• بازدید : 86 views
  • بدون نظر
يکی از اصلی ترين اھداف زبان برقراری ارتباط جھت انتقال اطلاعات عواطف و احساسات می باشد . در راستای نيل به
اين ھدف رويکرد به تعامل ھای گفتاری در حيطه ارتباطات اجتماعی از اھميتی ويژه برخوردار است . اھميت اين حوزه
از کاربرد زبان که به شکلی غير مستقيم با مولفه ھای جامعه شناسی زبان در ارتباط است با گسترش صنعت جھانگردی
بيش از گذشته نمايان شده است.
در اين کتاب الگوھای متونی که به شکل شفاھی در محاورات روزمره قابل مشاھده ھستند معرفی شده است . فراگيری اين
متون نه صرفا به عنوان ساختار ثابت بلکه به عنوان الگوی نمونه برای ساخت متن ھای شفاھی مشابه توصيه می شود ….
در ادامه با ما همراه باشید تا با پرداخت مبلغ ناچیز به بقیه مطالب ارزشمند این فایل دسترسی پیدا کنید.

امیدواریم از مطالب ارائه شده نهایت استفاده را ببرید و با خرید و دانلود این فایل بسیار ارزشمند علاوه بر دستیابی به مطالب مفید از ما حمایت

 نمایید  تا بتوانیم محصولات درخور شایسته دیگری به شما عزیزان ارائه بدهیم.

  • بازدید : 30 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-خرید اینترنتی تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-دانلود رایگان مقاله رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نقش زبان در شكل گيري شخصيت و روابط انسان
نظری اجمالی به زبان درونی و رويكرد شخصيتي 
شخصیت دیداری 
شخصيت شنيداري
شخصیت احساسی 
مرحروميت زبان
يادگيري زبان، كاري شاق 
تبعيض و بي عدالتي
چكار مي توان كرد؟
چرخش زبان شناختی یکی از ریشه های عمیق تفکر پسامدرن شناخته می شود 

نقش زبان در شكل گيري شخصيت و روابط انسان
اگر تاکنون ” قدرت خارق العاده بازتاب دادن” را تـجربه نکرده ایـد، حـالا فرصت خوبی است که این کار را انجام دهید چراکه “زبان هـای درونی” حـالـت پیشرفته بازتاب هـای درونی افراد می باشند. با بازتاب دادنهای اولیه، فرد با طرف مقابل خـود ارتـباط برقرار می کند و این احساس را در آنها بـوجـودمی آورد که می توانند به او اعتماد کنند. مرحله بعدی درک “زبان درونی” آنـهاست تـا بتـوانـید بــا زبان خودشان با آنهاصحبت کنید و آنها را به طور کامل متوجـه منــظورتان کنید. 
در روابط عاشقانه و قرارهای ملاقات ما نمی توانیم به راحتی “ارتباط” برقرار  کنیم. حتی زن و شوهرها که یکدیگر را خیلی خوب می شناسند، باز هم توانایی برقراری ارتباط مناسب با یکدیگر را ندارند، به این خاطر که هیچ گاه یاد نگرفته اند که زبان درونی یکدیگر را درک کنند. 
در اینجا مثالی می زنیم؛ مردي می خواهد سالگرد ازدواجشان را جشن بگیرد. به این منظور میزی را در یک رستوران مناسب رزرو می کند. او غذای مورد علاقه خانم را سفارش می دهد و شام فوق العاده ای را ترتیب می دهد. او به خودش اطمینان دارد که همه کارها را به بهترين وجه انجام داده. از سوی دیگر خانم حال مناسبی ندارد و خسته از محل کار برگشته. این سورپرایز برایش اصلاً جالب نیست و نهایتاً با سر درد شدید از رستوران به خانه باز می گردد. 
چه اتفاقی روی داده است؟ کاملاً واضح است. زبان درونی آقا دیداری است و زبان درونی خانم، شنیداری. رستوران شلوغ بوده و میز آنها اگر چه دورنمای خوبی داشته، اما نزدیک به آشپزخانه بوده. آقا در هنگام صرف شام به غروب خورشید نگاه می کرده و مانند خیلی از مشتری های دیگر به هیچ وجه متوجه شلوغی نشده. 
خانم متوجه می شود که میز آنها یکی از بهترین میزها بوده و می خواهد به خاطر آن از همسرش تشکر کند، اما متاسفانه سر و صدایی که از آشپزخانه به گوش می رسد، اعصاب او را بهم می ریزد و شب او را خراب می کند. خانم احساس می کند که شکایت کردن نشان دهنده بی احترامی و بی حرمتی است، اما به فکر فرو می رود و با خودش می گوید: “این مرد چش شده؟ چطور می تونه فکر کنه این جای مزخرف، رمانتیکه؟!” 
این زوج تا زمانیکه پایشان به سمت مشاور کشیده نشود، متوجه نخواهند شد که زبان درونی هم وجود دارد. زمانیکه متوجه تفاوت های درونیشان بشوند، تمام حساسیت های میان آنها قابل درک و حل شدنی خواهد شد. خانم می تواند از چشم های آقا که زیبایی ها را می بینند، تشکر کند و آقا هم از گوش های خانم که زیبایی ها را می شنوند. از آن به بعد برای آنها تصمیم گرفتن در مورد مکان مناسب برای صرف شام خیلی راحت تر می شود. آنها به آسانی می توانند بر سر هزاران مسئله دیگر که قبلاً غیر قابل بحث بوده، به توافق برسند. 
نظری اجمالی به زبان درونی و رويكرد شخصيتي 
مقوله زبان درونی از شاخه نظری “عصب شناسی و زبان” (NLP) گرفته شده است. البته این بحث دارای تعاریف مختلفی می باشد. به عنوان مثال “تونی رابینز” از این نسخه در مراسم سخنرانی خود استفاده می کرده. به هر حال این مقوله ساخته ذهن من نیست و محققان بیشماری در مورد آن دعاوی مختلفی را منتشر نموده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر به خواندن مقاله ادامه دهید. 
ما مفاهیم دنیای اطراف خود را از طریق دیدن، شنیدن و احساس کردن درک می کنیم. در یک فضای بخصوص، افراد مختلف، متوجه اشیاء مختلفی می شوند. NLP  به ما کمک می کند که بتوانیم این تفاوت را تشریح کنیم. 
برخی از افراد دنیای خود را با دیده هایشان می شناسند و برخی دیگر با شنیده ها. در این میان عده دیگری نیز هستند که با حس کردن به شناختن محیط اطراف خود می پردازند. اما مشکلی که در اینجا مطرح می شود این است که هیچ کدام از انواع دریافت ها، قابل رویت نیستند به همین دلیل دیگران به سختی می توانند متوجه شوند که شما چگونه اطراف خود را می شناسید. هر چند ما در زندگی خود با افراد زیادی برخورد می کنیم که رنگ پوست و موی متفاوتی با ما دارند، اما چون این طور چیزها قابل رؤیت هستند، چندان عجیب به نظر نمی رسند؛ اما زمانیکه نوبت به زبان درونی می رسد، مسائل قدری پیچیده تر می شوند. مانند خانمی که همسرش او را به رستوران برده، ما هم نمی توانیم از درک دیگران دریافت کاملاً صحیحی داشته باشیم. 
ادامه این مقاله به شما کمک می کند که تشخصی دهید جزء افراد دیداری، شنیداری و یا احساسی هستید. همچنین به شما کمک می کند تا بتوانید به زبان درونی دیگران نیز پی ببرید. 
اما به خاطر داشته باشید که با خواندن این مقاله یک متخصص نمی شوید، بلکه میتوانید در رابطه خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنید. پس سعی کنید: 
۱- از تفاوت های موجود میان این زبان های نامرئی درونی به نفع خود استفاده کنید. 
۲- هیچ گاه تصور نکنید که با در نظر گرفتن زبان درونی دیگران به حریم شخصی خود لطمه می زنید، بلکه به این فکر کنید که با تفهیم دیدگاههای دیگران می توانید چیزهای جالب و جدیدی را به زبان درونی خود اضافه کنید. 
در این قسمت نگاه کوتاهی به هر یک از این نوع زبان های درونی می اندازیم. 
شخصیت دیداری 
خانم ها و آقایون دیداری که معمولاً جزء تیپ A به شمار می روند، دلشان می خواهد همه وقایع را تا آنجایی که امکان دارد با چشم های خودشان تجربه کنند. آنها خیلی مراقب ظاهر و قیافه خودشان هستند و سعی می کنند در هر حالتی، لباس های تمیز و مرتبی بر تن کنند، حتی زمان باغبانی. 
آنها خودشان را با مقوله های دیداری به دیگران نشان می دهند. به عنوان مثال زمانیکه می خواهند موافقت خودشان را با شما اعلام کنند، می گویند: “بله درست است، من همه چیز را به وضوح می بینم.” زمانیکه می خواهید از آنها سؤال مهمی بپرسید، مستقیماً به چشم هایشان خیره شوید. به خوبی متوجه می شوید که پیش از پاسخ دادن چشم هایشان به سمت بالا متمایل می شود تا بتوانند جواب پرسش شما را در ذهن خودشان به تصویر بکشند. افرادی که جزء این گروه قرار دارند معمولاً در ابراز احساسات اندکی کند عمل می کنند. 
شما اگر خودتان هم یک انسان دیداری نباشید، اما می توانید به راحتی با این گروه ارتباط برقرار کنید چرا که آنها به راحتی می توانند به طرق مختلف زیبایی را به زندگی شما هدیه کنند. به عنوان مثال برای آخر هفته یک برنامه جالب می ریزند و شما را به سمت یک مکان خوش منظره هدایت می کنند. برای برقراری مناسب با این افراد سعی کنید موضوعات مختلف را برایشان به تصویر بکشید و در نهایت بگویید: ” می توانی آنرا تجسم کنی؟” به جای اینکه بگویید: “به گوشت چطور می آید؟” و یا “چه احساسی در مورد آن داری؟” 
شخصیت شنیداری 
خانم ها و آقایونی که در این دسته جای می گیرند معمولاً کمی آرامتر هستند. مانند همان خانمی که در قسمت بالا به آن اشاره شد معمولاً به صداها خیلی حساس هستند: از یک عدم تعادل ناچیز در استریو خانه گرفته تا موتور دیزلی یک کامیون در یک بعد از ظهر آرام. 
همانطور که ممکن است تا این لحظه حدس زده باشید، این افراد تبحر خاصی در برقراری ارتباط با سایرین دارند. آنها از صحبت کردن لذت می برند و به راحتی می توانند ذهن شما را از روی لحن صحبت کردنتان بخوانند. در حالیکه با آوای لغات هماهنگ هستند، گاهی اوقات با تمام مسائل به طور تحلیلی برخورد می کنند، ناهنجاری های دیگران را به آنها گوشزد کرده و به جای نشان دادن راه حل، آن را بیان می کنند. 
آنها احساسات خود را با زبان نشان می دهند. پیش از پاسخ دادن به یک سؤال چشم هایشان به سمت راست و چپ می رود، مانند نگاه کردن به یک مسابقه تنیس، که البته این امر بدان معناست که آنها در درون خود مکالمه کوتاهی در مورد موضوع مورد بحث دارند. 
یک فرد شنیداری با افراد غیر شنیداری می تواند رابطه خوبی برقرار کند. البته این گروه به سرعت متوجه کوتاه کردن موها و یا صورت اصلاح کرده شما نمی شوند. آنها بیشتر به “درون” شما علاقه دارند و حریصانه منتظر شنیدن این مطلب هستند که شما روز خود را چگونه گذرانده اید. 
زبانی که صحبت می کنند خیلی ساده است: “من شنیدم چی گفتی” به جای اینکه بگویند: “من دیدم” یا ” من احساس کردم.” 
  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق تاريخچه زبان و ادب و فارسی-خرید اینترنتی تحقیق تاريخچه زبان و ادب و فارسی-دانلود رایگان مقاله تاريخچه زبان و ادب و فارسی-تحقیق تاريخچه زبان و ادب و فارسی
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
زبان فارسي زبان بين المللي عرفان است چه بسيار عارفاني كه از ترك و عرب و هندي كتابهاي عرفاني خود را به فارسي نوشته اند. مكتب‌ تصوف‌ هندوايراني‌ كه از طريق‌ ايران‌ به‌ آسياي‌ غربي‌ و حتي‌ شمال‌ آفريقا نشر يافت‌ بيشتر كتابها و متون خود را به‌ نثر يا شعر فارسي‌ نوشته‌ شده‌ و زبان‌ تصوف‌ در شبه‌ قاره‌ي‌ هند و حتي در ميان تركان همواره‌ فارسي‌ بوده‌ است‌.  در ادامه برای آنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو-دانلود رایگان مقاله بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو-دانلود ریاگان تحقیق بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو-تحقیق بررسی فراهنجاری های زبانی شعر شاملو

این فایل در ۱۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
نقشهای زبان 
کمتر کتابی درزمینه ی زبانشناسی می توان یافت که بخشی از آن به توصیف نقش های زبان اختصاصی داده نشده باشد. درمیان تمامی این توصیف ها، بیش از همه باید به دید گاه مارتینه(Martinet, A 1960)  هلیدی(Halliday, M.A. K. et al.1973.  ) ویا کوبسن(Jakobson, R, 1960)  توجه کرد.
در قرن بیستم که زبان شناسی وارد مرحله نوینی شد زبان شناسان نظراتی متفاوت درباره نقش های زبان ارائه دادند، همچنین روان شناسان و اهل منطق. بعضی نقش های زبان را چهار تا دانسته اند و بعضی بیشتر، حتی یعضی برای زبان پانزده نقش بر شمرده اند. چند عامل یا اشکال سبب اختلاف نظر دانشمندان در مورد نقش های زبان شده است. ما در این گفتار ضمن بررسی نظرات این سه زبان شناس معروف درباره نقش های زبان، به بررسی اشکالات تقسیم بندی آنان می پردازیم و نظر جدید خود راارائه می دهیم.( وحیدیان کامیار، تقی. ۱۳۸۳٫ صص ۲۸-۲۹٫) 
نقش های گوناگون که این زبانشناسان به دست داده اند، به نظر می رسد که کامل کننده یکدیگرند وچنین می نماید که طرح به دست داده شده از سوی یا کوبسن را بتوان نمونه ای منسجم تر دراین میان دانست.
یاکوبسن به هنگام طرح نقش های زبان(فالر، راجر و دیگران. ۱۳۶۹، ص ۷۷) .
 ابتدا نموداری کلی از روند ایجاد ارتباط به دست می دهد. به اعتقاد وی، گوینده پیامی را برای مخاطب می فرستد، پیام زمانی موثر خواهد بود که معنایی داشته باشد وطبعاً می باید از سوی گوینده رمز گذاری واز سوی مخاطب رمز گردانی شود. پیام از طریق مجرای فیزیکی انتقال می یابد. وی فرایند ارتباط کلامی را درنمودار (۱) به دست می دهد. فالر، راجر و دیگران، ۱۳۶۹، ص ۷۷٫)

موضوع
پیام
مخاطب ………………………………………………..گوینده
مجرای ارتباطی
رمز

نمودار (۱)
یا کوبسن شش جزء تشکیل دهندهٴ فرایند ارتباط یعنی گوینده، مخاطب، مجرای ارتباطی، رمز پیام وموضوع را که حاصل معنی است، تعیین  کنندﮤ نقشها ی ششگانه¬ي زبان می داند.

