• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

من به کارگران سفارش می کنم در هر بخشی و هر جايی مشغول هستند، اين روزها را روز کار بدانند، اين دوران را دوران کار جدی تلقی کنند و کار را هم عبادت بدانند. اين کاری که شما برای توسعه و پيشرفت کشور می کنيد يک عبادت قطعی است. به مسئولان هم سفارش می کنم که پاس طبقات کارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مومن را بدارند. کارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند که وجود آن ها چه قدر در سرنوشت يک ملت موثر است.
کار و اهميت آن در جوامع بشری
 
در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است بخش مادي و بخش معنوي، بخش مادي آن كار است و بخش معنوي آن نماز و از اينجا مي توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد چرا كه از كار مي توان دنيا و زندگي دنيوي را آباد كرد و با نماز به آخرت خود رسيدگي كرد كار هم كفو همه مسائل معنوي است كه براي يك انسان مسلمان سفارش شده است.
كار بخشي بزرگ و شايد زيربنايي ترين قسمت زندگي انساني باشد چرا كه از كار مي توان به جوهره دروني افراد پي برد و وقتي اين جوهره هاي دروني آشكار شوند و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور رسد مي توان به حضور جامعه اي پويا اميدوار بود و همين جوهره هاي دروني اند که لازمه ايجاد يك زندگي معقول و ايده آل براي انسان و انسانيت هستند.
كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان، كار است و وقتي با اين كار گنجينه بسته، باز شود هر لحظه كه كار تداوم داشته باشد، اين استعداد شكوفاتر مي شود،‌اين بدان معناست كه همه وجود انسان بايد روي كار متمركز شود حتي زماني كه به طور فيزيكي به كار نمي پردازد.به عبارتي هميشه انسان بايد روي بهترين شكل انجام كار تفكر نمايد تا هم از بهره وري برخوردار شود و هم موجب پيشرفت كار تا سطوح عالي باشد.
 
در ژاپن در طي يك تحقيق از كارگران كه از سوي محققان امريكايي انجام شد از قول يكي از كارگران ژاپني علت بهره وري در صنايع ژاپن چنين است: «وقتي كار روزانه ما تمام مي شود و از كارخانه بيرون مي آييم، تازه كارمان شروع مي شود. به اين صورت كه به كتابفروشي ها مي رويم و كتابي كه مربوط به شغل ماست مي خريم و در اوقات فراغت آنرا مطالعه مي كنيم تا ببينيم چه راه جديدي براي انجام بهتر كارمان كشف شده است و فردا كه به سركار حاضر شديم راههاي جديدي را به كار مي بنديم.» امريكايي ها يكي از علل بالا بودن بهره وري در ژاپن را همين علاقه به انجام كار و بهتر انجام دادن وظايف شغلي افراد ژاپني مي دانند.
 
از طرفي ديگر بنا بر يكي از مهمترين تئوري هاي علم اقتصاد: «ارزش هر چيزي به كاري بستگي دارد كه در آن متبلور است» اين تئوري (ارزش كار) مي رساند كه كيفيت و كميت كار در زمينه اقتصاد ارزش آفرين است.
به عبارت ساده تر اين كار است كه ارزش انسان را مشخص مي كند در حالي كه ارزش كار را هم انسان تعيين مي نمايد. پس بايد ديد كه كاري را كه ما انجام مي دهيم چگونه است،‌ آيا كارمان فقط جنبه مادي دارد؟ آيا جنبه هاي مادي كار ما آنقدر بالاست كه جنبه هاي ديگر فراموش شده است؟‌ و …….. آنچه مهم به نظر مي آيد اين است كه افزايش بهره وري ناشي از وجود عشق و علاقه به كار به نوبه خود سبب افزايش حجم كالا و خدمات توليدي و كاهش هزينه هاي توليد مي شود. همين امر موجب كاهش در نرخ تورم و از بين رفتن تدريجي آن مي شود. نبودن تورم و وفور كالاها و خدمات مورد نياز مردم شرايط را چنان با آرامش و رفاه ترين مي سازد كه نامي جز بهشت را بر اجتماع مذكور نمي توان گذاشت. در مقابل عدم وجود عشق به كار و روحيه تن پروري و فرار از كار و كاستن از كار و …… سبب مي شود بهره وري كاهش يابد و همين امر موجب افزايش نرخ تورم، بيكاري، كاهش توليد و …… شده كه اجتماع مذكور نامي جز جهنم ندارد.
 
