• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

صنعت نساجي در ايران از ديرباز به سبب ضرورت مصرف و كاربرد وسيع آن مورد توجه خاص بوده و در طول تاريخ كشورمان فراز و نشيب هاي فراواني را طي كرده است. در زمان اشكانيان ايرانيان به تحول جديدي دست يافتند و در پرورش كرم ابريشم و توليد پارچه هاي ابريشيمي به طريقي همت گماردند كه اكثريت ابريشم هاي توليد چين را از آن كشور خريداري مي نمودند و جهت توليد پارچه به ايران مي آوردند و پارچه هايي با طرح ها و نقوش بسيار زيبا توليد و به دنيا عرضه مي كردند.
شكوفايي صنعت توليد پارچه هاي مخمل در كاشان و يزد در دوره اشكانيان و عرضه آن به جهان خصوصاً اروپا قسمت ديگري از تاريخ پرشكوه صنعت نساجي ايران است كه صنعتگر ايراني را قانع نكرده و همچنان به دنبال نوآوري و تسخير بازارهاي جهاني بوده است.
در دوران اخير نيز صنعت نساجي در ايران نقش موثر و تعيين كننده اي در كشور ايفا نموده است. اولين كارخانه نساجي در ايران در سال ۱۲۸۱ شمسي دقيقاً يكصد يك سال پيش به وسيله صنيع الدوله در تهران و دومين كارخانه در سال ۱۲۸۸ توسط شخصي بنام حاج آقا رحيمي در تبريز ايجاد گرديد. در فاصله سالهاي ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ به سبب سود سرشار دوكارخانه قبلي و تاييدات دولت، به سرعت برشمار كارخانجات در ايران افزوده شد و جمعاً در اين دوره ۴۰ كارخانه نساجي دائر كرديد كه قسمتي از احتياجات مملكت را تامين نمود.
در طي سالهاي ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۸ بروز جنگ، افزايش قيمت منسوجات خارجي و كاهش واردات آن موجب رونق بازار محصولات نساجي داخلي شد. صاحبان صنايع نساجي كشور به منظور استفاده حداكثر از اين شرايط، بي آن كه به مسائل نگهداري و استهلاك ماشين آلات توجه نمايند و به توليد خود با ظرفيت بالا ولي با كيفيت پايين ادامه دادند كه حاصل اين بي توجهي در طي سال هاي بعد نيز موجب ركود صنايع نساجي گرديد.
صنعت نساجي در طي سالهاي اخير دچار مشكلات و مسائل بسياري بوده و روزهاي سختي را مي گذراند تا حدي كه اصطلاح بحران براي اين مشكلات رايج شده و در اذهان عمومي و حتي اذهان مديران و مسئولين و دست اندركاران جا افتاده است. اطلاق كلمه بحران به وضعيت موجود به طور اتوماتيك اذهان را از انجام تلاش ها باز مي دارد. مشكلاتي كه در حال حاضر گريبانگير اين صنعت مي باشند از ديدگاه هاي مختلف قابل طبقه بندي و بررسي مي باشند.
يكي از ديدگاه ها نگرش مديريتي به مسائل و مشكلات است. به عبارت ديگر از ديدگاه مديريتي چه تعدادي از اين مشكلات را مي توان با اعمال مديريت صحيح و كارآ منتفي نمود يعني جزء مسائل عادي مديريتي به شمار مي آيند و چه تعدادي را مي توان بحران ناميد كه مي توان با اتخاذ روش ها و سياست هاي مناسب مديريتي حداقل نقش آنها را كم رنگ و كم اثر تر نمود.
با عنايت به اين موضوع كه بحران نيز در هر صنعتي جزء مسائل عادي مديريتي به شمار مي آيد منتها قدري پارامترهاي پيچيده و خارج از كنترل دارد، در واقع گذر از بحران نيز از وظايف مديران است و به هيچ وجه رسيدن به نقطه بحران، نقطه اتمام وظايف و تدابير مديريتي نيست بلكه دقيقاً برعكس نقطه شروع و شدت گرفتن تدابير مديريتي است. اساساً صنايعي در دنيا پايدارتر و قابليت اطمينان بالايي دارند كه از يك بحراني كه به هر دليلي برايشان پيش آمده است عبور كرده و در كوره مشكلات آبديده و روئين تن گشته اند. با تجزيه و تحليل درست و منطقي از مشكلات گريبانگير صنعت نساجي قسمت اعظمي از آنها به عنوان مشكلات عادي و مسائل روزمره مديريتي پذيرفته مي شوند و در مورد آن بخش از مشكلات نيز كه واقعاً بتوان بحران ناميد، ميدان عمل براي هنرنمايي يك مدير باز شده است. سكانداري يك صنعت در شرايط ايستا و ثابت و يا پارامترهاي معين و مشخص در مورد مواد اوليه، فرآيند توليد، بازار و … هنر نيست و اوج هنر مديريت آنجاست كه صنعتي را از ميان امواج متلاطم تغييرات كه منبعد گريبان هر صنعتي را خواهد گرفت نجات داد.
