• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تیه شده وشامل موارد زیر است:

زلزله درسالهاي اخير پس از وقوع ,  ويرانيهاي بسياري برجاي گذاشت . خصوصا در كشورهاي مديترانه اي , چون در اين مناطق رشد جمعيت وافزايش شهر نشيني ديده مي شود .
هزينه جانشين كردن وتعمير صدمات وارده برساختمانها كه در اثر زلزله تخريب شده اند بودجه هنگفتي را مي طلبد كه براقتصاد مناطق زلزله زده تاثير بسزايي دارد. بنابراين ضروري است كه تدابيري در جهت كاهش صدمات زلزله كه از لحاظ اقتصادي نيز قابل توجه هستند انديشيده  شود در اينجا مي خواهيم روشي را در خصوص تعيين ريسك در ساختمانها براساس توابع خسارت ارائه دهيم .
توابع تجربي خسارت , برگرفته شده از اطلاعات بدست آمده  از مناطق مونته نگر وتوابع تئوري خسارت , براساس محاسبات مي باشد.  نتايج بصورت اشكالي ارائه شده اند 
در دودهه گذشته حوادث طبيعي خصوصا زلزله بطور افزاينده اي عامل ويراني بوده اندكه برمناطق تمركز جمعيت واموال  مردم اثر كرده اند توسعه سريع صنعت همراه با توسعه فضاهاي شهري مانع تامل وانديشيدن نحوه جايگيري در مناطق زلزله خيز شده است وفقط زماني اين امر تغيير ويسمت يك روش صحيح ميل مي كند كه سرمايه گذاري در بخش ساخت وساز خانه سازي وديگر موارد عمومي واجتماعي بسهولت انجام پذيرد ودر مقابل تلفات در كليه مراحل توسعه تحت كنترب قرار گيرد . 
اگر چه كوششهاي فراواني در ارزيابي زلزله هاي قوي وسبك كردن تلفات انجام شده است اما زلزله هاي بزرگتري روي مي دهند كه تلفات يزرگتري را بهمراه دارندكه خيلي زود اقتصاد نواحي يا آن كشور را به مخاطره مي اندازند براي مثال به سبب زلزله ۱۵آوريل سال ۱۹۷۹در مونته نگر ويوگسلاوي بطور مستقيم براقتصاد كشور اثر گذاشته است وحدودا به ۱۰% ازسرمايه هاي ملي كشور صدمه وارد كرده است زلزله ديگري نيزدر سال ۱۹۶۳در اسكوپچي حدودا ۱۵% از ثروت ملي كشور يوگسلاوي را ربوده است . 
وقتي كه رويدادهاي مختلفي در سالهاي مابين ۱۹۶۳تا۱۹۸۴در مكانهاي مختلف در يوگسلاوي اتفاق افتادند كه شامل پترواك ۱۹۶۶-دبار ۱۹۶۷-الينج۱۹۶۸-بانجالوكا۱۹۶۹و۱۹۸۱كوپنماك ۱۹۸۰و۱۹۸۲و۱۹۸۳و۱۹۸۴هزينه پرداخت شده در يك برآورد كلي بطور متوسط بيش از ۱٫۵%از كل سرمايه ملي  در ان مدت مي باشد .
يحث توسعه در علم مهندسي زلزله سالهاست كه در بسياري از كشورهاي زلزله خيز وبي پناه كه با خطرات جدي روبرو هستند مطرح است وبدليل بالا بودن ميزان خسارت در اثر بدي سيستم سازه اي ساختمانها , شكل ساخت بايد با قوانين جدي برابري واز آن تبعبت كند وبا تعويض سيستم ساختماني به حالت مناسب جديدي درآيد كه البته ساخت جديد ساختمانها مطابق فرم فوق الذكر است . هر چند ساختمانهاي قديمي وباستاني فراواني وجود دارند كه درمقابل زلزله مقاوم نيستند ومستعد صدمه نيز مي باشند وبارامي در حال تخريب مي باشند (حتي بدون وقوع زلزله )كه اين بخش بايد در توسعه يابد ودر بهبود آن كوشيد وزلزله كه مسلما احتمال وقوعش ادامه خواهد يافت سبب آسيب رساندن به اين قبيل ساختمانها مي گردددر غير اين صورت ساختمانها صدمه مي بينند وخراب مي شوند وسيستم زندگي دچار مخاطره ميشود. تلفات جاني وساير تلفات مالي روي مي دهد وديگر خسارات مستقيم وغير مستقيم بصورت كوتاه وبلند مدت روي مي دهند كه عليه منافع اقتصادي هر كشوري وهر ناحيه اي عمل مي كنند .
 بنابراين عمده هدف مهندسين,  آرشيتكت ها وسياست هاي سازنده پليس وروسا, انجام يك مديريت وعمليات منطقي ومستحكم براي ايمني برنامه هاي تدوين شده واجراي آن در خصوص زلزله ونگهداري وتامين مناطق زلزله خيز يا مستعد زلزله وخطر جهت حفظ اقتصاد منطقه وجديت در جبران صدمات وارده ناشي از زمين لرزه مي باشد .

