• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خدايا از تو درخواست مي كنم به آن رحمت بي انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است و به توانائي بي حدت كه بر همه چيز مسلط و قاهر است و همه اشياء مطيع اوست و تمام عزت ها در مقابلش ذليل است و به بزرگيت كه سراسر عالم را محشون كرده است و به پادشاهيت كه بر تمام قواي عالم برتري دارد و به ذات پاكت كه پس از فناي همه موجودات باقي، ابدي است و به نام هاي مباركت كه در همه اركان تجلي كرده است و به علمت كه بر تمام موجودات محيط است و به نور تجلي ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است، اي نور حقيقي و اي منزه از توصيف، اي پيش از همه سلسله و اي بعد از همه موجودات پسين
خدايا، ببخش آن گناهاني كه پرده عصمتم را مي درد، خداي، ببخش، آن گناهاني كه بر من كيفر عذاب نازل مي كند، خداي، ببخش، آن گناهاني را كه در نعمتت را به روي من مي بندد، خداي، ببخش ، آن گناهاني را كه مانع قبول دعاهايم مي شود، خدايا، ببخش آن گناهاني را كه بر من بلا مي فرستد. 
خدايا، هر گناهي كه مرتكب شده ام و هر خطائي كه از من سرزده همه را ببخش . اي خدا، من با ياد تو به سوي تو تقرب مي جويم و تو را سوي تو شفيع مي آورم و از درگاه وجود و كرمت مسئلت مي خواهم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازي و شكر و سپاست را به من بياموزي و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كني.
خدايا، از تو مسئلت مي خواهم با سوالي از روي خضوع و ذلت و خشوع كه كاربر من آسان گير و به حالم ترحم كني و مرا به قسمت مقدر خود خشنود و قانع سازي و در هر حال مرا متواضع گرداني.
خدايا، من از تو مانند سائلي درخواست مي كنم كه در شدت فقر و بيچارگي باشد و تنها به درگاه تو در سختي هاي عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدي كه حضور توست باشد.
اي خدا پادشاهي تو بسيار با عظمت است و مقامت بسي بلند است و فكر و تدبيرت در امور پنهان است و فرمانت در جهان هويدا است و سطوت و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسي از قلمرو حكومت تو فرار نتوان كرد.
خدايا، من كسي را كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي بدم به كار نيك بدل كند، جز تو نمي يابم، خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه و ستايش مخصوص توست، و من به عصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرات يافتم و دلم آرام و خاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف و احسان فرمودي.
اي خداي اي مولاي من، چه بسيار كارهاي زشتم مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت از من دور بگردانيدي و چه بسيار از لغزش ها كه مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه و ناپسند ها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبان ها منتشر ساختي .اي خدا، غمي بزرگ در دل دارم و حالي بسيار ناخوش و اعمالي نارسا.
زنجيرهاي علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاي دور و دراز دنيوي از هر سودي مرا بازداشته و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است. اي خداي بزرگ و سيد من، به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و اعمال زشت من دعاي مرا از اجابتت منع نكند و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهي مرا مفتضح و رسوا نگرداني و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته در خلوت به جا آورده ام و تقصير و ناداني و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده ام زود مرا به عقوبت مگير.
اي خدا، به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رافت و رحمت فرما و در جميع امور, عطوفت و مهرباني كن. اي خدا, اي پروردگار، جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به حالم از لطف توجه كند، اين خدا، اي مولاي من، تو بر من حكم و دستوري مقرر فرمودي و من در آن به نافرماني وپيرو هواي نفس گرديدم و خود را از وسوسه دشمن كه معصيت ها را در نظرم جلوه گر ساخته و فريبم داد، خود را حفظ نكردم و قضاي آسماني نيز مساعدت كرد تا آنكه من در اين رفتار از بعضي حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضي اوامرت راه مخالفت پيمودم ، حال در تمام اين امور، تو را ستايش مي كنم.
و حال آنكه مدت آن عذاب طولاني است و زيست در آن هميشگي است و هيچ بر اهل عذاب در آن جا تخفيفي نيست، چنانچه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن را ندارد.
اي سيد من ، پس من بنده ناتوان و ذليل و حقير و فقير و دورمانده تو چگونه تاب آن عذاب را دارم؟ اي خداي من اي پروردگار من و سيد و مولاي من ، از كدامين سختي هاي امورم به سوي تو شكايت كنم؟ و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم؟ 
از دردناكي عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاي سخت زاري كنم؟ پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت مغرب گرداني و با اهل عذابت همراه  كني و از جمع د وستان و خاصانت جداسازي در آن حال در آتش عذاب تو قرار گيرم.
