل رشد طولي و وزني- پيدايش صفات ثانويه جنسي- رشد غده هاي جنسي و توانايي توليد مثل است. 
دگرگوني هاي رشد نوجواني:
_بلوغ جنسي: بلوغ جنسي با پيدايش صفات ثانويه جنسي همراه است كه تا پيش از آن وجود نداشته است و طي سه مرحله مي باشد :
۱٫ مرحله بيش از بلوغ كه در هر دو جنس به وسيله صفاتي مانند: ازياد سرعت رشد- آغاز پيدايش صفات  جنسي يعني رشد پستانها- رشد غدد تناسلي- روئيدن مو در اعضاي تناسلي و زير بغل آشكارمي باشد
۲٫ مرحله بلوغ كه طي آن سرعت رشد كمتر مي شود و صفات جنسي رشد خود را ادامه مي دهد 
۳٫ مرحله پس از بلوغ كه كمال رشد جنسي است و طي آن اعضاي تناسلي به رشد خود ادامه مي دهد

_تاثير تغييرات بلوغ جنسي بر شخصيت نوجوان: 
از نقطه نظر رواني رشد شخصيت نوجوان در سه زمينه اصلي مي باشد:
۱٫ رشد وبيداري علايق و احساسات جنسي 
۲٫ رشد سريع قواي عقلاني 
۳٫ ازدياد دانش و پيدايش شكل هاي جديد فعاليت 
بيش از هر چيز ميبايست نوع مقياسي را كه براي تعيين تاثير نمودهاي بلوغ جنسي در روانشاسي نوجوان به  كار مي رود مشخص ساخت كه يكي از آسان ترين اين مقياس ها سن تقويمي است. به طور كلي مي توان گفت تغييرات فيزيولوژيك و جسماني خبر ار آغاز بلوغ مي گردد و ورود نوجوان به اجتماع و پذيرش مسئوليت اجتماعي نيز نشان دهنده حد نهايي و پايان است. در ميان اين دو حد يك دگرگوني ژرف در شخصيت به وجود مي آيد كه هم در رابطه شخص با خودش و هم در رابطه او با ديگري باز تاب ميابدتعبيراجتماعي نوجواني و رشد آن:دوران بلوغ به علت هاي دروني مانند تغييرات هورموني و يا تغييرات ناشي از فشارهاي غريزي نسبت داده نمي شود بلكه تاكيد بر علت بيروني و محيطي است. در عامل اجتماعي دو جهت يا دو سو را مي توان ازیكديگر تميز داد. يكي بر تعامل هاي ميان افراد نظر دارد و تاثير آنان را از لحاظ رفتار و شخصيت نوجوان بررسي مي كند و ديگر به ساخت جامعه و فرهنگ مي نگرد كه به شيوه تاثير گذاري جامعه براي تغيير موقعيت غير مسئول كودك به موقعيت مسئول و مستقل بزرگسال توجه دارد.                                                  
عوامل اجتماعي تعامل ميان افراد: 
تعبير نوجواني ازاين ديدگاه بر دو بعد اساسي تاكيد دارد. بعد اول تجزيه و تحليل نوجواني اززاويه تنديس و نقش است. از اين زاويه نوجوان كه آنان را نه كودك و نه بزرگسال مي پندارند بايد با موقعيت هاي اجتماعي دست و پنجه نرم كند- بعد ديگر بيشتر از زاويه تحولي و تكويني است و تاكيد آن به عنوان يك عامل رشد مي باشد كه در قالب مكان ها و محيط هايي است كه اجتماعي شدن درآن ها صورت مي پذيرد. به طور كلي مي توان افراد را بر حسب اين كه پدر- پسر- زن- مرد-  دانشجو وغيره باشند در طبقاتي قرار داد كه هر يك نقش هايي دارند كه مي توان از آن ها در موقعيت هاي خاص اجتماعي رفتار هاي خاصي را توقع داشت. دو نوع تغيير در نقش ها و انتظاراتي را كه از اين رفتار مي توان داشت عبارتند از: تغييراتي كه در داخل خود نقش ها به وقوع مي پيوندد مثلا از دانش آموز نوجوان انتظار مي رود داراي استقلال فكري بيشتر در كار و تحصيل باشد تغيير دوم اينكه نوجوان در برابر لزوم سازگار شدن با نقش هاي جديدي مانند نقش شغلي قرار مي گيرد. تغييرات در نقش ها و رفتارهايي كه مورد انتظار است چه به صورت كلي و چه به صورت جزئي مي توانند مشكلات رواني براي فرد ايجاد كنند.
