• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق نقش وتاثيررهبران سازماني در نهادينه سازي مديريت دانش-خرید اینترنتی تحقیق نقش وتاثيررهبران سازماني در نهادينه سازي مديريت دانش-دانلود رایگان مقاله نقش وتاثيررهبران سازماني در نهادينه سازي مديريت دانش-پروژه نقش وتاثيررهبران سازماني در نهادينه سازي مديريت دانش

این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

           مقاله حاضر در ابتدابه تشريح مديريت دانش پرداخته و سپس ضرورت واهميت آنرا در سازمانهاي کنوني مورد مداقه قرار مي دهد. هر چند در سالهاي اخير، مديريت دانش از شهرت زيادي بخصوص در بخش آموزش و تجارت برخوردار گرديده است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم 

            دردهه هاي اخير، انواع موسسات، شاهد تغييرات اساسي در زمينه هاي ساختار، کارکرد و سبکهاي مديريتي خويش بوده اند. موسسات کنوني، اهميت بيشتري جهت درک، انطباق پذيري و مديريت تغييرات محيط پيرامون قايل شده ودر کسب و بکارگيري دانش و اطلاعات روزآمد بمنظور بهبود عمليات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پيشي گرفته اند . چنين  سازمانهايي  نيازمند بکارگيري  سبک جديدي از مديريت به نام “مديريت دانش” مي باشند.

           مديريت دانش چيست وبه چه علت پذيرش اين سبک از مديريت در انواع موسسات از اهميت بالايي برخوردار مي باشد؟چگونه مي توان به شکلي اثربخش تر، مديريت دانش را در موسسات قديمي و موسسات کنوني بکارگرفت؟يکي از راههاي قابل اطمينان در اين زمينه ،جامعه پذير نمودن مديريت دانش درميان اعضاي سازمان مي باشد؟نقش رهبران سازماني در تسهيل وتسريع فرايند نهادينه سازي مديريت دانش در سازمان چگونه است؟رهبران مديريت دانش چه افرادي بوده وچگونه تعيين مي گردند؟به چه علت وجود رهبران در فرايند نهادينه سازي مديريت دانش در سازمان واجد اهميت است؟ در مقاله حاضر،موارد مطروحه فوق مورد بحث وبررسي قرار مي گيرد.                                                                                                        

مديريت دانش :

            بيان دقيق تاريخچه پيدايش و نزج مديريت دانش امکان پذير نمي باشد. در حقيقت ، مديريت دانش از نخستين سالهاي زندگي بشر وحتي در عصر شکارنيز وجود داشته است وبشر به جمع آوري وانتقال اطلاعات و دانش مرتبط با موضوع شکار و گسترش درک  و شناخت خود از محيط پيرامونشان  در زمينه هاي ميزان منابع غذايي و فرصتها وخطرات موجود در قلمروشان مي پرداختند. انسانها بطور مستمر بدنبال دستيابي به علم وتکنولوژي بمنظور حفظ بقاء و مقابله با حيوانات وحشي و بلاياي طبيعي بودند. زندگي بشر آرام آرام پيشرفت نمود وتجاربش افزون گشت و علي رغم اينکه هيچ گونه روش نظام مندي بمنظورذخيره سازي ،تسهيم و مديريت دانش در آن زمان وجود نداشت، اما دانش از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يافت. دانش بمنظور تامين نيازهاي جوامع در دوره هاي تاريخي پس از آن ،از جمله عصر کشاورزي و صنعت بکارگيري و مديريت گرديد.مديريت دانش مفهومي تازه درتاريخ رشد بشر محسوب نمي شود.اين درحاليست که واژه مديريت دانش در سالهاي اخيرعموميت بيشتري يافته است.                                                 