در آستانه ورود به سده ۲۱ پارامترهاي غيرقابل كنترل بسياري همه صنايع جهان را دستخوش تغيير و تحول اساسي و زلزله هاي ويرانگر قرار خواهد داد و اين خاص كشور ما يا صنعت نساجي نيست.
۱-۲- مشكلات و بحران در صنعت نساجي
سياست هاي حمايت از صنايع داخلي، استراتژي جايگزيني توليدات داخلي با خارجي كه به دنباله استراتژي صنعتي شدن كشور در دهه ۴۰ بوده و تاكيد بر سودآوري هرچه بيشتر توسط صاحبان صنايع و مجامع شركت ها كه عمدتاً دولتي و يا تحت پوشش دولت مي باشند و يكه تازي در عرصه هاي بي رقيب و سودآوري مناسب، مديران و صاحبان صنايع را به ادامه اين راه وسوسه نمود و از توسعه و بازسازي غافل نمود و امروزه كه به ناگهان به منظور لبيك گفتن به بازار جهاني و به عبارتي تسليم محض در برابر W.T.O و سياست هاي ديكته شده تجارت جهاني با يك اولتيماتوم و بدون تهيه طرح نوين صنعتي،‌عقب گرد نمود و استراتژي رقابت و درهاي باز توسط دولت جايگزين گرديده، در مدت كوتاهي شاهد ركود و سردرگمي در تمامي صنايع كشور از جمله صنعت نساجي مي باشيم. علاوه بر آن توليدات انبوه كشورهاي تركيه و پاكستان و آسياي جنوب شرقي كه به دلايل ركود اقتصاد جهاني، بازارشان را در اروپا و آمريكا از دست داده و دچار مشكل كاهش فروش شده اند براي يافتن بازارهايي جديد با قيمت هاي بسيار نازل و كيفيت مناسب به بازارهاي نزديك از جمله كشور ما حمله ور شده و قسمتي از بحران صنعت خود را به كشورهاي مجاور خود انتقال دادند و به اين ترتيب بحران صنعت نساجي در كشور ما تشديد شده است.
ضربه در صنعت نساجي كشورمان با قدمت يك صد ساله و عمر متوسط ۳۰ ساله كارخانجاتش كه فاقد هرگونه سخت افزار و نرم افزار نوين صنعتي است آنچنان كشتي اش به گل نشسته و مقاومت خود را از دست داده كه تنها انديشه غالب، نجات سرنشينانش مي باشد، كارخانجات تعطيل مي گردند، كارگران بيكار مي شوند و بازارهاي مصرف با سرعت توسط كالاهاي خارجي تسخير مي شود و بدين ترتيب ضربه پذير بودن صنعت نساجي به اثبات مي رسد.
ضربه پذيري صنعت نساجي را مي توان در سرفصل هاي زير جستجو كرد:
الف – اشاعه فرهنگ مصرف محصولات خارجي
ب – عدم وجود مراكز تحقيقات صنعتي
ج – نظارت دايه گونه بر صنعت
د – عدم وجود نوآوري
هـ – عدم استفاده از تكنولوژي هاي جديد
و – عدم توجه به بازارهاي خارجي و اعمال سياست جايگزيني واردات با صادرات.
۳-۱- علل وجود بحران در صنايع نساجي ايران
از علل عقب افتادگي و بحران در صنعت نساجي بسيار گفته و نوشته اند و آنچه كه در جمع بندي صاحب نظران و دست اندركاران اين صنعت ديده مي شود در زير قابل ملاحظه است.
۱- فرسودگي ماشين الات
متوسط عمر بيش از نود درصد ماشين آلات كشور ۳۰ سال است و توليد با آنها سودآور نمي باشد
۲- عدم توجه به كيفيت و نيازهاي مشتريان
۳- دنباله روي صاحبان صنايع در انتخاب ماشين آلات و نوع توليدات
۴- واردات انواع منسوجات بگونه هاي مختلف رسمي و غيررسمي
۵- تراكم نيروي كارگري و وجود موانع قانوني به منظور اصلاح ساختار سازماني و درنتيجه بهره وري پايين
۶- بالا بودن هزينه هاي توليد ازجمله مواد اوليه، قطعات يدكي، پرداخت عوارض هاي مختلف
۷- محدود بودن حاشيه سود نسبت به ساير صنايع و عدم تمايل صاحبان سرمايه به سرمايه گذاري در اين رشته از صنعت
۸- وجود مديريت هاي دولتي در راس واحدها با اختيارات اندك و محدوديت هاي خاص در تصميم گيري 
