• بازدید : 45 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۲۴ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه:

ادبيات فارسي حضور زنان را چگونه در خود پذيرفته است؟ زنان چه فعاليت و تأثيري در ادب پارسي داشته‌اند؟ و بالاخره

تأثير زنان در پايه‌گذاري، پيشرفته و تحولات شعر فارسي، اين مهمترين جلوة ادبي زبان فارسي، چگونه بوده است؟

با يك ديد كلي بعد از ناصرالدين شاه قاجار بروز تحولاتي چشمگير در موقعيت و عملكرد زنان ايران پديد آمد به صورتي كه هم‌اكنون زن ايراني امتيازات چشمگيري به دست آورده و از اعتبار و موقعيتي بسيار ممتازتر از گذشته برخوردار گرديده است و تقريباً همدوش و همراه مرد ايراني در مراكز علمي، فرهنگي، هنري، اقتصادي، سياسي و حتي گاه نظامي حضوري فعال دارد. دخالت زنان و تأثير آنان در آراستن صحنه‌ها و ايجاد حوادث داستانهاي عاميانه در قرون و اعصار مختلف به يك پايه نيست. در روزگاري كه زنان در كارهاي اجتماعي شركت مي‌جستند و در زندگي روزمره دخالتي قوي و فعالانه داشتند، طبعاً در داستانها اهميت بيشتري مي‌يافتند. در هر عصري كه زنان به پشت پردة‌ انزوا رانده مي‌شدند و از دخالت در امور اجتماعي باز مي‌مانند، از اهميت و تأثير آنها كاسته مي‌شد. زنان در حوزه داستان‌نويسي حضور چشم‌گيري نداشته‌اند مگر در زمان معاصر بنابراين تأثير اصلي و بزرگ زنان در ادبيات بيشتر در عرصه شعر بوده است.


  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق زن درقرآن-دانلود رایگان مقاله زن درقرآن-خرید اینترنتی تحقیق زن درقرآن-تحقیق زن درقرآن-دانلود رایگان سمینار زن درقران

این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر می باشد:
مقدمه-همسر نوح-همسر لوط-هاجر-آسیه همسر فرعون-مادر وخواهر حضرت موسسی-دختران شعیب پیامبر-زلیخا-بلقیس-
در ادامه برای توضیحات بیشتر به توضیحاتی می پردازیم:

سمه تعالى
كتاب ((زن در قرآن )) كه چهره گروهى از زنان خوب و بد را در كتاب آسمانى و جاويدان ما قرآن مجيد نمايان مى سازد و پندى آموزنده براى شناختن زن از ديدگاه اسلام و قرآن و خودسازى زنان مسلمان بر اساس خواست خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى باشد، سلسله دروسى است كه چند سال پيش در يكى از جلسات مذهبى براى جمعى از بانوان و دوشيزگان ايراد شده است .
منظور نويسنده از تدريس اين درسها آگاهى دادن به دختران و زنان مسلمان بوده كه بدانند جمعا در چند مورد از آيات قرآنى و در چه سوره هايى ، از زنان خوب و بد ياد شده و آنان چه كرده بودند كه خداوند خواسته است مرد و زن مسلمان بلكه عموم مردم جهان از آن مطلع گردند؟
چنانكه در پيشگفتار يادآور شده ايم ، در اين كتاب فقط سرگذشت عده اى از زنان آمده است و حدود و حقوق و نظام زندگى زن از ديدگاه قرآن را بايد در كتب ديگر يافت .
ما براى اطلاع بيشتر خوانندگان در پايان كتاب ، قسمتى از آيات و روايات را عينا آورده ايم . سفارش مى كنيم كه براى آگاهى بيشتر به خود قرآن مجيد و تفاسير اسلامى مراجعه نموده و تفصيل مطلب و بقيه آيات را در آنجا بيابند. اميد است مطالعه اين كتاب براى عموم خوانندگان ، مفيد و سازنده باشد.
تهران : على دوانى
بهمن ماه ۱۳۶۰
پيشگفتار
قرآن مجيد كتاب آسمانى ما
قرآن مجيد كتاب آسمانى ما مسلمانان جهان متضمن تعاليم حياتبخشى است كه ضامن سعادت بشر در اين جهان و سراى ديگر مى باشد.
در اعتقاد ما ((قرآن )) وحى آسمانى و كلام الهى است كه به وسيله پيك وحى ، جبرئيل امين بر قلب پاك پيغمبر اسلام حضرت ختمى مرتبت محمّد بن عبداللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل گرديده است .
تعاليم اين كتاب آسمانى كه با شواهد و قرائن بسيار، طى چهارده قرنى كه از عمر آن مى گذرد، از دست تطاول ايّام مصون و محفوظ مانده است ، با زندگى مرد و زن و پير و جوان و دارا و ندار، كار دارد. همه را مخاطب ساخته و با آنان سخن گفته و تكاليف همه را روشن كرده است .
به همه مى گويد از جانب خداى آفريننده وظايفى دارند كه بايد آنها را بدانند و به عنوان ايفاى نقش بندگى و عبوديت انجام دهند.
مجموعه اين وظايف و تكاليف فردى و اجتماعى كه ما آنها را احكام و قوانين قرآنى مى دانيم و گفتار خداست كه در بيش از پانصد آيه قرآن آمده است ، زير بناى دين مبين اسلام است .
اسلام يعنى آنچه در قرآن آمده است يا پيغمبر توضيح داده و تشريح كرده است و بايد تسليم آن شد؛ چون صددرصد به نفع جامعه انسانى مى باشد.
گذشته از احكام و قوانينى كه آيين جهانى اسلام بر اساس آن استوار است ، قرآن مجيد بسيارى از مباحث اخلاقى و علمى و تربيتى را نيز به منظور تهذيب فرد و اجتماع بيان مى دارد كه از هر جهت جالب ، جامع و آموزنده است .
اين قسمت را قرآن مجيد در خلال سرگذشت پيغمبران پيشين و امتهاى ايشان يادآور مى شود، به طورى كه دو سوم آيات قرآنى را همين آيات تشكيل مى دهد. يعنى قص و رويدادهاى اقوام و ملل روى زمين از قديمترين ازمنه تاريخ بشر تا عصر ظهور اسلام كه بايد آن را كار بزرگ و چشمگير قرآن مجيد دانست .
قرآن ، حقايق زندگى عالم انسانى و علل و موجبات ترقى و تكامل جوامع بشرى يا انحطاط و سقوط آنها را به تفصيل شرح مى دهد. قرآن بازگو مى كند كه چگونه بعضى از اقوام به واسطه جبهه گيرى در مقابل انبياى عظام و پيغمبران راستين ، عكس العملهاى نامطلوبى نشان دادند و موجبات ذلت ، خوارى و هلاكت خود را فراهم ساختند و از اين راه نام ننگى از خود به يادگار گذاردند. همچنين شرح مى دهد برخى ديگر با اينكه مردمى اندك بودند، چسان با پذيرش تعاليم انبيا و نصايح مشفقانه آنان ، راه صحيح زندگى را برگزيدند و با افتخار و سرفرازى تحت رهبرى آن ذوات مقدس به حيات خود ادامه دادند.
قرآن بدينگونه درصدد آن است كه اقوام بعدى با آگاهى از آنچه راجع به اقوام گذشته در اين كتاب گرانقدر آسمانى آمده است ، از دسته نخست عبرت بگيرند و انديشه و كار دسته ديگر را سرمشق خود قراردهندتا به سعادت دو جهان نايل گردند و با سعى و كوشش خودبه كمال مطلوب انسانى برسند.
پيامبراسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن مجيد را به عنوان وحى الهى توسط جبرئيل امين در مدت ۲۳ سال تلقّى نمود و به صورت كنونى در اختيار پيروان خود قرارداد.
مسلمانان از همان روزگار نخستين صدراسلام با عمل به قرآن مجيد، قسمت عمده معموره دنيا را به زير پرچم درآوردند و تمدنى عظيم تشكيل دادند. در اين تمدن عظيم و قلمرو پهناور، مسلمين ، ملل مختلف جهان را از نعمت آزادى و حقوق فردى و عدالت اجتماعى و صلح عمومى و مساوات و برابرى برخوردار ساختند، چنانكه به اعتراف دوست و دشمن در هيچ قوم و ملتى سابقه نداشته است و خود، قرنها به عنوان ملت نمونه جهان بر آنان حكم مى راندند.
آنچه در قرآن آمده است بر اساس خير و صلاح جامعه انسانى و مصلحت نوع بشر است . از آنجا كه قرآن سخن حق و كلام الهى و از فراز آسمانها و زمان و مكان آمده است ، همگى متقن ، سنجيده و حساب شده است . آنچه درباره مرد و زن و دنيا و آخرت گفته و آن را موجب نيكبختى يا عامل بدبختى آنان دانسته است ، همگى بر اساس آخرين تجربيات علمى و جهان بينى انسان است به طورى كه هم اكنون نيز اگر مردم روى زمين آنها را مورد توجه قرار دهند و درست به مرحله عمل در آورند، خود را در هاله اى از واقعيت و معنويت و تكامل علمى و عقلى خواهند ديد و زن و مرد پير و جوان در كمال امن و امان و خوشى و خوشبختى و سلامتى و سعادت و رفاه و آسايش به سر خواهند برد.
با توجه به اين واقعيت است كه مى گوييم تعاليم قرآنى و قوانين اسلامى و مباحث اخلاقى و آنچه قرآن و اسلام در اصول و فروع گفته است بدون استثنا هماهنگ با نيازهاى جوامع بشرى در هر عصر و زمانى است و همه بر پايه تعقل ، حكمت و مصلحت است .
((قرآن )) راهنمايى مى كند و راه مى گشايد، آنگاه افراد بشر را آزاد مى گذارد تا صلاح و فساد خود را شناخته و هر كدام را كه خواستند برگزينند(۱). در اين خصوص نه اجبارى در كار است و نه تحميلى بلكه حقيقت را روشن مى سازد و تنها اوست كه با اراده و اختيار بايد تصميم بگيرد و آينده خود را تعيين كند.(۲)
يكى از موضوعاتى كه در قرآن مجيد از آن سخن به ميان آمده ، زنانى هستند كه در خلال قصص قرآنى و رويدادهاى تاريخى شناخته شده اند. اين زنان گروهى خوب و گروهى بد بوده اند و به همين جهت نيز در قرآن از آنان سخن رفته است .
قرآن در اين مورد مى خواهد نقش زن را در دو قطب مثبت و منفى ، با ايمان و بى ايمان روشن سازد تا سرگذشت آنان براى زنان مسلمين ، هم سرمش باشد و هم عبرت . سرمشق از زنان پارساى نام آفرينى كه منشاء دگرگونيهاى مثبت بودند و عبرت از آنان كه فكر و كارشان در قطب مخالف ، باعث انحطاط فضيلت انسانى و بدنامى خود و گرفتارى ديگران گرديدند.
قرآن در اين سنجش ، سيماى جمعى از زنان با ايمان و خداشناس را كه از عقل خدادادى بهره گرفتند و آبرويى به خود و كسان خويش و همنوعان عصر خود دادند، نشان مى دهد. همچنين نيمرخ نازيباى برخى ديگر را كه باعث ننگ محيط و دردسرهاى زيادى گشتند آشكار مى سازد تا نقل اين قسمت و شناخت آن دو دسته براى زنان مسلمان نقشى سازنده داشته باشد. مضافا به اينكه با شناخت اين دو دسته از زنان ، واقعيت زن و چهره حقيقى نيمى از اجتماع بشرى را به خوبى مى توان از لابلاى حوادث گذشته ديد و به نقش هر كدام به خوبى واقف گرديد.
بايد يادآور شويم كه قرآن مجيد در دو مورد از زن سخن گفته است : يكى از حقوق و حدود آنان به عنوان يك فرد انسان و تكاليف خاص و حقوق و حدود شرعى كه دارند كه ما به آن ((حدود و حقوق زن در قرآن )) مى گوييم و در سوره هاى عديده قرآن آمده است ، بخصوص سوره ((نساء)) يعنى سوره اى كه از حقوق زن سخن رفته است (۳).
مورد ديگر، داستان بعضى از آنان است كه در ضمن داستانهاى واقعى كه در امتهاى پيشين بوده يا در زمان پيغمبرما روى داده ، آمده است . منظور ما در اينجا اين قسمت است كه از نظر اخلاقى خواستيم بازگو كنيم تا يك زن و دختر مسلمان بداند از چه زنانى در قرآن سخن به ميان آمده و آنها كيانند و چه سرگذشتى داشته اند و چه كرده بودند؟
اينك خوانندگان محترم فرصت دارند تا از ((زن در قرآن )) بدانگونه كه قرآن و تفسير آن بيان مى دارد، آگاه شوند.
حوّا (مادر ما انسانها)
((حوّا)) مادر ما انسانها و همسر حضرت آدم پدر سلسله بشر، بلافاصله پس از خلقت آدم و از بازمانده گل او آفريده شد. فرشتگان الهى گل آدم و حوّا را از چهارگوشه زمين برداشتند ولى ساختمان آنان در بهشت و عالم بالا انجام گرفت . همينكه آدم به عنوان شاهكار خلقت الهى ، خلق شد، خداوند اسامى همه اشياء يعنى تمام دانستنيها را به وى آموخت و در نتيجه اين لياقت را يافت كه خداوند به فرشتگان بفرمايد: ((… در مقابل آدم به خاك بيفتيد و سجده كنيد. فرشتگان همه سجده كردند، جز ابليس كه سر باز زد و تكبر ورزيد و از كافران شد)).(۴)

  • بازدید : 90 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق مقام والای زن-خرید اینترنتی تحقیق مقام والای زن-دانلود رایگان مقاله مقام والای زن-پروژه مقام والای زن
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زنان در اكثر دورانهاي تاريخ مورد كم لطفي و بي مهري قرار گرفته اند و نتوانسته اند به جايگاه اصلي خودشان دست پيدا كنند در اين راستا يكي از مهمترين مسائلي كه در مورد زنان مطرح مي باشد. مسئله حجاب زنان است و در پي آن نحوه ارتباط زن با اجتماع كه در اين مقاله به نحو اجمال اين مسئله بررسي شده است.
هجوم فرهنگ غرب – اعتقاد به آزادي غلط – اعتقاد به دست و پاگير بودن  حجاب براي كار – پيروي از هوسهاي نفساني – دگرگوني ارزشها و اعتقاد غلط به اينكه  شخصيت زن در اين است كه زيبائيهايش آشكار باشد – الگوهاي دروغين   – تقليد   كور كورانه به خاطر جهل و عدم اعتماد به نفس و اختلال فكري – نداشتن اراده   و سستي و سهل انگاري.
حال در اين مقاله سعي شده است با ديدي منطقي و عقلي و با استفاده از نظر قرآن و ائمه (ع) و انديشمندان داخلي و خارجي اين مسئله بررسي شود. و در پي آن هر كس مي تواند منصفانه و از روي عقل خود اين امر را تجربه كند، و السلام علي بن اتبع الهدي.


