• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قلمرو انسان چه در ناحیه آگاهی ها و بینش ها و شناخت ها و چه در ناحیه خواسته ها و مطلوب ها بسی وسیعتر و گسترده تر و متعالی تر است. آگاهی انسان و شناخت او ، از ظواهر اشیاء و پدیده ها عبور می کند و تا درون ذات و ماهیت آنها و روابط و وابستگی های آنها و ضرورت های حاکم بر آنها نفوذ می نماید. آگاهی انسان نه در محدوده ی منطقه و مکان زندانی می ماند و نه زنجیره ی زمان آن را در قید و بند نگه می دارد. هم مکان را در می نوردد و هم زمان را، از این رو هم با ماوراء محیط زیست خویش آگاهی پیدا می کند تا آنجا که دست به شناخت کرات دیگر می یازد و هم بر گذشته و آینده ی خویش وقوف می یابد. انسان از نظر خواسته ها و مطلوب ها نیز می تواند سطح والایی داشته باشد ، انسان موجودی است ارزش جو ، آرمان خواه و کمال مطلوب خواه.
جانشین علم و ایمان
ایمان نه تنها با یکدیگر تضادی ندارد بلکه متمم و مکمل یکدیگرند. تجربه ی تاریخی نشان داده است که جدایی علم وایمان خسارت های غیر قابل جبران به بار آورده است . ایمان را در پرتو علم باید شناخت ، ایمان در روشنایی علم از خرافات دور می ماند، با دور افتادن علم از ایمان ، ایمان به جمود و تعصب کور و با شدت به دور خود چرخیدن و راه به جایی نبردن تبدیل 
می شود. آنجا که علم و معرفت نیست، ایمان مؤمنان نادان وسیله ای می شود در دست منافقان زیرک که نمونه اش را در خوارج صدراسلام چراغی است در نیمه ی شب در دست دزد برای گزیده تر بودن کالا این است که انسان عالم بی ایمان امروز ، با انسان جاهل بی ایمان دیروز، از نظر طبیعت و ماهیت رفتار ها و کردارها کوچک ترین تفاوتی ندارد. قدرت و توانایی علم از نوع قدرت و توانایی ابزار است یعنی بستگی دارد به اراده و فرمان انسان ، انسان در هر ناحیه بخواهد کاری انجام دهد با ابزار علم بهتر می تواند انجام دهد، این است که می گوییم علم بهترین مددکار انسان است برای وصول به مقاصد و پیمودن راههایی که انسان برای طی کردن ، انتخاب کرده است ، جورج سارتن اعتراف دارد که ایمانی که مورد نیاز انسان است ایمان دینی و مذهبی است.


آثار و فواید ایمان
تولستوی نویسنده متفکر روسی می گوید : ایمان آن چیزی است که مردم با آن زندگی می کنند، ایمان مذهبی آثار نیک فراوان دارد چه از نظر تولید بهجت و انبساط ، و چه از نظر نیکو ساختن روابط اجتماعی ، و چه از نظر کاهش و رفع ناراحتی های ضروری که لازمه ی ساختمان این جهان است.
نقش ایمان در بهبود روابط اجتماعی
انسان مانند بعضی از جانداران دیگر اجتماعی آفریده شده است ، فرد به تنهایی قادر نیست نیازهای خویش را فراهم سازد ، زندگی باید به صورت یک «‌ شرکت » در آید که همه در وظایف و بهره ها سهیم باشند و یک «‌تقسیم کار» میان افراد برقرار شود. آن چیزی که بیش از هر چیزی حق را محترم ، عدالت را مقدس ، دلها را به یکدیگر مهربان ، و اعتماد و متقابل را میان افراد برقرار می سازد‌، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمی نفوذ می دهد ، به ارزش های اخلاقی اعتبار می بخشد، شجاعت مقابله با ستم ایجاد می کند و همه ی افراد را مانند اعضای یک پیکر به هم پیوند می دهد و متحد می کند ، ایمان مذهبی است ، تجلیات انسانی ، انسانها که مانند ستارگان در آسمان تاریخ پر حادثه انسانی می درخشد همانائیست که از احساس های مذهبی سرچشمه گرفته است.


