• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زكات درلغت به معني پاكي است وخداوند صدقه واجبه را زكات نام نهاده است چون باعث پاك شدن وتزكيه نفس مي گردد:خداوند مي فرمايد:( ﴿خذ من اموالهم صدقه تطهرهم وتزكيهم بها﴾)توبه/۱۰۳ «ازاموال مومنان صدقه وزكات بگير كه بدينوسيله ايشان را پاك مي نمائي وتزكيه مي كني»تزكيه وتطهير مومنان به وسيله زكات ازجانب پروردگار شامل افراد جامعه ومومنان است چرا كه زكات نفوس افرادرا از گناه وپليدي بخل وپستي وسنگدلي وخودخواهي وطمع وساير رذايل اخلاقي واجتماعي كه باعث حسادت وتعدي ودشمني وجنگ وعداوت هستند پاك مي نمايد ونفس آنها را تزكيه ميكندوآنها را به وسيله خير وبركت واخلاق عملي به مقام شامخي مي رساند كه شايستگي سعادت دنيا وآخرت را به دست مي آورند
خداوند درآيات متعدد به مسلمانان دستور داده است كه زكات بدهند ودرهر آيه اي كه مردمان را به اقامه نماز دعوت كرده باشد حتما امر به پرداخت زكات نيز همراه آن ذكر شده است .بنابراين نماز وزكات دو پايه وستون بسيار محكمي هستند كه دين اسلام برآنها پايه گذاري شده است (فا قيموا الصلاه وآتوا الزكاه )«نماز را به نحواحسن بخوانيد وزكات بدهيد» مسلمانان نمي توانند وظيفه خود را به نحو احسن نسبت به مسلمانان انجام دهند مگربه وسيله اقامه نماز واداي زكات براي اين است كه خداون مي فرمايد:«فان (تابو واقاموا الصلاه وآتوا الزكاه فاخوانكم في الدين )توبه/۱۱«اگر توبه كردند وپشيمان شدند ونماز را به نحو احسن خواندند وزكات را پرداخت كردند آنگاه برادر ديني شما هستند»خداوند كساني را كه از پرداخت زكات خودداري مي كنند تهديد مي كند ومي فرمايد(ولا يحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو۰خيرا لهم بل هو شر لهم وسيطوقون ما بخلوا به يوم القيامه)ال عمران/۱۸۰ «آنان كه نسبت بدانچه خداوند از فضل ونعمت خود بديشان عطا كرده است بخل مي ورزند و(زكات مال را پرداخت نمي كنندودرراه مصالح جامعه دست به بذل وبخشش نمي زنند)گمان نكنند كه اين كار براي آنها خوب وبه سود ايشان است بلكه اين كار براي آنها بد وزيان آنها تمام مي شود ودر روز قيامت به آنچه بخل ورزيده اند به صورت طوق به گردن آنها آويخته مي شود) پيامبر خدا نيز كساني را كه از دادن زكات خودداري مي كنند به فقر وتنگ دستي وداشتن زندگي تلخ تهديد مي كند و مي فرمايد: (وما منع قوم الزكاه الا منعوا القطر من السماء ولولا البهائم لم يمطروا)ابن ماجه «هر قومي كه از پرداخت زكات خودداري كند از نزول باران از آسمان محروم مي شوند واگر به خاطر حيوانات نمي بود به كلي از باران محروم مي شدند»

اسلام همانگونه كه براي افراد حقوقي قائل است براي اجتماع نيز حقوقي مقرر داشته است وسهمي از منافع اموال وعايدات مردم را به عنوان صدقات واجب كه همان زكات است براي اجتماع در نظر گرفته است تا بدين وسيله زمينه سعادت جامعه وتوازن آن را فراهم نمايد وبه او اجازه داده است تا خودش آنرا به مصرف فقرا ومساكين برساند ومحدودشان نكرده كه حتما زكات را به حكومت و زمامدار مسلمين يا مامورين جمع آوري زكات بدهند واين خود نوعي احترام واستقلال است كه شارع اسلام نسبت به مردم رعايت نموده است ، بنابرين زكات هم بعنوان يك عمل عبادي داراي اهميت است وهم به عنوان رفع فقر در جامعه و هم اختياري كه به زكات دهنده براي انتخاب زكات گيرنده داده است مهم مي باشد.