 
اما نتيجه مهم مباحث بالا اين است كه:‌«كار كه جنبه مادي سلوك الهي در فرهنگ غني ما معرفي شده است چگونه مي تواند مانند جنبه هاي معنوي آن جامعه را به پيشرفت منتهي كند يا سير نزولي را طي کند ؟ پس ديده مي شود كه فرهنگ ما اهميت فراواني كه به كار مي دهد از كجا نشات مي گيرد؟»
 


اسلام و حقوق کارگر و کارفرما
امامان و پيشوايان دين (ع)، در سخن و در عمل، به کار و اشتغال تأکيد داشته و از بيکاري به شدت دوري کرده اند. در روايات آمده است کسي که به کار و تلاش مشغول است، از کسي که کار را رها کرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزونتر دارد و نيز در روايات است که دعاي بيکار هرچند عابد باشد مستجاب نميشود. همچنين در روايات است که پيامبر اکرم (ص) کارهاي خانه را انجام ميداد و نيز در خبر است که امام صادق (ع) فرمود: 
«هر آنکس که جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند و کالاي مورد نياز خانه را خود حمل کند، از تکبر ايمن باشد.» 
 
از حضرت علي (ع) نقل شده است که فرمود:
«روزي در مدينه سخت گرسنه بودم، از شهر بيرون شدم تا کاري پيدا کنم و مزدي به دست آورم. مقداري از شهر دور شدم به کنار خانه زني رسيدم و ديدم مقداري گل خشک انباشته است دانستم که وي ميخواهد آن گلها را جهت ساختمان، تر کند، به نزد او رفتم و با وي قرار بستم که در ازاي هر دلو بزرگ آب که بر آن گلها بريزم يک دانه خرما بستانم. شانزده دلو کشيدم و از سنگيني دلوها دستم تاول زد. وي شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پيامبر (ص) بردم و دو نفري آنها را خورديم»
در روايات اسلامي از امير المومنين (ع)، در باره احياي زمين، ايجاد باغها، حفر قنوات، کارگري براي ديگران و … بسيار سخن به ميان آمده است
 
امام صادق (ع) فرمود:
« امير المومنين (ع) بيل ميزد و زمين را احيا ميکرد و از در آمد و دسترنج خويش هزار بنده را آزاد کرد» تمام اينها حاکي از ارزشمندي کار و کارگري و مذموم بودن تنبلي و کسالت و بيکاري است.
در احاديث و روايات اسلامي از کار کردن به عنوان عملي دنيوي و اخروي که داراي اجر و ثواب بسيار است ياد و نسبت به آن توصيه هاي بسيار شده است  به طوري که عنوان جهاد کننده در راه خدا بر کارگري که براي اداره زندگي خانواده اش سعي و تلاش ميکند اطلاق شده است .
 
 حضرت علي (ع) فرموده است:
«خداوند به حضرت داود (ع) وحي فرستاد که تو بنده بسيار خوب من هستي و تنها نقطه ضعفي که در تو وجود دارد اين است که کار نميکني و از دسترنج خود امرار معاش نميکني، بلکه از بيت المال حقوق ميگيري. داود چهل روز گريست و سپس به شغل آهنگري روي آورد و از آن طريق مخارج خود را تأمين نمود»
 
امام صادق (ع) فرمود:‌
«برو کار کن، بار بر سر بگذار و آن را حمل نما  و مزد بگير تا از دست دراز کردن به سوي مردم بي نياز باشي» شخصي گفت: ديدم امام صادق (ع) در زميني کار ميکند و از شدت گرما پيوسته عرق مي ريزد. عرض کردم فدايت شوم بيل را به من بدهيد تا اين کار را انجام دهم. فرمود: دوست دارم در طلب رزق و روزي گرماي خورشيد مرا آزار دهد و من اجر و پاداش ببرم. در روايت است که حضرت علي (ع) هيزم جمع ميکرد، چشمه و قنات حفر مي نمود، باغ و مزرعه آبياري مي کرد و حضرت زهرا گندم آرد مي کرد و خمير و نان درست مي کرد.
 
