• بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رهبران اسلام در همه زمينه هاى زندگى, راهنمايى هاى لازم را بيان كردند تا هر عضو جامعه اسلامى از هر جهت فردى و اجتماعى كامل باشد. 
مشاهده سيره عملى ((اسوه هاى حسنه)) از سخنان آنان نقش بيشترى در زندگى نسل جوان دارد, سيره هر شخصيت بيشتر از سخنش گوياى هويت واقعى اوست. اگر سخن از زبان شخص بيرون مىآيد, سيره از مركز دل آن شخصيت برمى خيزد. و سيره عملى پيامبر اكرم(ص) و خاندان پاكش درتمامى زمينه ها بهترين تابلو و الگو براى تإسيس مدينه فاضله و جامعه نمونه اسلامى است. 
اخلاق خانوادگى پيامبر(ص) 
يافتن و داشتن اسوه و چهار چوب هاى فكرى, كردارى و گفتارى در روابط خانوادگى براى هر انسانى توفيقى در جهت تكامل هر چه بهتر اوست. از سويى محك اخلاق انسان در خانواده است زيرا اشخاص در بيرون قدرت بر رفتار ضد اخلاقى ندارند يا به دليل پاره اى ملاحظات, بد اخلاقى نمى كنند. آن كس كه در منزل كه زن و فرزندانش تحت نظر اويند خوش رفتارى كرد, خوش اخلاق است. 
در اين مقاله نمايى كلى از اخلاق خانوادگى پيامبر(ص) را ـ كه سرمشق اعلا و بالاترين اسوه(۱) و نمونه برجسته اخلاق الهى است و براى تكميل اخلاق مبعوث شدـ (۲) تصوير مى كنيم تا با الهام گيرى از سيره والاى او زندگى خداپسندانه اى داشته باشيم و به گونه اى كه آن بزرگوار با اعضاى خانواده رفتار مى كرد معاشرت كنيم, به گونه اى سخن بگوييم كه آن حضرت سخن مى گفت, آن جايى غضب كنيم كه آن عزيز خشمگين مى شد, و جايى عفو كنيم كه آن جناب مى بخشيد.(۳)
عايشه, عيال رسول خدا(ص) كه به خصوصيات اخلاقى او آگاه بود, جزئيات اخلاقى و رفتارى پيامبر را در يك جمله خلاصه كرد; كه در روايت آمده است: 
قال سعد بن هشام: دخلت على عايشه, فسإلتها عن اخلاق رسول الله صلى الله عليه و آله. فقالت: إما تقرء القرآن؟ قلت: بلى, قالت: خلق رسول الله(ص) القرآن. 
مرحوم فيض كاشانى دركتاب ((محجه البيضإ)) از ((سعدبن هشام)) روايت كرده كه گفت: به ديدار ((عايشه)) رفتم و از اخلاق رسول خدا(ص) پرسيدم. او گفت: آيا قرآن نمى خوانى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق رسول خدا(ص) قرآنى است.(۴)
قالت عايشه: ما كان احد احسن خلقا منه ۹ ما دعاه احد من اصحابه و لا اهل بيته الا قال: لبيك ; عايشه گفته است: احدى از پيامبر(ص) خوش خلق تر نبود, هيچ كس از اصحاب و اهل بيت او را صدا نمى زد مگر اين كه در جواب مى فرمود: لبيك.(۵) 
رشيد الدين ميبدى در تفسير آيه (انك لعلى خلق عظيم)(۶)مى گويد: 
((رسول خدا(ص) امر و نهى قرآن را چنان پيش رفتى و نگه داشتى به خوش طبعى كه گويى خلق وى و طبع وى خود آن بود.)) 
بلغ العلى بكماله 
كشف الدجى بجماله 
حسنت جميع خصاله 
صلوا عليه و آله 
او رهنمودهاى قرآن را به دل مى گرفت و در زندگى اش از شيوه اى كه قرآن پيشنهاد مى كردـ بى هيچ انحرافى و بى آن كه هيچ ناراحتى در آن روا دارد ـ پيروى مى كرد و لذا تجسم قرآن به حساب مىآمد.و اين ادعا از نظر كلام الله مجيد مورد تإييد است. (۷))
كار در منزل 
((خيركم, خيركم لنسائه و انا خيركم لنسائى.(۸);بهترين شما شخصى است كه با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمامى شما نسبت به همسرانم خوش رفتارترم.)) 
