• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق درمان رفتاري غرقه سازي تجسمي  -خرید اینترنتی تحقیق درمان رفتاري غرقه سازي تجسمي  -دانلود رایگان مقاله درمان رفتاري غرقه سازي تجسمي  -تحقیق درمان رفتاري غرقه سازي تجسمي  
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
غرقه سازي تجسمي بر اين باور مبتني است كه بسياري از حالات ، منجمله اختلالات اضطراب ، نتيجه تجارب دردناك گذشته است ، و براي اينكه بيمار آنها را از ياد ببرد بايد موقعيت اصلي بنحوي كه بدون درد تجربه گردد، دوباره ايجاد  شود.
۱-بازداري فكر
اين فن بر اساس اين فرض استوار است كه محرك حواسپرت كنندة ناگهاني ، مثل صداي ناخوشايند درجهت خاتمه دادن به افكار وسواسي عمل مي كند . بنابراين از مراجع خواسته مي شود  فكر وسواسي را در ذهن  نگهدارد و درمانگر  با صداي  بلند ميگويد ((بس!)) چنانچه اين روش موفقيت آميز باشد .يك فن خود كنترلي ويژه به مراجع مي دهد تا يك  فكر وسواسي را به هنگام وقوع برطرف كند .
ب: درمان دارویی وسواس:
در سال‌هاي اخير به دليل نقش تقويتي “سروتونين”در فيزيوپاتولژي بيماري وسواس از داروهاي مهاركننده ويژه سروتونين استفاده مي‌شود كه فلوكستين به عنوان يكي از آنهاست عامل اصلي رفتارهاي وسواسي يك ميانجي شيميايي به نام»سروتونين است و بيشتر درمان هاي وسواس مبتني بر »مهار بازجذب سروتونين« است.
داروهاي مهم وسواس عبارتند از:
۱ -قديمي ترين داروي وسواس كه هنوز هم يكي از موثرترين آنهاست، كلوميپوامين میباشدكه در حقيقت يكي از داروهاي ضدافسردگي سه حلقه اي است
۲ – داروهاي اختصاصي مهاركننده بازجذب سروتونين مثل فلوكيستين و به طور اخص فلووكسامين و سرتراسين.
۳ – اگر داروهاي ۲ گروه اول و دوم پاسخ ندهند، داروهاي دسته سوم ا به اين داروها اضافه مي شود اين داروها شامل: باسپيردن، كلونازپام و حتي داروهاي آنتي سايكوتيك مثل هالوپيريدول، پيموزايد و رسپيريدون هستند و حتي گاهي از ليتيوم هم استفاده مي شود
   مقايسه كارايي رفتار درماني، دارو درماني و تركيب آنها در درمان مبتلايان به اختلال وسواس شستشو
اثر بخشي رفتاردرماني (غرقه‌سازي عيني توام با مدل‌سازي و جلوگيري از پاسخ)، دارودرماني (كلوميپرامين) و تركيب آنها در درمان بيماران زن مبتلا به وسواس شستشو مورد آزمون قرار گرفته است .


 فرضيه‌هاي پژوهش عبارتند از:  
۱ – رفتاردرماني (غرقه‌سازي عيني توام با مدل‌سازي و جلوگيري از پاسخ) منجر به كاهش رفتار وسواسي، اضطراب و افسردگي بيماران در مقايسه با عدم درمان مي‌گردد.
۲ – دارودرماني (كلوميپرامين) منجر به كاهش رفتار وسواسي، اصطراب و افسردگي در مقايسه با عدم درمان مي‌گردد. -۳ تركيب رفتاردرماني و دارودرماني در مقايسه با هر يك از اين دو روش به تنهايي به بهبود بيشتري مي‌انجامد. -۴ رفتاردرماني در مقايسه با دارودرماني كاهش بيشتري در رفتار وسواسي، سطح اضطراب و افسردگي ايجاد مي‌كند. -۵ درمان تركيبي در مقايسه با دارودرماني و رفتاردرماني به تنهايي به بهبود سازگاري اجتماعي بيشتري منجر مي‌شود.
 بيماران زن متاهل ۲۰ الي ۵۰ ساله مبتلا به اختلال وسواس اجبار شستشو به طور تصادفي در چهار گروه آزمايشي زير قرار گرفتند: 
۱ – گروهي كه تنها رفتاردرماني (غرقه‌سازي توام با مدل‌سازي و جلوگيري از پاسخ) را دريافت مي‌كردند. 
