• بازدید : 30 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-خرید اینترنتی تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-دانلود رایگان تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-دانلود فایل تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-تحیقق نقش روحانیت در جامعه امروز

این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
با اینكه در این روزها، حوادث و رویدادهای تازه ایجاب می‌كند، بحث درباره این رویدادها باشد، وظیفه این است كه مطلبی را عنوان كنم كه بیشتر با نقش و مكان و منزلت روحانی، در جامعه ارتباط پیدا كند. در یاد بود یك روحانی جلیل، سخن از نقش روحانیت، اولی است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل توضیحات مفصل تری را خواهیم داد.

روحانیت، نقش بیان اسلام اصیل را برای جامعه بر عهده داشت. اگر مردم می‌خواستند بفهمند دینشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقاید اسلامی و احكام اسلامی و اخلاق اسلامی چه گفته است، به روحانی مراجعه می‌كردند. روحانیان كم حركت‌تر، آنهایی بودند كه در ایفای این وظیفه می‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانیان پر حركت‌تر و مسئولیت شناس‌تر، آنهایی بودند كه نزد مردم می‌رفتند تا رسالت خداوند را تبلیغ كنند. ولی به هر حال وظیفه بیان اسلام، در درجه اول برعهده روحانیت بود. وظیفه تحقیق درباره اسلام، اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كسانی كه صلاحیت مرجعیت در زمینه مسائل اسلامی داشته باشند، اینها در درجه اول باید از حوزه‌های علوم اسلامی و از حوزه‌های روحانیت بیرون بیایند. آنجا باید نشو و نما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختنی كه در آن مدرك نبود و مدرك بود. آنچه نبود، مدرك كتبی كاغذی بود و آنچه بود، مدرك عینی اجتماعی بود.

چهره‌های محقق مجتهد به حد بلوغ رسیده، در این نظام بی تكلف به مرور زمان، بوسیله شاگردان برجسته یا همطرازان با انصافشان معرفی می‌شدند. هم شناخته می‌شدند، هم شناسانده می‌شدند و در این شناختن و شناساندن كندی بود، سرعت لازم نبود، اما اطمینان فراوان وجود داشت. چهره‌ای كه در یك حوزه علمیه بزرگ شكوفا می‌شد، گل می‌كرد، شناخته می‌شد، تقریباً عموم مردم می‌توانستند به صلاحیت علمی و حتی به صلاحیت فضیلتی و معنوی و تقوائیش، اعتماد و اطمینان پیدا كنند. بنابراین وظیفه تحقیق درباره اسلام، بر عهده روحانیت بود و روحانیت این وظیفه را خود، عهده‌دار شده بود.

سوم: وظیفه تهذیب اخلاق. روحانیت نقش عمده خود را در این می‌دید كه باید با سخنش، با بیانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدایتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند. اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگیها دور كند و به كمالات اخلاقی بیاراید. این نقش سوم نقش بسیار مهم روحانیت بود.

در حدود نوزده سال قبل، پس از رحلت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی این استاد بزرگواری كه به خصوص در شناساندن روش تحقیقی فقه، حق بزرگی بر همه ما دارد، برای ایجاد حركتی سازنده‌تر درحوزه، دوستانمان، مدرسین گردهمائیها بحثها و برنامه ریزیهائی داشتند. برنامه‌هائی به ثمر رسیده بود وبرای شروعش با چهره‌هائی كه در معرض مرجعیت بودند و یك مرجع بودند، تبادل نظر داشتیم. از جمله شبی همراه با برادران عزیز و مجاهد، آیت الله مشكینی و آیت الله ربانی شیرازی، خدمت حضرت آیت الله العظمی آقای گلپایگانی بودیم. بحث بود درباره اینكه: چه باید كرد كه مسئله تربیت اخلاق و تهذیب اخلاق در حوزه علمیه قم، نقش بالاتر و سازنده‌تری بخود بگیرد؟ بحث بود، صحبت بود. یاد می‌كردیم از درس سازنده اخلاق مرجع عالیقدر، امام خمینی در قم. و تأثیری كه درس ایشان در آن سالها در ساختن و تربیت كردن فضلائی كه به آن درس حاضر می‌شدند، داشت و تأسف از اینكه سالهاست این درس تعطیل است و ادامه ندارد. البته در آن موقع امام در قم بودند اما درسهای دیگری را داشتند. به این مناسبت من پرسیدم كه در آن موقع كه شما طلبه‌ای جوان بودید، در این حوزه قم سازندگی اخلاق در حوزه قم بر عهده چه كسی بود؟ چه كسی درس اخلاق داشت ؟

ایشان پاسخی دادند كه به یاد من همچنان مانده و می‌ماند. گفتند در آن موقع ما درسی به نام درس اخلاق نداشتیم، اما الگوهائی به عنوان الگوهای عملی اخلاق داشتیم و در میان این الگوها از چند نفر به عنوان الگوی برجسته نام بردند؛ از جمله از مرحوم آیت الله و استاد و عالم ربانی فقیه مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم قمی رحمه الله علیه. گفتند رفتار این عالم جلیل در محیط جامعه، در شهر و در حوزه برای همه ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود.

