• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنگهاي اولترامافيک سازنده افيوليتها در اثر هجوم سيالات گرمابي حاوي CO2 تحت تاثير فرآيند کربناته شدن تبديل به ليستونيت مي شوند. ليستونيتها با مجموعه کانيائي عمومي کوارتز و کربناتهاي حاويMg- Fe- Ca مشخص هستند. از چند دهه گذشته در افيوليتهاي جهان، کاني سازي طلا در هميافتي با اين سنگها مورد توجه قرار گرفته است. 
افيوليتهاي ايران مرکزي به شکل دو کمربند اصلي يعني دهشير- سورک- نائين و جندق-انارک رخنمون دارند. اين افيوليتها در بخش سرپانتينيتي خود ليستونيتي شده اند. دگرساني گرمابي در اين سنگها تا مرحله سيليسي شدن(شکل گيري بيربيريتها) نيز يپش رفته است
اين سنكانس با تولئيتهاي جزاير قوسي قابل مقايسه است. و اما در افيولتهاي دهشير داد ه هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تاييد خويشاندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. به طور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيتهاي MORB است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادرگارنت لرزوليت حاصل شده است. پلاژيوگرانيتها در اينجا به دو دسته قابل جدايش هستند: 
۱ـ در هميافتي با دايكهاي صفحه اي – گابروهاي آمفيبول دار 
۲ـ در هميافتي با مجموعه دگرگوني ناحيه اي بصورت نافذ در آن. 
در هر دو دسته پلاژيوگرانيت شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيتهاي اقيانوسي (OP) واقع مي شوند. پلاژيو گرانيتهاي دسته دوم احتمالا از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته – آمفيبوليتها حاصل شده اند. با توجه به شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك ها در گستره دهشير منجر به آزادي Cao و هجوم آن به سوي دايكهاي گابرويي شده استرودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيابي جگراسولر، پكتوليت، وزوويان ، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند. فرايند كربنات زايي (ليستونيتي شدن) تحت تاثير سيالات حاوي CO2 در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. ولكانيسم كوارتنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت به عنوان عامل تامين سيالات co2 دار در ليستونيتي شدن از ديدگاه ژئوشيمي مورد بررسي قرار گرفته است. 
پترولوژي و ژئوشيمي افيوليت هاي دهشير با تأكيد بر آلتراسيون هيدروترمال وابسته(رودنژيتي شدن، ليستونيتي شدن)
مجموعه افيوليتي دهشير واقع در ۸۰ كيلومتري جنوب غرب يزد در راستاي گسل بزرگ دهشير – بافت رخنمون دارد و جزئي از كمربند حلقوي افيوليت ايران مركزي محسوب مي شود.
واحدهاي سنگي تشكيل دهنده اين افيوليت به ترتيب از پايين به بالا شامل موارد زير است: الف) سنگ هاي اولترامافيك متشكل از سرپانتينيت، هرزبورژيت، دونيت لرزوليت و پيروكسنيت. ب) گابرو هاي آمفيبول دار، پيروكسن دار و كمتر ديوريت. ج) پلاژيوگرانيت. د) دايك هاي صفحه اي. ه) بازالت هاي توده اي وكمتر بالشي. و) سنگ آهك هاي پلاژيك و راديولاريت ها به سن كرتاسه فوقاني. سنگ هاي دگرگوني كه شامل دگرگوني هاي كف اقيانوسي، دگرگوني هاي ديناميك در زون هاي برشي و دگرگوني هاي ناحيه اي تا رخساره آمفيبوليت هستند. بر پايه مشاهدات صحرائي، پلاژيوگرانيت ها به دو دسته قابل جدايش هستند. الف) در هميافتي با دايك هاي صفحه اي- گابروهاي آمفيبول دار. ب) در هميافتي با مجموعه دگرگون ناحيه اي و بصورت نافذ در آن.
داده هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تأئيد خويشاوندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. بطور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيت هاي(MORB) است كه از ذوب بخشي (حدود ۲۲%) سنگ مادر گارنت لرزوليت حاصل شده است.
هر دو دسته پلاژيوگرانيت، شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيت هاي اقيانوسي(OP)واقع مي شوند. پلاژيوگرانيت هاي دسته دوم احتمالاً از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته و آمفيبوليت ها حاصل شده اند.
با شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك در گستره دهشير منجر به آزاد سازيCaOو هجوم آن به سوي دايك هاي گابرويي شده است. رودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيائي گروسولر، پكتوليت، وزوويان، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند.
فرايند كربنات زائي (ليستونيتي شدن) تحت تأثير سيالات حاويCO2در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. در اين ميان عمدتاً دولوميت – منيزيت – برونريت، كوارتز به خرج واپاشي كاني هاي اوليه چون سرپانتين، اليوين شكل گرفته اند. ليستونيت ها با سنگ هاي كوارتز – كربنات در زون هاي برشي، امتداد شكستگي ها و گسل ها به وضوح رخنمون دارند.
ليستونيتي شدن نه تنها سنگ هاي اولترابازيك، بلكه سازندهاي رسوبي فليش گونه ميوسن، چرت، بازالت، آندزيت و ساير سنگ هاي مجاور را نيز شامل شده است.
رخداد سرپانتينيت هاي نوتترونيتي- سيليسي شده بدون عملكرد CO2تبديل قلوه هاي منيزيت- هونتيت عهد حاضر به كلسيت- دولوميت (متاسوماتيسم كلسيم) از موارد نادر است كه مشاهده مي شود.
آلتراسيون كروميت ها در حين فرايندهاي ليستونيت زائي شامل تغييرات شيمي كروميت و تمركز طلا در آنها است.
نهايتاً ولكانيسم كواترنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت، بعنوان عامل تأمين سيالات CO2دار در ليستونيتي شدن، از ديدگاه ژئوشيمي، مورد بررسي قرار گرفته است
 
 
نقشه ۱- موقعيت افيوليت هاي ايران مرکزي
دهشير:D  سورک:S  نائين:N  انارک:A  جندق:G
Gold Mineralization in Central Iran Listvenites
M. Noghreian*, M. A. Haghighipoor**, M. A. Mackizadeh***,  B.  Taghipour**** and
 S. Sherafat*****
*Department of Geology, University of Isfahan
**Department of Chemistry, University of Isfahan
***Ph.D. Candidate, Shahid Beheshti University
**** Jahad Daneshgahi, of Isfahan University of Technology and Ph.D. Candidate, University of Isfahan
***** Ph.D. Candidate, University of Isfahan

Abstract
       Listvenites are formed during the CO2-rich fluids ultramafics interactions. Commonly, these carbonatized ultramafic rocks (especially serpentinites) are characterized by quartz and Mg-Fe-Ca carbonates assemblage. Gold mineralization in these rocks had been a new target for exploration during the past decades.
      There are two main ophiolitic belts in Central Iran, Dehshir-Surk-Nain belt and Jandagh-Anarak belt. Hydrothermal alterations have produced listvenites and finally birbirites (silicified serpentinites) in ultramafic members of these ophiolites. In Dehshir, listvenites and paralistvenites are outcropped along the ophiolite belt and are barren. In Surk, listvenitization is followed by bribirites formation and gold mineralization has a close association with ferrite chromites. 
      There is pyrite mineralization in highly silicified serpentinites with Au-Hg anomaly in Nain ophiolites. In Jandagh serpentinites, talc-carbonate rocks are formed during carbonatization. Trace amounts of gold anomaly are detected in these rocks. Anarak old ophiolites have widespread listvenitization. Various minerals and  
ore minerals with multistage paragenesis are characteristic. In addition to geochemical anomaly,  gold mineralization is detected as visible gold.
 Key words: Ophiolite, Serpentinite, Listvenite, Birbirite, Gold

مقدمه 
ليستونيتها عضو سرپانتيني مجموعه هاي افيوليتي هستند که تحت تأثير دگرساني گرمابي از نوع کربناته شدن (Carbonatization) واقع شده اند. اين سنگها که به سبب کاني شناسي خاص خود به سنگهاي کوارتز- کربنات ( Auclair et al, 1993) يا مجموعه اي سيليسي- کربنات (Sazanov,1975) مشهورند. يکي از مهمترين انواع سنگهاي حاوي کاني سازي  طلا، نقره، جيوه، پلاتين، آرسنيک و آنتيموان در مجموعه آلتراسيون هاي ليستونيتي –بيربيريتي در کمربند هاي افيوليتي هستند. اين آلتراسيون در شرايط خاص محلول گرمابي کلريدي غني از S, K, CO2 و PH<5 ، درجه حرارت ۴۰-۲۵۰ درجه سانتي گراد و فشار ۱٫۸-۰٫۶ کيلوبار، سنگ منشا و ساختار تکتونيکي مناسب ايجاد مي شود(Sazonov, 1978).
در جديدترين مطالعه(Halls et al, 1995) ليستونيت يک نوع سنگ ويژه است که مي تواند در دسته برسيتيك – فيليک (Spirinov,1991) جاي گيرد ليستونيتي شدن با وجود پتاسيم از کربناته شدن اولترامافيک ها متمايز مي‌شود لذا متاسوماتيسم آلکالن را نيز در بر مي گيرد.
ليستونيت ها در رخنمون هاي  صحرائي به اشکال عدسي و رگه اي داخل سرپانتينيتها و يا در همبريهاي زمين ساختي آنها با سنگهاي اطراف ديده مي شوند. کوارتز و کربنات حاوي  Mg-Fe-Caعمده کاني هاي سازنده اين سنگها هستند ولي بقاياي سرپانتين، کروم اسپينل، تالک، کلريت، فوشزيت «مسکويت کروم دار» و کانه هاي مختلف نيز در اين سنگها ديده مي شوند. بافت غالب اين سنگها دانه اي، پورفيروئيد، رگه اي، نواري و شبحي((Ghost texture  باقيمانده از سرپانتينيت اوليه مي‌باشد.
محصول نهايي دگرساني سرپانتينيت ها بعد از ليستونيتي شدن سنگهاي شديداُ سيليسي شده اي هستند که به نام بيربيريت (birbirite) مشهورند. اين سنگها کوارتزيت هاي هيدروترمال نيز ناميده شده اند(سازونوف، ۱۹۷۸). 
موارد متعدد کاني سازي فلزي«طلا، جيوه، آنتيموان، سرب و نيکل» از ليستونيتهاي مجوعه افيوليتي مناطق مختلف دنيا نظير ايتاليا، مراکش، عربستان سعودي و ترکيه  (Buisson et al,1985) گزارش شده است.
بزرگترين کانسار طلاي ليستونيتي در مجاور مرز شمالي ايران معدن زود (Zod) در ارمنستان است. اسميرنوف و همکاران کانسار فوق را جزو کانسارهاي سازند طلا-کوارتز-کالسدوني تقسيم بندي کرده اند(Smirnov et al, 1983) که در کمربند افيوليت کرتاسه بالائي قفقاز کوچک واقع شده است. در ادامه اين افيوليتها در شمال غرب کشور (افيوليتهاي ماکو) آلتراسيون هاي سيليسي، آرژيليک و ليستونيتي همراه با کاني سازي جيوه شناسايي شده است. امامعلي پور (۱۳۷۴) در منطقه سيه چشمه (ماکو) زون ناهنجاري طلا (حداکثر ppm22) گزارش نموده است. زرين کوب (۱۳۷۴) با مطالعه ليستونيتهاي سهل آباد(بيرجند) آنها را کليدي براي پي جوئي طلا و جيوه معرفي کرده است. يوسف زاده(۱۳۷۵) نيز به کاني شناسي و پتروگرافي ليستونيتهاي خوسف جنوب غربي بيرجند پرداخته است. (عابدي،۱۳۷۶) براي اولين بار با استفاده از مدلهاي اکتشافي ژئوشيميائي ذخاير ليستونيتي کشورهاي شوروي سابق ليستونيتهاي افيوليت بيرجند (سهل آباد) را مورد مطالعه قرار داده است. در اين منطقه آنومالي طلا(ppm 0.5) و جيوه (ppm1.6) تشخيص داده است. اين مقاله ضمن معرفي مناطق ليستونيتي در افيوليتهاي ايران مرکزي به ارزيابي پيدايش طلا در آنها نيز مي پردازد(نقره ئيان و همکاران ۱۳۷۷و۱۳۸۰). 
سنگهاي افيوليتي در امتداد گسلهاي سراسري ايران مرکزي به شکل کمربند رخنمون دارند که از آن جمله مي توان به کمربند افيوليتي شمال نائين، سورک، دهشير، جندق و انارک اشاره نمود. در اين ميان مجموعه افيوليتي انارک و جندق با سن پروتروزوئيک بالايي – کامبرين زيرين (باقري، ۱۳۷۲) از قديميترين افيوليتهاي ايران مرکزي محسوب مي شوند. افيوليتهاي نائين، سورک و دهشير در ارتباط با زمين درز خرده قاره ايران مرکزي بوده و در کرتاسه بالايي شکل گرفته اند. 