۱- حجاب باعث پيشرفت زن و اجتماع است:
به قول شهيد مطهري اگر پسر و دختري در محيط جداگانه تحصيل كنند و يا اگر در محيطي كه درس مي خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشي نداشته باشند بهتر درس مي خوانند، فكر مي كنند و به سخن استاد گوش مي دهند. يا وقتي كه كنار هر پسري يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالاي زانو نشسته باشد؟ آيا اگرمردي در خيابان و بازار و اداره و… با قيافه هاي محرك و مهيج زنان آرايش كرده دائماً مواجه باشند بهتر سرگرم كار و فعاليت مي شود و يا در محيطي كه با چنين مناظري روبرو نشود.                                   «مطهري مساله حجاب ص ۷۸».
پس مشخص است كه  حجاب سبب پيشرفت زن است نه بي حجابي و بي بند و باري كه باعث مي شود انرژي زن تحليل رود به چند مثال ديگر توجه كنيم.
همانگونه كه يك لوله گاز را بايد متوجه بود كه محكم باشد و نشتي نداشته باشد وگرنه نمي شود از آن بهره برداري كرد و منجر به انفجار نيز خواهد شد بهره برداري از نيروي زن هم وابسته به حفاظ محكم حجاب است در غير اينصورت نيمي از جامعه را بخود مشغول مي دارد و انرژي زن صرف تجمل و آرايش و… مي شود در حالي كه حجاب مانند يك سد است كه نيروي آب را مهار مي كند. حجاب نيز نيروي زن را ذخيره مي كند و از هرز رفتن آن در مسيرهاي نا مطلوب جلوگيري كرده. امكان استفاده از تمام انرژي را فراهم مي آورد.

۲- خطرات جدي براي زنان:
زن وقتي كه پوشش خوبي داشته باشد از معرض ديد مردان ناپاك محافظت مي شود وگرنه در معرض خطرات بسيار برزگي قرار مي گيرد چون گل زيبا را اگر حصاري نداشته باشد مي چينند و پرپر مي كنند و اگر فرصتي دست دهد گوهر زيباي زن را به غارت مي برند.
غنچه به باغ ايمن است تا بود اندرحجاب
آفت جان و دل است چهره عيان داشتن

همانند مرواريدي كه چون بسيار قيمتي است خدا آن را در درون يك صدف محكم قرار داده زن نيز كه مخلوق خداست و خود او بهتر صلاحش را مي داند فرموده كه خود را محاقظت كن.
«اي پيامبر به زنان و دختران خود و زنان مومن بگو كه خويشتن را به چادر فروپوشند كه اين كار براي اينكه آنها «به عفت و حريت» شناخته شوند تا از تعرض و جسارت «هوسرانان» آزار نكشند بر آنان بسيار بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است». (احزاب ۵۹)
حتي در محيط خانه در برابر محرمهاي سببي نيز بايد زن و دختر تا حدي حجاب خود را حفظ كنند وگرنه در بعضي مواقع مشكل ساز بوده و هست تا چه رسد به نامحرمان.


۳- آرامش رواني و تمركز فكر و اعصاب:
يكي از بزرگترين خواسته هاي انسان آرامش روحي و رواني و تمركز فكر است. همچنين تمام موفقيتها و سعادتها در اين مسله است. از لحاظ علمي دانشمندان ثابت كرده اند كه بدحجابي باعث ضعف اعصاب و عدم آرامش رواني مي شود.
زيرا يك زن يا دختر بدحجاب وقتي در معرض ديد ديگران قرار مي گيرد چون نگاه ها را متوجه خود مي كند فركانسهاي مغزي ديگران متوجه او شده و اين فركانسها در او اثر مي گذارد و در نتيجه ذهنش ناآرام و متشتت مي شود.
۴- بد حجابي يا بي حجابي براي جبران كمبودها:
زناني كه حجاب دارند از سلامت رواني برخوردارند و در خود كمبودي احساس نمي كنند و تمايلي هم به جلب توجه ديگران ندارند ولي زنان بدحجاب با نمايش زيباييها و زينت و نوع پوشش مي كوشند تا حس كمبود خود را جبران كنند.
روانشناسان در اين خصوص مي گويند: زنان و مرداني كه در تعويض لباس و انتخاب رنگهاي متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران يك نقص ذاتي كار ديگري نمي كنند.
زيرا افراط در لباس پوشيدن مثل اين افراط در حرف زدن است كه ناشي از حس حقارت است.
امام صادق (ع) نيز به اين مطلب اشاره كرده مي فرمايند: در پستس و حقارت فرد همين بس كه لباسي مي پوشد تا به وسيله آن مشهور گردد.
«فلسفه حجاب –۴۸»
۵- بدحجابي علت و ريشه مشكلات و خطرات بزرگ براي خود و خانواده:
معمولاً ريشه خطرات جنسي و بي آبروئي ها براي يك عمر و بدبختي و روسياهي براي هميشه از مسائل به نظر كم اهميتي مثل بدحجابي و يا اظهار تمايل به جنس مخالف و انجام كارهايي براي رسيدن به اين هدف شكل مي گيرد و كم كم انسان جرأتش بيشتر شده به ناگهان بدون اينكه خودش بفهمد خود را در ته دره نابودي مي بيند و زماني متوجه مي شود كه ديگر كار از كار گذشته و يك عمر بايد بدبختي بكشد آنهم براي يك لذت زود گذر و پوچ.
توماس اكمبس مي گويد: لذت هاي جسماني در اول كار به ما لبخند مي زند ولي عاقبت نيش زهر آلود خود را در روح ما فرو برده و هلاكمان مي كند.
«در جستجوي خوشبختي –۳۶»
۶- ارزش والاي زن و هدف بزرگ از خلقت او:
آيا خداوند زن را آفريده كه فقط بتوان به وسيله او دفع شهوت كرد؟
آيا ارزش زن فقط همين است؟
چرا ما زنان بخواهيم مثل يك جنس خود را در معرض فروش بگذاريم. ما داراي روح الهي هستيم آنقدر والا كه از دامن ما مرد به معراج مي رود.
به قول گاندي: زن با اينكه به ظاهر در صدد آزادي برآمده ولي در خطر جديدي قرار گرفته و آن خطر بازيچه قرار گرفتن وسيله هوسرانيهاي مرد است.
وي اضافه مي كند: من ترجيح مي دهم كه از نسل انسان نابود شود تا اينكه زنده بماند و با تبديل شدن زن يا ظريفترين مخلوق الهي «به يك وسيله عياشي و شهوتراني مرد» از هر حيواني پست تر گردد. 
اگر من زن بودم عليه دعوي مرد دائر بر اينكه زن به دنيا آمده تا بازيچه او باشد، سخت عصيان مي كردم.
اي زنان اگر آرايش كردن شما تنها به خاطر جلب شهوت مردهاست از اين كار خودداري كنيد و زير بار ننگ چنين خفتي نرويد. 
«گاندي روح بشري – ص ۲۱۱»
اگر كمي دقت كنيم مي بينيم هر چه در زمين است در خدمت انسان است مثل حيوانات، گياهان، معادن، آبها، هوا و… و آدمي مثل يك صاحبخانه است كه بر روي زمين مي آيد و هر چيزي كه بخواهد در اختيارش قرار داده شده حال اين انسان كه زمين وخورشيد و ماه در خدمت او هستند. آيا به چه منظوري خلق شده و اشراف مخلوقات نام گرفته است. مطمئناً به هدف خوردن و خوابيدن و دفع شهوت صرف نبوده چرا كه حيوانات در اين مسائل از ما پيشرفته تر و راحت ترند.
جواب اين مسئله را خود قرآن فرموده كه:
ما خلق نكرديم جن و انس را مگر اينكه ما را عبادت كنند.«تا مرا بشناسند» و چه چيز از رسيدن به خدا و شناخت او بالاتر و زيباتر و لذت بخش تر. وجودي كه خالق ماست، روزي دهنده ماست، زنده كننده و ميراننده ماست و نسبت به همه ما مهربان است. اصلاً او عشق را آفريد تا ما به وسيله آن به سمت او برويم و عاشق او شويم.
آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

۷- قيامت روز رسيدگي به اعمال انسان:
در اين روز انسان بايد جوابي براي كارهاي خود داشته باشد. ما طاقت آتش اين دنيا را نداريم چطور از آتشي كه در روايتها آمده هزاران بار سوزنده تر از اين آتش است طاقت آوريم.
آيا تا كنون مقداري در آيات قرآن فكر كرده ايم؟
آيا كلامي راست تر از كلام قرآن هست؟
قرآني كه مي فرمايد:
اي مردم اگر شما در وقوع قيامت و بر قدرت خدا بر بعث مردگان شك و ريبي داريد (توجه كنيد و بدانيد) كه ما شما را نخست از خاك آفريديم.
آنگاه از آب نطفه و سپس از خون بسته و بعداً از پاره اي گوشت تمام و ناتمام تا در اين انتقال و تحولات قدرت خودمان را بر شما آشكار سازيم و از نطفه ها آنچه مشيت ما تعلق گيرد در رحمها قرار دهيم تا به وقتي معين طفلي چون «گوهر از صدف» رحم بيرون آوريم تا زيست كرده، بحد بلوغ و كمال برسد و برخي از شما در اين بميرد و برخي از شما هم به سن پيري و دوران ضعف و ناتواني عمر برسد تا آنجا كه پس از دانش و هوش خرف شود و هيچ چيزي فهم نكند…»
«حج –۵»
پس دليل اول اينكه انسان قبلاً نيستي محض بوده و به او هستي داده شده و وجودي كه بتواند انسان را از نيستي محض به هستي بياورد برانگيختن دوباره وي بر او آسانتر است و دليل دوم اينكه انسان بدون اينكه خودش بخواهد پير و ضعيف مي شود و مي ميرد و اراده اي فراتر از اراده خودش بر او حاكم است.
حضرت علي(ع) فرمودند: يك روز من و فاطمه زهرا (س) نزد پيامبر آمديم و ديديم پيامبر شديداً گريه مي كنند. علت را از ايشان سوال كرديم فرمودند يا علي شب معراج وقتي كه به آسمان رفتم زنان امتم را در عذاب شديد مشاهده كردم.
به خاطر آن شدت گريان و نالان شده ام. حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند: مگر چه ديدي كه اينقدر متاثر و گريان شده ايد.
حضرت رحمه للعالمين فرمودند:
زني را ديدم كه به مويش آويزان كرده بودند در حالي كه مغزش مي جوشيد و آن زني بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمي پوشانيد.
زني را مشاهده كردم كه به زبانش آويزان كرده بودند و از حميم جهنم در حلقش مي ريختند و آن زني است كه شوهرش را با زبانش اذيت مي كرد.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق زن وتوسعه روستایی-دانلود رایگان تحقیق زن وتوسعه روستایی-خرید اینترنتی تحقیق زن وتوسعه روستایی-دانلود رایگان مقاله زن وتوسعه روستایی-تحقیق زن وتوسعه روستایی
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در بيان مفاهيم توسعه، ملاحظه شد كه همواره در توسعه، تحول مي‌يابد جزء ذاتي باشد و همانطوريكه تحول جنبه‌ مادي و فيزيكي را دربرمي‌گيرد جنبه معنوي و انساني را نيز دارد. لذا هدفهاي مشخص اصلي برنامه‌هاي توسعه مي‌يابد محور قرار دادن ابعاد انساني بشر و ارتقاء كيفيت اين جنبه‌ها باشد
مساله اساسي كه در ابتداي تحقيق مد نظر بوده است تأكيد براين نكته داشته كه زنان داراي نقش چندگانه‌اي در خانواده و جامعه مي‌باشند، ليكن نقش توليدي زنان روستايي بصورتي پنهان به انجام رسيد دكتر تجلي اقتصادي و حتي اجتماعي يافته است. همچون از آنجائيكه بنيان اقتنصادي قريب به اتفاق روستاهاي كشور، كشاورزي و فعاليتهاي وابسته بدان مي‌باشد، بهره‌گيري از نيروي كار زنان عمدتاً در امور حاشيه‌اي، پرزحمت و بعضاً طاقت فرساست. اما در عين حال كار زنان نقشي اساسي در ممانعت از سقوط خانوار روستايي در فقر مطلق دارد. 
اصولاً امر اشتغال در جامعه روستايي بسيار پيچيده است و وضوح و روشني كه در اكثر بخشهاي شهري يافت مي‌گردد در آنجا ديده نمي‌شود. اين وضعيت در رابطه با زنان روستايي از شدن بيشتري برخوردار است خصوصاً اين امر زماني روشن مي‌گردد كه توجه داشته باشيم فعاليت زنان روشتايي بيش از مردان تحت تأثير شرايط و عوامل گوناگون اقتصادي ـ اجتماعي ـ فرهنگي و اكولوژيكي است علاوه بر اين در خلال پژوهش روشن شد كه كار كشاورزي از نظر زن روستايي منطقه تالش داراي پايين‌ترين ارزش و منزلت بوده و عمدتاً به جهت الزامات اقتصادي بدان پرداخته‌اند و به محض بر طرف شدن نيازهاي اقتصادي خانواده از نيروي كار كشاورزي خارج مي‌شده‌اند از سوي ديگر زنان مورد نظر عمدتاً ترجيح مي‌دادند كه در زمين مزروعي خانواده كار مي‌كنند و تنها تعداد كمي كار مزدي را مرجع مي‌دانستند. اين امر بيانگر وجود زمينه‌هاي گرايش به خود اشتغالي براي زنان روستايي مي‌باشد. 
 