۹- طولاني شدن زمان اجراي پروژه ها در راستاي ايجاد، بازسازي و نوسازي. اين زمان گاه چندين سال به درازا مي كشد و عمر متوسط تصميم گيري ها تا اجراي پروژه حداقل ۵ سال مي باشد و اغلب طرح ها در هنگام اجرا نيازمند بازنگري و تكرار سيكل هاي طي شده قبلي است.
۱-۴-لزوم بهبود وضعيت موجود
آنچه امروز در دستور كار صاحبان صنايع و مسئولين صنعتي كشور قرار گرفته بهبود وضعيت و بازسازي و نوسازي صنايع مي باشد. اما سؤال اينجاست كدام صنايع و با چه قيمتي م بايست بازسازي و نوسازي شوند و چگونه؟ در حالي كه ما در ۵۵ رشته صنعتي فعال هستيم آيا لزوماً مي بايست به همان استراتژي گذشته ادامه داد يا با كنار گذاشتن صنايعي كه مزيتي در آن ها نمي باشد راه را براي توسعه صنايع سودآور باز نمود. و آيا صنعت نساجي هم جزو صنايعي است كه بايد بماند و بازسازي و نوسازي مي شود يا مي بايست كنار گذاشته شود؟
۱-۴-۱- تقاضا (بررسي بازار)
به منظور بررسي دقيق نيازمندي هاي بازار و نقش صنعت بافندگي لازم است به بررسي مصرف پارچه پرداخته شود و همچنين به اهميت اين صنعت در كشورمان اشاره گردد. در كشور ما كه تنها در ۱۵ رشته صنعتي مزيت نسبي داريم در ۵۵ صنعت فعاليت وجود دارد كه به طو.ر متوسط ۲ برابر صنايع كشورهاي پيشرفته است و در اين ميان مشاهده مي گردد صنايع نساجي ايران با تشخيص حدود ۲۵ درصد از كل اشتغال بخش صنعت به خود (به طور مستقيم و غيرمستقيم) و بيش از ۳۰ درصد از كل صادرات صنعتي كشور توانسته است دو شكل اساسي كشور يعني اشتغال و كسب درآمد ارزي را پاسخگو باشد. صادرات صنعت نساجي وضعيت بسيار سخت و شكنده اما مثبت و روشني را در پيش رو دارد و از موقعيت ممتازي در صادرات كالاهاي غيرنفتي برخوردار است. به طوري كه در سال هاي ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ اين صنعت با داشتن ۳۳% از كل صادرات صنعتي كشور با رقم ۹۰۰ ميليون دلار مقام نخست را حائز بوده است.
در سال ۱۳۷۵ براي اولين بار، شاهد تراز مثبتي به ميزان ۵ ميليون دلار در بخش نساجي بوديم، چرا كه ارز حاصل از صادرات محصولات نساجي ۳۶۹ ميليون دلار و ارز تخصيص يافته به اين صنعت از طريق وزارت صنايع ۳۶۴ ميليون دلار بود. در سال ۱۳۷۶ شاهد اختصاص رقمي معادل ۵/۲۸۷ ميليون دلار ارز به صنعت نساجي بوديم كه تنها ۸۰% آن به مصرف رسيد كه بدون احتساب درآمد ارز ناشي از صدور فرش، صنعت نساجي ۳۲۰ ميليون دلار درآمد ارزي عايد كشور كرد. اگرچه قابليت هاي اين صنعت در مقاطع مختلف به خوبي نشان داده شده ليكن به علت عدم توسعه يافتگي و رشد ناچيز ظرفيت توليد، اين صنعت نتوانست در مقايسه با صنايع نساجي ساير كشورها از رشد قابل قبولي برخوردار شود. به عنوان مثال در سال ۱۹۹۷ كشور هند براي توسعه صنايع نساجي خود معادل ۲۵۰ ميليارد روپيه (۷ ميليارد دلار) اعتبار درنظر گرفته و براي نوسازي ماشين آلات اين صنعت ۱۰۰ ميليارد روپيه (۸/۲ ميليارد دلار) اختصاص داده است كه اين رقم معادل ۲۰ برابر رقمي است كه هم اكنون براي نوسازي اين صنعت در ايران براي مدت ۳ سال تخصيص يافته است. بديهي است كشورهاي صنعتي يا ممالك نوصنعتي آسياي جنوب شرقي كه از بنيه ارزي قوي تري برخوردارند اعتبارات گسترده تري به نوسازي يا توسعه صنعت نساجي خود اختصاص داده اند. از جمله چين كه در تجارت پوشاك در سال ۱۹۹۷ ميلادي بزرگترين صادركننده پوشاك در دنيا بوده است و بالغ بر ۳۲ ميليارد دلار صادرات پوشاك را به خود اختصاص داده، اين ميزان براي هنگ كنگ ۲۰ ميليارد دلار و تركيه ۸ ميليارد دلار بوده است. از سوي ديگر مهمترين واردكنندگان پوشاك دنيا، كشور آمريكا با ۴۳ ميليارد دلار، آلمان با ۲۴ ميليارد دلار، فرانسه ۱۰ ميليارد دلار و ايتاليا ۱۴ ميليارد دلار به عنوان عمده ترين واردكنندگان پوشاك در جهان به شمار مي روند.