۱-۱-۱ نقش های زبان از دیدگاه یاکوبسن 
وی دراصل دیدگاه بولر را مبنای کار خود قرارمی دهد(Bühler, K, 1935. P. 25 ) وبه تکمیل آن می پردازد این نقشهای ششگانه عبارتند از:

۱-۱-۱-۱ نقش عاطفی(emotive) 
به اعتقاد یاکوبسن  دراین نقش از زبان جهت گیری پیام به سوی گوینده است. این نقش زبان تأثیری ازاحساس خاص گوینده را به وجود می آورد، خواه گوینده حقیقتاًًًًًً آن احساس را داشته باشد وخواه وانمود کند که چنین احساسی  را دارد فالر، راجر و ديگران،۱۳۶۹، ص ۷۸). یاکوبسن معتقد است که نقش صرفاً عاطفی زبان در حروف ندا تظاهر می یابد، مانند « ای وای » یا حتی اصواتی نظیر«نچ نچ »وجز آن. این نقش نخستین بار توسط مارنی مطرح شد(Lyons, J. 1977. P. 52. 
). این همان نقشی است که مارتینه آن را با اندکی کسترش «حدیث نفس» می نامد(Martinet, A. Eléments de Linguistique Générale, Paris, 1977. p. 10. )
۱-۱-۱-۲ نقش ترغیبی(conative ) 
دراین نقش جهت گیری پیام به سوی مخاطب است. ساختهای ندایی یا امری را می توان بارز ترین نمونه های نقش ترغیبی زبان دانست. صدق یا کذب این گونه ساختها قابل سنجش نیست، مانند«این کتاب را بخوان »، «ای خدا» و جزآن. این نقش زبان، پیش از یاکوبسن با اندک تفاوتی از سوی بولر مطرح شده بود. آنچه مارتینه تحت عنوان حدیث نفس به دست می دهد، در اصل آمیزه ای از نقش عاطفی و برخی از ساختهای ندایی مطروحه درنقش ترغیبی است. ازنظر مارتینه صورتهایی نظیر«ای وای»و« یا خدا» هردو در چهار چوب نقش حدیث نفس زبان قرار می گیرند.( Martinet, A. 1977. PP. 9-10.) 

۱-۱-۱-۳ نقش ارجاعی(refrential) 
دراین نقش، جهت گیری پیام به سوی موضوع پیام است و صدق وکذب گفته هایی که ازنقش ارجاعی برخوردارند به دلیل آن که جملاتی اخباری به شمار می روند، از طریق محیط امکان پذیر است. مانند « امروز باران می بارد»، « برادرم به دانشکده رفته است» وجز آن. یا کوبسن براین نکته تاکید دارد که تمایز میان نقش ارجاعی ونقش ترغیبی زبان از طریق امکان تشخیص صدق یا کذب گفته مشخص می گردد وجملات اخباری زبان تماماً از نقش ارجاعی برخوردارند. لاینز(Lyons, J, 1977. P. 50.)
 این نقش را توصیفی(Descriptive) و بولر آن را بیانی انگليسي می نامد(- Lyons, J 1977. P.52.). 

۱-۱-۱-۴ نقش فرازبانی(metalinguistic )
به اعتقاد یا کوبسن، هرگاه گوینده یا مخاطب یا هر دو آنها احساس کنند لازم است از مشترک بودن رمزی که استفاده می کنند مطمئن شوند، جهت گیری پیام به سوی رمز خواهد بود. درچنین شرایطی زبان برای صحبت دربارﮤ خود زبان به کار می رود و واژگان مورد استفاده شرح داده می شود. از نقش فرازبانی بویژه درفرهنگهای توصیفی استفاده می شود، برای نمونه جمله ای نظیر «عمو یعنی برادر پدر» نشان دهندﮤ کاربردی فرازبانی است، یا مثلاً « گفتم جواد، جیم واو الف دال » Lyons, J 1977. P.10.)

۱-۱-۱-۵  نقش همدلی(phatic) 
دراین نقش، جهت گیری پیام به سوی مجرای ارتباطی است. بنا به گفته¬ي یاکوبسن، هدف برخی از پیام ها این است که ارتباط برقرار کنند، موجب ادامه¬ي ارتباط شوند یا ارتباط را قطع کنند، برخی دیگر عمدتاً برای حصول اطمینان از عمل کردن مجرای ارتباط استفالر،  ترجمه مریم خوزان. ، ص۷۹). مانند «الو؛ صدایم را می شنوی؟ »،« خانم وبچه ها چطورند؟» وجز آن. 

۱-۱-۱-۶ نقش ادبی(literally) 
دراین نقش از زبان، جهت گیری پیام به سوی خود پیام است. دراین شرایط پیام فی نفسه کانون توجه قرار می گیرد. به اعتقاد یاکوبسن، پژوهش دربارﮤ این نقش زبان بدون درنظر گرفتن مسائل کلی زبان به ثمر نخواهد رسید واز سوی دیگر بررسی زبان نیز مستلزم بررسی همه جانبهنقش شعریpoetic آن است(فالر، راجر و ديگران، ۱۳۶۹، ص ۸۱٫) 
به اعتقاد نگارنده این سطور کاربرد اصطلاح « نقش شعری» واستفاده از واژﮤ« شعر» یاکوبسن خود براین نکته اذعان دارد که نقش شعری زبان را نمی توان محدود به شعر دانست وساختار شعر نیز محدود به نقش شعری زبان نیست بنابراین شاید بهتر باشد از این پس دراین مختصر به هنگام طرح این زبان از اصطلاح « نقش ادبی» استفاده شود، که دراصل همان نقشی است که ماتینه آن را« نقش زیبایی آفرینی» می نامد.( Martinet, A, 1977. P. 10.) 
به این ترتیب می توان براساس دیدگاه یاکوبسن، نمودار (۲) را که تلفیقی از عناصر سازندﮤ ارتباط ونقشهای ششگانه¬ي زبان است به دست داد:
۳ اشکالات تقسیم بندی مارتینه
اشکال اول نقش پنداشتن چیزهایی كه نقش نیست. مارتینه، زبان شناس فرانسوی، زبان را دارای چهار نقش می داند: ارتباطی، تکیه گاه اندیشه، عاطفی (حدیث نفس)، و ایجاد زیبایی. (مارتینه، ۱۹۶۶: ۱۸-۱۹)
بر این نظر دو اشکال وارد است. نخست این که تکیه گاه اندیشه و ابزار تفکر بودن زبان نقش نیست. گرچه اندیشیدن به معنی واقعی آن بدون زبان میسر نیست و بعضی از دانشمندان قوانین اندیشه را متکی بر قوانین زبان می دانند، اما بعضی دیگر بر این باورند که اندیشیدن به صورت ساده و ابتدایی یک گام جلوتر از زبان است؛ به هر حال اندیشه و زبان همیشه با هم هستند و رابطه متقابل دارند. اصولا وقتی می گوییم اندیشیدن بدون زبان ممکن نیست، یعنی علت وجودی اندیشه زبان است نه این که یکی از نقش های زبان اندیشیدن باشد؛ به عبارت دیگر می شود گفت که زبان را می توان برای برقراری ارتباط یا حدیث نفس به کار برد اما نمی شود گفت زبان را برای اندیشیدن هم می توان به کار برد، زیرا همیشه اندیشه با زبان همراه است حتی در نقش های دیگر مانند حدیث نفس یا ترغیبی. ناگفته نماند به همین دلیل زبان شناسان دیگر مانند یاکوبسن و هلیدی اندیشیدن را جزو نقش های زبان نیاورده اند.

۱-۱-۴ اشکالات تقسیم بندی هلیدی
 اشکال دیگر(نقش ادبی) در نظر مارتینه را بعد بررسی می کنیم.
اشکال دوم این است که زیر طبقه های یک مقوله را نقش های متفاوت پنداشته اند. مثلا مایکل هلیدی زبان شناس انگلیسی برای زبان هفت نقش می شناسد (هلیدی، ۱۹۷۳، صص ۱۹-۲۱)
۱٫ ابزاری، مانند: این دادگاه شما را مجرم می داند.
۲٫ تنظیم کننده، مانند: من شما را مجرم می دانم و به دو سال زندان محکوم می کنم.
۳٫ توضیحی یا پرسشی، مانند: رئیس جمهور دیشب نطقی کرد؟
۴٫ عمل متقابل که برای برقرار کردن و نگه داشتن ارتباط به کار می رود.
۵٫ شخصی یا عاطفی.
۶٫ کاوشی یا اکتشافی که برای پرسش برای دانستن است.
۷٫ تخیلی یا ادبی.
 از این هفت نقش، نقش های ابزاری، تنظیم کننده و توضیحی زیر مجموعه های نقش ارتباطی هستند. نقش توضیحی نیز همان ارتباطی است منتها به صورت پرسش.
در مورد نقش تخیلی یا ادبی اینک بحث خواهیم کرد (وحیدیان کامیار، تقی. ۱۳۸۳٫ صص ۲۹-۳۰).

۱-۲ نقش زیبایی آفرینی یا ادبی
چنان که دیدیم هر سه زبان شناس یکی از نقش های زبان را نقش ادبی یا زیبایی آفرینی می دانند، حال آنکه زیبایی آفرینی یکی از نقش های زبان نیست بلکه زبان زیبا خود زبانی مستقل است و متفاوت با زبان معمولی یا هنجار.
اصولا زیبایی آفرینی چگونه ممکن است یکی از نقش های زبان باشد حال آنکه نقش های دیگر زبان مانند عاطفی، ارتباطی، ترغیبی نی می توانند زیبا باشند؟
مارتینه خود به این مشکل پی برده و چنین گفته: «نقش ایجاد زیبایی مخصوصا در آثار ادبی چنان با نقش های ارتباطی و حدیث نفس در آمیخته است که غالباً نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد و تحلیل آن دشوار است (مارتینه ۱۹۶۶: صص ۱۸-۱۹).
اعتقاد به وجود نقش ادبی موجب تداخل نقش های زبان هنجار با نقش ادبی گردیده و بعضی از زبان شناسان مانند هلیدی و یاکوبسن برای پرهیز از این تداخل، نقش های ارتباطی، عاطفی، و ترغیبی را فقط در زبان هنجار بررسی می کنند و به مواردی که زیبا هستند نمی پردازند، بعلاوه نقش های ارتباطی، عاطفی، و ترغیبی که همه نقش های مختلف زبان معمولی یا هنجار هستند هیچ کدام زبانی متفاوت ندارند، اما نقش زیبایی آفرینی زبانی خاص و متفاوت دارد، زبانی که از هنجار های زبان عادی می گریزد، و چنان که گفتیم، اگر هنجار گریز نباشد و با زبان هنجار متفاوت نباشد زیبا و ادبی نمی شود؛ به عبارت دیگر، زیبایی آفرینی معلول و مرهون همین هنجارگریزیها یا دقیقتر بگوییم فراهنجاریها و تفاوتهاست.
اصولا زیبایی آفرینی خود زبانی متفاوت و فراهنجار دارد و مستقل است و به همین دلیل مانند زبان هنجار خود نقش های متفاوت دارد، یعنی نقشهای عاطفی، ارتباطی، ترغیبی و …
متفاوت بودن زبان ادب با زبان معمولی امری بدیهی است و زبان شناسان بر این نکته تاکید کرده اند، مثلاً یاکوبسن می گوید که زبان شعری نوعی تهاجم سازمان یافته بر زبان محاوره یا اطلاع رسانی است (یاکوبسن: ۷۷، ۳۵۰٫) اشکلوفسکی و هاورانک و دیگر صورتگرایان شعریت شعر و ادبیات را در برجسته سازی و آشنایی زدایی و هنجارگریزی زبان می دانند و بر این باورند که زبان هنجار بر اثر تکرار و حالت روزمرگی داشتن فاقد جاذبه و زیبایی است و در صورتی زیبا می شود که شاعر و نویسنده هنجار های زبان را رها کنند و زبان را بیگانه و نا آشنا سازند و به عبارت دیگر زبانی نو و بدیع پدید آورند تا برجستگی و جاذبه و زیبایی پیدا کند.
  • بازدید : 89 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تمدن اسلامي در نتيجه‌ي سفارش‌هاي اسلام به دانش‌اندوزي و بهره‌گيري از دانش تمدن‌هاي پيشين پديد آمد. اسلام در كمتر از يك سده به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اسپانيا گسترش يافت و ميانه‌ي زمين، قلمرو جهان اسلام شد. در اين منطقه‌ي پهناور، كه زادگاه چند تمدن درخشان بود، مسلمانان دستاوردهاي تمدن‌هاي پيشين را پذيرفتند و با توسعه‌ي آن‌ها، تمدن شكوهمندي را به وجود آوردند. ايرانيان در پديد آوردن تمدن اسلامي سهم زيادي داشتند و اين تمدن زمينه‌ساز نوزايي در اروپا شد.  
سفارش‌هاي ماندگار 
معجزه‌ي پيامبر اسلام(ص) كتاب قرآن است، كتابي كه مسلمانان را به تفكر دعوت كرده، به شگفتي‌هاي طبيعت قسم ياد كرده و ايمان دانايان را محكم‌ترين ايمان دانسته است. پيامبر اسلام(ص) نيز پيوسته مسلمانان را به دانش‌اندوزي سفارش مي‌كردند. به فرموده‌ي آن حضرت، دانش‌اندوزي بر هر زن و مردي واجب است و دانش را بايد از هر سرچشمه‌اي گرفت حتي اگر در چين باشد و حتي اگر آموزگار آن فردي غير مسلمان يا كافر باشد. از اين رو، مسمانان از همان سده‌هاي نخستين به فراگيري دانش و توسعه و گسترش آن روي آوردند و با بهره‌گيري از اندوخته‌هاي پيشين بشري و توسعه‌ي آن، توانستند يكي از باشكوه‌ترين تمدن‌هاي بشري را به ارمغان بياورند.

