• بازدید : 261 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :
با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .
با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود 
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .

۴- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :
عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .
هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي  از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن ۱۳۸۸ ، ص ۱۸ ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .
گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل ۲۰ درصد از موفقيت هاي زندگي است و ۸۰ درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .
با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .

۵- سوالهاي پژوهش : 
ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .
در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .
 
آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .
آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .

۶- فرضيه هاي تحقيق :‌
با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .
هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .

۷- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي : 
۶-۷-۱- متغير پيش بيني كننده :‌
متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.


۷-۲- متغير پيش بيني شونده :
متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، ۱۳۷۴ ، ص ۴۹ ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .
متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، ۱۳۷۹) 

۷-۳- هوش هيجاني :
با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، ۱۳۸۰)

۷-۴- هيجان :
پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، ۱۹۹۰ ، ص ۲۹ )


۷-۵- سلامت رواني :
سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .

۷-۶- علائم جسماني : 
تعريف نظري :
علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۳ ، ص ۹۵ )
 
تعريف عمليات : 
علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس   در فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .

۷-۷- اضطراب و اختلال در خواب :
تعريف نظري :
اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .
بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ،  يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۴ )

تعريف عملياتي :
اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۸-۷- اختلال در كنش اجتماعي :
تعريف نظري :
كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، ۱۳۶۴ ، ص ۳۰ )
تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .
 
تعريف عملياتي :
اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۹-۷- افسردگي شديد يا اساسي :
تعريف نظري :
اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي  حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از  اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .
خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، ۱۳۷۳ )
در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، ۱۳۷۳ ، )
تعريف عملياتي :
افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
چكيده فصل :
در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .
 

عتیقه زیرخاکی گنج