• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روان‎شناسي ورزشي  شاخه‎اي از علم ورزش است كه در جستجوي فراهم نمودن پاسخ به سؤالات مختلف در زمينه‎هاي رفتار انساني در حيطه ورزش است. از آنجايي كه روان‎شناسي به مطالعه رفتار مي‎پردازد، بالطبع موضوع روان‎شناسي ورزشي نيز مطالعه حركات و فعاليت‎هاي ورزشي در تمام ابعاد از فعاليت حركتي يك كودك دبستاني تا مسابقات جهاني و المپيك مي‎باشد. 
پيدايش علم روانشناسي ورزشي به قرن بيستم باز مي گردد اما اولين مطالعات در اين زمينه در سال‎هاي آخر قرن نوزدهم انجام شد. در واقع به صراحت نمي توان بيان كرد كه روانشناسي ورزشي دقيقاً در چه زماني بصورت علم مطرح شد, به همين جهت برخي ادعا مي‎كنند علم روانشناسي ورزشي همچون نوزادي است كه به تازگي متولد شده است. بطور كلي در ابتدا مطالعه رفتار ورزشي در جهت تشريح اصول و موضوعات روانشناسي عمومي بود و جهت‎گيري مشخصي بعنوان روانشناسي ورزشي ديده نمي شد
رمز این فایلwww.ir-translate.com
ديدگاه جديد مبني بر اينكه ورزش رقابتي شخصيت ساز است, ريشه در پژوهش‎هاي اسكرپيچر دارد, اما پيشگام شناخته شده‏‎ روانشناس ورزش دكتر كلمن رابرتز گريفيت  است. گريفيت كه به عنوان پدر روانشناسي ورزش از او نام برده مي‎شود, بعنوان اولين شخصي است كه سال‎هاي زيادي را صرف آزمايش‎هاي منظم روانشناسي ورزشي كرده است(مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).
 گريفيت اولين آزمايشگاه روانشناسي ورزش را, به نام آزمايشگاه پژوهش ورزشي در سال ۱۹۲۵ در دانشگاه ايلينوي تأسيس كرد. اگرچه پژوهش درباره اثر عوامل رواني بر عملكرد ورزشي را, در سال ۱۹۱۸ آغاز كرده‎بود. علايق اوليه او شامل اثرهاي عوامل رواني و محيطي بر يادگيري و اجراي مهارت‎هاي حركتي و شخصيت در ورزش بود. او براي آزمايشگاه خود وسايلي را تهيه كرد كه آگاهي از جنبش‎هاي مهارتي, هوشياري ذهني, واكنش‎هاي زماني نسبت به بينايي, شنوايي، فشار, ثبات, هماهنگي عصبي ـ عضلاني, تنش‎ها و رهاسازي عضلاني و توانايي‎ عضلاني را اندازه‎گيري مي‎كردند. او بر اساس مصاحبه با بازيكن فوتبال ردگرنگ پي برد كه ورزش‎كاران برتر مهارت‎هاي ورزشي را خودبه‎خود, بدون هيچ يا كمترين انديشه‎اي, انجام‎مي‎دهند.او اولين‎كتاب‎هاي‎روانشناسي ورزشي را به‎ نام‎هاي «روانشناسي مربيگري» در سال ۱۹۲۶ و «روانشناسي‎ورزشكاران» در سال ۱۹۲۸ نوشت و اولين درس روانشناسي ورزش را در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه ايلينوي تدريس كرد. گريفيت, در تكليفي كه روانشناسان ورزش امروزي واقعاً بر آن رشك مي‎برند, توسط باشگاه شيكاگو‎كانبر  استخدام شد تا در فصل مسابقه‎هاي سال ۱۹۳۸ مشاور روانشناس ورزش تيم باشد. او آزمون‎هاي حركتي و پرسشنامه‎هاي رواني گوناگون را اجرا كرد تا توانايي حالت رواني و توانايي بالقوه كنوني ورزشكاران رقابتي را از آغاز آموزش (فصل بهار) تا پايان فصل تعيين كند(مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).
 پژوهش روانشناسي ورزشي در دهه‎هاي ۱۹۴۰ نمود واقعي داشت بجز پايان‎نامه‎هاي دكترا كه گه‎گاهي نوشته مي‎شدند. در اين زمان بيش از هر چيز, تأسيس آزمايشگاه‎هاي ياد‎گيري حركتي رواج يافت كه ار جمله مي‎توان آزمايشگاهي را نام برد كه توسط جان لاتر  در دانشگاه پنسيلوانيا,كلارنس رگزويل در دانشگاه ويسكاسنين, سي. اچ مك‎لوي در دانشگاه آ‎يوا, و شايد از همه معروف‎تر فرانكلين هنري در دانشگاه كاليفرنيا در بركلي, تأسيس شد (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).