مصارف زكات

كساني كه به آنها زكات تعلق مي گيرد (مصرف زكات) (انماالصدقات للفقراءوالمساكين والعاملين عليهاوالموءلفه قلوبهم وفي الرقاب والغارمين وفي سبيل الله وابن سبيل)سوره توبه آيه ۶۰ زكات ۸ مورد مصرف دارد اول فقير (در مقابل غني )،كسي كه براي رفع حوايج زندگيش نياز به كمك دارد وظاهر خويش را حفظ ميكند، دوم مسكين كسي كه فقرش زياد است تا آنجا كه ناچار به اظهارمي شود، سوم گرد آورندگان زكات ،چهارم كساني كه با دادن سهمي از زكات به ايشان دل هايشان بطرف اسلام متمايل مي شود پنجم در كمك به آزاد ساختن بردگان ، ششم كمك در پرداخت دين بدهكاران ،هفتم در مصارف عمومي كه نفع آن عايد جامعه مسلمين مي شودومصلحت دين حفظ ميگردد مانند جهاد و كارهاي عام المنفعه مانند راهسازي ، پل سازي وغيره وهشتم كسي كه از وطن خود دور افتاده وتهي دست است

جايگاه زكات در دين اسلام

 زكات يكي از اركان وفرايض اسلام است : از ابن عمر روايت است كه پيامبر فرمود:﴿بني الاسلام علي خمس ، شهادة أن لا اله الاالله وأن محمدا رسول الله وإقام الصلاة وإيتاء الزكاة وحج البيت وصيام رمضان  ﴾متفق عليه«اسلام از پنج ركن تشكيل شده است ،شهادتين ،برپاداشتن نماز، دادن زكات ،حج خانه خدا،وروزه رمضان»زكات در۸۲ آيه قرآن به همراه نماز آمده است

 تشويق براي اداي زكات

خداوند متعال مي فرمايد:﴿خذ من اموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها﴾توبه/۱۰۳ «(اي پيامبر)از اموال آنان زكات بگير تابدين وسيله ايشان را (از رذايل اخلاقي وگناهان وتنگ چشمي )پاك داري و(دردل آنان نيروي خيرات وحسنات را رشد دهي ودرجات) ايشان را بالا بري»

ومي فرمايد:﴿وما آتيتم من زكاة تريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون﴾روم/۳۹ «آنچه را به عنوان زكات مي پردازيد وتنها رضاي خدا را منظور نظر داريد ، چنين كساني داراي پاداش مضاعف(دوچندان) خواهند بود

ازابو هريره روايت است كه پيامبر(ص)فرمود«من تصدق بعدل تمرة من كسب طيب،ولا يقبل الله الا طيب فان الله يتقبلها بيمينه ثم يربيها لصاحبها كما يربي احدكم فلوه حتي تكون مثل الجبل»متفق عليه«هركس به اندازه يك دانه خرما ازكسب پاك وحلال صدقه بدهد-وخداوند غير ازپاك وحلال را قبول نمي كند-خداوند آن را با(دست)راستش قبول ميكند،سپس آنرا براي صاحبش افزايش مي دهدتا اينكه به اندازه يك كوه مي رسد همچنان كه كسي ازشما كره اسبش را پرورش مي دهد»

تحذير از ادانكردن زكات

خداوند متعال مي فرمايد:﴿ولايحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيرالهم بل هو شر لهم سيطوقون مابخلوا به يوم القيامه ولله ميراث السموات والارض والله بما تعملون خبير﴾آل عمران/۱۸۰ «آنانكه نسبت بدانچه خداوند از فضل ونعمت خود بديشان عطا كرده است بخل مي ورزند ،گمان نكنند كه اين كاربراي آنان خوب است وبه سود ايشان است ،بلكه اين كار براي انان بد است وبه زيان ايشان تمام مي شود.درروزقيامت همان چيزي كه بدان بخل ورزيده اند طوق(گردن)ايشان مي گرددوهمه آنچه كه درآسمان وزمين است ازآن خداست وسرانجام هم همه را به ارث خواهد برد،وخداوند به آنچه انجام ميدهيد بسيار آگاه است.»