ارزيابي خسارات وارده وتلفات زلزله اي 

يك مدل جالب توجه واساسي يراي ارزيابي منطقي خسارت وريسك زلزله وجود دارد كه در منطقه اي كه مورد نظر است بايد به دقت مورد توجه وبا گامهاي زير اجراگردد.
۱-ارزيابي تعريف اعضا در ريسك
۲-ارزيابي قدرت خطر زلزله
۳-اقتباس مناسب تابع خسارت براي اعضاي معين در ريسك كه قابليت توصيف مناسبات مشترك بين تلفات ويژه وقدرت زلزله را بنمايد 
۴-ارزيابي تلفات زلزله اي ويژه براعضاي ريسك وسهم دادن آن در تمام ريسكهاي موجود 
۵-ارزيابي همه ريسكهاي زلزله اي 
سه عامل تعيين كننده ريسك زلزله اي عبارتند از تعداد پارامترهاي تشكيل دهنده ريسك, خسارات آنها (پتانسيل تلفات ويژه )وعامل سوم قدرت زلزله مي باشد . دومورد اول مي توانند در مدت وقوع زلزله قابل كنترل بصورت طبيعي باشند و از ميان مصيبت هاي وارده وبا برنامه ريزي از آن  جلوگيري نمود .
اگر چه ممكن است كنترل ارزش پارامترهاي ريسك بصورت موثري امكان داشته باشد اما آنهايي كه حساس تر هستند آشكارا خطر زلزله را در مناطق با زلزله خيزي بالا احساس مي كنند . بنابراين آرامشي لازم است تا از لحاظ اقتصادي به مجهز كردن وعمل كردن به اين امر پرداخت , بطوريكه با توسل به آن اندازه گيريها جهت نگهداري ديگر مكانها  كه به سبب اقتصادي اميدي براي نگهداري آنها وجود دارد محلي در مناطق زلزله خيز قابل تعيين باشند .
در اكثر حالات ,  ريسك ,  در صورتي كه پذيرفته شده واستدلال منطقي داشته باشد قابل تغيير است وبستگي دارد به توسعه اقتصادي مناطق يا كشوري كه برآورد اقتصادي خسارات در آن به انجام رسيده است وخسارت وتراز آن بايد توسط بهبود دادن مقاومت لرزه اي اصلاح گرددكه مي تواند توسط تغيير در پارامترهاي ريسك يا كم كردن ظرفيت جمعيت ويا ساختن ساختمانها باشد .

