• بازدید : 55 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق آماده با عنوان رنسانس و سه انقلاب فکری که شامل ۱۲ صفحه میباشد:

نوع فایل Word

 رنسانس و سه انقلاب فکری:
نوزایی یا رنسانس(Renaissance) جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب‌های علمی و اصلاحات مذهبی و تغییرات هنری در اروپا شد. عصر نوزایی دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید است. معمولا شروع دوره نوزایی را در قرن چهاردهم در شمال ایتالیا می‌دانند. این جنبش در قرن پانزدهم شمال اروپا را نیز فراگرفت.
دانش و هنر پیشرفتهای عظیمی در ایتالیای سدهٔ پانزدهم و شانزدهم بوجود آوردند. این احیای فرهنگی به رِنسانس (نوزایی) مشهور شده است. دانشمندان، سرایندگان و فیلسوفانی ظهور کردند که با الهام از میراث اصیل روم و یونان با دیدگانی تازه‌تر به جهان می‌نگریستند. نقاش‌ها به مطالعهٔ کالبد انسان پرداختند و اعضای بدن انسان را به شیو‌هٔ واقع‌گرایانه‌ای نقاشی می‌کردند. فرمانروایان ساختمان‌ها و کارهای بزرگ هنری را سفارش دادند. این عقاید تازه بزودی در سراسر اروپا گسترش یافت….

۱-     انقلاب فکری کوپرنیک

۲-     انقلاب فکری گالیله

۳-     انقلاب فکری دکارت


  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق اروپای قرون وسطی-دانلود رایگان تحقیق  اروپای قرون وسطی-خرید اینترنتی تحقیق  اروپای قرون وسطی-دانلود رایگان مقاله  اروپای قرون وسطی-دانلود فایل تحقیق  اروپای قرون وسطی-تحقیق  اروپای قرون وسطی

این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر می باشد:
تا قرن ۱۳ میلادی، قلعه‌های متعلق به شوالیه ها بیش ازهر چیز دیگری در پهنه اروپا خود نمایی می‌‌کرد. شوالیه ها از زندگی مرفهی برخوردار بودند که با زندگی دهقانانی که روی زمینهای آنها کار می‌‌کردند، تفاوت زیادی داشت. شهرهایی در اطراف قلعه ها بوجود آمدند و توسعه یافتند در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل توضیحات مفصل تری را می دهیم.

در اواخر قرن پانزدهم میلادی، آخرین بخش از قلمرو مسلمانان اسپانیایی گرانادا یا همان شهر قرناطه در اندلس، به حکمرانان مسیحی آن دیار، فردیناند فرمانروای آراگون و ایزابلا فرمانروای کاستیل، تسلیم می‌‌گردد. در همان سال، با حمایت مالی فردیناند و ایزابلا، کریستف کلمب از اقیانوس اطلس می‌‌گذرد و به جزایر هند غربی (در نزدیکی سواحل آمریکا) می‌‌رسد. در اروپای قرون وسطی، کاری که مردم انجام می‌‌دادند، غذایی که می‌‌خوردند، لباسی که می‌‌پوشیدند و محلی که در آن زندگی می‌‌کردند، همگی بستگی به جایگاه اجتماعی آنها داشت.

حدودا از تاریخ ۸۰۰ تا ۱۰۵۰ میلادی به مدت سه قرن، جنگجویان وایکینگ با کشتی های دراز و براق خود، اروپا را به وحشت می‌‌انداختند. آنها از اسکاندیناوی برای جستجوی نقره، بردگان و زمین به دریا رفتند. بعضی ها به بریتانیا و فرانسه حمله می‌‌کردند، در حالی که دیگران روسیه و رودخانه‌های دوردست آسیا را مورد تاخت و تاز قرار می‌‌دادند. واکینگها کاشفان دلیر و شجاعی بودند. آنها با شجاعت از میان امواج خروشان اقیانوس اطلس عبور کرده، ایسلند و گروئنلند را کشف کردند و حتی به شمال آمریکا نیز قدم گذاشتند.

اروپای فئودالی

از حدود سال ۸۰۰ تا ۱۳۰۰ میلادی، بیشتر مناطق اروپای غربی توسط سیستم فئودالی سازماندهی شده بود. پادشاه مالک همه زمین بود که به مناطقی به نام ملک اربابی تقسیم می‌‌شد و ارباب هر ملک، خراجگذار پادشاه محسوب می‌‌شد. او سوگند وفاداری یاد می‌‌کرد و متعهد می‌‌شد که برای حفاظت از اموال پادشاه، سربازانی (مردان جنگی) استخدام نماید. رعیت ها در روستاها زندگی می‌‌کردند. آنها سهمی از محصولات خود را به املاک شاه (خراجگذار شاه) می‌‌دادند.

پاپ یکی از قدرتمندترین حاکمان اروپایی فئودالی محسوب می‌‌شد. او رئیس کلیسای کاتولیک رومی بود که مقدار زیادی زمین، تحت مالکیت خود داشت. پاپ از همه پادشاهان انتظار داشت که از او اطاعت کنند. اما هنگامی که قدرت پادشاهان و امپراتورها زیادتر شد، سعی کردند که با کلیسا مبارزه کنند.

جنگ انگلیس و فرانسه

در سال ۱۳۳۷ م پادشاه انگلیس، ادوارد سوم، علیه پادشاه فرانسه، فیلیپ ششم، اعلام جنگ می‌‌کند. ادوارد معتقد بود که مالک حکومت فرانسه می‌‌باشد. محاصره‌های زیادی بوقوع پیوست و جنگ‌هایی بزرگ رخ داد. البته در این درگیری‌های ۱۱۶ ساله، دوران طولانی صلح وجود داشت. ابتدا، انگلیسی‌ها در جنگ‌های کرسی، پواتیه و آژنکور پیروز شدند. سرانجام فرانسوی‌ها که از سخنان ژاندارک به هیجان آمده بودند، مهاجمان انگلیسی را در سال ۱۴۵۳ م عقب راندند.

در ابتدا انگلیسی ها پیروزی‌های فراوانی به دست آورند. در سال ۱۳۴۶، آن‌ها پیروزی مهمی در جنگ کرسی، در شمال فرانسه، به دست آوردند. کمانداران انگلیسی با استفاده از کما‌ن‌های بلند، سواره نظام فرانسه را نابود کردند. انگلیسی‌ها در سال ۱۳۵۵ حمله جدیدی را به رهبری وارث ادوارد سوم، ادوارد شاهزاده ولز (۷۶-۱۳۳۶م)، آغاز کردند. ادوارد فرمانده بی رحم نظامی، به دلیل آنکه زره سیاه به تن می‌‌کرد به شاهزاده سیاه معروف شد. در سال ۱۳۵۶م در جنگ پواتیه، در مرکز فرانسه، شاهزاده سیاه پیروزی بزرگی به دست آورد. پادشاه فرانسه، ژان دوم (۶۴- ۱۳۱۹م)، در این جنگ اسیر شد و برای آزادیش درخواست ۴ میلیون سکه طلا از فرانسه شد.

در طول سال‌هایی که فرانسه مشغول عقب راندن مهاجمان انگلیسی بود، جنگ بصورت پیوسته ادامه داشت. در سال ۱۴۵۳م، فقط بندر کاله، در شمال فرانسه، در دست انگلیس باقی مانده بود. بدینسان، جنگ صد ساله به پایان رسید. با این وجود، تا سال ۱۸۰۱م پادشاهان انگلستان کماکان خود را پادشاه انگلستان و فرانسه می‌‌نامیدند.

در سال ۱۰۹۵ م «پاپ اورین» دوم همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشیلم (بیت المقدس فعلی) واقع در فلسطین را باز پس گیرند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. تعداد زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند.آنها که زنده ماندند در سال ۱۰۹۹ م بیت المقدس را تسخیر کردند. در بین سالهای ۱۰۹۹ تا ۱۲۵۰ م، شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیان موفقیتی به دست نیاورند.