 اين مشكلات عبارتند از:
مشكل اول: تعارضات است كه در نقش ها و رفتارهايي كه انتظارات به وجود مي آيد يعني نوجوان بايد بر اساس موقعيت هاي اجتماعي نقش هاي متعارفي را بازي كند و رفتارهاي متناقضي داشته باشد و مسلما نوجوان نمي تواند از اين تعارضات صددرصد در امان باشد.
مشكل دوم: در داخل خود يك نقش يا رفتار مورد انتظار نيز تعارض مي تواند به وجود آيد مثلا در برخي از زمينه ها نوجوان درپي استقلال بيشتر است در عين حال در برخي از موارد هنوز وابسته به خانواده است.     
مشكل سوم:هنگامي است كه نوجوان مجبوراست كه درنفش هاي ايفايي رفتار نمايد كه نه مطابق ذوق سليقه اوست ونه انگيزه اي براي پرداختن به آن دارد مثلا: بسياري ازشركت كنندگان دركنكوركه تنهاهدف آن ها پذيرفته شدن در آزمون مي باشد و پس از آن در مي يابند كه رشته تحصيلي آنان چقدر از خواسته هاي آن ها فاصله دارد و يا به عنوان مثال ديگر اينكه يك نوجوان توسط خانواده به فعاليتي وادار مي شود كه هيچ گونه انگيزه و شوقي به ايفاي آن نقش ندارد.
مكان هاي رشداجتماعي نوجوان:‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌‌پديده اجتماعي شدن از سه جنبه رشد اجتماعي ناشي مي شود: 
ارتباط هاي بين فردي قراردادها و هنجارهايي كه جنبه ايدولوژيكي دارند فعاليت ها يا رفتارهايي اجتماعي شده كه شامل رفتارهاي اجتماعي و فعاليت هاي شغلي هستند اين موارد در محيط خانوادگي و مدرسه و گروهاي هم سن تحقق مي يابد.

به طور كلي مي توان از دو محيط عمده جهت رشد اجتماعي نوجوان ياد كرد:
۱٫ محيط خانواده والدين و نوجوان 
۲٫ گروههاي هم سن و محيط مدرسه 
_محيط خانواده: 
طي يك پژوهش توصيف سه گونه نفوذ والدين مشخص شده است: 
يك نفوذ- نفوذ مستبدانه والدين است كه درآن والدين به جاي نوجوان تصميم مي گيرند و اومجبوراست مطابق با اوامر والدين عمل نمايد. 
دوم نفوذ والدين كه به صورت دموكراتيك و آزاد منشانه روي نوجوان تاثير دارد كه درآن نوجوان در تصميم گيري و اعاده روش با والدين مشاركت دارد ولي حرف آخر را والدين مي زنند. 
سوم نفوذ مجاز يعني كنترل خود مختارانه نوجوان كه خود نوجوان تصميم مي گيرد و خود عمل مي كند. 
درنتيجه گيري ازاين سه نوع برخورد چنين آمده است كه فراواني اعتماد به نفس نزد دختران و پسران در خانواده هايي كه به صورت آزاد منشانه و دموكراتيك برخورد مي كنند بيشتراست اما اين فراواني نزد خانواده هاي مجاز كمتر است ولي به طور كلي با توجه به تفاوت هاي بين نوجوانان و مراحل رشد اجتماعي آنان بايد به اين نكته توجه داشت كه هر رفتاراز سوي والدين بايد با توجه به واكنش ها و بازتاب هاي نوجوان سنجيده شود تا بتوان ازآن نتايج مطلوبي گرفت بنابراين چنين به نظر مي رسد كه وجود برخي قوانين و مقررات نه تنها لزوم دارند بلكه مثبت نيز مي باشند اما بايد دانست زماني اين محدوديت ها تاثير مثبت دارند كه او بتواند آزادانه نظر دهد و انتقاد كند.
_گروههاي هم سن و محيط مدرسه: 
در اين قسمت مي توان جنبه تكويني محيط آموزش و محيطي كه متشكل از هم سن ها و هم كلاسي ها است را به عنوان يك محيط رشد در نظر گرفت. 

طي يك تحقيق گروههايي از دانش آموزاني كه ازهوش طبيعي با لاتر از حد طبيعي اما در خانواده ها و محيط هاي فقير زندگي مي كردند انتخاب كرده و دريك محيط با دانش آموزاني از خانواده هاي با فرهنگ رشت يافته تر و مرفه بودند قرار دادند 
پس ازمدتي اين مقايسه نشان داد كه دانش آموزان مورد بررسي هم از جهت وضع تحصيل و هم از جهت نظام ارزشي تغيير يافته اند و برداشت هاي آنان از مسائل مختلف نيز دگزگون شده بود و به تعبيري شخصيت آن ها نيزدچار نوعي دگرگوني شدن را نشان مي داد. در مجموع مي توان گفت كه رشد اجتماعي دوران نوجواني 
تنها نمي تواند ناشي از يك تحول فردي باشد بلكه تاثير پذيري آن ها ازتعامل هاي اجتماعي ترديد ناپذيراست.
