• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خداوند انسان را به گونه اي آفريده كه بدون همسر ناقص است . انسان هرچه از نظر علم و ايمان و فضائل اخلاقي بالا برود ، تا همسر اختيار نكند ، به كمال مطلوب نمي رسد ( چه زن و چه مرد ) . هيچ چيز ديگر جاي ازدواج و تشكيل خانواده را نمي گيرد . جنس مؤنث و مذكر به يكديگر نيازمندند ، هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي ، و هركدام به تنهايي ناقصند ، و هنگامي كه در كنار هم قرار گرفتند ، همديگر را كامل مي كنند . اين قانون نظام آفرينش است و بر كل هستي حاكم مي باشند . 
قرآن زن و مرد را لباس همديگر مي داند :    هن لباس لكم و انتم لباس الهن
زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زنهاييد
يعني مكمل و متمم و حافظ و آبرو بخش و راز پوش همديگريد و هركدام به ديگري نيازمنديد. انسان بدون لباس ، نمي تواند در جامعه با سرافرازي زندگي كند ، احساس نقص مي كند . اينان تنها نيز احساس نقص مي كند . لباس ، انسان را از سرما و گرما حفظ مي كند ، همسر نيز از پريشاني و بيهودگي و بي پناهي و بي هدفي و تنهايي نجات مي دهد . لباس زينت انسان است ، همسران هم زينت همديگرند
« همسر » ، نعمت بزرگ الهي 
يكي از بزرگترين نعمتهاي خداوند به انسان ، « همسر شايسته » است . پيامبر اكرم (ص) در اين باره مي فرمايند :  انسان مسلمان ـ بعد از نعمت اسلام ـ هيچ فايده اي ( از نعمتهاي الهي ) نبرده است كه بهتر از همسر مسلمان و شايسته باشد …

فلسفه ازدواج 
ممكن است بعضي از افراد ، كه عمق فلسفه ازدواج و تشكيل زندگي مشترك را درك         نكرده اند ، بگويند : « ما شهوت جنسي مان را از راه هاي گوناگون ديگر ، غير از ازدواج، دفع        مي كنيم و اين ميل و خواهش را با وسائل ديگر ارضاء مي نماييم ديگر چه نيازي به پذيرفتن مسئوليت ازدواج هست ؟!» 
در پاسخ به اين عقيده و سؤال بايد گفت : محصول و ره آورد ازدواج ، فقط دفع شهوت جنسي و ارضاء اين غريزه كه نيست ، اين يكي از فايده هاي ازدواج است ، بلكه فضيلت و ارزش و اهميت و فلسفه و ره آورد ازدواج و تشكيل خانواده ـ علاوه بر ارضاء غريزه جنسي ـ تعهد و تكامل و رشد و شخصيت و آرامش و فوائد ارزنده ديگري است كه براي انسان به ارمغان مي آورد . متعهد شدن در برابر همسر و خانواده ، براي انسان بزرگواري و احساس مسئوليت اجتماعي به وجود  مي آورد و بسياري از لياقت ها و استعداد هاي نهفته دروني او را بارور و بالنده مي كند . 
« … بعد از ازدواج ، شخصيت انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعي مي شود و خود را شديداً مسؤول حفظ همسر و آبروي خانواده و تأمين وسائل زندگي فرزندان آينده مي بيند ، به همين دليل ، تمام هوش و ابتكار و استعداد خود را بكار مي گيرد … » 
در تشكيل خانواده ، لذت و رشدي است كه هيچ چيز ديگري جايگزين آن نمي شود . استاد شهيد مطهري ـ رضوان الله عليه ـ در اين باره مي فرمايد : 
« يك خصائص اخلاقي هست كه انسان جز در مكتب تشكيل خانواده نمي تواند آنها را كسب كند . تشكيل خانواده يعني يك نوع علاقمند شدن به سرنوشت ديگران … ، اخلاقيون و رياضت كشها كه اين دوران را نگذرانده اند ، تا آخر عمر يك نوع «خامي» و يك نوع « بچگي» در آنها وجود داشته است . و يكي از علل اين كه در اسلام ازدواج يك امر مقدس و يك عبادت تلقي شده همين است … ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعي فردي ، و توسعه پيداكردن شخصيت انسان است . » 
« همسر» نشانه حكمت خداوند و مايه آرامش انسان 
خداوند متعال كه آفريننده انسان است و خصوصيات و فطريات و غرائز او را مي داند ، آفريدن زن و مرد و قرار گرفتن آنان در كنار يكديگر را از حكمتها و آيات خود و ازدواج را سبب مؤدت و رحمت و آرامش انسان معرفي مي فرمايد : 
از آيات و نشانه هاي (حكيمانه) خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد ، تا در كنار آنان آرامش بيابيد و ميان شما مهر و محبت و رحمت قرار داد . به تحقيق ، در اين كار خداوند ، دلايل حكيمانه ايست براي انديشمندان و متفكران .
اين آرامش ، تنها آن آرامش معمولي و مصطلح كه روانشناسان و روانپزشكان مطرح                    مي كنند نيست ، بلكه علاوه بر آن ، شامل وقار و ثبات فكري و روحي و احساس ارزشمند بودن و احساس شخصيت كردن و آبرو و حيثيت بيشتر پيدا نمودن و … نيز مي شود .
«ازدواج» ، بالابرنده ي ارزش اعمال انسان 
ازدواج و تشكيل كانون خانواده ، آنچنان در وجود انسان تأثير مي گذارد و ارزش او را بالا       مي برد و شخصيت او را رشد مي دهد ، كه اعمال و عبادتهايش نزد خداوند و فرشتگان از ارزش والايي برخوردار مي شود ، بطوري كه ارزش آنها چند ده برابر مي گردد . 