رنسانس

دانش و هنر پیشرفتهای عظیمی در ایتالیای قرن پانزدهم و شانزدهم بوجود آوردند. این احیای فرهنگی به رنسانس (یعنی «نوزایی») مشهور شده است. دانشمندان، شعرا و فیلسوفانی ظهور کردند که با الهام از میراث اصیل رم و یونان با دیدگانی تازه تر به جهان می‌‌نگریستند. نقاشها به مطالعه آناتومی (علم تشریح) پرداختند و اعضای بدن انسان را به شیوه واقعگرایانه‌ای نقاشی می‌‌کردند. فرمانروایان ساختمانها و کارهای بزرگ هنری را سفارش دادند. این عقاید تازه بزودی در سراسر اروپا گسترش یافت.

مطلوب «انسان عصر رنسانس» شخص درخشان و همه فن حریفی بود که در موضوعات فراوانی کارآزموده باشد. لئوناردوداوینچی و میکل آنژ مشهورترین آنان می‌‌باشند. دستاوردهایشان احترام آنان در جامعه را افزایش داد.

اروپا در قرن ۱۶ و ۱۷

در طول قرون ۱۶و ۱۷ میلادی مردم عقاید سنتی را زیر سوال بردند. دانشمندانی همچون گالیله و تصویر:اسحاق نیوتن روشهای جدید را توسعه داده و بر مبنای مشاهدات و تجارب خود به کشفیات فراوانی، دست یافتند. در بسیاری از شاخه‌های دانش از جمله فیزیک، کالبد شناسی، نجوم، و ریاضیات پیشرفتهای بزرگی حاصل گردید.

  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق انقلاب صنعتی-خرید اینترنتی تحقیق انقلاب صنعتی-دانلود رایگان مقاله انقلاب صنعتی-تحقیق انقلاب صنعتی

این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
انقلاب صنعتى در کشورهاى اروپائى اين پىآمدها را دربر داشت: 
– گسترش مراکز صنعتي. 
– گسترش شهرها. 
– توليد انبوه. 
– تنوع کالائي. 
– ارتقاء بهرهورى نيروى کار. 
– گسترش بازار و پيدايش طبقه کارگر. 
با گسترش و نفوذ ماشين در فعاليتهاى اقتصادي، تضاد ميان صاحبان سرمايه (صاحبان بازوى مکانيکى و ماشيني) و صاحبان نيروى کار متجلىتر شد و نظريهپردازان جديدى در قالب مکاتب سوسياليسم تخيلى (نظير پرودون و سن سيمون) پديدار شدند و بهتدريج با نقد همهجانبه سرمايهدارى و تضاد مقوله کار و سرمايه مطرح گرديد. 
بهتدريج روابط بين کارگر و کارفرما در قالب اشکال حقوقى و قراردادهاى اجتماعى تکامل يافت و کارگاهها و کارخانهها از چارچوب خشک واحدهاى فنى و اقتصادى بهصورت مؤسسات و سازمانهاى اجتماعي-انسانى مورد توجه انديشمندان قرار گرفتند. 
اين عصر را دوران گذار از نظام مانوفاکتورى (توليد دستي) به نظام توليد ماشينى و صنعتى در مقياس وسيع و گسترده مىدانند. 
ابداع و اختراع ماشينهاى جديد و پديد آمدن شيوههاى نوين در امر توليد کالا و ارائه خدمات تنها عوامل مؤثر در رشد و توسعه اقتصاد صنعتى در جهان غرب نمىباشند، بلکه گسترش سازمان اجتماعى کار و برقرارى سيستم تشکيلاتى و روابط سازمانى منطقي، بهرهگيرى از نيروى انسانى متخصص، تراکم و انباشت سرمايه و بهکارگيرى و تلفيق معقول و اصولى اين عوامل در فرآيند توليد کالا را نيز بايد از فاکتورها و عوامل مؤثر در رشد سرمايهدارى صنعتى در غرب بهحساب آورد. 
رشد سرمايهدارى صنعتى در غرب، در واقعيت امر با افزايش کمى مؤسسات و سازمانهاى گوناگون در زمينههاى مختلف توليدات بزرگ صنعتى و ارائه خدمات همراه بود. 
در عين حال برقرارى روابط آهنين در تشکيلات و سازمانهاى منظم با مقررات و ضوابط منطقي، تکامل کيفى سازمان اجتماعى کار و تقسيم کار در اجزاء گوناگون و مشخص، برقرارى سلسله مراتب، بهرهگيرى از اسلوبهاى علمى و فني، برنامهريزى و هماهنگى انسانها با ابزار، وسايل و تجهيزات مدرن، همه و همه اشکال کمى و مضامين کيفى مقولات ”سازمان“ و ”مديريت“ را بيش از پيش گسترش دادند. 
سرپرستى و نظارت با شکل و محتواء استبدادي، اولين شکل مديريت در بنگاهها و سازمانهاى صنعتى و خدماتى در نظام سوداگرى صنعتى غرب بود که نظير اشکال پيشين نظارت و سرپرستي، توسط مالکان ابزار توليد (يعنى سرمايهداران) انجام مىگرفت. چهار ويژگى عمده اينگونه مؤسسات کوچک عبارت بودند از: 
۱. تلفيق مالکيت و مديريت. 
۲. متخصص بودن مدير در اداره مؤسسه. 
۳. کوچک بودن سازمان. 
۴. سطح نازک تکنولوژي. 
با فزونىيافتن دامنه فعاليت مؤسسات و سازمانهاى توليدى و تخصصى و پيچيده شدن فعاليتهاى درونى و برونى اين سازمانها، مجموعه مسائلى را پيش آوردند که ديگر سرپرستى و هدايت و مديريت اينگونه سازمانها در حد توان مالکين مؤسسات نبود. 
اين روند ضرورتاً به تفکيک امر مديريت از مالکيت انجاميد. بهتدريج نقش سرپرستى و مديريت در سازمانهاى بزرگ صنعتى و خدماتى بهعدهاى از کارکنان متخصص و باتجربه سپرده مىشود که هماهنگي، سازماندهى و برنامهريزى توليدى و خدماتى سازمانها را از يک سو و کنترل و نظارت بروکراتيک را از سوى ديگر عهدهدار مىشوند. مجموعه اين کادرهاى مطلع، مجرب و متخصص يعنى سرپرستان و مديران، يک نظام يا ”نهاد مديريت صنعتي“ را در سازمانها بهوجود مىآورند. 
فرآيند تکامل اقتصاد صنعتى در غرب که با ورشکستگى و نابودى بنگاههاى کوچک همراه بود، شرايط لازم براى تراکم گسترده سرمايه و اختلاط و ادغام چندين بنگاه توليدى و تبديل آنها به شرکتهاى بزرگ انحصارى (در مقياس ملى و بينالمللي) را فراهم مىآورد. 
اين پديده در نوع خود ويژگىهاى جديدى به سازمانها مىدهد و عرصه فعاليت و اعمال مديريت را بيش از گذشته مىدهد و بدين ترتيب شاخههاى تخصصى متعددى در زمينه مديريت سازمانها پديد مىآيند. نظير مديريت فنى و توليدي-مديريت تدارکات و انبارداري، حمل و نقل، فروش، امور خدماتي، امور مالى و حسابدارى و بهويژه مديريت نيروى انساني، مديريت بازرگاني، مديريت دولتى و… 