رشد اجتماعي نوجوان ازديدگاه جامعه شناسي:        
در گذشته طول دوره نوجواني كوتاه تر بوده است اما در قرن معاصر با پيچيده تر شدن ساختار جوامع اين گرايش رو به طولاني ترشدن مي باشد. براساس يك بررسي مشخص شد انواع شكل هاي نوجواني در جوامع مختلف متاثر از ساختارهاي آن جوامع مي باشد. مي توان به چهار نوع نوجواني اشاره كرد:
بدوي- انتقالي- نوجواني ساده- نوجواني طولاني
هر يك از شكل هاي فوق متاثر از برخوردها و ديدگاه ها و نحوه رفتار اعضاي آن جامعه با نوجوان و نوجوان با آن جامعه را دارد. 
دربعضي از جوامع نيز ساخت هاي اجتماعي را به  انواع مختلف تقسيم كرده اند مانند: 
بدوي روستايي و شهري كه در هر يك از موارد ذكر شده نحوه برخورد هر يك از بخش هاي اجتماعي با نوجوان و با لعكس متفاوت مي باشد و بر گرفته از ماهيت آن اجتماع ما باشد. 
رشد اجتماعي نوجوان و گسترش مناسبات اجتماعي:
رشد اجتماعي را به عناوين مختلف مانند تعلق طفرليت- رشد شناخت اجتماعي يا فهميدن فرد و ديگران- روابط با همسالان- شخصيت جنسي و غيره … مي خوانند در اين دوره تغييرات آشكار و گسترده اي در شيوه هاي ارتباطي با والدين و همسالان به چشم مي خورد.تحقيقات به عمل آمده نشان داده است كه رشداجتماعي باعث تجديد روابط آنان باخانواده مي شود. نوجواني و بلوغ باعث ايجاد فاصله عاطفي با والدين مي شود كه اين امر باعث استقلال بيشتر نوجوان مي شود ككه البته اين تحول در دختران و پسران متفاوت است. فاصله گرفتن اواز والدين نشانه اي از خود مركز بيني نوجوان مي باشد كه اين خود مركز بيني علت هاي مختلف می تواند داشته باشد:
بروز توانايي هاي جديد مغزي و خودآگاهي نوجوان از علت هاي عمده اين مسئله- اشتغالات ذهني نوجوان به خود مثلا توجه به بدن‌، عضلات، رشد قد، وزن و پاها و توجه به تغييرات ناگهاني جنسي از ديگر دلايل اين خود مركز بيني مي باشد ولي رفته رفته اين خود مركز بيني به تدريجكم مي شود و جايش را به تجديد روابط اجتماعي ميدهد. نوجوان در ابتدا گرفتار تغييرات رشد جسمي، عاطفي و فكري خويش مي شود و پس از 
دروني كردن اين تغييرات مجددا به عنوان يك فرد مستقل دست به گسترش روابط اجتماعي خود با ديگران مي زند و در پايان اين دوره و شكل گيري هويت نوجوان صميميت و نزديك شدن به ديگران در وي گسترش مي يابد و مقدمات لازم براي تقسيم زندگي و خواسته هاي خود با همسر و روابط فاميلي به همكاري در رشد اجتماعي مطرح مي شود.
روابط اجتماعي نوجوان در مسير تحول رشد اجتماعي:
ارتباط خود با ديگران در آغاز نوجواني به طور عمده متمركز به گروه همسالان و دوستان مي باشد در اين مقطع از زندگي نوجواني احساس فرد اين است كه ديگران به ويژه همسالان همانند مخاطبين خيالي شاهد رفتار و احساسات و انديشه هاي او هستند دو نيمه دوم دوران نوجواني فرد مايل است بداند ديگران درباره او چه مي انديشند و بدين صورت نوجوان خود را در آئينه ديگران نظارت مي كند تا هويت اجتماعي خويش را تثبيت كند.
