• بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تاريخچه مختصري از زبان دلفي از زمان پيدايش تا دلفي ۶ به تفکيک نسخه‌هاي مختلف آن دلفي در واقع يک کامپايلر پاسکال است. دلفي ۶ نسل جديد کامپايلر هاي پاسکال است که شرکت Borlandاز زمان ايجاد اولين نسخه پاسکال توسط Andres Hejlsberg در ۱۵ سال پيش به بازار عرضه کرد.
برنامه نويسي به زبان پاسکال در ساليان سال از استواري و ثبات، زيبايي و ظرافت و البته سرعت بالاي کامپايل سود برده است. دلفي هم از اين قاعده مستثني نيست. کامپايلر دلفي ترکيبي از بيش از يک دهه تجربه طراحي کامپايلر پاسکال و معماري بهبود يافته کامپايلر هاي ۳۲ بيتي است. اگرچه قابليت هاي کامپايلرها با گذشت زمان پيشرفت قابل توجهي داشته است ولي سرعت آن چندان کاهش نيافته و همچنان از سرعت بالايي برخوردار است.
سال ۱۹۹۵   :Delphi1
در زمان استفاده از سيستم عامل DOS برنامه نويسان مجبور بودند از بين زبان پر قدرت ولي کم سرعت Basic و زبان کارآمد ولي پيچيده و نامفهوم Assembly يکي را انتخاب کنند. پاسکال با ارائه يک زبان ساخت يافته و يک کامپايلر سريع و کم نقص اين شکاف را پرکرد. برنامه نويسان Windows 3.1 هم با تصميم گيري مشابهي رو برو شدند. يکي زبان قدرتمند و سنگين ++C و يکي زبان ساده و محدود کننده Visual Basic . 
ارائه Delphi1 در اين مورد هم راه حل خوبي براي برنامه نويسان بود. دلفي مجموعه متفاوتي براي برنامه نويسي بود . طراحي و توسعه برنامه هاي کاربردي، ايجاد DLL ها، پايگاههاي داده و … که يک محيط ويژوال وسيع را تشکيل مي داد. Delphi1 اولين ابزار برنامه نويسي ويندوز بود که محيط طراحي ويژوال، کامپايلر بهينه کد برنامه و دسترسي قوي به پايگاههاي داده را در يک جا جمع کرد که آن را به يکي از بهترين ابزارهاي روش نوين توسعه سريع نرم افزار (Rapid Application Development) تبديل کرد. اين مجموعه قدرتمند باعث شد که در همان زمان بسياري از برنامه نويسان زبانهاي ديگر به Delphi روي بياورند و اين موفقيت بزرگي براي Borland به حساب مي آمد. همچنين بسياري از برنامه نويسان پاسکال دلفي را ابزاري يافتند که توسط آن هم از توانايي و تجربه خود در برنامه نويسي پاسکال استفاده مي کردند و هم توانايي کار در ويندوز را به دست آوردند. همچنين زباني که در آن زمان با نام پاسکال شيئي (ObjectPascal) در دانشگاهها ايجاد شده بود يک زبان بسيار خشک                                                  و محدود کننده بود که اصلاٌ حالت کاربردي پيدا نکرد. 
ويژگيهاي دلفي مثل طراحي ظاهري حساب شده و کاربر پسند آن باعث شد که زبان پاسکال شيئي عملاٌ از رده خارج شود. تيم طراحي VB در Microsoft قبل از حضور دلفي هيچ رقيب مهمي براي خود نمي ديد. VisualBasic در آن زمان زباني نا کارآ ، کم سرعت و کند ذهن بود. Visual Basic 3 در عمل اصلا توانايي رقابت با Delphi 1 را نداشت. در اين سال شرکت Borland گرفتار يک سري مشکلات قضائي با شرکت Lotus بود که در نهايت هم متخلف شناخته شد. همچنين درگيري مشابهي هم با Microsoft بر سر تلاش در تغيير دادن فضاي نرم افزار هاي Microsoft پيدا کرد. همچنين Borland مشغول طراحي و فروش طرح Quatro به شرکت Novell و طراحي پايگاه هاي داده dBase و Paradox بود که با استقبال قابل توجهي مواجه نشد. 
در اين زمان که Borland مشغول فعاليتهاي قضايي و تجاري بود Microsft توانست گوي سبقت را از Borland بربايد و قسمت اعظم بازار ابزار هاي برنامه نويسي تحت Windows را در اختيار بگيرد و سعي مي کرد تا اين طرز فکر را اشاعه دهد که چون Windows را طراحي کرده صلاحيت و توانايي تهيه بهترين ابزار هاي برنامه نويسي تحت آن را نيز در دست دارد. در اين شرايط Borland با عرضه Delphi و نسخه جديد ++Borland C سعي کرد خدشه اي در فرمانروايي Microsoft وارد کند و سهمي در بازار بزرگ اين محصولات داشته باشد. 

