• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همه مي دانيم كه در زمانهاي قديم كسب علم و دانش و ياد گرفتن سواد مخصوص طبقة خاص ثروتمندان زمان بوده و هر كس بسادگي قادر به كسب علم و دانش و حتي خواندن و نوشتن نبوده است.
در قديم همانطوريكه ذكر شد اكثريت مردم بيسواد بودند و بهمين علت كمتر كسي به فكر ضبط و ثبت آثار هنري و ورزشي زمان بوده است و اگر در شهر و دياري هنرمند يا دلاوري وجود داشته بعلت عدم ثبت و ضبط يادگارهاي آنان اطلاع كافي و كامل از اين ابرمردان در دست نيست.
– زورخانه ميدان شابق سابق بوده است.
زورخانه ميدان شاه كه در حال حاضر داير مي باشد يكي از زورخانه هاي معروف يزد مي باشد كه در طول سالهاي متمادي پهلوانان بنامي كه بعضي از آنها موفق به دريافت بازوبند پهلواني گرديده بودند پرورش داده و قدمت اين رودخانه در حدود پنج قرن مي باشد.
۲- زورخانه خواجه خضر
زورخانه خواجه خضر كه فعلا داير است قبلا بنام زورخانه دهك معروف بود و كماكان رونق سابق را دارد.
۳- زورخانه فهادان
اين زورخانه هم واقع در محله فهادان يزد و در حال حاضر داير مي باشد.
۴- زورخانه قلعه
زورخانه قلعه (منظور قلعه حكومتي است) كه در كوچه پشت شهرباني يزد بوده و فعلا اثري از آن باقي نيست.
۵- زورخانه گودال
اين زورخانه در محل دارالشفاء مقابل منزل نواب رضوي بوده و فعلا متروك ومخروبه است.
۶- زورخانه صدري
زورخانه صدري در خيابان قديم صدري جنب اداره برق سابق واقع بوده و در حال حاضر اثري از آن باقي نيست.
۷- زورخانه وقت الساعت
اين زورخانه در محله وقت الساعت در زير بازارچه انتهاي ميدان وقت الساعت واقع و فعلا كارخانه نساجي شده است.
۸- زورخانه اميرچقماق
اين زورخانه در كاروان سراي اميرچخماق داير بوده و فعلا اثري از آن باقي نيست.
۹- زورخانه گازرگاه
واقع در محله گازرگاه جنب خانه مرشد اكبر بوده و فعلا داير است.
۱۰- زورخانه ناظم
اين زورخانه در تكيه ناظم بوده و فعلا اثري از آن در دست نيست.
۱۱- زورخانه محل تل
اين زورخانه در نزديك بازارچه محل تل بوده و فعلا اثري از آن باقي نيست.
۱۲- زورخانه ملك
اين زورخانه در محله كوچه ميرقطب جنب پشت حمام ميدان خان واقع بوده و در حال حاضر اثري از آن باقي نمانده.
۱۳- زورخانه چهاركوچه
اين زورخانه در محله پشت خانعلي (محله زردشتي نشين) بوده و فعلا اثري از آن باقي نيست.
۱۴- زورخانه گودال مصلي
اين زورخانه در محله گودال مصلي بوده و فعلا اثري از آن باقي نيست.
۱۵- زورخانه شاه ابوالقاسم
اين زورخانه نزديك حسينيه كوچك شاه ابوالقاسم بوده و اكنون اثري از آن باقي نمانده.
۱۶- زورخانه كسنويه
اين زورخانه در پشت حسينيه كسنويه بوده و فعلا مخروبه و متروك است.
۱۷- زورخانه محمود آباد
اين زورخانه در شمال اميرآباد واقع بوده و اكنون اثري از آن باقي نيست.
 
الف – پيدايش زورخانه
چنانكه كم و بيش مي دانيم در زمان هاي خيلي قديم جنگها تن به تن انجام مي شده و براي تعليم فنون جنگي در آن عصر بسبك و شيوه مخصوص بخود لازم بود در ميدانها تعليم داده شود زيرا عمليات جنگي آن روز عبارت بودند از اسب سواري – چوگان بازي – شمشير و خنجر و نيزه و گرز و كمند و تيراندازي و كشتي و غيره كه تعليمات آن علني بلكه براي هر مملكتي لازم بوده است.
ورزش باستاني بعد از اسلام
صفحات تاريخ ايران يكي پس از ديگري ورق خورد حقيقت دين مبين اسلام، دوران پرشكوه ساسانيان خاتمه داد يا غضب پروردگار جهان باعث سقوط امپراطوري ايران بدست قوم عرب گرديد و يا در حقيقت نفرين پيغمبر اكرم حضرت محمد (ص) به خسرو پرويز خشم پروردگار عالم را برانگيخت كه مشتي عرب محروم از مواهب تمدن ولي قرص و با ايمان امپراطوري عظيم ايران را مضمحل ساختند يا نفرين خود ايرانيان بر شاه بدبختي (خسرو پرويز) كه از سلطنت چيزي جز نفرت ابدي حاصل نكرده بود ريشه ساسانيان را بر كند شايد هم خون پهلوان بهرام چوبينه و ساير پهلوانان بود كه خسرو پرويز بنامردي بريخت و آن خونهاي پاك تاج و تخت ساسانيان را بر باد داد.
بهر حال آنچه مسلم است اينكه خودخواهي و خونريزي و ستمگري بيحد خسروپرويز باعث اين بلا گشت. علي اي حال اعراب بر كشور ما مسلط شدند و يا اينكه كاملا استيلا يافتند جوانان غيور ايراني كه از حكومت بيگانگان ناراضي بودند مخفيانه مكاني را در زيرزمين احداث كردند و درب كوچكي بر آن گذاشتند و آن را لنگرگاه ناميدند.
در آنجا خود را قوي مي كردند و عمليات جنگ تن به تن انجام مي دادند كه روزي بر اعراب بشورند و آنها را از اين مرز و بوم بيرون نمايند. پس از چندي اعراب از جريان كار و مقاصد آنان آگاه شدند لنگرگاهها را تعطيل كردند و عده اي را بازداشت نمودند اما مجاهدين ايراني دست بردار نبودند. مجددا لنگرگاهها را داير كردند و يك نفر بنام كهنه سوار آنان را رهبري و ارشاد مي كرد.
كهنه سوار در ميان آنان مقامي ارجمند داشت و از هر لحاظ راهنماي ايشان بود. چون جوانان بي تجربه بودند اسرارشان فاش شد اعراب كه پس باسرار آنان بردند سرانشان را گرفتند و لنگرگاهها را تعطيل نمودند و سخت آنان را زير نظر و تحت فشار قرار دادند. مجاهدين ايراني از اين موقع دو فرقه شدند عده اي بنام عيار كه لوطي هم به آنها مي‌گفتند. عده اي ديگر ورزشكار كه عمليات پهلواني انجام مي دادند با اين وجود عياران اكثراً كشتي گيران برجسته اي بودند و آئين پهلواني كاملا در سره آنان حكمفراني مي كرد.
پهلوانان نيز بعياري پرداختند و اين هر دو فرقه با همكاري يكديگر در راه استخلاص وطن و اعتلاي ايران كوشش مي كردند و يا از خود گذشتگي و فداكاري و جوانمردي تكيه گاه مردم گشتند. عياران عموماً مردمي آزاده و جوانمرد بودند و كمتر اتفاق مي افتاد كه از قدرت خود سوء استفاده كنند زيرا لازمه عياري جوانمردي و اخوت بود و اگر خلافش ديده مي شد از اين سلك مطرود مي شدند.

عتیقه زیرخاکی گنج