ويژگيهاي لازم براي ازدواج 
مشاوره هاي خـانوادگي و مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از مشكـلات زن
 و شوهرها قابل پيش بيني و در نتيجه قابل جلوگيري خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهيهاي لازم را در باره ي خود و همسري كه انتخاب مي كنند ، داشته باشند . بنابر اين آموزش پيش از ازدواج يك ضرورت مسلم است كه دختر و پسر را براي مهمترين تصميم گيري و انتخاب در زندگي شان و نيز فرايند دشوار و پيچيده و در عين حال مطلوب و دل نشين ازدواج آماده مي كند . تا با آگاهي ، دانش و بينش كافي درباره خود و همسر آينده شان اقدام به ازدواج كنند و از عهده نقشهاي خويش به عنوان زن و شوهر به خوبي برآيند . 
دختر و پسري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد داراي شرايط لازم جسماني ، رواني ، عقلاني  اجتماعي و اخلاقي باشند كه در زير هريك از اين ويژگيها مورد بحث و تحليل قرار مي گيرد . 
۱ـ رشد جسماني 
در شناخت ميزان رشد جسماني دختر و پسر ، نه فقط بايد ارتباط و همبستگي ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلكه رابطه رشد جسماني با عوامل روان شناختي حائز اهميت است . به بيان ديگر بين رشد جسماني و رشد و سازگاري هاي رواني و اجتماعي فرد ارتباط نزديك وجود دارد . به همين دليل هرگونه انحراف از الگوهاي بهنجار رشد جسماني آثار عميق رواني بر جاي مي گذارد و مي تواند علت اصلي مشكلات رفتاري در فرد باشد . رشد جسمي در ميزان و الگوي رشد جسماني گوناگونيهاي بسياري را در بر دارد و اين حادثه بدون شك از نظر روان شناختي مهمترين و معني دارترين حادثه اي است كه در طول فرايند رشد جسماني اتفاق مي افتد . 
۲ـ رشد عقلي
رشد عقلي عبارت است از مجموعه فعاليتهاي فرد كه به ادراك، فهم، تشكيل مفاهيم، بررسي معاني، تفكر و تعقل، پيش بيني و استنتاج، برنامه ريزي، تعيين هدف و انتخاب راهبردهاي رسيدن به هدف و اقدام به حل مسايل است. انديشه، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگي جنبه عقلاني شخصيت فرد است. 
رشد فكري پس از بلوغ جسماني رو به تكامل مي رود. پس از بحرانهاي بلوغ، فرد استعدادها، تواناييها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد و نسبت به شخصيت خود بيشتر آگاهي      مي يابد. در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت مي گيرد تا احساسات. 
حضرت علي(ع) در تعريف عقل مي فرمايد: عقل آن چيزي است كه راه ضلالت را از خوشبختي تميز مي دهد و عاقل كسي است كه هركاري را در جاي خود انجام دهد. فردي كه از رشد عقلي برخوردار است داراي ويژگيهاي زير مي باشد: 
۱ـ از مسايل درك و فهم بهتري دارد، براي مثال مي داند كه چرا ازدواج مي كند. 
۲ـ در زندگي داراي هدف است.
۳ـ براي رسيدن به هدف و يا اهداف خود در زندگي برنامه ريزي مي كند. 
۴ـ در تصميم گيري هاي خود بيشتر از عقلش تبعيت مي كند تا از احساساتش
۵ـ انتظاراتش از خود و ديگران واقع بينانه است.
۶ـ توانايي حل مساله را دارد، يعني درباره هر مساله مي انديشد و راههاي حل آن را مورد ارزيابي قرار مي دهد.
۷ـ از خود و محيطش شناخت دارد.
۸ـ در مواجهه با مشكلات موضعگيريهاي صحيح و اصولي دارد. يعني به جاي فرار از مشكلات و يا ناديده گرفتن آنها سعي مي كند با آنها برخورد اصولي بكند.
۹ـ فردي مسئوليت پذير است و مسئوليت اعمال و رفتار و تصميماتش را بر عهده مي گيرد.
۱۰ـ بر رفتار كودكانه خويش غلبه كرده است و مطابق سن و رشد خود عمل مي كند. 
۳ـ رشد عاطفي
انسان موجود چند بعدي و در عين حال بسيار پيچيده است. با تمامي ارزشهايي كه براي عقل متصور است، اما تمام سعادت بشر در گرو تكامل عقل نيست، بلكه سرمايه مهم ديگري به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد كه به اندازه عقل مهم است. انسان به كمك عقل و عاطفه (دوش به دوش هم) راه تعالي و تكامل را طي مي كند. رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي بسياري است: 
۱ـ عواطف و احساسات قدرت محركه انسان مي باشد. 
۲ـ عواطف و احساسات عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع است.
۳ـ مهر و محبت و عواطف از مهمترين عوامل موفقيت در زندگي زناشويي است.
فرد برخوردار از رشد عاطفي، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گريه و شادي، محبت و غيره در محدوده مورد قبول جامعه عمل مي كند، نه همانند يك كودك. 
رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سن تقويمي نيست، بلكه به ميزان يادگيري، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته مي شود. رشد عاطفي مانند رشد جسماني از لحظه تولد آغاز مي شود و حتي رفتار عاطفي كودك در هنگام تولد مشاهده مي گردد و بر اثر تعامل با خانواده و ديگر افراد در جامعه رشد مي كند؛ پس اكتسابي است. 
در وصف عقل و عشق مولوي چه زيبا گفته است: 
عقل گويد شش جهت حد است و بيرون راه نيست
عشق گويد هست و رفته ام من بارها 

عتیقه زیرخاکی گنج