پيشنهادات: 
آموزش زنان = آموزش جامعه
با توجه به بررسيهاي انجام شده نكات زير براي بهبود وضعيت موجود منطقه پيشنهاد مي‌گردد: 
ـ بيمه و تأمين آينده زنان روستايي؛ به رغم فعهاليتهاي كشاورزي زنان، آنان همواره به عنوان خانه‌دار شناخته مي‌شوند و از مزاياي بيمه بازنشستگي، بيمه درمان و غير محرومند. 
ـ تأمين اعتبار و نهاده‌هاي كشاورزي؛ به علت مالكيت محدود زنان روستايي در خصوص زمين، امكان دسترسي به اعتبارات و نهاده‌ها براي زنان مشكل است. 
ـ تدوين قوانين حمايت از حقوق زنان روستايي؛ هر گونه برنامه‌اي براي دفاع از حقوق زنان روستايي بايد مبتني بر پشتباني قانوني باشد. لازم است در صورت لزوم قوانين مربوط به اين امر تصويب شود. 
ـ ايجاد اشتغال مناسب براي زنان كشاورز؛ از آنجا كه تنوع شغلي در روستاها كم است و درآمد حاصل از آن نيز اندك است، ضرورت دارد كه صنايع دستي و صنايع غذايي در روستاها جهت اشتغال زايي ايجاد گسترش داده شود. 
ـ توزيع عادلانه امكانات؛ موقيعت زنان به گونه‌اي است كه هر نوع امكانات اعطائي به روستاها بيشتر نصيب مردان مي‌شود تا زنان. ضروري است كه با انديشيدن تمهيداتي نسبت به تبعيض اقدام شود. 
ـ تواناسازي زنان روستايي براي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتاباطات به منظور بهبود معاش و وضعيت خانواده و محيط پيرامونشان و تقويت صداي آنان در سطح ملي و محلي. 
فناوري اطلاعات و ارتباطات اعم از جديد و سنتي مي‌تواند زنان كشاورز را در امور مديريت مزرعه از هنگام تصميم‌گيري براي كاشت محصولات تابرداشت، عرضه و بازاريابي محصولات هدايت و راهنماي كند. 
بر اين اساس دختران در زنان روستايي با توجه با توجه به نقشهاي جنسيتي خود نظير عامل توليد، مدير منزل، تصميم‌گير و تصميم ساز و عضو مؤثر در پيكره اجتماع به اطلاعاتي درباره اعتبارات، نهاده‌هاي كشاورزي، فنون و عمليات كشاورزي ، بهداشت و محيط زيست نياز دارند. 
ـ تلاش براي تقسيم منصفانه وظايف خانگي بين اعضاي خانواده‌هاي روستايي. 
ـ ارتقاي فرهنگ و آگاهي‌هاي عمومي جامعه روستايي، در زمينه نياز و مسائل زنان و تأكيد بر اصلاح باورهاي نادرست. 
ـ سواد آموزي زنان به عنوان اهرمي قوي براي رشد معيارهاي زندگي و گسترش مشاركت آنها در فعاليتهاي اجتماعي اقتصادي، فرهنگي و … محسوب مي‌شود. 
ـ تلاش در تغيير و اصلاح آمارنامه‌ها و تعريف شغل و معيارهاي تميز شغل خانگي و مشاغل بيروني و وارد كردن زنان روستايي و اشتغالات آنها در عرصه شغل.
بها دادن بيش از پيش به كار آنها. 
خط مشي‌ها و استراتژيهاي زير براي حفاظت محيط زيست پيشنهاد مي‌گردد.
ـ افزايش نرخ با سوادي از طريق اجراي برنامه‌هاي سواد آموزي. 
ـ اقدام عاجل در مورد تأمين امكانات آموزشي براي زنان به خصوص آموزشهاي زيست محيطي، بهداشتي، كشاورزي و آموزشهاي پايه و تلاش در جهت رفع تبعيض موجود همان زنان و مردان در زمينه برخورداري از امكانات آموزشي.
ـ تأمين نيازهاي اوليه و ابتدايي زنان روستايي براي رفع نيازهاي اوليه آنا به منظور جلوگيري از انهدام منابع طبيعي. 
ـ شناسائي موشهاي نسبي به كار گرفته شده به وسيله زنان روستايي در حفظ مراتع و كاربرد آنها به روشهاي نوين. 
ـ ايجاد و توسعه تعاوني‌هاي زنان روستايي به منظور افزايش در آمد زنان و كسب آگاهي‌هاي بيشتر در نتيجه كمك به حفظ محيط زيست. 
پيوستها:
نقش سازمانهاي غير دولتي NGO و مشاركت زنان در پروژه‌هاي توسعه: 
با تأكيد پيشبرد توسعه، در اواخر ۱۹۶۰ بسياري از مؤسسات رفاهي و سازمانهاي داوطلب فعاليتهاي خود را در كشورهاي در حال توسعه گسترش دادند و غالباً بخشها يا سازمانهايي را شبيه‌ به  گروهها و سازمانهاي مادر در كشورهاي توسعه يافته بود آوردند. 
به دنبال آن در آغاز ۱۹۷۰ همانطور كه بيان گرديد تصور اينكه انتقال تكنولوژي و سرمايه از كشورهاي توسعه يافته به سمت كشورهاي در حال توسعه باعث رشد برابر خواهد شد مودر انتقاد قرار گرفت و استراتژيهايي با تأكيد بر اضمحلال فقر و دستيابي به برابري ظاهر شد. در همين زمان پروژه‌ها به داده‌هايي دست يافتند كه مستقيماً فقرا را مورد حمايت قرار گرفتند و به موازات آن سازمانهاي آسايش و رفاه اجتماعي شروع به انتقال خود به آژانسهاي توسعه نمودند. در طي اين دوره قابليت دسترسي به سرمايه‌ها سبب بوجود آمدن سازمانهاي غير دولتي ( NGO )  جديد شد. موضوعات كلي آنها در رابطه با اينكه تفون اقتصادي و ساير خدمات را براي فقرا تهيه نمايند ـ شبيه به مؤسسات رفاهي قبلي بوده است براي مثال برخي از آنها غدارسون‌هاي مشاركتي را براي تهيه اعتبار خدمات كشاورز، بازاريابي و ساير خدمات را سازمان دادند و برخي ديگر همچنان به گسترش و توسعه تجارتهاي كوچك اهتمام ورزيدند.  
بدني ترتيب يكي از اميدوار كننده‌ترين نتايج دهه زنان سازمان ملل ظهور سازمانهاي غير دولتي زنان اهداف از بين بردن فقر و اعطاء برابري در كشورهاي جهان شوم بوده است. چنين سازمانهايي همچنين يك نفش حياتي در آموزش زنان به عنوان ميزان و رهبران آينده بازي مي‌كنند.  
در مورد اينكه سازمانهاي غير دولتي ( NGOS ) براي مشاركت زنان در پروژه‌ها و برنامه‌هايشان چه كاري‌ مي‌كنند و همچنين آنها چگونه زنان را هم به عنوان كارگزاران حرفه‌اي و هم به عنوان نقع برندگان از خدمات ايجاد شده مشاركت مي‌دهند نوشته‌هاي بسيار اندكي وجود دارد. مطالعات انجام شده توسط محققان اين واقعيت را آشكار مي‌كند كه شراط زندگي زنان فقير تأثيراتي بر برنامه‌هاي دولتها و مؤسسات اعطاء كننده داشته و تأثيرات زيادي نيز بر زنان طرفدار عمل و شاغل در كشورهاي جهان سوم برجاي مي‌گذارد. 
اين واقعيتي است كه با گذشت بيش از دو دهه از دهة زنان سازمان ملل در بسياري از دولتها وزارتخانه‌ها مربوط به زنان ايجاد كرده‌اند كه از اين طريق پستهايي را براي زنان در ميان ساير وزارتخانه‌ها ايجاد نمايند، هر چند كه اين مكانيزمها بطور كلي در ارتباط با نيازهاي خاص زنان در سياستهاي بخشي و در سطح كلان مؤثر نبوده است. در اني اقدام موازي سازمانهاي غير دولتي ( NGO ) كه مجموعه‌اي از واحدهايي است كه توسعه زنان را دنبال مي‌كند، فعاليتهاي مداوم توسعه را تقويت نمود لذا بايد در نظر داشت كه برنامه‌هاي NGO بطور معمول بر اساس خط سير پروژه‌اي كه بر مكانهاي خاص و يا گروه‌هاي ويژه نفع برنده بيش از سياستهاي ملي و يا منطقه اي تأكيد دارد انجام مي‌شود. از آنجائيكه نه دولتها و نه آژانسهاي اعطاء كننده مشتاق سرف سرمايه‌هاي اساسي نمي‌باشند، پروژه‌هاي اقتصادي زنان غالباً به اقدامات متنوع و كوچك كه معمولاً به صورت كار داوطلبانه صورت مي‌گيرد بيش از‌ آنكه در قالب برنامه‌هاي مؤثر توسط متخصصاني كه كمكهاي تكنيكي كارآمد آموزش و دسترسي‌ به اعتبار را قادرند تهيه نمايند محدود مي‌گردد. لذا بطور كلي پروژه‌هاي زنان سازمانهاي غير دولتي كوچك بوده  اغلب نسبت به كل برنامه‌هاي حاشيه‌اي مي‌باشند. پروژه‌هاي درآمدزا، درآمد اندكي را توليد كرده و در بالا بردن مهارتهاي سازمانيابي و مديريت زنان دچار شكست شده‌اند، لذا زنان به ندرت كمكهاي تكنيكي و يا اعتباري براي گسترش فعاليتهاي كشاورزي خود دريافت مي‌كنند، همچنين غالباً پروژه‌هاي زنان فعاليتهاي جديدي را مطرح مي‌سازند كه باعث افزايش كارهاي سنگيني مي‌گردد كه اكثر زنان فقير بطور روزانه آنها را انجام مي‌دهند و چه بسا ممكن است اينگونه فعاليتها با زندگي روزمره آنان نيز نامربوط باشد. بدين دليل، اين برنامه‌ها هر چند جديد باشند اما بطور كلي ممكن است در جذب نظرات جدي برنامه‌ ريزان دولتي دچار شكست شوند. 
بدين ترتيب سازمانهاي زنان، حداقل آنهايي كه جهت‌گيري فقر و برابري دارند بر نقش اقتصادي زنان تأكيد بيشتري دارند، غالباً داراي يك استراتژي واحد مي‌باشند، چرا كه آنها اين واقعيت را كه زنان فقير فاقد دستري لازم به زمين، اعتبار و آموزش مي‌باشند را بخوبي درك كرده‌اند. 
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر



دانلود مقاله مشارکت و آزادی زنان

تعداد صفحات: ۴۴ حجم فایل:۱۰۸,۵ KB نوع فایل :ms-word



توضیحات :

در اين نوشتار، خواهم كوشيد تا با ارايه‌ي تحليلي از جنبش زنان در ايران، نسبت و رابطه‌ي ميان اين جنبش و جنبش دموكراسي‌خواهي را روشن سازم. پرسش از وجود يا عدم وجود هر كدام بحثي است و رابطه‌ي ميان اين دو بحثي ديگر. از اين‌رو ابتدا به اين پرسش خواهم پرداخت كه آيا در ايران جنبشي تحت‌عنوان جنبش اجتماعي زنان وجود دارد يا خير؟

جنبش زنان در ايران به‌عنوان يك جنبش اجتماعي جديد با پيدايش و طرح مطالبات زنان در ايران به ويژه در چند سال اخير، به كرات با اين پرسش مواجه بوده‌ايم كه آيا اساساً مي‌توان به وجود جنبش زنان در ايران متعهد بود؟ اين پرسش بارها به صور گوناگون در محافل مطرح شده است. پرسش را مي‌توان از ديدگاه‌هاي گوناگون به بحث گذاشت.



دانلود مقاله مشارکت و آزادی زنان

تعداد صفحات: ۴۴ حجم فایل:۱۰۸,۵ KB نوع فایل :ms-word



توضیحات :

در اين نوشتار، خواهم كوشيد تا با ارايه‌ي تحليلي از جنبش زنان در ايران، نسبت و رابطه‌ي ميان اين جنبش و جنبش دموكراسي‌خواهي را روشن سازم. پرسش از وجود يا عدم وجود هر كدام بحثي است و رابطه‌ي ميان اين دو بحثي ديگر. از اين‌رو ابتدا به اين پرسش خواهم پرداخت كه آيا در ايران جنبشي تحت‌عنوان جنبش اجتماعي زنان وجود دارد يا خير؟

جنبش زنان در ايران به‌عنوان يك جنبش اجتماعي جديد با پيدايش و طرح مطالبات زنان در ايران به ويژه در چند سال اخير، به كرات با اين پرسش مواجه بوده‌ايم كه آيا اساساً مي‌توان به وجود جنبش زنان در ايران متعهد بود؟ اين پرسش بارها به صور گوناگون در محافل مطرح شده است. پرسش را مي‌توان از ديدگاه‌هاي گوناگون به بحث گذاشت.

  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موار زیر است:

سالگرد ولادت بانوی جهان، دختر بزرگوار رسول خدا را که بر حق در جمهوری اسلامی ایران روز زن اعلام شده به روز زن، اگر قرار است به معنای الهام به زن و الگودادن به او باشد، یقیناً هیچ روزی مناسب تر از  این روز وجود نداشت و ندارد.
 آن کسانی که هم که امروز به گمان ما، که قطعاً هم همین جور است با غلط مطرح کردن مسئله زن در دنیا، جنس زن را مورد اهانت قرار داده، یکی از پیچیده ترین مشکلات دنیا را بوجود آورده اند به نام دفاع از زنان شروع کردند. باید بطور روشن، تکلیف این مسئله وتفاوتی که بین نظر اسلام با آنچه که امروز در دنیا و در فرهنگهای جهانی رایج است مشخص شود.
همچنان که در جامعه خودمان، آن را مشاهده میکنیم، امروز چه تعداد از زنان برجسته بعنوان فاضل، تحصیل کرده، عالم و هوشمند و …… در جامعه ما از نظر اسلام را به روشنی و بوضوح فهمیده اند. و به آن، از صمیم قلب معتقد هستند. و آن را برای زن، یک افتخار می داند. بایستی، همانطور که فرض شد برای دنیا مسئله روشن بشود و جا بیفتد. البته مسئله، بسیار مسئلة پیچیده ای است علت هم این است که در طول تاریخ، مگر در برخی موارد استثنایی که حالا استثنایش را شاید اشاره کردم، حرکت غالب این بوده که از دو ناحیه بزنان ظلم شده است: یکی از ناحیه قدرتمندی مردهاست، چون مردها از لحاظ ترکیب جسمی، در ادوار مختلف تاریخ، در جوامع مختلف، در شهرهای مختلف با سواد و بیسواد، از طبقات بالا و پائین، قوی تر از زنها بوده اند. و زنان، غالباً مورد ظلم و زورگویی و تعدی مردان قرار گرفته اند. حالا آن استثنائاتی که عرض کردم: مثلاً بعضی از این استثناها، مال آن جوامعی است که در آن جوامع، حاکمیت جامعه با زنان بزرگ بود.
 در جوامع بدوی که چیز قابل ذکری نیست،یکی هم در مورد برخی از زنهای استثنایی است که به یک قدرت و حکومتی رسیده اند به نظر بعضی از جوامع و بعضی از خانواده ها ، بعضی از خانمها، یک امتیازی پیدا می کردند که نمی شد به آنها زور گفت. این موارد استثنایی است. غالبا ً اینجور بوده که مردها به زنها ظلم کنند. شرقی و غربی هم ندارد، در غرب نیز در همه ادوار بود. تنها شاید در این دوره های اخیر بعد از این سروصداهائی که در زمینه حقوق و مسائل زن در اروپا پیدا شده، به زنان حقوقی داده شد. و حقوق و مالکیت زنان، به رسمیت شناخته شد.
 شاید بتوان گفت اروپا تا قرن ۲۰،متأسفانه دچار این کج فهمی در باب زنها بود که حتی حق مالکیت را، زن در بسیاری از جوامع غربی نداشت، تا اوایل قرن بیستم و تا قبل از این دهه های اخیر، باید گفت در غرب هم، همین جور بوده است. در اروپایی که این همه طبل حمایت از زنان و دفاع از حقوق زنان را زده و میز ند، چقدر زنهائی که در خانه ها از دست شوهرهایشان، کتک می خوردند. چقدر زنهائی که کارهای سنگین خانواده، بر دوش آنها بود. در شهرهای بزرگ در کشور های معروف دنیا، چقدر خانمهائی که در اموال خودشان که به ارث در اختیار آنها قرار گرفته بود، حق تصرف کردن نداشتند، چقدر زنهائی که سالیان متمادی در خانه به میل شوهر یا پدر یا برادربزرگ، زندانی می شدند، و حق هیچگونه رفت و آمد و فعالیتی نداشتند. و از این قبیل ظلمهایی که به زن بعنوان موجود ضعیف تر از سوی مردان بعنوان موجود قویتر شد، کم نیست. در جامعه خودمان و جوامع اسلامی هم، وضع همینطور بود. غیر از آن دوره صدر اسلام که آن، بحث دیگری است. قبل از اسلام هم، همینطور بود. چقدر دخترانی که زنده بگور می شدند. و زنهایی که زنده زنده کشته یا سوزانده می شدند. زنهایی که چون شوهرشان مرده بود، طبق عادت و سنتشان با شوهرشان، در قبر گذاشته می شدند. و از این طریق، ظلمهایی که در طول تاریخ به زن شده است بعنوان یک عضو ضعیفتر در خانواده بشری، الان هم هست. الان هم اگر در جوامع غربی، حالا بر اثر برخی از قوانین و ادعاهای فراوانی که کردند، یک قدری کمتر است؛ ولی بازهم هست. همین حالات در اروپا، زنهائیکه بوسیله شوهرشان، ظلم می شدند. ستم می شوند و کتک می خورند و اهانت می شوند، کم نیستند. اینگونه ستمها نسبت به زن در اروپا، کمیاب و استثنایی نیست. فقط به صرف اینکه آقا، هدایش کلفت و بازویش قوی است، میتواند، زور بگوید. مثل درندگانی که با هم در یک محدوده ای زندگی می کنند، و یکی که قوی تر است و گردن کلفتتر است، با اتکای همین قوت و قدرت به دیگری زورگویی می کند، الان هم وجود دارد.  یعنی: از همان وقتی که ما تاریخ را می شناسیم، چنین چیزی وجود داشته و یکنوع زورگویی به زنها شده است.
 نه از طرف مردها ، ونه از طرف زنها. نه همه مردها، خواستند که این کار را بکنند. و این ظلم را مرتکب بشوند. و نه همه زنها، مورد این ظلم قرار گرفته اند. لیکن بطورکلی جنس زن، مورد چنین ستمی از سوی جنس مرد قرار گرفته است. مردان زیادی در تاریخف به زن نگاه کردند، فقط بعنوان وسیله ای برای تلذذ و استمتاع غریزی! و چون  زور داشتند، قدرت داشتند و یا سیاست داشتند و بلد بودند، تا آنجائیکه تیغشان بریده در این وادی پیش رفتند. اغلب اشراف و قدرتمندان تاریخ، از این قبیل اند. شما در تاریخ، کجا را پیدا می کنید آن زورمندان، آن قدرتمندان، آن طبقه حاکمه و اشرافی را که غرق در فساد جنسی، نباشند. خوب این فساد جنسی، چطوری تأمین می شد؟ بوسیله یک عده زن. این زنان کجا بودند، خوب مختلف اند. به هر حال این بود که یک عده برای شهوترانی، برای استمتاع، برای اینکه یک لذتی ببرند، بدون ملاحظه هیچ تقید اخلاقی و فکری و عقلی، هرجا توانستند و هر جا میلشان کشیده، پیش رفتند. و زن را وسیله استمتاع خودشان قرار دادند.
 این یک چیزی است که در تاریخ، شناخته شده است. حالا، آدمهایی که زورشان بیشتر بود به نوع وسیعتر و متقدرانه ای این کار را انجام داده اند. کسانیکه زورشان کمتر بوده، افراد معمولی جامعه و مردهای متوسط جامعه، آن هم این کار را کردند. و آنها هم از زن بهره برداری کردند. از زنهایی که هیچگونه رابطه و پیوندی به صورت حقوقی- قانونی، با آنها نداشتند. منتهی، در سطوح پائین تر و در حد هرزگی که در جوامع ، وجود داشته که در همه جوامع باز آنرا سراغ داریم. و می خوانیم و می شناسیم. در هر جامعه ای، یک عده افرادی که از جنس زن، به صورت انسانهایی که مورد استفاده نامشروع مردانی قرار گرفته اند، وجود دارد. این هم یک ظلم بزرگی است. این ظلم،  به  مرد نشده است. چنین اهانتی، به جنس مرد روا نداشته اند. و این، جزو اهانتهای تاریخی است که به زن کرده اند. هرچه در گذشت زمان اگر فرض کنیم، آن ظلم نوع اول گفته شده باشد که گفته نشد، این ظلم نوع دوم نه فقط گفته نشد، بلکه بیشتر هم شده. امروز متأسفانه، علیرغم همه آنچه که درباره فارغ از حقوق زن گفته می شود، ما می بینیم که این ظلم در دنیا نیست به زن، روز به روز بیشتر می شود. درست است که آزادی زن که در اروپا مطرح شد و شعار داده شد و حرفش زده شد و قوانینی برای آن وضع شد، انگیزه ها و جنبه های اقتصادی هم داشت. و برای این بود که بتوانند، اینها را در کارخانجات وارد کنند. و از توقع کم اینها نسبت به حقوق، استفاده کنند، اما بدون شک، آنچه که بعنوان آزادی زن مطرح می شود، ریشه های شهوانی و اخلاقی داشته  است و آن چیزهایی که به ظلم نوع دوم برمی گردد و وجود دارد، زن را آزاد می کنند و آزاد می گذارند تا بیشتر خودنمایی کند تا بیشتر صحنه را برای بهره برداری نامشروع مرد، آماده کند. این چه آزادی است؟! به زن، میدان میدهند نه برای اینکه استعدادهای نهفته بشر را که او را به کمال می رساند، آشکار کند. این، برایشان مطرح نیست. یا در درجه دوم، مطرح است. به صورتی تبعی بلکه به زن میدان میدهند برای اینکه آن جنبه خاص خلقت زنانه که یکی از رازهای مهم طبیعت است، و جاذبه زن برای مرد که به شکل قانونی و در چهارچوب مقررات، باید استفاده شود و اگر نمی بود، بقای نوع بشر امکان نداشت، به شکل غیرقانونی و نامشروع و بطور غلط، مورد بهره برداری مردان قرار بگیرد.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هر موجودي مظهر نامي از نامهاي الهي است، زيرا خلقت که از اوصاف فعلي خداست نه از اوصاف ذاتي وي، ‌عبارت است از تجلي خالق در چهره مخلوقهاي گوناگون چنانکه حضرت اميرالمومنين (ع) فرموده است : الحمدلله المتجلي لخلقه بخلقه. عنوان تجلي از لطيف ترين تعبير هاي عرفاني است که قرآن و عترت از آن ياد کرده اند و سالکان دور انديش و درون بين را به خود جذب نموده است، چون سالک محب بيش از باحث متفکر از نشانه مقصود آگاه بوده و از آن لذت مي‌برد و هرگز با شنيدن بانک جرس کاروان کوي حق بسنده نمي کند بلکه مي‌کوشد تا از علم به عين آرد و از گوش به آغوش. 
جلال و جمال که از اسماء الهي اند مظاهر گوناگون دارد ولي چون جلال حق در جمال وي نهفته و جمال وي در جلال او مستور است، چيزي که مظهر جلال الهي است به نوبه ي خود واجد جمال حق بوده و چيزي که مظهر جمال خداست به نوبه خويش داراي جلال الهي خواهد بود. نمونه بارز استتار جمال در کسوت جلال را مي‌توان از آيات قصاص و دفاع استنباط نمود. يعني حکم قصاص، اعدام، اماته، خونريزي، قهر، انتقام، ‌غضب سلطه، استيلا، چيرگي و مانند آن از مظهر جلال و جنود ويژه آن به شمار مي‌روند، احيا، صيانت دم، مهر، تشفي، خشنودي و نظائر آن را که از مظاهر جمال و سپاهيان خاص آن شمرده مي‌شوند به همراه دارد چنانکه خداوند صاحب جمال و جلال چنين مي‌فرمايد : و لکم في القصاص حيوه با اولي‌الالبالب.
زن از نظر قرآن 
قرآن هدايت گر انسان – مسئله اينکه، زن در قرآن از چه جايگاه عظيمي برخوردار است مبتني بر اينست که : انسان در قرآن چه پايگاهي دارد. چون قرآن کريم هرگز براي هدايت مرد نيامده است بلکه براي هدايت انسان آمده است لذا وقتي هدايت رسالت و هدف رسالت را تشريح مي‌کند و غرض از نزول وحي را بازگو مي‌نمايد مي‌فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس» کلمة ناس که به عنوان هدايت انسان در قرآن مطرح است صنف مخصوص يا گروه خاصي را نظر ندارد بلکه شامل زن و مرد بطور يکسان مي‌شود. قرآن کريم گاه تعبير به ناس و گاه تعبير به انسان مي‌کند و مي‌فرمايد ما براي انسان قرآن فرستاديم. «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البيان» در آيه اول سخن از تعليم قرآن است بعد سخن از خلقت انسان و بعد سخن از تعليم بيان. با اينکه نظم طبيعي آن است که اول انسان خلق بشود، بعد بيان ياد بگيرد و بعد قرآن را بفهمد. رحمن معلم است و رحمتش هم فراگير است رحمتي وسعت کل شيء.
يعني يک استاد کل دارد تدريس مي‌کند اگر گفتند مهندسي درس مي‌گويد يعني درس هندسه مي‌دهد و اگر گفتند الرحمن تدريس مي‌کند يعني رحمت بي منتها درس خواهد شد که اين مدرس رحمت به انسانها چه درسي مي‌دهد و چگونه نبي اکرم(ص) رحمه للعالمين است او خود درس معلم است که آن معلم رحمان است. اگر کسي از رحمت حق مدد نگرفت انسان نيست و اگر کسي انسان نبود بهيمه است و وقتي بهيمه شد حرفش مبهم است وقتي حرفش مبهم شد گفتار او بيان نيست. پس وقتي سخن از هدايت است منظور تمام انسانها است و اگر تعبيراتي نظير «فمن تبعني فانه مني و مانند آن آمده است منظور هر کس که پيرو وحي باشد مدد مي‌گيرد و مراد از ناس صنف مخصوصي نيست. 
خلاصه آنکه زن بودن يا مرد بودن مربوط به پيکر است نه جان و روح، ‌ثانياً تعليم و تربيت و تهذيب و تزکيه از آن نفس است. ثالثاً نفس غير از بدن است و بدن غير از نفس. و اصلاً در کلاس قرآن روح مي‌نشيند نه بدن و روح هم نه زن است و نه مرد. اينکه ذات اقدس مي‌فرمايد :
«و نفس و ماسوّيها فالهمها فجورها و تقوايها» مگر روح مذکر يا مونث است و يا اينکه فرمود «فاذا سويته و نفخت فيه من روحي» روح از آن جهت که موجود مجرد است مگر اندامي دارد که يا اين چنين باشد و يا آن چنان ؟ يا اينکه فرمود : «يا ايها الناس انک کارح الي ربک کدحاً فملاقيه» 
اي انسان، توسالک الي الله هستي، مگر بدن سفر مي‌کند تا ما بگوييم سالکان دو صنف هستند ؟ بعضي زن و بعضي مرد هستند ؟ روح است که سفر مي‌کند و روح نه مونث است و نه مذکر. 
قرآن کريم وقتي مسئله زن و مرد را مطرح مي‌کند مي‌فرمايد : اين دو را از چهره ذکورت وانوثت نشناسيد بلکه از چهره انسانيت بشناسيد و حقيقت انسان را روح تشکيل مي‌دهد نه بدن او، انسانيت انسان را جان او تأمين مي‌کند نه جسم او و نه مجموع جسم و جان. 
زوج و زوجه در قرآن 
کلمه زوج و زوجه در تعبيرات عرفي مقابل هم هستند ولي قرآن کريم همانطوريکه مرد را زوج مي‌داند، زن را هم زوج مي‌شمارد، کلمه زوجه يا زوجات در قرآن بيان نمي‌شود بلکه کلمه ازواج استعمال مي‌شود زن زوج است همانطوريکه مرد زوج است. اگر تعبير مي‌کند که خدا آدم را آفريد و زوج او را از همان نفس خلق کرد : و خلق منها زوجها. .. براي آنست که زوج يعني چيزي که به وسيله آن يک، دو مي‌شود خلق کرد. لذا وقتي از زن و مرد سخن مي‌گويد مي‌فرمايد : فجعل منه الزوجين الذکر و الانثي يا از زنان بهشت به عنوان ازواج مطهره ياد مي‌کند که براي بهشتيان ازواج نه زوجات مي‌باشد همانطوريکه مرد زوج زن است، زن هم زوج مرد است. 
انسان و مقام خلافت : بالا ترين مقامي که براي انسان فرض مي‌شود مقام خلافت يعن خليفه الله بودن است اگر در خلافت به مقام والا رسيد در کنار آن مسئله ولايت، رسالت، نبوت و مانند آن نيز هست و اگر به مراحل وسطي يا نازله راه يافت همان ايمان است و مانند آن و ممکن است رسالت يا نبوت را به همراه نداشته باشد. سؤال مي‌شود آيا خلافت الهي مال مرد است و ذکورت شرط است و انوثت مانع؟ يا اينکه خلافت مال مرد نيست ولي مردها توانستند موفق بشوند که خلافت را تحصيل کنند و زنان موفق نشدند ؟ و يا اينکه نه مشروط به ذکورت است و نه ممنوع انوثت و آنهايي که موفق شدند خليقه الله بشوند انسانيت آنها باعث بود نه مرد بودن، مرد خليفه نشد بلکه آنکه، خليفه‌ي خدا شد بدني دارد که بدن مرد است. اني جاعل في الارض خليفه سپس فرشتگان عرض کردند «اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک» ذات اقدس اله از راه تعليم اسماء به آدم، براي آنها روشن کرد که او معلم شماست و خليفه ي من است. 