روش کار
براي شناسايي کانيها و پتروگرافي ليستونيتها در ابتداي کار از نمونه هاي قابل توجه مقاطع ميکروسکوپي و صيقلي تهيه شد. در مراحل بعدي براي شناسايي دقيق تر فازهاي کانيايي«بويژه کربناتها» از روش پراش سنجي پرتو(XRD) X استفاده شد. ترکيب شيميائي اين سنگها با روش فلورسانس اشعه ايکس (XRF) تعيين شد و از آنجا که تجزيه به روش فعال سازي نوتروني (NAA) از دقيق ترين روشهاي اندازه گيري طلا و عناصر ردياب آن مي باشد. نمونه هاي مشکوک به منظور تعيين مقدار طلا و عناصر ردياب همراه As, Hg, Sb, Cu توسط روش فوق مورد تجزيه قرار گرفت. شناسايي ذرات آزاد طلا و ساير عناصر به روش تکميلي SEM «توسط ميکروسکوپ الکتروني» نيز انجام گرفته و وجود عناصر فوق الذکر محرز گرديد. آزمايشات XRD-SEM در مرکز تحقيقات نسوز آذرانجام گرفته است. آناليز هاي NAA در مرکز تکنولوژي هسته اي اصفهان بخش راکتور مينياتوري انجام گرفت. 
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی فایل تحقیق پگمانیت-دانلود رایگان فایل تحقیق پگمانیت-دانلود رایگان مقاله پگمانیت-تحقیق پگمانیت-دانلود فایل تحقیق پگمانیت

این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش هیه شده است امیدواریم که بتواند به شما کمک کند وبه موارد زیر اشاره میکند:

مقدمه

فراوانترین پگماتیت‌ها ، پگماتیت‌های گرانیتی هستند. بعضی از پگماتیت‌ها به علت داشتن عناصری مانند لیتیم ، نیوبیوم ، تانتالیم ، اورانیم ، و خاکهای کمیاب حائز اهمیت اقتصادی هستند. در بعضی از ماگماها مقدار آب به حدی زیاد است که تحت شرایط معینی سبب می‌شود که یک فازی گازی که با فازهای مایع و جامد در حال تعادل است از ماگما جدا شود که از نظر تشکیل پگماتیت‌ها اهمیت زیادی ندارد.

پگماتیت‌های ماگمایی در آخرین مرحله تحول عادی سنگهای آذرین از مایعات باقی مانده که از نظر آلوموسیلیکاتهای قلیایی و مواد فرار غنی هستند، تشکیل می‌شود که این مواد فرار به مقدار زیادی دمای تبلور و ویسکوزیته محلولهای سیلیکاته را پایین می‌آورند. چون این مواد گازی دارای وزن ملکولی کمی نسبت به سایر سیلیکاتهای ماگما هستند. لذا نسبت مولار آنها بالاست و روی پتانسیل شیمیایی تاثیر خیلی زیادی دارند، برای همین می‌تواند در تبلور و واکنش مایعات سیلیکاته تاثیر خیلی زیادی داشته باشد. به علاوه اثر فشار روی تعادل سیستمهایی که دارای فاز گازی هستند نیز خیلی زیاد است.

 

وضعیت و محل پیدایش پگماتیت‌ها

اکثریت خیلی زیادی از پگماتیت‌ها از نظر ترکیب گرانیتی هستند و از کوارتز ، میکروکلین ، پلاژیوکلاز سدیک و میکاها همراه با تعدادی کانیهای کمیاب مانند تورمالین ، آپاتیت ، اسفن ، مونازیت ، زیرکن ، فلوئورین و غیره تشکیل شده‌اند پگماتیت‌های گابرویی و دیوریتی که از هورنبلند و پلاژیوکلاز تشکیل شده باشند نیز شناخته شده‌اند، ولی به مراتب کمتر از پگماتیت‌های گرانیتی دیده می‌شوند.

تقسیم بندی پگماتیت‌های اسیدی

پگماتیت‌های ساده

پگماتیت‌های ساده از کوارتز ، فلدسپاتهای قلیایی مقدار کمی از میکاها تشکیل شده است و کانیهای کمیاب یا در آنها وجود ندارد یا مقدارشان خیلی کم است. پگماتیت‌های ساده به صورت دسته دایک‌ها یا رگه‌ها و عدسی‌های مسطح در داخل یا حاشیه باتولیت‌ها و استوک های گرانیتی و گرانودیوریتی و یا جز کمپلکسهای پیگماتیتی دیده می‌شوند.

 

محل تشکیل پگماتیت‌ها از ماگما

  • مرحله ماگمایی : در این مرحله تعادل بین فازهای بلورین و مایع برقرار است.
  • مرحله پگماتیتی : در طی بخش عمده‌ای از این مرحله فازهای بلورین ، مایع و گازی توام باهم وجود دارد.
  • مرحله پنومالیتیک : این مرحله با تعادل بین فازهای بلورین و گازی مشخص می‌شود.
  • مرحله گرمابی : در طی این مرحله تعادل بین فازهای بلورین ، محلولهای آبکی و گازهای آبدار برقرار است.

میکروکلین و کوارتز و میکاها مربوط به مرحله پگماتیتی و ابتدای مرحله پنومالیتی هستند. آلبیت در مرحله پنومالیتی جانشبن میکروکلین می‌شود و در مرحله گرمابی آدولر و زئولیت‌ها به آن می‌پیوندند

پگماتیت

محلولهایی را که در مراحل آخر سرد شدن و انجماد ماگما تولید می‌شوند، محلولهای گرمایی می‌نامند. از تبلور این محلولها سنگ آذرین بسیار درشت دانه‌ای موسوم به پگماتیت تشکیل می‌شود از واژه لاتین پگمات به معنی به هم بافته شده مشتق شده است. کوارتز و فلدسپات پتاسیم‌دار کانیهای اصلی حاصل از تبلور محلولهای گرمایی هستند. پگماتیتها صرفا بر مبنای اندازه‌های غیر عادی دانه‌های کانی موجود قابل تشخیص‌اند.


در معدودی از پگماتیت‌ها دانه‌های فلدسپات پتاسیم و کوارتز رشد در هم داشته و اساسا یک واحد را تشکیل می‌دهند. در این پگماتیت‌ها کوارتز رنگی تیره تر از فلدسپات داشته و در نتیجه شکل کلی آن شبیه کتیبه‌های باستانی آشوری و بابلی است. به همین علت این نوع رشد در هم به ساختار گرافیک شهرت یافته است (از واژه لاتین گرافین به معنی نوشتن مشتق شده است

فراوانترین پگماتیت‌ها ، پگماتیت‌های گرانیتی هستند. بعضی از پگماتیت‌ها به علت داشتن عناصری مانند لیتیم ، نیوبیوم ، تانتالیم ، اورانیم ، و خاکهای کمیاب حائز اهمیت اقتصادی هستند. در بعضی از ماگماها مقدار آب به حدی زیاد است که تحت شرایط معینی سبب می‌شود که یک فازی گازی که با فازهای مایع و جامد در حال تعادل است از ماگما جدا شود که از نظر تشکیل پگماتیت‌ها اهمیت زیادی ندارد.

پگماتیت‌های ماگمایی در آخرین مرحله تحول عادی سنگهای آذرین از مایعات باقی مانده که از نظر آلوموسیلیکاتهای قلیایی و مواد فرار غنی هستند، تشکیل می‌شود که این مواد فرار به مقدار زیادی دمای تبلور و ویسکوزیته محلولهای سیلیکاته را پایین می‌آورند. چون این مواد گازی دارای وزن ملکولی کمی نسبت به سایر سیلیکاتهای ماگما هستند. لذا نسبت مولار آنها بالاست و روی پتانسیل شیمیایی تاثیر خیلی زیادی دارند، برای همین می‌تواند در تبلور و واکنش مایعات سیلیکاته تاثیر خیلی زیادی داشته باشد. به علاوه اثر فشار روی تعادل سیستمهایی که دارای فاز گازی هستند نیز خیلی زیاد است. 

دلایل درشتی دانه‌ها در پگماتیت‌ها 

درشتی دانه‌ها در پگماتیت‌ها اولا در نتیجه کمی غلظت سیال است. ثانیا ترکیب عمومی سنگ نتیجه ترکیب مستقیم مایع باقیمانده است و ثالثا وجود کانیهای نادر را که یکی از اختصاصات پگماتیت‌هاست می‌توان به این طریق توجیه کرد که عناصری که شعاع اتمی آنها تفاوت فاحشی با شعاع اتمی عناصر عادی سازند، سنگهای آذرین دارد، در این مایع باقیمانده جمع می‌شوند.

تعدا زیادی از کانیهای موجود در پگماتیت‌های گرانتی در نتیجه جانشینی بوجود آمده‌اند. بریل ، آلبیت و همه کانیهای لیتیم و منگنز و فسفات‌دار ظاهرا نتیجه عمل جانشینی هستند. ترکیب متوسط عده قابل توجهی از پگماتیت‌ها در حوزه پایینترین دمای سیستم مایعات باقیمانده قرار نمی‌گیرد و باید گفت که این پگماتیت‌ها نتیجه عملی غیر از ماگمایی هستند و در حقیقت محصول جانشینی ، تفریق دگرگونی یا گرانیتی شدن می‌باشند. 

وضعیت و محل پیدایش پگماتیت‌ها 

اکثریت خیلی زیادی از پگماتیت‌ها از نظر ترکیب گرانیتی هستند و از کوارتز ، میکروکلین ، پلاژیوکلاز سدیک و میکاها همراه با تعدادی کانیهای کمیاب مانند تورمالین ، آپاتیت ، اسفن ، مونازیت ، زیرکن ، فلوئورین و غیره تشکیل شده‌اند پگماتیت‌های گابرویی و دیوریتی که از هورنبلند و پلاژیوکلاز تشکیل شده باشند نیز شناخته شده‌اند، ولی به مراتب کمتر از پگماتیت‌های گرانیتی دیده می‌شوند. 