اي خداي من و سيد و مولاي من و پروردگار من ، صبوري كنم؟ چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم، چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدواري كه به عفوت دارم، باري به عزتت اي سيد و مولاي من به راستي سوگند مي خورم كه اگر مرا با زبان گويا گذاري من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همي كنم و بسي فرياد مي زنم و مانند آنكه عزيزي گم كرده بر تو زار زار مي گريم و به صداي بلند تو را مي خوانم ، كه اي ياور اهل ايمان و اي منتهاي آرزوي عارفان و اي فرياد رس فرياد خواهان و اي دوست دل هاي راستگويان و اي خداي عالميان .
آيا درباره تو اي خداي منزه وستوده صفات، گمان مي توان كرد كه بشنوي در آتش فرياد بنده مسلمي را كه به نافرماني در دوزخ زنداني شده و سختي عذابت را به كيفر گناه مي چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده و ناله اش با چشم انتظار و اميدواري به رحمت به سوي تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مي خواند و به ربوبيت تو متوسل مي شود باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند؟ در صورتي كه به سابقه حلم نامنتهايت چشم دارد يا چگونه آتش ب او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است؟ يا چگونه شراره هاي آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداي كريم ناله اش را مي شنوي و مكانش را در آتش مي بيني يا چگونه شعله هاي دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بي طاقتي او را مي داني يا چگونه در طبقات آتش به خود بپيچد و مضطرب بماند با آنكه تو به صدق او آگاهي يا چگونه ماموران ، او را زجر دهند با آن كه به صداي يا رب، تو را مي خواند، يا چگونه به فضل تو، اميد آزادي از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذاري.
هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد و اين گمان به فضل تو نرود و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده، اين معامله شباهت ندارد. پس من به يقين قاطع مي دانم كه اگر تو بر منكران مرا در آن چه رفته است بر تو هيچ حجتي نخواهد بود، با آنكه در او قضاي تو بوده و حكم و امتحان و آزمايش تو مرا به آن ملزم ساخته و با اين حال بارخدايا، به درگاهت پس از تقصير و ستم بر نفس خود بازآمده ام، با عذرخواهي و پشيماني و شكسته دلي و تقاضاي عفو و آمرزش و توبه و زاري و تصديق و اعتراف بر گناه خود، نه آنچه كردم جاي فراري دارم و نه جايي براي اصلاح كارم كه بدانجا روي كنم و پناه برم، مگر آنكه تو باز عذرم را بپذيري و مرا در پناه رحمت بي منتهايت داخل كني، اي خدا، عذرم بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايي بخش.
اي پروردگار من، بر تن ضعيف و پوست رقيق و استخوان بي طاقتم ترحم فرما، اي خدايي كه اول به خلعت وجودم سرافراز كردي و مرا خلق كردي و مرا به لطف و كرم ياد فرمودي و به تربيت و نيكي پرورش دادي و به غذا از نخست عنايت داشتي، اينكه به همان سابقه كرم و احساني كه از اين پيش با من بودت بر من ببخش.