 
رقابت آمریكا و انگلیس در ایران و نهضت ملی شدن صنعت نفت
به نظر میرسید كه دو همپیمان قدرتمند فاتح در جنگ جهانی دوم یعنی امریكا و انگلیس، به علت مشابهتهای ایدئولوژیك و سیاسی اجتماعی و رابطه پسرخواندگی، بیشترین همكاریها را در دنیای پس از جنگ خواهند داشت و تا مدتها نیز چنین بود؛ اما گویا در صحنه بینالمللی هم قدرت و ثروت پدر و پسر نمیشناسد.
به نظر میرسید كه دو همپیمان قدرتمند فاتح در جنگ جهانی دوم یعنی امریكا و انگلیس، به علت مشابهتهای ایدئولوژیك و سیاسی اجتماعی و رابطه پسرخواندگی، بیشترین همكاریها را در دنیای پس از جنگ خواهند داشت و تا مدتها نیز چنین بود؛ اما گویا در صحنه بینالمللی هم قدرت و ثروت پدر و پسر نمیشناسد. امریكای تازه نفس به ضعف و افول روزبهروز پدر پیر و مكار خود هیچگونه توجه و ترحمی نشان نمیداد و هر چه كه او پس میرفت امریكا پیش میآمد. تقویت ایران در مقابل كمونیسم و دلایل استراتژیك دیگر مانع از آن نمیشد كه امریكا از پس منافع مشترك خود با انگلستان، چشمانداز سالهای آینده كانون انرژی جهان در خاورمیانه را نبیند. قرارداد تضعیف درآمدهای نفتی شركت آراسكوی امریكا با عربستان صعودی، موقعیت نفتی انگلستان را در ایران متزلزل میساخت و آنها را از سهم ۱۶٪ درصدی ایران در شركت نفت ایران و انگلیس دچار نگرانی میساخت. 
بسیاری گمان میبرند كه در جریان ملیشدن صنعت نفت امریكا به طرفداری از ایران در مقابل انگلستان ایستاد و از منافع ملت ایران حمایت كرد، در حالی كه با مطالعه تاریخ به خوبی درمییابیم كه امریكا خواستار یلهشدن منافع نفتی به سوی خود بود و گلآلودشدن آب او را به مقصود میرساند به همین خاطر هم پس از عدم تامین آنچه كه میخواست به طراحی و اجرای كودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت دكتر محمد مصدق دست زد. رقابتهای پنهان و غیرانسانی امریكا انگلستان بر سر منابع نفتی ایران را در این مقاله مرور خواهید فرمود. 
پایان یافتن جنگ جهانی دوم، ساختار نظام بین المللی را دگرگون و دو قدرت آمریكا و انگلیس را رویاروی هم قرارداد. با وجود اینكه آمریكا به عنوان قدرت در حال ظهور در صحنه جهانی و انگلستان هم به عنوان امپراطور رو به افول؛ در مقابله با اتحاد شوروی(سابق) و ماركسیسم دارای منافع مشتركی بودند، در برخی از مناطق مهم دنیا رقابت سختی را با یكدیگر آغاز كردند.آمریكا این بار برای تصاحب مناطق نفوذ و محدود كردن قدرت انگلستان عزم خود را جزم كرده بود. این رقابت كه دارای ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی بود، بیانگر یكی از قواعد اصلی نظام بین المللی است كه ساختار حاكم تنها با پیدایش یك قدرت جدید و افول قدرت پیشین دچار دگرگونی می شود. 
در این میان خلیج فارس و ایران یكی از مهمترین حوزه های رقابت این دو كشور محسوب می شدند. آمریكا پس از جنگ جهانی دوم در ایران موقعیت بسیارخوبی به دلیل پایان دادن غائله آذربایجان كسب كرده بود و از همین زمان قصد داشت نفوذ خود در ایران را به تدریج گسترش دهد.۱ آمریكا كه در این زمان در سطح بین المللی و منطقه خلیج فارس انگلستان را مجبور به عقب نشینی كرده بود با اجرای دكترین ترومن و اجرای طرح مارشال قصد داشت تا حد زیادی نفوذ خود را در سطح جهانی گسترش دهد.۲ 
پس از جنگ جهانی دوم ایالات متحده به صورت بزرگترین كشور اعتبار دهنده دنیا درآمد اما در مقابل، از جمله كشورهای بدهكار آن دوران می توان بریتانیای كبیر، بزرگترین امپراطوری مالی پیشن جهان را نام برد. در این زمان تغییر موقعیت انگلستان یكی از اهداف اصلی آمریكا بود كه مشاورین روزولت برای تحقق آن برنامه ریزی های دقیقی انجام داده بودند. با اجرای همین برنامه ها بودكه در اواخر دهه۱۹۴۰ بازارهای پیشین این امپراطوری بزرگ همگی تحت اشغال كالاهای آمریكایی درآمد.۳ در منطقه خلیج فارس نیز ایالات متحده طی این سالها از طریق شركت نفتی آرامكو(Aramco) منابع نفتی عربستان را تحت كنترل خود درآورده و بدنبال كسب منابع بیشتری در منطقه از جمله ایران بود. 
تاكنون درباره همكاری ایالات متحده و انگلستان در كودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت دكتر مصدق مطالب زیادی نگاشته شده است اما به رقابت این دو كشور در زمینه نفت ایران كمتر پرداخته می شود. باید دانست همكاری و رقابت آمریكا و انگلیس در این زمینه، دو روی یك سكه بود كه در نهایت با تقسیم منابع نفتی ایران به پایان رسید. این رقابت و همكاری بعد از جنگ جهانی دوم آغاز وطی بحران ملی شدن صنعت نفت ادامه پیدا كرد. آمریكاییان با زیركی و با اتكا به قدرت فزاینده سیاسی و اقتصادی توانستند شریك انگلیس درمنابع نفتی ایران گردند. علایق آمریكا در ایران بعد از جنگ جهانی دوم علاوه بر نفت، جلوگیری از نفوذ كمونیسم بر مبنای دكترین ترومن بود. آمریكا در عین حال، حضور مستقیم در ایران را با منافع خود سازگار نمی دید. از دید آمریكاییان، حاكمیت مستقیم در منطقه استراتژیك خلیج فارس با توجه به منابع عظیم نفتی آن، درگیری با اتحاد شوروی را اجتناب ناپذیر می ساخت. در این دوره دیدگاه ایالات متحده درباره ایران بدین ترتیب بود: ‹‹حفظ استقلال ایران برای ایالات متحده آمریكا از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر به خاطر موقعیت استراتژیكی و منابع عظیم نفتی، از دست رفتن ایران به مفهوم تهدید امنیت خاورمیانه، پاكستان و هند می باشد.از سوی دیگر این امر به حیثیت ایالات متحده دركشورهای منطقه آسیب زده و اعتماد به نفس این كشورها را در مقابله با تهدیدهای كمونیسم كاهش می دهد.›› ۴ 
همزمان لندن نیز ارزیابی مشابهی از تهدید كمونیسم و اتحاد شوروی در منطقه داشت. این مساله زمانی اهمیت پیدا می كند كه به نقش مهم منابع نفتی ایران در سیاست خارجی انگلیس در منطقه واقف باشیم. درسالهای قبل شركت نفت ایران و انگلیس منافع و درآمد فراوانی متوجه انگلستان می كرد كه حفظ آنها در شرایط پس از جنگ جهانی دوم نیز برای آن كشور دارای اهمیت بود. همچنین مقابله با نفوذ شوروی نیز درصدر اهداف انگلستان در منطقه قرار داشت، در عین حال به دلیل آنكه خود را ناتوان از مقابله با آن كشور می دانست، نیازمند به كمكهای ایالات متحده بود. در همین زمینه سفیر بریتانیا در واشنگتن می نویسد: ((آمریكایی ها درصدد اشغال جایگاه ما در خاورمیانه هستند. نفوذ آنها در خاورمیانه بعد از جنگ جهانی دوم به طور گسترده ای زیاد شده است. آنها به عنوان یك قدرت نیرومند و دائمی در عربستان حضور پیدا كرده و بدنبال مسلط شدن بر ایران هستند.)) ۵ ارزیابی سفیر انگلستان كاملا درست بود وضعف تدریجی بریتانیا و قدرت اقتصادی آمریكا در این دوره زمینه لازم برای نفوذ آمریكا در منطقه را فراهم كرد. در نتیجه این حالت دولت بریتانیا بدین نتیجه رسیدكه تقسیم منافع برای حفظ حضور بریتانیا در خلیج فارس ضروری است. براساس همین نتیجه گیری است كه سفیر بریتانیا در تهران موضوع مشابهی با ایالات متحده درباره ایران اتخاذ می كند. 
‹‹ هر دو دولت ایالات متحده و بریتانیا بر این باور هستندكه قوای نظامی ایران باید دارای قدرتی باشدكه از عهده حفظ امنیت داخلی و دفاع در مقابل تجاوزات خارجی برآید.›› در چنین شرایطی بود كه زمینه برای گسترش نفوذ آمریكا در ایران فراهم شد و این دولت شروع به فرستادن تجهیزات و پرسنل نظامی برای تعلیم نیروهای ارتش ایران كرد تا بدین طریق مانع از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در ایران شود.۶ 
آمریكا به تدریج در ایران صاحب نفوذ می شد و نفت ایران نیز جایگاه استراتژیكی در سیاست خارجی آمریكا پیدا می كرد. باوجود اینكه آمریكا در این زمان منابع نفتیگسترده ای در ونزوئلا و عربستان داشت اما از اهیمت افزایش این منابع برای آینده اقتصاد خود غافل نبود. دیگایر رئیسكمیسیون كارشناسان بررسی نفت آمریكا در اكتبر ۱۹۴۳ گزارشی بدین شرح به فراكلین روزولت رئیس جمهوری ایالات متحده تسلیم كرد: ‹‹آینده نفت این نیروی ارزشمند و مهم، مدت زیادی وابسته به قاره آمریكا نخواهد بود. طولی نخواهد كشید كه ذخایر و مراكز مهم تولید نفت جهان از خلیج مكزیكو و جزایر كارایب به منطقه خلیج فارس انتقال خواهد یافت.››۷ 
این در حالی بود كه در آن زمان آمریكا تنها ۱۶% از نفت خلیج فارس را در اختیار داشت و ۷۸% منابع نفتی این منطقه همچنان در اختیار انگلستان بود. همین امر موجب توجه بیشتر آمریكا به منبع نفتی خاورمیانه و آغاز مداخله در امور نفتی ایران گردید. در شرایطی كه شوروی نیز چون انگلیس خواهان بدست آوردن امتیازات نفتی در ایران بود، بهانه لازم برای مداخله در امور نفتی ایران جهت جلوگیری از نفوذ اتحاد شوروی و در واقع بدست آوردن امتیازات نفتی برای شركتهای آمریكایی در اختیار ایالات متحده قرار گرفت. این در شرایطی بود كه انگلیس از سوی مردم ایران و برخی سیاستمداران مخالف انگلیس به دلیل سهم ناچیز ایران از منافع گسترده نفت كشور تحت فشار قرار داشت. آمریكا نیز در این زمان بدنبال نزدیك شدن به آن طیف از سیاستمداران و گروههای ایرانی بود كه نگرانی فزاینده ای از انگلیسیها داشتند.

