• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گیاهان سبز و تعداد کمی از گونه های باکتریها تنها موجوداتی هستند که می توانند از نور خورشید به عنوان منبع انرژی ، استفاده کنند . سایر ساکنان کرۀ زمین مصرف کنندۀ محصولات گیاهان سبز به شمار می روند . گیاهان دانه دار، برگها ، اندام اصلی تولید هستند. کلروپلاستهای یاخته های برگ انرژی نور را به دام می اندازند و در فرآیندی به نام فتوسنتز ، نور را به انرژی شیمیایی تبدیل می کنند .
برگها برای جذب انرزی ودی اکسید کربنی که برای فتوسنتز نیاز دارند سطح وسیعی پیدا کرده اند. به طور کلی برگها قطر بسیار کمی دارند . بنابراین هیچ یک از یاخته های تشکیل دهندۀ برگ نمی تواند در فاصلۀ بسیار دوری از سطح آن قرار داشته باشد . این ساختار ب این که جذب نور را آسان می کند، موجب می شود که گیاه به سرعت آب از دست بدهد. زیرا هر مجرایی که به دی اکسید کربن اجازه ورود بدهد ، می تواند به آب اجازه تبخیر دهد. بنابراین برکها مهمترین عامل ازدست رفتن آب گیاه هستند. تبخیر موجب خنک شدن برگها می شود، همان طور که عرق کردن موجب خنک شدن بدن انسان می شود . با این حال تعرق بیش از حد ، گیاه را در خطر جدی خشک شدن قرار می دهد. به همین دلیل ساختار تشریحی برگ به گونه ای است که توازنی بین جذب نور و دی اکسید کربن از یک سو و ذخیره سازی آب از سوی دیگر برقرار می شود. ویژگی های صرفه جویی آب در ساختار تشریحی برگ، بویژه در برگ گیاهان مناطق گرم و خشک مانند صخره های سنگی و بیابانها که در آنها از دسن رفتن آب خطر بزرگی برای حیات گیاه محسوب می شود، بارزتر مشاهده می شود.
اجزای برگ
برگهای دولپه ایها، اغلب با برگهای تک لپه ایها تفاوت دارند . برگ گیاهان دولپه ای از دو قسمت تشکیل شده است : پهنک و دمبرگ . دمبرگ غالباً باریک است در حالی که پهنک ، پهن و نازک است . رگبرگها که از آوندهای چوبی و آبکش تشکیل شده اند ، معمولاً از طریق دمبرگ وارد برگ می شوند ، و به صورت شبکه ای در تمام پهنک نفوذ می کنند . این رگبرگها علاوه بر اینکه وظیفۀ استحکام بخشیدن به بافت نرمتر پهنک را دارند ، آب و نمکهای معدنی را به برگ می رسانند و مواد غذایی ساخته شده را از برگ به خارج حمل می کنند .