 حضرت صادق (ع) فرمود: 
«خداوند انساني را که خواب و بيکاري او زياد باشد، مبغوض ميدارد»
يکي از صوفيها به نام محمد بن منکدر گفت:
در يک روز گرم تابستان ديدم امام باقر (ع) مشغول زراعت است و عرق از سرا پاي او جاري است، به او گفتم: اگر شما در اين حال بميريد در چه حالي از دنيا رفته ايد؟ آيا براي حرص زدن براي مال دنيا نمرده ايد؟ فرمود: «اگر در اين حال بميرم در حال عبادت و اطاعت خدا مرده ام، چون من عرق ميريزم و کار مي کنم تا محتاج تو و امثال تو نباشم»
کارگري نزد امام صادق (ع) آمد و گفت من کارگري هستم که ديگر توان کار کردن ندارم و دستم قدرت ندارد. حضرت فرمود: 
«برو کار کن، اگر با دست نمي تواني كار كني بار بر روي سرت بگذار و ببر و با اين کار عزت خود را حفظ کن و زن و بچه ات را در آسايش و رفاه قرار بده.»
 
پيامبر اکرم (ص) فرمود:
«کسي که از راه حلال در طلب دنيا باشد و قصد او ( کار کردن) توسعه دادن زندگي زن و بچه، و بي نيازي از تقاضا کردن  از ديگران، و نيز رسيدگي به همسايگان و مستمندان باشد در حالي که صورتش چون  ماه شب چهارده درخشندگي دارد به ديدار خداوند مي شتابد.»
و نيز فرمود:
«خداوند بنده اي را که سختي بکشد تا درامدي کسب کند و بي نياز از ديگران شود دوست دارد»
 
کارگر و حقوق او
کارگر از نظر قانون کار کسي است که به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا به در خواست کارفرما کار مي کند.
کارگر در ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است، بطوري که رسول گرامي اسلام (ص) و امير المومنين (ع) و ساير امامان معصوم (ع) از کار و کارگر تجليل کرده و خود نيز کار ميکردند و خود را کارگر مي دانستند، و در تاريخ منقول است که حضرت علي (ع) باغهاي ديگران را آبياري ميکرد ودر ازاي آنها دستمزد ميگرفت.
و چون چنين است در معارف و احکام اسلامي، حقوق براي کارگر معين شده و نسبت به اجراي دقيق آن تأکيد بسيار شده است، تا جايي که امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود مي فرمايد:
«حق زير دستان بر تو آن است که بداني ضعف آنها و قدرت تو (از نظر مالي، بدني و فکري) دليل تسلط تو بر آنها شده است. پس بايد با آنها به عدالت رفتار کني و مانند پدري مهربان براي آنها باشي، از ناداني و جهل و اشتباه آنها در گذري و در عقوبت آنها تعجيل نکني و بر اين کار فرمايي که خدا به تو داده است سپاسگذار باشي»
و در سخني ديگر از اذيت و آزار کردن نسبت به کارگران نهي فرموده است و صريحاً دستور مراعات حق آنها را صادر کرده، مي فرمايد:
«حق کسي که کارهاي (خانه، مغازه، کارگاه، کارخانه) تو را انجام ميدهد، آن است که بداني او را خدا خلق کرده و در حقيقت از پدر و مادر تو است(آدم و حوا) تو مالک و خالق او نيستي و روزي او نيز در دست تو نيست. پس به او نيکي کن و آزارش مده.»
به عبارت ديگر ميتوان گفت در روايات اسلامي حقوق براي زير دستان ذکر شده است؛ که چون در اين زمان آن تعبير ها تا حدي بر کارگر و خدمتگذار تطبيق ميشود، مناسب است در اينجا نمونه هايي را تحت عنوان حقوق کارگران ياد آور شويم.
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امام خميني به عنوان مرجعي بزرگ و رهبر انقلاب اسلامي ايران و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي در ايران با پديده تحزب و احزاب سياسي داراي ديدگاه خاصي است كه مي‌تواند در جامعه امروز ما راهگشا باشد. ديدگاه او را مي‌توان در پنج مرحله مورد بررسي قرار داد. در اولين مرحله يعني پيش از انقلاب اسلامي ايران امام خميني به دليل وابستگي احزاب سياسي به بيگانگان يا فرمايشي و غيرآزاد بودن آنها، اصولاً آنها را عامل پراكندگي در جامعه و نفوذ بيگانگان يا وابسته به رژيم مي‌ديد. از همين روي بطور كلي با فعاليت احزاب سياسي و تحزب مخالفت ورزيده و فعاليت آنها را فتنه‌انگيز دانسته بود
در مرحله دوم يعني در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ايران امام بر فعاليت احزاب مردمي و تأمين‌كننده منافع مردم صحه گذاشته و فعاليت آنها را ـ حتي احزاب غيراسلامي و نامسلمان را ـ آزاد اعلام نمودند، اما اين آزادي را مشروط به مضر نبودن فعاليت آنها براي اسلام و مصالح عمومي دانسته‌اند.