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

           مراحل آغازين شکل گرفتن زمين به دوره پره کامبرين يعنی در حدود ۶/۴ميليارد سال پيش باز می گردد.  
            اولين موجوداتی که بر روی زمين بوجود آمدند تنها دارای يک سلول بودند وسپس ميليونها سال طول کشيد تا اولين گياهان و سپس اولين جانوران که دايناسورها بودند بوجود بيايند.اما اگر بخواهيم به ديد زمين شناسی نگاه کنيم انسان جزء موجودات جديدی است که بر روی زمين بوجود آمده اند. چرا که در مقايسه با اين زمان عظيم از پيدايش انسان زمان زيادی نمی گذرد.
 زمين شناسی فيزيکی:
            زمين شناسی فيزيکی شامل شامل علوم مختلفی در رابطه با فيزيک زمين مانند:« هيدرولوژی-پترولوژي-تکتونيک و … » می شود.
             به دليل گسترده بودن اين علوم از شرح آنها صرفنظر می کنم و نظرتان را به ديدن چند تصوير در رابطه با زمين شناسی فيزيکی جلب مينمايم.


سنگ شناسی رسوبی 
ریشه لغوی 
سنگ شناسی رسوبی از دو کلمه Sedimentary به معنی رسوبی و Petrology به معنی سنگ شناسی گرفته شده است. 
دید کلی 
سنگهای رسوبی به دلیل داشتن منابع مهم نظیر نفت ، گاز ، ذغال ، آهن ، اوارنیم و نیز مواد مورد نیاز در مصالح ساختمانی مانند آهک ، گچ و غیره از اهمیت خاصی برخوردارند لذا سنگ شناسی رسوبی یکی از مهمترین شاخه‌های علوم زمین محسوب می‌گردد. در حدود ۷۰٪ از سنگهای سطح زمین ، دارای منشا رسوبی هستند، و این سنگها عمدتا از ماسه سنگها ، سنگهای آهکی ، شیل ها و به مقدار کمتری اما با همان معروفیت از رسوبات نمک ، سنگهای آهندار ، ذغال و چوب تشکیل شده است. 
تاریخچه و سیر تحولی 
مطالعه سنگهای رسوبی از نظر مشخصات ساختی ، بافتی و ترکیب شیمیایی آنها ، اولین بار در سال ۱۸۷۹ توسط سوربی انگلیسی انجام گرفت. وی مطالعه سنگهای رسوبی در مقاطع نازک را برای اولین بار ابداع نمود. بعدها در ۱۸۹۹ ، کایوی فرانسوی پاره‌ای از مشخصات میکروسکوپی و مشخصات ماکروسکوپی بعضی از سنگهای رسوبی در کشور فرانسه را ، به صورت مصور تشریح و تفسیر کرد.

از آن تاریخ به بعد ، به پیروی از کایو ، بررسیهای سنگهای رسوبی و کوشش اکثر سنگ شناسان ، عمدتا بر کانی شناسی و تشخیص کانی‌های تشکیل دهنده این سنگها متمرکز گردید. که در این میان ماسه سنگها و رسوبات ماسه‌ای و از میان کانی‌ها هم ، کانیهای سنگین (دارای وزن مخصوص بیش از ۲٫۸۵) ، بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.
در سال ۱۹۱۹ ، ونت ورث آمریکایی برای سنجش اندازه ذرات و دانه های تشکیل دهنده رسوبات تخریبی مقیاسی ارائه داد و به کمک مقیاس ونت ورث مطالعه دانه سنجی و تجزیه‌های کمی و مکانیکی رسوبات بر مبنای اندازه دانه ها و فراوانی آنها ، میسر گردید.
سرانجام در ۱۹۳۳ ، آدن و کرمباین ، مقیاس‌های جدیدتری برای اندازه گیری دانه‌های رسوبی ارائه دادند و در مکانیسم تجزیه‌های مکانیکی رسوبات تخریبی ، تسهیلات زیادتری ایجاد کردند. امروز هم ، مقیاسهای اندازه گیری متداول برای مطالعات رسوب شناسی و سنگهای رسوبی ، به نام همین افراد معروف بوده و مورد استفاده سنگ شناسان و رسوب شناسان قرار دارد. 
گروههای اصلی سنگهای رسوبی 
رسوبات سیلیسی آواری :
رسوبات سیلیسی آواری (همچنین تحت عنوان رسوبات تریجنوس یا اپی کلاستیک خوانده می‌شوند) آنهایی هستند که از خرده سنگهای قبلی که توسط فرآیند فیزیکی حمل و رسوب کرده‌اند، تشکیل شده‌اند. این گروه شامل سنگها زیر می‌باشد:

کنگلومراها :
در این سنگها ، مواد دانه درشت گرد شده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
برش‌ها :
مواد دانه درشت گرد نشده در زمینه‌ای از مواد دانه ریز قرار دارند.
ماسه سنگها :
اندازه دانه‌ها در ماسه سنگها ، کمتر از ۲ میلیمتر است.
گلسنگها :
اندازه دانه‌ها کمتر از ۲ میکرون می‌باشد.
رسوبات بیوژنیک ، بیوشیمیای و آلی :
رسوباتی هستند که بیشتر منشا بیو ژنیکی ، بیو شیمیایی و آلی دارند و شامل:

سنگهای آهکی :
سنگهای آهکی می‌توانند هم از طریق ته نشست مستقیم CaCo3 از آب دریا و هم از طریق رسوب کردن اسکلت‌های کربناتی موجودات به وجود آید.
چرت‌ها :
چرت ، یک واژه خیلی کلی برای رسوبات سیلیسی دانه ریز ، با منشا شیمیایی ، بیو شیمیایی یا بیوژنیکی است.
فسفاتها :
یکی از مهمترین کانی‌های رسوبی فسفاتها ، آپاتیت می‌باشد.
ذغال و شیل نفتی :
ذغال و شیلهای نفتی که از بقایای موجودات زنده قدیمی می‌باشند، انعکاسی از فرآیندهای دیانژ و دگرگونی دارند.
رسوبات شیمیایی :
این رسوبات منشا شیمیایی دارند و شامل موارد زیر می‌باشند:

تبخیر‌ی‌ها: تبخیری‌ها عمدتا رسوبات شیمیایی هستند که پس از تغلیط نمک‌های محلول در آب (بر اثر تبخیر) رسوب کرده‌اند.
سنگهای آهن‌دار :
آهن ، عملا بر اندازه چند در صد در تمام سنگهای رسوبی وجود دارد، ولیکن بطور غیر معمول ، در جایی که مقدار آهن بیش از ۱۵٪ باشد، سنگهای آهن‌دار را تشکیل می‌دهد.
رسوبات آذر آواری :
رسوبات آذر آواری رسوباتی هستند که عمدتا از دانه‌های با منشا ولکانیکی ، که از فعالیت‌های آتشفشانی همزمان سرچشمه گرفته‌اند، تشکیل شده‌اند. و شامل موارد زیر می‌باشند:

رسوبات اتوکلاستیک :
سنگهای ولکانوژیکی هستند که توسط برشی شدن در جای لاوا تشکیل شده‌اند.
رسوبات پیروکلاستیک – ریزشی :
این رسوبات به راحتی از طریق خرده‌های آتشفشانی خارج شده از یک مجرا یا یک شکاف ، بر اثر انفجار ماگماتیکی ، تشکیل می‌شوند.
رسوبات ولکانی کلاستیک – جریانی :
این رسوبات توسط انفجارات فورانی در محیط‌های خشکی ایجاد می‌شوند.
هیدروکلاستیک‌ها :
هنگامی که لاوای خارج شده ، با آب تماس پیدا کند، سرد شدن و خاموشی سریع ، باعث قطعه قطعه شدن لاوا می‌شود. این قطعات پس از حرکت در آب و دانه دانه شدن رسوبات هیدروکلاستیک را تشکیل می‌دهند.
رسوبات اپی کلاستیک :
رسوباتی هستند که از حرکت و ته نشست مجدد رسوبات ولکانی کلاستیک ایجاد شده‌اند. 
اهمیت مطالعه سنگهای رسوبی 
سنگهای رسوبی در ادوار گذشته زمین شناسی در محیطهای طبیعی متفاوتی که امروزه وجود دارد، رسوب کرده‌اند. مطالعه این محیطهای عهد حاظر و رسوبات و فرآیندهای آنها به درک بیشتر معادل قدیمی آنها کمک می‌کند.
دلایل زیادی برای مطالعه سنگهای رسوبی وجود دارد زیرا ارزش اقتصادی کانی‌ها و مواد موجود در آنها کم نمی‌باشد. سوخت‌های نفت و گاز از پختگی مواد آلی در رسوبات مشتق شده و سپس این مواد به یک سنگ مخزن مناسب ، که عمدتا یک سنگ رسوبی متخلخل است، مهاجرت می‌کند. ذغال ، سوخت فسیلی دیگری است که البته در توالی‌های رسوبی نیز وجود دارد. روشهای رسوب شناسی و سنگ شناسی به طور گسترده در پی جویی ذخایر جدید این منابع سوختی و سایر منابع طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگهای رسوبی بیشتر آهن ، پتاس ، نمک و مصالح ساختمانی و بسیاری دیگر از مواد خام ضروری را تامین می‌کنند.
محیطها و فرآیندهای رسوبی و جغرافیای قدیمی و آب و هوای قدیمی ، همگی را می‌توان از مطالعه سنگهای رسوبی استنباط کرد. اینگونه مطالعات به شناسایی و درک تاریخ زمین شناسی زمین کمک فراوانی می‌کند. سنگهای رسوبی حاوی زندگی گذشته زمین ، به فرم فسیل‌ها هستند که اینها مفاهیم اصلی انطباق چینه شناسی در فازوزوئیک می‌باشند. 

دلیل وجود کانیهایی با شکلها ی مختلف با فرمول یکسان fes2 
  

پیریت در سیستم مکعبی و رده پیریتوهدرون تشکیل می شود. غالبا به شکل بلوری و فرمهای شش وجهی با سطوح مخطط و یا هشت وجهی دیده می شود. اما مارکاسیت در سیستم ارتورمبیک و رده دی پیرامیدال متبلور می شود و معمولا دارای بلورهای صفحه ای است و گاهی هم به صورت منشوری دیده می شوند. 
همانگونه که می دانید پلیمورفها دارای ترکیب شیمیایی یکسان هستند اما شرایط فیزیکی تشکیل آنها متفاوت است و همین امر باعث تبلور آنها در سیستمهای تبلور متفاوت است. با تغییر شرایط دما و فشار ممکن است یک پلمورف ناپایدار شده و به پلیمورف دیگر که در شرایط جدید پایدار است تبدیل گردد.

آب مقطر یخ کرده کانی نیست 
  

بستگی دارد که چه یخی باشد ، اگر یخ ـ آب مورد سخن است خودش کانی نیست اما میتواند کانی به همراه داشته باشد ؛ اگر این آب همراه نفت خام و اجسام دیگر از زمین خارج شود در صورتیکه نمک و گوگرد و گاز های حل شده در آن باشند یخ بسته اش میتواند کانی باشد و مهمتر از همه شما چون نگفته اید منظورتان یخ آب است بنابراین یخ های دیگر مانند یخ خشک که یخ کردهء گاز کربنیک است و متان و گاز های دیگر منجمدشده در فشار زیاد در اعماق اقیانوس ها کانی بحساب میایند ، اگر اینها مد نظر شما نبود دوباره بپرسید . در ضمن کانی لزوما آنی نیست که از کانها یا معادن بدست بیاید.