ازابو هريره روايت است كه پيامبر(ص) فرمود:«من آتاه الله مالا فلم يؤد زكاته مثل له يوم القيامة شجاعا أقرع له زبيبتان يطوقه يوم القيامة ثم يأخذ بلهزمتيه-يعني شدقيه- ثم يقول انا كنزك انا مالك ثم تلاها هذه الآية﴿ ولايحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيرالهم بل هو شر لهم سيطوقون مابخلوا به يوم القيامه ولله ميراث السموات والارض والله بما تعملون خبير ﴾بخاري- نسائي

«كسي كه خداوند به او مالي بدهد وزكاتش را پرداخت نكند درروز قيامت مال او به صورت يك مار افعي كچل(سرش ازكثرت سم كچل شده باشد)نمايان مي شود كه دو نقطه سياه برروي چشمانش دارد وبه گردن او مي پيچد سپس چانه هايش را مي گيرد ومي گويد من گنج تو هستم ،من مال توهستم (كه زكات آن را ندادي)سپس اين آيه را خواند« آنانكه نسبت بدانچه خداوند از فضل ونعمت خود بديشان عطا كرده است بخل مي ورزند ،گمان نكنند كه اين كاربراي آنان خوب است وبه سود ايشان است ،بلكه اين كار براي انان بد است وبه زيان ايشان تمام مي شود.درروزقيامت همان چيزي كه بدان بخل ورزيده اند طوق(گردن)ايشان مي گرددوهمه آنچه كه درآسمان وزمين است ازآن خداست وسرانجام هم همه را به ارث خواهد برد،وخداوند به آنچه انجام ميدهيد بسيار آگاه است.»

وخداوند همچنين مي فرمايد:﴿والذين يكنزون الذهب والفضة ولا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم. يوم يحمي عليها في نار جهنم فتكوي بها جباههم وجنوبهم وظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون﴾توبه/۳۴٫۳۵ «وكساني كه طلا ونقره را اندوخته مي كنند وآن را درراه خدا خرج نمي نمايند آنان را به عذاب بسيار دردناكي مژده بده. روزي (فرا خواهدرسيدكه) اين سكه ها دراتش دوزخ گداخته مي شوند وپيشاني ها وپهلو ها وپشت هاي ايشان با آنها داغ مي گرددوبديشان گفته مي شود اين همان چيزي است كه براي خويشتن اندوخته مي كرديد پس اينك بچشيد مزه چيزي را كه اندوخته ايد»
زكات برچه كساني واجب است؟