اسلام و مادیت تاریخی
کسانی که نادرست می اندیشند یا اسلام را درست نمی شناسند و یا ماتریالیسم تاریخی را و یا هیچ کدام را توجه به ( مبانی پنجگانه) و ( نتایج شش گانه) ماتریالیسم تاریخی که شرح داده شد برای افراد آشنا با منطق اسلام کافی است که بدانند منطق اسلام و ماتریالیسم تاریخی در دو قطب مخالف یکدیگر قرار دارند. قرآن تصریح می کند که « داشتن »‌یعنی دارایی و مالکیت که قرآن از آن به «‌غنا » تعبیر می کند مایه طغیان و سرکشی است یعنی مایه ضد تواضع و فروتنی و مسلم است که پیامبران بدان می خوانند : انسان هنگامی که خود را بی نیاز و ثروتمند احساس می کند طاغی می گردد.
قرآن تصریح می کند که رهبران ، مصلحان ، مجاهدان ، شهیدان و بالاخره پیامبران از میان توده مردم بر می خیزند نه از میان طبقه مرفه و برخوردار و متنعم ، قرآن درباره ی پیامبر اسلام می گوید : او است کسی که در میان مردم منتسب به «‌ امت » پیامبری فرستاد. امت جز توده ی محروم کسی نیست ، و همچنین درباره شهیدان راه حق می گوید: از میان هر امت – که همان توده محروم اند – شهیدی بر می انگیزانیم و به آنها می گوییم برهانتان یعنی شهیدتان را بیاورید. ماهیت جنبش پیامبران در قرآن و جهت گیری اجتماعی آنها زیربنائی است نه روبنائی ، از قرآن استنباط می شود که هدف بهشت و رسالت ، پیامبران اقامه عدل و قسط و برقراری برابری و مساوات اجتماعی و در هم فرو ریختن دیوارها و فاصله های طبقاتی است. پیامبران همواره از زیر بنا که هدف بهشتیان بوده است به رو بنا رسیده اند نه از رو بنا به زیربنا ، روبنا ها یعنی عقیده ها ، ایمان ها ، اصلاح اخلاق ها ، رفتارها هدف دوم پیامبران بوده که آنها را پس از اصلاح زیر بنا جستجو می کردند.
پیغمبر اسلام فرمود : آنکه معاش و زندگی مادی ندارد ، معاد که محصول زندگی معنوی است را ندارد . این جمله تقدم معاش بر معاد و تقدم زندگی مادی معنوی و وابستگی زندگی معنوی را به عنوان رو بنا به زندگی مادی به عنوان زیربنا می رساند. همچنین پیغمبر فرمود : خدایا به ما در امر « نان » برکت ده که اگر نان نبود نه زکوه بود و نه نماز ، این جمله نیز وابستگی و روبنایی معنویت را نسبت به مادیات می رساند.
جهان بینی توحیدی
همه ی آن خصائص و خصلت ها که لازمه ی یک جهان بینی خوب است در جهان بینی توحیدی جمع است تنها جهان بینی توحیدی است که می تواند 
همه ی آن خصائص را داشته باشد. 
جهان بینی توحیدی یعنی درک اینکه جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی براساس خیر وجود و رحمت و رسانیدان موجودات به کمالات شایسته ی آنها استوار است ، جهان بینی توحیدی یعنی جهان « یک قطبی» و‌«‌تک محوری »‌است جهان بینی توحیدی یعنی جهان ماهیت « از اوئی » ( انالله ) و «‌ به سوی اوئی » ( انا الیه راجعون ) دارد.