وزارت امور خارجه و انرژی آمریكا نیز در این زمینه فعالیتهای گسترده ای در ایران انجام می دادند. به همین دلیل انگلیس درصدد مبارزه علیه قوام السلطنه كه خود را به آمریكایی ها نزدیك كرده بود برآمد و دولت او را ساقط نمود. پس از وی ساعد به عنوان نخست وزیرجدید انتخاب شدكه قراردادگس-گلشاییان در زمان وی به امضای دولتهای ایران و انگلیس رسید اما در مجلس شانزدهم آن لایحه مردود اعلام شد. پس آن دولت انگلستان به رغم رقابت با آمریكاییان از سپهبد رزم آرا برای رسیدن به مقام نخست وزیری حمایت كرد. 
در بحبوحه كشمكش بر سر نفت ایران وزارت خارجه و انرژی آمریكا نیزفعالیت های گسترده ای را در این راستا آغاز كرده و این دولت نیز از رزم آرا پشتیبانی كرد. رزم آرا قصد داشت با تلفیق منافع انگلیس و آمریكا مساله نفت را حل كرده و جنبش ملی ایران را از حركت باز دارد.۸ 
آمریكا كه تصمیم گرفته بود انگلستان تضعیف شده را تحت فشار قرار داده و بخشی از منابع نفتی ایران را تحت كنترل خود قرار دهد در این میان حتی از اعتباری كه از خارج كردن نیروهای اتحاد شوروی از ایران كسب كرده بود استفاده می كرد. در بحبوحه درگیری ایران و انگلیس بر سر منابع نفتی و در شرایطی كه شركت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به هیچ وجه حاضر نبود سهم بیشتری از آنچه در قرار داد الحاقی گس-گلشاییان به ایران اعطا شده بود، واگذار كند، شركت نفتی آرامكوی آمریكا قراردادی را با عربستان برمبنای پنجاه پنجاه یا اصل تنصیف درآمدهای حاصله منعقد كرد كه می توانست تاثیر زیادی بر روند مبارزات ایرانیان داشته باشد. در تداوم همین روند وزارت امور خارجه آمریكا، بریتانیا را برای دادن امتیازات بیشتر تحت فشار گذاشت.آمریكا حتی قبل از عقد قرار داد آرامكو، به انگلیس توصیه كرده بود كه با تقاضای رزم آرا برای تنصیف عواید نفت موافقت كند.۹ 
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در مورد اين تحقيق به طوركلي صنعت گردشگري ، به ويژه شهرستان محلات نكاتي قابل ذكر است كه در اين مختصر ، فهرست وار به برخي از آنها اشاره مي شود : 
اگر باوركنيم كه همانند آب ، غذا و تنفس ، پرداختن به گردش و تفريح در اوقات فراغت نيز يك نياز واقعي است ، بايستي آن را در برنامه زندگي خود بگنجانيم و فارغ از دغدغه هاي مادي و با پالايش روحي ، به آرامش رواني برسيم . 
به ويژه در عصر ماشيني كنوني كه ضرورت آن را بيش از پيش نيزكرده است . براي اين منظور، مشاهده عظمت هاي آفرينش و زيبايي هاي ذخيره كننده عظمت هاي آفرينش زيبايي هاي خيره كننده طبيعي و تدبر در ميراث هاي به جا مانده از پيشنيان ، شادابي و نشاط را به ارمغان مي آورد و براي شروعي مصمم تر آماده مي سازد دركتاب آسماني ‹‹قرآن ›› نيز در آيه ۱۳۷ سوره آل عمران آمده است : 
آبگرم واقع در شمال خاوري محلات كه به بهره برداري از خاك آن جهت كاشي سازي نيلو در اصفهان مي باشد ، معادن سرب واقع در سياه رود ۹ كيلومتري باختر محلات نيز وجود دارد . در اين شهرستان تا شعاع ۲۵ كيلومتري ۲۶ معدن كه اكثر آنها را معدن سنگ و تراورتن تشكيل مي دهد كشف گرديده كه بيشتر اين معادن در حال استخراج و بهره برداري مي باشد اين معادن قبل از انقلاب توسط بخش خصوصي كه معروف ترين آنها قنبر رحيمي بود مورد بهره برداري قرار داشت كه در حال حاضر توسط بنياد مستضعفان جهاد سازندگي ، ستاد معادن و شركت تعاوني ها بهره برداري مي شود . 
نوع سنگ استخراجي آن تراورتن ، مرمريت ، چيني و مرمر مي باشد كه قسمت عمده آن در كارخانجات سنگبري اين شهرستان برش خورده و براي مصرف به بازارهاي داخلي
كشور عرضه مي شود . مهمترين كارخانجات آن شركت سنگستان مي باشد كه توليدات خود را به خارج از كشور صادر مي نمايد . 
جمعيت نسبي حملات طبق تقسيم بندي جديد ۳۷ / ۲۰۷۹ كيلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب استان مركزي واقع شده و تابع آن مي باشد . در سرشماري سال ۱۳۸۵ داراي ۴۹۳۴۶ نفر جمعيت بوده كه از آن تعداد ۴۱۸۳۳ در نقاط شهري و ۷۴۱۳ نفر در نقاط روستايي سكونت دارند . 
جهانگردي در دوره رنسانس : 
از سده چهارده تا هفده ، بيشتر مسافرت ها با هدفها با هدف كسب دانش و تجربه آموزي انجام مي شد. در انگلستان ملله اليزابت اول براي تربيت و پرورش نمايندگان خارجي مسافرت هايي را براي آنها فراهم كرد و دانشگاههايي مانند آكسفورد وكمبريج در انگلستان و سالامانكا در اسپانيا به همراه بورس تحصيلي براي دانشجويان ايجاد نمود. 
كاروان هاي مسافرتي دوره اليزابت پس از چندي ، داراي ساختار و سازمان متصلي گرديدند و آن را ‹‹  گراندتور ›› ناميدند . اين كاروان ها كار خود را در نيمه سده هفده شروع كردند و تا نيمه سده نوزده پابرجا بود . 
گراندتور يك راهنماي سفر داشت كه در سال ۱۷۷۸ توسط توماس گفت تهيه شد و پر فروش ترين كتاب معرفي گرديد . 
جهانگردي در انقلاب صنعتي 
انقلاب صنعتي كه از سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ ادامه يافت ، پايه و اساس گردش هاي دسته جمعي را كه امروز ما با آن آشنا هستيم به وجود آورد . در اين دوره تغييرات اقتصادي و اجتماعي عميقي به وجود آورد كه از آن جمله مهاجرت كارگران كشاورز از مناطق روستايي و روي آوردن آنها به شهر نشيني بود . انقلاب صنعتي قدرت بخارا كه در قطارها و كشتي ها مورد استفاده قرار مي گرفت معرفي كرد . 