بر هرمسلماني كه دارائيش به حد نصاب برسد ويك سال برآن بگذرد زكات فرض مي شود.بجز زراعات كه(گذشت يكسال برآن واجب نيست)وزكات آن درروز برداشت محصول به شرطي كه به حدنصاب برسد ،واجب مي گردد.خداوند متعال مي فرمايد:﴿و آتوا حقه يوم حصاده﴾انعام/۱۴۱ «وبه هنگام رسيدن وچيدن ودرو كردنشان زكات آنها را بدهيد»
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همچنين تصور ناقص‌ و يك‌ بعدي‌ از زكات‌، موجب‌ گرايش‌ حداقل‌گرايانه به‌ منابع‌ جمع‌آوري‌ زكات‌ گرديده و با قيوداتي‌ كه‌ براي‌ همان‌ منبع‌ ذكر شد، اين‌ واجب‌ الهي‌ عملاً در معرض‌ تعطيلي‌ قرار گرفته است.
رويكرد جديد به‌ زكات‌، زمينة‌ تحقق‌ آن‌ را در جوامع‌ معاصر فراهم‌ مي‌سازد، زيرا موجب‌ مي‌شود تا به‌ شيوة‌ مصرف‌ زكات‌ و توزيع‌ آن‌ در سطح‌ كلان‌ توجه، و نقش‌ حكومت‌ به‌ عنوان‌ كنترل‌ كننده‌ و ناظر روشن‌ ‌شود.
همچنين‌ نگارنده‌ در صدد اثبات‌ آن‌ است‌ كه‌ مستحقان‌ زكات‌(فقرا و مساكين‌)، فقط نيازمندانند و نژاد، نسب‌ يا خصوصيات‌ ديگر ايشان‌ در اين‌ زمينه‌ نقشي‌ ندارد
عن‌ ابي‌ جعفر(ع‌): «الكمال‌ كل‌ الكمال‌، التفقه‌ في‌ الدين‌ و الصبر علي‌ النائبة‌ و تقدير المعيشة‌».
امام‌ باقر(ع‌) فرمودند: «برترين‌ مراحل‌ كمال‌، فهم‌ دين‌، پايداري‌ در سختيها و سنجش‌ درست‌ در امور اقتصادي‌ است‌» [كليني‌، ج‌۱:‌۳۹]. 
دستورات‌ و فرامين‌ اسلامي‌، مجموعة‌ دستورهاي‌ پراكنده‌ و گسسته‌اي‌ نيست‌ كه‌ بر حسب‌ وضعيت‌ شخص‌ يا گروه‌ خاصي‌ اتخاذ شده‌ باشد، بلكه‌ مجموعه‌اي‌ از قوانين‌ يكپارچه‌ و منسجم مي‌باشد‌ كه‌ بر قواعد‌ عام‌ و اصول كلي‌ استوار است‌. در عين‌ حال‌، اين‌ مقررات‌، هماهنگ‌ و مرتبط‌ با يكديگرند و بر اساس‌ مباني‌ ويژه‌، در جهت‌ اهداف‌ خاص‌ خود تنظيم‌ شده‌اند. 
ويژگي‌ ديگر نظام‌ حقوق‌ اسلامي‌، جامعيت‌ قواعد كلي‌ حاكم‌ بر آن‌ است‌، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ جوابگوي‌ نيازها و موارد خاص‌ باشد. همچنين‌ قواعد عام‌ آن‌، داراي جنبة‌ عقلاني‌ و انساني‌ مي‌باشد، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پذيرش‌ عموم‌ مردم‌ را به‌ دنبال‌ دارد [قنواتي ۱۳۷۷: ‌۶]. در اين‌ سيستم‌، خداوند متعال‌ انواع‌ ارتباطات‌ انساني‌ را مورد توجه‌ قرار مي‌دهد‌: از جمله رابطة‌ انسان‌ و حاكميت‌ (قلمرو حقوق‌ عمومي‌ داخلي‌). هدف‌ از جعل‌ قوانين‌، تهذيب‌ روح، تزكية‌ نفس‌«كُتِبَ‌ عَلَيْكُمُ‌ الصّيامَ‌… لَعَلَّكُمْ‌ تَتَّقوُنَ» و اقامة‌ عدل‌ در جامعه‌ است‌ «يا اَيُّهَا الَّذينَ‌ آمَنوا كُونُوا قَوامينَ‌ بِالْقِسْطِ». اين‌ اصل‌ در قرآن‌ كريم‌ و سنت‌، مورد تأكيد فراوان‌ قرار گرفته‌ و به‌ عنوان‌ هدف‌ بعثت‌ انبيا از آن‌ ياد شده‌ است‌.