معیار خوبی جهان بینی
جهان بینی خوب و عالی آن است که :
اولاً قابل اثبات و استدلال باشد ، به عبارت دیگر : از ناحیه عقل و منطق حمایت شود.
ثانیاً به حیات و زندگی معنی بدهد ، اندیشه ی لغو و بیهوده بودن زندگی را و اینکه همه راهها به پوچی و هیچی منتهی می شود از ذهنها خارج سازد.
ثالثاً آرمان ساز و شوق انگیز و آرزو خیر باشد.
رابعاً قدرت تقدس بخشیدن به هدف های انسانی و اجتماعی داشته باشد.
خامساً تعهد آور و مسئولیت ساز باشد.
منطقی بودن یک جهان بینی زمینه پذیرشی عقلی آن را فراهم می سازد و آن را در اندیشه ها قابل قبول می کند، ابهامها و تاریکی هایی را که در عمل مانع بزرگی است برطرف می سازد.
آرمان ساز بودن جهان بینی یک مکتب جاذبه و قدرت کشش به آن می دهد و به آن حرارت و نیرو می بخشد.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
در تعریف مرکز آمار ایران مسکن یا واحد مسکونی، مکان، فضا و یا محوطه‌ای است که یک یا چند خانوار در آن سکونت داشته و به یک یا چند ورودی (شارع عام یا شارع خاص) راه داشته باشد.
 تعريف مسكن  : مسكن اسم مكان است بر وزن مَفعَل به معناي محل آرامش و سكونت كه از ماده سَكَن به معني آرامش مي‌آيد و در اصطلاح به مكاني مي‌گويند كه انسان در آن زندگي مي‌كند. در لغت نامه دهخدا مسكن چنين معني شده: جاي باشش و خانه، منزل و بيت، جاي سكونت و مقام، جاي آرام….
در دومين اجلاس اسكان بشر در سال (۱۹۹۶) كه در استانبول برگزار شد مسكن مناسب چنين تعريف شده است:
«سرپناه مناسب تنها به معناي وجود يك سقف بالاي سر هر شخص نيست، سرپناه مناسب يعني آسايش مناسب، فضاي مناسب، دسترسي فيزيكي و امنيت مناسب، امنيت مالكيت، پايداري و دوام سازه‌اي. روشنايي، تهويه، سيستم گرمايي مناسب، زيرساختهاي اوليه از قبيل آبرساني مناسب، بهداشت و آموزش، دفع زباله، كيفيت مناسب زيست محيطي عوامل بهداشتي مناسب، مكان مناسب و قابل دسترس از نظر كار و تسهيلات اوليه كه همه اين موارد بايد با توجه به استطاعت مردم تأمين شود.» 
خانه با مطرح شدن به عنوان پيكره‌اي معمارانه در محيط هويت ما را محرز كرده و امنيت را بر ما ارزاني ميدارد؛ و سرانجام هنگام پاي نهادن به آن به آسايش دست مي‌يابيم. در خانه چيزهايي را مي‌يابيم كه بر آنها وقوف داشته و گراميشان مي‌داريم. ما آنها را با خود از بيرون آورده و به خاطر آنكه بخشي از جهان ما را مي‌سازند در كنارشان به زندگي مي‌پردازيم. هنگام تحقق بخشيدن به سكونت خصوصي، به آزمون آنچه «آرامش داخلي» خوانده شده مي‌پردازيم. 
براي بشلارخانه قبل از هر چيزی فضا و مكان دروني است. دروني بودن آن در رابطه با بيرون آن، با كوچه و خيابان، رودخانه و مزرعه،‌گسترده‌هاي بيروني روستاو شهر، دريا و زمين و آسمان، طبيعت و جهان و سرانجام همه هستي معنا و ارزش مي‌يابد. براي او مهم‌ترين حسن خانه اين است كه رويا را در خود مي‌پروراند.و در نهایت خانه به ما اين امكان را مي‌دهد كه در آرامش در خيالات خود غرق شويم.
مسکن از کلمه (سکنی) به معنی ساکن بودن و قرار گرفته شده است و به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله آن سکونت یابد.
در فرهنگ اسلامی کلماتی از قبیل بیت،منزل و دار بکار رفته است که از لحاظ مفهوم به کلمه مسکن متفاوتند.
(بیت)مکانی است که در آن بیتوته شود یعنی شب به روز آورده شود.(منزل) جای فرود آمدن و وارد شدن می باشد،در حالیکه مسکن مفهوم کلی تری داشته ومنظور مکانی است که انسان در آن ساکن بوده و آرامش می گیرد از آنجایی که انسان فطرتا خواهان آرامش و مکان محفوظ می باشد تامین مسکن مناسب یکی از مسائل مهم زندگی و معیشت بشر محسوب می شود.
افزایش شدید جمعیت که پس از انقلاب صنعتی و از حدود ۵/۲ قرن پیش در کشورهای پیشرفته ،از حدود نیم قرن پیش در کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما مسئله ای حاد و بحث انگیز و موضوع مقاله های بسیار بوده است،پی آمد های متعددی را در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بی تردید بحث درباره جمعیت و رابطه آن با توسعه اقتصادی و سایر مباحث اجتماعی و فرهنگی مواردی است که در اینجا پرداختن به آن ممکن نیست. اما یکی از پیامدهای ناگزیر رشد جمعیت که تقریبا تمام جوامع امروزی با آن دست به گریبانند ،موضوع تهیه مسکن برای اضافه جمعیت ناشی از رشد جمعیت است.بدیهی است که هر چه رشد جمعیت سریع تر باشد ،مشکل مسکن ابعاد وسیع تری خواهد یافت. در ایران ،به ویژه در سالهای اخیر،رشد جمعیت چنان لگام گسیخته بوده است که شاید بالاترین حد رشد را در میان سابر کشورها نشان دهد.این جمعیت اضافی نیازها و مشکلاتی را به دنبال دارد که برخی از آنه بتدریج و با افزایش سن جمعیت ،در مقاطع مختلف زمانی چهره می نماید و به عنوان مسئله حاد روز مطرح خواهد شد.از جمله این نیازها نیاز به مسکن است. این نیاز گر چه در چند دهه گذشته همیشه به عنوان مشکل اساسی جامعه مطرح بوده است ولی در دهه های آتی ابعادی وسیع تر خواهد یافت .نیاز به مسکن تنها ناشی از رشد جمعیت و افزایش زاد و ولد نیست و گرایشهای اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی نیز در آن موثر است.مثلا مهاجرت از روستا به شهر و تحول خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای ،یعنی کاهش نسبت خانوار به واحد مسکونی و عواملی از این دسته ،در میزان و چگونگی تقاضا برای مسکن موثر است.
معضل افزایش تقاضا در برابر تولید مسکن ،تنها مربوط به شهرهای بزرگ همچون تهران و اصفهان و مشهد و تبریز نیست .این مشکل در تقریبا تمام شهرهای بزرگ و کوچک مطرح خواهد شد.
از طرفی موضوع مسکن در میان موضوعات معماری دقیقا همانی است که شدیدترین پیوندها را با ظریفترین اشکال با میراث و ویزگیهای محیطی- فرهنگی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
سنت سکونت ظریف ترین در ساخت مسکن وفن آوری محسوب می شود و آن دسته از مسائل را شامل می شود که تجسم یافته اعتقادات و باورهای انسان در فضای زیست اوست.
به عبارت دیگر اگر به خانواده بنگریم که فضای خانه را بر اساس آداب وسنن و سلیقه های خود تصاحب می کند در برخی مکانها گرد می آید و در جای دیگر حضور جمعی ندارد.و در می یابیم که چگونگی روابط جاری بین افراد خانواده،بر نحوه استفاده از مجموعه فضا های خانه سایه می افکند جابه جا شدن افراد در خانه تابع فرهنگی است که سر در ژرفای اندیشه ها و رسوم دارد و روی به اتفا قاتی که در جامعه می افتند.
در کل می توان گفت که خانه ها معانی مختلفی برای افراد مختلف دارد اما آنچه برای همه مشترک است مفهوم سر پناه بودن خانه است،مسکن برای کسی که در آنهازندگی می کند به خاطر احساس مخصوص هر کس برای خانه اش،زیرا که هر فرد می کوشد خانه اش را به گونه ای بسازد که بر شخصیتش بیافزاید.
خانه جایی است که نسلها پدید می آیند رشد می کنند و شکل می گیرند،خانه به مثابه یک کالبد معماری حاوی ایده ها و ارزشهاست آنچه در لحظه آفرینش در آن گنجانده شده باشد از سطوح و دیوار های آن تششع کرده و به کسانی که در آن قرار می گیرندانتقال می یابد،این پیامها مستمر و ضمیر نا خود آگاه وضعیتی خطیر ایجاد می کنند در فضای رفتارها،بازتاب،الگوهای زندگی شکل می گیرندو به مثابه برداری موثر بر زندگی اجتماعی عمل می کند.از سویی دیگر گاهی تفاوت بافت مسکونی به دلیل گستردگی آن وجه غالب و مشخصه کالبدی شهر هاست و به این جهت نیز خانه،و چگو نگی اش و تکثیر و تکرار آناهمیت ومقیاسی مضاعف پیدا می کند به همین دلایل است که گفته می شود تامین زندگی خصوصی بس عاجل ومهم است وآدمیان در محل زندگی خود هر جا که باشند خانه،آپارتمان یا هر نوع مسکن دیگر از آن برخوردار باشد.
     
