• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس ازآ نکه خداوندآدم راآفريدبه فرشتگان دستورداد تا براي او سجده کنند. همه سجده کردند جزابليس وخداونداورا بخاطرهمين نافرماني ازدرگاه خود راند.اين ماجرا را قرآن بارها تکرارمي کند و مي دانيم که تکرارهاي قرآن بي دليل نيست.اي انساني که همه ي فرشتگان بخاطرتوبه سجده ا فتادند چرا تو در برابرخدا وند خا لق سجده نمي کني؟ اي انسان ابليس بخاطر ترک سجده ي تو رانده شد. آنوقت تو که سجده بر خداوند را ترک مي کني چه انتظاري داري؟ابليس که برتو سجده نکرد مي گفت من ازانسان برترم
سجده که به دنبال رکوع مي آيدمرحله اي کامل تر وبالاترازآنست ونمازگذاررابه اوج خضوع مي رساند سجده مايه ي مباهات خداوند برفرشتگان است ولذا عنايت الهي رابدنبا ل دارد تا آنجا که در هرسجده يکي ازگناها ن انسان محو وپاداشي براي او ثبت مي شود.
حضرت علي(ع) مي فرمايد: اگر انسان بداند به هنگام سجده چه رحمتي ا ورا فرا گرفته است هرگز سرازسجده بر نمي دارد. پيامبر(ص) مي فرمايد: من درقيامت امت خودرا از آثار سجده که برپيشاني دارند مي شناسم  وآن گوشه اززمين که برآن سجده شده است در قيامت گواه عبادت انسان ميگردد ودردنيا نيز 
ازآن نقطه نوري به آسمانها مي رود. درحديث مي خوانيم: دليل سجده سهوبراي هرکم وزيادي سهوويا کلام وقيام وقعودنابجا آن است که ابليس تورا گرفتارحواس پرتي کرد ودرنمازتوخللي ايجاد نمود پس توبعد ازنمازدوسجده بجاي آور تا بيني اوبه خاک ماليده شود وبداند هر لغزشي ايجادکندتو دوباره دربرابر خداوند به سجده مي افتي  . 


   ذکرسجود

 ” سبحان ربي الاعلي وبحمده ” 
 منزه ومقدس مي خوانم وپاک وپاکيزه دانم پروردگاربرتروفراترخودراازهرچه جنا ب متعال اورا نسزد وعزت وجلال را نشايد. وبحمده: درحالتي که مشغول ستايش ونيايش ا ويم که توفيق بخشيده است مراکه تنزيهوتقديس اورا به جاي آورم. تا مدال حاصل نشده مکررتسبيح رابگويد مگرامام جماعت که سرسه نوبت ا قتصار(اکتفا) مي کند. 
درحديث نبوي وارد شده ا ست: نزديکترين وقت وحالي که بنده به خدا ست حا لت وفرصت سجوداست که حق تعالي درباره ي آ ن فرمود: ” وسجد واقترب ” يعني به سجده درآي ونزديک شو. وازامثا ل اين اخبار وغيرآن مستفاد مي شود که بهترين افعا ل نمازسجود است بنابراين طول کشيدن وفروماندن درآن به اخلاص آگاهي بس نيکوست. بزرگي گويد: رکوع دعوي بندگي است وسجدتين دوگواه است برآ ن.
ديگري گويد: به قدرنسبتي توهستي حق تورا جلوه گر گردد. نمي بيني که دررکوع سبحان ربي العظيم گويي ودرسجود سبحان ربي الاعلي اگرتونباشي اوباشد . 
سپس ازديدن ادا شدن حق بندگي ترقي کني وبه شرف مقام قرب مي رسي. پس پروردگارت راازداشتن ا نبازبزرگ دا ن. گويا وقتي به قرب رسيدي انوارجمال احديت برتوجلوه کرد و هستي همه ي آفريدگان درپيش ا وفرو باشيد وتو پروردگارت راازا ين که براي کمال انبازي باشد بزرگ داشته وبراي عظمتش به سجده ا فتادي درحالي که ازهمه چيزروي گردانده وا ورا ازهمه نقا يص ضدکمال حتي شريک دروجود راستين تنزيه مي کني.
 گويا در همه هستي جزخدانمي بيني و هستي همه ممکنات همچون سراب کويراست که تشنه آ ن راآب مي پندارد ومي بيني که وجود عالم گويا وجودي خيالي است وهستي را ستين وعيني واقعي همان وجود 
آن والاست . بلکه اصلا جزبه او توجهي نمي کني. 