۲ -گروهي كه تنها دارودرماني (كلوميپرامين) را دريافت مي‌كردند. 
۳ – گروهي كه با روش تركيبي رفتار درماني (غرقه‌سازي عيني توام با مدل‌سازي و جلوگيري از پاسخ) و دارودرماني (كلوميپرامين) تحت درمان قرار گرفتند. 
۴ – گروهي كه هيچ يك از درمانهاي فوق را دريافت نمي‌كردند و در واقع دارونمايي گرفتند. در اين پژوهش متغير مستقل، روشهاي درمان و متغير وابسته عبارتند از: ۱ -كاهش رفتار وسواسي، ۲ -كاهش سطح اصطراب (علائم جسمي و رواني بيمار)، ۳-بهبود خلق افسرده و  4 -افزايش ميزان سازگاري فرد در محيط اجتماعي، خانوادگي و حرفه‌اي. اين شاخص‌ها به كمك ابزارهاي عيني، پرسشنامه وسواس فكري – عملي مادسلس (MOCL)، فهرست اعمال وسواسي (CAC)، پرسشنامه افسردگي بك (BDI)، مقياس درجه‌بندي افسردگي هاميلتون 
مقياس خودسنجي اضطراب زونگ (SAS)، پرسشنامه اضطراب آشكار تايلورو مقياس درجه‌بندي سازگاري اجتماعي، اندازه‌گيري شدند. پس از ۲/۵ تا ۳ ماه (متوسط ۱۵ جلسه)، نمره‌ه‌اي حاصل از ارزيابيها در يك طرح يك عاملي مورد تحليل واريانس قرار گرفت . نتايج نشان دهنده اثر بخشي روشهاي درمان در كاهش رفتار وسواسي و اجتنابي، كاهش ميزان اضطراب و افسردگي و افزايش ميزان سازگاري بيماران بود. از سوي ديگر درمان تركيبي نسبت به رفتاردرماني و داروسازي درماني به تنهايي اثربخشي بيشتري در كاهش رفتار وسواسي بيماران نشان داده است .
 جمع‌بندي تحليلهاي آماري انجام شده در اين پژوهش بيانگر اين است كه رفتار درماني در مقايسه با داروسازي در كاهش رفتار وسواسي و اجتنابي موثر بوده است . نتايج تحليل واريانس پرسشنامه افسردگي بك حاكي از تاثير كلوميپرامين در كاهش سطح افسردگي بيماران بوده است . درمان تركيبي در زمينه افسردگي نسبت به رفتار درماني و دارونما منجر به كاهش بيشتري در ميزان افسردگي بيماران شده است .
 درمان تركيبي در مقايسه با دارودرماني به تنهايي تاثيري در كاهش افسردگي نداشته است ، يعني تفاوت معني‌داري بين اين دو روش ديده نشد. براساس نتايج بدست آمده از تحليل واريانس يك عاملي پرسشنامه اضطراب آشكار تايلور و مقياس خودسنجي اضطراب زونگ مي‌توان گفت كه درمان تركيبي اثر بخشي بيشتري در ميزان كاهش اضطراب بيماران در مقايسه با هر يك از اين دو روش به تنهايي نداشته است . نتايج نشان مي‌دهد كه رفتاردرماني در مقايسه با دارودرماني اثربخشي بيشتري در كاهش اضطراب بيماران داشته است . به طور كلي درمان تركيبي نسبت به رفتار درماني و دارودرماني به تنهايي اثربخشي بيشتري در افزايش سازگاري اجتماعي بيماران نشان نداده است . سه گروه آزمايشي هيچ گونه تفاوت معني‌داري در اين زمينه نداشته‌اند. نتايج پژوهش فعلي نشان مي‌دهد كه علاوه بر سن، تحصيلات و مدت ابتلا عوامل ديگري (از قبيل: ميزان شدت افسردگي، اصطراب و غيره) نيز روند درمان و نتايج آن را تحت تاثير قرار داده است.
اختلال وسواس فكرى _ عملىOCD (Obsessive Compulsive Disorder)  در كودكان
به صورت تفكرات مزاحم و تكرار كليشه وار رفتارهاى خاصى بروز مى كند كه موجب برانگيختگى و نگرانى آنان مى شود. كودك وسواسى خود را از درون تحت فشار مى بيند؛ فشار براى انجام دادن كارها، براى رسيدن به هدف، براى پيشرفت و موفقيت. او تصور مى كند كه استرس ها و تنش هاى فكرى او از خارج بر وى تحميل مى شوند، در حالى كه نوع تفكر او عامل اصلى اين فشارهاست. او همواره به خود مى گويد : «من بايد…» بر طبق گزارش انجمن روانپزشكان آمريكا تقريباً از هر ۲۰۰ كودك و يا نوجوان، يك نفر دچار اختلال وسواس فكرى عملى است.
