• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مورادزیر است:

       در اوايل دهه  60 ميلادي ايالات متحده در آستانه شکل گيري تکنولوژي نويني در مهندسي برق بود. ترانزيستور که کمي پس از پايان جنگ جهاني دوم توسط سه دانشمند در آزمايشگاههاي كمپاني بل ابداع شده بود، کم کم جايگزين رقيبش لامپ خلا مي شد.
در سال ۱۹۶۸ رابرت نويس و گوردون مور، دو نفر از پايه گذاران اصلي كمپاني فيرچايلد شرکت جديدي موسوم به اينتل  تاسيس نمو دند. در سال ۱۹۶۹ يک شرکت ژاپني سازنده ماشين حساب, به آنها سفارش يک آي سي خاص براي ماشين حسابهاي جديد خود داد و يک پردازنده مرکزي (CPU)  چهار بيتي بر روي يک تراشه ساخته شد و بدين ترتيب خانواده   IC هاي اينتل ۴۰۰۰ متولد گرديد. اين روند ادامه پيدا کرد و در سال ۱۹۷۲, آي سي هشت بيتي ۸۰۰۸ , پس از آن ۸۰۸۰ , ۸۰۸۵ ودر اواخر دهه۱۹۷۰ چند ميکروپروسسور ۱۶ بيتي به بازار عرضه شد .
باس را مي‏توان يک مجموعه خط(سيم) براي انتقال داده بين يک ارسال كننده داده و يک گيرنده تعريف کرد. معمولا  خطوط سيگنالي را كه با يكديگر وجه مشتركي دارند پهلوي هم گذاشته و آن را يك باس مي ناميم. به اين ترتيب باس داده,  باس آدرس و باس کنترل و غيره را به دست مي‏آوريم. در يک طراحي مناسب,  بايد مسائلي از قبيل مصونيت در مقابل نويز, اثرهاي بارگذاري ac و dc,  انعکاس ناشي از پالس هاي منطقي سريع و نيز تداخل بين هادي‏‏هاي موازي بايد در نظر گرفته شوند.  ولي،  از آنجا که ما در اين درس درصدد پرداختن به جنبه الکترونيک عناصر نيستيم،  از بحث در باره اين مسائل صرف نظر مي کنيم.
۱-۱-۱  باس نوع اول

روي باس نوع ۱, يک فرستنده سيگنال و يک گيرنده داريم. از آنجا که ميکروپروسسورها با استفاده از تكنولژي  MOS  ساخته شده اند و توانايي جرياندهي شان بسيار محدود است, به عنوان يک قاعده کلي هرگاه بار روي باس از توانايي جرياندهي ميکروپروسسور بيشتر باشد, يا گيرنده در برد اصلي نباشد بافر لازم است. منظور از بافرکردن باس, اتخاذ روشي براي اطمينان از انتقال سطوح منطقي معتبر بر روي باس است.
شکل ۱-۱ چند نوع بافر  متداول را نشان مي دهد. آي سي هايي از خانوادة  TTL  مانند ۷۴LS245  و ۴LS244 اين جنبه گيرا را دارند که در هر آي‏سي هشت بافر وجود دارد. معمولا نه تنها بافر کردن فرستنده, که بافر کردن ورودي گيرنده ها نيز سودمند است,  زيرا اين کار مقدار بارهايي را که مي توانند روي باس قرار بگيرند بسيار زياد مي‏کند. در مورد اين دو آی‏سی در بخش ۱-۱-۳ بيشتر توضيح داده شده است.
تمام بافرهاي شکل ۱-۲ توانايي سه حالته بودن را دارند, به اين معني که علاوه بر دو حالت ۰ و۱ منطقي, يک حالت سوم هم مي‏توانند داشته باشند. اين حالت سوم در واقع حالت امپدانس بالا  يا مدار باز است. بافرهاي سه حالته اجازه مي‏دهند چند فرستنده يک خط باس را کنترل کنند. اگر تمام فرستنده‏ها بجز يکي در حالت  امپدانس بالا قرار گيرند هيچ تداخلي پيش نمي‏آيد. اين خاصيت در مورد باس نوع سوم مورد استفاده قرار مي‏گيرد
در باس نوع ۲, چند فرستنده و يک گيرندة سيگنال داريم. اين نوع باس را نمي‏توان با گيت‏هاي TTL  استاندارد ساخت. شکل ۱-۲ دليل اين امر را نشان مي‏دهد. تا وقتي هر دو فرستنده مي‏خواهند مقدار منطقي يکساني روي خط قرار دهند, اشکالي پيش نمي‏آيد. ولي همين که خروجي يکي ۱ و يکي ۰ باشد, باس وضعيت مبهمي پيدا مي‏کند و بدتر اينکه امکان دارد از گيتي با خروجي ۱ جريان زيادي وارد گيتي با خروجي ۰ شود و هر دو گيت آسيب مي ببينند. اين وضعيت, نزاع بر سر باس نام دارد

عتیقه زیرخاکی گنج