گسترش اسلام 
مسلمانان در سال ۲۱ تا ۲۲ هجري قمري سپاه ساسانيان را در نبرد قادسيه و نبرد نهاوند شكست دادند. مردم ايران كه از ستم و فساد سال‌هاي پاياني حكومت ساساني رنج مي‌بردند از خود مقاومت چنداني نشان ندادند. آنان پيام برابري و عدالت اسلام را به گوش جان شنيدند و به پيروي از اين دين توحيدي روي آوردند. مسلمانان در نبرد يرموك(در سوريه) ارتش امپراتوري روم غربي(بيزانس) را در حالي شكست دادند كه از نظر تعداد، دو برابر مسلمانان بودند. آنان سوريه و فلسطين و درواقع بخش زيادي از بيزانس را فتح كردند. به زودي نداي اذان در مصر و ليبي نيز طنين انداز شد و چندي بعد مسلمانان اسپانيا را نيز فتح كردند. 
زبان بين‌المللي 
اسلام به سرزمين‌هايي با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان اين سرزمين‌ها كه نداي برابري و بالندگي اسلام آنان را به اين دين جذب كرده بود، به اين دين روي آوردند و براي فهم بيش‌تر كلام خدا به فراگيري زبان عربي پرداختند. به اين ترتيب، براي نخستين‌بار يك زبان بين‌المللي در گستره‌ي وسيعي از جهان رايج شد كه به گسترش دانش و فرهنگ كمك زيادي كرد. زبان مشترك باعث شد كه هيچ دانشمندي در سرزمين‌هاي اسلامي، از هندوستان و آسياي ميانه تا مصر و سوريه و اسپانيا، احساس غربت نكند و براي دانش‌اندوزي به شهرهاي مختلف سفر كند. نگارش كتاب به زبان عربي نيز باعث شد هر دانشمندي از دستاوردهاي علمي دانشمندان ديگر آگاه شود و ارتباط علمي، كه براي پيشرفت دانش اهميت زيادي دارد، به آساني امكان پذير شود. 
نهضت ترجمه 
در زمان هارون الرشيد، خليفه‌ي عباسي، به سفارش يحي بن خالد برمكي، وزير ايراني، كتاب‌خانه‌ي بزرگي به نام خزانه‌ي حكمت(گنجينه‌ي دانش) در بغداد ساخته شد و كتاب‌هاي گوناگون از جاي جاي جهان، به‌ويژه ايران و سوريه، گردآوري شد. مامون عباسي، پسر هارون، كارهاي پدر را پي گرفت و به سفارش ابوسهل فضل بن نوبخت اهوازي، بنيادي به نام بيت الحكمه(خانه‌ي دانش) به تقليد از گندي‌شاپور اهواز ساخت. او گروهي از مترجمان را به رياست يوحنا بن ماسويه، دانشمند ايراني مسيحي، در آن‌جا گرد آورد و همچنين گروهي را به هند، ايران و قسطنطنيه فرستاد تا كتاب‌هاي مفيد را گردآوري كنند. به اين ترتيب، ترجمه‌ي آثار علمي، فلسفي و ادبي از زبان‌هاي سُرياني، پهلوي، هندي و يوناني به زبان عربي، كه از همان سده‌ي نخست هجري آغاز شده بود، شتاب گرفت. 
شكوفايي تمدن اسلامي 
ترجمه‌ي آثار علمي تمدن‌هاي پيشين به عربي باعث شد كه براي نخستين بار بخش عمده‌ا‌ي از دستاوردهاي علمي و فرهنگي بشر تا آن زمان، كنار هم قرار گيرد. مسلمانان به طبقه‌بندي اين دستاوردها و بررسي آن‌ها پرداختند و به اين ترتيب راه را براي پيشرفت‌هاي بعدي هموار كردند. به‌زود توليدي علمي نيز رشد پيدا كرد و ترجمه‌ي دانش ديگران جاي خود را به تاليف و نوآوري‌ داد. كوشش دانشمندان ايراني اين تمدن را به چنان شكوفايي رساند كه تا آن روزگار سابقه نداشت و تا صد‌ها سال پيشاهنگ دنياي متمدن بود. فرهنگ و تمدن اسلامي چنان شكوه و جاذبه‌اي داشت كه تا سال‌هاي زيادي اروپايي‌ها به جهان اسلام سفر مي‌كردند تا در دانشگاه‌هاى شناخته شده‌ي آن روزگار به فراگيري دانش و فن بپردازند. 
زمينه‌هاي نوزايي در اروپا 
مسلمانان در سال ۷۱۱ ميلادي توانستند بخش جنوبي اسپانيا(اندلس) را از فرمان ويزيگوت‌ها، گروهي از بربرهاي اروپا، بيرون كنند. حكومت اسلامي اندلس با پشتيباني از دانشمندان باعث شكوفايي تمدن اسلامي در اين ناحيه شد، به طوري كه برخي از روحانيون مسيحي، از جمله پاپ سيلوِستِر دوم، براى فراگيري دانش به آن‌جا سفر ‌كردند و زبان عربي ‌آموختند. شهر سيسيل(صقليه) در ايتاليا نيز باعث راه يافتن فرهنگ و تمدن اسلامي به اروپا شد. جنگ‌هاي صليبي نيز بر ارتباط اروپاييان با مسلمانان بيش‌تر افزود. در دوران نوزايي اروپا، نخستين دانشگاه‌هاي اروپايي به سبك دانشگاه‌هاي اسلامي كه جامعيه، كليّه و نظاميه ناميده مي‌شدند، ساخته شد. واژه‌ي يونيوِرسيته كه در زبان انگليسي براي دانشگاه به كار مي‌رود، ترجمه‌ي لاتين جامعيه است. 

رو به نشيب 
در سده‌ي پنجم و ششم هجري پاره‌اي از تعصب‌هاي فرقه‌اي روند رشد تمدن اسلامي را آهسته كرد. يورش مغول‌ها با آتش زدن كتاب‌خانه‌ها و كشته شدن يا كوچ بسياري از دانشمندان، همراه بود. اين آسيب‌ها باعث ركود تمدن اسلامي شد. در همين دوران بود كه اروپاييان دوران نوزايي را پشت سر گذاشتند و انقلاب صنعتي را تجربه كردند. اروپاييان قدرتمند به استعمار كشورهاي اسلامي روي آوردند و باعث ويراني بيش از پيش اين سرزمين‌ها شدند. به زودي، سرزمين‌هاي اسلامي چنان از دانش و آگاهي دور شدند كه حتي پيشينه‌ي تمدني خود را نيز از ياد بردند. 
حيات دوباره 
از حدود يك قرن و نيم پيش، برخي از انديشمندان مسلمان، از جمله سيد جمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري، به احياي تفكر اسلامي در سرزمين‌هاي اسلامي پرداختند. كارهاي آنان آرام آرام به بيداري مسلمانان و بيرون كردن استعمارگران از كشورهاي اسلامي منجر شد. اين حركت‌ها باعث اميدواري بيش‌تر مسلمانان به بازسازي تمدن اسلامي شد. شاهد اين واقعيت نيز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بدون وابستگي به بيگانگان و با تكيه بر فرهنگ اسلامي به ثمر نشست و روز به روز بر شكوفايي آن افزوده مي‌شود و براي مسلمانان كشورهاي ديگر، از جمله لبنان، فلسطين، افغانستان، الجزاير و عراق، الهام بخش شده است. بسياري از انديشمندان جهان با اشاره به اين جنبش‌ها از آغاز دوره‌ي دوم شكوفايي تمدن اسلامي سخن مي‌گويند. 
نمونه‌هايي از دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي 
پزشكي 
زكرياي رازي(۳۱۳-۲۵۱ هجري قمري)، بيش از ۵۶ اثر در زمينه‌ي پزشكي نوشت كه مشهورترين آن‌ها الحاوي است. كتاب طب المنصوري رازي(در ۱۰ جلد) نخستين كتاب پزشكي است كه در غرب چاپ شده است. او نخستين پزشكي است كه از نخ‌هايي از جنس مو در جراحي استفاده كرده است. همچنين او نخستين پزشكي است كه آبله را از سرخك و نقرس را از روماتيسم، مجزا دانسته و توصيف دقيقي از اين بيماري‌ها نوشته است. 
ابوعلي سينا(۴۲۸-۳۷۰ هجري قمري)،كتاب قانون را نوشت كه تا سال ۱۶۵۰ ميلادي در دانشگاه‌هاي معتبر جهان تدريس مي‌شد. اين كتاب، كه فرهنگ‌نامه‌ي پزشكي است، دست كم ۸۶ بار ترجمه شده است. ابن سينا نخستين پزشكي است كه از بيمار‌‌شدن استخوان‌ها‌ سخن گفته است. 
ابولقاسم زهراوي، كتاب التصريف را در مباني جراحي نوشت كه به لاتين ترجمه شده است. او سه روش بخيه زدن را، كه بيش‌تر در جراحي شكم به كار مي‌رود، ابداع كرده است. همچنين راهكارهايي براي تسهيل زايمان‌هاي غيرطبيعي پيشنهاد كرده است كه امروزه نيز استفاده مي‌شود. خرد كردن سنگ مثانه در مثانه از نوآوري‌هاي ديگر اوست. 
ابن زهر اندلس كتاب مهمي در زمينه پادزهر نوشت. به علاوه، سير بيماري سرطان معده را بسيار خوب شرح داده است. 
حنين بن اسحاق، نخستين كتاب را در چشم‌پزشكي نوشت كتاب او همراه كتاب علي بن عيسي و عمار موصلي، منبع اصلي چشم پزشكي اروپا شد. 
داروشناسي 
ابن بيطار(وفات ۶۴۶ هجري قمري)، در كتاب الجامع المفردات الادويه و الاغذيه كه به صورت الفبايي تنظيم شده است، هزار و چهارصد داروي حيواني، گياهي و معدني، روش استفاده از آن‌ها و اين كه كدام يك را مي‌توان به جاي ديگري استفاده كرد، شرح داده است. او در نوشتن اين اثر بزرگ از مشاهده‌هاي خود در سفرهاي علمي متعدد به سرزمين‌هاي مشهور آن زمان و كتاب‌هاي ۱۵۰ صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازي و ابن سينا بهره گرفته است. او در اين كتاب نام داروهاي مختلف را به زبان‌هاي مختلف آورده است. 
بيمارستان 
تاريخ‌نگاران بيش از ۸۰ بيمارستان پيشرفته را در سرزمين‌هاي اسلامي توصيف كرده‌اند. بيمارستان بغداد كه در زمان هارون‌ الرشيد ساخته شد، مهم‌ترين و پيشرفته ترين آن‌ها بوده است. محل اين بيمارستان با دقت و بر اساس خوبي آب و هوا انتخاب شد و آب دجله با لوله‌هاي سفالي به داخل همه‌ي اتاق‌هاي آن جريان داشت. رازي هنگام انتخاب محل بيمارستان عضدي بغداد، تكه‌هاي گوشت گوسفند را در مكان‌هاي مختلف شهر آويزان كرد و آن‌ها را پس از ۲۴ ساعت باهم مقايسه كرد. هر كدام تمييزتر و سالم‌تر بودند، در محل آويزان شدن آن، بيمارستان عضدي را ساختند. در اين بيمارستان‌ها بيماران را رايگان درمان مي‌كردند. به علاوه، پس از اين كه بيماران بهبود مي‌يافتند، مبلغي به آنان پرداخت مي‌شد تا به كار كردن در چند روز نخست پس از بهبودي نياز پيدا نكنند تا مبادا بيماري آنان بازگردد. 
جامعه شناسي 
ابن خلدون(۸۰۸-۷۳۲ هجري قمري)، كتاب تاريخ جهان خود را به نام العِبَر نوشت و در مقدمه‌ي آن به تجزيه و تحليل رابطه‌هاي حاكم بر سازمان‌هاي سياسي و اجتماعي بشر بر پايه‌ي عامل‌هاي محيطي و رواني پرداخت. او در اين مقدمه در واقع به علل جامعه شناختي پيشرفت و پسرفت تمدن‌ها مي‌پردازد. اين مقدمه از خود كتاب مشهور تر شد و هنوز هم مورد استفاده‌ي پژوهشگران شرقي و غربي است. 
فيزيك 
ابن هيثم(۴۳۰-۳۵۴ هجري قمري)، قانون‌هاي شكست نور را كشف كرد. به روش علمي ثابت كرد كه بازتاب پرتوهاي نور از روي چيزها به چشم، باعث تشكيل تصوير معكوس روي شبكيه‌ي چشم مي‌شود. او نخستين دانشمندي است كه از نقش مغز در تفسير تصوير سخن گفته است. ارتفاع جو زمين را با بررسي شكست نور محاسبه كرد. قانون اول ترموديناميك را شرح داد. اتاق تاريك درست كرد و با آن آزمايش انجام داد. او چرخ تراشي داشت كه با ان عدسي‌ها و آيينه‌هاي خميده را براي تجربه‌هاي خود مي‌ساخت. 
كمال‌الدين فارسي تفسيري بر شاهكار ابن هيثم، كتاب المناظر، نوشت. او علت به وجود آمدن رنگين كمان در آسمان را به درستي شرح داده و براي اثبات نظر خود، آزمايش‌ انجام داده است 
عبالرحمن خازني(تولد ۵۵۰ هجري قمري) كتاب ميزان الحكمه را نوشت كه آن را مهم‌ترين اثر دانشمندان مسلمان در مكانيك دانسته‌اند. او در زمينه‌ي گرانش، مقاومت سيالات در برابر حركت، وزن مخصوص سيالات و اندازه‌گيري وزن مخصوص مواد سخت پژوهش‌هاي دقيقي انجام داده است. 
شيمي 
جابر بن حيان، به جاي روش ساده‌ي ذوب فلز، روش حل كردن فلز را به كمك اسيد نيتريك، اسيد سولفوريك، جوهر نمك و تيزاب سلطاني(كه خود اختراع كرده بود) ابداع كرد. او را پايه‌گذار دانش شيمي مي‌دانند. 
زكرياي رازي الكل را به صورت خالص تهيه كرد، واژه‌ي الكحول كه به زبان انگليسي نيز راه يافته است، به معناي خالص‌ترين است. از آن‌جا كه از اين ماده براي شست و شوي چشم استفاده مي‌كردند، چشم‌پزشكان مسلمان به الكحال مشهور شدند. رازي نخستين دانشمندي است كه شيمي آزمايشگاهي را به خدمت پزشكي گرفت. 
بسياري از نام‌هاي شيميايي كه امروزه در همه‌ي زبان‌هاي دنيا به كار مي‌روند، از يادگارهاي شيمي‌دانان مسلمان است: شيمي(كيميا)، نيل(آنيلين)، تالكوم(طلق)، زرنيق(آرسنيك)، بوره(براق)، قليا، آلدئيد، زاج سفيد، آليزارين، پتاسيم، سولفور، و …. 
كتابخانه 
در بغداد بيش از صد كتاب‌خانه وجود داشته است. هر مسجدي كتاب‌خانه‌اي داشت. تالار اصلي هر بيمارستان كه محل مراجعه‌ي تازه‌واردها بود، قفسه هايي پر از كتاب داشت. 
در زمان حَكَم دوم، خليفه‌ي اموي آندولس، كتابخانه‌ي قرطبه بيش از ۴۰۰ هزار جلد كتاب داشت و فقط فهرست كتاب‌هاي آن بيش از ۴۴ جلد بود. 
كتاب‌خانه‌ي سلطان مراكش، كه هنگام بازگشت از آندلس، به دست دزدان دريايي افتاد، بيش از ۳۵۰ هزار جلد كتاب بود كه به دست فيليپ سوم، پادشاه اسپانيا رسيد و هسته‌ي اصلي كتاب‌خانه‌ي معروف اسكوريال اسپانيا شد. 