در علم‌ حقوق‌، دو تقسيم‌ اساسي‌ وجود دارد كه‌ اغلب‌ نويسندگان‌ مباني‌ آن‌ را پذيرفته‌اند كه شامل «حقوق‌ عمومي» و «حقوق‌ خصوصي‌» مي‌شود.
هرگاه‌ دولت‌ كه‌ سلطه‌ و حاكميت‌ دارد، در روابط‌ حقوقي‌ مشاركت‌ كند؛ موضوع «حقوق‌ عمومي»‌ خواهد بود. به‌ تعبيري، طرف ديگر روابط، دولت‌ مي‌باشد. اين‌ نوع‌ از حقوق‌، تقسيمات‌ متعددي‌ را شامل مي‌شود كه يكي‌ از آنها، حقوق‌ ماليه‌ است؛ يعني، قواعد وضع‌ مالياتها و عوارضي‌ كه‌ مأموران‌ دولت‌ مي‌توانند از افراد مطالبه‌ كنند. همچنين‌ مقررات‌ ناظر به‌ بودجة‌ عمومي‌ و وظايف‌ ديوان‌ محاسبات‌ را حقوق‌ ماليه‌ مي‌نامند [قنواتي ۱۳۷۷: ‌۲۸].
هدف‌ از قانونگذاري‌ در اين‌ حوزه‌، تأمين‌ سعادت‌ و رفاه‌ جامعة‌ مسلمين‌ و اجراي‌ عدالت‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ است‌ و برتري‌ اقتصاد اسلامي‌ بر ساير نظامهاي‌ اقتصادي،‌ همين‌ ويژگي‌ آرمان‌گرايي‌ آن است‌.
عدالت‌ را بايد به‌ مثابه‌ يك‌ قاعده‌ و اصل‌ نگريست‌ كه‌ در هماهنگ‌سازي‌ مجموعه‌ فقه‌ اثر مي‌گذارد. عدالت‌، در سلسله‌ علل‌ احكام‌ قرار دارد نه‌ در سلسله‌ معلولات‌، به‌ اين‌ معنا كه‌ دين، عدل را مي‌گويد، نه‌ اينكه‌ آنچه‌ دين‌ مي‌گويد عدل‌ باشد.
به‌ عقيدة‌ متفكريني،‌ مانند شهيد مطهري‌، اصل‌ عدالت‌ اجتماعي‌ با همه‌ اهميتش‌ در فقه‌، و با همه‌ تأكيدي‌ كه‌ در قرآن‌ كريم در مورد‌ آن‌ شده‌‌، مورد غفلت‌ واقع‌ شده است. اين‌ مطلب‌ سبب‌ ركود تفكر اجتماعي‌ فقهاي‌ ما گرديده‌ است‌ [مهريزي ۱۳۷۹ دفتر اول:‌ ۱۲۱ و۱۲۳].
دولت‌ اسلامي‌ مانند هر دولت‌ ديگري‌ متصدي‌ اجراي‌ قوانين‌ است‌ و بايد تلاش‌ كند تا هماهنگي‌هاي‌ لازم را‌ جهت‌ اجراي‌ عدالت‌ و تأمين‌ منافع‌ عمومي‌ افراد انجام دهد. دولت‌ اسلامي‌ اين‌ قوانين‌ را از شريعت‌ اخذ مي‌كند زيرا دين‌ مبين‌ اسلام‌ تنها منبع‌ سازندة‌ قوانين‌ است‌. اصل‌ چهارم‌ قانون‌ اساسي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، تصريح‌ كرده‌ است‌ كه‌: 
كلية‌ قوانين‌ و مقررات‌ مدني‌، جزايي‌، مالي‌، اقتصادي‌، اداري‌، فرهنگي‌، نظامي‌، سياسي‌ و غير اينها بايد بر اساس‌ موازين‌ اسلامي‌ باشد.
زندگي‌ اجتماعي‌، داراي‌ روابطي‌ است‌ كه‌ هر روز بر پيچيدگي‌ آنها افزوده‌ مي‌شود و تنظيم‌ و تضمين‌ آنها بدون‌ قدرت برتر و مسلط‌ بر جامعه‌ كه‌ حقوق‌ فردي‌ و اجتماعي‌ افراد را پاس‌ بدارد، ممكن‌ نيست‌. در روايتي از‌ امام‌ رضا(ع‌) آمده است:
ما هيچ‌ گروهي‌ از گروهها و هيچ‌ ملتي‌ از ملتها را نمي‌يابيم‌ كه‌ پايدار مانده‌ و به‌ حيات‌ خود ادامه‌ داده‌ باشند مگر با داشتن‌ رئيس‌ و سرپرست [مجلسي ج‌۶:‌ ۶۰].
نظام‌ اسلامي‌ از اين‌ اصل‌ مستثني‌ نيست‌، زيرا‌ مبتني‌ بر فطرت‌ است‌. از طرف‌ ديگر، جامعة‌ اسلامي‌ بايد از تمام‌ جهات‌ و براي‌ هميشه‌ الگويي‌ متعالي‌ باشد. مسلّم‌ است‌ كه‌ اين‌ هدف هرگز با چشم‌پوشي‌ از بعد مادي‌ زندگي‌ انسان‌ محقق‌ نمي‌شود، از اين‌ رو برعهدة مديريت‌ جامعه‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ به‌ هر دو بعد حيات‌ انساني‌ توجه‌ كافي مبذول نمايد. اسلام‌ شريعت‌ كاملي‌ را ارائه كرده كه پاسخگوي همة‌ نيازهاي‌ انسان در ابعاد مختلف‌ زندگي‌ است‌ به‌ شرط‌ آنكه به‌ درستي درك شود‌ و سپس‌ به‌ اجرا در آيد. در غير اين‌ صورت‌ به‌ اهداف‌ و مقاصد خويش‌ نايل‌ نخواهد شد. به‌ تعبير‌ ديگر، نظام‌ حقوق‌ اسلامي‌ و همة‌ شاخه‌هاي‌ آن‌ از جمله‌ نظام‌ مالي، بايد به طور كامل‌ و صحيح‌ بر مبادي‌ اسلامي‌ استوار گردد. رويكرد ناقص‌، جامد، سطحي‌ و خشك‌ به‌ احكام‌ اسلامي‌، دولت‌ را در تحقق‌ اهدافش‌ ناتوان‌ مي‌سازد. با توجه‌ به‌ مطالب‌ ياد شده‌ ضرورت‌ استفاده‌ از معتبرترين‌ متون‌ و صحيح‌ترين‌ برداشت‌ از منابع‌ ديني‌ آشكار مي‌شود. قانوني‌ كه‌ به‌ خاطر كمي و كاستي‌ در لابلاي‌ كتابهاي‌ فقهي‌ يا حقوقي‌ بماند و امكان‌ اجرا‌ي آن در جامعه نباشد‌ و صرفاً در سطح مسائل‌ نظري‌ باقي‌ بماند، چه‌ ارزشي‌ مي‌تواند داشته‌ باشد؟
جايگاه‌ زكات‌ در نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌
جوامع‌ هميشه‌ به‌ علل‌ مختلفي‌ با حالت‌ ركود اقتصادي‌، فقر، بي‌بهره‌گي‌ از امكانات‌ اوليه‌ و… روبرو بوده‌اند. در چنين‌ شرايطي‌ معمولاً دولت‌ به‌ عنوان‌ حافظ‌ منافع‌ افراد و امنيت‌ ملي‌، پاي‌ به‌ عرصة‌ اقتصاد گذارده‌ و درصدد تعديل‌ اقتصادي، برپايي عدالت‌ اجتماعي‌ و رفع‌ شكاف‌ طبقاتي‌ برمي‌آيد. حركت‌ دولت‌ از جمله‌ در رابطه‌ با مالياتهاست‌ كه‌ صاحبان‌ درآمدهاي‌ بالا را به‌ تأمين‌ بودجه‌اي‌ جديد وادار مي‌سازد. اقداماتي‌ از اين‌ دست‌ كه‌ درواقع‌ نوعي درآمد جديد براي‌ اقشار آسيب‌پذير و محروم‌ ايجاد مي‌كند، توزيع‌ مجدد ثروت‌ نام‌ گرفته‌ است‌ كه‌ ماليات‌ از اهرمهاي‌ آن‌ مي‌باشد. امروزه‌ توزيع‌ مجدد ثروت‌ يكي‌ از بديهي‌ترين‌ اصول‌ اقتصاد سياسي‌ محسوب‌ مي‌شود به‌ طوري‌ كه‌ هيچ‌ مكتب‌ اقتصادي‌ ترديدي در ضرورت‌ آن‌ به‌ خود راه‌ نمي‌دهد [صاحب‌ فصول ۱۳۸۲: ‌۱۴].