 اين اختلال به دليل آن كه توام با درد، ناراحتى و يا بيمارى جسمى خاصى نيست، معمولاً تا سنين نوجوانى و جوانى ناشناخته مى ماند. از زمانى كه كودك به دوران نوجوانى پا مى گذارد و روابط دوستى و اجتماعى او گسترده تر مى شود، به دليل داشتن چنين افكار و رفتارهايى از بودن در جمع دوستان و همسالانش احساس ناراحتى، فشار و استرس مى كند؛ زيرا نگران است كه افكار و رفتارهاى وسواسى او از حد خارج شوند و نتواند خود را كنترل كند و همين امر موجب طردشدگى، انزوا و تنهايى او شود. بديهى است تمامى كودكان و نوجوانان نگرانى ها، ترديدها و ايده هاى گوناگونى دارند كه موجب حركت، تلاش و انگيزه آنان براى يادگيرى، بازى، دستيابى و روابط اجتماعى شان مى شود.
 اما اگر اين تصورات و افكار آنان مانع از زندگى عادى شان شود، براى آنها مشكل ساز خواهد شد و آنها را از داشتن يك زندگى سالم و طبيعى بازخواهد داشت.
 براى مثال اغلب كودكان ۹ – ۸ ساله عادت دارند كه بر روى درز سنگفرش هاى پياده رو ها راه بروند يا اسباب بازى ها شان را مدام چك كنند و يا مراسم خوابشان را هميشه طبق آئين خاصى انجام دهند. چنين رفتارهايى كه معمولاً در اين گروه سنى كودكان رايج است، احتمالاً در بهترين شكل خود، نوعى بازى به حساب مى آيد. اما زمانى كه همين كارها بر زندگى كودك تسلط مى يابد و در عملكرد بهنجار او اخلال ايجاد مى كند، جاى نگرانى دارد. متاسفانه هر چه كودك و يا نوجوان بيشتر تحت تاثير اين افكار قرار گيرد، به تدريج در او قوى تر و پايدارتر مى شود تا حدى كه موجب شرمسارى و درماندگى او و خانواده اش مى شود. 
سبب شناسى وسواس در كودكان :
روانشناسان و متخصصان علوم رفتارى تا كنون نتوانسته اند علت و زمان دقيق شروع اين اختلال را شناسايى كنند، ولى همگى بر اين نكته اذعان دارند كه عوامل چندى اعم از: وراثت، روش هاى تربيتى والدين، ويژگى هاى خانوادگى، نابهنجارى كاركرد سيستم عصبى و آشفتگى هاى خلقى در بروز اين اختلال در كودكان دخالت دارند. اختلال وسواس فكرى و عملى اختلالى است همچون ساير بيمارى هاى عادى، تغذيه اى، خواب و جسمى كه كودك هيچ كنترلى بر آن ندارد و والدين و اعضاى خانواده او بايد به اين نكته توجه كنند كه بروز اين گونه افكار و اعمال به هيچ عنوان تقصير كودك نيست و كاملاً با افكار عادى كودك تفاوت دارد
. وسواس

موضوع «وسواس» را در دو قسمت به صورت گفتگوی بیمار و پزشک مورد بررسی قرار دادیم و اینک قسمت سوم آن به صورت پرسش و پاسخ تقدیم می‏شود. ما معتقدیم که با شناخت علایم این اختلال و بالا رفتن آگاهی خانواده‏ها، قادر خواهیم بود که به بیماران و افراد مستعد کمک کنیم تا زندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی آنها دچار از هم‏گسیختگی و اختلال نشود؛ زیرا همان طور که می‏دانید وسواس به تدریج محیط کار و زندگی را برای خود بیمار و اطرافیان غیر قابل تحمل می‏کند و متأسفانه گاهی اوقات، بعضی از مردم افکار و اعمال وسواسی را پاکیزگی و نظافت می‏دانند حال آنکه چنین نیست. آنچه می‏خوانید ادامه موضوع اختلال وسواسی است 
که به صورت سؤال و پاسخ تنظیم شده است.
