• بازدید : 25 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 اصطلاح «تفكر»  از جمله اصطلاحات يا مفاهيم كليدي در فرهنگ و ادبيات روانشناسي است كه تقريباً همه مردم، اعم از كوچك و بزرگ يا با سواد و بي سواد آن را به كار مي‌برند و بسياري نيز آن را با اهميت قلمداد كرده و يكي از ويژگي‌هاي آدمي مي‌دانند، طوري كه گاهي انسان را «حيوان متفكر» تعريف كرده‌اند (ارسطو، ۱۶۵۰).
روانشناسان در اين كه تفكر ريشه حل مساله و خلاقيت است، يعني بايد بتوانيم بيانديشيم يا بتوانيم مسائل را حل كنيم يا خلاقيتي نشان دهيم، اتفاق نظر دارند. تمامي دانش‌آموزان و دانشجويان نيز نياز دارند، به طور روشن بيانديشند و نظام‌هاي تربيتي هم متعهدند كه دانش‌آموزان را در فراگيري تفكر راهنمايي كنند
انسانها در ابعاد مختلف، داراي تفاوت‌هايي هستند كه در توانايي‌ها، استعدادها، رغبت‌ها و سرانجام سبك تفكر، نمود پيدا مي‌كند. توجه به اين تفاوت‌ها باعث مي‌شود كه افراد در مسير تحصيلي و شغلي مناسب هدايت شوند. شايد مهمترين مساله‌اي كه بايد به آن آگاه و هوشيار بود، وجود سبك‌هاي تفكر متفاوت در افراد است. تحقيقات نشان داده‌اند كه توانايي‌هاي تحصيلي و آزمون‌هاي پيشرفت سنتي فقط بخش كمي از تغيير‌پذيري تفاوت‌هاي فردي را در پيشرفت تحصيلي توجيه مي‌كنند. (استرنبرگ و ويليامز ، ۱۹۹۷)
لذا مطالعات زيادي درباره نقش مقياس‌هاي نامرتبط  با توانايي يا عوامل غير تحصيلي بر پيشرفت تحصيلي انجام شده است. اين عوامل گستره وسيعي از سبك‌هاي تفكر  (ژانگ ۲۰۰۳، ۲۰۰۵، گريگورينكو  و استرنبرگ، ۱۹۹۷) رويكردهاي يادگيري (ژانگ، ۲۰۰۴، ۲۰۰، بوساتو،  پرنيز،  الشوت  و هاماكر،  1999، ۲۰۰۰) را در بر مي‌گيرد.
استرنبرگ، سبك تفكر را به عنوان طريقي كه فرد مي‌انديشد، تعريف كرده است. او در اين باره معتقد است كه «سبك تفكر يك توانايي نيست، بلكه به چگونگي استفاده از توانايي‌ها اشاره مي‌كند».
همينطور اگر چه ممكن است افراد عملاً در توانايي‌ها مشابه باشند، اما در سبك‌هاي تفكر از يكديگر متفاوت‌اند (سيف ۱۳۸۰). افراد داراي سبك‌هاي تفكر متفاوت، مايلند از توانايي‌هايشان به طرق مختلف استفاده كنند و متناسب با آن تفكر واكنش نشان دهند. از اينرو، بسياري از دانش‌آموزان و دانش‌جوياني كه در كلاس‌هاي درس ضعيف قلمداد مي‌شوند، توانايي موفق شدن را دارند و اين معلمان هستند كه از تنوع سبك‌هاي تفكر و رويكرد‌هاي يادگيري آنها بي اطلاع مي‌باشند.
رابطه بين سبك تفكر و موفقيت تحصيلي، توجه زيادي را در طي دو دهه گذشته به خود اختصاص داده است. تحقيقات نشان داده است كه برخي شيوه‌هاي تفكر مي‌تواند به عنوان عوامل پيش‌بيني كننده قابل توجهي از پيشرفت (موفقيت) تحصيلي دانشجويان و عملكرد آنها بكار گرفته شود (آلباي‌لي  2006، استرنبرگ ۱۹۹۷، استرنبرگ و اگنر،۱۹۹۲).