اين جنبش زمينه را براي حضور، رشد و … تربيت بدني فراهم ساخت كه داراي پيچيده‎ترين رهيافت علمي در پژوهش براي رفتار حركتي بود. همة دانشمندان ورزش به نوبه‎ي خود از بهينه‎بودن طرح, تجهيزات و فنون آماري پژوهشي انتشار بيشتر داده‎هاي مربوط به فرايندهايي كه زيربناي مهارت‎آميز عملي و آموختني بودند, سود جستند. با وجود «خلأ شايان توجه بين سال‎هاي مولد گريفيت و كارهاي پژوهشگران معاصر در روانشناسي ورزش», زمينه روانشناسي ورزش از اين تلاش‎هاي اوليه در پژوهش حركتي, سود برده است (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰). 
 سرانجام, در دهه‎ي ۱۹۶۰ بود كه روانشناسي ورزش گام‎هاي بزرگي را برداشت و زمينه علمي كنوني را فراهم آورد. چندين عامل به گسترش اين زمينه علمي كمك كردند. كتاب‎هاي درسي بيشتر از هر زمان ديگر چاپ شدند. از جمله مي‎توان به كتاب‎هاي زير اشاره كرده:
«رفتار جنبشي و يادگيري حركتي» بريانت‎گرتي , «مشكل ورزشكاران و چگونگي مقابله با آنها» بروس اجيلو و توماس تاتكو , «ياد‎گيري حركتي و عملكرد انساني» رابرت ان سينگر  و «روانشناسي و رفتار حركتي» جوزف اكسندين . كتاب ديگري به‎نام «مربي‎گري, ورزشكاري, روانشناسي» سينگر  اولين كتاب درسي در روانشناسي ورزش بود. اين كتاب‎ها محركي براي پژوهش و انتشار فراوان در نشريه‎هاي علمي بودند. از همه مهم‎تر «فصلنامه‎ي پژوهش» كه اكنون «فصلنامه‎ي پژوهش براي تمرين و ورزش» ناميده مي‎شود, از انتشارات پژوهشي رسمي تربيت‎بدني حرفه‎اي در ايالات‎متحده بود. اما مهم‎تر از پيشرفت پژوهش در روانشناسي ورزشي و رفتار حركتي, كلاس‎ها و برنامه‎هاي دانشگاهي بود كه منجر به پيدايش بارزترين دانشمندان, در روانشناسي ورزش شد (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).
 عنصر نهايي در رشد روانشناسي ورزش تأسيس چند انجمن حرفه‎اي بود. اولين نشست ساليانه انجمن امريكايي روانشناسي ورزش و فعاليت بدني در سال ۱۹۶۷ برگزار شد. انجمن كانادايي ياد‎گيري رواني ـ ‎حركتي و روانشناسي ورزش, در سال ۱۹۶۹ آغاز به كار كرد (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰). 
 اين سازمان در آغاز به انجمن كانادايي بهداشت, تربيت‎بدني, تفريحات سالم و رقص وابسته بود. اما در سال‎هاي ۱۹۷۷ مستقل شد. در سال ۱۹۷۵, بخشي به اتحاديه امريكايي بهداشت, تربيت‎بدني, تفريحات سالم و رقص, اضافه شد تا روانشناسي ورزش را در چهارچوب علمي تربيت‎بدني تقويت كند. آن را آكادمي(فرهنگستان) روانشناسي ورزش ناميدند. هدف فرهنگستان تقويت نگره و پژوهش بود به گونه‎اي كه بتوان در تربيت‎بدني يا موقعيت ورزشي به كار برد. بعلاوه در سال ۱۹۸۶, پيدايش انجمن پيشرفت روانشناسي‎ورزشي كاربردي بود كه براي پيشبرد رهيافتي اكتشافي‎تر در روانشناسي ورزش آغاز به كار كرد. اين انجمن, كه در بر دارنده بزرگترين عضويت روانشناسي حرفه‎اي و دانشجويان در سرتاسر جهان است, داراي سه بخش است:
 روانشناسي بهداشت (كه براي نمونه اثرهاي رواني فعاليت‎هاي بدني را بررسي مي‎كند)روان شناسي درمان (كه مشاورة ورزشي و مطالعة اثر فنون رفتاري و رواني بر عملكرد ورزشي را بررسي مي‎كند), و روانشناسي اجتماعي(كه عوامل محيطي بر عواطف و رفتارهاي ورزشكاران و مربيان ورزش را مورد مطالعه قرار مي‎دهد). اگرچه شاخه روانشناسي ورزش ريشه در علم تربيت‎بدني دارد, در سال‎هاي أخير از سوي روانشناسي مورد پذيرش قرار گرفته است. اين موضوع به سبب استفادة قانوني از اصطلاح«روانشناس» است كه نشانگر آموزش دانشگاهي در روانشناسي است. قابل درك است كه, در بين دانشمندان و دست‎اندركاران, بحث‎هاي شايان توجهي در اين باره وجود دارند مبني بر اينكه كدام علم- تربيت‎بدني, علم ورزش يا روانشناسي- بايد برنامه‎هاي آموزشي روانشناسان ورزش را هماهنگ كند. به احتمال, در استراليا, ارتباط بين روانشناسي ورزش و روانشناسي از همه قوي‎تر است, زيرا كه در سال ۱۹۹۲ جامعة روانشناسي استراليا اولين هيأت روانشناسان ورزش را در سازمان روانشناسي ملي پذيرفت. اهميت اين هيأت در تعيين معيارهايي است كه براي دادن پروانه‎ي كار به روانشناسان ورزش مورد استفاده قرار مي‎گيرند. انجمن روانشناسي امريكا داراي بخشي به‎نام بخش روانشناسي ورزش و تمرين است كه گروه علاقمندي مركب از پژوهشگران را تشكيل مي‎دهد كه عوامل رواني مرتبط با عملكرد انساني را مورد مطالعه قرار مي‎دهند. اما هدف اين گروه اين است كه زمينة مطالعه را گسترش دهند نه اينكه معياري براي پروانه يا مدرك تعيين كند (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).  
 كالج امريكايي پزشكي ورزشي و اتحادية پزشكي ورزشي استراليا, گروه‎هايي فرعي در روانشناسي ورزش و تمرين دارند. سرانجام روانشناسي ورزش توسط جامعة بين‎المللي روانشناسي ورزش در سرتاسر جهان شناخته مي‎شود (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰).
 هدف اين سازمان‎ها اين است كه براي دانشمندان و دست‎اندركاران و روانشناسي‎ورزشي هويتي ملي و بين‎المللي حاكي از نظام علمي ايجاد كنند. همچنين فرصتي فراهم مي‎كنند تا با اعضايشان سالانه ملاقات كنند و ۱) ايده‎هاي خود را مبادله كنند, ۲)تجارب پژوهشي خود را توضيح دهند, ۳) با دانشمندان و دست‎اندركاران شناخته شده‎اي كه تخصص‎هايشان در زمينه‎هاي قابل كاربرد در رفتار ورزشي است, صحبت و تبادل نظر كنند, ۴) دربارة موضوعات بحث‎‎‎‎‎‎‎‎‎انگيز بحث كنند و تصميم بگيرند و ۵)‎ به كلاس‎ها و بخش‎هاي مربوطة خود ايده‎هاي جديد و مهيجي ببرند كه از زمينةموردنظر سرچشمه مي‎گيرند. از اين سازمان‎ها,‌ نشريه‎هاي علمي جديد پا گرفته‎اندكه نيازهاي اين زمينة پژوهشي گسترش يابنده را برطرف كنند. روانشناسي ورزشي اكنون توسط اعضاي جامعة دانشگاهي به عنوان علمي معتبر شناخته مي‎شود (مارك، اچ انشل،۱۳۸۰). 
اكنون بايد روشن شده باشد كه روانشناسي دربردارندة زمينة علمي چند بعدي از مطالعه و عمل است. روانشناسي ورزشي از بسياري از علوم سنتي روانشناسي, مشتق و بنابراين دريرگيرندة روانشناسي اجتماعي (مطالعة رفتار گروهي و عوامل محيطي- موقعيتي كه بر عواطف و اعمال شخص اثر مي‎گذارند), روانشناسي شناختي(ارتباط بين انديشه‎ها عواطف و عملكرد), روانشناسي رشد(تغييرهاي شناختي و رفتاري همراه با افزايش سن), روانشناسي تربيتي(عواملي كه بر يادگيري و يادآوري راهبردها و مهارت‎هاي ورزشي اثر مي‎گذارند), روانشناسي باليني(بررسي موضوع‎هاي شخصي كه نيازمند مشاورة حرفهايست به گونه‎اي كه احساس رضايت شخصي در ورزش و رسيدن به حداكثر عملكرد به دست آيد) و شاخه‎هاي ديگر است. شاخه‎هاي علمي روانشناسي در شكل(۱) نشان داده شده‎ است. روانشناسي تمرين شاخه‎اي است كه در روانشناسي جنبة سنتي ندارد, اگرچه از نزديك  با روانشناسي بهداشت ارتباط دارد.