آب معمولی از کانی ها نیست 
  

باز بر گشتم تا مقداری اضافه کنم – به دانشنامه ویکی پیدیا هم نگاهی بیندازید ویکی پیدیا آب را کانی نمیداند مگر آنکه کانی به همراه داشته باشد همانطوریکه که قبلا هم عرض کردم . بنا بر این تعریف آب معمولی کانی نیست در انگلیسی آب کانی را Mineral water مینامند و معنای فارسی آن آب معدنی یا آب کانی است اگر این واژه معدنی یا کانی همراه آب نبود دلیلی ندارد که بپنداریم آب از کانی هاست .

سنگ شناسی دگرگونی 

ریشه لغوی 
واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است. 

دید کلی 
سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.


در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند. 

  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر کسی که با زمين شناسی سروکار داشته باشد, تشخيص می دهد که پوسته زمين در طی تاريخ زمين شناسی يک واحد ثابت و غيرمتغيری نبوده است بلکه به کرات دربرابر عوامل داخلی و خارجی در آن تغيير شکل ايجاد شده است. شاهد اين مدعی وجود نواحی عظيم چين خورده يعني سلسله کوههاست که در آن رسوبات و سنگهاي ديگر فشرده شده و فرم آنها تغيير کرده است.
عامل ديگر رسوبات دريايي است که اينک در قلل مرتفع کوهها ديده می شود و در برخی موارد هزاران متر از سطح دريا بالاتر قرار گرفته است . اين خود ناپايداری قشر زمين را نشان می دهد. بطور کلی مي توان گفت که زمين شناسی ساختمان و تکتونيک, درباره ساختمانهای مختلف سنگهای تشکيل دهنده پوسته زمين, چگونگی تشکيل و ارتباط آنها با عوامل داخلی زمين بحث می کند
اهميت و کاربرد زمين شناسی ساختمانی 
زمين شناسی ساختمانی دربين ساير علوم زمين شناسی, موقعيت خاصي را داراست. مثلاً تهيه نقشه زمين شناسی محل, بدون آگاهی به نوع ساختمانهای منطقه, غير ممکن است. زيرا بدون توجه به ساختمانهاي موجود, ارتباط واحدهای مختلف زمين شناسی امکان پذير نيست. از سوي ديگر مواد معدنی, در ساختمانهاي خاص زمين شناسی متمرکز می شوند.
مثلاً نفت و گاز طبيعی بيشتر در قسمتهای بالای تاقديسها جمع می شوند. و با شناسايي اين ساختمانهاست که می توان امکان وجود آنها را بررسی کرد. همچنين بسياری از موارد معدنی بصورت رگه تشکيل        می شوند که اين رگه ها , معمولاً در امتداد گسلهای موجود در منطقه تشکيل می شوند. در بسياري موارد, در اثر وجود گسلها و شکستگيها, گسترش ماده معدنی در يک منطقه قطع می شودو برای پيدا کردن مجدد آن, آگاهی به مشخصات تکتونيکي منطقه, ضروری است.
آشنايي به وضعيت ساختمانی منطقه, کمک مؤثری در مطالعه آبهای زير زمينی است. زيرا گسلها و شکستگيها, مجراهای مناسبی جهت عبور آبهای زيرزميني می باشد. شناسايي دره ها و گسلهای ناحيه, يکي از بهترين مراحل مقدماتی حفر تونلها و احداث سدها به شمار می آيد.

انواع بررسی های زمين شناسی ساختمانی
بررسی بر اساس وضعيت هندسی
در اين نوع تقسيم بندی, ساختمانهای مختلف زمين از نظر شکل هندسی مورد توجه قرار گرفته و به انواع چين ها, گسل, درزه ها و… تقسيم می شوند.
بررسی از نقطه نظر سينماتيکی
در اين بررسی, اشکال مختلف زمين شناسی, از نقطه نظر نحوة حرکات پوسته زمين, که منجر به ايجاد ساختمان مزبور شده است, مورد بررسی قرار مي گيرن. در حقيقت در اين حالت چگونگی تشکيل ساختمانهای مختلف, مطالعه می شود.
بررسی تاريخی
مقصود از اين بررسی ها, مطالعه چگونگی تشکيل ساختمانهای مختلف, در دوره های خاص زمين شناسی است. زيرا بطوری که می دانيم, در دوره های مختلف دوران زمين شناسی, حرکات تکتونيکي مختلفی وجود داشته است.
بررسی از نظر ديناميکی
در اين بررسی, رابطه نيروهای مؤثر برسنگهای زمين و ساختمانهای حاصله ناشی از آنها مورد بررسی قرار ميگيرد.
زمين شناسی ساختمانی و ساير علوم زمين شناسی
پترولوژي
اين شاخه از علوم زمين از منشاء پيدايش و شرايط تشکيل سنگها و همچنين رابطه موجود اين سنگها گفتگو می نمايد وارتباط نزديکي با زمين شناسی ساختمانی دارد, مخصوصاً تغيير شکلهايي که در اعماق با تبلور مجدد يا دگرگونی سنگها همراه است.
رسوب شناسی
رسوب شناسي و رسوب گذاری از رخدادهای تکتونيکي, شواهد و مدارک زيادی ارائه می نمايند, زيرا تغيير شرايط ته نشيني و انباشته شدن رسوبات با تغيير شکل حوضه های رسوبی همراه است.
چينه شناسی
اغلب اوقات وضع چينه شناسی به موقعيت ساختمانی طبقات وابسته است که بدون دانستن سرگذشت تکتونيک منطقه, امکان بررسی ترتيب چينه شناسی وجود ندارد.
ژئومورفولوژي
ژئومورفولوژي در نواحی که تحت تأثير تکتونيک جديد قرار گرفته است, دارای اهميت زيادی است.

زمين شناسی کاربردی 
نيروها ی عمل کننده بر زمين باعث ايجاد تغيير در پوسته زمين و تأثيرگذاری بر روی سازه های احداث شده بر روی آن می شود. بنابراين شناخت پديده های ساختمانی و تکتونيکي کمک مؤثری به برنامه ريزي در اينگونه تشکيلات می نمايد.

زمين شناسی اقتصادي
بسياری از مواد معدنی بصورت رگه در امتداد گسلها و شکستگيهای موجود در منطقه تشکيل می گردد و يا نفت و گاز طبيعی بيشتر در ساختمانهای خاص زمين شناسي(تاقديس) جمع می شوند که برای شناخت اين ساختها و استفاده بهينه از مخازن موجود آگاهی از مشخصات تکتونيکي و ساختمانی منطقه لازم است.
هيدروژئولوژي
آشنايي به وضعيت ساختمانی منطقه کمک مؤثری در مطالعه مخازن زيرزميني است, چون گسلها و شکستگيها علاوه بر جابجايي لايه های آبدار, مجرای مناسبی جهت عبور آبهای زيرزميني هستند.
فتوژئولوژي
امروزه بررسيهای زمين شناسی ساختمانی با استفاده از عکسهاي هوايي و مطالعه مستقيم در روي زمين(زمين شناسی صحرايي) صورت می گيرد و اصولاً اين دو علم لازم و ملزوم يکديگرند
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -خرید اینترنتی تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -دانلود رایگان مقاله طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ -تحقیق طرح اکتشافی ماده معدنی طبقه۲ 

این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


معرفی ماده معدنی 
گروه سیلیس
گروه سیلیس شامل چندین گونه مینرالی می گردد که همگی از سیلیس Sio2  تشکیل شده اند و بطور طبیعی بصورت کریستالهای ایزومورف، آگرگات های میکروکریستالین و یا کریپتوکریستالین و بالاخره سیلیس آمورف یافت می شود.
هریک از سه گونه مینرالی، کوارتز، تریدیمیت کریستوبالیت، بامدیفیکایسون های حرارت بالا و پایین تظاهر می نمایند که بصورت β (نوع علیا) و α (نوع سفلی) معرفی می گردند. این شش مینرال در شرایط فیزیکی مختلف تشکیل یک سری پایدار می دهند.
در تمامی این مینرال ها تترائدرهای Sio4 از تمام گوشه ها بهم پیوند دارند. 
آرایش اتم ها تا اندازه ای پیچیده است و نمی توان با تصویر ساده آنرا نشان داد مطلب مهم این است که در تترائدرها، فنری شکل بهم پیوند دارند و آرایش آنها به نحوی است که فرم علیا از تقارن بیشتری برخوردار است تا فرم سفلی بنابراین کوارتز  α در کلاس هلو آکیسال (تراپتزوئدر) تبلور می یابد.
کوارتز α بصورت کریستال های کامل معمولاً تیپیک رگه ها و حفره های مینرالی است در حالی که در سنگهای آذرین حاصل تبدیل از نوع β است.
ماکل شدگی در کوارتز بر مبنای قوانین مختلف از مسائل کاملاً عادی است  ولی تنها بوسیله صفحات خارجی می توان آنرا تشخیص داد.
کوارتز β
فرم تیپیک هگزاگونال بی پرامیدال را گاهی با منشور هگزاگونال که بطور ناقص توسعه یافته از خود نشان می دهد. این فرمها در حقیقت مختص کلاس هلوسیمتریک از سیستم هگزاگونال هستند ولی ساختمان داخلی مینرال نشان داده که به کلاس تراپتزوئدر این سیستم تعلق دارد. تغییر فرم کوارتز β به کوارتز α بوسیله تغییر کوچکی در ساختمان اتمی آن صورت می گیرد.
یکی دیگر از فرمهای Sio2   تریدیمیت است که در حرارت بالا از ۸۷۰ درجه سانتی گراد پایدار می باشد این کریستال در بهترین وضعیت، بصورت صفحات ظاهراً ارتورومبیک ولی با شکل تقریباً کامل هگزاگونال نمایان می گردد، اما بطور معمول بالاخص در ریولیت ها بصورت دستجات ماکل کریستالی یافت می شود
موقعیت جغرافیایی و راه های دسترسی
محدوده مورد نظر در نقشه توپوگرافی   تایباد ثبت شده ودر شهرستان تایباد، روستای کرات در منطقه استحفاظی پاسگاه انتظامی کرات میباشد. برای دسترسی به ماده معدنی باید از مسیر آسفالته تایباد به سمت خواف به روستای کرات رسیده و درادامه بعد ازگذشت ۱۸ کیلومتر سمت راست جاده به سمت شمال حرکت کرده وبعد ازگذشت ۹ کیاومتر جاده مشترک نیازبه احداث ۱ کیلومتر جاده دسترسی به کانسار میباشد .
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نقشه ی زمین شناسی خلاصه ی بررسی ها و عملیاتی است که در یک محل و در روی زمین انجام می گردد و بین چینه شناسی ، تکتونیک ، پالئونتولوژی و مشاهدات سنگ شناسی آن ناحیه است .
نقشه ی زمین شناسی از یک طرف سند علمی معتبری است و از طرف دیگر وسیله ی کار جهت استخراج معادن و تهیه ی محصولات صنعتی و نفت و آب و سد سازی و کشاورزی و کارهای مهم دیگر مانند پل سازی و غیره می باشد . 
نقشه پستی و بلندی یا توپوگرافی :
نقشه ی توپ.گرافی عبارت است از ؛ یک نقشه مسطح که وضع پستی و بلندی یک محل را نشان می دهد . 
نقشه ی زمین شناسی :
نقشه ی زمین شناسی عبارت است از : نقشه ای که وضع زمین را از نظر جنس سنگ ها و سن آنها در سطح یا در اعماق مختلف قرار گرفتن لایه ها روی یکدیگر را مشخص می نماید .
برش یا مقطع : 
معمولاً نقشه های زمین شناسی را با تهیه مقاطع زمین شناسی مورد مطالعه قرار می دهند . برای این منظور در امتدادی مشخص نیم رخی از آن تهیه می نمایند و آن عبارت است از ، مقطع سطح قائم با سطح افق . 
نقشه زمین شناسی :
با افزودن پدیده ها و خصوصیات زمین شناسی بر روی یک نقشه ی توپوگرافی نقشه ی زمین شناسی بدست می آید . هر یک از اشکوب ها با علامت ثابت و رنگی مخصوص نشان داده می شود ، مثلاً (  j) نشان ژوراسیک است . و هر یک از این رنگ ها با خطوط سیاه نازکی محدود می گردد . بطور خلاصه نقشه ی زمین شناسی برخورد طبقات زمین شناسی را با سطح توپوگرافی محل نشان می دهد . 
جنبش های تکتونیکی و گسلها را با خط درشت و سیاه یا رنگی روی نقشه مشخص می نمائید. 
زمین های رسوبی :
در نقشه های زمین شناسی هر یک از اشکوب ها رنگ ثابتی دارند . در کنار نقشه نمونه رنگها دیده می شود و آنها طوری تنظیم شده اند که نظو رسوبی طبقات حفظ می گردد ، یعنی در قسمت پایین ، طبقات قدیمی و رو به بالا طبقات جدیدترین نشان داده می شود . 
برخی از نشانه های نقشه های زمین شناسی : 
نمونه علامتگذاری و رنگ طبقاط به صورت زیر است :
– دوران چهارم : بیرنگ یا طراحی کم رنگ –  پلیوسن : سبز – خاکستری تا زرد کم رنگ 
– اثیلوسن – میوسن : زرد پر رنگ – نارنجی 
– ائوسن : قرمز قهوه ای و یا سبز مایل به زرد          – کرتاسه : سبز 
– ژوراسیک فوقانی : آبی کم رنگ 
– لیاس : آبی پررنگ         – تریاس : بنفش        – برمین : خاکستری  
زمین های آتشفشانی با رنگ قرمز مشخص می گردد . خایی که دارای فسیل است یا علامت F  نمایش داده می شود . شیب زمین را با خطی عمود بر جهت طبقات نشان می دهند . 
گسلها با خط سیاه مشخص می شوند . 
روراندگی را با علامت و با مثلث های کوچک نمایش می دهند . 
برش یا مقطع زمین شناسی :
 مقطع زمین شناسی نظم وترتیب طبقات را در زیر و در سطح زمین نشان می دهد . و معمولاً آنرا روی نقشه ی توپوگرافی رسم می نمایند . قطر طبقات ، شیب ، جهت ، نوع سنگها ، حوادث ؟؟؟؟ و غیره را در آن نمایش می دهند . 
ساختمان طبقات :
معمولاً وقتی مقطعی از زمین تهیه می شود به دو نوع ساختمان برخورد می کنیم : یا ساختمان افقی است و یا چین خورده .
ساختمان افقی :
طبقاتی که کاملاً افقی باشند قادرند در روی نقشه اثر حدود گسترش ها و بیرون زدگی ها موازی خطوط تراز باشند طبقات آن زمین ها افقی می باشند . 
زمین چین خورده :
بیشتر زمین ها چین خورده اند و این مطلب از راه طاقدیس ها که به وسیله ی ناودیس ها از یکدیگر جدا شده اند معلوم می گردد . 
– نقشه های زمین شناسی در ایران توسط سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور و شرکت نفت . 