جهانگردي نوين : 
جهانگردي امروز به همراه مجموعه اي از تمايلات حركت ، دسترسي يافتن به امكانات و توانايي هاي مالي ، مسافرت توده ها را امكان پذير ساخت . فناوري هاي نوين مانند خطوط هواپيمايي ، كامپيوتر ، آدم آهني و ارتباطات ماهواره اي باعث شد كه در سده بيستم شيوه زندگي ، كار، بازي و تفريح افراد دگرگون شود . 
تاريخچه صنعت جهانگردي 
از آنجا كه واژه مسافرت و جهانگردي به قدمت تمدن است ، تاريخ نشان مي دهد كه مسافرت هميشه با تجربه هاي خوشايندي همراه نبوده است . در اين قسمت به طور خلاصه مروري بر تكامل تاريخچه جهانگردي از عهد باستان تا دنياي امروز انجام مي شود و 
چالش هاي پيش روي جهانگردي در حالي كه دنيا پا به هزاره جديد مي گذارد مورد بررسي قرار مي گيرد . 
مردم تمدن هاي ماقبل تاريخ با انگيزه به دست آوردن غذا ، دوري از خطر و نقل مكان به آب و هواي مساعد ، مسافرت مي كردند . با افزايش مهارت وكسب متون ، نياز انسان به زندگي بروي و خانه به دوشي كاهش يافت و ديگر با انگيزه تجارت و معاملة كالا ، مسافرت مي كرد . 
در دورة حكومت خانواده سلطنتي در مصر ، مسافرت با قصد تجارت و تفريح انجام مي گرفت كه اين گونه مسافرت ها رونق زيادي يافت و در نتيجه در مسيرهاي طولاني و شهرها براي پذيرايي از مسافراني كه بين قرارگاه هاي دولت مركزي و مناطق خارج از قلمرو مسافرت مي كردند ميهمان خانه هايي ساخته شد . 
جهانگردي قرون وسطي 
تجارت و مسافرت در قرون وسطي ( دورة پنجم تا چهاردهم ميلادي ) رونق كمتري داشت ، به صورتي كه جاده ها تقريبا از بين رفته و شرايط مسافرت بسيار مشكل و حتي خطرناك شد . در سده چهاردهم ، مسافرت به قصد زيارت به صورت يك پديده انبوه و سازمان يافته درآمد و شبكه بزرگي از سازمان هاي خيريه به كمك طبقات مختلف اجتماعي ايجاد شد . 
نخستين مسافرت كارواني ( دسته جمعي ) مربوط به كارواني است كه در سده پانزدهم او 
و نيز به بيت المقدس مي رفت . 
برخي ويژگيهاي توريسم
:: وجود سطوح بالاي نوع آوري و فناوري و سازماندهي 
:: انواع مختلف و انجام نوآوري هاي گوناگون از جمله بسته مسافرتي ( packaged trip)
:: رشد توريسم مصادف است با رشد جنبش كارگري . بنابر اين مواجه با رشد مسافرت ساحلي براي طبقه كارگر هستيم 
:: در مقابل در نيمه قرن ۲۰ مسافرت تجملي براي طبقه مرفه و مديران وجود دارد. اين نوع تمايز مربوط است به ساختار بازار كار و نظام هاي توليدي ( مراجعه كنيد به مقاله من در باره تعريف فراغت و نظام هاي توليدي)
:: ۱۹۶۰ به بعد رشد برنامه هاي توريسم توده اي 
:: ۱۹۶۰ به بعد استفاده از كامپيوتر براي دادن اطلاعات در صنعت توريسم
:: رشد صنعت غذاي حاضري fastfood مصادف است با رشد فراغت و توريسم
:: رشد توريسم با استفاده از اينترنت براي رزرو همه چيز ( مراجعه كنيد به سايت last minute براي ديدن خدمات اينترنتي توريسم از جمله خريد بليط در آخرين دقايق)
اهميت توريسم
:: جزء مهم ايده جامعه مصرفي (مدرن ) مسافرت و گردشگري است
:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگي شده است
:: صنعت تعطيلات انتخاب و آزادي مختلف را ارائه مي دهد
:: گسترش صنعت گردشگري ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انساني است
:: توريسم بزرگترين صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است 
:: ۹ درصد رشد سالانه دارد . رشد توريسم بين المللي ۵ درصد بود.
گردشگري 
:: آيا توريسم پديده جديدي است يا زوارها همان توريست هاي اوليه هستند؟
:: توريسم يك فعاليت توده اي و عاميانه است
:: سه نوع مسافرت در گذشته كه با توريسم ( مربوط به دنياي مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهاي اريستوكرات ها و مسافرتهاي شاهان و سياحان
:: تقسيم بندي زوارها ( طبقه پايين tripper ) سياحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اريستوكراتيك ( طبقه بالا traveler ) 
نظريه هاي جامعه شناختي توريسم