ژانگ (۲۰۰۲) در پژوهشي با دانشجويان دانشگاه‌هاي آمريكا، دريافت كه سبك تفكر محافظه كارانه به طور مثبتي معدل نمرات دانشجويان را پيش‌بيني مي‌كند، در حاليكه سبك‌هاي تفكر كلي و آزادي‌خواه (آسان‌گرانه) به طور منفي معدل نمرات دانشجويان را پيش‌بيني مي‌كند. همانطور ژانك (۲۰۰۱) و ژانك و استرنبرگ (۱۹۹۸) اين تحقيق را بر روي دانشجويان هنگ‌كنگ انجام دادند و دريافتند كه سبك‌هاي تفكري محافظه كارانه (اجرايي، سلسله مراتبي و دروني) به طور مثبت با پيشرفت تحصيلي رابطه دارد و سبك‌هاي تفكر قانوني و آزادي‌خواه و بيروني گرايشي منفي به موفقيت تحصيلي دارند.
علاوه بر اين، اين بررسي در دانشگاه‌هايي در اسپانيا نيز اجرا شد. يافته‌هاي حاصل از اين تحقيق نيز نتايج تحصيلي را كه در هنگ‌كنگ اجرا شده بود، تاييد كرد‌(گانوگاسياوهاگس، ۲۰۰۰).
به عبارت ديگر، افرادي كه به موفقيت تحصيلي بالاتر گرايش داشتند، افرادي هستند كه ترجيح مي‌دهند از قوانين و شيوه‌هاي موجود پيروي كنند (سبك اجرايي) ولي كساني كه ترجيح مي‌دهند به تنهايي كار كنند (سبك تفكر دروني) و كساني كه ترجيح مي‌دهند براي مسائل، راه حل خلق، تدوين و برنامه‌ريزي كنند (سبك تفكر قانوني) رابطه‌اي منفي با پيشرفت تحصيلي دارند (آلباي‌لي، ۲۰۰۶). در تحقيق ديگر بر روي دانشجويان فيليپين، برناردو ژانك و كالونگ (۲۰۰۲) سبك‌هاي تفكر نيازمند‌پيروي (انطباق)، احترام به مراجع قدرت و داراي مفهومي از نظم، به طور مثبت با موفقيت تحصيلي همبستگي دارد. سبك تفكر قضاوتي نيز به طور مثبت با موفقيت تحصيلي دانشجويان فيليپيني رابطه داشت. در يك تحقيق جديدتر كه ژانگ‌(۲۰۰۴) بر روي دانشجويان هنگ‌كنگي انجام داد، دريافت كه تفكر سلسله مراتبي – قضاوتي و سلطنتي به طور معني دار به پيش‌بيني تحصيلي دانشجويان كمك  مي‌كند.
بي توجهي به سبك‌هاي تفكر در موقعيت‌هاي مختلف منجر به اين مي‌شود كـه‌مهمتريـن‌و با ارزش‌ترين استعـدادها و سرمايـه‌هاي بالقـوه حذف و يا ناديده گرفته شوند.
رويكرد يادگيري به عنوان يكي ديگر از منابع تفاوت‌هاي فردي در عملكرد تحصيلي است، كه با توانائي رابطه ندارد و شيوه‌ ترجيحي فرد را در مطالعه و يادگيري مطالب نشان مي‌دهد.
هماهنگ با الگوي فرايند، بازده دانكين و بيدل  (1974، به نقل از ژانگ و استرنبرگ، ۲۰۰۰) الگوي بيگز كه سه مولفه كلاس را مورد توجه قرار داده است: پيش زمينه، فرآيند و بازده.
«پيش‌زمينه» به مولفه‌هايي اشاره مي‌كند كه قبل از يادگيري حضور دارند. «فرآيند» مولفه‌هايي است كه ضمن يادگيري حضور دارند و «بازده» به نتايجي اشاره مي‌كند كه بعد از يادگيري اتفاق مي‌افتد.
در اين الگوي سه مولفه، سه رويكرد درباره يادگيري از يكديگر قابل تمايز است. رويكرد سطحي، كه در بردارنده باز توليد مطالب آموزش داده شده، جهت برآوردن حداقل مقتضيات است. رويكرد عميق، كه در بردارنده فهم واقعي مطالب ياد گرفته شده مي‌باشد و رويكرد پيشرفت مدار، كه در بردارنده استفاده از راهبردهايي است كه نمرات فرد را به حداكثر مي‌رساند. در اين پژوهش از مطالعه رويكرد پيشرفت مدار صرفنظر گرديد. ولي در بررسي متون مرتبط با اين موضوع، مشخص شد كه سه ساختار «انگيزه، كاربرد استراتژي و سبك يادگيري» نيز بر پيشرفت تحصيلي دانشجويان تاثير دارد (رامسون و انت وستيل).