تجارت جهاني ۲۰۰ ميليارد دلاري كالاهاي نساجي و سهم ۱/۰ درصدي كشورمان از يك سو و نيازهاي آتي كشور در جهت درآمد ارزي از سوي ديگر بالاترين انگيزه سرمايه گذاري در اين صنعت را شكل مي دهد و جهاني شدن تجارت زمينه را براي برقراري ارتباطات جهاني آماده نموده است.
موقعيت سوق الجيشي و سابقه تاريخي كشورمان در صنعت نساجي و سهم ناچيز فعلي از سهميه بازار جهاني از ديگر افق هايي است كه سرمايه گذاران داخلي و خارجي براي سرمايه گذاري در صنعت نساجي كشورمان پيش روي خود دارند.
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تبدیل الیاف به نخ ، ریسندگی نامیده می‌شود. انسان از هزاران سال پیش به این موضوع پی برده بود که اگر دسته‌ای از الیاف را با کشش دادن، موازی کرده و آن را تاب دهد فشار و اصطکاک سطحی بوجود آمده بین الیاف، باعث درگیری آنها به یکدیگر شده و رشته ای مقاومتر را تشکیل می دهند که همان نخ است. این عمل اساس تبدیل الیاف به نخ است که ریسندگی نامیده می شود. ریسندگی بر سه اصل استوار است:
اختراع ماشین‌های ریسندگی، در این زمینه باعث افزایش سرعت تولید و کاهش هزینه و همچنین باعث افزایش مرغوبیت تولیدات شده‌است . روشن است که ماشینهای به کار گرفته شده در ریسندگی، بسته به نوع نخی که تولید می‌کنند ، کاملاً باهم متفاوت اند. به عنوان مثال، ماشین‌هایی که برای تولید نخهای پنبه‌ای مورد استفاده قرار میگیرند قادر به تولید نخ‌های از جنس پشم یا ابریشم نیستند. از این جهت سیستم ماشین‌های ریسندگی ، یا به اصطلاح خط ریسندگی ، کاملاً به نوع نخ تولیدی بستگی دارد.
ریسندگی پشم
برای ریسندگی پشم در آغاز الیاف رنگی و سفید منتقل می‌شود برای ریسندگی آماده می‌شوند الیاف را با دست باز می‌کنند و با آب و روغن مخلوط می‌کنند برای جلوگیری از الکتریسیته و حالت پیوستگی این عمل صورت می‌گیرد (پ‌هاش (PH) خنثی)، ۲۴ ساعت می‌‌ماند و بعد از دستگاه ولف عبور می‌‌دهند که باعث باز شدن الیاف از هم (یعنی حلاجی) می‌شود و به دستگاه کاردینگ (شانه‌کاری) فرستاده می‌شود. این دستگاه پشمها را شانه می‌کند و ناخالصیها، خاک، خاروخاشاک، کثیفی‌ها را می‌گیرد و تولید نیمچه نخ می‌کند.
نمره نخ را در ابتدای کارد اول در دستگاه شانه‌کاری اندازه می‌‌گیرند.
دستگاه‌های بکار رفته
در ریسندگی پشم دستگاه‌های زیر در مراحل گوناگون بکار می‌روند:
دستگاه شانه‌کاری (کاردینگ): سه قسمت دارد کارد اول: از بین بردن ضایعات پشم، کار دوم: بازهم از بین بردن ضایعات و خاروخاشاک پشم خیلی بیشتر از کارد اول، کارد سوم: که پشم را به صورت نخ خامه (نیمچه نخ) در می‌‌آورد. 
دستگاه تمام‌تاب (رینگ): این دستگاه نخ راتا به صورت یک لا در می‌‌آورد (برای خامه خالی ۱۲۰ تا ۱۶۰ تاب) هر چه سرعت دستگاه تمام‌تاب را کم کنیم تاب نخ زیادتر می‌شود. 
دستگاه دولاتاب: دوباره هر نخ یک لا با هم ترکیب شده و دولا می‌شود و بیشتر این کار به خاطر استحکام صورت می‌گیرد. 
دستگاه کلاف کن: برای بسته بندی و همانطور که از نامش پیداست نخها را به صورت کلاف در می‌‌آورد. 
دستگاه بقچه‌کن: برای بقچه کردن نخهای کلاف شده می‌‌باشد. 
مرحله آخر
آخرین نکته مرحله در فرش مرحله سرویس است که سه قسمت کار می‌‌باشد: اول درست کردن بافت اشتباه (مرمت)، دوم رفوکاری، سوم ریشه فرش که این ریشه فرش به چند صورت گره می‌‌خورد: ۱- گره نخودی ۲- گره مدل گیس ۳- دوگره
برای سفارشهای بیرون از ایران بیشتر از دو گره استفاده می‌شود و اکثر فرشهای خانگی در ایران مدل گره نخودی و گره مدل گیس هستند.