امام صادق (ع) درمصباح الشريعه فرمود: به خدا سوگند هيچگاه زيان نکرد آ ن که حقيقت سجده ها را ادا کرده – اگرچه درعمرش يکبا ر- باشد ورستگارنشد آن که درچنين حالي باپروردگارش خلوت کرد وچونان کساني که خود فريبند ازآنچه خدا وند براي ساجدان ازا نس به دست آمده وآسايش آينده آماده کرده غاقل وسرگرم شدهيچگاه ازخدا دورنمي شود آ ن که تقربش درسجده هارا به خوبي انجام داده وبراي آنکه بي ادبي کرده وبا دل بستن به ديگرا ن درحال سجده ي به اوبي احترامي کرده هيچگاه قربي به سوي اونخواهد بود پس سجده کن همچون سجده ي متواضعان براي خدا وند. سجده ي خاکساري که دانسته است اوازخاکي که مردم پايمالش مي کنندآفريده شده واز نطفه اي که هرکسي ازآن بيزارست ترکيب يافته ا ستوخداوند معناي سجده ها را سبب نزديکي به خود بادل و درون وروح قراردارد. پس آن که به اونزديک شد ازغيراودورمي شود. آيا نمي بيني که درظاهر(هم) هيا ت سجده ها جزباپوشيده شدن همه چيزوبازماندن چشم ا زهرآنچه چشم آن را مي بيند. درست نمي شود مساله باطن هم همين طورا ست آن که درنمازدلش به چيزي جزخدا بسته بود.ا وبه آ ن چيزنزديک ا زحقيقت آنچه خداوند درنمازش ازا وخوا سته دورا ست. که خدا فرمود: ” ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه ” خداوند براي هيچ انساني درسينه اش دودل نگذارده رسول خدا (ص) فرموده اند که خداي والا فرمود:به دل بنده ام آگاه نمي شوم ودرآن اخلاص خواهي درفرمانبري به خاطرخودم ورضايم را نمي يابم مگرا ين که ثبا تش وتدبيرش را به عهده مي گيرم وبه اونزديک مي شوم وهرکه درنمازش به غيرمن پردا خت اوازکساني است که خودش را به مسخره گرفته ونامش دردفترزيان کاران نوشته ا ست. 
اما سجده ازبرترين اعمال بدني ا ست وخدا وند آ ن را با نوراجا بت مي کند. چنان که ازحضرت صادق (ع) روايت شده ا ست که ” نوررا درگريه وسجده يافتم ” ونيزروا يت شده که سجده نزديک ترين حالت بنده به خداست. به ويژه هنگا مي که گرسنه وگريا ن باشد. وبراي آ ن درروايت ها فضايل بسياري ا ست. ازآن جمله اين که گروهي ازرسول خدا (ص) خواستندکه درپيشگاه پروردگاربهشت رابرايشا ن ضما نت کند. وحضرت فرمود: ” به اين شرط که مرا با طولاني کردن سجده ها ياري کنيد ” پاسخ دادند : بله . پس بهشت را برايشا ن ضمانت کردوديگرروايت شده که به حضرت صادق (ع) عرض شد: چرا خداوند ابراهيم را به دوستي گرفت؟ فرمود: به خاطر بسياري سجده اش برزمين . ونيزدرصحيح روا يت شده که بنده وقتي نمازگذاردسپس سجده شکرکردخداوندوالاپرده ي ميان بنده و فرشتگان راگشوده ومي فرمايد: اي فرشتگانم به بنده ام بنگريد. فريضه ا م را انجام داده وعهدم را به پايا ن رساند.
سپس به جهت نعمتي که به ا و دادم سجده شکر کرد اي فرشتگان من به ا وچه بدهم؟ آ ن گاه فرشتگان مي گويند:  پروردگاررارحمتت را.سپس پروردگاربلند ووالا مي فرمايد:سپس چه؟ وفرشتگان مي گويند: پروردگارا بهشتت را.آ نگاه خداوند بلند و والا مي فرمايد: ديگرچه؟وآنها مي گويند: به عهده گرفتن کارهايش را. وپروردگاربلند و والا مي فرمايد: سپس چه؟حضرت فرمود: چيزي ازخيرنمي ماند جزاين که فرشتگان آ ن را گفته با شند. آنگاه خداوند بلند و والا مي فرمايد: ديگرچه؟ وفرشتگان مي گويند: پروردگارا ديگرچيزي نمي دانيم . حضرت فرمود: آنگاه خداوند بلند و والا مي فرمايد: او را سپاس مي گويم چنان که ا ومرا سپاس گفت. وبه ا و رو مي کنم وچهره ام را نشانش مي دهم. 