پیش از شروع بحث خلاصه‏ای از گفتگوی قبلی را یادآوری می‏نماییم. همان طور که گفتیم وسواس دارای دو جزء فکری و عملی است. فکر وسواسی عبارت از یک فکر، عقیده، احساس یا حس تکرار شونده و مزاحم می‏باشد که این فکر وسواسی باعث افزایش اضطراب بیمار می‏گردد. وسواس عملی هم یک فکر یا رفتار خودآگاه، منظم و تکراری است که بیمار خود را مجبور یا موظف به انجام آن می‏داند. افکار و اعمال وسواسی ناتوان کننده، وقت‏گیر و بسیار مزاحمند؛ به طوری که زندگی فردی، خانوادگی و روابط اجتماعی ـ اقتصادی را مختل می‏کنند. شیوع اختلال وسواسی تقریبا حدود ۳% جمعیت کلی است. زن و مرد بزرگسال به طور یکسان به این اختلال مبتلا می‏شوند. ولی در سنین نوجوانی، پسرها بیشتر از دخترها به وسواس گرفتار می‏شوند. وسواس در تمام سنین حتی در ۲ سالگی هم ممکن است
شروع شود اما میانگین سنی ابتلا به آن ۲۰ سالگی است. در کشورهای غربی اختلال وسواس در افراد مجرد بیشتر است در حالی که در کشور ما اختلال وسواسی را بیشتر در افراد متأهل می‏بینیم.
* حال سؤالی که مطرح می‏شود این است
که چه عواملی در ایجاد اختلال وسواسی دخالت دارند؟ 
ـ اگرچه امروزه به عامل ژنتیک در ایجاد اختلال وسواسی معتقدند و معلوم شده است که در قسمتهایی از مغز افراد مبتلا، افزایش جریان خون و فعالیت وجود دارد و همچنین واسطه‏های شیمیایی نیز دچار تغییراتی می‏شود، اما عوامل محیطی، روانی اجتماعی، اضطراب، عشق و نفرت تقریبا همزمان نسبت به چیزی یا فردی و تردید نسبت به آن در ایجاد و تشدید این اختلال نقش دارند.
* با توجه به اینکه اختلال وسواسی دارای
یک ریشه ژنتیک است، آیا این بیماری درمان‏پذیر است؟ 
ـ آنچه در مورد منشاء ژنتیک وسواس عنوان شده است این است که وراثت در این اختلال و انتقال آن دارای یک جزء ژنتیک قابل ملاحظه است ولی با این وجود مطالعات خانوادگی بیماران مبتلا به این اختلال نشان داده است که فقط ۳۵% بستگان درجه اول 
وسواس در تمام سنین حتی در ۲ سالگی هم ممکن است
شروع شود اما میانگین سنی ابتلا به آن ۲۰ سالگی است. 
بیمار به این اختلال مبتلا هستند که البته در همین ۳۵% هم عوامل غیر ژنتیکی دخالت دارند. بنابراین اختلال وسواسی یک اختلال با چندین علت است و به همین دلیل درمان‏پذیر است.
* پرسش دیگر این است که آیا بیمار
مبتلا به اختلال وسواسی، افکار و اعمال تکراری خود را منطقی می‏داند؟ 
ـ معمولاً بیماران مبتلا به وسواس، به پوچی و غیر منطقی بودن افکار و اعمال خود واقفند و میل زیادی دارند که در مقابل این هجوم فکری و عملی مقاومت کنند اما فقط نیمی از این بیماران قادر خواهند بود که در مقابل افکار و اعمال مکرر خود تنها اندکی مقاومت کنند زیرا همان گونه که گفتیم افکار وسواسی باعث افزایش اضطراب می‏شود؛ درست مثل کسی که دایما فکر ایستادن در لبه پرتگاهی را تجسم می‏کند؛ یا دایما احساس می‏کند که لباس یا قسمتی از بدنش به نجاست آلوده شده است و حتی حس می‏کند که ادرار از پاهایش سرازیر شده است در حالی که به واقع چنین چیزی نیست. همه این موارد باعث افزایش اضطراب فرد می‏شود. اما اعمال وسواسی شاید به عنوان یک مکانیسم دفاعی و فرار از اضطراب باشد. یعنی انجام اعمال وسواسی، اضطراب شخص را کاهش می‏دهد اما اگر بیمار در مقابل انجام اعمال وسواسی خود مقاومت کند باز هم اضطراب بیشتر خواهد شد. اکثریت بیماران می‏دانند که اعمال وسواسی کاری بیهوده و احمقانه است اما گاهی این اعمال به صورت جزیی از خصوصیات اخلاقی فرد درمی‏آیند و ارزش خاصی برای او 
  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-خرید اینترنتی تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-دانلود رایگان مقاله ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن-تحقیق ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان و نحوه برخورد با آن
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عدم رعايت حريم عفاف و حجاب از علل اصلي بروز آسيب‌هاي اجتماعي است 
خبرگزاري فارس: نماينده قوه قضائيه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان عدم رعايت حريم عفاف و حجاب و بالا رفتن سن ازدواج را از علل اصلي بروز آسيب‌هاي اجتماعي دانست. 

