• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دو جز اصلي تفكر تكوين مفهوم و حل مسئله مي باشد.
يك بخش مهم از رشد كردن و بزرگ كردن اين است كه ياد بگيريم چگونه با موقعيت هاي دشوار كنار بياييم. بر موانع غلبه كنيم به سئوالات گيج كننده پاسخ دهيم در راه حل هايي براي مشكلات روزمره ي زندگي پيدا كنيم. متأسفانه بسياري از دانش آموزان دچار ناتواني يادگيري اغلب
۱- نمي توانند بروز موقعيت هاي مسئله اي را ببينند.
۲- نمي توانند به تنهايي مشكلات را تشخيص دهند.
رويكردهاي مربوط به حل مسئله به طريق بسياري تعريف شده اند و شامل موارد زير مي باشند: رفتار آزمايش و خطا، رفتار تكانشي، رفتار انعكاسي، رفتار خلاق يا بينشي، تفكر مستقيم و منطقي و تفكر استقرايي قياسي و تفكر استنتاجي. با وجوديكه دانشمندان در توصيف حل مسئله با هم تفاوت هايي دارند، به نظر مي رسد توافق هاي كلي درباره ي پويايي هاي دروني آنها وجود داشته باشند.
البته، معمولاً هيچ راه يگانه اي براي حل مسائل وجود ندارد تقريباً ۶ مرحله ي اصلي در فرآيند حل مسئله وجود دارد. هر خللي در هر يك از اين مراحل مي تواند در حل مؤثر مسئله اختلال ايجاد كند. در اين مقاله به ارائه خطوط راهنما براي ارزيابي عملكرد دانش آموز در هر مرحله از فرآيند حل مسئله و ارائه پيشنهاداتي براي ترميم مي پردازيم.
مراحل حل مسئله
۱- تشخيص اينكه مسئله اي وجود دارد
اولين مرحله در فرآيند حل مسئله اينست كه تشخيص دهيم مسئله اي وجود دارد. ممكن است هنگامي كه دانش اموز با موقعيتي غير مترقبه برخورد مي كند و هيچ پاسخ آماده اي براي آن ندارد، گفته شود كه مسئله وجود دارد. فقدان پاسخ باعث ايجاد ناراحتي يا بي تعادلي مي شود كه دانش آموز را براي يافتن راه حل برخواهد انگيخت.
بسياري از كودكان دچار ناتواني يادگيري فاقد آگاهي نسبت به وجود مسئله در زندگي روزانه شان هستند و در تشخيص تهديد ناشي از مشكلات بالقوه شكست مي خورند. اين دانش آموزان معمولاً هنگاميكه كشف مي كنند در واقع مسئله اي دارند، متعجب شوند و هنگاميكه دانش آموز از وجود مشكل آگاه مي شود، اغلب براي انجام هر كاري خيلي دير است.
ترميم:
موقعيت مسئله را مطالعه كرده و تلاش كنيد ميزان وسعت آگاهي كودك نسبت به مسئله را تعيين نمائيد ممكن است مفيد باشد با دانش آموز صحبت كنيد تا تشخيص دهيد چرا او موقعيت مسئله اي را نشناخته. دانش آموز براي شناخت مشكلات بالقوه هنگامي كه مشكلات بروز مي كنند تعليم ببيند.
۲- تصميم گيري براي حل مسئله
دومين مرحله تصميم گيري در مورد حل كردن يا نكردن مسئله است. مسئله بايد نارضايي و ناسازگاري كافي ايجاد كند تا عنوان يك مسئله مورد قبول قرار گيرد و شاگردان بايد احساس نياز كرده و هيجان كافي براي جست و جوي راه حل به كار برند.
بسياري از كودكان ناتوان از يادگيري اگر اعتقاد داشته باشند «موفق نخواهند شد» مايل نيستند در حل مسئله درگير شوند. واضح است كودكان دچار ناتواني يادگيري كه درماندگي را هم آموخته اند از درگيري در حل مسئله اكراه دارند و اگر هم شروع به حل مسئله كنند زياد در آن پافشاري نخواهند كرد.
ترميم:
چهار راهبرد مختلف وجود دارد كه يك معلم مي تواند براي تشويق و دلگرم دانش دچار ناتواني يادگيري براي اينكه تصميم بگيرند مسئله را حل كنند از آنها استفاده كند.
۱- احساس نياز به حل مسئله را در كودك ايجاد كنيد. معلم بايد تلاش كند احساس نياز را خلق كرد و به شاگرد كمك كند رشته ي مشكلات خودش يا ديگران را تشخيص دهد. مهم است كه روابط علت و معلولي روشن و معلوم شوند.