فصل اول 
ایستگاه یک :
در این منطقه جنس سنگها آهکی است و سن ها مربوط به زمان کرتاسه شواهد نشان می دهد . 
سنگها در این منطقه سنگهای رسوبی از نوع آهکی می باشد ، محیط تشکیل دریایی اعماق کمتر از ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر بوده است که بی کربنات کلسیم در آب دریا زیاد بوده است و در اثر تبخیر آب ، رسوب کرئه اند . تشکیلات آهکی بصورت توده ای و لایه بندی در منطقه دیده می شود . منطقه از لحاظ تکتونیکی شدید است ، گسل قابل رویت است که لایه ها جا به جا شده است . لایه ها وقتی رسوب کرده اند افقی شکل گرفته بوده اند که در اثر فاز عظیم تکتونیکی در زمان کرتاسه از حالت افقی خارج شده اند .
فرسایش و هوا زدگی :
عملکرد باد در محیط های بیابانی ، در محیط های بیابانی نوع فرسایش بادی است که حجم زیادی از رسوبات به صورت شن های روان در منطقه پخش شده است . موانع طبیعی باعث می شوند که یک جا جمع شوند و جلو آنها بگیرد . 
شن ها از نوع ماسه ها از مانع عبور نکرده اند و رسوبات به صورت تپه های شنی ، شن ها ی روان یا تپه های شنی که یکی از پدیده های مربوط به بادهای فرسایشی است در منطقه قابل دیدن است . در این منطقه هوازدگی ، انتظار ما ، هوازدگی مکانیکی است .
حفرات انحلالی کوچک مقیاس ، حفره های لانه زنبوری که نتیجه تماس آبهای باران با کربنات کلسیم است و شیارهای ؟؟؟؟ که هوازدگی شیمیایی را نشان می دهد دیده می شود . 
نرول های چرت پدیده دیاژنتیک سیلیسی است در موقع دیاژنز سیلیس آزاد می شود و در یک جا جمع می شوند . در اثر فشارهای که به سنگ می آید حفرات بوجود می آیند محلول های شیمیایی اغلب از جنس آن سنگ اشباع می شود ، کربنات کلسیم رگه ها هستند در آهک منطقه به طور ثانویه دیده می شود با توجه به جنس آنها ممکن است اقتصادی هم باریت باشند . 
فسیلها درمنطقه از نوع جلبکها می باشند که نماینده زمان کرتاسه هستند . 
ایستگاه دوم :
اغلب آهک ها معادن سرب و روی و باریت در ایران مرکزی هستند . 
منطقه دارای سازند آهک های مرمرا یس شده و دولومیت سن پرمین داریم . 
در منطقه اردکان در ایستگاه اول کرتاسه داشتیم و در این جا سن سازند پرمین است جوان تر شدن سازند نشان می دهد و 
در این منطقه آهکو دولومیت به مرمر تبدیل شده است . سنگهای کربناته از نوع آهک که به رنگ خاکستری دیده می شود و دولومیت که کربنات مضاعف منیزیم است که به رنگ زرد وقهوه ای مشهود است . 
در منطقه مرز مشخصی بین دولومیت و آهک دیده می شود . 
در زیر زمین منیزیم به صورت محلول های شیمیایی دیده می شود و با آهک واکنش می دهد و جانشین کلسیم می شود و کلسیم آزاد می شود و دولومیت تشکیل می شود .
اولیه یا ثانویه بودن دولومیت مهم است . در این ایستگاه دولومیت ها از نوع ثانویه می باشند ، که آهک تبدیل به دولومیت شده است . 
در این منطقه فرآیند برشی شدن (خرد شدگی ) سنگ که حاصل حرکت گسلها می باشد دیده می شود .
برش ها دو منشع دارند : برش ؟؟؟؟ که به صورت غار چون در فضای باز هستند حالت گردند. 
به خود می گیرند و برش های تکتونیکی که در ارتباط با گسل است که قطعات سنگ را خرد و زاویه دار می کنند . 
ایستگاه سوم :
در این منطقه تناوبیاز لایه های کربناته آهکی با دولومیته و لایه های ماسه سنگی دیده می شود که دارای سن پرمین می باشند . دراین منطقه دولومیت های پرمین که کانی سازی از باریت دارند دیده می شود که استخراج شده است . تناوب خوبی از لایه ها دیده می شود . 
در مجموع شیب بالاترین لایه و پایین ترین لایه یکی است .  
ور؟؟؟ صحرا 
یک جلای صحرا با یک پوشش بسیار نازک از اکسید آهن و منگنز که به علت هوازدگی در سطح سنگها به ویژه کوارتزیت بت ماسه سنگ ها دیده می شود . 
وجود درزه های کششی یا پر مانند که نشان دهنده این است که منطقه تحت تنش کششی در زمان تشکیل است . در این منطقه رگه های باریت در آهک تزریق شده است که منابع خوبی از باریت تشکیل می دهند که بیشتر آن ها استخراج گردیده است و به صورت معادن متروکه موجود است . 
ایستگاه چهارم ( کوه منجیل ) :
هر چین در زمین دارای یک قسمت به نام ناودیس و یک قسمت به نام تاقدیس است . لولا به نقطه عطف دو شیب دو طرف تاقدیس و یا ناودیس گفته می شود . دامنه چین سطحی است که دو لولای تاقدیس و ناودیس را به یکدیگر متصل می نماید . سطحی که از لولا های چین طبقات مختلف موجود در یک تاقدیس و یا ناودیس می گذرد به نام سطح محوری خوانده می شود . محور به فصل مشترک سطح محوری و سطح افق اطلاق می گردد . 
انواع چین :
چین راست ، چین برگشته ، چین زانویی ، چین خوابیده ، چین عادی یا نرمال ، چین هماهنگ
 ، چین کشیده ، چین گسل ، چین ناهماهنگ . 
منطقه مورد مطالعه کوه منجیل می باشد که دارای چین خوردگی های فراوانی می باشد . در
 اعماق زیاد فشار همه جانبه زیاد و زمین گرمایی زیاد بدون اینکه لایه ها بکشند لایه ها چین 
خورد می شوند . 
در اینجا چین ها از نوع خوابیده می باشند اغلب چین ها که از نوع خوابیده می باشد در
 اعماق بوده اند ، و با نیروی تکتونیکی بالا آمده اند و بعد از فرسایش قابل رویت شده اند از
 نظر سن زمین شناسی متعلق به اوایل تا اواسط کرپالئوزوئیک می باشد . 
در منطقه قطع ناگهانی ،کج شدگی لایه دیده می شود که با بررسی شواهد دیگر نشان دهده  گسل است . 
استیلولیت : یک سری خطوط منحنی مانند که داخل سنگ های آهکی وجود دارد که در اثر فشار تکتونیک بوجود می آیند را گویند . در سنگهای آذرین هم دیده می شود . 
استگاه پنجم : 
منطقه مورد مطالعه سازند شمشک می باشد که در آن سنگ های شیل ، ماسه سنگ ، مواد آلی و زغال قابل رویت می باشد . منطقه از نظر ژئورفولوزی به صورت هموار ، تپه های ماهوری ، دامنه کم شیب دیده می شود و مربوط به دوره تریاس ژوراسیک می باشد . در سازند شمشک ، زغال و خاک صنعتی از نظر اقتصادی مهم است و در این منطقه از پتانسیل بالایی برخوردارند که نیازمند اکتشاف دقیق تر می باشد . 
در این منطقه توالی غیر عادی مشاهده می کنیم با توجه به عملکرد قوی گسل تراستی که به جا به جایی زیادی داشته و سازندهای دوره ی پرمین روی ژوراسیک قرار گرفته است و لایه های قدیمی روی لایه های جوان قرار گرفته اند . 
تصویر لایه های قدیمی نشان می دهد که بر روی لایه های جوان به علت گسل تراستی قرار گرفته است . 
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

علوم زمین به معارف یا شناختهایی اطلاق می شود كه مسائل مربوط به زمین از قبیل: منشا آن ساختمان تركیب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار میدهد. هدف این علم ،شناسایی ومطالعه تئوری های پیدایش زمین، وضعیت زمین در فضا ،تاریخ زمین شناسی، شكل وابعاد زمین ،مشخصات فیزیكی وشیمیایی، مواد تشكیل دهنده آن، بررسی عواملی كه در وضعیت زمین تاثیر دارند و درآخر مطالعه شناسایی مواد مفید زمین ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.