مرحله سوم رويكرد امام خميني به احزاب سياسي، سالهاي نخستين بعد از انقلاب را دربرمي‌گيرد. در اين مقطع، امام كه پراكندگيهاي ناشي از فعاليت گروهها و احزاب سياسي را مي‌ديد، بر بقاي انقلاب و استمرار نظام نوپاي اسلامي بيمناك شد و اين پراكندگيها را عاملي در جهت تضعيف انقلاب مي‌دانست بنابراين به طور مكرر در سخنانشان، خواستار اتحاد گروههاي سياسي در جامعه شدند ولي تذكرات امام در مورد وحدت بين گروههاي سياسي نتيجه‌بخش نبود. چهارمين مرحله از نگرش امام خميني به فعاليت احزاب را از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ مورد بررسي قرار داده‌ايم؛ مقطعي كه در ابتداي آن، سازمان مجاهدين خلق (منافقين) دست به اقدام مسلحانه عليه نظام نوپاي اسلامي زده بود؛ در اين مقطع امام نظر چندان مثبتي به فعاليت احزاب نداشت و حتي احزاب اسلامي كه بوسيلة ياران امام نيز تأسيس شده بودند ـ نظير حزب جمهوري اسلامي ـ منحل شدند.
پنجمين و آخرين بخش اين پژوهش به رويكرد امام خميني نسبت به حزب و پديدة تحزب بعد از سال ۱۳۶۷ مي‌پردازد كه در اين زمان، با پايان يافتن جنگ و تثبيت نظام، فضا براي فعاليت احزاب بيشتر مهيا شد بطوري كه امام با انشعاب در جامعة روحانيت مبارز و تشكيل مجمع روحانيون موافقت كرد.
واژه‌هاي كليدي: امام خميني، حزب، تحزب، احزاب سياسي
ديباچه