تفسيروتا ويل دو سجده: اميرا لمومنين علي (ع) را ا زتا ويل سجدتين پرسيدند: فرمود سجده ولي که سربرزمين نهد اشاره ا ست به آ نکه ازخاک آفريده شده ا ست وسرکه برمي دارد اشاره اي است به اينکه اززمين برآمده ا ست. و سجده ثانيه اشاره به اين است که بازگردد وبه خاک شود وبازکه سربرمي دارد رمزي است به اين که بارديگرازخاک برآيد وبرانگيخته گردد درروزرستاخيز . 
نگارنده مي گويد: وآنچه ازتفسيرامام فهميده مي شود اين است که نيت درسربرداشتن ازسجده نخست قصد کردن فرازي به دشمنان اولياي اوا ست. وجمع (معاني) هم ممکن ا ست. بدين گونه که اولي اشاره به مطلق آمدن به دنياا ست ودومي اشاره اي به حکم آ ن ايمان به خدا وندوبه اولياي اواست. سپس سجده به جهت اين که صورت مقام فنا که غايت درجات آرامش است مي باشدبراي همين مناسب است که درآن گرامي ترين اعضا برپست ترين چيزهاگذاشته شود وواجب ا ست که درتسبيحش خداوند را به نام ((اعلي )) ياد کند. وقتي بنده اين را انجام داد دلش هراسان شده وعقلش با بازگرداندن فرع به اصلش پاکيزه مي شود ونفسش را درجايگاهش قرارداده عنايت پروردگانه براوشامل مي شود چون عنايت اوبه موا ضع خاکساري ومراکزپناه جويي شتاب مي گيرد. وکدام خاکساري خوارترازمقام فناوکدام پناه جويي شديدترا زپناه جويي بندگي ا ست. 
سپس اووقتي آداب وسنن بندگي را با فناء ازخودآ نگاه گردن فرازي به ياري پروردگارش رابه پايان رساند تکبيرميگويدوازپروردگارش براي گناهان وکوتاهي وتقصيرا تش در درجات احوال گردن فرازي آمرزش مي خواهد – واين ازجهت علمي وعملي روشن نيست براي اين که باهواي نفس سازگاراست – سپس خواري وخواکساريش راپس ازاين گردن فرازي با سجده دوم وتسبيح پروردگار”اعلي” با سپاس تاکيد مي کند. پس گويا که اوفناء ازهمه ي آثارآن به پايان برده وباآن سزاوارآخرين مقامات بندگي ومقام شهود وبقاي جاودانه مي گردد. آن گاه براي رعايت ادب درقيام به بندگي وماندن با خداوند درمقام شهود سرش را بلند مي کند وبه خاطر شکرنعمت هدايت به اين مقام والا درود مي فرستد ويا با آن سلام تحيت به حاضران درمجلس حضوررا قصد کرده ومقربان صاحب محضررا به آن مخصوص مي کند .
امام صادق (ع) مي فرمايند: خداوند عزيزجبارنبي اکرم (ص) را هفت باربه آسمان عروج داد درمرتبه ي اول برکت وتوسعه براودادودرباردوم فرائض رابراوتعليم فرمود ودردفعه ي سوم خداوند عزيزجبار محملي ازنورکه درآن چهل نوع ازانواع نوربود بروي نازل فرمود اين نورها اطراف عرش خداوند تبارک وتعالي مي گرديدند وديدگان ناظرين را ازفرط روشنايي مي پوشاندند. رسول خدا (ص) مي فرمايد: به بزرگي عرش نگريستم روحم طيران کردوحالت غش برفي عارض شد پس الحام شدم به اين که بگويم : سبحان ربي العظيم وبحمده به خاطرآن عظمتي که ديده بودم باري وقتي اين کلام را گفتم حا لت غش ازمن برطرف شد تا جايي که آن را هفت بارگفتم (البته نسبت به هفت بارنيزالحام شدم.)باري به نفس وروحم مراجعه نموده وهمان طوري که قبلا بودم اگرديدم وبه همين جهت گفتن سبحان ربي العظيم وبحمده دررکوع مشروع گرديد بعد حق عزوجل فرمود: سررا بردارمن سررا برداشتم نظرم به چيزي افتاد که عقل ازسرم پريد پس بلا فاصله با صورت ودو دست به زمين رفته والحام شدم که بگويم: سبحان ربي الاعلي وبحمده واين بخاطرعلووبلندي چيزي بود که ديدم ذکرمزبوررا هفت بارگفتم وهربارکه مي گفتم اندکي به حال آمده وحالت غش ازمن دورمي شد باري پس ازاتمام هفت با رنشستم پس درسجود گفتن سبحان ربي الاعلي وبحمده ونيزنشستن بين دوسجده که حضرت آ ن را به منظورا ستراحت ازغش وعلو وبزرگي آ نچه ديده بودند انجام دادند مشروع گرديد.

عتیقه زیرخاکی گنج