  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر

مطالعات زمين شناسي و ژئومورفولوژي بعنوان مطالعات پايه نقش اساسي را در طرحهاي آبخيزداري دارد زيرا با استفاده از نقاط ضعف و قوت تشخيص داده شده در اين مطالعات ضمن هدايت گروههاي ساير بخش ها طراحان وبرنامه ريزان را براي اتخاذ راهبردها و تصميم هاي مبتني بر شناخت صحيح و حقيقي از عوامل موجود در عرصه آبخيز رهنمون مي سازد .

اين مطالعات با در نظر گرفتن مجموعه عوامل و شرايط اقليمي ، زمين شناسي ، زمين ساخت و زمين ريخت شناسي و حاكم بر زير حوزه ها و مناطق مورد مطالعه به ارزيابي و بررسي استعداد هاي طبيعي حوزه  و تعيين اولويت بندي هر يك از زير حوزه ها از نطقه نظر مسائل و مشكلات عارض بر آنها نظير فرسايش ، سيل خيزي ، تخريب پوشش گياهي و كم آبي و مي پردازد .

عوامل زمين شناسي نظير جنس سنگ ، مقاومت آن در برابر بارگذاري ، روند و نوع شكستگيها ، فاصله داري و بازشدگي درزه ها ، موقعيت گسلهاي فعال ، امكان لرزه خيزي منطقه و نقش اساسي را در تعيين موقعيت مكاني سازه هاي آبخيزداري دارد .

عوامل زمين شناسي سبب ايجاد منابع قرضه سنگي و خرده سنگي در حوزه مي شوند كه شناسايي موقعيت مكاني و كيفيت آنها امري اساسي در تعيين نوع سازه ها و اجراي اقتصادي آنهاست .

نظر به اولويت مناطق روستايي و محروميت زدائي از آنها و به منظور كنترل سيل و فرسايش و رسوب وذخيره سازي بهينه منابع آب و خاك طرح تفضيلي اجرائي حوزه آبخيز برنطين شهرستان رودان در دستور كار مديريت آبخيزداري سازمان جهادكشاورزي استان هرمزگان قرار گرفته است.

 

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

علوم زمين به معارف يا شناختهايي اطلاق مي شود كه مسائل مربوط به زمين از قبيل: منشا آن ساختمان تركيب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار ميدهد. هدف اين علم ،شناسايي ومطالعه تئوري هاي پيدايش زمين، وضعيت زمين در فضا ،تاريخ زمين شناسي، شكل وابعاد زمين ،مشخصات فيزيكي وشيميايي، مواد تشكيل دهنده آن، بررسي عواملي كه در وضعيت زمين تاثير دارند و درآخر مطالعه شناسايي مواد مفيد زمين ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.
تاريخچه دانش زمين شناسي در ايران:
بشر از گذشته هاي دور به اين واقعيت پي برده كه استفاده بهينه از زمين مي تواند در برقراري تعادل و سياست خودكفايي، انسانها و كشورها ،نقش بسيار سازنده اي داشته باشد. استقلال سياسي ،‌اقتصادي و حتي فرهنگي كشورها در گرو استفاده صحيح از زمين است در نتيجه مطالعات زمين شناسي يكي از بنيادي‌ترين برنامه هاي دولتهاست كه پايه گذار علومي به نام علوم زمين شده كه در حال حاضر در بسياري از مسائل رومزه تا مسائل پيچيده تكنيكي ،جايگاه بالايي پيدا كرده در بسياري از كشورهاي دنيا مراكز تحقيقاتي و اجرايي گسترده ،گاهي در حد يك وزارتخانه در اين زمينه مشغول فعاليت هستند تا بتوانند به سوالهاي موجود در مورد زمين، نحوه تشكيل ونحوه كاربرد برتر مواد معدني بررسي و تحقيق كنند. به طوريكه امروزه زمين شناسي علم مستقلي شده كه باساير علوم پايه مثل فيزيك، شيمي، رياضي، پيوند ترديك دارد وهم چنين با نجوم تا براي ايجاد محيط امن وسالم رسالت خود را به نحو احسن انجام دهد.در ايران هم اين كار از وظايف دولتي است كه اين مهم برعهده سازمان زمين شناسي كشور است.
پيشرفت زمين شناسي در ايران مقاطع متفاوتي را طي كرده كه به اختصار عبارتند از :
۱-مقطع زماني معدن كاري كهن: كه در ايران به عنوان معدن كاري شدادي معروف است
۲-مقطع پيدايش نفت در زاگرس: از اين زمان بررسي هاي زمين شناسي خصوصا در ناحيه زاگرس روند اصولي و استاندارد پيدا كرد ولي متاسفانه در ساير نقاط ايران روش هاي معدن كاري كهن همچنان مرسوم بود.
۳-مقطع فعلي: كه به لحاظ ضرورت هاي انكار ناپذير قانون تاسيس سازمان زمين شناسي در ۱۳۳۸ تصويب واين سازمان از سال ۱۳۴۱ فعاليت هاي خود را آغاز كرد و تاكنون هم ادامه يافت كه در نتيجه تلاش هاي به عمل آمده در حال حاضر از سطح كشور كه با  121 برگ نقشه   پوشيده مي شود اطلاعات جامعي را داريم و از حدود ۷۰% رويه سطح كشور هم اطلاعات زمين شناسي به مقياس   قابل دسترسي است.
جدا از نقشه هاي زمين شناسي بخشي از اطلاعات به پژوهشها و اكتشافات معدني اختصاص دارد. جدا از سازمان زمين شناسي كه وظيفه اصلي مطالعات زمين شناسي را بر عهده دارد مراكز آموزش عالي، وزارت نفت،وزارت نيرو و… متناسب با اهداف خودشان در زمينه فعاليت زمين شناسي حضور دارند. استفاده از منابع موجود از طريق سايت اينترنتي سازمان زمين شناسي www.GSI.org.IR و پايگاه ملي داده هاي علوم زمين كشور به آدرس www.NGD.IR قابل دسترسي است.

-جايگاه زمين شناسي در ايران:
بر اين باور هستيم كه ايران در بخش مياني كوهزاد آلپ-هيماليا است كه از سواحل شرقي اقيانوس اطلس آغاز مي شود و پس از عبور از قسمتهاي جنوبي اروپا، از آلپ ،مجارستان ،تركيه و ايران و افغانستان ، تبت ، برمه تا جزاير اندونزي در كنار اقيانوس آرام ادامه دارد. در مورد نحوه تشكيل كوهزاد آلپ- هيماليا دو فرضيه يا تئوري وجود دارد:
 