اي خداي من، اي سيد و مولاي من، آيا باور كنم كه مرا در آتش مي سوزاني با وجود آنكه به توحيد يكتائيت گرويدم وبا آنكه دلم به نور معرفت روشن گرديد و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد و بعد از آنكه از روي صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيت اعتراف كردم؟
هيهات كه باور نمي كنم، تو اي خدا از آن كريم تر و بزرگوارتري كه آنكس كه خود تربيت كرده اي ضايع گذاري و آنرا كه مقام قرب عطا كردي بازدورگرداني، و آنرا كه بر در خود پناه دادي باز از اردوگاه رحمت براني و آنرا كه خود كفايت امرش نموده و در حقش مهربان بودي باز به دست عقوبت بسپاري و اي خداي من و اي سيد من، كاش مي دانستم كه آيا تو آتش قهر و عذابت را مسلط مي كني بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده اند؟
يا بر آن زبان ها كه از روي راستي ناطق به توحيد تو و گويا به حمد و سپاس تو هستند يا بر آن دلها كه از روي صدق و يقين به خدايي تو معترف هستند يا بر آن جان ها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشع هستند يا بر آن جوارحي كه مشتاقانه به مكان هاي عبادت و جايگاه طاعتت مي شتابند و با اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مي طلبند و هيچكس به تو اين گمان نمي برد و چنين خبري از تو اي خداي با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده، در صورتي كه تو خود بي طاقتي مرا بر اندك رنج و عذاب دنيا و آلامش مي داني و آنچه جاري شود در آن از بد آمدني هاي آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است، پس چگونه طاقت آورم و عذاب آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم؟
خدايي ات حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگي عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودي محققاً تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مي كردي و هيچكس را در آتش جاي و منزل نمي دادي و ليكن تو اي خدا نام هاي مباركت مقدس است و قسم يادكرده اي كه دوزخ را از جميع كافران جن وانس پرگرداني و معاندان را در آن عذاب داخل سازي و تورا ستايش بي حد و عظيم سزاست كه با وجود آن كه خويش را ثنا گفتي و به همه خلق از بزرگواري، لطف و كرم انعام نمودي، باز در كتاب خود فرمودي آيا اهل ايمان با فاسقان يكسان هستند؟
هرگز يكسان نيستند ، اي خداي من. اي سيد من از تو درخواست مي كنم به مقام قدرتت كه مقدرات عالم بدان كردي و به مقام قضاي مبرم كه بر هر كه فرستادي غالب و قاهر شدي كه مرا در همين شب و همين ساعت ببخشي و درگذري از هر جرمي و هر گناهي كه كرده ام و هر كار زشتي پنهان داشته ام و هر علمي آشكار يا پنهان به جهالت مرتكب شده ام و هر بدكاري كه فرشتگان عالم پاك را مامور نگارش آن نموده اي كه آن فرشتگان را به حفظ هرچه كرده ام موكل ساختي و شاهد اعمال با جوارح و اعضاي من گردانيدي و فوق آن فرشتگان تو مراقب من و شاهد و ناظر بر آن اعمالم بودي و از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته اي همه را ببخشي و نيز درخواست مي كنم كه مرا حظ زياد بخشي و هر خيري كه مي فرستي و هر احساني كه مي افزايي و هر نيكويي كه منتشر مي سازي و هر رزق وروزي كه وسيع مي گرداني و هر گنه كه مي بخشي و هر خطا كه بر آن پرده مي كشي. اي پروردگار من اي پروردگار من، اي خداي من اي سيد و مولاي من، اي كسي كه زمام اختيارم بدست اوست، اي واقف از حال زار و ناتوانم، اي آگاه از بيناي و وضع پريشانم اي آگاه به احتياجم و بي چيزيم. 
  • بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حضرت باقر(عليه السلام) فرمود: «هركه زيارت كند حسين بن علي (عليه السلام) را در روز دهم محرم، تا آن كه نزد قبر آن حضرت گريان شود، خدا را در روز قيامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزارجهاد – كه ثواب آنها مثل ثواب كسي باشد كه در خدمت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) حج و عمره و جهاد كند- ملاقات نمايد.»
 راوي: فدايت شوم، براي كسي كه در شهرهاي دور از كربلا زندگي مي كند و امكان حضور در نزد قبر آن حضرت را ندارد، چه ثوابي است؟
حضرت فرمودند: «هرگاه چنين باشد، به صحرا يا بر بالاي بام مي رود و به سوي قبر آن حضرت اشاره نمايد و سلام عرض كند و در نفرين كردن بر قاتلين آن حضرت كوشش نمايد و بعد از آن، دو ركعت نماز كند (و اين اعمال را در اوايل روز، پيش از زوال آفتاب انجام دهد) سپس گريه كند بر حسين (عليه السلام) و كساني را كه در خانه اش هستند به گريستن برآن حضرت امر كند و در خانه خود، مجلس عزاداري و اظهار جزع بر مصايب آن حضرت بر پا كند. و به يكديگر در مصيبت حسين (عليه السلام) تعزيت گويند. من براي ايشان بر خدا ضامنم، هر گاه اين عمل را انجام دهند، به همه آن ثوابها برسند.»
 راوي: فدايت شوم، آيا اين ثوابها را براي ايشان ضامن مي شوي؟
 امام (عليه السلام) : « بلي، من ضامنم و كفيلم از براي كسي كه اين عمل را به جا آورد.»