دُمبرگ
دمبرگ به چند روش موجب افزایش بازدۀ فتوسنتزی برگ می شود. دمبرگ موجب دور شدن برگ از ساقه می شود و به این ترتیب مقدار سایه ای را که برگها روی یکدیگر می اندازند تا حد زیادی کاهش می دهد. همچنین برگها را برای پاسخ دادن به جریان هوا مناسب می سازد . این عمل بسیار مهم است ، زیرا لایه ای از هوای ساکن بنام لایۀ پیرامونی در سطح برگ تشکیل می شود. طی فرآیند فتوسنتز این لایۀ پیرامونی به سرعت دی اکسید کربن خود را از دست می دهد. حرکات برگ موجب جابجایی بیشتر هوا می شود و در نتیجه هوای تازه که میزان دی اکسید کربن آن بیشتر است ، در دسترس برگ قرار می گیرد. حرکات برگ موجب خنک شدن برگ نیز می شود.
دمبرگهای گیاهان بسیار متفاوتند. دمبرگ ممکن است بلند یا کوتاه ، استوانه ای یا پهن باشد و اغلب به قاعدۀ برگ چسبیده است . ولی در برخی از گیاهان مانند کرچک از پایین به قسمت وسط پهنک می چسبد . این نوع برگ، سپری نامیده می شود . برخی از برگها فاقد دمبرگند و مستقیماً به ساقه چسبیده اند ، چنین برگهایی را بی دمبرگ می گویند.
بعضی از برگها در قاعدۀ دمبرگ نوعی ضمایم ساختاری دارند که گوشوارک نامیده می شود. گوشوارکها گاهی در گیاهانی مانند نخود فرنگی شکلی پهنک مانند دارند و می توانند عمل فتوسنتز انجام دهند .
برگ تک لپه ایهایی مانند گیاهان علفی دمبرگ ندارند و به جای آن برگ از دو قسمت تشکیل شده که عبارتند از نیام و پهنک . پهنک غالباً نازک و پهن است و نیام معمولاً سبز و شاید تقریباً به اندازه خود پهنک طول داشته باشد و مانند غلافی ساقه را بپوشاند . نیام در بسیاری از گونه ها مانند ذرت ، حداقل تا یک میانگرۀ کامل امتداد یافته است . اگر محل اتصال بین پهنک و نیام را به دقت مورد مطالعه قرار دهیم ، قطعۀ نازکی از یک بافت بسیار ظریف که از نیام بالا آمده و ساقه را پوشانده است ، می بینیم . این ساختار زبانک نامیده می شود زبانک گاهی موجب می شود که آب . مواد زاید نتوانند به فضای بین نیام و ساقه نفوذ کنند . در برخی گونه ها که جو مثال خوبی از آنهاست ، پایۀ پهنک در محل اتصال به نیام با دو زایده که بی شباهت به لالۀ گوش نیستند ، به ساقه چسبیده است . این زایده را گوشک می گویند. دربرخی ازگیاهان هم زبانک و هم گوشک وجود دارد.

پهنک
در بیشتر برگها فرآیند فتوسنتز در پهنک انجام می گیرد. سطح پهن و تخت آن بیشترین سطح را برای جذب نور و دی اکسید کربن فراهم می کند، یاخته های داخلی آن نیز نزدیک به سطح قرار گرفته اند . بنابراین دی اکسید کربن با پیمودن مسیر کوتاهی در اختیار بافت فتوسنتز کننده قرار می گیرد.
شکل پهنک برگها بسیار متفاوت است و از این تفاوتها می توان در رده بندی گیاهان استفاده کرد. به همین دلیل واژه های تخصصی بسیاری برای توصیف ، نوک ، قاعده و حاشیۀ برگها ساخته شده است. مثلاً حاشیۀ برگها می تواند صاف و یا دندانه دار یا کنگره ای باشد. در برخی از برگها چنان کنگره های عمیقی به وجود می آید که پهنک به صورت واحدهای برگی جداگانه ای که برگچه نامیده می شوند، در می آید . این نوع برگ ، برگ مرکب نامیده می شود. در حالی که برگهای دیگری که دارای یک پهنک هستند برگهای ساده نام دارند. برگچه های یک برگ مرکب ممکن است خود به برگچه های کوچکتری تقسیم شوند، در این صورت برگ دو ترکیبی نام می گیرد و اگر این برگچه های فرعی نیز به نوبه خود تقسیم شوند به آن برگ سه ترکیبی می گویند.
تقسیم پهنک برگ به برگچه های کوچک برای گیاه منافعی در بردارد فضای بین برگچه ها موجب می شود که هوا بهتر در سطح برگ جریان پیدا کند و این مسأله ضمن کمک به خنک کردن برگ موجب جذب بهتر دی اکسید کربن و کاهش میزان تبخیر می شود . با این حال ، وجود این نوع برگ باید برای گیاه زیانهایی نیز در بر داشته باشد. زیرا گیاهانی دارند که هم برگهای ساده و هم برگهای مرکب دارند و احتمالاً توازن بین امتیازها و معایب در شرایط محیطی مختلف متفاوت است.

عتیقه زیرخاکی گنج