شناسايي اركان ريسك وموارد اساسي ان 

در زمان وقوع يك زلزله حادثه بقدري سريع روي مي دهد كه از قدرت بشر وتصور انسانها خارج است وسبب خسارات مالي مي گردد . پس لازم است هويت پارامترهاي ريسك تعيين شود كه معمولا توسط يك مدل براي خسارت تعيين مي شود . اين روش   بطور مستقيم ضررو زيان مادي ناشي از زلزله را شرح  مي دهد .
 زماني كه انسانها آسيب وضرر را مي بينند وآسيب وضرر را متقبل مي شوند در محلي كه ساختمانهاشامل راه ,  خط آهن , لوله هاي آب وفاضلاب وگاز( شريانهاي حياتي ) و…منازل مسكوني وساير ابنيه ضربه مي بينند ,خسارات مالي وارد مي شود. 
 افزايش خسارات مالي وشدت آن و همچنين ساير مواردي كه ناشي از زلزله بوجود خواهند آمد كه مسائل اجتماعي از جمله آنهاست ( صدمات غير مستقيم ) عموما توسط طبقه بندي كردن اقتصادي واجتماعي قابل اندازه گيري خواهد بود .
ركود عملكردهاي صنعتي , كم شدن درآمدهاي ناشي از توليد ودرآمد اقتصادي منطقه وهزينه كاركرد اضافي وزائد براي دوباره برقراركردن شرائط عادي براي مناطق  مصيبت زده , دسته هايي از انواع تلفات خسارتي غير مستقيم مي باشند .
 قطع راه ها و شبكه هاي آب و فاضلاب و برق و تلفن و نفت و گاز و رفع اشكالات در  سيستمها وشبكه هاي  اطلاع رساني راميتوان بعنوان ضررو زيانهاي اجتماعي ناشي از زلزله عنوان كرد.
از ديگر برآوردهاي صحيح‌, بزرگي تلفات براي مصيبت زدگان و كاهش نرخ  سرمايه ودارايي هايي هستند كه در صورت لحاظ نمودن اين پارامترها در ارزيابي خسارات وارده  پيشرفت بيشتري در بدست آوردن نتايج ارزيابي ها  عائد مي شود. 
لازم است كه مدل فرموله شده ,  ارزيابي درستي در بلند مدت براي زيانهاي ناشي از  زلزله داشته باشد . درصورت ارتبا ط دادن مدل خسارت با تاثيرات مستقيم و غير مستقيم ناشي از زلزله در پارامترهاي اقتصادي اين روش موفقيت بهتري كسب خواهد نمود . همچنين لازم است  عوامل مكانيكي براي اصلاح وفراهم آوردن شرايط برگشت به شرائط اوليه جهت تضمين سرمايه هاي مردم و رفع نيازمندي هاي فوري و حركت  به سمت بازسازي  وكمك به مصيبت زدگان زلزله ها نيز در برنامه اين مدل قرارداشته باشد .

تعيين قدرت زلزله

قدرت زلزله ميتواند براي گزارشات دوره اي كه از سوي موسسات ژئو فيزيك يا موسسه زلزله اعلام ميشود , تعيين  شود. همچنين با توجه به ميزان خسارات وارده اقتصادي   وارتعاشات بوجود آمده نيز قابل محاسبه است .
بيشتر فركانس ها استفاده شده در مدل ريسك  براي تحليل زلزله هاي قوي مي باشند كه توسط استوا (۱۹۶۴)وكرنل در سالهاي ۱۹۷۰-۱۹۶۸توسعه داده شده است و حاصل آنها  به پارامترهاي تكاني( مركالي اصلاحي) بستگي دارد كه در آنها حداكثر شتاب زمين حداكثر سرعت زمين است ومتوسط بازگشت يك دوره (پريود)براي يك برداشت معين جوابهاي اختياري است  كه بستگي به جغرافياي منطقه وپتانسيل نقاط وسرچشمه انتشارمربوط است . كرنل استوا فن تهيه يك روش سريع ومدون اختصاصي وتاثير پذير ي زلزله هاي با سرچشمه پتانسيل را ارائه كرده است . در داخل مناطقي كه توضيح داده شد ماكزيمم مقادير ساليانه (سختي حداكثرشتاب زمين يا هر متغير ديگري كه قابل استفاده باشد )نتايجي كه از يك ميله در مناطق مختلف گرفته شد مي تواند استفاده شود وبعنوان ساخت زلزله قوي  مورد استفاده قرار ميگيرد كه نشان دهد بعنوان مثال طرح هاي متوسط معادل براي شتاب حداكثر زمين با يك منطقه معين كه از يك زمان پريود مشخص در طرح تجاوز نمايد مساوي متوسط بازگشت پريود براي تغييرات معين ماكزيمم شتاب زمين  هستند .( دلوئپرت وميلن ۱۹۶۹ )
نتايج بررسي نمايان مي كند كه در شكل تحليل ها مجاز كردن مستقيم مشاهدات وحساسيت اتمام نتايج بستگي به برآوردمحل كانون مي باشد .