اهتمام قرآن به شخصيت زن 
نوع کمالاتي را که قرآن کريم براي زن ذکر مي‌کند، براي آن است که هر جا قرآن يک خطري را احساس کند بيش از پيش روي آن تکيه مي‌کند مثلاً هنگام ظهور قرآن که توحيد در خطر بود و شرک رواج داشت براي تثبيت توحيد و سرکوب شرک، آياتي فراوان نازل شد و به اين جهت چون در ايام نزول قرآن حرمت زن محفوظ نبود، لذا بيش از حد توقع و انتظار بر مسئله حرمت زن تکيه نمود و در تمام شئون براي او سهمي قائل شد و تصريح به تساوي و مانند آن کرد. 
الگوهاي علمي، اگر سخن از تعليم اسماء باشد آن را به انسانيت نسبت مي‌دهند. وقتي جريان آدم (ع) را طرح مي‌کند و مي‌فرمايد فتلقي آدم من ربه کلمات. 
در تبيين و تفسير کلمات آمده است که منظور انوار عترت طاهره است که آن انوار عترت طاهره مقامات علمي است که حضرت آدم (ع) – آنرا تلقي کرد و زمينه نجات او فراهم شد.همانطور که حضرت امير سلام الله عليه در آنجا مي‌تابد، حضرت زهرا (س) هم در آنجا مي‌تابد و اين که فاطمه زهرا صلوات الله عليها معروف و مشهور شد نه براي آنست که زن تنها در حضرت فاطمه خلاصه شد بلکه به اين دليل است که او ديگران را تحت الشعاع خود قرار داد. بعنوان مثال معصومين ديگر مانند حضرت امير معروف نيستند و اگر در عرف بخواهند مثل ذکر کنند به حضرت علي مثل مي‌زنند همانطوري که در بين معصومين امير المؤمنين صلوات الله عليه معروف گشت و الگو شد، در بين زنان هم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها اشتهار يافت وگرنه زنان فراواني بودند که هم از عصمت برخوردار بودند و هم از کمال متعارف و فوق متعارف. و ليکن علت اينکه حضرت زهرا (س) در بين زنان معروف شد همان علتي است که بدان سبب، حضرت علي در بين ائمه عليهم السلام معروف گشت. لذا گفته مي‌شود علي و زهرا، با توجه به اينکه معصومين ديگر هم هستند. 
قرآن کريم در مقام بيان قوه جاذبه و معرفي ملکه عفاف هم تمثيل از مرد مي‌آورد و هم از زن. 
يوسف و مريم دو مظهر عفت 
و اما مرد، يوسف صديق – سلام الله عليه است و آن زن حضرت مريم سلام الله عليها است که قرآن درباره ي او مي‌فرمايد : ان الله اصطفيک و طهرک و اصطفيک علي نساء العالمين 
هر دو اين بزرگواران، مزاياي ارزشي فراواني داشتند که قرآن نقل مي‌کند اما آنچه در اين مبحث مورد توجه است، ملکه عفاف بودن آنهاست. هم يوسف مبتلا شد در اثر عفاف نجات پيدا کرد و هم مريم امتحان شد و در پرتو عفاف نجات يافت. اما آنچه مهم است، اين است که راه نجات هر يک از دو معصومين چه بود ؟ و در حين خطر عکس العمل هر يک چگونه بود و چه گفتند ؟ هنگاميکه وجود مبارک يوسف سلام الله عليه آزمون مي‌شود، قرآن تا اين جا تعبير دارد که مي‌فرمايد: «همت به وهم بها لولا ان رءا برهان ربه» يعني سخن در مقام فعل نيست در مرحله مقدمات هم نيست بلکه نسئه اهتمام است و اين مرحله سوم است. مراد از اهتمام در اين جا همان است که آن زن مصري همت گماشت و همتش در حد تعقيب يوسف (ع) به فعليت رسيد ولي يوسف صديق نه تنها در مقدمات کار نبود، بلکه قصد و همت و خيال هم در ميان نبود چون برهان رب را ديد قصد نکرد. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ـ پایه و اساس زوجیت در اسلام, بر وحدت و الفت طبیعی و مكتبی استوار است. رعایت حجاب و فرهنگ آن باعث می شود كه عواطف جنسی و محبت خانوادگی زن و شوهر به یكدیگر اختصاص یابد و بیگانگان به هیچ وجه در آن مشاركت نداشته باشند. دین مقدس اسلام در مقام چاره اندیشی, از یك طرف پوشیدن مواضع زینت و مراكز جذاب اندام را بر زن واجب كرده و از جانب دیگر, نگاه های آلوده به صورت و دست های او را حرام دانسته است. تا چه رسد به مواضع زینت و مراكزی كه اگر انسان با نیت پاك هم نگاه كند, جایز نخواهد بود. از این رو پوشش همواره با حرمت نگاه به مواضع زینت زن توأم می باشد, زیرا این مسئله, مقدمه استحكام بنیان خانواده و باعث پیدایش نسل پاك و مطمئن می گرد
خـلـل پذیـر بـود هـر بـنـا كـه مـی بینـی به جز بنای محبت كه خالی از خلل است 
پروفسور فیروز در آلمان در میان جمعی از ایرانی ها می گفت: بسیاری از آلمانی ها از جنگ دوم جهانی تاكنون آرزو دارند مثل گذشته ها با خانواده و بچه های خود سر یك سفره غذا بخورند, اما هنوز موفق نشده اند, چرا كه شالوده خانوادگی شركتی این گونه ایجاب می كند. این یكی از ارمغان های فرهنگ غرب است كه متأسفانه شرقی ها سعی می كنند از آن تقلید كرده, به تمدن غرب نزدیك شوند. به جای آن كه در بعد علمی و صنعتی خود را به آنان برسانند, می كوشند در بعد فرهنگی و اخلاقی مقلد آنان باشند و این بسیار فاجعه بار است.
گلوی غرب برون دار چون صدای تمدن
به گوش شرق رسانید چون ندای تمدن  
وفا و عاطفه و رحم و مهر و صدق و صفا
شدند جمله به قربان خاك پای تمدن
مكن سؤال زتقوا كه او شتاب كنان  
وداع كرد و روان گشت در صفای تمدن
شراب و رقص و ملاقات های نامشروع
وفور یافته از پرتو لقای تمدن
هزار گونه خیانت, هزار فسق و فجور  
به هر دقیقه برآید زلابه لای تمدن
منطقه عقل و قانون, غیر از حوزه عشق و مودّت است; از این رو اسلام برای استحكام بنای زوجیت و بقای دوستی متقابل, چاره جویی هایی را اعلام داشته است:
۱ ـ اگر مرد بترسد از این كه نتواند میان زنان عدالت برقرار كند حق ندارد یك زن بیشتر بگیرد.
۲ ـ ارتباط نامشروع, از گناهان كبیره است.
۳ ـ معاشرت با زنان اجنبی, قلب را از نور ایمان تهی می سازد و عاطفه و رقت قلب را تضعیف می نماید.
۴ ـ اگر معاشرت با اجنبی به روابط نامشروع كشیده شود, گفت و گو و معاشرت مقدماتی آن حرام خواهد بود.
۵ ـ گفت و گوهای غیر ضروری با زن های نامحرم, جایز نیست.
۶ ـ بر اساس آیه قرآن كه می فرماید: (اگر از زنان پیامبر چیزی خواستید, از پشت پرده بخواهید)۱, بهتر است این موضوع از سوی همه بانوان اسلامی رعایت گردد, چرا كه تجربه نشان داده اختلاط و معاشرت با زنان اجنبی غالباً به فساد و انحلال خانواده ها منجر گردیده است. به ویژه اگر حجاب ظاهری و فرهنگ آن مراعات نگردد, مفسده آن بیشتر خواهد بود.
۷ ـ چشم چرانی و نگاه های مكرر زنان و مردان به یكدیگر جایز نیست. البته اگر مردی بخواهد با زنی ازدواج كند, هر كدام می توانند به مواضع زینت دیگری نگاه كند تا طرف مقابل را دقیق تر بشناسد.
ویل دورانت می نویسد: (در رفتار انسان امری پایدارتر و ثابت تر از نگاه مردان به زنان نیست. ببین این جانور مكّار چگونه مراقب شكار خویشتن است, در حالی كه خود را به خواندن روزنامه مشغول داشته است. گوش به گفتارش فرا دار, ببین چگونه در باره صید جاودانی سخن می گوید. خیال و تصورش را در نظر آر كه چگونه پروانه وار به دور شمع می چرخد, چرا؟ این امر چگونه صورت می گیرد؟ ریشه های این میل عمیق در چیست؟ و چه مراحلی را می پیماید تا به مرحله شكوه و جنون خود می رسد. )۲ 
آری, هر نگاه آلوده تیری از تیرهای نافذ شیطان است كه دل را سیاه می كند و به عشق و جنون منتهی می شود و محبت خانوادگی را تضعیف و عشق اجنبی را جایگزین می سازد. قرآن می فرماید: (و قل للمؤمنین یَغُضُّوا من ابصارِهِم;۳ به مؤمنان بگو: از چشم چرانی و نگاه های آلوده برحذر باشند و عفت خویش را پاس دارند, چرا كه این امر برای تزكیه آنها بهتر است. )
۸ ـ به بانوان دستور داده شده است كه زیبایی های زنان دیگر را برای شوهرانشان تعریف نكنند. نگویند زن فلانی صدای خوب و اندام متناسبی دارد, چون اگر شوهر بد سگالی داشته باشند, تحریك خواهد شد و چه بسا ممكن است به فروپاشی كانون خانواده شان بینجامد.
●حد و مرز حجاب از نظر اسلام
عالمان شیعه و سنی در ضرورت اصل پوشش و حجاب زن, اختلافی ندارند, اما در حد و مرز آن اقوال مختلفی مطرح كرده اند. برای رفع این اختلافات, می توان تعریف جامعی ارائه نمود كه با همه نظرات سازگار باشد و آن این كه: حجاب زن عبارت است از پوشش كامل اندام از سر تا پا به استثنای صورت و دست ها تا مچ. ۴ 
بسیاری از فقها و عالمان دینی, به همین دلیل, نگاه به صورت و دست های بانوان را جایز شمرده اند. مرحوم آیهٔ الله حكیم (قدس سره) می نویسد: تمام فقیهانی كه به جواز نگاه كردن به صورت و دست های بانوان فتوا داده اند بر این باورند كه پوشیدن كف و وجهین, واجب نیست.
حضرت امام (قدس سره) در تحریر الوسیله می فرماید: (در این كه بر مردها حرام است به موها و سایر قسمت های بدن و اندام زن ها غیر از صورت و دست ها بنگرند, تردیدی نیست, خواه به قصد لذت باشد و یا بدون آن.) ۵  
شهید مطهری (ره) نیز می نویسد: (در میان فقهای پیشین حتی یك نفر دیده نشده كه به وجوب پوشیدن دست و صورت فتوا داده باشد. )۶
البته هر فقیهی كه به وجوب پوشش سر و گردن فتوا داده, به حرمت نگاه نیز نظر داده است. مرحوم آیهٔ الله سید محمد كاظم طباطبائی یزدی صاحب عروهٔ الوثقی می نویسد: واجب است زن تمام بدن خود را از نامحرمان بپوشاند, مگر دست ها و صورت را. 
مرحوم حكیم می فرماید: شیخ طوسی در كتاب های خود به این امر تصریح نموده و گروهی از متأخران مانند شیخ انصاری بدان فتوا داده اند.
چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند. رسول خدا فرمود:شهادت می دهم که تو پاره تن منی. روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟فاطمه علیهاسلام پاسخ داد: بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینندرسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید: هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد. روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است. اسماء گفت:من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود: این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن. و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.
 کیفیت حجاب و پوشش فاطمه زهرا (س( 
‎ در تاریخ نقل شده است که حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) وقتی می‎خواستند به بیرون منزل و نزد پیامبر اکرم(ص) بروند، از پوشش‎های خاصی، مثل جلباب (چادر) و برقع (روپوش صورت) استفاده می‎کردند؛علاوه بر این، یکی از حوادثی که بیانگر مقدار حجاب حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم است، آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه‌ی فدک است. در داستان غم‎انگیز غصب فدک آمده است: وقتی ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که حضرت را از فدک محروم نمایند، ایشان با شکل خاصی از حجاب و پوشش، برای دفاع از حق خویش از منزل به مسجد آمدند. راوی داستان، شکل خاص حجاب حضرت را این گونه توصیف نموده است:
لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فی لمة من حفدتها و نساء قومها تطأ ذیولها؛حضرت زهرا (س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم بر سر بستند و جلباب و چادر را، به گونه‌ای که تمام بدن آن حضرت را می‌پوشاند و گوشه‌های آن به زمین می‌رسید، به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت نمودند.
قضیه‌ی فوق گویای آن است که پوشش بیرون از منزل حضرت «خمار» و «جلباب» بوده که قرآن به عنوان حجاب زنان دربیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن یاد کرده است.  چادر و جلباب قرآنی که حضرت فاطمه زهرا(س) در بیرون منزل و در مواجهه با نامحرم از آن استفاده کرده‎اند چه رنگی داشته است؟
 قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است و برای عرب زبانان قابل فهم بوده است؛ بنابراین، باید بررسی نمود که زنان صدر اسلام، که نخستین مخاطبان آیه‌ی جلباب بوده‎اند، از واژه‌ی جلباب چه برداشتی داشته‌اند و تبادر و سبقت ذهنی آنها از آن چه بوده است. در کتاب سنن ابی داود از امّ سلمه، همسر گرامی پیامبر اکرم(ص) قضیه‎ای نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب آن زمان است.
وقتی آیه‌ی جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» نازل شد، زن‌های انصار از خانه‎هایشان خارج شدند، درحالی که پوشش‎های مشکی داشتند؛ گویی کلاغ بالای سر آنها نشسته است .در کتاب عون المعبود، شرح سنن ابی داود در توضیح قضیه‌ی یاد شده، آمده است:
چون پوشش‎هایی که زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، آنان به کلاغ که رنگ آن مشکی است تشبیه شده‎اند.بعضی از تفاسیر مهم، مانند تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی و تفسیر المیزان نیز در ذیل آیه‌ی جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده‎اند. علاوه بر شاهد تاریخی مذکور، که سکوت پیامبر اکرم(ص) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار،‌ نیز دلیل بر تقریر و تأیید آن است، شواهد لغوی فراوانی نیز برای اثبات این مدعا وجود دارد که اساساً در ریشه‎ی لغوی جلباب رنگ مشکی اخذ شده است؛ زیرا جلباب در لغت از ریشه‌ی جُلب است و یکی از معانی جُلب در بسیاری از کتاب‎های لغوی معتبر، تیرگی و سیاهی است؛ مثلاً جُلب اللیل به معنای سیاهی شب آمده است. ابن منظور، صاحب کتاب لغت معتبر لسان العرب، پس از نقل شعری که بخشی از آن «و جُلب اللیل یطرده النهار» است تصریح نموده که گوینده‌ی شعر از جُلب، سواد و سیاهی را اراده کرده است.علاوه بر این، در بعضی از کتاب‎های لغوی معتبر، شواهدی از زبان عربی نقل شده، که جُلب در آنها به معنای تیرگی و سیاهی به کار رفته است؛هم‎چنین در برخی از کتاب‌هایی که درباره‌ی انواع لباس‎های اسلامی نوشته شده‌اند، جلباب به پوشش گسترده‎ی مشکی که زن روی لباس‎های دیگر می‎پوشد معنا شده است.از مجموع شواهد لغوی، تفسیری و تاریخی مذکور، به روشنی استفاده می‎شود که رنگ جلباب و چادر زنان عرب هنگام نزول آیه‌ی شریفه، مشکی بوده است؛ بنابراین، می‎توان گفت که چادر مشکی منشأ و ریشه‌ی قرآنی دارد.
 