سال ۱۹۹۶   :Delphi2
يک سال بعد Delphi2 تمام مزاياي نسخه قبلي را تحت سيستم هاي جديد ۳۲ بيتي, (Windows95) (Windows NT) ارائه داد. همچنين Delphi2 با ارائه خصوصيات اضافه و کارکرد هاي قويتري نسبت به Delphi1 توانايي هاي خود را افزايش داد. (ازجمله ارائه کامپايلر ۳۲ بيتي که سرعت بالايي به نرم افزار ها مي بخشيد، کتابخانه بزرگ و کاملي از اشياي مختلف، شيوه جديد و تکامل يافته اي براي اتصال به پايگاه هاي داده مختلف، اديتور پيشرفته، پشتيباني از OLE ، توانايي وراثت در فرمهاي ويژوال و سازگاري با پروژه هاي ۱۶ بيتي Delphi1 ). Delphi2 به معياري براي سنجش و مقايسه همه ابزارهاي توسعه نرم افزار در آن زمان تبديل شد. 
در آن زمان با ارائه سيستم ۳۲ بيتي Windows95جهش بزرگي در سيستم عامل Windows رخ داد و Borland بسيار مشتاق بود که Delphi را به بهترين ابزار برنامه نويسي سيستم جديد تبديل کند. نکته اين که در آن زمان به منظور تاثير در افکار عمومي و تاکيد بر قدرت Delphi در سيستم عامل ۳۲ بيتي قرار بود که نرم افزار با نام جديد Delphi32 به بازار عرضه شود ولي در آخرين مراحل به خاطر اينکه نشان دهند اين زبان زباني رشد يافته و تکامل يافته نسخه قبلي يعني Delphi1 است نام Delphi2 را براي آن انتخاب کردند. 
Microsoft تلاش کرد که با Visual Basic 4 با Delphi مقابله کند ولي از ابتدا کيفيت پايين آن و ضعف آن در انتقال برنامه هاي ۱۶ بيتي به سيستم ۳۲ بيتي و بروز اشکالات ساختاري در طراحي آن موجب شکست زودهنگام Visual Basic 4 شد. در اين زمان هنوز تعداد زيادي از برنامه نويسان به Visual Basic وفادار بودند. Borland هنچنين روشها و ابزارهاي قدرتمندي همچون PowerBuilder براي طراحي نرم افزار هاي Client/Server ارائه داد ولي Delphi هنوز آن قدر قدرتمند نشده بود که بتواند نرم افزارهايي که جايي در بين توسعه گران پيدا کرده اند را براندازد. 

سال ۱۹۹۷   :Delphi3
از زمان تهيه و توسعه Delphi1 تيم توسعه Delphi در فکر گسترش و ايجاد يک زبان قدرتمند جهاني بود. براي Delphi2 اين تيم تمام نيروي خود را صرف اعمال مربوط به انتقال تواناييها و کارکرد ها به سيستم ۳۲ بيتي و همچنين اضافه کردن خصوصيات Client/Server و پايگاه داده کرد. در زمان تهيه Delphi3 تيم توسعه فرصت لازم براي گسترش مجموعه ابزار موجود را يافت و در اين راستا کيفيت و کميت ابزارهاي Delphi بهبود يافت. به علاوه راه حل هايي براي مشکلات عمده و قديمي برنامه نويسان تحت ويندوز ارائه شد. به ويژه استفاده از برخي فناوري هاي پيچيده و نا مفهوم (مثل COM و ActiveX وتوسعه نرم افزار هاي تحت Web وکنترل پايگاههاي داده چند کاربره). روش نمايش کد برنامه همچنين توانايي کامل کردن خودکار کد (Code Completion) عمليات کد نويسي را راحت تر کرد. ضمن اين که همچنان در بيشتر موارد اساس و متدولوژي برنامه نويسي مانند Delphi1 بود و بر پايبندي به قوانين اصولي Pascal تاکيد مي شد. 
در اين زمان رقابت شرکت هاي توليد کننده ابزار هاي برنامه نويسي بسيار تنگاتنگ شده بود. Microsoft با ارائه Visual Basic 5 به پيشرفت هاي خوبي دست يافت ازجمله پشتيباني قوي از COM و ActiveX و ايجاد برخي خصوصيات و تغييرات کليدي و اساسي در کامپايلر VB. ضمن اين در همين سال Borland با پشتوانه قوي Delphi و با استفاده از ساختار موفق آن ابزارهاي ديگري همچون Forte و BC++ Builder به بازار عرضه کرد
تيم Delphi در زمان طراحي Delphi3 چند تن از اعضاي کليدي خود را از دست داد. Andres Hejlsberg معمار اصلي Delphi در اقدام غير منتظره اي Borland را ترک کرد و تصميم گرفت به رقيب ديرينه يعني Microsoft بپيوندد. اما حرکت تيم Delphi متوقف نشد و معاون Hejlsberg که سالها تجربه همکاري با او را داشت توانست رهبري اين تيم را به خوبي در دست بگيرد. همچنين مسئول فني تيم (Paul Gross) هم در اقدام مشابهي به گروه Microsoft ملحق شد. اين تغييرات بيشتر به خاطر اختلافات شخصي بين  افراد تيم بود و نه به خاطر مسائل حرفه اي .