در اخلاق حضرت محمد, همين بس كه با آن جلالت و موقعيتى كه به سلاطين نامه دعوت مى نوشت در خانه, تا حد امكان كارش را شخصا انجام مى داد.(۹)
اهل سيره نوشته اند: پيامبر خدا در خانه خويش خدمتكار اهل خود بود, گوشت را تكه تكه مى كرد و بر سفره غذاى حقيرانه مى نشست و انگشتان خويش را مى ليسيد, بز خود را مى دوشيد و لباس خود را وصله مى نمود و بر شتر خود عقال مى زد و به ناقه خود علف مى داد, با خدمتكار منزل آرد را آسياب مى كرد و خمير مى ساخت.(۱۰)
ابن شهر آشوب در كتاب مناقب, (ج ۱, ص ۱۴۶) روايت كرده كه: ((رسول خدا(ص) كفش خود را وصله مى زد, پوشاك خويش را مى دوخت, در منزل را شخصا باز مى كرد, گوسفندان و شترها را مى دوشيد و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مى شتافت و آب وضوى شبش را خود تهيه مى كرد. و در همه كارها به اهل خانه كمك مى كرد.)) 
لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مى برد. 
گاه اتفاق مى افتاد كه حضرت خانه خويش را نظافت مى كرد و جارو مى كشيد و خود مكرر مى فرمود: ((كمك به همسر و كارهاى منزل, صدقه و احسان در راه خدا محسوب مى شود.))(۱۱) 
از عايشه نقل شده كه گفته است: محبوب ترين كارها نزد رسول خدا(ص) خياطى بود. (۱۲) 
پيامبراكرم(ص) با همه عظمت و موقعيت ممتازش در منزل كار مى كرد. و به نگهدارى و پرستارى از كودكان مى پرداخت.(۱۳) 
عايشه همسر آن حضرت مى گويد: 
وقتى خلوت مى شد, پيامبر لباس خود را مى دوخت و كفش خويش را وصله مى كرد.(۱۴)
على(ع) بيش از سى سال عمر خود را با رسول خدا(ص) سپرى كرده و شناساترين فرد به رسول خدا بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقيق داشته,امام حسين(ع) مى فرمايد: 
سإلت إبى عن مدخل رسول الله صلى الله عليه و آله, فقال: كان دخوله فى نفسه مإذونا فى ذلك, فاذا آوى الى منزله جزإ دخوله ثلاثه اجزإ, جزءا لله و جزءا لا هله و جزءا لنفسه. 
ثم جزء جزئه بينه و بين الناس فيرد ذلك بالخاصه على العامه و لا يدخر عنهم عنه شيئا….(۱۵)
از پدرم در مورد امور رسول خدا(ص) در داخل خانه سوال كردم, فرمودند: وقتى به خانه اش مى رفت, اوقاتش را سه قسمت مى كرد: يك قسمت براى خدا, و يك قسمت براى خانواده اش, و يك قسمت براى خودش, آن گاه قسمت خودش را نيز ميان خود و مردم تقسيم مى كرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (كه در منزلش به خدمت او مى رسيدند) قرار مى داد و ذره اى از امكانات خود را از آنان دريغ نمى نمود (بلكه آن چه امكان داشت در حقشان انجام مى داد.)(۱۶)
حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مى شد, خشمگين نمى شد. تنها براى خدا, آن گاه كه حرمت هاى الهى شكسته مى شد, غضب مى كرد. 
يكى از همسران آن حضرت مى گويد: وقتى رسول خدا(ص) غضب مى كرد به جز على(ع) كسى را ياراى سخن گفتن با حضرتش نبود.(۱۷)
علاوه بر همسران, هم نشينان روزانه پيامبر(ص) عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاريخ و روايات فراوان, علاقه پيامبر خاتم(ص) به آن ها قابل قياس با ديگر كسان و نزديكان حضرت نبود. به موجب روايتى كه عايشه نقل كرد, هر گاه فاطمه(س) بر پدر وارد مى شد رسول خدا(ص) جلوى پاى دخترش بلند مى شد و او را مى بوسيد و در جاى خود مى نشانيد.(۱۸)
در عروسى فاطمه(س) زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مى كردند و سرود مى خواندند و مى گفتند: ابوها سيد الناس. رسول خدا(ص) فرمود: بگوييد و بعلها ذو الشده الباس. 
و اين مصراع چون در مدح حضرت اميرالمومنين(ع) بود, با آن كه رسول خدا خواسته بود بانوان بگويند اما عايشه, زنان را منع كرد از اضافه كردن اين مصراع. پيامبر(ص) متوجه موضوع شد و فرمود: عايشه عداوت ما را ترك نمى كند!(۱۹)
روزى رسول اكرم(ص) وارد اطاق عايشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: 
((يا حميرإ! اكرمى جوار نعم الله عليك فانها لم تنفر من قوم فكادت تعود اليهم. 
اى حميرا! مجاورت نعمت هاى الهى را بر خويشتن گرامى دار تا هرگز نعمت هاى خداوندى از مردم دور نشوند

عتیقه زیرخاکی گنج