دستور العملهاي كلي در مورد ايمني و عمليات كارگاهي
قبل از حضور در كارگاه و يا شروع به كار براي جلوگيري از خسارتهاي بدني و اقتصادي برخي ازمقررات و دستور العملها به ترتيب زير يادآوري مي شود تا هنر جويان ضمن بازديدها و يا آموزش در كارخانه ها بهاين موارد توجه لازم را داشته باشند.
۱٫ هميشه در كارخانه از لباس كار مناسب كرم پر رنگ (بژ) استفاده كنيد ، سعي نماييد دگمه هاي جلو لباس به صورت باز نباشد بخصوص آستينهاي لباس كار را به وسيله دگمه يا كش ببنديد.
۲٫ از بردن دست به داخل قطعات موجود در ماشين حتي در موقع توقف ، بدون اطلاع مسئوول مربوطه جدا خودداري نماييد.
۳٫ بدون اطلاع مسئوول مربوطه به هيچ وجه اقدام به راه اندازي ماشين نكنيد.
۴٫ از نزديك شدن به فلكه هاي ماشينهاييي كه در حال كار است، بخصوص نزديك كردن دست به قسمت چرخ دنده هاي كه بسيرا خطرناك است،‌جدا خودداري نماييد و در اين مورد اگر چنانچه نياز به بررسي باشد، حتما ماشين در حال توقف و با اطلاع مسئوول مربوطه باشد.
۵٫ به علائم و دستورات بازدارنده و هشدارهاي لازم، در هر قسمت توجه كامل داشته و مراعات كنيد.
۶٫ خارهاي روي سيلندرهاي ماشين كارد حتي در حال توقف ماشين بسيرا خطر آفرين است. عمل تميز كاري ويا گيج گذاري و بررسي ها بايد با احتياط كامل انجام گيرد.
۷٫ چنانچه روغن يا مايعي در سطح كارخانه پخش شود، بلافاصله آن را تميز كنيد زيرا عدم توجه به اين مساله باعث بروز حوادث ناگوار مي شود.
۸٫ بعضي قسمتهاي كارخانه مانند قسمت حلاجي و كارد بخصوص در سيستم هاي قديمي داراي گرد و غبار است. اگر در چنين جايي با تجاي مشابه كار مي كنيد، حتما از ماسكهاي مخصوص ضد گرد و غبار استفاده كنيد.
۹٫ ابزار و قطعات را به طور صحيح به كار برده و بعد از استفاده در جاي مخصوص خود قرار دهيد.
۱۰٫ زماني كه نحوه كار ماشين توسط مربي توضيح داده مي شود، از تكيه دادن به ماشين حتي در حال توقف جدا خودداري نماييد.
۱۱٫ در صورت لزوم از وسايل ايمني استفاده كنيد.
۱۲٫ ضمن بازديدها و آموزش شعي كنيد مشاهدات و اطلاعات كسب شده را يادداشت كرده و به صورت گزارش تهيه كنيد.