جان اوري و مك كانل از جمله جامعه شناساني هستند كه درباره توريسم نظريه دارند. اوري اين بحث را مطرح مي كند كه چرا توريست عكس جمع مي كند و سرمايه دار سرمايه. اوري مي گويد توسعه عكس برداري همراه است با توسعه چشم توريستي Tourist gaze 
يا شكار لحظه توسط توريست ها . اما مك كانل مي گويد توريست به مثابه فراري از زمان و مكان يا فرار به تاريخ است. بنابر اين سنت ها نقش مهمي براي توريست دارد. تاريخ محل هاي توريستي نقش مهمي در توريستي شدن دارد. بنابر اين توريست ها به دنبال يك محل كوچك يك وسيله كوچك
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتي هم هستند دنبال يك منطقه صنعتي قديمي هستند. بنابر اين اگر بخواهيم نقطه توريستي درست كنيم بايد آن را تبديل به مناطق تاريخي كنيم ( براي اين كار بايد سنت ابداع و جعل كرد. نگاه كنيد به بخش سنت در كتاب جهان رها شده . سنت هاي ابداعي و سنت هاي اصيل درنظريه مك كانل مهم هستند ( برخي سنت هاي ابداعي براي جلب توريست هاست ) سنت هاي پايه شناخت مدرنيسم است.
نقاط توريستي بايد چگونه باشد؟
:: Urryجان اوري معتقد است توريسم دنبال زرق و برق است . اما مك كانل مي گويد چشم توريست به دنبال قدمت و تاريخ است. بنابر اين ارتقاي محل توريستي در صنعت توريسم يعني تاريخي كردن محل . لذا نقاط توريستي بايد كوچك باشند : شهرهاي بزرگ نمي توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مك كانل مي گويد ( بر اساس تقسيم بندي تونيس : اجتماع و جامعه ) شهرهاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غير شخصي دارند ، كثيف اند، غير دوستانه اند. 
:: اما اين تفكيك گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونيس ) براي چيست ؟ مك كانل مي گويد مردم در دنياي جديد فكر مي كنند تحت تسلط بوركراسي و سازمانهاي پيچيده زندگي شان كم عمق و سطحي شده و سنديت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا مي روند تا دنبال واقعيت ها بگردند ، دنبال حس واقعيت دزديده شده از خود هستند ، لذا مي روند ان را در جاي ديگر جستجو كنند و بدين سان پديد مي آيد. پس چون جامعه بوركراتيك است لذا تجربه غير اصيل دارد. توريست جائي مي رود كه معناي واقعيت است. 
:: مك كانل براي تقويت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده مي كند: يعني اينكه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستيم :
۱٫ كساني كه اجرا گرند و اجرا مي كنند (بازيگران)
۲٫ كساني كه اجراي براي آنهاست (تماشاگر )
۳٫ كساني كه نه اجرا مي كنند و نه مشاهده 
۴٫ اما بازيگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست
:: گافمن مي گويد اگر ويژگي هر آنچه در پشت صحنه است جلو بيايد اعتبار نمايش از بين مي رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتي در برخي انديشه هاي به نظر منظم روشنفكران ، … ) نيز اين چنين است. بنابر اين جلوي صحنه front stage ظاهر appearance
و پشت صحنه back stage واقعيت reality است. گردش گرهاي واقعي sightseers مي خواهند همه واقعيت را ببيند، واقعيت زندگي را 
:: توريست ها تنها در پي ديدن جلوي صحنه هستند ، اما مسافر واقعي واقعيت زندگي را بومي مي خواهند.
:: توريست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را مي خواهند
:: بايد بين مسافر traveler و گردشگر tourist تمايز قائل شد
:: مسافر فكر مي كند چيزي از او مخفي شده لذا گرايش به ديدن پشت صحنه دارد: واقعيت واقعي realreality 
:: مسافر يا سياح فكرمي كند جسدي درجائي دفن شده كه به او نشان نمي دهند وآنچه مي بيندظاهر قضيه است
:: حالا توريست ها نيز به دنبال همان سنديت ها هستند
:: مي خواهند با بو مي ها ديدار كنند. 
:: مك كانل MacCannell مدل ۶ مرحله اي را ارائه مي دهد يعني 
۱٫ منطقه علني يا جلوي صحنه گافمن كه البته توريست مي خواهد فراتر رود 
۲٫ منطقه علني توريستي كه دكور شده حاوي برخي عناصر پشت صحنه ( رستوراني با ماهي بزرگ حلق آويز يا گوشت چرخ كردن در جلوي چشم ) همه آرايش صحنه هستند
۳٫ جلوي صحنه كه كاملا طراحي شده كه پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستايي . راهنما اطلاع مي دهد بومي نماها آماده مي شوند
  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

      انسان از قديم به ساخت پل علاقه داشته چه سواي اهميت نظامي و غير نظامي آنها ، پلها بعنوان نشانه اي از کارهاي بزرگ مهندسي شناخته شده بود. اگر چه ابتداي تاريخ پل سازي قدري مبهم است ولي تکامل تاريخي انواع مختلف پلها احتمالاً به بش از ۵۰۰۰ سال پيش برآورد مي گردد. به طور کلي از نظر فرم سازه اي پلهاي ساخته شده را مي توان به سه دسته ي مجزا تقسيم کرد. نوع تير يا دال که در قديم با استفاده از تنه درخت يا تخته سنگها ساخته مي شد نوعي قوسي که با استفاده از لاشه سنگها و بالاخره نوع معلق که با استفاده از تنه درخت يا تخته سنگها ساخته مي شد، نوعي قوسي که با استفاده از لاشه سنگها و بالاخره نوع معلق که با استفاده طنابهاي ساخته شده از الياف گياهي انجام مي شد. پلهاي مدرن امروزي در واقع از نظر سازه اي بطور کلي از سه فرم فوق تبعيت مي کنند هر چند که از نظر مصالح بکار رفته خيلي پيشرفته تر از آن ايام مي باشند.
      قديمي ترين پل ثبت شده ي دنيا در تاريخ پلي است که در حدود ۲۶۵۰ سال قبل از ميلاد مسيح توسط منس، اولين پادشاه مصر، بر روي رودخانه نيل بنا گرديد. از جزئيات اين پل اطلاعات دقيقي در دست نيست. پل ديگري ازنوع عبورگاه چوبي با پايه هاي سنگي در حدود ۴۰۰۰ سال پيش بر روي رود فرات در بابل قديم ساخته شد. پلهاي معلق ابتدايي شامل يک طناب ساخته شده از ني هندي يا الياف گياهي ديگر بود که عابر بوسيله ي دست از طرفي به طرف ديگر عبور مي کرد . اولين پل معلق واقعي متشکل از سه طناب موازي بود که يکي از آنها در تراز پايين تر جهت جاي پاي عابر و دو تاي ديگر در تراز بالاتر به منظور دستگيره و حفظ تعادل شخص  بکار برده مي شد. قديمي ترين پل معلق ساخته شده از زنجيرهاي فلزي که تاکنون بجاي مانده است پلي است بر روي رودخانه چين چين در کشور چين. در کشور هندوستان نيز آثاري از اين نوع پلها وجود دارد . باافزايش تعداد کابلهاي طولي در پلهاي معلق اين نوع سازه کاملتر گرديد. نوع ديگر از پلهايي که در قديم زياد مرسوم بوده پلهاي ساخته شده از تيرهاي چوبي بود که براي عبور از رودخانه بر روي فونداسيونهاي معلق در آب تکيه داشت و اساس پلهاي موقت امروزي را تشکيل مي دهند.
تکامل فرم سازه قوسي براي بناها و پلها با استفاده از مصالح سنگ و آجر به دوره هاي کلدانيان و آشوريان بر مي گردد. با توجه به نوع سقف هاي قوسي کشف شده از مقبره هاي موجود در مصر که از حدود ۱۸۰۰ سال قبل از مسيح بجاي مانده است نشان مي دهد احتمال مي رود که براي اولين بار سازه هاي قوسي در مصر بکار برده شده . يونانيان قديم تئوري مقدماتي استاتيک را توسعه داده و ارشميدس  (212 الي ۲۷۸ قبل از ميلادمسيح )  از وضعيت تعادل اجسام آگاهي داشت هر چند که اين اصول ظاهراً در ساخت سازه ها بکار برده نميشد . روسها در ساخت قوسها تجربه ي زيادي کسب کردند بطوري که بعضي از سازه هاي قوسي آنها حتي تا به امروز پابرجاست. از جمله اينها پلي است بنام پانت دگارد شاهکار شخصي بنام آگريپا که به سال ۱۹ قبل از ميلاد مسيح در جنوب فرانسه فعلي ساخته شد. اين پل که شامل يک قوس سه طبقه به ارتفاع حداکثر ۴۰/۴۷ متر از سطح رودخانه و شعاع هر قوس ۴/۲۲ متر مي باشد حدود ۲۰۰۰ سال قدمت دارد.
      يونانيها و روميها از مصالح چوب براي سازه هاي موقت استفاده مي کردندو پلهاي پايه خرپائي چوبي مخصوصاً براي امور نظامي توسعه يافت . اولين پل جوبي بر روي رودخانه تيمز در لندن ساخته شد. 
يکي از مهم ترين کشف سازندگان رومي را مي توان کشف سيمان طبيعي دانست که از يک نوع سنگ آتشفشان بدست مي آمد و در اثر اضافه کردن آب به آن سفت ميشد که پيشرو سيمان جديد مي باشد.
پيشرفت کند پلسازي در قرون گذشته دليل بر نبودن تشريک مساعي بين سازندگان و به اصطلاح فيلسوفان يا معماران آن زمان بود.ه است. با ايجاد جدائي بين تئوري و عمل ساخت يک سازه مهندسي و اصولي هيچگاه ميسر نبود. از نمونه پلهاي باقيمانده از قرن دوم ميلاد مسيح پل زيباي آنجل مي باشد که در سال ۱۳۶ پس از ميلاد بر روي رودخانه اي در روم ساخته شد.