 



نگاهی اجمالی به شکل‎های حجاب قرآنی بانوان    
 بعضی با طرح این پرسش که «چه اشکالی دارد در چهارچوب شرعی، هرکس هرجور که خواست لباس بپوشد؟»خواسته‎اند این شبهه را القا کنند که اسلام، فقط چارچوب کلی برای پوشش بیان کرده است و به صورت جزئی، شکل خاصی از حجاب و پوشش در متون دینی اسلام ذکر نشده است. آیا ادعای مذکور صحیح است؟پاسخ: از نظر اسلام چارچوب واجب پوشش و حجاب زنان ـ که بیش‌تر مورد چالش و سؤال است ـ پوشاندن تمام بدن در مقابل نامحرم است، به استثنای صورت و مچ دست‎ها به پایین، که طبق نظر مشهور فقها پوشاندن آنها واجب نیست؛ البته بعضی از فقهای فعلی، به طور احتیاط وجوبی، پوشاندن صورت و دست‌ها را نیز لازم می‌دانند؛ولی حتی افرادی که پوشاندن آن را واجب نمی‌دانند، در اصل مطلوبیت و استحباب آن بحثی ندارند.علاوه بر پوشش لباس‎های معمولی، مثل پیراهن و شلوار، که زنان و مردان در داخل منزل استفاده می‎کنند، برای حجاب بیرون از منزل و در مقابل نامحرم، در قرآن و احادیث برای تأمین حجاب واجب زنان، از چند نوع پوشش خاص، نام برده شده است که دو نوع معروف آن «خمار» و «جلباب» است.
الف) خمار
وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ: زنان باید سر، سینه، و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.
خُمُر جمع خمار، و مراد از آن پوشش مخصوص سر و اطراف سر بانوان، مثل مقنعه است.در بعضی تفاسیر، در ذیل آیه‌ی شریفه، از عایشه نقل شده است:
زنانی بهتر از زنان انصار ندیدم. وقتی این آیه‌ی شریفه نازل شد، هر یک از آنها به سمت لباس‎های مخصوص خود رفتند و از آن تکه‎ای جدا کردند و خمار و مقنعه‎ای مشکی پوشیدند، گویی بالای سر آنها کلاغ نشسته‌ است.از قضیه‎ی ذکر شده استفاده می‎شود که رنگ خمار و مقنعه در زمان صدور آیه، مشکی بوده است. برای این قضیه، از کتاب‌های لغت نیز می‎توان مؤیداتی ذکر کرد؛ مثلاً از بعضی کتاب‌های لغت، استفاده می‎شود در ریشه‌ی لغوی خمار (خ ـ م ـ ر) سیاهی اخذ شده است.به مشروبات الکلی نیز از آن جهت «خمر» اطلاق می‎گردد که باعث سیاهی و تیره‎گی عقل انسان می‎گردد. مخفی نماند که در آیه‌ی شریفه‌ی خمار، نکات تفسیری و ادبی و لغوی فراوانی وجود دارد که مقاله‌ی مستقلی را می‎طلبد.
ب) جلباب 

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویش را به چادر فروپوشند؛ که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند، تا از تعرّض و جسارت هوس‎رانان آزار نکشند، بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.همان گونه که قبلاً گذشت جلابیب در آیه‌ی شریفه، جمع جلباب است و جلباب به معنای پوشش گسترده و فراگیر تمام بدن است، که زنان بر روی لباس‎های دیگر می‎پوشند؛ امروزه در زبان فارسی به چنین پوششی چادر گفته می‎شود. بر اساس تحقیقی که نگارنده انجام داده، بین جلباب قرآنی و چادرهای رایج، از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و حتی رنگ، همگرایی و شباهت‎های بسیار نزدیکی وجود دارد.علاوه بر قرآن که دو شکل خاص از پوشش فوق را برای زنان در مقابل نامحرم توصیه کرده است، در برخی احادیث نیز چهار پوشش ویژه برای زنان در مقابل نامحرم، به نام پیراهن، مقنعه، چادر، و ازار معرفی شده است.
عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): و لغیر ذی محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار.
حجاب و پوشش دارای چه آثار و فوایدی است؟     
آثار و فواید حجاب در ابعاد مختلف
‎ حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:
الف) فایده‎ی حجاب در بُعد فردی
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‎آورد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‎گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود. 
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟![۲۳]
پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![۲۴]

ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق نقش زن در خانواده-خرید اینترنتی تحقیق نقش زن در خانواده-دانلود رایگان مقاله نقش زن در خانواده-تحقیق نقش زن در خانواده
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
زندگی هر دسته از موجودات مفهوم ویژه ای دارد که با توجه به فلسفه آفرینش آن ها تفسیر می گردد. خداوند از آفرینش گیاهان هدف هایی داشته، متمایز از هدف هایی که برای آفرینش حیوانات رقم زده است. بنابراین مفهوم زنده و با نشاط بودن گیاهان غیر از معنی زنده و با نشاط بودن حیوانات است. انسان نیز موجود زنده ای است که شاکلة آفرینش او از لحاظ ظاهر و باطن و جسم و روح با سایر موجودات متفاوت و کامل تر از آن ها است
وظایف زن در خانواده و جامعه
زندگی هر دسته از موجودات مفهوم ویژه ای دارد که با توجه به فلسفه آفرینش آن ها تفسیر می گردد. خداوند از آفرینش گیاهان هدف هایی داشته، متمایز از هدف هایی که برای آفرینش حیوانات رقم زده است. بنابراین مفهوم زنده و با نشاط بودن گیاهان غیر از معنی زنده و با نشاط بودن حیوانات است. انسان نیز موجود زنده ای است که شاکلة آفرینش او از لحاظ ظاهر و باطن و جسم و روح با سایر موجودات متفاوت و کامل تر از آن ها است. او می تواند دامنة شناخت و معرفت خویش را تا اعماق هستی رسوخ دهد و از ملک تا ملکوت را به تسخیر خویش در آورد و همة هستی را در اختیار خویش بگیرد و از تمامیت آن ابزار و نردبانی بسازد تا به هدف نهایی آفرینش و حیات طیبه نایل گردد و زندگی حقیقی را در جوار قرب الهی و وصول به کمال مطلق جستجو نماید،‌ و این است تفسیر زندگی و حیات انسانی. در چنین صورتی انسان وظیفة خویش را انجام داده، توانسته است به مقام انسانیت نایل گردد.پس وظایف زن یا مرد در خانواده یا جامعه را باید در راستای فلسفة آفرینش و چیستی زندگی اش جستجو کرد. به دیگر بیان: پرسشِ “تکلیف ما، در خانه و جامعه چیست” را می توان بدین گونه بیان کرد: برای رسیدن به “زندگی انسانی” و داشتن نشاط و شادمانی، و نیل به جوار قرب ربّانی، چه وظیفه ای در محیط خانواده و اجتماع داریم و چگونه می توان به آن دست یافت؟نقش زن در زندگیزن به دلیل نقش خاصی که در دستگاه خلقت بر عهده دارد، به سرمایه های درونی بس گرانبهایی مجهّز است که جامعة بشری در رشد خود نیازمند این ارزش ها است. یکی از این سرمایه های درونی عاطفه است که در طول تاریخ و در تمامی اجتماعات نمودهای بسیار شکوهمندی داشته است.[۱] این میل درونی اگر چه همة انسان ها کم و بیش وجو دارد اما بهرة زن از این عطیه الهی بیشتر است. این میل مقدس از یک سو زنان را برای همه نوع فداکاری، جهت زندگی و همسرش آماده می کند و همچون شمع فروزانی محفل خانواده را روشن می سازد؛ از سویی دیگر، زحمات طاقت فرسای پرورش نسلی را بر عهده دارد. به بیان دیگر: جامعة‌ سالم نیازمند داشتن خانواده های سالم است و سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پی ریزی می شود و شمع فروزان محفل خانواده زن است. آنان هستند که با آکنده ساختن کانون خانواده از انس و صفا و الفت می توانند فضای فکری، فرهنگی، دینی و گفتگو های سیاسی و اجتماعی را نورانی کنند و عملاً درس مهر و صفا و از خود گذشتگی را از طریق فرزندان و همسران خویش به آیندگان بیاموزند. چنانکه در تنظیم صحیح اقتصاد خانواده می تواند تأثیر به سزایی داشته باشد و با تدبیر و برنامه ریزی عاقلانه مرد را در تأمین هزینه و مخارج زندگی یاری رساند و به این وسیله الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشد.نقش زن در جامعهاگر زن از ایفای نقش اجتماعی محروم شود، از رشد اجتماعی او کاسته می شود و جامعه ای که زنان آن از رشد فکری واجتماعی محروم باشند. مسلّماً جامعة رشد یافته ای نخواهد بود، زیرا جامعه از آحاد انسان هایی تشکیل می شود که با تربیت ها و فرهنگ های متفاوتی از خانواده ها شکل می گیرند و وارد اجتماع می گردند. اینان در تعامل با هم، آداب و سنت ها و نظام ها و قانون های خاصی را به وجود می آورند. که دراثر پیوند با یکدیگر، ماهیت اجتماعی پیدا می کنند.بنابراین سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پی ریزی می شود و انتقال ارزش های دینی، ملّی و فرهنگی و اجتماعی در درجة اوّل به عهدة خانواده ها به خصوص مادر است. پس می توان نتیجه گرفت که جامعة سالم نیازمند مادران سالم است و جامعة فرهنگی، دینی و ارزشی، جامعه ای است که مادران آن از بینش و تفکر سالم فرهنگی، دینی و ارزشی برخوردار باشند.تداوم مسئولیت در بستر اجتماعروح کودک همانند جسمش به شدت در معرض تغییر و تحول است. اگر آموزش و تربیت کودک هماهنگ و متناسب با روح وی تداوم نیابد، رشد دینی و فرهنگی و اجتماعی اش دچار اختلال می گردد و زنان بهترین گزینه هستند که می توانند از عهدة تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان بر آیند. چنان که رعایت مصالح اخلاقی و اجتماعی و حفظ بنیان اصیل خانواده و رفاه حال بانوان اقتضا می کند که مشاغلی همانند طبابت بیماری های خاص زنان و تعلیم و تدریس آن در دانشگاه ها در اعضای زنان باشد.یک تذکر مهم زنان، رهبران اولیة هدایت فکری،‌ اعتقادی و عاطفی جامعه هستند و وظیفة اصلی آنان، فروزان ساختن مشغل پر مهر و صفا و صمیمیت خانواده و حفظ اساسی و بنیان این کانون هدایت است. بنابراین بهانة حضور در عرصة فعالیت های اجتماعی جهت تداوم مسئولیت ها نباید باعث انحطاط شأن و منزلت انسانی زنان گردد و بی بندوباری و فساد اخلاقی را دامن زند و در نتیجه زمینة‌از هم گسیختگی نظام خانواده و فرو پاشی آن را فراهم کند.تلازم حقوق و وظایف زندگی، سازمانی است که ارکان آن زن و مرد هستند. در این سازمان، وظایف و مسئولیت ها در کنار حقوق و چشم داشت ها، قرار می گیرد. به بیان دیگر: هر جا تکلیف و مسئولیتی است. بحث از حقوق هم در کنار آن مطرح است.
گزارش عملكرد مركز امور زنان و خانواده رياست‌جمهوري
منزلت زنان و خانواده در دولت نهم
خبرگزاري فارس: رويكرد دولت نهم به زنان، فراتر از نگرشهاي سطحي به اين جمعيت، اثرگذار بوده و متضمن تحكيم بنيان خانواده به مثابة ارزشمندترين كانون تربيت و تعالي ابناء بشر، از سويي و تقويت نقش مديريتي بانوان و تأثيرگذاري آنان بر روند تصميم گيري در عرصه هاي مختلف جامعه اسلامي از ديگر سو بوده است.
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بسی جای ستایش است که احسن الخالقین ؛ نهایت لطف و مرحمت خود را نسبت به صنف زن ، چه در نظام تکوین و چه در مقام تشریع مبذول داشته ، چنانکه حضور و استعداد زن را به مقتضای وجود انسانیش در تمام امور مترقی و متعالی اجتماعی ؛ اعلام و اظهار فرمود و زینت بخش امور اختصاصی او که سکون و آرامش خانواده و پرورش فرزندان و بقای نسل انسان است ، قرار داد . و همچنین رسول اکرم صلی الله علیه و آله که مظهر کمال لطف و عنایت پروردگار عالم به ابنای بشر است در صدر اسلام از زنان ، الگوهای انسانی ، ایمانی ، اجتماعی و سیاسی حتی نظامی و جنگی و ایثارگری و فداکاری تربیت نمود 
در ادامه اجتماعی بودن زن را از پیام یک جوان پاسدار که از سنگر رزم به عنوان « خواهرم » فرستاده ، استفاده نماییم :
خواهرم ! مخاطب من در این نامه تنها تو نیستی ، بلکه همه خواهرانی هستند که خون اسلام در رگ و روح انسانی در تن دارند ، مخاطب من می باشند . 
خواهرم ! آن روز که با تن پوش پارسایی پا به عرصه دانشگاه نهادی ، نقشه های شوم استکبار نقش بر آب شد ، حضور متعهدانه تو در دانشگاه و حوزه نشان داد که تو جهل و فساد را رد کردی  علم و عفت را برگزیدی . 
خواهرم ! تو را در نماز جمعه و جماعت دیدم و در محراب عبادت ؛ تسبیحات حضرت فاطمه – سلام الله علیها – را تکرار می کردی . 
خواهر گرامی من ! هستند کوته بینانی که نوع زن را طلاپرست و تجمل گرا می دانند اما من با دو چشم خود دیدم که هزاران زن مسلمان ایرانی ؛ کویتی ، لبنانی . .. تمام زیورهای خویش را در راه دفاع از اسلام محمدی تقدیم داشتند . 
اما بیانات امام خمینی قدس سره : « همه زن و مرد خصوصا خانمها که در صف اول این نهضت بودند ، زحمت کشیدند برای اینکه تحقق پیدا کند و همه نظرشان این بود که یک جمهوری اسلامی عدل الهی ایجاد گردد »
خلاصه :  با اینکه هیچ زمانی برای تعلیم و تربیت زن ، امکانات لازم و تبلیغ صحیح و دلسوزانه ای وجود نداشته ، بلکه جامعه بیشتر ، از وجود زن به سود خود استفاده نموده و کمتر قدمی برای شکوفایی استعدادهای او برداشته است ، ولی باز هم چنانکه محصوص است ، زنان از هیچ کار علمی و هنری و صنعتی و سیاسی منزوی نبوده و حضور با صلابت خود را در تمام امور اجتماعی ، محفوظ داشته اند . 
جایگاه زن از نظر فردی 
شک نیست که انسان در نظام خلقت ، خلیفة الله و اشرف مخلوقات و افضل موجودات جهان هستی است . و نیز شک نیست که این جمعیت انسانهای روی زمین ، هنز زنان این جهان است که به خلافت احسن الخالقین آنان را به وجود آورده و پرورش داده اند ، چنانکه منادی حق ، قرآن کریم گویای این مطلب است که :
« … وَ جَعَلَ لَکُم مِن اَزواجِکُم بَنِینَ وَ حَفَدََةً… » ( برای شما از زوجهاتان فرزند و فرزند فرزند قرار دادیم ) (نحل /۷۲)
بنابراین ، اگر انسان گل سرسبد جهان هستی و افضل مخلوقات جهان است و هیچ موجودی حتی هیچ علم و هنر و صنعتی به ارزش وجودی انسان نمی رسد ، پس هیچ عالم و هنرمند و صنعتگری نیز به ارزش وجودی مادران و پرورش دهنده انسانها که زنان جهانند نخواهد رسید . علاوه بر اینکه اگر به ازای هر پدری ، مادر متصور است بالاخره مادری هست که به اذن باری تعالی به تنهایی مادر است !
« ای مریم ! خدا تو را به فرزندی بشارت می دهد که اسمش مسیح ، عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت ، صاحب جاه و از نزدیکان پروردگار است » ( آل عمران / ۴۵)
این است شانیت اختصاصی و موقعیت جهانی زن که مکیال و میزان ارزش وجودی اوست و تعیین کننده موقعیت او در عالم کبیر ، چنانکه فرزندان او یعنی انسانها هستند که مکیال و میزان و تعیین کننده ارزشهای تمام اشیای جهان هستی می باشند . این سخن باری تعالی است در نوازش و تشکر از زنان که : « … حَمَلَتهُ اُمُهُ کُرهاً وَ وَضَعَتهَُ کُرهاً … » ( احقاف /۱۵)  ، زیرا تحمل زخمت فرزندان اکثرا به عهده مادران است که پدران حتی آنانی که متعهد و وظیفه شناس هستند نمی توانند از عهده کار مادری مادران بر آیند ، زیرا « هر کسی را بهر کاری ساختند … ، چنانکه امام سجاد علیه السلام درباره حقوق مادر فرمودند :
« اما حق مادرت این است که بدانی زمانی تو را پذیرفت و به سینه چسباند و با شیره جان پرورانید که احدی حاضر نبود تو را بپذیرد . و با جمیع اعضا و جوارح به تو توجه نمود و باکی نداشت که تو سیر باشی و او گرسنه ، تو سیراب باشی و خود تشنه ،تو پوشیده باشی و او برهنه ، خود در آفتاب و تو در سایه ، تو در خواب باشی و خود بیدار و سرما و گرماها تحمل نمود که تو زنده بمانی ، بنابراین ، استطاعت تشکر از او را نداری مگر به توفیق الهی »
این حدیث شریف ، ضمن قدردانی از حق مادران ، وظیفه آنان را گوشزد نمود و درس درس آموزنده ای برای مادران بیان فرموده است ، زیرا فرزند ثمره وجود انسانند ، چنانکه در هیچ موردی ، سرمایه گذاران انسانی مانند سرمایه گذاری برای فرزندان سودمند و با ارزش نخواهد بود .  خلاصه : شایسته است مادران ، خود را به زیور تقوا بیارایند و بدون اطلاع از قوانین شرعی قدمی برندارند که برای آنان مسئولیت و پشیمانی به بار آورد و بدانند که از تمام اعمال و مال و اولاد آنان آنچه برایشان سودمند است ، تقوای آنان است که قرآن کریم می فرماید :« از خدا بترسید و جز خیر و خوبی مگویید » ( نساء/۹) 
مقدمه
۱٫ وجود غريزه جنسى و جذّابيت هر يک از مرد و زن براى يکديگر، صلابت و قدرت جسمى برتر مرد و لطافت و ضعف جسمانى زن و علاقه بيشتر وى به تبرّج و خودنمايى در مقايسه با مرد، از امورى است که نمى توان انکار کرد. با توجه به اين ويژگى ها، اگر زن بدون ضابطه، به هر شکل و قيافه اى در عرصه عمومى و در 
محل کار و اداره حاضر شود و خود را در برابر ديدگان مردان به نمايش بگذارد، جامعه اى که محل کار و تلاش اقتصادى و تأمين نيازهاى مادى و کسب فضايل اخلاقى و کمالات معنوى است،۲ به صحنه نمايش جذّابيت هاى جنسى و ميدان تاخت و تاز اميال و شهوات تبديل مى شود و اين آثار مخرّب و زيان بارى در پى خواهد داشت. 
حضور بى ضابطه زن در حوزه عمومى، نه تنها موفقيتى براى وى به ارمغان نخواهد آورد، بلکه کرامت انسانى و شخصيت واقعى او را نيز از بين خواهد برد و زن را طعمه دام صيادان شهوت پرست کرده، او را از قله بلند عزّت و کرامت، به پرتگاه ذلّت شهوت ساقط خواهد کرد. چنين زنى نه تنها نخواهد توانست در بعد مادى، همگام با مردان به تلاش و فعاليت اجتماعى بپردازد و از نيروى خود در طريق پيشرفت جامعه استفاده کند، بلکه تا حد فراوانى، خنثاکننده توان مادى و نيروى فکرى مردان نيز خواهد شد. تجربه زنان غربى بهترين شاهد بر اين ادعاست. انواع مشکلات و معضلات اجتماعى همچون تجاوز و آزارهاى جنسى، فرار دختران از خانه، باردارى هايى ناخواسته، سست شدن بنيان خانواده و از بين رفتن آن، سقط جنين، قتل و خودکشى و خودسوزى همه از پيامدهاى سوء آزادى بى قيد و شرط فرهنگ نوين غربى است. 
بنابراين، براى حضور سالم و مفيد زن در اجتماع و تأمين امنيت وى در محل کار و دانش، و برقرارى جامعه اى سالم، که تأمين کننده سعادت انسان باشد، بايد براى حضور اجتماعى زن، برنامه و مقرّراتى پيش بينى شود تا از زن حمايت کرده، سلامت معنوى وى را تضمين و حقوق مادى او را تأمين کند. 
اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مادى و معنوى زن و با در نظر گرفتن تأثير اعمال و رفتار وى در سعادت ابدى او و ديگران، مقرّراتى را براى حضور زن در اجتماع وضع کرده است. اين مقرّرات علاوه بر حمايت از زنان در بعد مادى و بهينه سازى روابط اجتماعى آنان، حافظ منافع معنوى و کرامت انسانى زن نيز هست. بى توجهى به اين دسته از مقرّرات، پيامدهاى جبران ناپذيرى براى زنان و جامعه انسانى به دنبال خواهد داشت. 
۲٫ مقرّرات ضرورى براى حمايت از حضور زنان در جامعه و در فعاليت هاى اجتماعى و اقتصادى دو دسته است:
نخست قوانينى که در بعد مادى از زن حمايت مى کند; مثل تعيين ميزان ساعات کار، ميزان ساعات مرخصى، مرخصى زايمان، ويژگى هاى محل کار، نوع کار و تعيين زمان بازنشستگى. معمولا مقرّراتى که در کشورهاى غربى به هدف حمايت از زنان وضع مى شود از اين دسته است. فمينيست ها و کسانى که سنگ حمايت از زنان را به سينه زده و خواستار رسيدگى به وضعيت زنان و بهينه سازى آن هستند، فقط به همين بعد از زندگى زن توجه کرده و به دنبال وضع مقرّراتى هستند که رفاه بهتر و لذت دنيوى بيشترى براى زنان به دنبال داشته باشد. 