فلسفه 
الكندي(۲۶۰-۱۸۵ هجري قمري)، نخستين فيلسوف جهان اسلام، ۲۷۰ رساله در منطق و فلسفه و ديگر شاخه‌هاي علم نوشت. وي بنيان‌گذار شاخه‌اي از فلسفه اسلامي، به نام فلسفه‌ي مشايي، است. 
ابن سينا، نخستين فيلسوف جهان اسلام است كه كتاب‌هاي منظم و كاملي در فلسفه نوشته است. 
سهروردي فلسفه و عرفان را در هم آميخت و شاخه‌ي جديدي را در فلسفه به عنوان فلسفه‌ي اشراقي بنيان گذاري كرد. 
ابن رشد(۵۹۵-۵۲۰ هجري قمري)، شرح‌هاي كاملي بر فلسفه‌ي ارسطو نوشته و از اين رو در اروپا به شارح ارسطو مشهور شد. او در كتاب‌هاي خود سخن ارسطو را از سخن خود جدا كرده و همين امر باعث توجه اروپايي‌ها به او شده است. دانته از او با عنوان” آن‌كه تفسير بزرگ را نوشت” ياد كرده است. 
ابن طفيل، داستان فلسفي حي بن يقظان را نوشت كه به ۱۵ زبان ترجمه شده است. داستان‌هاي رابينسون كروزوئه، كتاب جنگل و داستان‌هاي تارزان برداشت ضعيفي از اين داستان باشكوه‌اند. 
ملاصدرا، نظام فلسفي مبتني بر شناخت وجود را پايه‌ريزي كرد. وي را محل به هم رسيدن چهار جريان فلسفه، عرفان، كلام و تفسير مي‌دانند. 
رياضي 
محمد بن موسي خوارزمي(وفات ۲۴۹ هجري قمري)، كتابي با عنوان جبر و مقابله( جبر و كاربرد آن در زندگي) نوشت و در آن روش محاسبه با عددهاي هندي را شرح داد. اين كتاب به لاتين ترجمه شد و عددهاي هندي از طريق آن به اروپا راه يافت. به علاوه،كتاب مهمي در روش حل معادله‌هاي درجه دوم نوشت كه به عنوان الگوريتمي در اروپا منتشر شد. او در اين كتاب واژه‌ي شيئ(چيز) را براي مقدار ناشناخته به كار برده است. وقتي كتاب او به اسپانيايي ترجمه شد، واژه‌ي شيء به صورت xay رونويسي شد، چون در اسپانيايي x به صورت ش تلفظ مي‌شود. طي زمان اين واژه به صورت x خلاصه شد و اكنون نشانه‌ي جبري جهاني است. 
ابولوفاي بوزجاني(نيشابوري) رياضي‌دان و اخترشناس ايراني، كتاب هندسه را نوشت و در آن كتاب، روش رسم‌كردن شكل‌هاي گوناگون هندسي با خط‌كش و پرگار و ساختن چندوجهي‌هاي منظم را نوشته است . 
خواجه نصير طوسي، مثلثات را در قالب مستقلي از علم نجوم ريخت و با اين ابتكار گام مؤثري در پيشرفت و توسعه‌ي اين علم برداشت . يكي از آثار نفيس او كه به همين موضوع اختصاص دارد ، كتاب «كشف‌القناع عن اسرار شكل‌القطاع» است. وي در اين كتاب دربار ه‌ي شكل قطاع، محاسب ه‌هاي سينوس و كسينوس، نظري ه‌ي چهارضلعي ‌ ها، حل مثلث  هاي مسطح و كروي و مباحث ديگر با استفاده از تجارب ه‌هاي علماي گذشته داد سخن داده است. لانكوچري هندسه‌ي فضايي را برپايه‌ي اصل پنجم از اصول هندسه‌ي مسطحه‌ي خواجه نصير طوسي بنيان‌گذاري كرد. 
غياث‌ الدين كاشاني، كاشف حقيقي كسر اعشاري است و اندازه‌ي دقيقي از عدد پي به دست آورده است. كتاب مفتاح الحساب او را يكي از برجسته‌ترين كتاب‌ها درباره‌ي محاسبه و نظريه‌ي اعداد مي‌دانند. 
عمر خيام(۵۱۷-۴۲۹ هجري قمري) جبر خيام از برجسته‌ترين كتاب‌هاي رياضي است. وي معادله‌ها را تا درجه‌ي سوم به روش هندسي حل كرده است. تقويم جلالي، كه هنوز در ايران رايج است و از تقويم ميلادي بسيار دقيق‌تر است، از شاهكارهاي اوست. 
زمين‌شناسي 
ابوريحان بيروني(۴۴۲-۳۶۲ هجري قمري)، رياضي‌دان، اخترشناس، پژوهشگر تاريخ و جغرافيا، نخستين دانشمندي است كه علت پديد آمدن چاه‌ها و چشمه‌هايي را كه آب از آن‌ها فوران مي‌كند(چاه‌هاي آرتِزين) به صورت علمي توضيح داده است. او از حركت زمين به دور خورشيد سخن گفته و شب و روز را بر اساس اين حركت توضيح داده است. به علاوه، براي به دست آوردن وزن مخصوص فلزها و سنگ‌هاي بارازش، ترازوي ويژه‌اي درست كرد. وي از دگرگوني‌هاي زمين‌شناختي به خوبي آگاه بوده است. 



اخترشناسي 
خواجه نصيرالدين طوسي(۶۷۲-۵۹۷ هجري قمري)، منظومه‌ي سياره‌اي جديدي طرح ريزي كرد كه شاگردش قطب الدين شيرازي آن را كامل كرد. در اين منظومه، برخلاف منظومه‌ي بطلميوس، زمين درست در مركز عالم قرار دارد. هولاكوخان مغول را به ساختن رصدخانه‌ي مراغه تشويق كرد. 
ابن شاطر، برجسته‌ترين اخترشناس قرن هشتم هجري، مدير سازمان تعيين وقت نماز از طريق دانش اخترشناسي بود. وي در الگوي سياره‌اي خود تغييرات نوي در الگوي بطلميوس به وجود آورد و از آن‌جا كه الگوي وي از نظر رياضي همان الگوي كوپرنيك است، اين پرسش مطرح است كه آيا الگوي او به اروپا رفته است يا نه. 
البتاني، كه برخي او را بزرگ‌ترين اخترشناس اسلامي مي‌دانند، روش تازه‌اي براي تعيين زمان مشاهده‌ي هلال ما كشف كرد و پژوهش گسترده‌اي درباره‌ي خورشدگرفتگي و ماه‌گرفتگي انجام داد. ترجمه‌ي كتاب معروف او، الزيج،تا زمان نوزايي يكي از كتاب‌هاي اصلي اخترشناسي در غرب بود. 
جغرافيا 
ابن حوقل، جغرافي‌دان قرن چهارم، حدود ۳۰ سال به سرزمين‌هاي مهم آن زمان، از جمله اسپانيا، مصر، ايران، جزيره‌ي سيسيل در ايتاليا و شمال آفريقا سفر كرد و مشاهده‌هاي خود را در كتابي با نام المسالك و الممالك گردآورد. او در اين كتاب اطلاعات بارزشي درباره‌ي زندگي مردم و فراورده‌هاي كشاورزي و صنعتي شهرهاي مختلف فراهم كرده‌است و در نقشه‌هاي دقيقي كه در اين كتاب آورده‌، راه‌ها و فاصله‌ي شهرها را نيز مشخص كرده است. 
ابن خردادبه، جغرافي‌دان و تاريخ‌نگار ايراني، مدير سازمان خبررساني معتمد عباسي بود. او براساس مطالعه‌ي نوشته‌هاي پيشينيان و گزارش‌هايي كه از خبررسانان و بازرگانان به دست مي‌آورد، كتاب المسالك و الممالك خود را نوشت كه به جغرافيايي طبيعي، سياسي و انساني سرزمين‌هاي اسلامي و برخي سرزمين‌هاي ديگر پرداخته است 
  • بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