روشهاي ريسندگي در موردالياف پنبه:
به طور كلي عمليات ريسندگي در موردالياف پنبه به دو روش انجام مي گيرد.
الف- روش ريسندگي با شانه زني: اين روش براي تهيه نخهاي مرغوب و ظريف به كار گرفته مي شود. و مواد اوليه براي اين روش غالبا پنبه هاي خيلي خوب و طويل مي باشند
ب- روش ريسندگي بدون شانه زني : اين روش براي تهيه نخهاي معمولي مورد استفاده قرار ميگيرد و چون پنبه هاي ايراني غالبا از نوع الياف بلند نيستند، از اين جهت، در كارخانه هاي ريسندگي ايران ، روش ريسندگي با شانه زني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد. در زير خط ريسندگي با روشهاي شانه زني وبدون شانه زني نشان داده شده است.
با وجود اينكه عمليات ريسندگي در مراحل توليد براي الياف مختلف مانند پشم و پنبه با يكديگر فرق داشته و ماشين آلات مورد استفاده آنها نيز متفاوت است در تهيه نخهاي پنبه اي نيز تفاوتهايي وجود دارد كه به نوع الياف پنبه و نوع نخ مصرفي بستگي دارد.
در اين جدول كه مراحل ريسندگي با دو روش نشان داه شده باز هم نسبت به نوع الياف مصرفي و نوع نخهاي توليدي قابل تغيير است. به عنوان مثال ، به كارگيري نوع و تعداد ماشين آلات لازم در قسمت حلاجي براي باز كردن و تميز كردن الياف نسبت به نوع الياف و ميزان درصد ناخالصي موجود در آن فرق مي كند ويا مراحل چند لاكني فتيله ممكن است يك بار مورد استفاده قرار بگيرد.