مفهوم سكونت
سكونت را مي‌توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. سكونت بيانگر برقراري پيوندي پرمعنا بين انسان و محيطي مفروض مي‌باشد كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن يعني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي گرديده است بدين ترتيب، انسان زماني برخود وقوف مي‌يابد كه مسكن گزيده و در نتيجه هستي خود در جهان را تثبيت كرده باشد. (نوربري، ۱۳۸۱)
از نظر هايدگرطرز و طريق بودن انسانها بر روي زمين، سكونت كردنشان است. او در مقاله «ساختن، سكونت گزيدن، انديشيدن» با ريشه كلمه آلماني (ساختن) دلالتهاي قديمي و پهنه مفاهيمي را از نو مي‌گشايد تا غذاي وجود را بيان كند و سكونت را به بودن با چيزها تعبير مي‌كند: همچنان كه در وجود و زمان نيز از سكونت ذات انسان در حقيقت خود وجود بحث مي‌كند. او در گفتار خود اصرار مي‌ورزد كه انديشيدن و شعر لازمه سكونت است. او سكونت را اساسي‌ترين ويژگي وجود مطابق آنچه فانيان ‌اند فرض مي‌كند. در پايان اين مقاله چنين آمده است: «در حال حاضر همه از كمبود مسكن سخن مي‌گويند؛ اما كسي به مصيبت واقعي سكونت نمي‌انديشد. بي‌خانماني بشر از آن است كه كسي بحران واقعي مسكن را به مثابه مصيبت درك نمي‌كند.» پاسخ هايدگر در پرسش از راه حل مسئله چنين است: «فانيان سكونت را به سوي تماميت ماهيت خود سوق مي‌دهند؛، و اين مشروط بدان است كه بر مبناي سكونت كردن بنا كنند و براي سكونت كردن فكر كنند.» (طهوري، ۱۳۸۱).
     