راوي: چگونه يكديگر را تعزيت گويند؟
 امام (عليه السلام): مي فرمايند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين (عليه السلام) و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدي (عليه السلام) من آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) »۱
  زيارت عاشورا، حديث قدسي است:
در فضيلت زيارت عاشورا، همين بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشا و املاي معصوم است (هر چند از قلوب مطهر ايشان چيزي جز آن چه ازعالم بالا مي رسد، صادر نمي شود.)
 اين زيارت از احاديث قدسيه اي است كه به همين ترتيب، از زيارت و لعن و سلام و دعا، از حضرت احديت به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين (صلي الله عليه و آله و سلم) رسيده است (و به حسب تجربه، مداومت در خواندن آن در چهل روز يا كمتر، در برآورده شدن حاجات و نيل به مقاصد و دفع دشمنان بي نظير است.)
 صفوان مي گويد: امام صادق (عليه السلام) به من فرمود:
« بر خواندن اين زيارت (عاشورا) مواظب باش. پس بدرستي كه من، ضامن قبولي زيارت كسي هستم كه از دور و نزديك، اين زيارت را بخواند، كه سعي او مشكور باشد، سلام او به آن حضرت برسد و خدا او را نوميد نگرداند. اي صفوان! اين زيارت را به اين مضمون از پدرم يافتم، و پدرم از پدرش علي بن الحسين (عليه السلام) و او از حسين (عليه السلام) و او از برادرش حسن (عليه السلام) و او از پدرش اميرالمؤمنين (عليه السلام) با همين مضمون و اميرالمؤمنين (عليه السلام) از رسول خدا (صلي الله علي هو آله و سلم) با همين عبارات و رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از جبرئيل (عليه السلام) با همين مضمون و جبرئيل از خداي متعال با همين مضمون. همانا خداي عزوجل به ذات مقدس خود قسم خورده كه هر كس حسين (عليه السلام) را به اين جملات، زيارت كند چه از راه دور و چه از راه نزديك و سپس دعاي بعد از آن را بخواند، زيارت او را قبول مي كنم و درخواست او را- به هر قدر كه باشد- برمي آورم. پس از حضورمن با نوميدي برنمي گردد، و او را با چشم روشن و حاجت برآورده شده و فوز بهشت و آزادي از دوزخ برمي گردانم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند- جز در مورد دشمن خاندان پيغمبر- مي پذيرم.» ۲
 رسيدن به خواسته ها و حوائج:
صفوان گويد: حضرت صادق (عليه السلام) به من فرمود:
اي صفوان! هرگاه تو را نزد خداي متعال حاجتي بود، پس زيارت كن اباعبدالله حسين (عليه السلام) را به اين زيارت، در هر مكاني كه هستي و بخوان دعاي بعد از آن را و از پروردگارخويش حاجتت را بخواه، زيرا برآورده و مستجاب خواهد شد. خداوند متعال در وعده اي كه به رسول خود داده، خلاف نفرموده است.۳
 
سفارش ولي عصرعجل الله تعالي فرجه:
در حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتي به خدمت حضرت ولي عصر – ارواحنا فداه – در سفر حج، آن حضرت فرمود: «چرا شما عاشورا نمي خوانيد؟! عاشورا! عاشورا!!.»۴

  زيارت عاشورا، چاره بلا:
مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي مي فرمود:
اوقاتي كه در سامرا، مشغول تحصيل علوم ديني بودم، اهالي سامرا به بيماري وبا و طاعون مبتلا شدند، و همه روزه عده اي بر اثر اين بيماري از دنيا مي رفتند. روزي عده اي از اهل علم در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركي جمع بودند. ناگاه مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي تشريف آوردند و صحبت از بيماري وبا شد، كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
 
مرحوم ميرزاي شيرازي فرمود: اگر من حكمي كنم آيا لازم است انجام شود يا نه؟ همه اهل مجلس پاسخ دادند: بلي. فرمود: من حكم مي كنم كه شيعيان ساكن سامرا از امروز تا ده روز، مشغول خواندن «زيارت عاشورا» شوند و ثواب آن را به روح حضرت نرجس خاتون، والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (عجل الله تعالي فرجه) هديه نمايند، تا اين بلا از آنان دور شود. اهل مجلس، اين حكم را به تمام شيعيان رساندند و همه، مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند.