حال به بررسي آسيبهاي اجتماعي در حوزه زنان و ارائه راهكار در جهت پيشگيري از اين آسيبها مي پردازيم:
مراحل تدوين يك برنامه پيشگيري عبارتند از:
۱:سنجش نيازها
۲:تعيين اهداف كلي پيشگيري 
۳:شناسايي منابع مورد نياز 
۴:شناسايي منابع مالي موجود 
۵:مشخص نمودن وظائف دستگاههاي مجري 
۶:اقدام
۷:ارزيابي
۸:بازبيني برنامه
در يك شماي  كلي آسيبهاي اجتماعي زنان را مي توان در مواردي چون طلاق-اعتيادوبحث مواد مخدر-روابط نامشروع دختران،زنان خياباني وفراري برشمرد كه بطور مختصربه علل هريك آزاين آسيبها اشاره مي كنيم.:
علل طلاق مي تواند اعتياد به مواد مخدر-عدم تفاهم اخلاقي-عدم آشنايي با اصول زندگي مشترك-سوءظن وبدبيني-فقروبيكاري باشد.
خود طلاق مي تواند پيامدهاي زير را براي زنان به دنبال داشته باشد:
۱-فحشا به ويژه در نتيجه فقر ونااگاهي وسست بودن عقايد مذهبي
۲-افسردگي يا پرخاشگري وعصيان فرزندان به خصوص فرار دختران از منزل وولگردي آنان
۳-خودكشي زنان
۴-اعتياد زنان يا مردان يا كودكان واستفاده از آنان در توزيع مواد مخدر
علل اعتياد نيز مي تواند يكي از عوامل ذيل يا تلفيقي از آنها باشد:
۱٫زمينه هاي خانوادگي از جمله فقرمادي خانواده يا اختلاف خانوادگي
۲٫عوامل اجتماعي مثل در دسترس بودن موادمخدر-فقرونابرابري هاي  اجتماعي واقتصادي-بيكاري-مهاجرت-بيسوادي-طلاق-سنت ها وهنجارهاي نادرست-
پيامدهايي كه اعتياد مي تواند به دنبال داشته باشد:
۱•عوارض جسمي ورواني براي خود فرد
۲•عوارض اجتماعي از جملهارتكاب جرائم وافزايش آسيب هاي اجتماعي ديگرمانند طلاق
علل روي آوردن به فساد وفحشاويا فرار از خانه:
۱-اعتياد به مواد مخدر
۲-شرايط حاكم بر خانواده مانند بد سرپرستي يا بي سرپرستي
۳-فقرشديد مالي
۴-شكست در اهداف يا برنامه هاي زندگي
۵-فرهنگ فاسدحاكم بر خانواده(بي بندو باري ولا مذهبي)
۶-طلاق وجدايي از خانواده:تحقيقات نشان داده كه  بيشتر دختران وزنان فراري فرزندان طلاق هستند.
۷-بيكاري
۸-جنون جنسي
فرار از خانه پيامد هاي زير را دارد:
۱٫اعتياد به مواد مخدر
۲٫سرقت
۳٫رابطه نا مشروع
۴٫خودكشي
۵٫تكدي گري
۶٫بيكاري

ارائه راهكار:
*عمده راهكارها درجهت پيشگيري چه قبل وچه بعدازوقوع آسيب مي تواند به شرح ذيل باشد:
۱¬برقراري عدالت اقتصادي در جامعه وتوزيع عادلانه درآمدها به منظور جلوگيري از فقرومشكلات اقتصادي خانواده ها
۲-اولويت اشتغال براي جوانان متاهل
۳-جلوگيري از اعتياد به مواد مخدر درجامعه
۴-آشنايي جوانان با اصول ومهارتهاي زندگي مشترك واهداف مسائل جنسي
۵-آگاهي به زوجين ومطلع كردن آنها از پيامدهاي شوم طلاق
۶-تقويت ارزشهاي مذهبي و اجتماعي خانواده ها وبالابردن سطح ايمان واعتقادات موثرترين عامل وكم هزينه ترين راه براي  رسيدن به امنيت است.