كاربرد راهبرد، شامل رفتارهاي يادگيرنده در فرآيند يادگيري است. براي مثال در تحقيقات اغلب بين پردازش عميق و سطحي تفاوت قائل مي‌شوند. استراتژي عميق، مستلزم پردازش اطلاعات جديد بر حسب اين امر مي‌باشد كه چگونه اين شناخت، روش برنامه‌ريزي فرد را براي مطالعه مرتبط مي‌كند (شكري و همكاران، ۱۳۸۵).
استراتژي سطحي، مستلزم پردازش اطلاعات جديد، از شناخت موجود در يك شكل سطحي و ظاهري است كه انسان در جريان مطالعه با آن مواجه مي‌شود (همان منبع). در تحقيقي كه در اين زمينه در مورد دانشجويان مهندسي دانشگاه ايالات متحد ه انجام گرفته است، مشخص شد كه كاربرد استراتژي عميق، يادگيري و موفقيت را ارتقاء مي‌دهد. همچنين شواهدي وجود دارد كه استراتژي پردازش سطحي شايد يادگيري را با مشكل مواجه كند (ديلون،  گرن،  2005).
دانش‌آموزان به سازگاري با كسب راهبردهاي مطالعه و يادگيري جديد به منظور موفق شدن و پيشرفت تحصيلي نياز دارند. (پري و پينز،  1990)
آنها بر اين باورند كه راهبرد مطالعه ضعيف منجر به عملكرد ضعيف و در نتيجه كنترل ضعيف شده و موجب مي‌شود كه كيفيت آموزش پايين بيايد.
در شكل‌گيري مشخصه‌هاي دانشجويان موفق، تحقيقي انجام شده كه نشان مي‌دهد، روش‌هاي تدريس (كيرباي،  1983، رامسون، ۱۹۹۰)، اعمال ارزيابي (رامسون ۱۹۹۲ و ۱۹۸۳) و برنامه آموزشي (بيگتز، ۱۹۹۰ و رامسون ۱۹۹۸) همه به طور مستقيم بر عملكرد تحصيلي تاثير مي‌گذارند.
وانكيز  (1982) تحقيقي را در مورد رابطه بين رويكرد مطالعه و رتبه‌هاي علمي اهدا شده، گزارش مي‌كند. اين تحقيق دريافت كه شيوه‌هاي مطالعه غير سازمان يافته، رويكرد سطحي و نگرش منفي نسبت به مطالعه همواره به طور ثابت با عملكرد تحصيلي مرتبط بوده است.
تحقيقات و مطالعات ديگري كه در اين راستا انجام شد، به اين نتيجه دست يافتند كه بين رويكرد يادگيري و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد (واتكينگز ، هاتي ، ۱۹۸۴، به نقل از زانگ، ۲۰۰۳، سدلر ، اسميت ، تسانگ ، ۱۹۹۸). به نظر پنتريچ  و همكاران (۱۹۹۳) راهبردهاي پردازش عميق از راهبردهاي پردازش سطحي براي عملكرد مناسب‌ترند. شونبرگ  و كاسوفسكا  (1997 و بيكل  (1996) نيز دريافتند كه رويكرد عميق با پيشرفت تحصيلي رابطه مثبت دارد.
در زمينه رويكرد يادگيري، تحقيقات زيادي در كشورمان انجام نشده است و اينكه‌آيا‌رابطه بين سبك تفكر و رويكرد يادگيري وجود دارد يا نه، نامشخـص است و يا اينكه رابطه بين اين دو متغير در پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان چقدر تاثير دارد، مبهم‌مي‌باشد.
لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ اين سوال اساسي است كه آيا بين سبـك‌تفكـر‌دانش‌آموزان و رويـكرد‌هاي يـادگيري آنها با پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد؟

ضرورت و اهميت تحقيق
در مورد اهميت و ضرورت تحقيق بايد گفت: تفاوت در شيوه و نحوه انديشيدن در افراد مختلف اين آگاهي را مي‌دهد كه فكر كردن يك ويژگي فردي است و درهر فردي به نحو خاصي نمايان مي‌شود، به طوري كه آن را به شكل يك توانايي ظاهر مي‌سازد كه براي پردازش آن كارهاي زيادي مي‌توان كرد (دوبونو، ۱۹۳۳، ترجمه صدري افشار، ۱۳۸۲).