الف) بزرگ ناوديس تتيس :(ژئوسنكينال ها)
در اين نظريه تصور بر اين است كه در ۵/۱ تا ۸/۰ ميليارد سال پيش در سطح  كره زمين يك ابر قاره يا بزرگ زمين به نام Megagea (مگاژا) وجود داشته ولي در اين زمان در اثر پديده اشتقاق(Rifting or spreding) ابر قاره ياد شده به دو قاره جداگانه تقسيم شده كه به قاره جنوبي گندوانا Gond wana و به قاره شمالي Eurasia يا اراسيا و براي اقيانوس از اين اشتقاق با الهام از الهه اقيانوسها تتيس گفته شده اين زمين شناسان تتيس را زادگاه كمربند كوهزايي آلپ- هيماليا گزارش كرده اند. براساس اين فرضيه ،كوههاي البرز ،‌در شمال ايران به لحاظ داشتن سنگهاي آتشفشاني گسترده نوع ايوژئوسنكينال (داراي سنگهاي آتشفشاني ) است. زاگرس به دليل نداشتن سنگهاي دولكانيكي از نوع ژئوسنكينال است و بالاخره ايران مركزي توده اي مقاوم به نام (Median mass) يا توده مياني است. اما اين نظريه در مورد ايران و شرايط آن صدق نمي كند ودلايل آن عبارتند از: 
۱- سنگهاي پركامبرين پسين تا   (ترياس مياني ) در محيط هاي كنار قاره اي وحتي محيط هاي قاره اي وتبخيري انباشته شده اند و در بعضي از مقاطع زماني نسبتا طولاني، هيچ گونه نشانه اي از رسوبگذاري و محيط هاي بزرگ ناوديسي، در زمان گذشته شده وجود ندارد.
۲- سنگهاي(ترياس پسين)   در محيط هاي كولابي و مردابي انباشته شده اند نه در بزرگ ناوديس ،‌در نتيجه تكميل حوضه هاي رسوبي ايران با نظريه بزرگ ناوديس ها هماهنگي ندارد.
ب) نظريه تكتونيك صفحه اي (P.T):
براساس اين نظريه البرز ايران مركزي متعلق به قاره اوراسيا وزاگرس متعلق به قاره گندوانا است.  3 عامل در ارائه اين تئوري نقش داشته اند : ۱- تفاوت چينه شناسي سنگهاي   با ساير نقاط ايران ۲-وجود سنگهاي افيوليتي در امتداد راندگي اصلي زاگرس خصوصا در دو ناحيه كرمانشاه وني ريز ۳-وجود كمان ماگمايي(Magmatic ARC) اروميه –بزمان
اضافه مي كنيم كه اين زمين شناسان بر اين باور هستند كه در محل راندگي اصلي زاگرس اقيانوسي وجود دارد كه همراه با افيوليت زايي (تشكيل پوسته اقيانوسي) است اما در زمان كرتا سه پسين   اين اقيانوس بسته شده و در اثر فرورانش پوسته اقيانوسي به زير پوسته ايران مركزي فرورفته ودر اثر ذوب آن كمان ماگمايي اروميه- بزمان تشكيل شده است.
وجود يك اقيانوس بين ورقه زاگرس و ايران مركزي، حتمي است. ولي بسياري از ويژگيهاي ورق ايران مركزي و البرز مشابه زاگرس و عربستان است كه حاكي از پيوند و تعلق ايران مركزي و البرز به قاره گندوانا است. معهذا مروري بر تاريخچه زمين شناسي ايران مركزي و البرز نشان مي دهد كه بخش از ايران در فاصله پركامبرين تا  ترياس پسين در حاشيه شمالي قاره گندوانا بوده ولي در زمان ترياس پسين  از قاره گندوانا جدا و به قاره اوراسيا ،‌متصل شده و به همين لحاظ از ترياس پسين تا   ، البرز وايران مركزي ويژگي هاي اوراسيايي داشته وبالاخره از كر تا سه به بعد، هر دو قاره اورسيا و گندوانا ، ويژگيهاي مشترك اورسيايي-گندوانايي پيدا كردند
رخدادهاي زمين ساختي در ايران زمين (تكامل ژئوديناميكي در ايران):
براساس داده هاي مغناطيس ديرينه و زمين ساخت ديرينه، ۴ صفحه قاره اي در ايران تشخيص داده شده است كه عبارتند از:
صفحه ايران ،صفحه توران (اروپا آسيا)، صفحه عربستان (گندوانا) و صفحه هيرمند (افغانستان).
ايالتهاي فلززايي موجود در ايران را ميتوان نتيجه شرايط حاصل از زمين ساخت كششي( تشكيل كافت ها و اقيانوس ها ) و فشارشي (كمربند هاي كوهزايي) حاكم بين اين صفحات دانست. ضمنا مرز صفحه ايران با صفحه توران توسط خط در شمالي ايران مشخص مي شود (شكل).برخورد بين صفحات ايران وتوران در پايان ترياس مياني رخ داده است (لنش واشميت ۱۹۸۴).خط درز ايران- توران از جنوب شرق كپه داغ شروع واز طريق لبه شمالي بينالود بطرف درياي خزر جنوبي كشيده مي شود كه از روي بقاياي افيوليتي قابل تشخيص است.
مرز ميان صفحات ايران زمين و عربستان توسط روراندگي زاگرس مشخص مي شود. علوي مرز بين اين دو صفحه را در ۲۰۰ كيلومتري شمال روراندگي زاگرس  و در محل فرورفتگي هاي موجود بين سنندج- سيرجان وسهند- بزمان (كمبرند آتشفشاني ايران مركزي )مي داند. برخورد بين اين دوصفحه در ميوسن رخ داده است. مرز بين صفحه ايران وصفحه هيرمند بخوبي مشخص نيست. فورستر (۱۹۷۸) و اوهانيان (۱۹۸۳) مجموعه هاي افيوليتي واقع در شرق ايران را مرز بين اين دوصفحه مي دانند. برخورد اين دو صفحه در كرتاسه بالايي رخ داده است.
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي در ايران به قرار زير است:
پالئوتتيس :
مرز بين ايران وصفحه توران توسط خط درز شمالي ايران كه زمان رخداد واريسكن تا اوايل كامبرين تشكيل گرديده است مشخص ميشود. محل اين خط درز از روي بقاياي افيوليتي مربوط به پالئوزوئيك كه در امتداد آن يافت مي شود مشخص مي گردد. اين مجموعه هاي افيوليتي در واقع بقاياي پالئوتتيس (پالئوزوئيك) مي باشند كه طي ترياس بالايي (يا پرمين بالايي) در نتيجه فرورانش صفحه اقيانوسي پالئوتتيس وبرخورد صفحه اقيانوسي پالئوتتيس و برخورد صفحه گندوانا و صفحه آنگارالند (اشتوكلين ۱۹۷۴)جايگزين شدند. بقايايي از اين اقيانوس در شمال غرب بينالود بصورت فرورفتگي خزر كه در واقع يك اقيانوس برجاي مانده است مشاهده ميشود. بر اساس داده هاي مغناطيسي ديرينه، موقعيت فعلي بخش شمالي ايران زمين همانند موقعيت آن در كرتاسه مي باشد (ونسينك و واركمپ ۱۹۸۰) :بجز آنكه در مزوزوئيك در اين منطقه اقيانوس پالئوتتيس وجود داشته است.
نئوتتيس:
طي زمان پركامبرين و پالئوزوئيك، ايران زمين وعربستان بخشي از گندوانا بوده اند وتوسط اقيانوس پالئوتتيس از صفحه توران جدا مي شده اند. در اواخر پالئوزوئيك يا اوائل ترياس با بازشدن اقيانوس نئوتتيس، ايران از عربستان جدا شده و در پايان ترياس مياني با صفحه توران برخورد نموده است. فرورانش صفحه اقيانوسي عربستان به زير صفحه ايران زمين در اواخر كرتاسه آغاز گرديده و برخودر بين اين دوصفحه در نئوژن به پايان رسيده است. اين برخورد بيشترين تاثير را بر روي زمين ساخت ايران داشته است. در مسافتي بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر، پوسته ضخيم شده و ضخامت آن در منطقه زاگرس به ۵۰ تا ۶۰ كيلومتر رسيده است (گيس وهمكاران ۱۹۸۴).
در كمربند اروميه-دختر(كمربند آتشفشاني ايران مركزي يا سهند بزمان)،كانسارهاي مس پورفيري درجنوب شرقي منطقه كه در آن صفحه اقيانوسي داراي شيب بيشتري است واقع مي باشند (گيس وهمكاركان ۱۹۸۴).عكاشه و بركهمر (۱۹۸۴) دريافتند فاصله بين كمربند آتشفشاني اروميه- دختر و تراست اصلي زاگرس از جنوب شرق بطرف شمال غرب افزايش مي يابد و نتيجه گيري نموده اند كه در شمال غرب، صفحه اقيانوسي داراي شيب كمتري است.
در نظريه جديدتر جليني (۲۰۰۰) و وستفال و همكاران(۲۰۰۳) به تشكيل نئوتتيس ۲ در شمال ايران مركزي اشاره مي كنند وكمربند آتشفشاني شمال غرب (اروميه –دختر) را حاصل فرورانش نئوتتيس دوم به زير ايران مركزي مي دانند كه تا پليو-پليستوسن ادامه داشته است .
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي ايران را مي توان نتيجه رخدادهاي زمين ساختي در مناطق زير دانست:
۱)شمال ايران باز وبسته شدن اقيانوس هرسينين (پالئوتتيس ) بين صفحه توران در شمال وصفحه ايران مركزي شرقي در جنوب.
۲)جنوب غرب و شمال غرب ايران، باز وبسته شدن اقيانوس نئوتتيس بين صفحه ايران در شمال و صفحه عربستان در جنوب.
۳)منطقه مكران، فرورانش پوسته اقيانوسي عمان (بقاياي نئوتتيس) به زير ايران.
۴)شرق ايران، باز و بسته شدن اقيانوس واقع بين بلوك هيرمند در شرق وبلوك لوت در غرب.
۵)غرب لوت، باز وبسته شدن اقيانوس واقع در غرب صفحه لوت.
زون البرز:
كوههاي البرز يك رشته شرقي –غربي نسبتا پيچ و خم دار را شمال ايران و جنوب درياچه خزر تشكيل مي دهد. رشته كوههاي البرز خود بخشي از قسمت شمالي كوهزايي آلپ- هيماليا در آسياي غربي به شمار مي آيد كه از شمال به حوضه فرورفته خزر واز جنوب به فلات مركزي ايران محدود مي شود.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق حفاری زیر زمینی-دانلود رایگان مقاله حفاری زیر زمینی-دانلود رایگان پایان نامه حفاری زیر زمینی-مقاله حفاری زیر زمینی

این فایل در ۱۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
هدفهاي اصلي اكتشافات زمين‌شناسي
۱ـ تعيين شرايط اوليه تشكيل و وضعيت واقعي سنگها، شرايط فيزيكومكانيكي آنها در محدوده حفريات و فاصله بين حفريات تا سطح زمين
۲ـ تعيين شرايط سطحي زمين از نقطه‌نظر آبهاي سطحي، زهكشي‌هاي طبيعي، قناتها، چشمه و رودخانه‌ها
۳ـ جمع‌آوري اطلاعات مربوط به گازدهي، حرارت و آب در زيرزمين
۴ـ تعيين مشخصات زمين ساختي، تنشها و اثرات آنها روي دامنه فشارها در محدوده حفريات زيرزميني

مـراحـل اكتشـافي زمين‌شناسي از ديدگاه حفر و احداث حفريات زيرزميني
اقدامات اكتشافي از ديدگاه احداث حفريات زيرزميني شامل سه مرحله زير است:
الف ـ تحقيقات و اكتشافات مربوط به مشخصات عمومي طرح قبل از شروع طراحي
۱ـ الف ـ بررسي كلي منطقه از ديدگاه تاريخي و آمارهاي موجود، سنگ‌شناسي چينه‌شناسي و محيط زيست
۲ـ الف ـ بررسي عكس‌هاي هوائي، وضعيت گياهان منطقه، مشخصات بارز شيميائي سنگها و كشف شرايط اوليه تشكيل آنها (آذرين يا رسوبي)، مطالعه گسل‌ها و چين‌خوردگي‌ها
۳ـ الف ـ مطالعات آب‌شناسي، وضعيت رودخانه‌ها، سيل‌ها، تعيين PH آب، تعيين مشخصات حرارتي و شيميائي و املاح موجود در آبهاي سطحي براي تشخيص طبيعت سنگها و جنس زمين
۴ـ الف ـ مطالعات ژئوشيمي براي تعيين مشخصات شيميائي سنگها و خاكهاي سطحي
۵ـ الف ـ تعيين مشخصات ژئوفيزيكي با روشهاي مقاومت الكتريكي، لرزه‌نگاري و غيره و مقايسه آنها با نمونه‌هاي حاصل از گمانه‌هاي اكتشافي
۶ـ الف ـ مطالعات دقيق درزه‌ها، گسيختگي‌ها و تهيه نقشه‌هاي مربوطه
ب ـ تحقيقات دقيق ژئوتكنيكي (زيرزميني) بموازات طراحي و قبل از شروع عمليات احداث
۱ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مسلم از شرايط فيزيكي و شيميائي سنگهاي دربرگيرنده حفريات، هوازدگي، وزن مخصوص و مقاومت آنها
۲ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات در مورد استقرار و شيب لايه‌ها، چين‌خوردگي‌ها، گسل‌ها، سطوح لايه‌بندي و درزه‌ها
۳ ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مربوط به: مقدار، كيفيت، خواص شيميائي و عمق آبهاي زيرزميني
۴ ـ ب ـ جمع‌اوري اطلاعات مربوط ب: مقدار، كيفيت و خواص شيميائي گازها و افزايش درجه حرارت زمين نسبت به عمق
ج ـ تحقيقات تكميلي در زمان عمليات احداث حفريات
تحقيقات تكميلي زير نه تنها براي كنترل اطلاعات داده شده توسط طراحان كه براي اطمينان از درستي روش اجرائي انتخاب شده و در صورت لزوم اصلاح و تغيير روشها بايستي صورت گيرد.
نمونه اين تحقيقات تكميلي در زمان احداث حفريات زيرزميني عبارتند از:
۱ـ ج ـ حفر پيش تونلها و نمونه‌گيري از سنگهاي جلوتر از سينه‌كار و مطالعه ساير شرايط زمين محل طرح
۲ ـ ج ـ تجزيه شيميائي آبها و گازها
۳ـ ج ـ اندازه‌گيري تنش‌ها و تقارب مقاطع