۲- به شاگرد آموزش دهيد قدرت خودش را براي بركنار آمدن با يك موقعيت مسئله اي در نظر بگيريد بعضي از كودكان دچار ناتواني يادگيري نمي توانند ميزان دشواري مسئله يا ناتواني، لياقت و مهارت خودشان را در موقعيت مسئله اي به درستي تضمين بزنند. مانند وقتي كه يك فرد غيرشناگر به آب مي پرد تا يك غير شناگر ديگر را نجات دهند. بنابراين خيلي مهم است تعيين كنيم چگونه يك دانش آموز موقعيت مسئله اي معروض و قدرت و وضعيت خودش را در تلاش براي بركنار آمدن با مشكل مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد. اين موضوع مي تواند با استفاده از داستان ها، فيلم ها و موقعيت هايي براي نشان دادن اينكه هر كس نقاط قدرت و ضعفي دارد همراه شود. با تكرار موقعيت ها و مثال ها شاگردان بايد ياد بگيرند بدقت قدرت ها و ضعف هايشان را بشناسد و آن ها را با موقعيت هاي مسئله اي متفاوت ارتباط دهند.
۳- به شاگردان ياد بدهيد با شكست كنار بيايد و بازخوردهاي متعدد و مهمي هست كه لازم است در كلاس ترويج شوند تا كودكان دچار ناتواني يادگيري در حل مسئله درگير شوند. مهم ترين آن ها قبول شكست است يك بخش عادي از فرآيند يادگيري است. تكاليف دنباله دار بايد به آن ها ارائه شود تا آن ها ياد بگيرند مي توانند از شكست هاي قبلي سود برده و موفق شوند.
۴- تلاش هاي حل مسئله را تقويت كنيد. كودكان بايد براي تلاش و درگيري در رفتار حل مسئله مورد تشويق و تقويت قرار گيرند. كودكان نياز دارند اين طرز فكر را بدست آورند كه بهتر است انسان تلاش كند و شكست بخورد تا اينكه اصلاً تلاش نكند، فرآيند حل مسئله به عنوان يك فعاليت مثبت كه مي تواند لذت بخش باشد به كودك ارائه شود. در ابتدا، بايد فرآيند حل مسئله كاملاً روشن بوده و به شدت تقويت شود. اين كار مي تواند بيش از حل مسئله مؤثر باشد.
۳- تجزيه و تحليل مسئله
سومين مرحله در حل مسئله، تجزيه و تحليل مسئله است. فرايندهاي فكري كه در تجزيه و تحليل مسئله وجود دارند بسيار پيچيده اند و شامل مشاهده دقيق و جمع آوري اطلاعات، سازمان دهي اطلاعات و تعبير و تفسير آن ها هستند.
ترميم:
۱- دانش آموز بايد بگيرد موقعيت هاي مسئله اي را به طور عيني و تا آنجا كه ممكن است دقيقاً توصيف كند.
اين كار مي تواند با در نظر گرفتن موقعيت هاي مسئله اي همه روزه در خانه، زمين بازي يا كلاس درس به وجود مي آيد.
و كمك به كودكان براي توصيف مشكل به واضح ترين شكل ممكن، انجام شود.
۲- تعيين علل وقايعي كه ممكن است در مسئله دخيل باشند. اين كار شامل تعيين روابط علت و معلولي است كه در گذشته و حال به مشكل منتهي شده اند و صرف نظر كردن از متغيرهايي كه به مشكل ارتباطي ندارند. اين كار مي تواند از طريق بحث هاي انفرادي و گروهي انجام شود.
۳- آموزش دادن كودك است تا بتواند به درستي درجه ي دشواري مسئله را تخمين بزند. احساس مشكل بودن يك مسئله معمولاً بر اساس عكس العمل هيجاني فرد در برابر مشكل بوجود مي آيد، تا بر اساس تخمين عيني موقعيت مسئله اي. معلمان مي توانند به شاگردان كمك كند ميزان دشواري مسئله را دقيق تر تخمين بزنند. براي اين منظور بايد به آن ها تعليم داد موقعيت هاي مسئله اي را به درستي توصيف كنند و احساسات شخصي خودشان را كنترل نمايند. تخمين دشواري مشكل شامل ارزيابي نقاط قوت و ضعف خويش در ارتباط با مهارت هاي لازم براي حل مسئله، نيز هست. پس از انجام تجزيه و تحليل كامل مسئله، گاهي اوقات افراد به اين نتيجه مي رسند كه براي حل مشكل ناتوان هستند و ممكن است آن ها به مرحله ۲ برگشته و تصميم بگيرند براي حل مسأله تلاش نكنند.

عتیقه زیرخاکی گنج