سبك‌هاي تفكر به افراد كمك مي‌كند كه چرا بعضي افراد در مشاغل انتخابي خود موفقند و برخي موفق نيستند (استرنبرگ، ۱۹۹۸، ترجمه خسروي اهري، ۱۳۸۱).
اساساً چه نوع توانهاي ذهني ناشناخته‌اي در افراد وجود دارد كه مي‌تواند موفقيت‌هاي تحصيلي آينده را پيش‌بيني كند. 
افراد به شيوه‌هاي متفاوتي مي‌انديشند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه افراد حتي فراتر از آنچه ديگران درباره شيوه تفكرآنان درك‌مي‌كنند، مي‌انديشند. بهمين دليل است كه بين‌همسران، والدين و فرزندان معلمان و دانش‌آموزان، روسا و كارمندان سوء تفاهم ايجاد مي‌شود.
درك درست سبك‌هاي تفكر به افراد كمك مي‌كند، مانع بروز اين سوء تفاهم‌ها شوند و در واقع درك بهتري نسبت به همديگر و خودشان پيدا كنند (استرنبرگ، ۱۹۹۸، ترجمه خسروي واهري، ۱۳۸۱).
همانطور كه در بيان مسئله عنوان شد، عوامل بسياري در پيشرفت تحصيلي‌دانش‌آموزان تاثير دارند كه اگر هر كدام از اين عوامل به عنوان متغير بررسي شوند و‌وضوح رابطه آنها با پيشرفت تحصيلي مشخص شود، مي‌توان دلايل متقن و محكمي در اختيار متخصصان تعليم و تربيت قرار دارد و كمك شاياني به موفقيت و پيشرفت دانش‌آموزان كرد.
در بيان اين پژوهش‌ها، مي‌توان رابطه بين سبك تفكر دانش‌آموزان در پيشرفت‌تحصيلي دانش‌آموزان و رابطه بين رويكرد‌هاي يادگيري آنان در پيشرفت تحصيلي‌دانش‌آموزان را نشان داد. به علاوه با توجه به اينكه سبك تفكر به شيوه‌هاي‌ترجيحي‌افراد در استفاده از توانايي‌هاي فردي دانش‌آموزان اشاره دارد (استرنبرگ،‌۱۹۹۷) و همچنين سبك تفكر بر نظريه خود مديريتي ذهني (استرنبرگ، ۱۹۹۷،‌۱۹۹۸) استوار است و مطرح مي‌كند همان گونه كه براي مديريت يك جامعه راه‌هاي‌متفاوتي وجود دارد، افراد نيز براي بهره‌گرفتن از توانايي‌هاي خود از شيوه‌هـاي‌متفاوتي استفاده مي‌كنند.
بنابراين، هدف پژوهش حاضر، يافتن سبك تفكري است كه بر پيشرفت تحصيلي اثر مثبت دارد و به دانش‌آموزان كمك مي‌كند تا به موفقيت تحصيلي نايل گردد. 
از آنجا كه رويكرد يادگيري نشان دهنده انگيزش و راهبرد‌هاي متناظر با آن هستند كه فرد براي برآوردن تقاضاي مطالعاتي خود، از آن استفاده مي‌كنند. بر اين اساس، رويكرد عميق با هدف درك واقعي مطالب به كار مي‌رود و راهبرد‌هاي متناظر با اين رويكرد، شامل ارتباط بر قرار كردن بين ايده‌ها و استفاده از شواهد است و انگيزه غالب نيز علاقه‌مندي به ايده‌هاي بديع است (شكري  همكاران، ۱۳۸۵).
در مقابل، رويكرد سطحي به توليد مجدد مطالب به كمك راهبرد يادگيري طوطي‌وار‌اشاره دارد و انگيزه اصلي در اين رويكرد، ترس از شكست است. (همان‌منبع)‌بنابراين با توجه به با اهميت بودن اين متغير در پيشرفت تحصيلي تحقيق حاضر‌در‌پي آن است كه با شناخت اين متغير رابطه آن را با پيشرفت تحصيلي تبيين كند.‌با‌تاييد رابطه رويكرد يادگيري با  سطوح (عميق و سطحي) با پيشرفت تحصيلي‌در‌اين‌پژوهش، مي‌توان كمك شاياني به سيستم تعليم و تربيت و معلميـن‌و‌دانش‌آموزان كرد تا رويكردي را براي مطالعه انتخاب كنند، تا به موفقيت تحصيلي آنها كمك كند.