مفهوم روانشناسي ورزشي:
روانشناسي ورزشي يكي از موارد كاربرد ويژة دانش روانشناسي را تشكيل داده و موضوعاتي همچون شخصيت, عوامل رواني اجتماعي, انگيزش, كنترل استرس و اضطراب, آموزش حركتي, اعتماد به نفس و ساير مهارت‎هاي رواني كه لازمة يادگيري و اجراي مطلوب مهارت‎هاي حركتي مي‎باشد را مورد بررسي و مطالعه قرار مي‎دهد. به‎عبارتي ديگر مطالعة رفتار فردي در ورزش و فعاليت‎هاي حركتي تعيين ميزان تأثير فاكتورهاي رواني بر روي فعاليت‎هاي حركتي و تعيين كيفيت اثرگذاري تجربيات اولية حركتي افراد بر روي عوامل رواني, موضوعاتي هستند كه مورد توجه روانشناسان ورزشي قرار مي‎گيرد. بنابراين روانشناسان ورزشي در پي يافتن اطلاعات مفيد و باارزش در رابطه با بهبود سطح فعاليت‎هاي ورزشي افراد در هر دوجنبه روش‎هاي انفرادي و تيمي مي‎باشند (محرم زاده، مهرداد؛ مباني رواني ـ اجتماعي).
تعريفي كه «فدراسيون اروپايي روانشناسي ورزشي و تربيت بدني» از اين رشته به عمل آورده است, به شرح هدف‎هاي كلي و قسمت‎هاي اصلي آن مي‎پردازد. به اين شرح كه «روانشناسي ورزشي داراي موضوع مخصوص به خود مي‎باشد, اين دانش به مطالعة انسان و حركات او در جريان تمرينات بدني, مسابقات ورزشي و فعاليت‎هاي بازي‎گونه در هواي آزاد مي‎پردازد. روانشناسي ورزشي سطوح مختلف ژنتيك, نتايج مؤثر اين فعاليت‎ها در فرد و گروه و تأثير آن در ضعيف‎ترين, قوي‎ترين و پراستعدادترين افراد در تمام زمينه‎هاي رواني-حركتي و تربيت بدني و ورزش را در نظر دارد (توماس، ريموند، روان‎شناسي ورزشي).
دبورآ.ست  و چارلزآ.بوچر (۱۹۸۴) در اين زمينه معتقدند: روانشناسي ورزشي عملي است‎كه‎ازتكنيك‎هاي ارزيابي شناختي و راهبردهاي مداخله‎اي براي كمك به افراد جهت نيل به اجراي برتر استفاده مي‎كند(وست دبورآ، بوژر، چارلز آ، مباني تربيت بدني و ورزش).
دكتر نمازي‎زاده روانشناسي ورزشي را كاربرد اصول و يافته‎هاي روانشناسي در يادگيري مهارت‎هاي ورزشي و رفتارهاي جنبشي انسان در كلية شئون ورزش و تربيت بدني مي‎داند (رحماني نيا، فرهاد؛ مباني رواني ـ اجتماعي در تربيت بدني).
گولد  و وينبرگ  (1995) اظهار مي‎كند كه روانشناسي ورزشي يه اهميت مطالعة رفتار افراد در ورزش و تمرين مي‎پردازد و روانشناسان ورزشي اصول و دستورالعمل‎هايي را كه مربيان مي‎توانند براي كمك به بزرگسالان و خردسالان, جهت شركت در ورزش‎ها و سودمندي از تمرينات مورد استفاده قرار دهند, مشخص مي‎كنند. 
آنها معتقدند كه روانشناسان ورزشي دو هدف مهم دارند: 
۱ ـ آموزش چگونگي تأثير عوامل رواني بر عملكرد جسماني افراد.
۲ـ پي بردن به اين موضوع كه مشاركت در ورزش‎ها چگويه باعث پيشرفت جنبه‎هاي رواني شخصيت, سلامتي و احساس خوب بودن مي‎شود.
و در پايان بيان مي‎كنند, هنگامي‎كه روانشناس ورزشي يا يك ورزشكار با تيم ورزشي شروع به كار مي‎كند, او برنامه‎اش را در قالب يك برنامة تمريني مهارت‎هاي رواني طرح‎ريزي مي‎نمايد كه اين برنامه به ورزشكاران كمك‎مي‎كند تا بطور هم‎زمان مهارت‎هاي رواني و جسماني خود را افزايش دهند (دكتر گلد، ۱۹۹۵).