امروزه بررسي ديدگاه امام خميني در مورد پديده‌هاي سياسي ـ اجتماعي در حال حاضر در نظام جمهوري اسلامي به شدت پراهميت و حياتي است، چرا كه امام خميني با عنوان رهبر انقلاب، بيشترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته‌اند؛ در عين حال ايشان به عنوان بنيانگذار نظام سياسي جديد نيز مسير و اهداف كلي اين نظام سياسي را تعيين كرده‌اند. از طرفي ديگر حاكمان نظام جمهوري اسلامي، در سياست‌ورزي و كشورداري هميشه خود را تالي و پيرو خط امام خميني مي‌دانند؛ با اين حال وقتي به عملكرد‌هاي متفاوت و يا احياناً متعارض آنان در برخورد با پديده‌هاي اجتماعي و سياسي برمي‌خوريم، برايمان اين پرسش پيش مي‌آيد كه براستي كدامين ديدگاه با آرا و نظرات امام خميني انطباق دارد؛ و البته آشكار است كه بهترين راه تشخيص راه امام، مراجعه به گفته‌ها و نظريات خود ايشان از طريق مراجعه به آثار ايشان است تا به اين وسيله، سره از ناسره تشخيص داده شود، چرا كه گفته‌ها و ديدگاه‌هاي امام، مسيري را براي حركت منطبق با رويكرد ايشان فرا راه ما روشن مي‌كند. البته در اين ميان توجه به يك اصل اساسي نبايد مورد غفلت قرار گيرد و آنهم اينكه در پژوهشهايي كه در حوزة علوم انساني صورت مي‌گيرد، قطعيت در نتايج و دستاوردهاي آن تا حدودي بعيد به نظر مي‌رسد. رويكرد امام خميني نسبت به احزاب در شرايط متفاوت و مقاطع تاريخي متفاوت، تغييراتي داشته است. آنچه بايد همواره در نظر داشت اين است كه روند موضع‌گيريها و سخنان امام خميني بيانگر اين است كه رويكرد امام در مورد احزاب فرمايشي رژيم پهلوي قاعدتاً متفاوت از رويكرد ايشان به احزابي نظير حزب جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي باشد بنابراين با توجه ويژه به اين امر بايد در مورد ديدگاه امام خميني نسبت به پديده‌هاي سياسي ـ اجتماعي خصوصاً احزاب سياسي، اظهارنظر كرد.

در ابتدا لازم است تا تعريف و تاريخچة مختصري از حزب و روند تشكيل اولين احزاب آورده شود، آنگاه به بررسي موضوع اصلي پژوهش بپردازيم.

تعريف حزب و روند تشكيل اولين احزاب

فرايند سياست داراي اجزاي متعددي است كه حزب نيز از آن دسته است. در بيان مفهوم حزب، تعاريف گوناگوني، از منظرهاي متفاوتي بيان شده است.

به عقيدة گِتِل حزب سياسي مركب از گروهي از شهروندان كم و بيش سازمان يافته است كه به عنوان يك واحد سياسي عمل مي‌كند و با استفاده از حق رأي خود مي‌خواهد بر حكومت تسلط پيدا كند و سياستهاي عمومي خود را عملي سازد. [عالم، ۱۳۷۵: ۳۶۳]

از نظر ليكاك، «حزب سياسي گروه كم و بيش سازمان يافتة شهرونداني است كه به عنوان يك واحد سياسي با هم عمل مي‌كنند، در مسائل عمومي عقايد مشتركي دارند و با استفاده از اختيار دادن رأي در راستاي هدفي مشترك مي‌كوشند بر حكومت تسلط يابند.» [همان]

مي‌توان اجراي يك حزب سياسي را به شرح زير مشخص كرد:

۱ـ توافق نظر معين درباره‌ي اصول بنيادي ميان افراد تشكيل‌دهندة حزب

۲ـ سازمان يافتگي و داشتن تشكيلات

۳ـ تلاش براي دست يافتن به هدفها

۴ـ مبارزه در راه تصرف قدرت سياسي براي تأمين منافع عمومي (حداقل در مقام نظر)

۵ـ وجود رهبري در حزب
شكل‌گيري احزاب نوين را بايد پديده‌اي دانست كه ابتدا در اروپا شكل گرفت و بعد از آن، ايالات متحده امريكا از فنّ اروپايي احزاب سياسي ـ البته با دگرگوني در آن ـ تقليد كرد. احزاب سياسي، همزمان با آيينهاي انتخاباتي و پارلماني پديد آمدند؛ احزاب سياسي ابتدا زير عنوان كميته‌هاي انتخاباتي ظاهر شدند و مأموريت آنان در عين حال سپردن سرپرستي معتمدان به يك نامزد انتخاباتي و گرد‌آوري منابع مالي جهت مبارزه در انتخابات بود.

عتیقه زیرخاکی گنج