اهداف پژوهش
هدف كلي
مشخص كردن وجود يا عدم وجود رابطه بين سبك‌هاي تفكر و رويكرد‌هاي يادگيري با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان.
اهداف خاص
مشخص كردن وجود رابطه بين سبك تفكر با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان
مشخص كردن وجود رابطه بين رويكرد‌هاي يادگيري با پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان
مشخص كردن وجود رابطه بين سبك‌هاي تفكر و رويكرد‌هاي يادگيري
فرضيه‌ها
۱- بين سبك‌هاي تفكر و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۱-۱- بين سبك تفكر اجرايي و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۲-۱- بين سبك تفكر قانوني و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۳-۱- بين سبك تفكر قضايي و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۲- بين رويكرد‌هاي يادگيري و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۱-۲- بين رويكرد عميق و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۲-۲- بين رويكرد سطحي و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد.
۳- بين سبك‌هاي تفكر و رويكرد‌هاي يادگيري رابطه وجود دارد.
۱-۳- بين رويكرد عميق و سطح تفكر اجرايي رابطه وجود دارد.
۲-۳- بين رويكرد عميق و سطح تفكر قضايي رابطه وجود دارد.
۳-۳- بين رويكرد عميق و سطح تفكر قانوني رابطه وجود دارد.
۴-۳- بين رويكرد سطحي و سطح تفكر اجرايي رابطه وجود دارد.
۵-۳- بين رويكرد سطحي و سطح تفكر قضايي رابطه وجود دارد.
۶-۳- بين رويكرد سطحي و سطح تفكر قانوني رابطه وجود دارد.

تعاريف و اصطلاحات و واژه‌ها
تعاريف نظري
ديويي، (۱۹۳۲) سبك تفكر را جرياني مشتمل بر دو مرحله: الف) ابتدايي كه مرحله شك و ابهام است و مرحله ب) انتهايي كه فرد به نتيجه و جواب دست مي‌يابد، تقسيم كرده است.
هريسون و برامسون (۱۹۸۲) سبك تفكر را در ۵ گروه دسته‌بندي كرده‌اند:
۱- سبك تركيبي: اين افراد مستعد و آماده چالش و بحث كردن مي‌باشند.
۲- سبك ايده‌آليسم: نقطه مقابل افراد تركيبي هستند و از تعارض پرهيز مي‌كنند و سعي در سازگاري دارند.
۳- سبك پراگماسيسم: اغلب خوش طبع هستند و با نظرات ديگران سريع موافقت مي‌كنند.
۴- سبك آناليسم (تجزيه گرا): افراد خونسرد، ساعي و مشتاق در درس با اشكالاتي در خواندن.
۵- سبك رئاليسم: قوي و با شخصيت، رك گو و غيره…
هويتر، (۱۹۹۵) سبك تفكر را فرآيند ذهني پيچده‌اي مي‌داند كه شامل ادراك و يادآوري دانش، پردازش آگاهانه اطلاعات و سازماندهي مجدد ساختارهاي ذهني، به منظور ارائه مفاهيم شخصي بر اساس تجربه خود شخص مي‌باشد و نياز به مهارت خاص دارد.
سبك‌هاي تفكر شيوه ترجيحي افراد در استفاده از توانايي‌هاي فردي آنها است (گريگونيكو و استرنبرگ، ۱۹۹۷)
استرنبرگ شيوه‌هاي متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را سبك‌هاي تفكر نامگذاري كرده است (استرنبرگ، ۱۹۹۴)
سبك‌هاي تفكر به نظريه خود مديريتي ذهني استرنبرگ (۱۹۹۷، ۱۹۸۸، به نقل از ژانگ، ۲۰۰۴) استوار است و مطرح مي‌كند همان گونه كه براي مديريت يك جامعه راه‌هاي متفاوتي وجود دارد، افراد نيز براي بهره‌گرفتن از توانايي‌هاي خود از شيوه‌هاي متفاوتي استفاده مي‌كنند. اين نظريه ۱۳ سبك تفكر را توصيف مي‌كند كه در پنج بعد از يكديگر متمايز مي‌شود. 
كاركردها،  شكل‌ها،  سطوح،  حوزه‌ها  و گرايش‌ها .
كاركردها: براي خود مديريتي ذهني سه كار كرد مي‌توان تصور كرد كه عبارتند از: قانوني، اجرايي، قضايي.