ارزيابي ضررو زيانهاي ناشي از زلزله 

بررسي خسارات يك زلزله در يك مدل شامل اعضاي متفاوت در ريسك وارزيابي ريسك زلزله براي يك منطقه مي باشد كه به شدت تايع اطلاعات مربوط به تلفات از زلزله هاي گذشته در آن منطقه است .
نظر به اينكه پيش بيني  افزايش  خسارات وارده از زلزله هاي  بزرگتر آينده داراي اهميت بسزايي است لذا  كشورهاي تحت خطر زمين لرزه هاي خطرناك بايد داراي يك معيار ثابتي كه همه خصوصيات منطقه ازجمله گسلها را نيز شامل ميشود داراباشند .
بهمين دليل بايد يك مركز اطلاعاتي كه كليه اين شرائط در آن ديده شده باشد ضروري است .به اين ترتيب ارزيابي خسارات يك پوشش منطقه اي را شامل ميشود . 
اولين منظور از اين روشها ومتدها بدست آوردن  اطلاعات كافي ومناسب براي احتياجات زيراست  كه شامل موارد زير است : 
۱)جلوگيري از بروز صدمات و ضايعات بدليل وجود ساختمانهاي سست و خسارات ديده در هنگام كمك رساني و تعيين اين گونه ساختمانها و مشخص نمودن آنها به جهت كاهش تلفات خصوصا در اثر پس لرزه ها ي احتمالي . 
۲)تهيه  اطلاعات لازم ومقتضي درتعيين  بزرگي و ميزان خسارات احتمالي وارده اعم از اينكه بصورت ضربات ساختمانها به يكديگر يا ساير خطرات احتمالي به اموال و جان مردمي كه در منطقه خطرزا زندگي ميكنند به جهت آمادگي در برابر زلزله . 
۳)با شرط داشتن يك مجموعه اطلاعات براي تخمين زيانهاي اقتصادي , تهيه  برنامه هايي جهت تخصيص اعتبار و ارزبابي و تخمين مقدار زيانهاي اقتصادي جهت احياي دوباره .
۴)تهيه يك بانك اطلاعاتي  براي پيش بيني نتايج زلزله هاي آينده كه رفتارشان همانند رفتار زلزله مورد مطالعه است .
۵)آماده كردن وبرقراري يك محيط آسوده جهت رسيدگي به نيازمندان بعد از وقوع  زلزله با كمك افراد آموزده وتعليم ديده وساماندهي افراد باقي مانده پس از زلزله .
۶)ثبث وطبقه بندي كردن تلفات وخسارات وارده كه زلزله بر ساختمانها وارد كرده كه 
مي توانند تعمير شوند وتقويت شوند ومورد استفاده قرار گيرند .
۷)تعيين وضعيت  اعضاي سازه اي ساختمانها پس از وقوع زلزله و تعمير مجدد آنها بصورت مقطع اي جهت جلوگيري از ريزش ساختمان در طبقات مختلف كه ممكن است مجددا در اثر زلزله  اي كه دوباره مي تواند تكرار شود موجب خساراتي شود .
۸)بهبود طراحي زلزله اي وساخت براساس آيين نامه ها مقررات وضوابط ملي وتجربي هر كشور 
۹)بهبود عملي واساسي براي وضعيت فيزيكي وفضاهاي شهري براي كاهش نتايج زلزله وتخفيف ريسك زلزله (كم كردنش )در واكنشهاي زلزله اي منطقه اي
 