۷-تبليغ تفاهم وسازگاري بين زوجين از طريق سريال ها وفيلم ها كه استفاده از چهره هاي محبوب در رسانه ها يا جلسات بحث وتبادل نظر در مورد محتواي فيلم هاي نمايشي
۸-افزايش مراكزمشاوره خانواده به طوررايگان به منظور راهنمايي وحل مشكلات خانواده ها
۹-راهبردهاي قانوني شامل كنترل منابع ومبارزه با باندهاي بين المللي قاچاق موادمخدر-كنترل مرزها ومبارزه با فروشندگان وتوزيع كنندگان مواد
۱۰-راهبرد تربيتي وآموزشي درپيشگيري كه آموزش وپرورش مي تواند تاثيرات قابل توجهي در اين زمينه داشته باشد. بديهي است كه آموزشهاي مقطعي نمي تواند ما رابه نتيجه قابل قبولي برساند،مگر آنكه از پايه اول ابتدايي وحتي از دوره پيش دبستاني ،آشنايي با قوانين ومهارتهاي زندگي ،به عنوان يك درس در كنار ساير دروس گنجانده شود كه به تناسب مقاطع مختلف تحصيلي محتواي خاص خود را داشته باشد،تا با فكروروح دانش آموزان از ابتدا عجين گرديده وبتواند آنان را در تمام مقاطع سني در برابر مشكلات وآسيب هاي اجتماعي واكسينه نمايد.
۱۱-ايجاد بانك  اطلاعاتي وشناسايي دانش آموزاني كه خانواده هاي آسيب زا دارند. 
۱۲-استقرار مددكاران  حرفه اي در پايانه ها وخروجي ها-پاركهاواماكن عمومي كه اصولاً مركز تجمع دختران وزنان خياباني است.تيم تخصصي بايد مركب از ركن قضائي انتظامي-اجتماعي وبهزيستي-شهرداري وشوراي شهر باشد تانظارت وكنترل ويژه را به همراه داشته باشد.
۱۳-آگاهي به دختران از عواقب فرار از طريق رسانه هاي جمعي ومدارس
۱۴-ايجاد مراكز متعددمشاوره ومداخله حين بحران
۱۵-تقويت بنيادهاي خانوادگي وپيوندهاي عاطفي ميان نسلها وخانواده ها وپيشگيري از متلاشي شدن روابط خانوادگي
۱۶-ايجاد مراكز مشاوره اي  وتحقيقاتي اعم از بنيادي وكاربردي ومطالعاتي براي يررسي معضلات وناهنجاري هاي اجتماعي وريشه يابي علل وعوامل آن واتخاذ تدابير لازم براي اصلاح-بازسازي- بازپروري-ارشادوهدايت 
۱۷-حضوردائم مددكاران اجتماعي درمحلات جرم خيز تا با كمك نيروهاي مردمي در صدد مشكل يابي دختراني باشند كه در خانواده هاي داراي مشكل زندگي ميكنند.
به هر حال پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي  در چهارچوب يك سياست كلان مي تواند از گسترش عوامل وزمينه ساز آسيبهاي اجتماعي بكاهد.بايد ظرفيت هاي پيشگيري را بالا ببريم به نحوي كه اشخاص وارد حوزه آسيب نشوند.چرا نبايد براي يك عمر زندگي خانوادگي، آموزش لازم وكافي وجامع وجود داشته باشد؟درحاليكه اشخاص بايد مهارتهاي زندگي از جمله سلوك اجتماعي وانعطاف پذيري را ياد بگيرند. مابايدضمن فراموش نكردن جمعيت آسيب ديده كاري كنيم تا جمعيت سالم رابه گونه اي مصون نمائيم تا گرفتار آسيب نشوند واين امر نيازمند عزم ملي در همه سطوح است .