سبك تفكر قانونگذار: فرد در ايجاد و اختراع و طراحي و انجام كارها از روش خود استفاده مي‌كند (استرنبرگ، ۱۹۹۴).
سبك تفكر اجرايي: به تمايل فرد در پيروي از دستورات و آنچه به او گفته مي‌شود، اشاره دارد (استرنبرگ، ۱۹۹۴).
سبك تفكر قضاوتگر: به تمايل فرد در قضاوت و ارزيابي افراد و كارها اشاره دارد‌(استرنبرگ، ۱۹۹۴).
رويكرد يادگيري: يكي ديگر از متغيرهايي است كه با توانايي يادگيري دانش‌آموزان ارتباط ندارد. هماهنگ با الگو فرآيند، بازده دانكين و بيدل  (1974، به نقل از ژانك و استرنبرگ، ۲۰۰۰)، مدل بيگز  سه مولفه كلاس درس را مورد توجه قرار داده است. «پيش زمينه» به مولفه‌هايي اشاره مي‌كند كه قبل از يادگيري حضور دارد. «فرآيند» به مولفه‌هايي اشاره مي‌كند كه ضمن يادگيري حضور دارد و «بازده» به نتايجي اشاره مي‌كند كه بعد از يادگيري اتفاق مي‌افتد.
مارتون و سالجو (۱۹۷۶) بيان كردند كه دانشجويان به طور كلي مي‌توانند دو رويكرد مختلف را در مطالعاتشان اتخاذ كنند كه آنها آن را رويكرد «عميق و سطحي» ناميدند.
سولسون (۱۹۸۲) دريافت كساني كه يك رويكرد عميق را به كار مي‌گيرند،‌تمايل‌به‌مطالعه براي مدتهاي طولاني دارند. از آنجاييكه به دنبال درك و فهم مطلب بودن، كار را برايشان جالب‌تر مي‌كند و كساني كه يك رويكرد سطحي را به كار مي‌گيرند، يكنواختي و خستگي (ملامت) يادگيري طوطي‌وار دارند و دقت كمتري براي مطالعه اختصاص مي‌دهند.
 رويكرد سطحي : در بر دارنده باز توليد مطالب آموزش داده است و در جهت برآوردن حداقل مقتضيات تلاش مي‌كند.
رويكرد عميق : فهم واقعي مطالب ياد گرفته شده را در بر مي‌گيرد. 
رويكرد پيشرفت مدار : در بر دارند ه استفاده از راه‌بردهايي است كه نمرات فرد را به بالاترين حد مي‌رساند.
پيشرفت تحصيلي: سنجش عملكرد يادگيرندگان و مقايسه نتايج حاصل با هدفهاي‌آموزشي از پيش تعيين شده به منظور تصميم‌گيري در اين باره كه آيا فعاليت‌هاي‌آموزش معلم و كوشش‌هاي يادگيري دانش‌آموزان به نتايج مطلوب رسيده است (سيف، ۱۳۸۳).

تعريف عملياتي
سبك‌هاي تفكر: سبك‌هاي تفكر (قانون‌گذار، اجرايي، قضاوتگر) بر اساس عملكرد فرد در آزمون سبك‌هاي تفكر استرنبرگ _ واگز و نمره‌اي كه براي هر آزمون از پاسخگويي به اين پرسشنامه به دست مي‌آيد، سنجيده مي‌شود.
رويكرد يادگيري: رويكرد يادگيري (عميق و سطحي) با پرسشنامه فرآيند مطالعه، بيگز و همكاران (۲۰۰۱) فرم دو عاملي تجديد نظر شده «پرسشنامه فرآيند مطالعه» (SPQ) را براي استفاده معلمان در ارزيابي رويكرد يادگيري دانش‌آموزان ارائه مي‌كردند. اين ابزار با استفاده از ۲۰ سوال با مقياس ليكرت پنج درجه‌اي فقط رويكرد عميق و سطحي (در حالي كه هر رويكرد خود از دو بعد انگيزه و پيشرفت تشكيل شده) را ارزيابي مي‌كند. 
پيشرفت تحصيلي: معدل نمرات سال گذشته دانش‌آموزاني كه  در سال تحصيلي ۸۷ – ۸۶ در دبيرستانهاي منطقه يك مشغول تحصيل هستند، مورد نظر است كه از طريق دفتر دبيرستان‌هاي مورد مطالعه، جمع‌آوري شده است.

عتیقه زیرخاکی گنج