• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

بهداشت روان، علمی است برای بهتر زيستن و رفاه اجتماعی كه تمام زوايای زندگی از اوّلين لحظات حيات جنينی تا مرگ اعم از زندگی داخل رحمي، نوزادی، كودكی تا نوجوانی، بزرگسالی و پيری را در بر می‌گيرد. بهداشت روان، دانش و هنری است كه به افراد كمك می‌كند تا با ايجاد روش هايی صحيح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محيط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب‌تری را برای حل مشكلاتشان انتخاب نمايند.
تعريف سازمان جهانی بهداشت  
عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمايلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب. نتيجه آنكه مفهوم بهداشت روانی عبارت خواهد بود از: تأمين رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پيشگيری از ابتلاء به اختلال روانی، درمان مناسب و بازتوانی آن.
سلامت روانی به نحوه تفکر، احساس و عمل اشخاص بستگی دارد. به طور کلی افرادی که از سلامت روانی برخوردار هستند، نسبت به زندگی نگرش مثبت دارند. آماده برخورد با مشکلات زندگی هستند. در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابطشان مسئولیت پذیر می باشند. زیرا وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه ای هستیم.
ما با آموختن ویژگی های سلامـت روانی بهتر می توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست یابیم. سلامت روانی در بسیاری از موارد مانند سلامت جسمی است و باید به آن توجه کافی داشت. بسیاری از مردم برخی اوقات احساس افسردگی می کنـند همـان طـور که بسیـاری از آن ها دچار سرماخوردگی می شوند. از همین رو، نمی توان از همه ناراحتی های روحی جلوگیری کرد، همان طور که از بروز همه بیماری های جسمی نیز نمی توان ایمن بود. سلامت روانی و جسمی هر دو برای خوشبختی انسان ضروری اند. رسیدن به سلامت روانی به هیچ وجه تصادفی نیست، نیل به این هدف با صرف زمان و زحمت محقق می شود. همچنین نباید فراموش کرد که اعتماد به نفس، کلید سلامت روانی است. وقتی که اعتماد به نفس بالا باشد از زندگی رضایت داریم، هدف های زندگی را مشخص می کنیم و به آنها می رسیم، برای حل مشکلات به خود اتکا می کنیم، روابط سالم و قوی ایجاد می نمائیم و ناملایمات و پستی و بلندی های زندگی را می پذیریم.
طبق آخرین گزارشات منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، بسیاری از کشورها بخش بسیار اندکی از بودجه بهداشتی خود را صرف بهداشت روانی می کنند. یک پنجم یکصد کشوری که آمارهای خود را به این سازمان ارائه داده اند، کمتر از یک درصد بودجه بهداشتی خود را برای سلامت روانی هزینه می کنند. در حالی که طبق آمارهای این سازمان، ۱۳ درصد هزینه های درمان بیماریها، به دسته گسترده ای از اختلالات عصبی روانی مربوط می شود. یافته های جدید حاصل از تحقیقات این سازمان نیز بیانگر این واقعیت است که مراقبت از بهداشت روانی هنوز در اولویت قرار نگرفته است و منابع جهانی برای مبتلایان به اختلالات روانی و عصبی به منظور رفع نیازهای روزافزون بهداشت روانی ناکافی و توزیع آنها در جهان نابرابر است.
عدم اطلاع و کوتاهي والدين در شناخت اثرات رواني دوران بلوغ ، لطمه جبران ناپذيري بر نوجوانان وارد مي سازد. پس چه بايد کرد ؟

در ابتدا ، بايد فاصله دو نسل ( والدين و نوجوانان ) که از تجارب بسياري بدست آمده است درک شود . اين فاصله تفاوتهايي را که در ارتباط با تجارب و واقعيات و تصورات رويدادهاي زندگي است نشان مي دهد .

والدين کودکان بالغ که معمولاً ميانسال هستند بايستي ضمن مراقبت از کار و زندگي خود و حفظ روابط زناشويي و خانوادگي ، مواظب فرزندان خود هم باشند . علاوه بر آن بايد با سردرگمي هاي دوران بلوغ فرزندان خود نيز سرو کله بزنند و با آنها کنار بيايند .

نوجوانان با مشکلات فراواني روبرو هستند . يکي از مهم ترين آنها حس استقلال طلبي و زندگي مستقل از خانه و خانواده است . حرکتی که براي والدين دلهره آور است . آنها نمي خواهند اين اجازه را به فرزندان خود بدهند و مي خواهند روي آنها کنترل داشته باشند . والدين ممکن است نتوانند رفتارهاي نوجوانان را کنترل و هوسهاي پنهاني آنها را دريابند . در نتيجه ، مجموعه اين حرکات ممکن است فاصله دو نسل را زيادتر کند . تمايلات و تظاهرات دوران بلوغ جنسي هم که در مواردي غيرقابل کنترل است مي تواند والدين را عصباني و يا نگران کند .

تمايلات و عشق برخي از والدين به فرزند دختر و يا پسر ( پدر به دختر و مادر به پسر ) ، ممکن است سوء رفتارهايي را سبب شود که نتيجه اش نگرانيهاي بعدي را در نوجوانان بوجود آورد .