خسارات زلزله بايد بوسيله  يك تشكيلات منظم با روشهاي پيشرفته مرتب گردد ويك روش سريع براي تهيه اطلاعات پايه در محل يا دولت آن كشور كه توانايي تصميم گيري 
در اين خصوص داشته باشد اتخاذ گرددوبراي عهده داري اقتصادي موضوع افراد  بايد  صلاحيت فني لازم را دارا باشند . اين موضوع بايد در راس برنامه ريزي هاي كلان مديران كشور در بخش مديريت دربحران قرارگيرد . 


نتيجه گيري از تجربه وتئوري جهت تابع خسارت

در يك پيش بيني درست از تلفات وارده كه منتظر رخ دادن آن در زمان زلزله هستيم لازم است كه انواع مختلف ساختمانها دانسته شود چون وقتي ساختمانها ناامن شوند تكانهاي شديدي مي خورند ومتقبل خسارات  فراواني مي شوند . اين  اطلاعات براي مطالعات سودمندي قابل توجهي دارند وتاثير سودمندي بر كاهش خطرات گوناگون (كاهش تلفات مخصوص )دارند ومي توانند بعنوان كاهش ريسك زلزله نيز بكار روند ساختمانها انواع واندازه هاي مختلفي دارند وضرورتا در مقابل همه تكانها كه ايجاد مي شود سختي ندارند.
بنابراين تلفات بايد داراي اسناد كافي براي تعداد مشابه به ساختمانهاي هم نوع باشند براي اين كه با مشخصات تكانهاي وارده وسختي قابل تحمل يك متغير زياني متوسط حاصل مي شود وپراكندگي زيانها قابل تخمين زده باشد ؛ اختصاص دادن طبقه خاص از ساختمانها را بخود منطقي مي كند.حال يك زيان سنگين ولي طبقه بندي شده بصورت سودمندانه  در خصوص ساختمانهاي قابل استفاده در منطقه مونته نگروبراي زندگي وشرائط خوب موجود است.
صحيح تر آن بود كه مهندسي ساختمانها؛بناها ومنازل و…بوسيله جمهوري انجام ميشد و در قسمتهاي مختلف فردي براي طبقه بندي ساختمانها گماشته مي شود.
اين موضوع بوسيله گروهي از  متخصصين كار مورد ارزيابي قرار گرفت كه در حدود ۱۰۰گروه كاري و۲۰۰تيم را جهت طبقه بندي خسارات وارده با ساختمانهاي صنعتي رفتار وپناهگاههاي آسان وقابل دسترس در محله ها ونواحي ساختماني وديگر ابنيه حياتي وبا اهميت به محل ارسال كردند .
جداي از همه اينها حدود بالاي ۶۰۰۰۰ساختمان طبقه  بندي شد.اطلاعات جمع آوري شده در مورد ۴۰۰۰۰ساختمان در سطحي بوسعت ۶۷۱۵۱۶۹متر مربع از نوع تلفات سنگين بودند كه بوسيله زلزله ۱۵ آوريل ۱۹۷۹مونته نگر وبا توجه به آمار حاصل شده اند وبا آن اطلاعات توابع خسارت تجربي تهيه وگرفته شد .
اطلاعات زيانهاي وارده در اين مطالعه بعنوان پايه برداشت فهرستهاي اجرايي بكار مي رود  به عبارت ديگر تكانهاي زمين لرزه در ۲۹ايستگاه قوي و۲۱لرزه نگار وشتا بنگاشت ثبت مي شوند .

ريختن اعضا  تقريبا در همه ساختمانها شايع است كه با افزايش حداكثر شتاب زمين كه با نزديك شدن تغييرات غير قابل قبول براي مصالح سنگي وساختمانهاي آجري روي مي دهد .

عتیقه زیرخاکی گنج