زبان آموزي ورشد گفتار در۸۰ سال گذشته مورد توجه قرار گرفته به ويژه درنيمه دوم قرن بيستم بطور دقيق تر مورد بررسي قرار گرفته است. زبان آموزي كودك به همراه توصيف وبررسي ساخت زبان وچگونگي كاركرد آن مورد توجه زبان شناسان می باشد. يافته هاي مربوط به زبان آموزي، مراحل فراگيري زبان، تدوين دستور زبان كودك وارائه ويژگي هاي همگاني زبان از نتايج مهم این بررسي ها بوده است.
يافته هاي زبان آموزي همچنين به بررسي چگونگي گسترش مهارت هاي زباني نيز وزبان پريشي مورد استفاده بوده است به علاوه يافته هاي ياد شده درزمينه بررسي آموزش زبان دوم وهمچنين زبان خارجي وارائه فرضيه ها وروش هاي آموزش زبان دوم تأثير به سزايي داشته است. زبان آموزي هم از لحاظ نظريه هاي يادگيري وهم از لحاظ بررسي مراحل رشد زباني قابل توجه است.                 زبان آموزي درزماني پس از يك سالگي شروع مي شود وتا ۵ سالگي تقريباً به حالت ثابت نزديك مي شود. دوره زبان آموزي درحدود ۵/۳ به طول مي انجامد.(مشكوه الديني، ۱۳۷۶،ص ۲۷۲) 
        بررسي زبان آموزي به چگونگي رشد مهارت هاي گفتاري وشنيداري را مشخص مي سازد . كودك تا پيش از سواد آموزي قادر است از زبان بطور مناسب دربرقراري ارتباط زباني استفاده نمايد. بعلاوه هر سخنگوي زبان علاوه برقواعد دستوري ، قواعد كاربردي زبان را نيز به تدريج      مي آموزد؛ يعني از طريق تعامل با محيط واطرافيان اصول كاربرد شناختي زبان را نيز فرا              مي گيرد.زبان آموزي تنها به توانايي هاي آوايي ، واژگاني ، دستوري وسبكي محدود نمي شود؛ بلكه به ويژگي هاي كاربردي زبان نيزشامل مي گردد. البته دانش زباني كودك ناخودآگاه است بكارگيري وقضاوت ناخود آگاه زبان توسط كودك شم زباني ناميده مي شود. 
نتيجه تسلط كودك برمهارت هاي زباني كسب توانايي به كارگيري زبان است . درصورتي كه كودك توانايي زبان را داشته باشد نه تنها دانش ومهارت هاي زباني وارتباطي خود را بكار مي برد بلكه خواهد توانست درآينده نيز براين خلاقيت زباني تكيه كند .
به نظر انسترون وبليايف زبان آموزي برافزايش وتقويت توانش زباني، توانش ارتباطي، خلاقيت زباني، تفكر درباره زبان وهمچنين مهارت هاي آمادگي خواندن ونوشتن درآينده تأثير مي گذارد    (بليايف ، ۱۳۶۸ ،ص۷۷) .
۱-۲  نظريه هاي زبان آموزي
الف: نظريه شناخت گرايي
 پياژه، روانشناس بزرگ سوئيسي، به اصل شناخت دريادگير ي كودك توجه داشت. از این رو به پديده زبان آموزي علاقه مند نبود. او زبان را به عنوان منبعي براي داده هاي لازم جهت بررسي چگونگي رشد شناخت درنظر مي گرفت. به نظر او زبان آموزي يك پديده ثانويه است كه دردرون شناخت طبيعي كودك از محيط خود شكل مي گيرد. از این رو پياژه زبان آموزي را وابسته به شناخت مي دانست. وقتي زبان را به عنوان مجرايي براي ايجاد ارتباط ميان كودك و محيط اجتماعي او در نظر گرفته است . پياژه معتقد بودكه ذهن كودك براي كسب شناخت، از جهان اطراف همواره فعال است واز این لحاط ، اطلاعاتي از راه زبان توسط افراد محيط به او            مي رسد؛ به گسترش شناخت او چندان كمك نمي كند. او رشد زبان كودك را ناشي از رشد شناختي واجتماعي او مي دانست. با این حال ، پياژه این فرض را كه تنها رشد شناختي براي رشد زبان آموزي كافي باشد انكار مي كند. به عقيده او ميزان مناسبي از رشد شناختي براي رشد زباني لازم است، با این حال تنها رشد شناختي را براي زبان آموزي كافي نمي داند ، بلكه برخي فرآيندهاي ديگر را نيز ضروري مي داند.( مشكوه الديني ، ۱۳۷۶، ص۲۷۴)
مهمترين نظريه هاي يادگيري مبتني بر شناخت گرايي عبارتند از: نظريه يادگيري گشتالت گرايان ، نظريه معنا دار ديويد آزوبل، نظريه پردازش اطلاعات، نظريه شناختي پياژه ونظريه شناختي بروند. 
ب: نظريه شرطي شدگي رفتار زباني
اسكينر، روان شناس آمريكايي، به اصل شرطي شدگي درباره زبان آموزي كودك اعتقاد داشت.  وي اعتقاد داشت كه برپايه رفتار گرايي همه جنبه هاي زبان ورفتار انسان را مي توان توضيح داد. او يادگيري انسان را امري اكتسابي مي داند . به اعتقاد اسكينر ذهن انسان شبيه لوح سفيد ياد صفحه خالي است ووقتي زبان دراين صفحه خالي وارد مي شود، يادگيري تحقق مي يابد. براساس این ديدگاه ذهن انسان فقط محركات زباني بيروني را پذيرفته وهنگام يادگيري زبان مشاهده منظم رويداد هاي جهان خارج كودك را وارد به توليد زبان مي كند. به عقيده اسكينر انسان از راه آزمايش وخظا به يادگيري زبان مي پردازد. وي كه آزمايشهاي زيادي در خصوص يادگيري حيواناتي مثل موش، كبوتر انجام داده است این نوع يادگيري را شرطي شدن عامل ناميده وآنرا ‹‹ترتيب از راه پاسخ هاي ارادي ›› مي داند.
در نظريه اسكينرتنها شرط لازم براي فهم چگونگي يادگيري زبان این است كه بتوانيم متغيرهاي حاكم وعوامل بيروني را مشخص كنيم.
درواقع نظريه يادگيري اسكينر مي كوشد  يادگيري زبان را با استفاده از يك مدل محرك پاسخ، تبيين كند. به تعبيراسكينر اگر رفتار زباني معيني بطور مكرر يك نتيجه مثبت داشته باشد به تقويت مثبت واگر نتيجه منفي داشته باشد به تقويت منفي منجر مي شود. درحقيقت تقويت مثبت براثر پاداش رفتار زباني فرد وتقويت منفي براثر تنبيه رفتار زباني فرد شكل مي گيرد. از سوي ديگر، از ديدگاه رفتار گرايان، كودك دريادگيري زبان تا حد زيادي از عامل تقليد كمك مي گيرد. بسامد استفاده، كاربرد واژه ها وساخت هاي زبان نيز درياد گيري از راه تقليد مؤثر است. اگر كودكي درحال يادگيري زبان، پس از كاربرد يك عنصر يا قاعده زباني احساس كند ارتباط مؤثر زباني برقرار شده است، فكر مي كند رفتار زباني او مورد تأييد قرارگرفته است. این احساس مثبت باعث تقويت آن رفتار و در نتيجه يادگيري آن عنصر مي شود.
به عقيده اسكينر، بر پايه فرآيند شرطي شدگي رفتار مؤثر زباني كه در نتيجه انگيزه ها و پاسخ هاي ناشي از محيط از جمله پدر و مادر و ديگر افراد محيط برايش پيش مي آيد، زبان را فرا مي گيرد. به این معني كه بر اثر تقويت و شرطي شدگي رفتار زباني از راه پاداش هاي مطلوبي كه از محيط خود دريافت مي نمايد، سرانجام عادت هاي زباني ويژه مربوط به محيط خود را كسب مي كند. بنابراين، به عقيده اسكينر براي توضيح فرآيند زبان آموزي لازم نيست هيچگونه ويژگي ذاتي ذهن خاص و پيچيدگي براي كودك فرض شود، بلكه براي توضيح آنها كافي است كه روابط منظم موجود ميان رويدادهاي جهان بيرون و گفته هاي كودك كه به طور مثبت تقويت مي شود نشان داده شود كه به این ترتيب در دوره زماني مناسب تكرار و استوار مي گردد. (مشكوه الديني، ص۲۷۶) 
در فرآيند شرطي شدگي زباني در زبان آموزي كودك، در فرضيه اسكينر نارساني هايي را               مي توان ملاحظه نمود. در فرضيه اسكينر نارسايي هايي را در فرآيند شرطي شدگي زباني در زبان آموزي كودك مي توان ملاحظه نمود.
۱- تقليد: با وجود اينكه تقليد در امريادگيري زبان وجود دارد ولي مي توان به نمونه هاي فراواني اشاره كرد كه نشان دهنده عملكرد ذهني انسان هستند. مهمترين این شواهد از انحراف هاي زباني نظامند حاصل مي شوند. يكي از این انحرافات تصميم افراطي است كه كودك طي برخي قواعد ساخت هاي مختلف را بر ساخت هاي ديگر تعميم مي دهد. مانند صورت هاي ‹‹سوزيدم›› و ‹‹كاريوم›› بنابراين اگر يادگيري صرفاً از راه تقليد صورت مي گرفت، نبايد صورت هاي يادشده كه توسط بزرگسالان هيچگاه به كار نمي روند، توليد شود. بنابراين بايد به ‹‹قاعده سازي دروني›› معتقد باشيم تا بتوانيم تعميم هاي افراطي را به درستي توجيه نماييم .
۲- بسامد عناصر: بسامد واژه ها وساخت هايي كه در محيط يادگيري زبان به كار مي روند تا آن حدي كه رفتارگرايان بر آن تأكيد مي كنند بر يادگيري زبان اثر نمي گذارد. 
اگر بسامد عناصر زباني در يادگيري تأثير زيادي داشته باشد نبايد واژه هاي پر بسامد كه طبيعتاً بيشتر شنيده مي شوند دچار تصميم افراطي شوند. در مقابل، عناصر زباني وجود دارند كه از طرف بزرگسالان به طور فراوان استفاده شده و پر بسامد هستند ولي كودكان در جريان يادگيري زبان سالها طول مي كشد تا آنها را يادبگيرند و استفاده نمايند. (زندي ۱۳۸۱، ص۶۶)
۳- تأييد: رفتارگرايان تأثير والدين و يا اطرافيان را در يادگيري زبان به عنوان مهم ترين نوع تقويت مطرح مي كنند. از نظر آنان تأييد يك رفتار زباني، به قابل قبول بودن آن از لحاظ دستوري وابسته است، اما تحقيقات نشان مي دهد كه تأييد يا عدم تأثير اطرافيان با صحت دستوري جملات ارتباط اندكي دارد.
۴- نظريه اسكينر فقط در آزمايشگاه قابل كاربرد است. تقسيم كار به تعدادي مراحل تدريجي و دادن پاداش پس از به انجام رسيدن هر مرحله، ممكن است در آزمايشگاه سير و قابل هدايت باشد، ولي چنين تقسيمي در محيط زبان آموزي كودك به هيچ وجه روي نمي دهد.
در بالا نيز تأييد والدين این امر را تصديق مي كند. والدين ممكن است در برابر پاسخ غلط كودكان به آنان پاداش بدهند در حالي كه مادر يا پدر به درستي به گفته هاي كودك خود توجه نمي كنند. از طرفي رفتار كودك قابل پيش بيني نيست.
۵- زبان از خود نظامي قانون مند دارد. زبان، داراي ساختاري است كه زبان آموزي كودك بر اساس مراحل شخصي رخ مي دهد و نظامند بودن زبان جزء لاينفك هر زباني است. اگر كودك از طريق شرطي شدن زبان را بياموزد و در طي محرك و پاسخ به زبان آموزي بيانجامد كه قوانين زبان آموزي هر كودك نسبت به كودك ديگر متفاوت  باشد، در حالي كه تمام كودكان در دوره خاصي از يادگيري زبان به قسمتي از زبان تسلط مي شوند و این دوره از شروع تا تكامل و به پايان رسيدن آن زمان مشخصي را طي مي كند.
مهمترين نظريه هاي يادگيري مبتني بر رفتارگرايي عبارتند از: نظريه ادوارد ترندايك و نظريه شرطي سازي عامل بي.اف اسكينر.
ج) نظريه ذاتي، ذهني بودن زبان:
نوام پاسكي به عنوان يك فردگرا و طرفدار يادگيري ذاتي زبان، با انتقاد از نظريه اسكينر، يادگيري زبان را در انسان امري فطري مي داند. هر كودك داراي نظامي ذهني به نام دستگاه  فراگيري زبان است كه او را قادر مي سازد درباره ساخت زباني كه در حال يادگيري است فرضيه هايي بسازد. بدين ترتيب چاسكي نظام قواعد ذهني خود را از طريق يك فرآيند مبتني بر تغييرات نظام مند توسعه مي دهد. چاسكي معتقدات هر انساني كه زبان را فرا مي گيرد، مجموعه اي از قاعده ها يا اصول را براي توليد ساخت هاي گفتاري كسب مي كند. او این نظام ذهني را ‹‹توانش دستوري يا توانش زباني›› مي نامد. كودك با ذهني متولد مي شود كه به مجموعه اي از ويژگي هاي همگاني زبان، مجهز است. چاسكي با طرح ذاتي بودن زبان، آن را ابراز زبان آموزي مي داند. در مدل ذاتي بودن ذهن، زبان عبارتست از: دانشي كه در ذهن قرار دارد. این دستور جهاني در ذهن شكل           مي گيرد و زبان آموخته شده را كنترل مي كندبدين ترتيب يادگيري زبان،مجموعه اي ازپارامتر ها و فراگيري واحدهاي واژگاني است.
چاسكي كه خود در مكتب ساختگرا پرورش يافته بود در كتاب ساخت هاي نحوي خود شالوده تفكرات رفتارگرايي را متزلزل كرد. او نشان داد كه زبان مادري خود را به آن نحوي كه رفتارگرايان بيان مي كنند ياد نمي گيرد و جنبه خلاقه يا زايشي بودن زبان را مورد تأكيد قرار داد از نظر وي خلاقيت زبان خصيصه اي طبيعي است و استعداد يادگيري زبان ذاتي ذهن بشر است. او بر نامحدود بودن جمله  هاي زبان تأكيد كرد. 
به عقيده چاسكي، كودك در ذهن خود دستور زباني را به همراه دارد و به طور ناخودآگاه           گفته هاي اطرافيان خود رادر نظر هاي گفتاري جستجو مي كند.كودك با ذهني كه به مجموعه اي از ويژگي هاي همگاني زبان مجهز است تولد مي شود. و با دارا بودن چنين ذهني با داده هاي زبان ذهني است كه بر آن اساس زبان ظاهر را توليد مي كند و این دلايلي است كه زبان را مي توان بر مبناي پديده هاي بيروني توصيف كرد. كودكان درباره زبان چيزهايي مي دانند كه مواردي را كه از طريق  محيط شنيده اند نمي توانند درك كنند. كودكان به پايه تجربي، دانش بيروني زبان را درك مي كنند. در نظريه ذاتي بودن ذهن، چاسكي دستور همگاني را يك نظريه علمي مي داند كه بر اساس داده هاي خاص درباره زبان قابل توجيه است. دانش زباني ناخودآگاه، از برخورد توانايي زباني كه در ذهن وجود دارد. و داده زباني كه از طريق محيط كسب مي شود به وجود        مي آيد. آنچه مي توان گفت این است كه كودكان درباره زبان چيزهايي را مي دانند كه آنها را از طريق شنيدن يادگرفته اند. (cook، ۱۹۹۶٫ P. 39)
چاسكي در نظريه خود ارتباط بين هوش و محيط زباني را با زبان آموزي كودك رد كرده است و این دو را از يكديگر مستقل مي داند و این عصر را این گونه توجيه مي نمايد كه از لحاظ زبان آموزي و نيز زمان زبان آموزي بين كودكان با بهره هوشي بالا و كودكان كودن تفاوت ناشي وجود ندارد. (مشكوه الديني،۱۳۷۳، ص ۲۸۰)
د)  ديگوتسكي و ارتباط اجتماعي
تحليل بسيار مستدل و جالبي كه ديگوتسكي  از سرشت تفكر زباني بر مبناي سناي واژه به عمل آورد: سرآغاز تلاشي است كه براي درك فرآيندهاي شناختي صورت گرفته است به عقيده ديگوتسكي ريشه زبان، اجتماعي است و مطالعه پيشرفت و رشد شناختي را به عنوان مركز مراحل فهم مي داند. زبان و رشد شناختي  به عنوان مراحل جدا از هم بوده. و زبان و تفكر همسان نيستند، بلكه ارتباط نزديكي با هم دارند. از نظر پياژه گفتار خود مجوز به عنوان مرحله اي است كه در سه سالكي ظاهر شده و در سن ۷ سالگي از بين مي رود. در حاليكه ديگوتسكي آن را به عنوان گفتاري كه از خارج به داخل منتقل شده است مي داند. و مي گويد كه این گفتار منشأ اجتماعي دارد. از نظر او زبان تجارت تاريخي، فرهنگي و اجتماعي را منعكس و وقتي آنها را منتقل مي كند.
ديگوتسكي براي مراحل متوالي رشد ذهني روش هايي را ابداع نموده است. بحث هاي نظري وي بر مطالعه و بررسي تشكيل مفهوم بر مبناي روش ها و پژوهش هاي زير استواراست:
۱- بررسي زبان خود محور كه تصورات پياژه را به طور بنيادي متحول ساخت.
۲- بررسي هاي تأثير متقابل رشد ذهني و آموزش دبستاني 
۳- بررسي مربوط به مقايسه رشد مفاهيم علمي-  كه كودك در آموزشگاه فرا مي گيرد.
وي در بررسي رشد عقلاني و زبان كودك، موضوع پيام را در تبديل گفت و شنود به گفتار دروني و تفكر دانسته و موضع خام راستون را كه تفكر را با فعاليت عضله يكي مي داند، رد كرده وگفتار دروني شده را  ارتعاشات عضله هنجره نمي داند، بلكه آن را يك بازنمودن دروني              مي خواند. به اعتقاد وي، زبان پيش از آن كه به عنوان يك ابزار منطقي و تحليلي مورد استفاده قرار گيرد. در غياب ساخته هاي مفهومي، نقش هاي ديگري را نيز ايفا مي كند. او در زمينه مفاهيم خود بخودي كودكان پژوهش كرده و هوش را استعداد برخورداري از تعليم و تربيت مي داند. ديگوتسكي در تلاش هاي خود براي درك فرآيندهاي شناختي ديدگاه ميانجي گرانه دارد. او براي درك چگونگي رشد تفكر، مسأله را از ديدگاه تاريخي مي نگرد.