اكنون‌ بايد ديد آيا در نظام‌ اقتصاد اسلامي‌ نيز به‌ اين‌ مهم‌ توجه‌ و راهكارهايي‌ براي‌ آن‌ انديشيده‌ شده‌ است‌ يا خير؟ در پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ بايد در نظر داشت‌ كه‌ اسلام‌ يك‌ مكتب‌ صرفاً اخلاقي‌، فلسفي‌ و يا اعتقادي‌ نيست‌ بلكه‌ داراي‌ تشكيلات‌ سياسي‌ و حكومتي‌ است‌. رسول‌ اكرم‌(ص‌) از همان‌ ابتدا (بعد از هجرت‌) در رأس‌ تشكيلات‌ اجرايي‌ و اداري‌ جامعة‌ مسلمين‌ قرارگرفتند و علاوه‌ بر ابلاغ‌ وحي، تفسير عقايد و احكام،‌ بر اجراي‌ صحيح‌ آنها از جمله‌ قوانين‌ مربوط‌ به‌ مالياتهاي‌ اسلامي‌ نظارت‌ تام‌ داشتند. اساساً حكومتها بر بال‌ ثروت‌، قادر به‌ ادارة‌ مناسب‌ امور مي‌باشند كه جامعة‌ اسلامي نيز‌ از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نيست‌. از اين‌ رو گفته‌اند: «قوام‌ الدولة‌ بالمال‌». دولت‌ چيزي‌ نيست‌ جز مجموعه‌ امكاناتي‌ كه‌ بايد در جهت‌ مصالح‌ عمومي‌ مصرف‌ شود. از عناصر مؤثر در توسعة‌ جوامع‌ مي‌توان‌ از دو مورد خاص‌ نام‌ برد: سرمايه‌ و سازماندهي‌ سرمايه. بدون‌ اين‌ دو عنصر، توسعه‌ بي‌معناست‌. لذا اگر دولت‌ در تأمين‌ اين‌ مصالح‌ و يا مديريت‌ و هدايت‌ آنها ناكارآمد باشد، شايستگي‌ خود را از دست‌ مي‌دهد. توسعه‌ تنها به‌ معناي‌ آباداني‌ و رفاه مادي‌ نيست‌ بلكه به معناي‌ ايجاد شرايط‌ مناسب‌ براي‌ حاكميت‌ ارزشهاي‌ انساني‌ و ديني‌ در جامعه نيز مي‌باشد. با رفع‌ نيازهاي‌ رفاهي‌ عموم‌ شهروندان‌، عدالت‌ اجتماعي‌ و امنيت‌ اقتصادي‌ حكمفرما، و بستر مناسبي‌ جهت‌ شكوفايي‌ خلاقيتها و بالندگي‌ افراد در همة‌ زمينه‌ها ايجاد مي‌شود كه‌ در نهايت‌ منجر به‌ تعالي‌ افراد و شكوفايي‌ تمدن‌ اسلامي‌ مي‌گردد. زكات‌ و خمس‌ يكي‌ از منابع‌ مهم‌ مالي‌ در اسلام‌ شمرده‌ شده‌ است كه‌ حاكم‌ اسلامي‌ با ايجاد نهاد خاص‌ و قرار دادن‌ افراد شايسته‌ و كارشناس‌، منابع‌ اين‌ دو را جمع‌آوري‌ كرده‌ و با برنامه‌ريزي‌ اصولي‌ و اعمال‌ مديريت‌ علمي‌، به‌ مصرف‌ و توزيع‌ درست‌ آنها اهتمام‌ مي‌ورزد.
در اصل‌ تشريع‌ زكات‌ هيچ‌ اختلافي‌ وجود ندارد. مي‌توان در مشروعيت آن دلايل‌ كافي‌ در كتاب‌ و سنت‌ معصومين‌(ع‌) يافت‌. آيه‌ شريفه‌ ۱۰۳ سورة‌ توبه‌، صريح‌ترين‌ آيه‌ در تشريع‌ زكات‌ است‌: «خُذْ مِنْ‌ اَمْوالِهِمْ‌ صَدَقَةً‌ تُطَهِّرُهُمْ‌ وَ تُزَكّيهِمْ‌ بِها…».