 از فرداي آن روز، تلف شدن شيعيان به وسيله طاعون متوقف شد و همه روزه، تنها عده اي از اهل تسنن مي مردند به طوري كه مسئله بر همه آشكار گرديد. برخي از اهل تسنن از آشنايان شيعه خود مي پرسيدند: سبب اينكه ديگر كسي از شما تلف نمي شود چيست؟ به آنها گفته بودند: زيارت عاشورا. آنها هم مشغول زيارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گرديد.»۵
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شرح احوال مرحوم شیخ مرتضی نواده ی شیخ اعفاری آورده اند که از جمله عادات او خواندن زیارت عاشورا بود که در همه روز دوبار ، صبح وعصر آن را می خواند و بر آن بسیار مواظبت می نمود .بعد از وفا تش کسی او را در خواب دید واز احوالش پرسید در جواب سه مرتبه فرمود <عاشورا ، عاشورا ، عاشورا
در داستان تنباکو بعد از آن که فعالیت وکوشش علامای ایرانی به جایی نرسید نامه ای نوشته وبه حاج آقای منیر بروجردی دادند ، تا به سامرا بروند ، و به محضر آیت ا… العظمی میزا محم حسن شیرازی برساند. 
چون حاج آقامنیر وارد سامرا می شود ،حاج فتحعلی سلطان آبادی –استاد میر زا حسن نوری و صاحب کتاب <الکلمه الطّیبه فی الا نفاق > – به دیدن او می رود ، حاج آقا منیر چای تعارف می کند ، ایشان می فر مایند 
نه گرسنه ام که سیر شوم ونه تشنه ام که سیراب شوم ، سپس به ایشان می فرماید :می دانم برای به سامرا آمده اید ، وشرح می کنم نا مه ای برای میرزا نوشته اند از حفظ خواندن …
بعد حاج آقا منیر از حاج ملّا فتحعلی در خواست دستور می کند ، ایشان می فرمایند :سه عمل را ترک نکن :
اوّل :نماز اوّل ماه 
دوّم :نماز لیله الدفن ، هر وقت اطلاع پیدا کردی کسی مرده است برایش نماز لیله الدفن بخواند.
سوّم :زیارت عاشورا را مداومت کنید.
مرحوم حاج آقا منیر چنان مداومت به زیارت عاشورا پیدا کرد که در دهه عاشورا برای هر یک از شهدای کربلا یک زیارت عاشورا می خواند، و در مجالس و محافل دایم مشغول بود، و اگر در مجلسی به سجده زیارت می رسید همان جا سجده و نماز زیارت را به جا می آورد.
آقای حاج میرزا محمد باقر داماد ایشان می گوید: مرحوم حاج آقا منیر در حال سکوت موت هم مسعون زیارت عاشورا بود، گاهی در وسط زیارت حالت سکوت، موجب قطع زیارت می شد؛ وقتی به حال طبیعی می آمد باز مشغول می شد، تا آنکه در حال زیارت دعوت حق را اجابت کرد.
مرحوم رشتی و خواندن زیارت عاشورا:
مرحوم سید حسن موسوی رشتی از تجار مومن رشت، نقل می کند که من در سال ۱۲۸۰ قمری، قصد مسافرت حج کردم و از رشت به تبریز رفتم و در منظل حاجی سفرعلی تاجر تبریزی توقف کردم تا با قافله و کاروانی عازم حج شوم؛ ولی قافله ای در آن زمان به حج نمی رفت.
چند روز ماندم تا اینکه چند نفر همسفر پیدا کردم. حرکت کردیم تا اینکه به ازرنه الروم رسیدیم. در یکی از این منازل حاجی جبار جلودار به نزد ما آمد و گفت: منزلی که در پیش داریم خطرناک است باید هر چه زودتر حرکت کنیم. مقداری که حرکت کردیم، هوا تاریک و شروع به باریدن برف کرد، به طوری که رفتار هر کدام سرخود را پوشانده و تند تند می راندند. من هر چه تلاش کردم که با آنها بروم ممکن نشد، تا این که آنها رفتند و من تنها ماندم از اسب پیاده شدم و در حال اضطراب و نگرانی به این فکر افتادم که تا صبح در همین جا بمانم و فدا صبح به منزل قبلی برگردم و چند نفر خدمه اجاره کنم تا من را در رسیدن به کاروان همراهی کنند.
در همین حال در مقابلم باغی را مشاده کردم که باغبانی با بیل به درختان می زد تا برف از روی آن ها بریزد.