ديگوتسكي پژوهشهايي را كه فرض بر این بوده كه تفكر و واژه عناصر مجزا و مستقل بوده و تفكر زباني حاصل تربيت خارجي آنهاست، فعلاً مي پندارد او واحد تفكر زباني را معناي واژه        مي داند و معتقد است كه معناي واژه تا زماني كه انديشه قالب زبان تجسم نيافته است، پديده تفكر به شمار مي رود. زماني معناي واژه پديده زبان محسوب مي شود كه زبان با انديشه درآميزد. او معناي واژه را حاصل تركيب واژه و انديشه مي داند. ديگوتسكي بازتاب امور واقع عالم را مشخصه اصلي واژگان مي داند و از این رو واژه را كليد فهم ماهيت آگاهي انسان تلقي مي كند. (ديگوتسكي۱۳۶۷، ص۱۵و۲۸) 
به طور كلي ديگوتسكي عقيده دارد كه كودكان در يادگيري زبان افراد فعال هستند. در همان مراحل اوليه كه كودك قادر به استفاده از زبان نيست، حركات كودكان نشان از پيشرفت شناختي به سوي تفكر دارد. ديگوتسكي مي داند كه حركات بدني كودك نوعي از زبان است كه كودك آن را بعداً تبديل به نوشتن مي كند. این نوع نوشتن را ديگو تسكي نوشتن در هوا مي داند. او اعتقاد دارد كه معني از طريق تعلل با ديگران در محيط به وجود مي آيد و این در حاليت كه این مبنا از قبل در ذهن كودك بوده است. وقتي كودكان از زبان در موقعيت هاي اجتماعي استفاده مي كنند (مانند بازي)، آنها زبان را وسيله اي براي كشف جهان به كار مي گيرند. (فريس،۲۰۰۱،ص ۶۹)
۱-۳٫ مهارت هاي گفتاري 
كودكان نياز دارند تا درباره احتياجات، احساسات و افكارشان، با يكديگر بحث كنند. مهارت گفتار در پيشرفت ديگر مهارتهاي زباني از قبيل مهارت تفكر، خواندن، نوشتن و شنيدن تأثيرگذار است. این مهارت در يادگيري واژه گان زبان به مهارت خواندن كمك مي كند. هنگامي كه كودكان با استفاده از مهارت گفتاري نوشته ها را مي خوانند اولين مراحل نوشتار را نيز ياد             مي گيرند، صحبت كردن كودكان با خودشان در هنگام نوشتن مي تواند كمك زيادي به يادگيري مهارت نوشتن كند.در حقيقت با خود صحبت كردن كودكان هنگام نوشتن، تجزيه و تحليلي است به آنچه كه نوشته است و خلاصه این كه مهارت گفتار بر مهارت شنيدار تأثيرگذار است، چون هميشه گويندگان تمايل دارند كه شنوندگان خوبي باشند. آنها معمولاً به آنچه ديگران مي گويند علاقه مند هستند. مهارت گفتار مي تواند به وسيله گفتگو با ديگران و برنامه هاي مختلف تلويزيون و راديو پيشرفت داده شود، مطالعه بازديد از مكان هايي مثل موزه، كتابخانه ها و…، بحث و گفتگو با اعضاي خانواده نيز مي تواند در افزايش مهارت گفتار مؤثر باشد. 
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از آنجایی که بنده به تازگی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته “زبان شناسی” فارغ التحصیل شده و اصلی ترین بحث در این رشته “زبان و ساختار آن” می باشد، بر آن شدم تا در قرآن کمی دقیق تر شده و موارد استعمال کلمه “زبان” در قرآن و نحوه استفاده از آن را بیابم.  
در قرآن کلمه زبان در معانی گوناگونی بکار رفته است که به آن اشاره خواهم نمود.
در قسمتی از این نوشتار به گناهان مربوط به زبان اشاره مختصری خواهم داشت.
“زبان” چیزی که ما به راحتی از کنار آن می گذریم و مرتب از آن استفاده می کنیم، دنیایی بسیار پر رمز و راز دارد که هر چه بیشتر در مورد آن مطالعه می کنیم، بیشتر به حساسیت آن پی می بریم.
“زبان همچون دیگر اعضای بدن، هدیه الهی به بشر است که یکی از مهمترین راههای شکر گذاری برای این نعمت، استفاده درست کردن از آن است. 
 زبان وسيله بیان تفکر
زبان يكى از مهم ترين ابزارهاى ارتباطى ميان ما و جهان پيرامون مان است كه براى برداشتى اصولى و درست ازمناسباتمان به آن نيازمنديم. چنين ارتباطى ، خود، مى تواند يكى از مهم ترين كاركردهاى زبان قلمداد شود. ما به وسيله زبانمان است كه مى توانيم فرهنگمان را به جهان عرضه كرده وحتى ازآن دفاع نماييم.
زبان وسیله بیان تفکر است و غالباً برای انتقال فکر کسی به دیگری به کار می رود. این انتقال ممکن است به وسیله گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله انتقال فکر، یعنی زبان، از طرفی ساده و از طرف دیگر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.
یکی از اختلافات بارز بین حیوان و انسان آن است که انسان حیوانی ناطق می باشد و قدرت تکلم انسان جزو پارامترهای مهمی است که باعث برتری انسان بر حیوان می شود. زبان وسیله برقرار کردن ارتباط انسان ها با یکدیگر است. در اشعار بسیاری از گذشتگان بر رعایت کم حرفی تاکید شده است چرا که صحبت کردن زیاد باعث فوت وقت و عدم تفکرلازم است. هر چند در مواقعی صحبت کردن یک وظیفه فردی، اجتماعی، شرعی و غیره است. زبان ارگانی گوشتی است که به هر سمتی آن را بچرخانیم به همان سمت می رود و بر ماست تا بر آن کنترل لازم را داشته باشیم.
اسلام هر گونه عملى را كه لطمه به آبرو و شخصيت افراد جامعه باشد، تحريم كرده و آنرا از بزرگترين گناهان مي شمارد.
در قرآن وسنت بر اين امر بسيار تأ كيد شده است تا آنجا كه احترام مؤمن از خانه خدابيشتر قلمداد شده است .
به همين دليل غيبت ، دروغ ، توهين ، تحقير، سخن چينى ، افشاگرى ، استهزا،, سرزنش ، زخم زبان ، دشنام گوئى ، دهن كجى ، دست انداختن و مسخره كردن ديگران، شهادت کذب و غیره اكيدا حرام است .
حتى اگر كسى اجازه بدهد كه از او غيبت كنند، باز غيبت از او روا نيست زيرا آثار مخرب خود راداراست
در مقابل معمولا زبان نرم و منطقی می تواند مشکلات فراوانی را از سر راه بردارد. چه بسا جوانی که با سخنی خردمندانه، دچار تحول روحی غیر قابل توصیف گردد. زبان نیکو می تواند باعث پیوند دو قلب رنجیده از هم شود. 
در قرآن، بالغ بر ۲۰ مرتبه از کلمه “لسان” و مشتقات آن که در عربی به معنای” زبان” است، استفاده شده است.
البته کلمه “قال” که در عربی به معنای گفتن است و در گفتن معمولا از “زبان” استفاده می شود، بسیار زیاد در قرآن آمده است که در این مختصر، مجال پرداختن به آن نیست.
قرآن در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان یاد می کند و در جایی از آن به عنوان وسیله ای جهت هدایت انسان ها و یا از تنوع زبان به عنوان نشانه الهی که باعث شناخت است و در معانی دیگری، که به مناسبت به آن پرداخته می شود، یاد گردیده است.
در سوره قصص به تاثیر نفوذ کلام اشاره می کند، آن جا که آمده است:
واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون (قصص ۳۴)
“و برادرم هارون از لحاظ بیان و فصاحت کلام بر من برتری دارد پس استدعا دارم او را برای تصدیق و تائید من همراه من بفرست چون که بیم دارم که مرا تکذیب کنند و من از عهده پاسخگویی بر نیایم”
در بعضی آیات به این اشاره شده که در واقع صحبت کردن به زبان مردم، باعث فهم بیشتر می شود و در قرآن آمده است که علت نزول قرآن به زبان عربی که زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آن را فهمیده و در جملات آن به تفکر بپردازند.
فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون (دخان ۵۸)
“( ای پیامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (که زبان عربی است) بیان فرمودیم تا آسان باشد و مردمان معانی را درک کنند و پند بگیرند”
ومن قبله کتاب موسی اماما ورحمة وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین (احقاف ۱۲)
“و پیش از آن، کتاب موسی که هدایت و رحمت بود و این قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بیان فرموده شده و مقصد آنست که ستمکاران را هشدار و نیکوکرداران را بشارت دهد”
وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وهو العزیز الحکیم (ابراهیم ۴)
“ما هیچ پیامبری را جز اینکه به زبان قومش تکلو کند به پیامبری مبعوث نکردیم تا بتواند حقایق و مطالب دین را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر کس را مصلحت بداند در گمراهی وا می نهد و هر کس را مصلحت بداند هدایت می فرماید و اوست آن بی همتا قدرتمند منشا حکمت”
ولقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشرلسان الذی یلحدون الیه اعجمی وهذا لسان عربی مبین (نحل ۱۰۳)
“ما کاملا اطلاع داریم که آنها می گویند: بشری او را تعلیم می دهد. زبان مادری شخصی که چنین نسبتی به او می دهند، زبان بیگانه است و این قرآن ( به زبان خود پیامبر یعنی) به زبان عربی است که برای عرب زبانها واضح و روشن و قابل فهم است”
بلسان عربی مبین (شعرا ۱۹۵)
“و ( فرآن) به زبان عربی ساده و قابل فهم بیان شده است”
در سوره قیامت به پیامبر هشدار داده شده که از صحبت کردن با عجله و بدون فکرو قبل از این که کلمات وحی به اتمام رسد، بپرهیزند.
لا تحرک به لسانک لتعجل به (قیامت ۱۶)
“( ای پیامبر) وقتی که آیه دارد نازل می شود شتابزده آن را بر زبان جاری نکن ( بگذار مطمئن شوی که آیه را بطور کامل شنیده ای)”
در آیه ای از زبان به عنوان عضوی از بدن یاد شده است.
ولسانا وشفتین ( بلد ۹)
“( آیا ما برای انسان) یک زبان و دو لب نیافریدیم؟”
در آیه ای از زبان به عنوان وسیله ای برای بشارت دادن و همچنین انذار، یاد کرده شده است.
فانما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا (مریم ۹۷)
“پس ( ای پیامبر) ما این قرآن را به زبان قوم تو آسان بیان کردیم تا بدان پرهیزگاران را بشارت ببخشی و مردمان بی اعتقاد و مجادله گر را بیم دهی”
برای گشودن گره از زبان و تاثیر گذاری آن باید از خداوند طلب استعانت نماییم چرا که در قرآن آمده است: 
واحلل عقدة من لسانی ( طه ۲۷)
“و گره زبانم را بگشای”
ویضیق صدری ولا ینطلق لسانی فارسل الی هارون (شعرا ۱۳)
“( از طرفی) قلبم فشرده و می شود و زبانم لکنت دارد، پس ( برادرم) هارون را نیز با من ارسال فرما که دستیارم باشد”
خداوند در جایی از قرآن تاکید می کند که همانگونه که آفرینش آسمان ها و زمین از جمله آیات و نشانه های قدرت الهی است، به همان اندازه هم آفریدن تعداد زیادی زبان و لهجه هم جزو آیات خداوندی محسوب می شود.
ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین( روم ۲۲)
“و از نشانه های قدرت خداوند، آفرینش آسمانها و زمین و نیز اختلاف زبانها و رنگهای شما انسانهاست و به تحقیق در همه اینها نشانه هایی از حکمت الهی برای دانشمندان نهفته است”
در جایی از این که گفتار ما بدون علم و از روی نادانی بوده و یا چیزی را به زبان بگوییم که به آن ایمان نداریم، شدیدا نهی شده ایم. 
اذ تلقونه بالسنتکم وتقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم وتحسبونه هینا وهو عند الله عظیم ( نور ۱۵)
“زیرا شما آن تهمت افواهی (زبانی) را پذیرفتید و نیز از دهانهایتان سخنانی خارج شد که کمترین علم و اطلاعی بدانها نداشتید و چنین کاری را امری سهل و بی اهمیت شمردید در حالی که نزد خداوند گناهی سنگین بود”
سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنا اموالنا واهلونا فاستغفر لنا یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم قل فمن یملک لکم من الله شیئا ان اراد بکم ضرا او اراد بکم نفعا بل کان الله بما تعملون خبیرا (فتح ۱۱)
“به زودی عربهای نا فرمان بادیه نشین، بهانه آورده به تو ( ای پیامبر) می گویند: نگهداری از مال و زن و فرزند ما را گرفتار کرده بود و نتوانستیم در خدمت تو باشیم برای ما طلب آمرزش کن، آنها به حرفی که می زنند قلبا اعتقاد ندارند تو در جواب به آنها بگو: در برابر مجازات الهی هیچکس نمی تواند از شما دفاع کند، اگر خداوند اراده به مجازات یا بخشش شما داشته باشد هیچکس را یارای جلوگیری از امر و اراده او نیست و او به اعمال شما آگاهی جامع دارد”
در قرآن در جایی از استفاده زبان برای حرفهای نیش دار و تلخ یاد شده است که یک علت آن، حسودی است.
اشحة علیکم فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر اولئک لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علی الله یسیرا (احزاب ۱۹)
“آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزدیک شود چشمانشان از ترس مانند کسی که مرگ به سراغش آمده در حدقه می چرخد و به تو ( ای پیامبر) برای کمک نگاه می کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله می کنند و آنها بر مال دنیا حریص هستند و آنان کسانی هستند که ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خداوند بسی آسان است”
ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون (ممتحنه ۲)
“آنها اگر بر شما دست یابند خصمانه با شما رفتار می کنند و دست و زبان به دشمنی علیه شما می گشایند و خیلی مشتاقند که شما را به کفر و کافری بکشانند”
در آیه ذیل خداوند از احتمال این که رهبران دینی برای منافع خویش حرفایی زده و آنها را کلام وحی عنوان کنند، خبر داده است که این خود نوعی دروغ بستن بر خداوند و تحریف است.
وان منهم لفریقا یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وما هو من الکتاب ویقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون ( آل عمران ۷۸)
“و از میان آنها ( یعنی علمای یهود) گروهی هستند که ( ضمن قرائت دست نوشته های خود) زبان خویش را به شیوه ای ماهرانه می پیچانند ( که شبیه تلاوت تورات باشد) تا گمان رود که آنچه تلاوت می کنند از جانب خداوند است و می گویند: اینها از جانب خداست.در حالی که چنین نیست، آگاهانه بر خداوند دروغ می بندند و خودشان هم از این دورغ گویی خویش مطلع هستند”
من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعنا وعصینا واسمع غیر مسمع وراعنا لیا بالسنتهم وطعنا فی الدین ولو انهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لکان خیرا لهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلا یومنون الا قلیلا ( نسا ۴۶ )
“برخی از یهودیان کلمات را ( به قصد تغییر معنی) به عمد تحریف می کنند، (مثلا) می گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم. و نیز ( به پیامبر) می گویند: بشنو که کاش نشنوی. و از روی استهزاء می گویند: رعایت حال ما را بکن. ولی آنها به قصد طعنه زدن به اسلام ( با لهجه عبری) و با پیچاندن زبان می گویند: ما را تحمیق کن. ولی اگر می گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم، و رعایت حال ما را بکن، تند نخوان تا معنی را بفهمیم، قطعا برای آنها بهتر و درست تر بود. خداوند آنان را به واسطه کفرشان، لعنت فرموده و در نتیجه جز تعداد کمی از ایشان ایمان نمی آورند”
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی تحقیق زبان تخصصی عمران-دانلود رایگان تحقیق زبان تخصصی عمران-دانلود رایگان مقاله زبان تخصصی عمران-تحقیق زبان تخصصی عمران