درجه مرغوبيت الياف:
درجه مرغوبيت الياف پنبه، غالبا نسبت به طول و ميزان درصد مواد خارجي در آنها تعيين مي شود و واضح است كه هر اندازه الياف تميز تر و داراي طول بلندتري باشند، مرغوبترند. بخصوص الياف بلندتر از لحاظ نساجي اهميت ويژه اي دارد و مي توان از آنها نخهاي خوب و ظريف تهيه كرد.
به طور كلي طبقه بندي طولي الياف پنبه تقريبا مطابق جدول زير در نظر گرفته مي شود.
نوع الياف حدود طول (ميلميتر) حدود قطر(ميكرون)
بلند ۵۰-۳۴ ۱۵-۱۰
متوسط ۳۲-۲۶ ۱۷-۱۲
كوتاه ۲۵-۱۰ ۲۲-۱۳
به طوري كه ملاحظه مي شود، الياف پنبه برعكس الياف پشم هر اندازه طول الياف بلندتر باشد، قطر آن كمتر بوده و اين يك خاصيت بسيار خوب ديگري است كه در الياف پنبه بلند وجود دارد و در مورد ريسندگي براي تهيه نخهاي ظريف و بادوام حائز اهميت است.

حلاجي: عمل مخلوط كردن ، باز كردن
در كارخانه ريسندگي نخ آفتاب از دستگاه حلاجي Marzoli كه بصورت ساندويچي عمل برداشت الياف را انجام مي دهد استفاده مي شود. اين دستگاه تمام اتوماتيك است كه فقط عمل چيدن عدلها توسط كارگر انجام ميشود.
در اول خط ريسندگي شركت نخ آفتاب عدسها توسط كارگر روي زمين چيده شده است به وسيله دستگاه super Belander الياف برداشته شده بصورت ساندويچي كه در شكل زير كاملا نمايان است.

مقدمات ريسندگي چرخانهاي:
در سيستم ريسندگي چرخانه ، بعضي ازماشينهاي چرخانه اي مجهز به مكانيزم جدا كردن ناخالصيها هستند كه اين نوع ماشين علاوه بر توليد نخ وظيفه پاك كنندگي الياف را نيز به عهده دارند، ولي بعضي از ماشينهاي چجرخانه اي ديگر كه مجهز به مكانيزم جدا كردن ناخالصي نيستند بايد در مراحل مقدماتي و قبل از رسيدن به مشاين چرخانه تميز و پاك شوند. زيرا تميز بودن الياف در سيستم چرخانه اي خيلي مهم است.
بابررسيهاي به عمل آ,ده مشخص گرديده . كه عمل پاك كنندگي الياف در مشاين ريسندگي چرخانه اي در تمام موارد ضروري نيست و مي توان گفت كه بهتر است از خطوط مقدمات ريسندگي براي گرفتن ناخالصيها استفاده كرد.