دقت‌ در آية‌ شريفه‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اخذ مقداري‌ از اموال‌ مؤمنين‌ به‌ عنوان‌ زكات‌ و صدقه‌ بر رهبري‌ امت‌ اسلامي‌ واجب‌ است‌. احتمال‌ اينكه‌ خطاب‌ مخصوص‌ شخص‌ پيامبر اسلام‌ يعني‌ حضرت‌ محمد بن‌ عبدالله‌(ص‌) باشد و شامل‌ مقام‌ رهبري‌ نشود بسيار از سياق‌ آيه‌ به‌ دور است‌، زيرا در آن‌ صورت‌ بايد پيامبر(ص) در زمان خود شخصاً آن را مطالبه‌ مي‌فرمودند و اگر نماينده‌اي‌ اعزام‌ مي‌نمودند، صاحبان‌ زكات‌ مي‌توانستند از دادن‌ آن‌ خودداري‌ نمايند، در حالي‌ كه‌ اين‌ معنا خلاف‌ مسلّمات‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌ [بيات‌ ۱۳۶۵: ۱۶].
آية‌ ديگر در همان‌ سوره‌ از محل‌ مصرف‌ زكات‌ سخن‌ گفته‌ است‌: «اِنَّمَا الصَّدَقاتُ‌ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ‌ وَ الْعامِلينَ‌ عَلَيْها وَ الْمُؤلَّفَةِ‌ قُلُوبُهُمْ‌ وَ في‌ الرِّقابِ وَ الغارِمينَ و في سَبيلِ‌ اللهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ…‌» [توبه:۶۰].
بررسي‌ اين‌ آيه‌ و آيات‌ مشابه‌ آن‌ به‌ روشني‌ نشانگر آن‌ است‌ كه‌ اموالي‌ چون‌ خمس‌، زكات‌، انفال‌ و في‌ء، در لسان‌ شارع‌، ملك‌ خدا و رسول‌ خدا و برخي از‌ اصنافي‌ است كه در آيه معرفي‌ شده‌اند. اين‌ تعابير همان‌ مفهومي‌ را مي‌رسانند كه‌ امروزه‌ به‌ عنوان‌ مالكيت‌ دولتي‌ يا عمومي‌ شناخته‌ شده‌اند؛ يعني‌ اموالي‌ كه‌ در مالكيت‌ خصوصي‌ هيچ‌ كسي‌ داخل‌ نيستند و اختصاص‌ به‌ عامة‌ مردم‌ دارند [خامنه‌اي‌ ۱۳۷۰: ‌۵۸].
دقت‌ در سياق‌ عباراتي‌ مانند: «فهو لرسول‌ الله و هو للإمام‌ من‌ بعده‌» نشانگر سلسله‌ مراتب‌ ولايت‌ است‌ و به‌ وضوح‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ مراد نه‌ شخص‌ حقيقي‌ پيامبر(ص) بلكه‌ شخصيت‌ حقوقي‌ ايشان‌، يعني سمت‌ و مقام‌ رهبري‌ او مي‌باشد.
دليل‌ ديگر ما بر اين‌ ادعا، عبارت‌ «في‌ سبيل‌ الله» است‌ كه از مصاديق مصرف زكات‌ مي‌باشد و به صراحت در آية‌ ياد شده‌ آمده‌ است‌. اين‌ مطلب‌ نشانگر آن‌ است‌ كه‌ زكات‌ بايد در جهت‌ حفظ‌ مصالح‌ عمومي‌ مسلمانان‌ مانند ساختن‌ راه‌ و بيمارستان‌، سرمايه‌گذاري‌هاي‌ مفيد براي‌ ايجاد اشتغال‌ و خودكفايي‌، توسعة‌ علم‌ و تكنولوژي‌، استقلال‌ فرهنگي‌، سياسي‌ و اقتصادي‌ مسلمانان‌ و… به‌ مصرف‌ برسد كه بي‌هيچ‌ ترديدي بدون‌ حكومت‌، امكان‌پذير نخواهد بود.
دليل‌ ديگر، روش‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) و اميرالمؤمنين‌(ع‌) در مصرف‌ زكات و ديگر مالياتهايي است‌ كه‌ جمع‌آوري‌ مي‌شده است. سيرة‌ ايشان‌ بيانگر آن‌ است‌ كه‌ اموال‌ را براي‌ خود‌ نمي‌خواستند‌ و به‌ عنوان‌ اموال‌ شخصي‌ ايشان‌ به ورثه نمي‌رسيده‌ است‌، بلكه‌‌ زكات را در مخارج‌ مملكتي‌ صرف‌ مي‌نموده‌اند [حر عاملي كتاب‌ الزكاة‌، ابواب‌ ما تجب‌ فيه‌ الزكاة].

عتیقه زیرخاکی گنج