اقدامات بايد در سه سطح انجام  شود:
۱٫اقدامات پيشگيرانه براي كل جامعه
۲٫اقدامات خاص براي قشري كه در معرض آسيب هستند واحتمال دارد وارد حوزه آسيب هاي اجتماعي شوند(كاهش عوامل آسيب زا)
۳٫اقدام براي گروهي كه در حوزه آسيب قراردارند(كنترل موقعيت خطر وآسيب)

اما متاسفانه وقتي هنوز بحث بر سر آسيب هاي اجتماعي –طيف هاي آسيب ديده-عوامل آسيب زا-راههاي پيشگيري وامكانات اجرائي است كه به طور دقيق مشخص نشده است،آيا ميتوانيم در اجراي پيشگيري موفق باشيم؟هنوز نمي دانيم سازمان ها وارگان هاي مختلف هر يك مسئول اجرائ چه بخشي  از برنامه هستند؟وتاسف بار تر اينكه هنوز برنامه مشخص وجامعي در اين مورد نداريم؟بالفرض در صورت تهيه وآماده بودن برنامه آيا ما زمينه وبودجه لازم را براي اجرا داريم؟ مثلاً دستگاه قضايي براي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي ابزار ندارد.متولي پيشگيري بايد مرجعي باشدكه ابزارها رادر اختيار دارد.ازسوي ديگر عوامل مختلف رواني-اجتماعي-شخصيتي-فرهنگي واقتصادي دروقوع آسيبهاي اجتماعي دخيل است كه بايد در اين خصوص كار علمي وكارشناسي كرد.دادگستري صرفاً مي تواند نرخ انواع بزهكاري وآسيبها را به پژوهشگران ارائه كندتا در مورد آن،كار تخصصي شودونتايج تحقيقات به سازمان هاي اجرائي منعكس گردد.به هرحال پيشگيري غير كيفري كار قوه قضائيه نيست ، زيرا ابزارهاي آن رادردسترس ندارد.دستگاههاي اجرائي ديگر نيز با توجه به فقدان قانوني در اين زمينه كه شرح وظائف هر دستگاه را بطور صريح وروشن بيان دارد،در عمل واجرا سردرگم مي باشند .لذا مي بايست در خصوص نحوه پيشگيري وكنترل آسيبهاي اجتماعي بدواً قانوني مدون گرددتا مشخص شود متوليان اصلي اين امر چه اشخاص حقيقي يا حقوقي هستند؟
انجام اقدامات پيشگيرانه ومبارزه با آسيبهاي  اجتماعي،نيازمند بودجه ونيروي انساني لازم مي باشد.از اين رو با توجه به وجود بسترهاي متعدد آسيب زادر جامعه ما-اصل پيشگيري ومقابله با آسيب ها-نيازمندحضور متوليان مشخص در قواي سه گانه است .براي كاهش ميزان آسيبها،لازم است دولت نسبت به بهبود وضع بنيان هاي اقتصادي ،اجتماعي وفرهنگي تلاش نمايد.وازطرفي نيز با حاكم سازي دين وارزشهاي ديني درخانواده،مدرسه،محل كاروزندگي سايه امنيت را برجامعه تامين نمايد.





برخورد بارفتارهای ناهنجار نوحوانان
جام جم آنلاین: شوخی و خنده و گاهی درد دل و گفت*وگوی دختر و پسری که به نظر نمی*آید به قول قدیمی*ها به*چشم خواهر وبرادری به هم نگاه می*کنند، یا قدم زدن دوستانه آنان همراه با پیوستگی دستهایشان، این روزها در شهرها دیده می*شود.
تکرار این نمایش هر روزه، هنوز مانع از آن نشده که مردم حتی در بالاترین سطح از گرایش*های غربی، فرزندان خود را از این نوع روابط منع نکنند.
هنوز پسران و پدران رفت وآمدهای خواهران و دختران را کنترل می*کنند و غیرت مرد در واکنش به این مسایل، خریداری دارد.
به نظر می*رسد نوعی بلاتکلیفی مردم در برخورد با این مساله اجتماعی و تضادها در برخورد با آن، نشانگر این است که ایران نه کشوری کاملا سنتی و بسته است که ارتباط دختر و پسران را نیازمند اشد مجازات بداند و نه مانند کشورهای غربی این موضوع را روزمره و پیش پا افتاده می*داند.
واقعیت این است با گسترش فرهنگ شهرنشینی و بروز تضادهای فرهنگی، جامعه ایران برخی از نمادهای مدرنیزم از جمله ارتباط قبل از ازدواج بین دختران و پسران که مورد بحث بسیاری از محافل جامعه*شناسانه و روانشناسانه در کشور قرار گرفت را پذیرفته*است.
باتوجه به*اینکه این نوع ارتباط به سبکی که در فرهنگ کشورهای غربی تعریف شده از پایه و اساس با فرهنگ ایرانی اسلامی به شدت در تضاد است، آسیب*های اجتماعی فراوانی مانند دختران فراری، اعتیاد و… را در سال*های اخیر به دنبال داشته است.
