• بازدید : 43 views
  • بدون نظر

این تحقیق در ۱۶۰ صفحه ی قابل ویرایش و در پنج فصل به شرح زیر است:
در فصل اول به بیان مسئله و  تعریف واژهای پژوهش مانند تعریف عقب مانندگی ذهنی و طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی پرداخته شده،در فصل دوم  به بررسی تحقیقات پیشین و فرضیه های پژوهش اختصاص یافته و در فصل سوم روش جامعه آماری،روش نمونه گیری و ابزار نمونه گیری بررسی شده و در فصل چهارم به بررسی نتایج آزمون فرضیه ها پرداخته است و در فصل پنجم درباره یافته  ها،نتیجه گیری و کاربرد تحقیق بحث گردیده است.  

مقدمه

 وجود يک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثير آن بر رفتار و واکنشهای والدين موضوعی نيست که قابل اغماض و انکار باشد. اين تأثير تنها بر روی نحوه ارتباط والدين با يکديگر و يا ارتباط بين کودک معلول با سايرين نيست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نيز تحت تأثير قرار می دهد.

وجود کودک عقب مانده ذهنی معمولاً منجر به تغيير رفتار اعضای خانواده می شود. والدينی که با هزاران اميد و آرزو منتظر تولد طفل طبيعی و سالم و زيبا می باشند، با تولد کودک عقب مانده با مرگ آرزوها و اميدها و افول انتظارات خود مواجه می شوند و آينده ای مبهم و تاريک را برای خود ترسيم می نمايند.

وقتی کودک از لحاظ بدنی طبيعی بدنيا می آيد، انتظارات والدين تا اندازه ای برآورده می شود. اما بعدها اگر در جريان رشد کودک مشکلی رخ دهد ممکن است که اين توقعات تغيير کند و درست در همين زمان است که برچسب هايی از قبيل کندآموز، کندذهن و عقب مانده ذهنی از طرفين والدين مورد استفاده قرار می گيرند.

در نگاهی گذرا به مسئله عقب ماندگی ذهنی و تأثيری که اين پديده بر روابط والدين با يکديگر و با کودک و از طرفی با ديگران می گذارد، می توان والدينی را مشاهده کرد که تا مرز نابودی و از بين بردن فرزند خويش پيش رفته و يا درصدد طرد کامل او برآمده اند. از سويی ديگر، والدينی را نيز می توان يافت که تمام هم و غم و نيز تلاش خود را صرف رشد و شکوفايی و درمان و تربيت فرزند عقب مانده ذهنی خود کرده اند. شايد اين برخوردها و واکنش های متضاد از طرف والدين بيانگر اين باشد که آنها در هنگام برخورد با فرد عقب مانده ذهنی دچار نوعی ابهام می شوند و اين باهام شايد به دليل عدم شناخت موضوع عقب ماندگی ذهنی، انواع و عوامل بوجود آورنده آن باشد. بنابراين قبل از هر چيز با توجه به مسائل متعدد کودکان عقب مانده ذهنی ضروری به نظر می رسد که درک روشنی از تعاريف، طبقه بندی و علل و عوامل مؤثر در بروز عقب ماندگی ذهنی ارائه گردد. چرا که در هر مقطع زمانی تعريفی خاص با توجه به نگرش های حاکم بر جوامع از پديده عقب ماندگی ذهنی ارائه می شود و در نتيجه وظايف والدين نيز بر اساس اين تعاريف و نگرشها، تعيين و مشخص می شوند . والدين نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروهها خواه واقعی باشد يا غيرواقعی، اغلب والدين را به کناره گيری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختيار گوشه گير می شود و به دليل افزايش اين طرد اجتماعی و گوشه گيری، والدين تمايل به تمرکز دائمی و بيش از حد بر فعاليت های کودک پيدا می کنند. اين افزايش توجه و تمرکز به ناتوانائی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصيتی و روانی بيشتر والدين می گردد (داور منش، ۱۳۷۰).

وجود کودک عقب مانده ذهنی اثرات عميقی بر روی نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم و هر يک از آنان با کودک می گذارد و همين اثرات، چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جويانه حل نشود، ضايعات جبران ناپذيری بر والدين و ساير اعضای خانواده و خصوصاً کودک عقب مانده وارد می کند. عامل هرگونه تفاهم و پذيرش يا عدم تفاهم در اصل خود والدين می باشند. بنابراين نوع عکس العملی که پدر و مادر در مقابل عقب ماندگی ذهنی فرزندشان از خود بروز می دهند در ايجاد جوی مساعد هم برای خود کودک و هم برای ساير افراد خانواده نقش بسيار حساسی را دارد (ميلانی فر، ۱۳۷۰).

 



عتیقه زیرخاکی گنج