از هر سخنش، از هر قدمی و از هر برخوردی و از هر رفتاری ما چیزها می‌آموختیم .

داستانها نقل كردند كه از آن می‌گذرم. این را بدین مناسبت نقل كردم كه توجه به تهذیب اخلاق چه برای خود طلاب و روحانیون و چه نقشی كه اینها باید در جامعه از این نظر داشته باشند.

چهارم: نقش روحانیت در خدمت به مردم و گره گشائی از مردم

مردم ببینند كه روحانی مرد دنیا و آخرت، هر دو است. برای اینكه اسلام دین دنیا و آخرت، هر دو است. در اسلام دنیا و آخرت جدا نیست و آخرت هم از دنیا جدا نیست. اینجا دار عمل است و آنجا دار جزا. اینجا جای ساختنی است و آنجا جای بهره و رشدن. و ساختنی كه اینجا داریم فقط نماز و عبادت نیست كه البته نماز و عبادت، ستون دین است ولی فقط آن نیست، خدمت به خلق هم هست. روحانیون هر قدر در مناطقشان به مردم بیشتر خدمت كنند، خدمت روحانیت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب یادم می‌آید عده‌ای از طلاب پر تلاش عزیز ما به روستاها می‌رفتند. و همان كاری را می‌كردند كه امروز جهاد سازندگی می‌كند. پیشگام و پیشتاز جهاد سازندگی، طلاب متعهد و متحرك و با ایمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نیست. در جامعه كسی قصد تقسیم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به یاد آوردن و بیاد آمدن است . روحانیون در نقش خدمت به مردم، بهتر می‌توانند پیام اسلام را تبلیغ كنند. حمام می‌ساختند، راه می‌ساختند، به بینوایان كمك می‌كردند، درمانگاه می‌ساختند، غسالخانه می‌ساختند، مدرسه می‌ساختند، حتی در آن اواخر شاید درحدود هفت‌، هشت‌، ده سال قبل رفته بودند سراغ اینكه با خودیاری مردم‌، برق و روشنائی برای مردم درست كنند و امثال اینها. یك خدمت دیگر روحانیت كه در این خدمت بسیار هم حساس عمل می‌كند و باید هم حساس عمل بكند، روشنگری برای مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكری كه به نام اسلام تحویل مردم داده می‌شود. روحانیون در بیدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافی، نقش بسیارمؤثری داشته‌اند. برای اینكه می‌دانستند كه «اذا ظهرت البدء فلیظهر عالم علمه» وقتی نوآوریهای انحرافی و التقاطی را می‌دیدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر می‌خواستند، مردم را روشن می‌كردند، به مردم می‌گفتند كه آنچه مایه نجات است‌، اسلام اصیل است نه اسلام آمیخته به غیر اسلام.

یك روشی هم روحانیون ساخته شده و تربیت شده در این‌باره داشتند كه من، این را اینجا می‌گویم و آن روش این بود: روحانیون زبده در برخورد با كسانی كه دچار انحراف شناختی درباره اسلام بودند، می‌كوشیدند اینها را در درجه اول جذب كنند، بعضی‌ها بودند خیلی خوش سلیقه نبودند، از همان اول دعوا می‌كردند. بنابراین بیشتر دفع می‌كردند و سخن ما همواره با این دوستان این بود، كه برای یك عالم دینی، برای یك مسلمان متعهد به خصوص یك عالم و روحانی قدم اول، جاذبه است.

تلاش در راه جذب كردن، از راه روشن كردن با سخن و با اندیشه روشنگر و از راه ایجاد جاذبه اخلاقی و عملی است تا دافعه . بنابراین اگر همه شما روحانیون عزیز، امروز هم این قانون و این اصل رامی پسندید، این فرمول رامی پذیرید بكوشیم همه با هم روحانیتی باشیم در درجه اول پرجاذبه، ولی جاذبه بدون دافعه به درد نمی خورد. هر انسان مكتبی ، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائی كه می خواهندسراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اینها از آن صلح كلی‌هائی هستند كه خود دچار نوعی التقاط وانحراف‌اند، صوفی مابانه هستند.


عتیقه زیرخاکی گنج