 مهارت‎هاي رواني: 
با پيشرفت علم روانشناسي بحث مهارت‎هاي رواني در اجراي عملكردهاي ورزشي از اهميت بسزايي برخوردار شده است و در حاليكه قبلاً به اهميت آماده‎سازي جسماني تأكيد مي‎شدروانشناسان ورزشي, مربيان و ورزشكاران هرچه بيشتر بر آماده‎سازي رواني توجه و تأكيد مي‎كنند (هاليوار، ۱۹۹۷).
  امروزه با استفاده از مهارت‎هاي رواني پيشرفت قابل ملاحظه‎اي در عملكرد ورزشكاران حرفه‎اي- المپيك و سطوح دانشگاهي به وجود آمده است (مارتنز راينر، (۱۹۸۷).
 جك نيكلوس , لاري برد , رجي جكسون  و فران‎تاركنتون  و بسياري از ورزشكاران بزرگ براي بخش ذهني و رواني د رمسابقات اهميت بسيار بالايي قائلند و معتقدند اين مسئله در تعيين نتيجه, اعتبار بالايي دارد. منظور آنها از اعتبار دادن بسيار بالا به آمادگي رواني اينست كه هنگامي‎كه قهرمانان از نظر مهارت‎هاي بدني در سطح بالايي قرار مي‎گيرند و همان سطح بالايي مسابقات آماده مي‎شوند, احتمالاً فردي موفق مي‎شود كه از نظر رواني آمادگي داشته باشد (مارتنز ، راينر؛ ۱۳۷۳).
مهارت‎هاي رواني به ورزشكاران اجازه مي‎دهد تا در هنگام مسابقه اعتماد به نفس پيدا كند و اطلاعاتي براي او فراهم كند كه باعث مي‎شود بدن و ذهن براي اجراي بهينه آمادگي پيدا كنند و سبب بروز پيشرفت در ورزشكارمي‎شود(وست دبورآ، بوچز، چالزآ؛ ۱۳۷۴) و نهايتاً به افزايش عملكردهاي ورزشي آنها,تعديل‎هيجانات, افزايش تمركز,توسعة اعتماد به نفس, بالا بردن ميزان يادگيري و… منجر خواهد شد (آقا علي نژاد،حميد؛ ۱۳۷۶).
چندين نظريه در رابطه با تمرين مهارت‎هاي رواني وجود دارد. يكي از آنها اينست كه مهارت‎هاي رواني فقط در ارتباط با ورزشكاران غير حرفه‎اي است كه قاعدتاً اين موضوع را مشخص‎ خواهد كرد زيرا اگر مهارت‎هاي رواني آموخته شود, نهايتاً اثرات بسيار مفيدي براي تمام ورزشكاران دارد.
نظرية دوم اينست كه برنامة تمرين مهارت‎هاي رواني فقط براي ورزشكاران حرفه‎اي است كه اين موضوع هم قابل تأييد نمي‎باشد زيرا روانشناسان ورزشي برنامه‎هايشان را در ارتباط با جوانان, ورزشكاران در حال پيشرفت و حتي افراد خاص مانند عقب‎ماندگان ذهني, معلولين جسمي و ناشنوايان طرح‎ريزي مي‎كنند. 
و نهايتاً سومين نظريه اينست كه مهارت‎هاي رواني سريع آموخته مي‎شوند. اكثر مربيان و بازيكنان فكر مي‎كنند كه اين مهارت‎ها را سريع خواهند آموخت و فقط در طي چند جلسه بازخورد مثبتي براي آنها مهيا خواهد شد, در صورتي‎كه تمرين اين مهارت‎ها به زمان و تمرين مناسب نياز دارد (فولهام، آ؛ ۱۹۹۹).
هرچند محتواي برنامه‎هاي آمادگي رواني, در رشته‎هاي مختلف ورزشي متفاوت است ولي بر اساس اظهارات ويلي, تمامي برنامه‎هاي آمادگي رواني داراي موضوعات مشتركي هستند كه از جمله مي‎توان به مهارت‎هاي كنترل توجه(تمركز), انگيزش, توسعة اعتماد به نفس, تصويرسازي ذهني, هدف‎گزيني مهارت‎هاي خودآگاهي  و عزت نفس  اشاره نمود (ويلي، ۱۹۸۶)

عتیقه زیرخاکی گنج