قرون وسطي

      در طي قرون وسطي اطلاعات مهندسي سازه اي جمع آوري شده توسط روميها ناپديد گشت بطوريکه که در اين دوران هيچگونه پيشرفت و خلاقيت چشمگيري در زمينه ساخت سازه ها ايجاد نگرديد. اما هنر ساخت بطور گسترده اي در اروپا رواج يافت. پلهاي چوبي که در چين در حدود قرن ده ميلادي ساخته شدند هنوز پا بر جا هستند. از پيشرفت و کاربرد اطلاعات فني کسب شده در اين دوران اطلاعي در دست نيست. 
دوره رسانس

      با تجديد نظر افرادي چون لئونارد داوينچي (۱۴۵۲ الي ۱۵۱۹ ) در هنرها و علوم پيشرفت چشمگيري در علوم مهندسي مخصوصاٌ طرح پلها در دورهي رنسانس بوجود آمد. وي با استفاده از تئوري و تجربه ي پيشينيان در ساخت سازه ها پيشرو پلهاي مدرن محسوب مي شود. از آن پس سازندگان با تجربه ي عملي در پلسازي اجباراً از نظرات طراحان آگاه استفاده مي کردند. کليه افراد مهمي که در آن دوران در فن پلسازي نقش بسزايي داشتند کساني بودند که تجربه و تئوري را با هم بکار مي بردند.
      پلهاي مهمي که با استفاده ازتئوري و تجربه در اين عصر ساخته شد عبارتند از پل سانتاترينيتا در فلورانس، پل ريالتو که بر روي کانال بزرگ شهر و نيز ساخته شده پل نتردام و پل نيوف در پاريس.
لئونارد داوينچي با محاسبه و نتايج آزمايشگاهي توانست پروفيل خط فشار را براي قوسها تحت هر بار وارده تعيين نمايد. وي نيز با انجام آزمايشاتي موفق شد مقاومت مصالحي چون کابلهاي آهني را تعيين کند. روش کار مجازي نيز جهت محاسبه ي سيستم هاي مختلف قرقره ها و اهرم ها بکار گرفته شد. ار آزمايشاتي نيز بر روي تيرها و ستونها انجام داد.
      گاليله ( حدود سال ۱۶۰۰ بعد از ميلاد) تلاش زيادي در تعيين روابطي بين ابعاد تير و مقاومت داخلي آن تحت اثر بارهاي خارجي انجام داد و به نتيجه مهم زير نايل آمد:
« براي اينکه ساز هاي عظيمي چون کشتي هاف قصرها و مقبره ها را طوري بسازيم که در مقابل بارهاي وارده مقاوم باشند، بايد ابعاد اعضاي آن را خيلي بزرگ انتخاب کنيم که از نظر عملي همواره ميسر نيست بنابراين راه حل ديگر آنست که اعضاي مربوطه را با ابعاد کوچکتر ولي ساخته شده از مصالح قوي تري انتخاب کنيم.»
او بر مزيت اعضاي توخالي آگاه بود و مفهوم اساسي تنش را درک کرد اما مسئله اي در رابطه با مقاومت داخلي تيرها حل نکرد.
      آکادمي علوم در سال ۱۵۶۰ ميلادي در ايتاليا شروع بکار کرد. در قرن هفدهم ميلادي در کشورهاي ديگري چون انگلستان ، فرانسه و آلمان نيز پيشرفتهاي علمي پديد آمد.
دانشي که بعداً بنام علم مقاومت مصالح شناخته شد در قرن هفده پيشرفت قابل توجهي پيدا کرد و افرادي چون رابرت هوک (۱۶۳۵-۱۷۰۳)، که کشف مهم وي قانون هوک در مقاومت مصالح مي باشد؛ماريوت (۱۶۲۰-۱۶۸۴) براي مطالعاتش در رابطه با تئوري خمش، جاکوب (۱۶۵۴-۱۷۰۵) و جان رنولي (۱۶۶۷-۱۷۴۸) دو برادر مشهوري که تئوري خيز در تيرها را ارائه دادند و نيز اصل کار مجازي را تعيين کردند دانيال برنولي، (۱۷۰۰-۱۷۸۲)، پسرجان برنولي که مطالعاتي در رابطه با شکل منحني ايجاد شده در اثر کمانش ميله ي ارتجاعي تحت اثر انواع بارگذاريها انجام داد و معادلات مربوط به لرزش جانبي ميله هاي با مقطع منشوري را تعيين کرد و لئونارداولر (۱۷۰۷-۱۷۵۳) که کار دانيال برنولي را ادامه داده و فرمول مشهور بار بحراني کمانش را براي اعضاي تخت اثر بار محوري فشاري تعيين کرد، را مي توان به عنوان پيشگامان اين علم نام برد.
در قرن ۱۸ علوم مهندسي توسعه  يافته در صد سال قبل از آن، راه خود را به کارهاي عملي پيدا کرد. کتابهايي زيادي در اين مورد نوشته شد و از رياضيات به عنوان يک وسيله مفيد مهندسي استفاده شد.
در سال ۱۷۱۳ پارنت (۱۶۶۶- ۱۷۱۶) دو اثر مهم خود را منتشر کرد که در آن او براي اولين بار محل تار خنثي در مقطع اعضاء را مشخص کرد و نيز تنشهاي داخلي تير را بدست آورد.
اولين مجتمع ( دانشکده ) مهندشي در دنيا در سال ۱۷۱۶ در پاريس بوجود آمد و در اين زمان بود که اولين کتب در رابطه با مهندسي سازه منتشر شدند.
دانشمند مشهور کولمب (۱۷۳۶- ۱۸۰۶)نيز در اين عصر نقش مهمي را در پيشرفت علوم که دامنه وسيعي داشت بازي کرد. کار عمده وي در مهندسي سازه شامل تحليل و آزمايش در رابطه با خمش تيرها، پيچش ميله ها، پايداري ديوارهاي حائل و تئوري قوسها بوده است. در اين دوران کارهاي آزمايشگاهي در رابطه با خواص مکانيکي مصالح پيشرفت خوبي داشت.
عصر انقلاب صنعتي

      در دهه آخر قرن ۱۸ اولين آثار صنعتي در انگلستان پديدار گشت. اولين پل آهني در دنيا بنام پل کلبروکدال در آنجا ساخته شد. اين پل شامل يک قوس نيم دايره به دهانه ۵/۳۰ متر بوده که بر روي رودخانه سورن توسط شخصي بنام آبراهام داربي که احتمالاٌ بر اساس طرح توماس پريچارد و جان ويلکينسون بوده است در سال ۱۶۶۹ کامل شد. اولين پل آهني در آمريکا ۶۰ سال پس از آن ساخته شد.
در اوايل قرن ۱۹ پيشرفت قابل توجهي در تئوري مقاومت مصالح توسط شخصي بنام ناوير (۱۷۸۵-۱۸۳۶) انجام گرفت اما چند دهه بطول انجاميد تا مهندسين اين مطالب را بخوبي درک کرده و نتايج آنرا بکار بردند. کار وي در واقع مقدمه اي بر تحليل سازه هاي مدرن به شمار مي آيد. ناوير اولين کسي بود که روش کلي حل سازه اي نامعين را ابداع کرد. کار وي بعداً توسط رياضي دانان و مهندسين ادامه ي يافت و بدين ترتيب اساس مهندسي سازه هاي مدرن بوجود آمد.
در دوران احداث راه آهن پلهاي مهمي ساخته شدند يکي از آنها که در واقع به عنوان عجايب دنيا بحساب مي آيد پل قوسي چهار طبقه سنگي گلتزاشتال در آلمان مي باشد که در سال ۱۸۵۱ کامل شد. دهانه کل اين پل ۵۷۸ متر و ارتفاع حداکثر آن از سطح رودخانه به ۷۸ متر مي رسد. اين پل توسط شخصي به نام شوبرت در طي شش سال ساخته شد . دو پل قوسي که از اين دوران تاکنون پابرجاست يکي پل هيدلبرگ در آلمان مي باشد که در سال ۱۷۸۹ ساخته شد و ديگري پل معروف گلن فينان در اسکاتلند است.
در ايران نيز پلهاي قوسي ساخته شده از آجر جهت عبور قطار ساخته شدند که ازآن جمله مي توان پل قوسي نوده در گرگان و پل قوسي ديگري در راه آهن ميانه را نام برد.