دوم مقرّراتى که علاوه بر بعد مادى، بعد معنوى و سعادت ابدى زن را نيز لحاظ کرده و از شخصيت و هويّت واقعى زن حمايت مى کند; مانند مقرّرات مربوط به اطاعت زن از شوهر، ولايت پدر بر دختر، تعيين پوشش براى حضور در اجتماع، آداب راه رفتن زن، چگونگى ارتباط با مردان نامحرم، و حمايت از حضور زن در عرصه اجتماعى و صحنه هاى کار و تلاش اقتصادى. وضع مقرّراتى از قسم اول گرچه لازم است، ولى کافى نيست. 
اخلاق، معنويت و سعادت ابدى، مهم ترين بعد زندگى زن است که مورد غفلت قانون گذاران واقع شده. بر خلاف مقرّرات نوع اول، که انسان ها به طور طبيعى در انديشه وضع آن هستند و مدافعان حقوق زن از آن سخن مى رانند و در محافل قانونى، به تصويب مى رسانند، قوانين دسته دوم، خواه به سبب جهل و نادانى يا به اغراض و اهداف ديگر، مورد بى توجهى و بى مهرى سازمان هاى بين المللى و مدافعان حقوق زن واقع شده است، بلکه دنياى ماديگراى غرب با اين گونه قوانين موجود در کشورهاى اسلامى، مخالفت مىورزد و حتى برخى از آنها مثل استفاده از پوشش را ممنوع مى کند.۳
اکنون با توجه به نکاتى که بيان شد، برخى از شرايطى را که قرآن در خصوص کيفيت حضور زن در اجتماع بيان کرده است برمى رسيم. 
۱٫ پوشش 
اندام انسان بر خلاف ساير حيوانات، از پوششى طبيعى که او را از سرما و گرما حفظ کند، خالى است. از سوى ديگر، بشر به طور فطرى، از برهنگى رنج مى برد و خوش ندارد بدن، يا دست کم برخى از اندامش در معرض ديد ديگران باشد. همچنين انسان به زيبايى و آراستگى ظاهرى اهميت مى دهد و تلاش مى کند تا حدّ امکان، با ظاهرى آراسته در برابر ديدگان ديگران ظاهر شود. بنابراين، انسان از جهات گوناگون، نيازمند چيزى است که هم او را از آسيب سرما و آزار گرما حفظ کند، هم از برهنگى نجات دهد و هم ميل به زيبايى و آراستگى او را تأمين کند. لباس پاسخى مناسب به همه اين نيازهاست. بدين روى، قرآن شريف لباس را به عنوان چيزى معرفى کرده است که انسان را از سرما و گرما محافظت مى کند و زشتى هاى انسان را مى پوشاند.۴ از اين رو، نياز به پوشش، يک نياز طبيعى براى انسان، اعم از زن و مرد است و استفاده از آن تا حدى فطرى و طبيعى است و زن و مرد در اين زمينه، تفاوتى ندارند. بدين روى، مشاهده مى کنيم که زن و مرد صرف نظر از اينکه متديّن به دينى باشند، به طور طبيعى، بدن خود را از نگاه ديگران مى پوشانند، اگرچه مقدار پوشش و کيفيت آن، طبق آداب و رسوم و فرهنگ هاى گوناگون، متفاوت است. 
شريعت اسلام براى پوشش انسان ها مقرّراتى قرار داده که بيشتر آنها ميان زن و مرد مشترک است. مرد براى حضور در محل کار، بايد بدن خود را بپوشاند. لزوم پوشاندن از گردن به پايين در حوزه عمومى، به جنس خاصى اختصاصى ندارد.۵اين مقدار از پوشش تقريباً ميان زن و مرد مشترک است. در نتيجه، پوشش ويژه زن نبوده و اسلام نيز آن را مختص زن ندانسته است. مرد نيز موظف به پوشش است. بنابراين، تفاوت زن و مرد در مقدار پوشش است، نه در اصل آن. آنچه زن را از مرد در امر پوشش جدا مى کند آن است که زن علاوه بر پوشاندن مقدار مشترک، بايد مواضعى از بدن را بپوشاند که بر مرد واجب نيست. در اينجا، توجه به پوشش خاص زن که در آيات و روايات بيان شده، محل بحث و نظر است: 
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نوع انسان را كه اشرف موجودات عالم است‏به معنويت ديگر انواع و معاونت نوع خود حاجت است; هم در بقاى شخص و هم در بقاى نوع . . . و چون وجود نوع، بى معاونت صورت نمى‏بندد و معاونت‏بى اجتماع محال است، پس 
نوع انسان بالطبع محتاج بود به اجتماع . 
زندگى، پويش هماره در فرآيند تاثيرگذارى و تاثيرپذيرى بر جهان پيرامون، و عمل مدام بر آنها و در يك عبارت حساسيت‏به رويدادهاى دنياى پيرامونى، چه خاص و چه عام، مى‏باشد . اين امر در جهان حيوانى تحت تاثير “پيش ساختگى‏” است و برنامه‏ريزى كنونى كمتر در آن مداخله دارد و در دنياى انسانى، نسبت‏به دنياى حيوانى، برنامه‏ريزى از پيش تعيين شده، محدودتر يا جزيى‏تر است . اجتماعى بودن انسان علاوه بر اينكه اساس زيستى دارد، نيازى آگاهانه است . حقيقت اين است كه آدمى براى رفع نيازهاى خود – حتى نيازهاى جسمى – نيازمند نوعى برنامه‏ريزى است 
اسپريگنز (۱۳۷۰) معتقد است كه هيچ يك از نيازهاى انسانى، به صرف آرزو برآورده نمى‏شوند . بشر در بهشت عدن زندگى نمى‏كند كه طبيعت تمام خواسته‏هايش را برآورده كند [ بلكه حتى با پرخاشگرى هميشگى او نيز روبروست] ; بقا و پيشرفت‏بشر به كار و كوشش او بستگى دارد [ . اين است ] كه انسانها بايد به يارى مغزها و دستهاى خويش نهادهايى بنا كنند كه در رفع نيازهاى متعدد فيزيولوژيك و روان‏شناختى، به آنها يارى رسانند . 
بنابراين نهادهاى اجتماعى و نظام اجتماعى بوجود آمد; نهادهايى كه در واقع، بنيان يك “جامعه سياسى‏” را رقم زده‏اند . يك جامعه سياسى چارچوبى است‏براى روابط نظام يافته كه در آن افراد با هم روزگار مى‏گذارنند و خواسته‏ها و نيازهاى اجتماعى‏شان را برآورده مى‏كنند . بطور خلاصه جامعه سياسى يك تكاپوى انسانى پرمعناست و تنها يك رويداد نيست . جامعه سياسى مخلوق تعمدى بشر است كه به منظور به انجام رساندن اهداف مهم و عملى، تشكيل شده، و اداره مى‏شود . 
بشر براى سامان دادن به زندگى به نهادهاى پيچيده سياسى نياز دارد . در واقع در يك نظام اجتماعى از افراد محافظت و امنيت آنها تامين مى‏شود و فرد ثمره تلاش خود را بدست مى‏آورد . 
از طرفى وجود نهادهاى اقتصادى، آموزشى و . . . نيز در جامعه‏ها ضرورت يافته است . تشكيل و تنظيم چنين نهادهايى از وظايف سياسى است . 
با تكيه بر گستره عمومى سخنانى كه ذكر شد، درمى‏يابيم كه حيوانات نيز نيازمند نوعى سياست هستند; گرچه اين امر از پيش تعيين شده باشد . هرچه از سطح زندگى ساده‏تر به زندگى پيچيده‏تر در حيوانات متكامل‏تر قدم مى‏گذاريم، به نوعى زندگى سياسى، يا نيمه سياسى نزديك مى‏شويم . 
سياست‏بخش مهمى از زندگى انسان را تشكيل مى‏دهد . و از طرفى آدمى، نه به شكل از پيش تعيين شده، كه بر اساس آگاهى، با محيط خود رابطه برقرار ساخته است و اين امر مى‏رساند كه تا چه حد نياز به ساختارهاى عمدى در نظام اجتماعى انسان ملحوظ است . اين ساختار معلول انديشه و ضرورت زندگى اجتماعى است . 
سياست چيست؟ 
در واژه‏شناسى، سياست، معناى حكم‏راندن بر رعيت و اداره كشور، حكومت و رياست كردن، داورى، جزاء و تنبيه، صيانت‏حدود و ملك، اداره امور داخلى و خارجى كشور است . 
اما براى شناخت دقيق‏تر سياست‏بجاست‏به علمى كه بررسى سياست موضوع آنست، رجوع نماييم . بخش عمده مطالعه علم سياست مساله قدرت و نفوذ است . دوورژه (۱۳۵۸) نيز در مورد جامعه‏شناسى سياسى معتقد است كه از ميان دو مفهوم دولت و قدرت، مفهوم دوم از اولى مشهورتر و اجرايى‏تر است .گرچه نمى‏توان گفت كه سياست تنها در مبارزه براى كسب قدرت خلاصه مى‏شود و به نوعى تصميم‏گيرى سياسى در اجتماع نيز باز مى‏گردد . 
عده‏اى معتقدند كه محور بررسى علم سياست، دولت‏يا حكومت و يا تركيبى از اين دو است . اما امروزه اين تعريف را سنتى مى‏دانند . به عنوان نمونه هارولد لاسول در عين تاكيد بر پويايى سياست، معتقد است كه قدرت، مفهوم اساسى سياست است . به‏نظر عالم (۱۳۷۳)، سياست، رهبرى صلح‏آميز يا غير صلح‏آميز روابط ميان افراد، گروهها و احزاب (نيروهاى اجتماعى) و كارهاى حكومتى در داخل يك كشور، و روابط ميان يك دولت‏با دولت‏هاى ديگر در عرصه جهانى است . 
بطور كلى سياست‏به هر نوع‏تدبير، فعاليت، تعمق، تفكر و اقدام فردى و جمعى در جهت كسب قدرت، و به عهده گرفتن اداره امور كشور به نحوى كه جامعه و افراد آن در مسير تحقق آمال و خواسته‏هاى خويش قرار گيرند، اطلاق مى‏شود . اين تعريف، عناصر متعددى را مشخص مى‏سازد: 
۱- تلاش، تعمق وتعقل در سياست 
بيانگر يك نوع فعال بودن همراه با انديشه و دور نگرى است . اما آيا براستى هميشه سياست چنين ويژگيهايى دارد؟ يعنى يا بايد بپذيريم كه هيچ سياستى كه با تدبير، تعمق و تفكر همراه نباشد وجود ندارد يا اينكه اگر باشد نمى‏توان نام سياست‏بر آن نهاد; پس اين بعد تعريف تا حدى مى‏بايد با دقت و ترديد نگريسته شود . 
۲- لزوم اجتماع: 
زيرا بدون اجتماع، فعاليت‏سياسى بى معناست و سياست نيازمند قلمرو است . 
۳- در جهت احراز حاكميت: 
فعاليت‏سياسى در جهت‏بدست گرفتن حاكميت و قدرت اداره امور كشور مى‏باشد . 
به عبارت ديگر سياست توام با راه‏يابى به زمامدارى است . هيچ جامعه‏اى بدون قدرت برتر قابليت عنوان كشور را ندارد; بنابراين هر تدبير و انديشه‏اى و عملى سياسى نيست، مگر وقتى كه در جهت دست‏يابى به قدرت برتر باشد . تعليم و تعلم بدون هدف دستيابى به قدرت، فعاليتى صرفا آموزشى است; اما همين فعاليت آموزشى اگر با قصد دست‏يابى به قدرت و مشاركت در حاكميت انجام بگيرد فعاليت‏سياسى است; بنابراين در مشخصات سياست انگيزه دست‏يابى به قدرت نهفته است . به‏عقيده مورگانتا انگيزه داشتن براى قدرت در سه جهت و عنوان يا در سه نمونه و الگو خلاصه مى‏شود: 
الف) حفظ قدرت 
ب) افزايش قدرت 
ج) نمايش قدرت 
بر حسب اين سه نوع جهت‏براى قدرت يكى از سه نوع سياست‏بروز مى‏نمايد: سياست‏حفظ وضع موجود، سياست امپرياليستى، سياست كسب اعتبار . 
۴- بهره‏گيرى از قدرت: 
علم سياست تنها كسب قدرت در اجتماع و حفظ آن نيست . بلكه بهره‏گيرى از قدرت هم جزء اصلى تعريف اين علم است حاكمان وزمامداران قدرت را بدست مى‏گيرند تا جامعه را در خير و صلاح رهبرى كنند.اما آيا براستى همواره رهبران، قدرت را در جهت‏خير و صلاح جامعه بدست مى‏گيرند؟ 
بنابراين باز هم در اين تعريف و عناصر آن، مساله بدست گرفتن قدرت و حاكميت، در اجتماع، ملحوظ است . البته اشاره به تعقل و تدبير و . . . و يا استفاده از قدرت براى خير و صلاح جامعه، مساله قدرت و حاكميت را نفى نمى‏كند . 
مساله قدرت و حاكميت، در كار انبيا نيز به چشم مى‏خورد و به نوعى با سياست پيوند هميشگى داشته است; زيرا هر پيامبرى در برابر يك حاكميت‏ستمگر قرار گرفته است; بنابراين وقتى عنصر اعتقاد دينى مطرح مى‏گردد، قدرت و حاكميت‏بايد در مسير اهدافى باشد كه آن آيين مشخص مى‏نمايد . مركز ثقل هر رفتار و عمل و فعاليت‏سياسى در اسلام، خدا محورى است . 
فرمايش حضرت على عليه السلام كه “ملاك السياسة العدل‏” فشرده عمل و جهت‏گيرى سياست در اسلام است . نگاهى به دو آيه قرآن تا حدى، نگاه به سياست و جهت‏گيرى آن را نشان مى‏دهد . خداوند مى‏فرمايد: كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق، ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه; مردم يك گروه بودند، خدا رسولان را فرستاد كه نيكوكاران را بشارت دهند و بدان را بترسانند . و با آنها كتاب را بحق فرستاد تا تنها دين خدا به عدالت در موارد نزاع مردم حكفرما باشد .” مفسران بنا بر اين آيه، به ضرورت حكومت اسلامى اشاره مى‏كنند; بدين معنا كه اولين حاكمان، پيامبران بوده‏اند كه براى رفع اختلاف مردم حكم و قضاوت مى‏كردند . قرآن حكومت پيامبران را در آيات متعدد بيان مى‏كند: “ان الحكم الا لله; يعنى حكومت جز براى خدا نيست .”  
خداوند مقرر داشته است كه فقط از حكم او و پيامبران و حاكمان الهى اطاعت كنند ; بنابراين جهت‏گيرى عمده سياسى به سمت‏خداوند است و حتى اگر محور اصلى سياست، قدرت يا حاكميت‏باشد، باز هم جهت‏گيرى آن، جهت‏گيرى خاص دينى است . 
اما آيا تنها بدست گرفتن قدرت توسط فرد يا گروه، جنبه اصلى سياست را تشكيل مى‏دهد، يا اينكه فعاليتهايى كه در اين جهت و بدين منظور انجام مى‏شود، نيز بخشى از آن است؟ آيا رفتار راى‏دهى يك رفتار سياسى نمى‏باشد و با سياست مرتبط نيست؟ 
پس از بررسى سريع سياست، بويژه از منظر علم سياست و نيز نگاهى گذرا بر جنبه دينى آن، بجاست‏به بحث اصلى خود باز گرديم . چه اكنون زمينه ورود اين بحث، فراهم گرديده است . اگر در سياست مساله قدرت و حاكميت گاه با چاشنى عقل و تدبير و خير و صلاح مردم، مطرح شده است، اين نقش بر عهده چه كسانى است؟ و اگر مساله تنها در خود قدرت فردى يا گروهى خلاصه نمى‏شود، بلكه فعاليتهاى پيرامونى را هم در بر مى‏گيرد، چه؟ و اگر اين امر متكى بر مردم است، كدام مردم؟ مسلما مردمى كه در يك قلمرو زندگى مى‏كنند و از دوجنس زن و مرد تشكيل يافته‏اند، طبيعى است كه در حاكميت و قدرت، همه در آن واحد فاعل نيستند، بلكه به طريق خاص سياسى، چون راى‏گيرى و يا روشهاى ديگر، قدرت به حاكمان سپرده مى‏شود و اين حاكمان نيز در راس هرم افرادى را جهت مناصب متعدد بر مى‏گزينند; بنابراين ما با سه جنبه روبرو هستيم: “اول حاكميت و قدرت در دست‏يك يا چند فرد به شكل شورايى، دوم مناصب وابسته و نزديك بدين حاكميت، و سوم توده‏هاى مردم كه به گونه‏اى در اين شكل‏گيرى مشاركت داده مى‏شوند و يا هرگز به حساب نمى‏آيند، و يا به طور نسبى به صحنه فرا خوانده مى‏شوند .” 
دو رده اول و دوم از ميان توده‏هاى مردم به حق و يا به نا حق، با راى و نظر آنها يا بدون راى و نظر آنها و يا به هر طريق ديگر انتخاب مى‏شوند . توده‏هاى مردم از زنان و مردان تشكيل شده است . اما در مورد نقش زنان در تعيين گروه اول، و حضور در دو مرتبه اول و دوم هرم قدرت در گام بعدى، هم نظرات متعددى شكل گرفته و هم واقعيت‏هاى متعددى بروز كرده است . البته عده‏اى معتقدند كه در پشت صحنه راس هرم قدرت هماره زنانى حضور داشته‏اند كه وقايع متعددى را رقم زده‏اند; تاريخ نيز گواه اين امر است . اما بحث ما به اينجا محدود نيست . چه در اينجا، بيشتر نوعى نقش منفى براى زنان، آن هم عده‏اى از آنان كه با راس هرم قدرت در تماس بوده‏اند، در نظر گرفته شده است . آنچه مد نظر ماست توده‏هاى مردم، بويژه در بحث‏حاضر ما، زنان و نقش آنهاست . 
در هر سه جنبه، هنوز نيز مشكلاتى براى شركت و نقش زنان در جوامع وجود دارد و هر چه به سمت راس هرم حركت كنيم، يعنى به جنبه‏هاى دوم و اول نزديك شويم، اين مساله بارزتر مى‏شود . چرا چنين است؟ و چرا چنين بوده است؟ 
  • بازدید : 141 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۰۴    کد محصول : ۹۴۹۳    حجم فایل : ۱۷۰ کیلوبایت   
دانلود فایل تحقیق پروژه و پایان نامه آثار و نتایج وجود زن در جاحعه و خانواده

دانلود فایل تحقیق ، آثار و نتایج وجود زن در جاحعه و خانواده 

با وجود تحولات عظیمی که در جامعه ایران به وجود آمده مسلما زنان که نیمی از منابع انسانی بشمار می روند تحت تاثیر این تحولات قرار گرفته و امروزه درصد زیادی از زنان به بازار اشتغال راه یافته اند. بنابراین می خواهیم بدانیم زنان که عامل پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی-اجتماعی هستند، آیا می توانند در محیط خانواده هم به همان نسبت موثر واقع شوند، در واقع هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زن بر…


عتیقه زیرخاکی گنج