سال ۱۹۹۸   :Delphi4
Delphi4 بيشتر بر روي راحتتر کردن کار با دلفي متمرکز شد. مرورگر روال ها (Module Explorer) بهبود يافت و مرور و ويرايش Unit ها را راحت تر کرد. کنترل کد و کامل کردن خودکار کلاسها اين فرصت را به کاربر داد که فکر و زمان خود را روي ساختار اصلي برنامه بگذارد و در وقت صرفه جويي کند. طراحي رابط کاربر هم کاملاٌ عوض شد و بهبود يافت و اشکال زدا (Debugger) نيز پيشرفت قابل توجهي داشت. Delphi4 قابليتهاي برنامه نويسان را در استفاده از تکنولوژيهاي چند منظوره خارجي مثل MIDAS ، DCOM ، MIS و Corba افزايش داد. 
در اين سال Delphi جايگاه خود را در رقابت با ديگران مستحکم کرده بود و کم کم به سمت دست يابي به سودآوري مالي مورد نظر خود پيش مي رفت. در واقع در اين زمان بود که حاصل کار سنگين چند ساله تيم نمايان مي شد. بعد از سالها آزمايش Delphi شهرت و محبوبيت خاصي پيدا کرد و ديگر برنامه نويسان Delphi توانايي جدا شدن از آن را نداشتند. در اين زمان Borland به کار سوٌال برانگيزي دست زد و به منظور تبليغ بيشتر و برتري در جنگ رواني با ديگر شرکتها نام Inprise را براي فعاليتهاي تجاري خود برگزيد. 
ابزار هاي مربوط به فن آوري Corba را گسترش داد تا راه جديدي براي سودآوري ايجاد کند. براي موفقيت در اين زمينه Corba نياز به رابط کاربر قدرتمندي داشت که در کنار توانايي هاي آن کار کردن با آن نيز راحت باشد. دقيقاٌ همان کاري که در سالهاي قبل در مورد COM و برنامه نويسي تحت Web انجام شده بود و به موفقيت دست يافته بود. با اين وجود بنا به دلايل مختلفي اين گسترش و توسعه Corba هيچ وقت تکامل و موفقيتي که مورد نظر بود را به دست نياورد و بر خلاف تبليغات و سرمايه گذاري هاي انجام شده فن آوري Corba تنها                                                    توانست نقش کوچکي در روند رو به جلوي Delphi ايفا کند. 

سال ۱۹۹۹   :Delphi5
Delphi5 در برخي زمينه ها پيشرفت هاي قبلي را ادامه داده است. اولاٌ مسيري را که Delphi4 با اضافه کردن ويژگيهاي زيادي شروع کرده بود ادامه داد. Delphi4 باعث شد کارهايي که قبلاٌ به صرف وقت زيادي احتياج داشت بسيار سريعتر انجام شود. Delphi به شکل اميدوار کننده اي به برنامه نويس اين امکان را مي دهد که بيشتر به برنامه اي که ميخواهد بنويسد توجه کند و نه به قواعد برنامه نويسي و نوشتن کد هاي تکراري و خسته کننده. اين ويژگيهاي سودمند شامل رابط کاربر بهبوديافته و سيستم اشکال زدايي(Debugger) توانمند ،                                                      امکانات برنامه نويسي تيمي و ابزار هاي ترجمه    مي شود .
ثانيا Delphi5 خصوصيات جديدي را در بر مي گيرد که توسعه برنامه هاي تحت وب را واقعاٌ راحت کرده است. اين ويژگيها شامل طراح اشياي مربوط به ASP براي ساختن صفحات (Active Server Page)، اشيايي موسوم به Internet Express براي پشتيباني از XML و خصوصيات جديد MIDAS که آن را به يک ابزار همه کاره در پايگاه هاي داده تحت Web تبديل کرد. در نهايت با صرف وقت ، هزينه و صبر زياد توانست Delphi5 قدرتمند را عرضه کند. اين فعاليت مدتها به طول انجاميد و قبل از عرضه عمومي، Delphi5 بارها در بازبيني ها و آزمايشهاي داخلي قسمتهاي مختلف آن تغيير کرد و بهبود يافت. 
Delphi5 در نيمه دوم سال ۱۹۹۹ به بازار عرضه شد و به نفوذ و تسلط بر بازار ادامه داد. در اين زمان Visual Basic که کم کم به عضوي تحقير آميز براي Microsoft تبديل مي شد هم با پيشرفتهايي توانست در رقابت دوام بياورد و از صحنه خارج نشود. در اقدام درست و به جايي نام Inprise دوباره به Borland بازگشت. اين اقدام از سوي طرفداران و مشتريان قديمي Borland با استقبال خوبي مواجه شد. 