علي رغم اين اتفاقات ، والدين افراد بالغ بر اساس شواهد موجود همراهي ها و هماهنگي هاي لازم را با کودکان خود دارند . قسمت اعظم نوجوانان با برقراري يک پل ارتباطي ، با موفقيت اين فاصله را پشت سر گذاشته اند .

بايد بدانيم که اگر امکان پر شدن اين فاصله نباشد ، ممکن است نابساماني ها و آشفتگي هاي روحي در نوجوانان ، والدين و يا در هر دو بروز کند . حدود ۲۰ درصد بالغين دچار آشفتگي هاي شناخته شده روحي هستند که شايعترين آنها اضطراب و افسردگي است . اين ناراحتي ها غالباً همراه با ناهنجاري رفتاري ، سرکشي و ياغيگري ، شکست و يا ترک تحصيل هستند که جملگي سبب ناسازگاري فاميلي مي شوند . بنابراين والدين وظيفه دارند اطلاعات لازم را در خصوص تغييرات بلوغ جنسي به نوجوانان منتقل کنند . اين اطلاعات نوجوان را در مقابل تصورات غلط محافظت مي کند . مربيان و معلمين هم مانند والدين نقش تعيين کننده دارند .

مهمترين نکات قابل توجه در اين زمينه عبارتند از :

والدين بايستي آگاهي لازم را در مورد تغييرات جسمي دوران بلوغ داشته باشند و بايستي قبل از بلوغ، تغييرات جسمي و رواني دوران بلوغ را به نوجوانان آموزش دهند .

نوجوانان تحمل شنيدن نصيحت را ندارند چون در دوره اي هستند که اعمال خود را بي نقص مي دانند . والدين بهتر است آنها را به طور غيرمستقيم در جريان اشتباهاتشان بگذارند و سعي کنند خودشان الگويي مناسب براي آنها باشند .

بايد به نوجوانان آزادي عمل داده شود ، اجازه دادن به نوجوان براي تجربه راههاي جديد ، تا حدي که مشکل آفرين نباشد ، آنها را آبديده مي کند .

بايد به نوجوان اجازه داد طعم برخي سختيها را چشيده و در زندگي مقاوم بار آيد . بهمان شکل که والدين تجربه کرده اند و موفقيت و شکست داشته اند .

نوجوان مي خواهد صحبت کند ، اعتراض کند ، اظهار نظر کند ، بايد با کمال دقت به آنها گوش داد و امکان يک ارتباط درست را فراهم ساخت .

بايد سعي کرد با تشويق نوجوانان به انجام ورزشهاي مختلف ، شرکت در فعاليتهاي اجتماعي و الگوسازي براي آنان ، کاري کرد که آنها ، انرژي فراوان خود را تخليه کنند . مهمترين بخش اين انرژي در غريزه جنسي نهفته است که اگر هدايت نشود بصورت استمناء ( خودارضايي ) تخليه مي شود .

توجه به تأثير مشکلات اجتماعي حائز اهميت است . بايد با مداخلات مؤثر والدين ، تأثير اين تغييرات به حداقل برسد . غير از خانه و مدرسه ، در جامعه نيز نوجوان با مشکلاتي مواجه مي شود که کمک و راهنمايي والدين و مربيان کارساز و گره گشا خواهد بود .

بايد وضعيت تحصيلي نوجوانان را پيگيري کرد . بي علاقگي به درس ، پرداختن به وضع لباس و آرايش موها و يا افراط در ورزش کردن در اين مرحله در بعضي از نوجوانان مشاهده مي شود . بايد به آنها آموخت که بياموزند حداکثر استفاده را از وقتشان بکنند . در صورت لزوم بايد مسأله را با اولياء و مربيان مدرسه در ميان گذاشت و از مشورت آنان استفاده کرد .

نوجوانان در مرحله گذر از بلوغ تحت تأثير تغييرات جسمي و رواني اين دوره ممکن است دچار سردرگمي شوند و رفتاري بزرگتر از سن خود و يا رفتاري کودکانه از خود بروز دهند . بايد در اين زمينه آموزشهاي لازم را بدون تحکم و يا تمسخر به آنان داد و تجارب خود را عملاً به او منتقل کرد .

افسردگي و اضطراب نوجوانان به دلايل تغييرات جسماني و رواني بايد مورد توجه قرار گيرد . بايد با رفتار دوستانه و صميمانه به آنها فهماند که سعي در حل مشکل آنها داريم . به نوجوانان اميد و آرزو بدهيد و باعث شکوفائي و شادابي آنها شويد .

استقلال طلبي از خصوصيات بارز اين دوره است . او مي خواهد از قيد و بندهاي خانوادگي خلاص شود ، ضمن اينکه به شدت به خانواده خود وابسته است و اين تعارض و نوسان بين استقلال و وابستگي مشکل آفرين است . بنابراين بايد هر نوع آزادي که متناسب سن آنها و با نظارت والدين باشد ، به آنها داده شود و در صورت سوء‌استفاده ضمن تذکر ، دامنه اين آزادي را محدود کرد .

عتیقه زیرخاکی گنج