مسكن مطلوب چيست:
در دوران معاصر يكي از مسائلي كه در مورد جامعه بشريت وجود دارد مسئله مسكن مطلوب است. اكنون به دليل كمبود زمين و گراني خانه افراد مجبور به بسنده كردن به مساحتهاي كوچك براي مسكن خود هستند و طبعاً فضاهاي خانه تا آنجا كه ممكن است بايد مورد استفاده قرار بگيرد و كارايي داشته باشد. علاوه بر كارايي داشتن و قابل استفاده بودن فضا، مسكن بايد از نظر استفاده كنندگان نيز كارايي داشته باشد. 
مطلوب است؛ يعني داشتن شرايطي كه منطبق با نيازهاي استفاده‌كنندگان است يعني دارا بودن شرايط موارد مورد طلب فردي كه از آن پديده استفاده مي‌كند. لغت نامه دهخدا كلمه مطلوب را چنين معني كرده است:
«درخواست شده و تجسس شده و طلب شده و خواهش شده و تقاضا شده و لازم شده و ضرور شده و احتياج داشته شده و هر چيز آرزو شده و خوشايند و مرغوب، مقصود ميل و خواهش» مطلوبيت مسكن نيز دقيقاً از همين تعريف ناشي مي‌شود و مربوط به انتظاراتي است كه هر فرد يا گروه استفاده كننده‌اي از خانه و كاشانه خود داشته و براي ايجاد آن به هر نحو ممكن مي‌كوشد. ايجاد مطلوبيت مسكن براي افراد استفاده كننده در شرايط مختلف اجتماعي از جمله وظايفي است كه به عهده برنامه‌ريزان، معماران و طراحان مسكن است و معماران موظفند كه به دنبال عوامل مؤثر در مطلوبيت مسكن براي افرادي كه داراي فرهنگ ملي و يا آداب و رسوم و انتظارات خاص براي خود هستند، باشند. افراد عادي بهترين مطلوبيت را براي خانه وجود روابط مطلوب و صحيح بين افراد خانواده مي‌دانند يعني روابط اجتماعي صحيح بهترين عامل مطلوبيت مسكن است. 
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر

 تعریف

 گروه های قومی

 گروه های اقلیت

 هم ستیزی و رقابت میان گروه های نژادی و قومی

 نژادپرستی

 توجیه های نژادپرستانه

 تصورات قالبی

 تعریف

 گروه های قومی

 گروه های اقلیت

 هم ستیزی و رقابت میان گروه های نژادی و قومی

 نژادپرستی

 توجیه های نژادپرستانه

 تصورات قالبی

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

۱۵ روش برای رفتار با کودک پیش فعال

حتما دیگر همه می دانیم که بیش فعالی در کودکان چه بیماری ای است و کودکان بیش فعال چه علائمی را از خود نشان می دهند؛ بی قراری، کم توجهی، بی دقتی و خیلی از علائم مشابه که البته اگر تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشوند، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می دهند.

البته شاید خیلی از والدینی که چنین فرزندانی دارند، هنوز نمی دانند که در برابر بیش فعالی کودک خود چه عکس العملی را باید نشان دهند. راهکارهای زیر ممکن است در این مورد به شما کمک کنند:

فرزند شما همان کاری را انجام می دهد

احساستان را به فرزندتان

وقتی فرزندتان به گونه ای رفتار می کند که شما می پسندید

دوستانه در مقابل فرزندتان زانو

فرزند شما برای این که نمی تواند عقاید خود را خوب مطرح کند

زمانی که بر اساس قول هایی که داده اید

فراموش نکنید که او نمی داند نباید با خیلی

قبل از این که در امور شخصی فرزندتان دخالت کنید، بهتر است

فرزند شما با داد و فریاد چیزی را از شما می خواهد ولی

او می داند که شما از او چه انتظاراتی دارید و تفکر او

وقتی فرزندتان رو به رشد می رود، مسئولیت رفتارش

اگر می خواهید فرزندتان با شما همکاری کند، بهتر است

به او فرصت دهید تا نقش خود را به عنوان یک فرد مهم در امور

شما باید این موقعیت ها را به صورت ساده برای او فراهم کنید تا

یکی دیگر از راه های کاهش تنش روانی و کشمکش های درونی فرزندتان این است که


عتیقه زیرخاکی گنج