مقدمات ريسندگي براي الياف پنبه:
براي به كار گرفتن ماشينهاي ريسندگي چرخانه اي براي الياف پنبه با ناخالصيهاي زياد بهتر است از خط حلاجي و كارد استفغاده شود. زيرا با به كارگيري كارد دوم ، باقيمانده اليافي كه از هم جدا نشده اند، از يكديگر باز و گرد و غبار و ناخالصيها گرفته مي شود. فتيله تهيه شده از كارد متوالي در ماشين چرخانه اي ، ناخالصيهاي كمتري در شيار چرخانه به جا مي گذارد و اين امر سب مي شود كه ميزان پارگي نخ نيز كاهش يابد.

نساجي در راه جهاني شدن
ريسندگي نخ جزو اولين صنايعي است که انسان به آن پي برد و ابتدا با استفاده از يک دوک چوبي ساده توانست تعداد بي شماري الياف را به دور هم بتاباند و نخ تهيه کند. 
اين روش ريسندگي قرنها به همان صورت ادامه داشت تا اين که در قرن چهاردهم ، اولين قدمها در راه ماشيني کردن روش ريسندگي برداشته شد و در اروپا و هند نوع پيشرفته تري از دوک ريسندگي اختراع و به کار گرفته شد. در قرن شانزدهم چرخ ريسندگي جديدتري ساخته شد، به طوري که هنگام کار هر دو دست کارگر آزاد بود و مي توانست تسلط بيشتري در ريسندگي داشته باشد. سرانجام در قرن هيجدهم ، ماشين ريسندگي اختراع شد و سيستم تهيه نخ به طور کامل دگرگون شد و با ظهور انقلاب صنعتي در انگلستان ، نيروي بخار کم کم جاي نيروي دست را گرفت و تحولات بعدي بويژه در قرن نوزدهم سبب توسعه روزافزون اين صنعت شد. امروزه پيشرفته ترين ماشين هاي بافندگي ساخته شده اند که قابليت پياده کردن پيچيده ترين نقشه هاي بافت پارچه را دارا هستند. 
  • بازدید : 130 views
  • بدون نظر

قیمت : ۸۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۹۴    کد محصول : ۱۳۲۴۵    حجم فایل : ۳۲۳۴ کیلوبایت   
دانلود پروژه پایان نامه مهندسی نساجی اثر مواد اولیه بر نب و گوریدگی در سطح نخ پنبه ای

دانلود پروژه طرح توجیهی کار آفرینی اثر مواداولیه بر نب و گوریدگی در سطح نخ پنبه ای

این تحقیق مربوطه به رشته مهندسی نساجی انجام شده است.

یکی از عوامل موثر در کیفیت نخ و پارچه پنبه ای نپ می باشد که ممکن است بواسطه نارس بودن الیاف مصرفی یا فرایند ریسندگی ایجاد گردد که هنگام فرایند بافندگی یا پس از آن از پارچه جدا شود که نامطلوب می باشد.

در تحقیق حاضر یک مطالعه موردی برای نپ مخلوط پنبه ایران  ازبکستان می باشد . همچنین استحکام، ازدیاد طول و تاب و پرز نخ نیز اندازه گیری میگردد.

از سایت می توانید دانلود نمایید.

  • بازدید : 122 views
  • بدون نظر

قیمت : ۸۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۱۵    کد محصول : ۱۳۶۸۳    حجم فایل : ۱۷۷۲ کیلوبایت   
دانلود پروژه و پایان نامه مقایسه نخ نیمه فاستونی ریسیده شده با بالن کاملا شکسته و نیمه شکسته رینگ

دانلود پروژه طرح توجیهی و کارآفرینی مقایسه نخ نیمه فاستونی ریسیده شده با بالن کاملا شکسته و نیمه شکسته رینگ

سیستم ریسندگی رینگ یک روش برتر نسبت به دیگر روشهای ریسندگی برای تولید نخ از الیاف استیل می باشد.

در این تحقیق اثر استفاده از بالن کاملا شکسته بجای بالن نیمه شکسته روی خصوصیات نخ نیمه نیمه فاستونی مورد مطالعه قرار گرفت.


عتیقه زیرخاکی گنج