          اگر چه امروزه مديريت دانش بطوروسيع درانواع موسسات وسازمانها به کار گرفته مي شود. اما ارائه يک تعريف واحد از آن بسيار مشکل است. در اينجا اين پرسش مطرح مي گردد که علي رغم تعاريف متعدد، در واقع مديريت دانش به چه مفهومي اشاره دارد؟ ازطريق بررسي تعاريف گوناگون مديريت دانش ،مي توان آنرا به عنوان “فرايند خلق، انتشار وبکارگيري دانش  بمنظور دستيابي  به اهداف سازماني ” تعريف نمود. در تعريفي ديگر ، مديريت دانش عبارتست از” فلسفه اي که شامل مجموعه اي از اصول ،فرايندها، ساختارهاي سازماني وفن آوريهاي بکار گرفته شده که افراد را بمنظور تسهيم  و بکارگيري دانششان جهت مواجهه با  اهداف  آنها  ياري  مي رساند ” بيان ميگردد(گرتين،۱۹۹۹).                                              

         با کويتز[i]مديريت دانش را چنين تعريف مي نمايد:”فرايندي که از آن طريق سازمان به ايجاد سرمايه حاصل از فکر وانديشه اعضاء ودارايي مبتني بر دانش مي پردازد”.کلوپولوس[ii] و فراپائولو[iii] بيان مي دارند که مديريت دانش بر بکارگيري  مجدد اعمال و تجارب  گذشته از طريق تمرکز بر برنامه ريزهايي بمنظور تغيير چشم اندازهاتاکيدمي نمايد.                                                

      مديريت دانش معروفيت خود را از طريق بکارگيري  دانش  و اطلاعات بمنظور ايجاد هماهنگي تغييرات پويا در سازمان ورشدو توسعه نظامهايي جهت تسريع انطباق پذيري سيستم با تغييرات محيط پيرامون کسب نموده است. امروزه  انواع موسسات در محيطهاي تازه اي فعاليت مي نمايند. بنابراين بايد قادر به خلق وبکارگيري دانش جديد وبازآفريني دانش گذشته بمنظور دستيابي به اهداف خويش باشند.درحاليکه مديريت دانش تاکيدزيادي برفن آوري اطلاعات مي نمايد ودربسياري ازمواردبه عنوان مديريت مبتني بر فن آوري تعريف مي گردد، اما در حقيقت مفهومي فراتر ازآن دارد.داون پورت [iv]مؤلفه هاي اساسي مديريت دانش را شامل مواردزيرمي داند:        

۱)فرهنگ:شامل ارزشها واعتقادات اعصاي سازمان در ارتباط با مفاهيم اطلاعات ودانش                             

۲)فرايندعمل:در حقيقت افراد چگونه از اطلاعات و دانش درموسسات خود بهره گيري مي نمايند.

۳)سياستها:شامل موانعي که در فرايند تسهيم دانش واطلاعات در سازمان پديد مي آيد.

۴)فن آوري:چه سيستمهاي اطلاعاتي در موسسه موجود است.

      مديريت دانش شامل فرايند ترکِب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطي مناسب بمنظورتوليد، تسهيم و بکارگيري دانش وتربيت نيروهاي انساني خلاق ونوآوراست.چرا بايد ازمديريت دانش بهره جست؟ مهمترين اهداف يک مؤسسه درزمينه مديريت مطلوبتر دانش شامل حفظ ونگهداري اعضاي کليدي سازمان، ارتقاء سيستم انگيزشي، شناخت محيط و بهبود خدمات دهي به ارباب رجوعان مي باشد. تحقيقات، بيشترين موارد بهره گيري سازمانها ومؤسسات مختلف از مديريت دانش رابه قرار زير تعيين نموده است:

     1)کسب وتسهيم دانش(۷/۷۷%)

     2)مهارت آموزي ويادگيري سازماني(۴/۶۲%)

     3)ارتباط بهينه با مشتريان(۵۸%)

     4)ايجاد مزيت رقابتي(۷/۵۵%) (دايرومک داناف،۲۰۰۱)

      نمودار ۱-۱ موارد استفاده مؤسسات گوناگون از مديريت دانش را نشان مي دهد. در حقيقت مديريت دانش کارآمد منجر به کاهش خطاها ودوباره کاريها، افزايش سرعت حل مسايل وتصميم گيريها، کاهش هزينه ها، تفويض اختيارات بيشتر به اعضاء و روابط اثربخش وخدمات مطلوبتر به ارباب رجوعان مي گردد.(بکرا-فرناندز،۱۹۹۹)





عتیقه زیرخاکی گنج