واقعیت این است که دختر و پسر ایرانی، بی*پروا و بدون توجه به هنجارهای اجتماعی درجامعه کنونی ایران به دلایل مختلف، ارتباطی پنهانی*وعاطفی برقرار می کنند و این در حالی است که باور به سنت*ها و هنجارها در ناخودآگاه آنان موجود است.
دختر به شدت از اینکه والدین وی پی به ارتباط پنهانی وی ببرند بیمناک است، اما از آنجا که*می*پندارد، پسر مورد علاقه*اش، وی را به عقد خود درخواهد آورد، به ارتباط خود ادامه می*دهد.
این درحالی است که*بسیاری از پسرانی که با دختران ارتباط برقرار می*کنند فقط به عنوان سرگرمی و نوعی تفریح به این ارتباط نگاه می*کنند.این پسر در خانواده*ای پرورش یافته که همواره در گوشش زمزمه کرده*اند دخترانی که به راحتی با پسران ارتباط برقرار می*کنند، نمی*توانند زن مناسبی برای زندگی باشند و با این دیدگاه به ارتباط خود ادامه می*دهد.
دیدگاه سنتی این افراد زمانی آشکار می*شود که به راحتی با جنس مخالف ارتباط برقرار می*کنند و به*شدت مراقب رفتارها و ارتباطات بستگان مونث خود هستند تا مبادا آنان رفتارهایی از این دست داشته باشند.
البته این مقدمه تاییدی برازدواج*های سنتی*گذشته که پدرومادر می*پسندیدند و دختر و پسر بدون اینکه همدیگر را ببینند به عقد یکدیگر درمی*آمدند نیست، چه اینکه سال*هاست پسران و دختران زیادی با شناخت کافی از یکدیگر ، زندگی مشترک را آغاز می*کنند و به طور نسبی از زندگی*شان راضی هستند.
پس چه باید کرد؟‏
شاید کارشناسانی که سال هاست این موضوع را مورد پژوهش و بررسی قرار داده*اند تا راهکاری مناسب برای رویارویی با آن بیابند پاسخی برای واژه “پس چه باید کرد ؟” داشته باشند.
به گفته کارشناسان علوم تربیتی، سن، شخصیت فرد، برداشت یک فرد از جنس مخالف، تربیت خانوادگی و… در چگونگی برقراری ارتباط وی با جنس مخالف موثر است.
بسیاری از دختران و پسران به گونه*ای تربیت شده*اند که در چرخه اجتماع- مداری از جنس مخالف گریزان نیستند و در قالب مسایل کاری ، درسی و… بدون هیچ گونه احساس عاطفی، بقای زندگی اجتماعی خود را تضمین می*کنند.
امامتاسفانه*برخورد نادرست خانوادگی در تربیت فرزندان، شخصیت*های متزلزلی بار می*آورد که در شروع زندگی اجتماعی، هرگونه واکنش از سوی جنس مخالف، وی را به رویایی عاطفی فرو می*برد.
آمار آسیب*های اجتماعی نشان می*دهد این سوء برداشت*ها چه عواقب ناخوشایندی بخصوص برای برخی دختران به*بار، آورده است.
روانشناسان براین باورند، درچرخه زندگی عاطفی جوانان، واکنش*های والدین دربرابر رفتارهای فرزندان، موجب پی ریزی شخصیتی فرد در دوران بلوغ می*شود.
دکتر “عیسی جلالی” روانشناس و استاد دانشگاه در این مورد ، گفت: برخورد والدین با دختر و پسر در دوران بلوغ در خصوص روابط بین آنان موثراست.
وی افزود: دختران در این سنین نیاز به خودشناسی و شناخت استعدادهایشان دارند و این موقعیت والدینی را می*خواهد که به آنان کمک کند.
به* گفته *این روانشناس، هر چه میزان اختلافات میان والدین با فرزندان دختر بیشتر باشد، رفتارهای ناسازگارانه ضد اجتماعی در آنان بیشتر می*شود.
وی افزود: نیاز به جنس مخالف بخصوص در دوران بلوغ یک غریزه طبیعی است و تا چنین*احساسی نباشد در نهایت خانواده تشکیل نمی*شود اما چگونگی برآوردن این نیاز کوره راه*هایی دارد که ممکن است فرد را به بیراهه بکشاند.

عتیقه زیرخاکی گنج