این فایل در قالبPDFودر موارد زیر تهیه شده است:
امروزه زبان نوشتاری  در اکثر ژورنال های بین المللی به صورت انگلیسی می باشد. چون زبان انگلیسی زبان مادری ما ایرانیان نیست پس لازم است ابتدا مقاله پژوهشی خود را به زبان فارسی بنویسیم و سپس آن را به انگلیسی ترجمه کنیم. این گام بسیار مهمی در داوری مقاله شما و تسهیل در روند داوری می باشد. زیرا بسیاری از ژورنال ها پیش از داوری فنی و علمی، مقالات را از لحاظ زبانی بررسیمی کنند و در صورت پایین بودن کیفیت آن را به نویسنده باز می گردانند که به اصطلاح ریجکت مقاله می نامند، تا این دسته مشکلات برطرف شود. حتی در صورتی که مجله ای این مرحله را نداشته باشد، باز هم در صورت پایین بودن کیفیت ترجمه و ویراستاری و نامفهوم بودن جمل

  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-خرید اینترنتی تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-دانلود رایگان تحقیق زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن-دانلود رایگان مقاله زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد و تزئینات آن
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


خرابی و بازسازی؛ داستان همیشگی حرم 
از تاریخ آستانه در فاصله سال ۲۰۳ تا نیمه دوم سده چهارم هجری اطلاع دقیقی در دست نیست. اما به نظر می رسد تغییر قابل توجهی در ساختمان بقعه به وجود نیامده. در ابتدای دوره غزنوی «سبكتگین» به گمان آن كه مبادا روضه رضوی جایی برای تجمع و همبستگی شیعیان باشد، حرم امام را ویران كرد، اما فرزندش «سلطان محمود غزنوی» گرچه صبغه ای كاملاً ضد شیعی داشت، از روی تدبیر به مرمت آن همت گمارد و آستانه را اندكی گسترش داد. گفته اند نخستین بار در همین زمان گنبد و مناره ای برای حرم افراشته شد. همچنین مسجد كوچك «بالاسر» از یادگارهای دوره غزنوی است كه بانی آن «ابوالحسن عراقی» بوده است.بعدها در سال ۵۱۰ ه- . ق و به روزگار حكومت سلجوقیان بر اثر نزاعی كه میان شیعیان و سنیان در مشهد و توس پدید آمد، بار دیگر حرم رضوی در روز عاشورا مورد حمله قرار گرفت و ویران شد. 
آثار خرابی پس از چند سال به وسیله یكی از علویان به نام «ابوالقاسم احمدبن علی بن احمد علوی حسینی» از میان رفت. قدیمی ترین سنگ مزاری كه از بارگاه امام به دست آمده و از شاهكارهای هنر سنگ تراشی در ایران است، نام همین فرد را به همراه تاریخ ۵۱۶ ه- . ق در بر دارد.۳۲ سال بعد در یورش غزها (غز بر وزن لر، گروهی از تركان آسیای مركزی) به خراسان، دوباره خساراتی به روضه رضوی وارد آمد كه توسط «شرف الدین ابوطاهربن سعد بن علی قمی» از عمال حكومت سلجوقی به سال ۵۵۶ ه- . ق ترمیم شد و ازاره حرم با كاشی های بسیار نفیس كه هنوز باقی هستند، زینت یافت. گفتنی است ریشه تاریخی داستان «ضامن آهو» به همین دوران راه می برد و آن شكارچی كه آهوان از كمندش به حرم امام پناه بردند، فرزند بیمار سلطان سنجر سلجوقی بود. گفته اند او در این واقعه طی مكاشفه ای شفا یافت و از این رو پدرش امر به تجدید بنای حرم داد.از دوره خوارزمشاهیان (۶۲۸ – ۴۹۰ ه- . ق) دست كم سه محراب، یك كتیبه كاشی خشتی بر دیواره حرم و چند كتیبه دیگر در مجموعه بناهای آستانه به جا مانده است. این آثار اگرچه از حیث عددی قابل توجه نیستند، اما به لحاظ نفاست از شاهكارهای هزاسلاتی تلقی می شوند. خصوصاً محراب كه تاریخ آن به سال ۶۱۲ ه- . ق بر می گردد. از ظریف ترین و چشم نوازترین محرابهای موجود در ایران است.خوشبختانه در واقعه حمله مغول به ایران (۶۱۶ ه- . ق) حرم رضوی از معدود بناهایی بود كه به ملاحظه احساسات عمومی ویران نشد و سالم ماندن بخشی از آثار دوره سلجوقی و خوارزمشاهی تا به امروز مؤید این مدعاست. حتی بعدها كه مغولان خوی انسانی گرفتند و آیین مسلمانی اختیار كردند، در رسیدگی به آستانه امام رضا (ع) كوششها به خرج دادند. چندان كه عده ای ساختمان گنبد امام را نه به دوره غزنوی كه به دوره «سلطان محمد خدابنده» از نوادگان چنگیز نسبت داده اند.
مسجد گوهرشاد
یکی از مساجد با شکوه و دیرینه سال اسلامی که پس از قریب شش قرن در شهر مقدس مشهد برپاست و شکوه و عظمت خود را همچنان حفظ کرده است ، مسجد گوهرشاد است که آیینه ای از جلوه ملکوتی و هنر معماری کشور اسلامی ما، ایران بشمار می آید. این مسجد بزرگ ، به همت بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا همسر میرزا شاهرخ فرزند امیر تیمور گورکانی به دست معماران . هنرمندان ایرانی که در بارگاه شاهرخ می زیستند پی ریزی شده و در سال ۸۲۱ هجری قمری ساختمان آن به پایان رسیده است
فصل دوم
▪ شکل مسجد در آغاز اسلام 
در زمان پیامبر اسلام و خلفای راشدین ، چنانکه سادگی و بی آلایشی در تمام امور مسلمانان حکمفرما بود ، در ساختمان مسجد نیز همین حال سادگی وجود داشت. مساجد زمان پیامبر (ص) در مدینه و مکه عموماً عبارت بود از قطعه زمینی محصور که چند ستون چوبی در آن استوار و سقفی از حصیر و لیف و برگ خرما و چوب بر آن نهاده شده بود، تا مؤمنان از گزند آفتاب و باران در امان باشند و منبر ساده ای نیز برای خطابه و وعظ در گوشه ای نهاده بودند. دیگر هیچ تزئینات و صنایع معماری ونقوش که حاکی از شکوه ظاهری باشد در آنها وجود نداشت، ولی روحانیت و عظمت معنوی بر سراسر آن پرتو انداخته بود و همان ساده و بی آرایش جایگاه نماز جماعت و جمعه ی مؤمنین پاک اعتقاد و محل مواعظ پیامبر بزرگ اسلام و مرکز جنب و جوش و فعالیت های اجتماعی مسلمانان بود. 
▪ ساختمان مساجد در قرون اولیه اسلامی 
اما دوران این سادگی و بساطت بسیار کوتاه بود و از اوسط قرن اول هجری که فتوحات اسلام گسترش یافت و حکومت اسلامی در دست امویان و عباسیان به صورت پادشاهی درآمد، ساختمان های بزرگ و با شکوهی به نام مساجد و مدارس در کشور های شام و مصر و عراق و پس از آن ایران و هند و آفریقا و مغرب (مراکش و تونس ) واندلس (اسپانیا) بنیان گذارده شد و موقوفات بسیاری برای اداره و ادامه عمران آنها تعیین گردید. در نتیجه رواج و گسترش این گونه ساختمان ها بالضروره در فن معماری و خطاطی و کاشیکاری و… نیز پیشرفت های بزرگ حاصل گردید و سبک های خاصی در هر یک از کشورهای اسلامی برای ساختمان مساجد و بقاع متبرکه بوجود آمد و با آنکه منظور و غرض از ساختمان مساجد در همه ممالک اسلامی یکی بود و همه دارای یک قبله و یک مقصد و یک حکم داشتند و همه مشتمل بر محراب و جایگاه اذان (مأذنه) بودند ، ولی از نظر سبک معماری و تزئینات دارای مشخصات و اوصاف هنری خاصی گردیدند که در نظر اهل فن روشن است. این مشخصات در مساجد ایران نمایانتر و ابتکارات معماری ایران در این گونه ساختمان ها از سایر کشور های اسلامی ممتاز است . 
▪ مسجد گوهرشاد 
یکی از مساجد با شکوه و دیرینه سال اسلامی که پس از قریب شش قرن در شهر مقدس مشهد برپاست و شکوه و عظمت خود را همچنان حفظ کرده است ، مسجد گوهرشاد است که آیینه ای از جلوه ملکوتی و هنر معماری کشور اسلامی ما، ایران بشمار می آید. این مسجد بزرگ ، به همت بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا همسر میرزا شاهرخ فرزند امیر تیمور گورکانی به دست معماران . هنرمندان ایرانی که در بارگاه شاهرخ می زیستند پی ریزی شده و در سال ۸۲۱ هجری قمری ساختمان آن به پایان رسیده است. 
▪ گوهرشاد آغا کیست؟ 
شادروان گوهرشاد آغا در سال ۷۸۰ هجری دیده به جهان گشود . وی بر خلاف طاغوت ها و طاغوتچه های گذشته که هدفی جز کشور گشایی و ستمگری و افزون طلبی و به اسارت درآوردن حق طلبان و متفکران زمان و یا معدوم کردن آنها کاری نداشتند ، در دوران زندگی خود خدمات گسترده ای به عالم اسلام و مسلمین و روحانیت کرد. گوهرشاد در سال ۸۶۱ هجری در زمان ابوسعید نوه میرانشاه فرزند امیر تینور گورکانی کشته و در هرات به خاک سپرده شد، ولی در سال ۸۷۲ هجری یادگار محمد فرزند میر سلطان محمد بن بایسنقر به قصاص قتل جده خود ، گوهرشاد ابوسعید را به قتل رساند. 
این بانوی نیکوکار ، علاوه بر مسجد گوهرشاد ، ابنیه خیریه دیگری در هرات ساخته است مانند مسجد جامع ، مدرسه و خانقاه که به نام گوهرشاد شهرت دارد. وی برای بقاء و عمران این مساجد مستغلات خوب و هبات مرغوب وقف کرده است. 
● مشخصات مسجد جامع گوهرشاد : 
▪ مسجد جامع گوهرشاد 
این بنا در مجموعه آرامگاهی آستان قدس رضوی و جنوب حرم مطهر واقع گردیده و به خاطر ویژگی های ساختمانی و دارا بودن تزئینات غنی کاشی و کتیبه،یکی از برجسته ترین بناهای تاریخی ایران است. همان طور که گفته شد، ساخت این مسجد به همت گوهرشاد و استادی قوام الدین شیرازی در سال ۸۲۱ ه.ق به اتمام رسیده است. در دوره های صفوی و قاجاریه و دوره اخیر تعمیراتی در مسجد به عمل آمده و با این حال ، اصالت هنری و تاریخی خود را حفظ کرده است. 
بنای جامع گوهرشاد از آجر و گچ به شیوه معماری مشرق زمین ساخته شده است. مساحت کل مسجد تقریباً ۹۴۱۰ متر مربع است که حدود آن از جهت غرب ۱۰۹.۳۰ متر و از جهت شرق ۱۰۷.۱۰ متر و از حد شمالی ۸۷ متر و حد جنوب ۹۸.۶۵ متر می باشد. این مسجد با توحه به نقشه ساختمانی ، در زمره مساجد چهار ایوانی است؛ با این تفاوت که در انتهای هیچ یک از ایوان ها ، تالار مربع گنبد داری وجود ندارد و تنها با عقب کشیدن بخشی از دیوارهای ایوان جنوبی ، فضای مربعی را به وجود آورده و گنبدی بر آن ساخته اند. همچنین موقعیت مسجد در کنار دیگر بناهای حرم مطهر سبب شده که بخش عمده ساختمان در سمت جنوب بنا متمرکز شود و جبهه شمالی از عمق کمتری برخوردار باشد. 
مسجد گوهرشاد در حال حاضر ، هفت در ، در جهات مختلف از جمله از طرف حرم مطهر دارد. در میان مسجد ، صحن وسیعی به ابعاد تقریبی ۵۵×۵۰ متر واقع است که با چهار ایوان در چهار جهت اصلی و رواق های دو طبقه محدود شده است. این صحن در اصل آجر فرش بوده که در دوره اخیر سنگفرش شده است. در وسط صحن در گذشته ، بنایی معروف به مسجد پیره زن (بیوه زن) واقع بوده که در دوره اخیر به حوض بزرگی تبدیل یافته است. 
همچنان که اشاره شد ، مسجد دارای چهار ایوان به نام های مقصوره (جنوبی) ، دارالسیاده (شمالی)، حاجی حسن (شرقی) و ایوان آب (غربی) است. از بین این ایوان ها ، ایوان مقصوره ، بزرگترین ایوان مسجد است. این ایوان به دهانه ۱۵.۲۵، عمق ۳۸ و ارتفاع ۲۷ – تا تیزه طاق- به همراه دیواره پیشانی و مناره ها ، ۴۳ متر ارتفاع دارد و به شیوه های مختلفی پوشش یافته است: 
ابتدا یک باریکه طاق آهنگ به عمق ۳ متر و در دنبال آن ، باریکه طاق دیگری به عمق ۵ متر قرار دارد. بعد از این قسمت، با عقب کشیدن دیواره های ایوان ، فضای مربع مستطیلی پدید آمده که گنبدی به قطر ۱۵متر بر آن نهاده اند. بقیه ایوان با نیم گنبدی پوشش یافته است . سطح زیرین این نیم گنبد با مقرنس های زیبای گچی تزئین یافته است . 
بالای ایوان مقصوره ، گنبدی بزرگ با ارتفاع ۴۰ متر قرار دارد که دارای دو پوشش است: پوشش زیرین به نام عرق چین و پوشش دوم گنبد بیرونی با محیط ۶۱.۸۵ متر است که از خارج نمایان است و در شکل(۱) مشخص می باشد. 
گلدسته های ایوان که نقش کنترل فشار را بر عهده دارند ، در پایه ،تا کف پشت بام مسجد تو پر و به ضخامت ۶ متر هستند و ارتفاع کلی آنها به ۴۳ متر می رسد و پلکان آنها در بنای ایوان تا پشت بام گنبد قرار داده شده و از آنجا وارد مناره ها می شوند تا به مأذنه می رسند. در پایین این گلدسته ها ، قصیده ای به خط نستعلیق بر روی کاشی در ۱۸ بیت نوشته شده است. 
مسجد گوهرشاد دارای هفت شبستان بزرگ است که به ترتیب شماره عبارتند از: 
۱) علوی 
۲) نجف آبادی 
۳) میلانی 
۴) نهاوندی 
۵) تبریزی 
۶) سبزواری 
۷) شبستان گرم که توسط معمار معروف ایرانی قوام الدین شیرازی با بکارگیری سبک معماری دوران تیموری ساخته شده است. تاریخ بنای مسجد در کتیبه ایوان مقصوره به خط بایسنقر خطاط نامی و معروف فرزند شاهرخ به این عبارت است “کتیبه راجیاً الی الله بایسنقربن شاهرخ بن تیمور گورکانی سنه ۸۲۰” و در پایان کتیبه ، نام هنرمند نامی که اندیشه و هنر وی پی ریزی شده به نام ” قوام الدین شیرازی ” نیز یاد شده است . 
در کتیبه سمت راست و همچنین در کتیبه دست چپ پیشانی در نقره ای دارالسیاده نام بانوی نیکوکار گوهرشاد آغا بانی مسجد نقش بسته است. بدین سان :”الامره بعماره هذا المسجد صاحب الرشاد المعظمه گوهرشاد”در انتهای ایوان مقصوره محراب بسیار بزرگ و یکپارچه ای از سنگ مرمر با تزیینات و کنده کاری های ظریف و مقرنس کاری های زیبا و جود دارد و در میان کتیبه ها کتیبه ای به چشم می خورد که نمایانگر خط و هنر دوران تیموری است. 
این منبر رفیع و مجلل از چوب گردو و گلابی با شیوه منبت کاری بدون بکار رفتن میخ و یا هر فلز دیگر به دست این هنرمند منبت کار عصر فتحعلی شاه ساخته شده است و اکنون در محفظه شیشه ای مستحکم و شفاف قرار گرفته تا آسیب نبیند. 
ایوان شمالی که کم عمق ترین ایوان مسجد است (به ابعاد ۱۲×۱۸ متر) با طاق آهنگ پوشیده شده و دارای تزیینات غنی کاشیکاری و کتیبه های مختلف از دوره شاه عباس، شاه سلطان حسین و شاه سلیمان صفوی به خط محمدرضا امامی است. این ایوان به دارالسیاده و رواق های اطراف حرم راه پیدا می کند. 
بایسنقر میرزا – فرزند گوهر شاد خاتون – که کتیبه های ایوان مقصوره را نگاشته است. 
محمدرضا امامی – کتیبه نگار عصر صفوی – که کتیبه های بخش فوقانی طاق ها و پیشانی این ایوان با شکوه به دست اوست. 
مسجد گوهرشاد از حوادث روزگار مصون نمانده است از جمله بر اثر زمین لرزه سال ۱۰۸۴ هجری قمری به ویژه ایوان مقصوره آسیب دیدکه پس از آن مرمت شد. در گلوله باران روسها در سال ۱۳۳۰ هجری قمری گنبد و ایوان های مسجد آسیب دید که سرانجام در سال ۱۳۳۹ هجری قمری اساساً بازسازی شد. 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی اقدامات تکمیلی و عمرانی صورت گرفته به شرح زیر است: 
۱) تأسیس کتابخانه و قرائت خانه مسجد گوهرشاد با ۴۵ هزار جلد کتاب چاپی و نسخ خطی 
۲) ارتباط شبستان های «میلانی» و « تبریزی» به صحن قدس 
۳) تامین تهویه مطبوع سراسری شبستان ها از طریق پشت بام 
۴) ایجاد ارتباط میان دو تالار تشریفات صحن سابق امام و مسجد از طریق احداث راهروی بالای شبستان گرم 
۵) نصب کاشی اذن دخول در طرفین ایوان شمالی (ایوان دارالسیاده) 
۶) نصب قاب شیشه ای بر پنجره نقره سردر ورودی رواق دارالسیاده 
۷) مسدود کردن ایوان های شرقی و غربی که سابقاً در حکم راهرو بود و تبدیل کاربری راهرو به ایوان 
۸) سامان دهی نمای ورودی شمال غربی از طرف کفش داری های ۱۳ و ۱۴ 
تعبیه محفظه شیشه ای برای منبر صاحب الزمان (عج) در ایوان مقصوره

خصوصیات مسجد به طور خلاصه:

 از بناهای باشکوه عهد تیموری اوایل قرن نهم هجری مسجد گوهرشاد است که در جنوب حرم قرار داردـ بانو گوهرشاد ، همسر شاهرخ میرزاتیموری ، در سال ۸۲۱ هـ ق این مسجد را بنا نهاد . 
ـ در تزئین مسجد دستانفرزند هنرمندش بایسنقر میرزا شاهکارهایی استثنایی برجای گذاشته شده است . 
ـ این مسجد توسط معمار معروف ایرانی قوام الدین شیرازی ساخته شده است . 
ـ تاریخ بنایمسجد در کتیبه سردر ایوان مقصوره با کاشی معرق به چشم می خورد . 
ـ مسجد با صحنیبه وسعت ۲۸۰۰ متر مربع و ۶۰۴۸ متر مربع زیربنا دارای ۴ ایوان و ۷ شبستان و ۶ درب میباشدـ نام بانوگوهرشاد بانوی مسجد در ایوان شمالی معروف به ایوان دارالسیادهبرکاشی معرق به خط ثلث نوشته شده است .
ـ این ایوان با معرق کاری زیبا تزئین شدهاست و در سر درب ورودی آن به حرم مطهر پنجره ای نقره ای از آثار قاجاریه نصب شدهاست . 
ـ طاقهای گنبدی شکل و بنای گنبد و مناره های مسجد با ویژگی و تزئینات خاصو با استفاده از سبک مقرنس ، هم چنین نقوش و خطوط دیواری بر روی زمینه گچی و معرقکاری عصر تیموری جلوه های بی نظیر را به نمایش گذاشته است . 
ـ گفتنی است اینبنای باستانی نمونه کامل و برجسته هنر ایرانی به شمار می رود که تمام خصوصیات وویژگیهای معماری سنتی در آن به کار رفته است . 
ـ ایوان جنوبی مسجد با نام ایوانمقصوره دارای ۵۰۰ متر مربع مساحت و ۳۷ متر طول و ۵/۲۵ متر ارتفاع می باشدـگنبد رفیع فیروزه ای مسجد بر فراز ایوان مقصوره بر عظمت این بنا افزوده. 
ـارتفاع گنبد ۴۱ متر و فضای خالی بین دو پوشش گنبد ۱۰ متر است.