پلهاي آهني و فولادي اوليه

      قرن ۱۹ را سرآغاز رشد پلهاي فلزي، مخصوصاً در انگلستان مي توان به حساب آورد. طرحهاي اوليه که توسط افرادي چون وات، تلفورد، استفنسون، برونل، و ديگران ارائه شدند عمدتاً با استفاده از مصالح آهن بود که از نظر ظاهر جلوه ي جالبي نداشتند. طرح يک پل قوسي آهني بدهانه ۱۸۳ متر توسط تلفورد در اين زمان داده شد که بدليل اشکالات اجرائي هرگز اين طرح عملي نگرديد. در سال ۱۸۲۴، پس از انجام آزمايشاتي که بر روي آهن چکش خوار يا نرم انجام شد، تلفورد طرحي را براي پل معلقي به دهانه اصلي ۳۰۵ متر و دو دهانه کناري هر کدام ۱۵۲ متر تهيه کرد. وي اين ايده را نيز براي پل مشهوري که بر روي تنگه مناي با دهانه ۱۷۷ متر ساخته شد بکار برد. اين پل در سال ۱۹۳۸ توسط کابلتقويت شد. اکثر پلهاي معلقي که در اين دوره ساخته شدند بدلايلي که بعداً ذکر مي شوند تاکنون از بين رفته اند.
      پلهائي که در اين زمان ساخته مي شدند اکثراً فقط براي تحمل بارهاي حاصل از وسايط نقليه اسب دار آن دوره طرح مي شدند. بار باد و اثرات ديناميکي حاصل از حرکت بر روي پل از نظر طراحان تقريباً ناشناخته بود و بدين دليل مخصوصاً در پلهاي معلق، در اثر حرکت نوسانات شديدي در پل ايجاد مي گرديد که باعث دلهره ي عابرين مي شد . از اين بابت خرابيهاي زيادي نيز براي پلهاي معلق ببار آمد نمونه اي از اين خرابيها مربوط به پل زنجيره اي برافتون در منچستر مي باشد که در سال ۱۸۳۱ اتفاق افتاد. اين پل در اثر عبور دسته جمعي تعدادي سرباز و ايجاد نوسانات حاصل از آن خراب شد. تعدادي نيز در اثر عواملي چون طوفان و باد شديد در انگلستان، فرانسه و آلمان خراب شدند که از جمله پل زنجيري برايتون در انگلستان به سال ۱۹۳۳ را مي توان نام برد. اولين پل معلق که براي عبور قطار از روي آن طرح گرديد در سال ۱۸۳۵ توسط آقاي ساموئل براون بر روي رودخانه تيز در انگلستان ساخته شد. دهانه اين پل حدود ۸۶ متر بود. اما عاقبت در اثر عبور قطارهاي سنگين از روي آن تغيير شکل بيش از حد در آن ايجاد شده که نهايتاً در اثر عامل خستگي خراب شد. از اين خرابيها و خرابيهاي متعدد مشابه ديگر که براي پلهاي معلق اتفاق افتاد سازندگان اين نوع پلها ضرورت ايجاد صلبيت بيشتر در اين پلها را حس کردند. مثال از راه حلهاي ارائه شده طرح اوليه رابرت استنفسون براي پل معروف بريتانيا بر روي تنگه مناي بود که شامل چهار دهانه ممتد به طول ۷۰، ۱۴۰، ۱۴۰ و ۷۰ متر مي شد. طرح اوليه پل شامل لوله هاي بزرگ آهني، جهت عبور قطار از ميان آنها بود که توسط کابلهائي به صورت معلق نگهداري مي شد بر اساس روشهاي تحليلي و انجام آزمايشاتي که توسط شخصي بنام فيربرين بر روي ماکتي از اين پل صورت گرفت معلوم شد که لوله ها به تنهايي قادر به حمل بار قطار نبوده و احتياجي به تقويت آنها توسط کابلها نمي باشد. اين پل در واقع سرآغاز پلهاي فلزي ساخته شده از ورق بود. پل مذکور در سال ۱۸۵۰ مورد استفاده قرار گرفت اما با آتش سوزي که در سال ۱۹۷۰ در داخل آن اتفاق افتاد پل صدمه فراوان ديد و نهايتاً با جايگزين کردن لوله ها توسط قوس فولادي اين پل بازسازي و مورد استفاده قرار گرفت. وي نيز پل سلطنتي آلبرت در سالتاش را در سال ۱۸۵۹ تکميل کرد . دو دهانه اصلي اين پل هريک بطول ۱۳۹ متر بود که در سازه آن از ترکيب قوس و کابل معلق استفاده شده بود. قوس ساخته شده از نوع لوله هاي عظيم آهني بود. او همچنين پل معلق کاليفتن را به دهانه ۲۱۴ متر که پس از مرگش در سال ۱۸۶۴ تکميل شد طرح کرد.
در اين دوره،  بدليل استفاده از قطار به عنوان وسيله نقليه پلسازي رونق زيادي پيدا کرد، بطوري که به عنوان مثال در کشور انگلستان در طي ۷۰ سال بيش از ۲۵۰۰۰ پل بدين منظور ساخته شد. با توجه به وزن سنگين قطار و اثر شديد ديناميکي آن پلهاي با صلبيت بيشتر از پلهاي معلق مورد نياز بود.
در نيمه دوم قرن ۱۹ با بکارگيري مصالح فولاد بجاي مصالح آهن سازه هاي فلزي مدرن امروزي پايه گذار شدند پلهاي فولادي عظيمي در اين دوره ساخته شدند که يکي لز مشهورترين آنها پل قوسي فولادي سنت لويس مي باشد که بر روي رودخانه مي سي سي پي در آمريکا به سال ۱۸۷۳ ساخته شد. اين پل متشکل از سه قوس مي باشد که دهانه ي مياني آن ۱۵۸ متر است وتوسط جي بي ادز طرح و بروش جديد طره اي ساخته شد. در سال ۱۸۷۹ در اثر طوفان شديد تراژدي سقوط پل تي اتفاق افتاد. اين حادثه به دليل نداشتن پايداري کافي در مقابل بار باد بوقوع پيوست و باعث عدم اعتماد مهندسين با تجربه از طرحهاي خود گشت. اين نشان مي دهد که در آن زمان اطلاع کافي از مقدار و نوع بار باد و عکس العمل سازه پل در مقابل ان در دست نبود. بدين ترتيب يه علت کمبود اطلاعات در اين زمينه مهندسين قادر به استفاده از تجربيات قبلي خود و يا ديگران نبودند.
  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر

قیمت : ۸۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۴    کد محصول : ۱۷۱۷۳    حجم فایل : ۱۶۹۵ کیلوبایت   

 نقد ۱۰ اسلاید + فایل word نئو كلاسيسيسم و آكادمي ها

معماری

نئو كلاسيسيسم و آكادمي ها                         

 

فرو پاشي سبك رنسانس باروك و پيروي از پوچ گرائي روكوكو، تابحال سومين پاسخ خود آگاهي و تقريباً زمينه احياء مجدد اخلاقيات سنت كلاسيك را بوجود آورد.

برخلاف احساساتي بودن و ذهني بودن روكوكو ، نويسندگان  و هنرمندان نئو كلاسيك در اواخر قرن هجدهم خواستند تا هنر را ازاحساسات افراطي خالي كرده و آنرا از تكيه بر احساسات ذهني فردي رهائي بخشند و بعضي از بنيان هاي عيني را براي هنر پيدا كرده تا يك بار ديگر جايگاه فراگير پيدا كنند…..


عتیقه زیرخاکی گنج