ارزشيابي ديگران خاص همسالان و دوستان از نوجوان آغاز حركت او به سوي روابط متقابل پيشرفته اجتماعي نوجوان است و در همين دوره است كه نوجوان خود را متفاوت از خود عمومي خانواده به حساب مي آورد و اهميتي كه نوجوان به گروه دوستان مي دهد، نشان مي دهد كه در نوجوان رشد وابستگي اجتماعي چقدر مهم است. نوع ارتباطات اوايل نوجواني با گروه دوستان معمولا در اواسط نوجواني تعديل مي شود اما نوجوان در تدارك تجديد مناسبات با خانواده هميشه چنين نيست به خصوص نوجوانان با مشكلات خانواده در اين دوران نيز همان ارتباطات قبلي را با گروه همسالان گسترش مي دهند و ممكن است گرفتاربرخي از اغرافات و ناسازگاري نيزبشوند و به اين طريق در شكل گيري هويت آنان نيز دشواري هاي جدي پديد آيد با ورود به دوره جواني بيشتر نوجوانان روابط شديد قبلي خود با گروه دوستان كاهش مي دهند.عضويت در يك كلاس مدرسه راهنماييبا عضويت در يك تيم ورزشي مستلزم توانايي هاي افزايش يابند معين در ارتباط گيري  با ديگران و در موقعيت هاي اجتماعي ساختار يافته است. چگونگي رشد شخصيت و خلق و خوي نوجوان عامل مهمي در چگونگي يادگيري اجتماعي و شركت او در فعاليت هاي مختلف اجتماعي است. 
رشد سالم اجتماعي نوجوان مستلزم رشد طبيعي شخصيت و فراگيري مهارت هاي اجتماعي شدن است و در نوجوان متفاوت است و به برون گرايي يا درون گرايي نوجوان بر مي گردد.
رفتارهاِِي مرضي اجتماعي نوجوان:
يكي ازآشكارترين نمونه هاي مرضي دررفتاراجتماعي نوجوان عضويت آنان دردارودسته هاي ضد اجتماعي مانند: هيپي، پانكي، گروه هاي ارتجاعي، باندهاي دزدي و خراب كاري و منحرفين جنسي مي باشند كه مقدمات آن در اوايل نوجواني و دوره فاصله گرفتن از خانواده فراهم مي آيدو بقيه سال هاي نوجواني را ادامه مي يابد. اين دارودسته ها در شهر هاي بزرگ و در ميان گروه هاي اجتماعي، فرهنگي محروم جامعه بيشتر ديده مي شود.ويژگي اصلي اين دارودسته ها همانند سازي بي قيد و شرط آنان با گروه خود به فراموشي سپردن الگوها و مناسبات اجتماعي مي باشد در اين گروه ها دارودسته خلاف كار حكم خانواده را براي نوجوان دارد، نوجواني را كه احساس تنهايي مي كند بايد كمك كنيم تا بر حسب نوع علايقي كه دارند با يك گروه سالم از همسالان مدرسه ارتباط برقرار كند، فعاليت هاي سالماين گروه باعث كاهش تهديدهايي مي شود كه فرد تنها احساس مي كند.    


رفتار اجتماعي نوجوان و نقش فرهنگ دراين دوره:
بخش مهمي از فرآيند درك هويت فردي ايجاد روابط جديد با اشخاص گوناگون است يكي از اين اشخاص كه مي توانند در نوجوان ايجاد فرهنگ نمايند والدين مي باشند نوجواني فرزندان، اغلب در دوراني نه ۱۵ جذاب براي والدين فراهم مي سازد كه بسته به به سن پدر و مادر در زمان ازدواج معمولا هنگامي كه به سن نوجواني مي رسند والدين در حدود ۴۰ تا۵۰ ساله هستند و اين مهم ترين مانع و مشكل برسر راه نوجوان مي باشد كه در فرهنگ يابي نوجوان بسيار مؤثر است اصولا فرهنگ نظام ارزشي است كه مشتمل بر عقايد، باورها و تجارب يكسان يك نسل مي باشد. راه هاي زندگي مردم يك جامعه، آداب و رسوم، افكار وعقايد، مذهب، زبان و غيره … ابزاري هستند كه مردم يك به عنوان فرهنگ به كار مي گيرند اين فرهنگ از پدر و مادر و همسالان به نوجوان مي رسد و از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد.
هدايت اجتماعي و مقابله با تهاجم فرهنگي درنوجوان:
اجتماع مسلما يكي از اركاني است كه در شخصيت نوجوان و در شكل گيري آن بسيار حايز اهميت مي باشد، زندگي اجتماعي مورد تاكيد و سفارش همه انبياء و دانشمندان مي باشد انسان اجازه ندارد كه به دوراز جامعه و بي تفاوت در برابر غم و درد مردم در گوشه اي سر گرم خود و زندگي خود باشد، آموزش حيات اجتماعي و تاثيرات دو جانبه آن بارها در روايات مختلف و توسط بزرگان اجتماعي و ديني يادآوري شده است كه بايد نوجوان را با آن آشنا ساخت يك نوجوان بايد آشنا به اصول حلژيات اجتماعي باشد تا اين آشنايي مبنايي جهت رشد اجتماعي وي فراهم آورد.
برخي از اين اصول عبارتند از:
اصل كرامي انساني، اصل نظارت اجتماعي، اصل وفاي به عهد، اصل يكرنگي و صداقت و غيره ….

عتیقه زیرخاکی گنج