ـ سطح خارجی آن با آجر لعاب دار و یک کتیبه با خط کوفی تزئین یافته است.

ـ در دوطرف ایوان دومناره با ارتفاع ۴۳ متر از کف مسجد ساخته شده است که بر شکوه و عظمت هرچه بیشتر آنافزوده استو برروي آن ها اسامي مقدس الله نقش بسته استـ محراب یک پارچه از سنگ مرمر با تزئینات و کنده کاری و کتیبه ایدر میان مقرنس کاریها حکایت گر هنر آن دوران است .
 ـ منبر معروف صاحب الزمان : در کنار محراب ایوان مقصوره منبر بزرگی قرار دارد که در بین مردم به منبر امامزمان ( عج ) معروف است . 
ـ این منبر نفیس از چوب گردو و گلابی با شیوه منبتکاری بدون به کار رفتن میخ و یا هر فلز دیگر در آن به دست پرتوان استاد محمد نجارخراسانی منبت کار معروف عصر فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است به اميد اينکه در زمان ظهور صاحب الزمان (عج) مولا از اين منبر استفاده بفرمايند انشا الله .
 همينک بانو گوهر شاد در مسجدي که در هرات افغانستان با سبک معماري و وسعت و ابعاد همين مسجد بنا نموده است دفن گرديده است




فصل سوم:
زبان فضا در معماری مسجد گوهرشاد
مقدمه
گاهی اوقات در فضایی قرار گرفته ایم و ناخودآگاه گویی کسی به ما گفته است که در این فضا باید عملی را انجام دهیم. به راستی اين احساس از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا می توان آن را به فضای معماری نسبت داد؟ به عبارت ديگر، آیا فضای معماری می تواند انسان را به انجام عملی دعوت نمايد؟ در این نوشتار ضمن مرور مفهوم فضا، و بررسی نقش زبان فضا در معماري، با رویکردی نو به مسجد جامع گوهرشاد  پرداخته شده است.
۱- مفهوم فضا
ارسطو فضا را در برگیرنده چیزهای گوناگون تعریف می کند، گویی فضا مجموعه ای از غلافهای جهان شمول است که از آنچه در زیر گنبد آسمان می گنجد تا ریزترین چیزها را در بر می گیرد فضا الزاماً از برون، محدود و خالی؛ و از درون انباشته است. فضای خالی وجود ندارد ، هر چیز جای خود ، مکان خود و وضع خود را داراست. در واقع برای معمار، فضا یا فاصله بین زمین، دیوارها و سقف، هیچ و پوچ نیست بلکه بر عکس، کار اصلی او ایجاد جای خالی است تا چیزی را در بر بگیرد. معمار به فضا شکل قطعی می دهد تا آسایش و آزادی برای حرکت نسبی مورد نیاز مردم حاصل شود.
معماری، هنر ساختن فضاهای درون تهی است و از درون و برون تعریف می شود. دیواها دو سوی دارند. ما نه تنها با ذهن، بلکه با جسم خویش به آثار معماری نفوذ می کنیم. هر نوشتار انتقادی یا تاریخ معماری، باید به این وجه دو گانه پر و خالی در ساختمان توجه داشته باشد. و اثر معماری که تنها از بعد خارجی طراحی شده باشد دیگر اثر معماری نیست بلکه صحنه نمایش است.
مفهوم فضا یکی از مفاهیم بنیادی در معماری است. معنی عام فضا یک جای تهی است. مانند هوا، اگر چه در لغتنامه های کهن، هوا و فضا یکسان نیستند. گستره فضا، همه هستی است و فضا، همان جای تهی است که می تواند پُر شود. فضا همان مکان و جای تهی برای حضور و یا عبور انسان است. به گمان ما هر برداشت حسی، کاربردی و فیزیکی و نیز شهودی، فراطبیعی (متافیزیکی) و عرفانی از فضا، باید سرآغاز آن بر پایه همین تعریف ساده از فضا باشد. با توجه به تأکیدی که بر جای خالی می شود، در عالم واقع، فضا به معنی خالص آن، در معماری معنی ندارد. گرچه شاید چنین فضایی کاملاً تهی میان کهکشانها وجود داشته باشد. فضای معماری فضای خنثی نیست بلکه فضایی در ارتباط با انسان است. برای روشن شدن این مسأله باید انواع فضا را تشریح نمود.

۱-۱- انواع فضا: 
گروتر ویژگیهای دوگونه فضا را به نام فضای ریاضی و فضای ادراکی معرفی می کند. می توان دریافت که مقصود از فضای ریاضی او، فضایی است که در عالم ذهن و به صورت مجرد وجود دارد و البته هم دارای ویژگیهای کمي و هم کیفی است. و فضای ادراکی، فضایی است که در ارتباط با ادراک انسان از آن فضای ریاضی پدیدار می شود و بدون ارتباط با انسان، معنای خود را از دست می دهد. بنابراین فضای معماری، بدون کالبد آن یعنی بدون عناصر مادی که آنرا به گونه ای شکل داده باشد و به قول مشهور فضا را تعریف کرده باشد، و بدون در نظر گرفتن تأثیر آن بر حضور انسان، بی معنا است.

۱-۲- فضای علمی:
 ارسطو فضا را با ظرف مقایسه می کند و آنرا جاي خالی می داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد ودر نتیجه همواره برای آن نهایتی وجود دارد. جیوردانو برونو در قرن ۱۶ نظریه هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد درک می شود و به فضای پیرامون تبدیل می گردد. فضا مجموعه ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته حتماً نمی بایست که از همه سمت محصور باشد و بدین سان اجباری نیست که همواره نهایتی داشته باشد. همچنین همواره ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد و یک نسبت نظم یافته كه این دو را به یکدیگر مربوط می سازد، فقط چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست بلکه این موقعیت مکانی شخص است که فضا را تعیین می کند و بنا به نقطه دید وی به صور مختلفی قابل ادراک می باشد. 
محیط ساخته شده به دست انسان یا به عبارتی معماری، مجموعه ای است کم و بیش پیچیده از سامانه هاي فضایی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند، یکدیگر را می پوشانند، در یکدیگر تداخل می کنند و یا با یکدیگر به رقابت می پردازند.
۲- فضاي معماري

۲-۱- سیر تاریخی تحول فضا در معماری: 
بحث بر سر فضا تنها در آغاز قرن ۱۹ و با کتاب فلسفه هنر اثر فیلسوف آلمانی شلینگ آغاز شد. در اواخر قرن ۱۹ مورخانی چون ریگل، ولفلین و اشمارسو، این بحث را پروردند. اشمارسو در کتاب خود با عنوان باروک و روکوکو بر اولویت فضا در معماری تأکید می ورزد:
” آدمی در وهله اول فضای پیرامون خود را تصور می کند و نه اشیای مادی را که به تعبیرهاي نمادین کمک می کنند. تمامی ترفندهای ایستایی و مکانیکی به سان تبلور مادی غلاف فضایی، تنها وسیله ای برای تحقق یک اندیشه اند، که در خلق اثر معماری به طور گنگ احساس یا آشکار را تصور می شود وقتی که طراحی فضا آشکارا بر طراحی شیئ اولویت می یابد معماری به هنر تبدیل می شود. روح و جان خلق آثار معماری مقاصد فضایی معمار است.
مفهوم فضا یکی از مفاهیم بنیادی در هستی شناسي است و از این رو سیر تاریخی آن درگذر زمان می تواند شایان بررسی باشد. به گمان ما مهمترین نکته بررسی تحول نگاه از کیفی به کمی در مورد فضای معماری است. آغاز برخورد کمی به فضا در یونان باستان از سوی اقلیدس روی داد. هندسه او بهره های زیادی از کیفیتهای ارزشی داشت. اما کار او در مقوله فضا را شاید بتوان همسنگ کار ارسطو در مقوله زمان دانست چرا که هر دو تلاش کردند تا بسیاری از کیفیتهای رازگونه، اساطیری و مبهم را از فضا و زمان بگیرند و آنرا تبدیل به موضوعی ساده برای مطالعه و پژوهش کنند (و نه مکان و محیطی برای زندگی). نتیجه تفکرات اقلیدس آن بود که انسان به جای آمیخته بودن با فضا و یکی بودن با آن، از آن فاصله گرفت و به مطالعه و بررسی آن پرداخت؛ چنانکه ارسطو هم ریشه های یک نگاه خطی و پیشرفت گرا را که عاری از کیفیت های زمانی است در غرب ایجاد کرد.
در دوران رنسانس همزمان، دگرگونی های بزرگ در نگرشهای اندیشمندانی پدیدار شدند که شاید بدون آنکه خود بخواهند در نگرش کمی به فضا موثر بودند. کار دکارت تکمیل این حرکت بود. در تبیین هندسی او هر نقطه متناظر با یک عدد وکمیت محض شد و برای ارايه شناسنامه هویتی هر نقطه، تنها باید مختصات آنرا تعیین کرد. در این نگرش، نقاط فضا کاملاً هم ارز و همگون هستند. این سامانه بهترین ابزار برای تبیین سامانه یکپارچه مکانیکی عالم بود که بعدها نیوتن به بهترین شیوه از آن بهره برد. پس به این ترتیب چند گام مهم در راه کمی کردن فضا در طول تاریخ وجود دارد. اما در تحلیل دو تن از مشهورترین نظریه پردازان معماری گيدئون و گروتر این سیر به گونه ای دیگر و به صورت تکاملی تا عصر نوین توضیح داده شده است و بهترین نوع ارتباط انسان با فضا مطابق با کشفیات نوین علمی دانسته شده است. گیدئون در کتاب فضا، زمان، معماري؛ سه گام تکاملی فضای معماری را به صورت زیر توضیح می دهد.
  • بازدید : 108 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۷۹صفحه قابل ویرایش تهیه شدوه وشامل موارد زیر است:

زبان امري اجتماعي و وسيله‌اي است براي برطرف كردن نياز افراد جامعه به برقراري ارتباط با يكديگر و تفهيم و تفاهم
تغييراتي كه در زبان رخ مي‌دهد تصادفي و اتفاقي نيست بلكه تابع قوانين و قواعد معيني است و به همين دليل، با اينكه هر زباني از صورت اصلي خود بسيار دور شده است، مي‌توان رابطة آن را با اصل و با زبانهاي ديگري كه از آن منشعب شده‌اند تشخيص داد
زبان مانند يك امر طبيعي به طريقي مشخص تحول و تكامل مي‌يابد و به‌همين دليل بايد دانست كه تغيير يا دور شدن يك صورت زباني از اصل و صورت قديمي خطا و غلط شمرده نمي‌شود بلكه معلول رويدادهاي اجتناب‌ناپذير زمان است
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

در دورة باستان هر اسم به هشت حالت مختلف صرف مي‌شد و علايم صرفي نيز تكواژهايي پاياني بود كه به واژة ساده مي‌پيوست

در فارسي جديد، با حذف تكواژهاي پاياني، نه تنها نظام صرف اسامي به كلي از بين‌رفته بلكه ساخت جنس دستوري و شمار مثني نيز از دستگاه زبان خارج شده است
دگرگوني ديگري كه در فارسي جديد مشاهده مي‌شود، تغيير ترتيب اجزاي جمله است. به‌عبارت ديگر، قواعد نحوي و روابط همنشيني در دستگاه اين زبان از دورة باستان تا دورة جديد تحول يافته است. 
هر زباني در هر زمان در حال تحول است و از جهات مختلفي تغيير مي‌كند. آواها و شيوة تركيب آنها با وضع پيشين تفاوت مي‌كند و آواهايي جديد با قوانين واج‌آرايي نويني در زبان معمول مي‌شود. 
علل و عوامل دگرگوني زبان را مي‌توان در دو عنوان كلي دسته‌بندي كرد:۱٫ علل خارجي يا برون‌زباني۲٫ علل داخلي يا درون‌زباني 
نكتة جالب توجه اين است كه واژگان زبان بيش از هر چيز مي‌تواند دگرگونيهاي اجتماعي را منعكس كند. 
همان طور كه دستگاههاي صرفي و نحوي و اصوات زبانها متفاوت و متمايز از يكديگرند، تحول زبانها در طول تاريخ نيز يكسان صورت نگرفته است و هر زبان در مسير و جهتي خاص خود متحول و دگرگون شده است. 
همان طور كه دستگاههاي صرفي و نحوي و اصوات زبانها متفاوت و متمايز از يكديگرند، تحول زبانها در طول تاريخ نيز يكسان صورت نگرفته است و هر زبان در مسير و جهتي خاص خود متحول و دگرگون شده است. 
انواع زبانهابنابر محاسبات انجام گرفته تا سال ۱۹۶۴، شمارة زبانهايي را كه تقريباً پنج ميليارد تن سكنة امروزي كرة زمين به كار مي‌برند ميان چهار تا هفت هزار برآورد كرده‌اند. 
مطابق شيوة طبقه‌بندي كه اصطلاحا «نوعي» يا «ساختماني» ناميده مي‌شود زبانهاي دنيا به سه دستة تك‌هجايي، پيوندي و صرفي تقسيم مي‌شوند.
زبانهاي تك‌هجايي (monosyllabic languages) در اين قبيل زبانها هر هجا هميشه صورت ثابتي دارد.
زبانهاي پيوندي (agglutinating languages) در اين گونه زبانها مادة اصلي كلمات هميشه صورت واحدي دارد و اگر معاني ثانوي بدان افزوده شود صورت اصلي كلمه تغيير نمي‌كند.


عتیقه زیرخاکی گنج