با تعجب از من پرسید: کیستی؟ گفتم: دوستان من رفتند و من مانده ام و راه را گم کرده ام فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا کنی. من مشغول خواندن نافله شدم. لحظاتی بعد آمد و گفت: پس چرا نرفتی؟
گفتم: راه را بلد نیستم. فرمود: زیارت جامعه را بخوان. با این که من با دعا آشنایی داشتم و چندین دفعه به عتبات رفته بودم، ولی زیارت جامعه را از حفظ بلد نبودم. ولی آنجا شروع به خواندن زیارت جامع کردم.
دوباره آمد و فرمود: چرا نرفتی؟ گفتم راه را بلد نیستم. فرمود: عاشورا را بخوان با اینکه از قبل زیارت عاشورا را از حفظ نداشتم. شروع به خواندن زیارت عاشورا کردم. ساعتی بعد آمد ، فرمود: چرا نرفتی؟
گفتم: تا صبح می مانم تا ببینم چه می شود. فرمود: من تو را به کاروان می رسانم.
رفت و الاغی سوار شد و بیل خود را به همراه برداشت و گفت: پشت من سوار شو. عنان اسب خود را کشیدم ولی حرکت نکرد. فرمود: جلوی اسب را به من بده. دادم و شروع به حرکت کردیم. در وسط راه فرمود: چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله، سه مرتبه فرمود. دوباره فرمود: چرا جامعه را نمی خوانید؟
جامعه، جامعه، جامعه بعد فرمود: چرا عاشورا را نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا.لحظاتی نگذشته بود که به نقطه ای اشاره کرد و گفت: این هم کاروان شما دیدم دوستانم مشغول وضو گرفتن برای نماز صبح هستند. در آن حال به فکر افتادم که این شخص چه کسی بود که با زبان فارسی حرف می زد و حال آن که زبانی جز ترکی و مذهبی غالبا جزء مسیحی در آن حدود نبود و چگونه من را با این سرعت به کاروان رسانید لذا به عقب خود نگاه کردم، کسی را ندیدم و از او آثاری پیدا نکردم.
تداوم در خواندن زیارت عاشورا:
یکی از بزرگان می فرمود: مرحوم آیه الله حاج آقا حسین خادمی و حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ عبدالجواد مداحیان روضه خوان امام حسین (ع) را در خواب دیدم که در غرفه ای از غرفه های بهشتی دور یکدیگر جمع بودند از آیه الله خادمی احوال پرسی کردم و گفتم: با هم بودن شما یک آیه الله و آقای حاج شیخ عباس قمی یک محدث و حاج شیخ عدالجواد روضه خوان امام حسین (ع) چه مناسبتی دارد که با یکدیگر یک جا قرار گرفته اید؟ 
جواب دادند: ما همگی مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم.
زیارت عاشورا برای ظهور امام زمان (عج):
مرحوم آقا نجفی قوچانی (ره) در کتاب ارزشمند سیاحت شرق می گوید:
از وقتی که به نجف وارد شده بود چون زیارت عاشورا را در اصفهان جهت مطالب مشروعه خواندم و منتج به نتیجه و مقضی الامرام شدم، به آن زیارت عقیده مند بودم، لذا از جمعه اول ورود به نجف مشغول شدم به زیارت عاشورا، فقط برای تجمیل ظهور دولت امام زمان (ع) که اگر مقبول آن درگاه کردم: یا شهادت و یا ریاست نسیبم گردد و هر دو « نور علی نور» است و سر به این …. کارهایی که برخی مشغول و عاشق هستند فرود نخواهم آورد.
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم.
و در هر جمعه این زیارت را می خواندم چه در نجف و کربلا و چه در بین راه که در سالی ۴۰ روز جمعه خوانده می شد.
« اشهد الله علی الله قلبی حجه العصر حبا شدیداً …
زیارت عاشورا در سرزمین کفر:
حجه السلام والمسلمین فردوسی پر می گوید: روز اول محرم در نوفل لوشاتو مصادف بود با اولین شبی که مردم ایران در پشت بام ها تکبیر می گفتند . همان شب شخصی از تهران تلفن زد و گفت: گوشی را می گذارم کنار پنجره تا صدای تکبیر مردم را که با گلوله مخلوط شده بود بشنوید. صدا را ضبط کرده خدمت امام بردند اما در داخل اتاق تسبیح به دست در حال ایستاده مشغول ذکر بودند و زیارت عاشورا خواندند در حالی که ما متوجه مسلل ماه محرم نبودیم، ایشان در سرزمین زیارت عاشورا را می خواندند که شاید برای اولین بار در آنجا خوانده می شد.

عتیقه زیرخاکی گنج