سال ۲۰۰۱   :Delphi6
در هنگام تهيه Delphi6 ساختار Delphi در زمينه هاي مختلف شکل گرفته بود و به يک تکامل نسبي رسيده بود. اين مسئله باعث شد که تيم طراحي بتواند وقت خود را بر روي طرحي که مدتها تنها در حد يک نظريه بود بگذارد و آن را بسيار زودتر از آن که انتظار مي رفت عملي کند: گام نهادن به محيط هاي فراتر از Windows . بيشتر نيروي توسعه گران Delphi در اين مدت صرف رهانيدن Delphi از بند Windows شد که اين خود در درجه اول مبارزه اي آشکار با سلطه Microsoft بود و ثانياٌ راه برنامه نويسان را به سوي فضا هاي ديگر برنامه نويسي باز کرد. در ابتدا اين عمل ريسک بزرگي بود و بيم آن مي رفت که جايگاه Delphi در Windows هم به خطر بيفتد ولي در نهايت به نقطه رشد و قوتي بدل شد که Delphi را به يکي از بهترين ابزار برنامه نويسي Multi Platform تبديل کرد.تکنولوژي CLX روالهاي مختلف Delphi را با Kylix عضو جديد خانواده Borland که در فضاي Linux کار مي کند) به اشتراک گذاشت و استفاده از سيستم بايت Java باعث شد که    Delphiحتي از قيد سخت افزار هم رها شود. 
به نظر مي رسد که اين فعاليتها باعث ثبات Delphi در دنياي برنامه نويسان شود و نگراني هاي Borland و برنامه نويسان که هميشه مي ترسيدند که مبادا با ضعيف شدن Windows جايگاه خود را از دست بدهند حال به افتخار و آرامش براي آنان و نگراني براي طرفداران Microsoft تبديل شده است.


مزاياي دلفي :
انعطاف پذيري دلفي بسيار زياد است و کاربران به آساني با دلفي ارتباط برقرار مي کنند . دراين نوع برنامه نويسي قابليت اجراي برنامه ها ،ايجاد قطعات و به کارگيري آنها در برنامه نويسي بسيار آسان مي باشد .

قطعات ويژوال :
دلفي کتابخانه اي از قطعات ويژوال (VCL) دارد.برنامه نويس مي تواند قطعاتي ايجاد کند و به اين کتابخانه بيفزايد .برنامه دلفي مجموعه اي از اين قطعات مي باشد تمام قطعات موجود در اين کتابخانه در نوار ابزار ظاهر مي شود و به راحتي قابل دسترسي هستند.

فرم ها :
فرم اساس تمام برنامه هاي دلفي مي باشد فرم همانند پنجره در محيط ويندوز مي باشد . تمام قطعات مورد نياز در برنامه در فرم قرار مي گيرند تا از آنها براي طراحي برنامه استفاده شود هر فرم داراي خواصي مانند طول ، عرض، عنوان ، رنگ و … مي باشند . 

نگاه اجمالي بر  IDE دلفي:
(integrated development environment)
نگاه اجمالي بر قسمت هاي مهم و ابزار هايي از integrated development environmen. IDE دلفي:
براي شروع كار در قدم اول ،يكي از روش ها براي اجرا دلفي انتخاب كنيد                         Programs|BorlandDelphi7|Delphi7 ازمنويStart.وقتي كه دلفي اجرا ميشود (حدودا يك دقيقه كامل طول مي كشد،بستگي به كارايي سخت افزار شما دارد تا وارد محيط برنامه دلفي شويد) پس از وارد شدن به محيط برنامه منوي زير يا رابط كاربر ظاهر مي شود . رابط کاربر جايي است كه شما مي توانيد پروژه خود را طراحي،كامپايل(compile) و اشكالزدايي(Debugging) كنيد

عتیقه زیرخاکی گنج