نتيجه‌گيري
احداث سازه‌هاي زيرزميني، در جهت دستيابي بهر هدف و يا در مسير حل هر مشكلي كه باشد، نسبت به احداث سازه‌اي مشابه در روي زمين بسيار پيچيده‌تر و مشكل‌تر و در نهايت بسيار گرانتر و پرهزينه‌تر خواهد بود
اجراي اينگونه طرحها، حتي با بكارگيري بهترين امكانات و توجه به كليه مقررات ايمني، نسبت به سازه‌هاي روي زمين، با خطرات جاني و مالي بيشتري روبرو مي‌باشد با توجه به اين حقايق است كه تهيه طرح توسط مهندسين مشاور، كه بر پايه مطالعات مقدماتي و تفصيلي زمين‌شناسي صورت پذيرفته باشد از الزامات و ضروريات هر پروژه زيرزميني است.
بدين ترتيب مشاور انتخابي براي طراحي سازه‌هاي زيرزميني بايد داراي توانائيهاي لازم جهت انجام دقيق اكتشافات و مطالعات موردنياز بوده و قدرت تحليل و طبقه‌بندي اطلاعات و كاربرد آنها را در طراحي صحيح پروژه داشته باشد و با كليه دستورالعمل‌هاي بين‌المللي اجرائي و روشهاي مدرن حفاري آشنا باشد.
بررسي نيروهاي وارده بر فضاهاي زيرزميني
۱ـ تنش در پوسته زمين
وضعيت تنش در پوسته زمين، براي زمان و مكان معين، نتيجه تأثير نيروهايي با خصوصيات و فشارهاي گوناگون مي‌باشد. معمولاً قبل از شروع هر كار مهندسي در ساختارهاي زميني سعي مي‌شود وضعيت تنش را بدست آورد. وضعيت تنش زمين در حالت بكر پس از انجام عمليات حفاري و ايجاد ساختار دچار دگرگوني شده است و توزيع جديدي از تنش در سنگ‌ها و محدوده آن به وجود مي‌آيد.
تنش‌هاي مؤثر بر هر نقطه از پوسته زمين را مي‌توان ناشي از فشاهاي زير دانست.
۱ـ تنش‌هاي ثقلي: اين تنش‌ها بر اثر وزن طبقات فوقاني ايجاد مي‌شود. به واسطه محصور بودن سنگ‌ها در دل زمين، تنشهاي جانبي نيز در اثر فشار ثقلي گسترش مي‌يابد. (اثر پواسون)
۲ـ تنش‌هاي تكتونيكي: اين تنش‌ها بواسطه تنش‌ها بواسطه تأثير نيروهاي تكتونيكي و زمين ساختي نظير كوهزائي و يا گسل بوجود آيد.
۳ـ تنش‌هاي محلي: اين تنش‌ها بواسطه ناهمگوني در جنس طبقات يا سنگ‌هاي همجوار بوجود مي‌آيند. نظير تمركز تنش در عدسيهاي ماسه سنگي يا اطراف كنكرسيونها.
۴ـ تنش‌هاي باقيمانده: اين تنش‌ها در حين تشكيل طبقات يا توده سنگها و در اثر فرآيندهايي نظير كريستاليزاسيون، دگرگوني، رسوبگذاري، تحكيم و بي‌آب شدن در سنگها بسته به مورد گسترش مي‌يابد. مثلاً تنش حاصل در مرز بين كريستالهاي يك سنگ كه داراي خواص فيزيكي متفاوت بوده و سرد شدن آنها متشابه يكديگر نيست از اين نوع مي‌باشند.
از بين انواع تنش‌هاي فوق تنش‌هاي ثقلي را مي‌توان از طريق محاسبه بدست آورد. ذيلاً به انواع تنش‌هاي ثقلي و نحوه برآورد آنها اشاره مي‌كنيم.
فرض كنيم كه توده سنگي در عمق H و تحت محدوديت كامل داراي رفتار الاستيك باشد. در اين صورت وضعيت تنش چنين خواهد بود.
  تنش قائم اصلي
كه در آن v وزن مخصوص سنگهاي فوقاني مي‌باشد.
 
كه در آن  ضريب پواسون سنگ موردنظر مي‌باشد.
در اين حالت نسبت تنشهاي اصلي عبارتند از:
 
اگر محدوديت جانبي براي سنگ كامل نباشد مقدار H بيشتر از حد بالا خواهد بود. همينطور اگر سنگ ما كاملاً داراي رفتار پلاستيك باشد ميزان تنش هيدرواستاتيكي (M=1 و SH=Sv)
بايد توجه داشت براي سنگي با مشخصات مكانيكي معين يك عمق بحراني وجود دارد كه پس از آن سنگ داراي رفتار الاستيك بوده و تنش افقي ثقلي را مي‌توان از ملاك تسليم بدست آورد به نحوه‌ي كه:
 
كه در آن OF برابر تنش تسليم (yield stress) مي‌باشد.
همينطور تنش قائم Sv در سنگهاي غيرهمگن (Heteregenous) ممكن است بواسطه تأثير ساختهاي زمين‌شناسي در يك فاصله افقي محدود دچار نوسانات زياد گردد. در شكل زير همانطوري كه ملاحظه مي‌شود وضع تنش قائم در صفحات افقي موازي كه يكسري طبقات چين خورده را قطع مي‌كند يكسان تغيير نمي‌كند در طول خط  تنش قائم واقعي در زير ناوديس به ۶۰% بيشتر از مقدار  و در نقطه درست زير تاقديس به صفر مي‌رسد.
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-خرید اینترنتی تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-دانلود رایگان مقاله موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي-تحقیق موقعيت جغرافيائي و شرايط جوي منطقه بافق و معدن اسفوردي

این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين شهرستان به وسيله راه آهن و راه آسفالته منشعب از يزد قابل دسترسي مي‌باشد. از ديگر راههاي ارتباطي مي‌توان به محورهاي بافق- بهاباد، بافق- شيطور و بافق- معدن چادرملو اشاره كرد. 

معدن اسفوردي در ۳۵ كيلومتري شمال شرقي شهر بافق و در ارتفاع ۱۷۰۰ متري از سطح دريا واقع شده است و داراي كوههايي با روند شمال غربي – جنوب شرقي مي‌باشد.

ميزان بارندگي سالانه در منطقه بطور متوسط ۵۰ ميلي‌متر و ميزان تبخير فوق‌العاده شديد مي‌باشد. به همين دليل داراي آب و هواي گرم و خشك و اختلاف درجه حرارت زياد در شبانه‌روزي مي‌باشد. آب و هوا در قسمتهاي كوهستاني منطقه معتدلتر مي‌باشد. از لحاظ جريان آب در منطقه مذكور هيچگونه جريان آب دائمي وجود ندارد. پوشش گياهي منطقه ضعيف و شامل بوته‌ها و به مقدار كمتر درخت و درختچه مي‌باشد. از مهمترين حوضه‌هاي آبگير منطقه مي‌توان به دشت حسن‌آباد، دشت شيطور، دشت بهاباد و ده قطروم اشاره نمود.

اين كانسار كه در منطقه نسبتاً كوهستاني و با ارتفاع متوسط ۱۷۰۰ متر از سطح دريا قرار دارد داراي كوههايي با روند شمال غرب- جنوب شرقي مي‌باشد. اين كوهها به صورت ارتفاعات نه چندان مرتفع در منطقه كشيده شده‌اند و در ادامه آنها تپه‌هايي با دره و فرو رفتگي‌هاي كم و بيش عريض قرار گرفته است.

از نظر آب و هوائي داراي آب و هواي خشك و بياباني مي‌باشد. و از نظر ميزان نزولات جوي، داراي بارندگي نسبتاً كم و در حدود تقريبي ۵۰ ميليمتر در سال مي‌باشد. البته گاهي اوقات مقدار بارندگي از اين مقدار ذكر شده نيز تجاوز مي‌نمايد. از لحاظ جريان آب در منطقه مذكور، هيچگونه جريان آب دائمي وجود ندارد و تنها رودخانه منطقه، رود شور است كه به درياچه شور بافق مي‌ريزد.

از لحاظ دما، دماي متوسط هوا در اين منطقه در حدود ۴۰ سانتي‌گراد است كه اين دما از حدود صفر درجه در زمستان تا ۵۰ درجه در تابستان در حال تغيير است.

از نظر پوشش گياهي، پوشش گياهي منطقه نسبتاً ضعيف بوده بطوريكه ارتفاعات فاقد پوشش گياهي و مناطق پست داراي پوشش گياهي شامل بوته‌ها و درختچه‌ها مي‌باشند.

۲-۲- زمين شناسي عمومي منطقه

محدوده مورد بحث در يكي از بالا، آمدگيهاي قديمي كه قسمتي از واحد زمين شناسي ايران مركزي محسوب مي‌شود قرار گرفته است. فازكوهزايي آلپي در تشكيل بلوكهاي ساختماني مجزايي آن نقش اساسي را ايفا كرده است. يكي از اين بلوكهاي تشكيل شده، بلوك پشت بادام- بافق مي‌باشد. كه از طرف شرق و غرب بوسيله گسلهاي بزرگ كوهبنان و دويران محدود شده است. بطوريكه اين بلوك منطقه وسيعي از جمله كانسار فسفات اسفوردي را شامل شده است.

بلوك مورد نظر در محدوده شناخته شده متالوژني ايران قرار دارد. در اين بلوك معادني از قبيل چفارت (آهن) اسفوردي (فسفات)- كوشك (سرب ورودي)- چادرملر (آهن و آپاتيت) قرار دارند.

در اين ناحيه سنگهايي كه كاني‌سازي آپاتيت در آنها انجام شده است. سنگهاي آذرين (نفودي- خروجي) به سن پركامبرين- كامبرين مي‌باشند كه در اينجا براي واضحتر شدن موضوع، توضيح مختصري در رابطه با چينه‌بندي- تكتونيك- ماگماستيم و متامورفيسم آن داده مي‌شود.

۲-۲-۱- چينه‌شناسي منطقه

چينه‌شناسي منطقه مذكور با توالي قديم به جديد عبارتست از:

دوره پركامبرين

ابتدا سنگهاي دگرگوني با رخساره شيست سبز- آمفيبوليت- مرمر- گنيس (كمپلكس سركوه – كمپلكس بنه شور) بوجود آمده‌اند بعد روي اين واحدها را سنگهايي با رخساره شيست- گريواك- ماسه سنگ كوارتزيتي- شيلهاي اسليتي (سازند تا شك) پوشانيده‌اند.

دوره اينفراكامبرين

در اين دوره مجموعه سنگهاي منتسب به سري ريز و درزو در اين دوره بوجود آمده‌اند كه اين سري با يك رخساره و لكانيكي- رسوبي و زمين ساختي در هم و بهم خورده شامل رسوبات پوشش تلماسه‌اي- دولوميتهاي خاكستري تا قهوه‌اي رنگ چرت‌دار- ماسه سنگ‌هاي زرد رنگ- آهكهاي سياهرنگ- ريوليتهاي صورتي- آجري و بالاخره افقهاي آهن- آپاتيت و دايكهاي ديابازي پوشيده مي‌شود. بين سنگهاي اين سري و سنگهاي ولكانيكي با تركيب اسيدي تا متوسط و بين سنگهاي اين سري با نهشته‌هاي كامبرين حد فيزيكي شناخته شده‌اي وجود ندارد.

دوره مزوزوئيك

در اين دوره نهشته‌هاي قاره‌اي ترياس و ژوراسيك و نهشته‌هاي كرتاسه بصورت گسترده‌اي و به فرم دگر شيبي روي واحدهاي قديميتر قرار گرفته‌اند.

دوره نئوزوئيك: اين دوره به سه بخش تقسيم مي‌شود.

سنگهاي پالئوسن تا ائوسن: سنگهاي پالئوسن مربوط به گلنگلومراي كرمان هستند. سنگهاي ائوسن شامل لايه‌هاي قاره‌اي همراه با مواد آتشفشاني مي‌باشند كه بصورت محدود در طول مناطق گسله رخنمون دارند. رسوبات ميوسن شامل لايه‌هاي قرمز قاره‌اي مي‌باشند كه به طور دگرشيبي روي سنگهاي مربوط به دوره ائوسن قرار گرفته‌اند و نهايتاً توسط كنگلومراي دوره نئوژن به صورت دگرشيب پوشيده مي‌شوند.


دوره كواترنري

اين دوره شامل پادگانه‌هاي آبرفتي- مخروطه افكنه‌هاي قلوه سنگي- آبرفتهاي جديد تلماسه‌اي- كوهپايه‌ها و رسوبات كويري و نواحي بياباني وسيع پيرامون رشته كوهها مي‌باشد.

۲-۲-۲- وضعيت تكتونيكي منطقه

از نظر تكنونيكي، منطقه تحت تاثير رخداد زمين ساختي بابگالي (كاتانگايي) و نيز حركات كوهزايي پس از دوره ترياس قرار گرفته است كه پيامد آن، شكستگي پي سنگ پره كامبرين و نيز ايجاد و دگرشيبي زاويه‌اي شديد بين رسوبات كرتاسه و نهشته‌هاي قديمتر مي‌باشد.

در دوره‌هاي جديدتر (پليو- پليستوسن) منطقه تحت تاثير پيشروي دريا قرار گرفته است. بطوريكه در نهايت و بدنبال حوادث ذكر شده، گسلهاي بزرگ بويژه گسلهاي اصلي با روند شمال- جنوب پديد آمده است.


عتیقه زیرخاکی گنج