• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يادم هست كه يكي از اساتيد بزرگواردر يكي از كلاس هايش صحبتي فرمود كه نصف كلكسيون بچه ها مردود شد : * درس۱ : معماري  يعني خلق فضاهايي براي زندگي انسانها * درس۲. ايجاد برنامه ريزي شبانه روزي و هدفمند و جهت دار براي رفتار كردن انسانها در تجربه ي  فضاهايي كه معمار مي آفريند  و…
 نتيجه ايي كه آنروز ما گرفتيم اين بود كه : ۱٫عملكرد را فداي فرم نكنيم ۲٫ فضاها را طوري طراحي كنيم كه قدرت  انتخاب زيبايي شناسانه ا نسان مورد اهانت قرار نگيرد و منجر به ايجاد تنوع در آن باشد ؛ و اكنون اين نتايج در تناقض با طراحي هتل   Omm توسط 
مهمترين نماي خارجي اين ساختمان را كه مشاهده مي كنيد چالش اصلي من را با تفكرات اين معمار مواجه مي كند! نمايي كه مشاهده مي كنيد به عنوان يك پوسته نا متقارن و موج دار مي تواند زيبا و جديد تلقي گردد اما هنگامي كه در بطن قضيه وارد مي شويم مي بينم كه همان نتيجه گيري اول و دوم رعايت نشده است . اين نما با سنگ مرمري فرمي است كه پاسخگوي نماي اصلي يك هتل نخواهد بود و بيشتر به مسئله اول اشاره دارد كه : عملكرد فداي فرم شده است ! اما براي نقد صحيح تر از گفته هاي معمار اين بنا استفاده ميكنيم ؛ Juli Capella در يكي از دفاعياتش در استفاده از اين فرم اشاره كرده است كه جداره هاي بيرون آمده براي جلوگيري از نويز و نوفه هاي ترافيكي خيابان منتهي به اين هتل هست ؟! اگر به عكس زير توجه كنيد و با آگاهي به اينكه سايت اين هتل در يك منطقه نسبتا شلوغ شهري است پس گريز از نوفه راه حل اين معضل نيست اما اين زبانه هاي بيرون آمده هم با توجه به حركت ماشين ها در اين خيابان هم مشكلي را حل نمي كند 
جولي كاپولا به منظره قسمتي از هتل ( شايد طبقات سوم و چهارم )به بافت قديمي شهر و يك اثر تاريخي كه در عكس بالا مشاهده مي كنيد اشاره دارد كه معتقد است اين بنا كششي به سمت اين view ايجاد كرده است كه متاسفانه اين فرضيه هم با توجه به زواياي گردش اين ديواره ها نتوانسته است اين امر را ميسر سازد و تنها در سويت هاي بالا ممكن است زواياي پرسپكتيوي ناقصي ايجاد كرده است و حتي نتيجه گيري دوم را نقض مي كند ( داشتن تنها يك منظره ) كه هر چند به نظر حقير ميشد يا ايجاد چند حفره هندسي در انتهاي ديواره ي بالكن ها ديد به قسمت ديگر ساختمان را مهيا ساخت و همچنين به سبك تر كردن بنا نيز بيانجامد 
اما سومين ايرادي كه براي اين بنا وارد است و متاسفانه در بسياري از هتل هاي ايران هم مشاهده مي شود نبودن دعوت كنندگي مناسب به اين بناهاي جذب توريسم است كه شايد يكي از مهمترين ركن ها در طراحي هتل باشد ! ورودي اين بنا به هيچ و جه تعريف نشده است و در صورتي كه كنسول بيرون آمده و آن گلدان را حذف كنيم متاسفانه ورودي براي اين پروژه ديگر باقي نمي ماند و به بيان ديگر هويت خود را از دست مي دهد كه شايد مي شد با ايجاد يك المان قوي تر در ورودي و متمايز ساختن در رنگ يا جنس مصالح در ديواره بنا و ايجاد سنگفرشي متفاوت با ديگر قسمت ها پياده رو آن را شاخص تر كرد . ( اين پيشنهاد ها در مقياس خرد مطرح مي شود كه تنها تغييراتي جزئي و شايد موثر به حجم بناست و به كليات آسيبي نرسد! )
 
اما در طراحي داخلي بنا سندرا تاروالا و ايزابل لوپز موفق تر بودند استفاده از نور طبيعي و هدايت شده و هدفمند ( پنجره هاي سقفي ) و تركيب آن با نور مصنوعي و متمركز – تناليته هاي رنگ مناسب در فضاهاي رستوران و كافي شاپ  – چيدمان هاي مناسب مبلمان در اتاق ها و فضاهاي عمومي – پويا كردن فضاي پشت بام – استفاده از گياهان مناسب در شكل دهي و شاداب تر كردن فضا  –  احيا و نمايش از معماري آسيايي به كمك المان هايي از آن معماري ها و چندين نكته ديگر … كه مي تواند درسي باشد براي طراحان معماري داخلي كه اين روزها كپي برداري از ژورنال هاي خارجي بخش عمده ايي از قوه فعال خلاقيت آنها شده است ! 

عتیقه زیرخاکی گنج